کوشش‏های بچه‌گانه عوامل کودتا برای سرپوش گذاشتن بر جنایت، همچنان ادامه دارد

تلاش برای حذف هر گونه ترانه موسوی!
در پی افشای ماجرای ترانه موسوی، نمایش ساختگی صداوسیمای غیرملی برای دروغ جلوه دادن اصل ماجرا، و سپس آشکار شدن دروغ‏های آن نمایش بچه‏گانه که با هوشیاری مردم و نامه‏‏ای از مهدی کروبی صورت گرفت؛ باز هم نشانه‏ای دیگر از این تلاش‏های ناموفق هویدا شده است.



به گزارش موج سبز آزادی، چندی پیش و پس از آنکه صداوسیمای غیرملی از قول یک کارشناس (قلابی!) سازمان ثبت احوال اعلام کرد که تنها سه نفر با نام ترانه موسوی در کشور وجود دارند، کاربران سبزاندیش اینترنت مچ دروغگویان را گرفتند و خبر از وجود افراد متعدد دیگری با نام ترانه موسوی دادند و مدارک آن را هم که موجود بود! ارائه کردند.

یکی از این شواهد، صفحه‏ای از پایگاه اطلاعاتی کتاب اول بود که فردی دیگر با نام ترانه موسوی را در گرگان معرفی می‏کرد. نکته قابل توجه اینجاست که اخیرا مراجعان جدید به این صفحه متوجه شدند که نام "ترانه موسوی" از آن حذف شده است.

با کمی دقت در تاریخ به روز رسانی این صفحه معلوم می‏شود که در 28 مرداد امسال، یعنی سه روز قبل، اطلاعات این صفحه تغییر کرده و با توجه به اینکه فرد تغییر دهنده این صفحه از تصحیح آدرس غلطی که در این صفحه وجود دارد (آدرس مربوط به زمانی است که استان گلستان تشکیل نشده بود و شهر گرگان در استان مازندران قرار داشت!) خودداری کرده، باید نتیجه گرفت که این به روز رسانی تنها برای حذف نام «ترانه موسوی» بوده و در ادامه سیاست سرپوش‏گذاری حامیان کودتا بر جنایت صورت گرفته در حق «شهید ترانه موسوی» صورت گرفته است.

هیچ نمی‌توان گفت، جز اینکه ای کاش مسئولین امر، به جای این همه تلاش در پوشاندن دروغ‏گویی صداوسیمای غیرملی و تهیه‏کنندگان آن برنامه، کمی هم صادق بودند و نسبت به اطلاع‏رسانی صحیح به مردم اقدام می‏کردند.


صفحه قبل از تغییر:



صفحه پس از تغییر:

فاطمه هاشمی از ریاست فدراسیون ورزش بیماری‌های خاص استعفا داد

خانم فاطمه هاشمی، دختر آیت ا... هاشمی رفسنجانی، از ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص استعفا داد. او مهم‌ترین دلیل این استعفا را عدم تمایل به همکاری با دولت دهم عنوان کرد.



به‌ گزارش گروه ورزش آفتاب، دکتر فاطمه هاشمی رفسنجانی که تاکنون علاوه بر مسئولیت بینیاد امور بیماریهای خاص، ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص را بر عهده داشت، از این سمت استعفا داد.

هنوز علت استعفای رئیس فدراسیون ورزشهای بیماران خاص کشور اعلام نشده‌است، اما احتمالاً طی روزهای آتی، فاطمه هاشمی، دلیل کنارگیره‌اش را توضیح خواهد داد.

گفتنی است فدراسیون ورزشهای بیماران خاص، در ابتدا با نام انجمن ورزشهای بیماران خاص به پیشنهاد فاطمه هاشمی بهرمانی ریاست بنیاد امور بیماریهای خاص با هدف ایجاد بسترهای مناسب جهت حضور مستمر کلیه افراد مبتلا به بیماریهای خاص در عرصه‌های مختلف اجتماعی و تقویت امید به زندگی و به فرداهای بهتر در آنان و ارائه خدمات ورزشی به افراد مبتلا به بیماریهای خاص شامل بیماریهای (سخت و صعب العلاج): نارسایی مزمن کلیه (دیالیزی)، ‌پیوند اعضا (شامل پیوند کلیه، قلب، ریه و کبد)، تالاسمی، هموفیلی، دیابتی، ام اس و سرطان با مجوز سازمان تربیت بدنی و تحت پوشش معاونت فرهنگی سازمان تربیت بدنی در دی ماه سال 1377 تاسیس و آغاز به کار نمود.

پس از حدود دو سال فعالیت و به لحاظ انحلال شاخه معاونت فرهنگی سازمان تربیت بدنی، انجمن ورزشهای بیماران خاص در سال 1379 تحت پوشش فدراسیون ورزشهای همگانی و در زمره انجمنهای فعال فدراسیون مذکور قرار گرفت.

این انجمن پس از حدود 7سال تلاش گسترده از طریق برگزاری مسابقات، همایشها و جشنواره‌های ورزشی در سطح قهرمانی کشور، تشکیل تیمهای ملی و حضور موفق در عرصه‌های بین‌المللی ورزشی به ویژه در گروه بیماران پیوند عضو شده و عضویت رسمی در فدراسیون جهانی ورزشهای پیوند اعضاء WTGF، سرانجام با پیگیری بنیاد امور بیماریهای خاص و درخواست‌های جامعه ورزشی بیماران خاص کشور با موافقت و مجوز سازمان تربیت بدنی، در چهاردهم اردیبهشت ماه سال 1384 و تحت پوشش حوزه مرکز توسعه ورزشهای همگانی و تفریحی سازمان تربیت بدنی به فدراسیون ورزشی آماتوری تحت عنوان «فدراسیون ورزشهای بیماران خاص» تبدیل و فاطمه هاشمی بهرمانی طی حکمی از سوی مهرعلیزاده ریاست وقت سازمان تربیت بدنی به سمت سرپرستی فدراسیون مذکور منصوب شد.

وی سپس در مجمع عمومی مورخ 84.12.16 فدراسیون با اکثریت قاطع آراء اعضا به سمت ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص انتخاب شده و 22 اسفندماه سال 84، حکم خود را از محمد علی‌آبادی معاون رئیس جمهور و ریاست سازمان تربیت بدنی با اعتبار چهار سال دریافت نموده بود.

اولین افطار ماه رمضان امسال، دور از عزیزان در بند

گزارش تصویری / افطار کنار دیوار اوین
خانواده های اسرای دریند، روزه اول ماه رمضان خود را کنار دیوارهای زندان اوین و در فراق عزیزانشان افطار کردند.



به گزارش موج سبز آزادی، پیش از 100 نفر از خانواده‏هایی که عزیزانشان اسیر حامیان کودتا هستند، با تجمع در مقابل زندان اوین با سردادن فریادهای الله‏اکبر، نسبت به ادامه این بازداشت‏های غیرقانونی اعتراض کرده و سپس همانجا روزه‏های خود را افطار کردند.









شعر پسر دکتر محمد ملکی برای پدر دربندش

تقدیم به پدر مبارز و دردمندم دکتر محمد ملکی و تقدیم به تمامی پدران ظلم ستیز دربند



پدر
ای مانده زخم زجر کین بر جسم پاک تو
پدر
ای آنکه با درد عزيز حق و آزادی
سرشته آب و خاک تو
معطر گشته روحت از صفای رنج
تو چون کوهی مقاوم
روبروی تند باد ظلم و جهل و گنج
تو ای چون يوسف اندر بند
به جرم پاک بودن پاک
تو ای افشاگر جور ستم کاران
تو ای بی باک
تو را اين بی خدايان میدهند آزار
همانان پيروان مذهب ضحاک
که خواب از چشمشان راندی
تويی بر چشمشان خاشاک
* * *
عجب ياران
دگر باره
عزيزان خدا را می دهند آزار
شده از اشک غم، چشم خدا نمناک
و دستان خدا بار دگر بر دفتر تاريخ
ظلمی را بود حکاک
صبوری میکنیم آخر
رسد روزی که گردد هر حسابی پاک
* * *
و اينجا در زمين بایر قدرت،
نباشد ياور مظلوم
مانند علی- آن کس که از درد ستم
دارد گريبان چاک
جوانمردی دگر...حاشاک.
چه سلطان پرور است این خاک.
* * *
پدر، آزاده‎ی دربند
همه دلتنگ ديدارت
که بی تو روح و جان غمناک
نجاتت را ز حق جوييم
گشوده دستمان تنها
به سوی درگه افلاک...
تو تنها ياوری يا رب
تو داری بر جفا و دردمان ادراک
عمار ملکی
شهریور 88

صدای اسلام سبز 2 - سخنرانی دکتر شریعتی با عنوان «نیایش»

بخش ویژه‌ای را در سایت تعبیه کرده‌ایم که در 30 روز ماه مبارک، ان‌شاء‌الله اگر توفیق پیدا کنیم، 30 سخنرانی از نواندیشان دینی و متفکران غیر متحجر مذهبی در دسترس کاربران قرار دهیم. برای اولین سخنرانی بخش ویژه «صدای اسلام سبز»، سخنرانی دکتر علوی‌تبار با موضوع «آیا دین بدون فقه ممکن است؟» را انتخاب کردیم که دیروز در دسترس مخاطبان گرامی قرار گرفت. برای امروز و دومین روز اما، سخنرانی معلم انقلاب، «دکتر علی شریعتی» با موضوع «نیایش» را برگزیده‌ایم که البته نیمه ابتدایی آن به بحث درباره «رنج‌های پیروان علی» اختصاص دارد. این سخنرانی در شب چهارم آبان 1351 شمسی برابر با 21 ماه رمضان 1392 قمری ایراد شده است؛ یعنی حدود 37 سال قبل! اما اگر حوصله کردید و به این سخنرانی یک ساعت و نیمه گوش دادید، متوجه خواهید شد که چرا این صدا پس از اینهمه سال، هنوز شنیدنی است؛ هم سخنان دکتر درباره رنج‌های علی و رنج‌های پیروان او، و هم نیایش‌های آسمانی او با صدایی که پس از گذشت 32 سال از خاموشی‌اش، هنوز در «قلب تاریخ» شنیده می‌شود.

دانلود نسخه کم حجم حدود 5 مگابایت
http://www.mowjcamp.org/files/file/20389


دانلود نسخه باکیفیت (حدود 15 مگابایت)
http://www.mowjcamp.org/files/file/20387

مطلبی متفاوت، در راستای موج آفرینی «سفره‌های سبز افطار»: طرز تهیه شله‌زرد سبز!

ظاهرا موج‌آفرینی «سفره‌های سبز افطار» نیاز به یکسری اقدامات آموزشی هم دارد. اولین اقدام در این زمینه، آموزش تهيه شله‌زرد سبز همراه با شعار است! از ایده‌های مشابه برای آموزش تهیه خوراکی‌های دیگر برای استفاده در سفره‌های سبز افطار، استقبال می‌شود.



این مطلب را نویسنده وبلاگ jangalesabz24 در این آدرس نوشته و البته تهیه این شله‌سبز! را برای پخش نذری در میادین به همراه چای سبز و یا زولبیای سبز پیشنهاد داده است.

عکس‌های آثار سبز خوراکی خود را هم برای ما بفرستید، و همچنین دیگر محصولات مشابه را. «موج سبز آزادی» جای همه مطالب و ایده‌های سبز است، نه فقط تحلیل‌های عمیق و یادداشت‌های اتو کشیده.

وبلاگ «جنبش راه سبز انزلی» راه‌اندازی شد

گروهی از فعالان جنبش سبز در بندر انزلی، وبلاگی را برای پوشش رسانه‌ای فعالیت‌های سبزها در این شهر شمالی ایران راه‌اندازی کرده‌اند.



به گزارش موج سبز آزادی، این وبلاگ که در آدرس rahesabz-anzali.blogspot.com راه‌اندازی شده، اخبار بندر انزلی را نیز در کنار اخبار و مقالات جنبش سبز منعکس می‌کند. برای مشاهده این وبلاگ روی آدرس زیر کلیک کنید:

http://rahesabz-anzali.blogspot.com

آخرین مطلب این وبلاگ، به یک نامه انتقادی به نماینده بندر انزلی اختصاص یافته و نویسنده‌ی این نامه در بخشی از این نامه، از «حسن خسته‌بند» نماینده بندر انزلی پرسیده است: «چرا با رفتار و گفتار خود به عنوان نماینده مردم در مجلس، ننگ همدستی با جنایات احمدی نژاد و حامیانش را به انزلیچی ها تسرّی می‌دهید؟»

«موج سبز آزادی» ضمن استقبال از فعالیت محلی و منطقه‌ای سبزها، از همه فعالان سبز شهرستان‌ها صمیمانه می‌خواهد فعالیت‌های خود را از طریق ایمیل اطلاع دهند تا گروه بیشتری از مخاطبان، به خصوص مخاطبان همان شهر و منطقه که احیانا با دیگر فعالان سبز منطقه خود ارتباطی ندارند، با این فعالیت‌ها آشنا شوند و به جمع فعالان جنبش سبز بپیوندند.

سومین شماره گاهنامه ادبی غریو، ادبیات جنبش سبز ایران، منتشر شد

شماره­‌ سوم گاه­نامه ادبی غریو، ادبیات جنبش سبز ایران، منتشر شد.



به گزارش موج سبز آزادی، در شماره­ 30 مرداد، آثار ادبی سبزی را از نادر خداپرور، علی­‌اشرف درویشیان، عطاءالله‌ مهاجرانی، ابراهیم هرندی، سیمین بهبهانی، عبدالجبار کاکایی، سجاد حصاری، علی­رضا زرّین، بهاره عامل نوغانی، احسان مرداسی، صدیقه وسمقی، فاطمه راکعی و دیگران می­‌خوانیم. پیش‌­تر شماره‌­های 1 و 2 گاه­نامه­‌ی غریو 7 و 17 مردادماه منتشر شده بود.

برای دریافت این شماره و شماره­های پیشین گاه­نامه به وبسایت غریو به آدرس

WWW.GHARIV.COM

مراجعه کنید.

همچنین این گاهنامه ادبی فراخوانی برای مناجات سبز مخصوص ماه مبارک رمضان در این شماره‌اش منتشر کرده که متن آن به شرح زیر است:

این هلال قدکمان دیگر است

فراخوان برای مناجات سبز

چه رویی از یاس و نومیدی می بیند کسی که امیدش به اوست و چه جای فریاد می ماند برای آن که فریادرسش اوست.

با فرارسیدن ماه ضیافت الهی غریو از تمام سبزاندیشان و همراهان جنبش سبز دعوت می کند تا اینبار نه با هموطنان خود، بلکه با خدای خود نجوا کنند. امید را از او طلب کنند و سرسبزی فردای میهن شان را از او بخواهند. بیداد را به دادگری او بسپارند و ظالم را به مشیت خداوندی او. برای مبارزه با تحجر، خشونت و ظلم از او یاری بطلبند و در راه برقراری صلح و پرهیز از خشونت به او توکل کنند و دل از او قوی دارند.

بیانیه شوراي هماهنگي اصلاح طلبان كرد در حمایت از رمضانزاده

شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان کرد با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن دستگیری عبدالله رمضانزاده اعلام کرد: آیا رمضان زاده مرتکب آدم کشی و تجاوز به حقوق مردم و شکنجه انسان‌های بی‌گناه شده که اینگونه با او می‌کنید؟ متن این بیانیه که در سایت نوروز منتشر شده به شرح زیر است:




ايرانيان خردمند، ملت شريف كرد!

همانگونه كه مستحضر هستيد ايامي چند ازدستگيري و بازداشت دكتر "عبدالله رمضان‌زاده" "رييس شوراي هماهنگي اصلاح‌طلبان كرد" مي‌گذرد، كه دراين مدت و در هنگام دستگيري بر اثر ضرب و شتم و شكنجه‌هاي غيرانساني دچار آسيب‌هاي جسمي و روحي فراواني شده و به همين دليل متاسفانه مدتي است كه در بيمارستان بستري شده است.

آيا پاداش زحمات و تلاش‌هاي چندين ساله‌ي رمضانزاده براي دفاع ازانقلاب و اجراي قانون اساسي و تشويق مردم به مشاركت در انتخابات اينگونه بايستي داده شود؟ آيا رمضان زاده مرتكب آدمكشي، تجاوز به حقوق مردم و شكنجه‌ي انسان‌هاي بيگناه شده كه بايد با او اين گونه رفتار شود؟ ما مطمئنيم كه برخورد هاي بدتر از اين، ذره‌اي ازاراده‌ي پولادين اين نواده‌ي كاوه را نه تنها سست نخواهد كرد بلكه همچنان كوه پيكر خواهد ايستاد.

اما افكار عمومي ملت شريف ايران و كردهاي آزادي‌خواه چنان از اين بازداشت‌هاي خودسرانه و غيرقانوني رنجيده شده كه جز اعاده‌ي حيثيت، آزادي زندانيان و دستگيري عاملان و آمران شكنجه، آن راالتيام نخواهد بخشيد. ما بار ديگر ضمن محكوم كردن دستگيري اين فرزند آزاده‌ي كرد و شكنجه هاي وحشيانه او كه منجر به بستري دربيمارستان شده خواستار آزادي فوري و بي‌قيد وشرط او مي‌باشيم.

اميد است مسئولان قضايي كشورمان به خود آيند و با آزادي همه‌ي زندانيان سياسي مرهمي بر زخم‌هاي پيكر آسيب ديده ملت قهرمان نهند.

شوراي هماهنگي اصلاح‌طلبان كرد

خانواده های دستگیر شدگان اخیر در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع اعتراضی بر پا کردند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین ، خانواده های دستگیر شدگان اخیر در مقابل این ۲ محل تجمع اعتراضی خود را برپا کردند. خانواده ها خواستار آزادی عزیزان خود هستند
روز شنبه ۳۱ مرداد حدود ۸۰ نفر از خانواده های بازداشت شده ها برای پیگیری وضعیت عزیزانشان به دادگاه انقلاب مراجعه کردند.برای عده ای قرار کفالت صادر شده بود که خانواده ها با نگرانی و اضطراب به دنبال تهییه فیش حقوقی و یا سند برای آزادی عزیزانشان بودند و با دهان روزه در گرما بین دادگاه انقلاب ٰ‌ارزیابی سند ٰ‌واداره ثبت اسناد سرگردان می دویدند تا بتوانند هر چه زودتر عزیزان خود را آزاد کنند.
تعدادی از بازداشت شده ها که اخیرا آزاد شده اند و با وکیل خود برای بررسی پرونده به دادگاه انفلاب آمده بودند با خانواده هایی برخورد می کردند که در این مدت نتوانسته بودند با عزیزان خود ملاقات کنند و نگران مضطرب ٰعکس عزیزان خود را به آنها نشان می دادند تا بتوانند از وضعیت سلامتی عزیزان خود خبر بگیرند.ولی نگهبانان جلو درب دادگاه انقلاب مانع ایستادن آنها می شدند و با داد و بیداد خانواده ها را از مقابل درب دادگاه انقلاب دور می کردند.

تعدادی از بازداشت شده ها از جمله سامان یاوری ٰ‌سید حسین نظامی و احسان سعادت امروز در حالیکه خانواده هایشان در مقابل دادگاه انقلاب برای روشن شدن وضعیت آنها و اینکه بیش از ۲ ماه است که در بازداشت بسر می برند و در این مدت هیچ گونه ملاقات با خانواده خود نداشته و منتظر برگزاری دادگاه چهارم خود در روز سه شنبه هستند و اینکه به وکلایی که از طرف خانواده ها برای آنها گرفته شده اجازه حتی ورود به دفتر حداد را نمی دهند تماس گرفتند و اعلام کردند در حالی که وضعیت جسمی چندان مساعدی ندارند مجبور به گرفتن روزه با غذای کم و کیفیت بد زندان شده اند که این نگرانی و اضزاب خانواده ها را در مورد سلامتی عزیزانشان بیشتر کرد.

همچنین تعداد زیادی از خانواده ها نیزدر گرما و بد مسیر بودن زندان اوین با دهان روزه در مقابل درب دژبانی زندان اوین تجمع کردند و خواهان ملاقات و آزادی عزیزان خود بودند.

بازخوانی پرونده لباس شخصی ها با عینک برادران لاریجانی

لباس شخصی ها که تاریخچه ای طولانی در تاریخ سیاسی ایران دارند، همواره از سوی مقام های مسوول، به گروهی ناشناخته و خودسر معرفی می شوند، آنچه دروغ بودنش بر همگان عیان است، تا در فاجعه آفرینی آنها، رد پایی از حاکمیت بر جای نماند. همانگونه که در تمام این سالها، جنایات این گروه، با یک سیاه بازی مضحک به عوامل ناشناخته و گاه وابسته به عوامل صهیونیستی نسبت داده شده است. سخنان آیت الله خامنه ای در نماز جمعه بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، زمانی که حمله کنندگان به کوی دانشگاه را یک مشت اراذل خواند یا وقتی اتفاقات ناشی از تکرار اعتراضات مردمی را باز شدن فضا برای فعالیت تروریست ها خواند، مصادیق روشنی از فرار مسوولان از عواقب عملکرد نیروهایی است که با مزد و مواجب آنها، اقدام به حرکت های خشونت آمیز می کنند.
محمد تهوری:

شبکه جنبش راه سبز (جرس): بازگشت دوباره و البته پررنگ تر نیروهای لباس شخصی و فاجعه آفرینی آنان، با پرده برداری از واقعیت این گروه توسط جواد لاریجانی، آنچه را بیش از پیش روشن کرد، ارتباط تشکیلاتی و ارگانیکی این گروه با عالیترین مقام کشور است که همواره کوشیده است این ارتباط را پنهان و این گروه را بی ارتباط با نیروهای رسمی، نظامی و قانونی کشور معرفی کند.


لباس شخصی ها که تاریخچه ای طولانی در تاریخ سیاسی ایران دارند، همواره از سوی مقام های مسوول، به گروهی ناشناخته و خودسر معرفی می شوند، آنچه دروغ بودنش بر همگان عیان است، تا در فاجعه آفرینی آنها، رد پایی از حاکمیت بر جای نماند. همانگونه که در تمام این سالها، جنایات این گروه، با یک سیاه بازی مضحک به عوامل ناشناخته و گاه وابسته به عوامل صهیونیستی نسبت داده شده است. سخنان آیت الله خامنه ای در نماز جمعه بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، زمانی که حمله کنندگان به کوی دانشگاه را یک مشت اراذل خواند یا وقتی اتفاقات ناشی از تکرار اعتراضات مردمی را باز شدن فضا برای فعالیت تروریست ها خواند، مصادیق روشنی از فرار مسوولان از عواقب عملکرد نیروهایی است که با مزد و مواجب آنها، اقدام به حرکت های خشونت آمیز می کنند.


از این دست نمونه ها بی شمارند. سیاه بازی های مجلس هشتم به ریاست علی لاریجانی در ارائه گزارش هیات بررسی کننده حوادث کوی دانشگاه تهران، و انگشت اتهام را متوجه نیروهای لباس شخصی نشانه رفتن، نمونه ای دیگر است. در این ماجرا نمایندگان مجلس و شخص نایب رئیس آن، با تاکید براینکه مقصر لباس شخصی ها هستند و مجلس و رئیس آن سخت در پی افشای هویت واقعی آنها است. کوشیدند وانمود کنند که حتی هویت این افراد مهاجم و متجاوز به حقوق دانشجویان، برای رئیس مجلسی که سالها در کسوت ریاست سازمان صدا و سیما از خدمات این گروه بهره مند بوده، و سالها بر کرسی دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه زده، ناشناخته است. حال آنکه کلید حل ماجرا در جیب برادر بزرگتر علی است و قطعا از استدلال و خبری که جواد دو هفته بعد از گزارش مجلس به رسانه ها می دهد مطلع بوده است.


جواد لاریجانی حدود دو هفته بعد از اینکه خبر آمد که رئیس مجلس سخت در پی افشای هویت واقعی لباس شخصی هاست، کار برادر را راحت کرد، تا ایشان به دیگر امور مملکتی برسد. جواد لاریجانی در گفتگو با جام جم آنلاین می گوید:
"اين بحثي كه به عنوان لباس شخصي راه انداخته‌اند يك بحث كاملا انحرافي است. مثل همه جاي دنيا، ضابطان قانون در ايران هم متعددند. من مثالي براي شما مي‌زنم. چند سال قبل به علت اين كه يك سياهپوست در لس‌آنجلس كشته شد آشوب‌هايي به وجود آمد. براي مقابله با اين آشوب‌ها، ابتدا پليس محلي آنها كه به آن Local Sheriff مي‌گويند وارد عمل شدند. وقتي اين نيروها نتوانستند اوضاع را اداره كنند از پليس ايالتي استفاده كردند. زماني كه اين نيروها نيز موفق نشدند از نشنال گارد (National gard) استفاده كردند و زماني كه اين نيروها هم موفق نشدند از نيروهاي امنيتي پليس فدرال آمريكا (FBI) استفاده كردند. ببينيد براي ايجاد امنيت ما هم به همين شكل عمل مي‌كنيم. اين كه مساله نيروهاي لباس شخصي را مطرح مي‌كنند، نيروي بسيج ضابط قانوني ماست و در اساسنامه بسيج اين نيرو به عنوان يكي از ضابطين قانون معرفي شده است. بسيج مثل پليس مسووليت دارد. اين كه حالا يك پليس لباس شخصي داشته باشد يا خير مسووليت حضرات نيست كه آن را تعيين كنند. در همه جاي دنيا پليس به تناسب كار خودش گاهي شخصي است و گاهي شخصي نيست. آلوده كردن اين مباحث با شكلي بسيار سطحي، فقط براي مشوه كردن اذهان مردم است. البته اين مسائلي كه در زندان اتفاق مي‌افتد ربطي به بدنه پليس و بسيج ندارد. آنها ضابطين هستند و متخلفان را دستگير مي‌كنند و تحويل زندان مي‌دهند و اين كار بدنه نيروهاي امنيتي نيست كه در زندان هم به دنبال اينها باشند، اما همان‌طور كه قبلا گفتم سپهر اين تخلفات جداست."


اما جواد نگفت که دادن ماموریت به این افراد بدون کارت شناسایی و برگه ماموریت چه مشکلاتی و مفاسدی ایجاد می کند. فعالیت بدون شناسنامه آنهم با واگذاری اسلحه و دیگر تجهیزات پلیسی، همین خواهد شد که اینها هر کاری می توانند انجام دهند و در مواقعی اقدامات آنها حتی برای آمران بحران زا می شود.


البته این اولین بار نیست که از سوی عضوی از مجموعه حکومت، لباس شخصی ها بعنوان یک نیروی قانونی و رسمی معرفی می شوند. پیش از این در سال 1382 نیز قاضی مرتضوی که بعنوان دستیار آیت الله خامنه ای در قوه قضائیه عمل می کند، اعلام کرده بود که این گروهها زیر نظر او مشغولند. قاضی مرتضوی در سخنانی که در زمان خود، بازتاب رسانه یی گسترده ای داشت به این مهم اشاره کرده بود که:
"دستگيری ها و بازداشت های گسترده روزهای اخير که با ماشين های شخصی و اسپری بيهوش کننده و توسط لباس شخصی ها انجام می شد با احکام وی صورت گرفته است."


در پی سخنان قاضی مرتضوی و اعتراف وی مبنی بر اینکه لباس شخصی ها به دستور وی و بعنوان ضابط دستگاه قضایی عمل می کنند، رسانه ها این سخنان را اینگونه تبیین کردند:
آنچه از آن بعنون نيروهای لباس شخصی و خودسر نام برده می شود و در واقع بخشی از قوه قضائيه و ضابطان و ماموران غيررسمی و غيرقانونی اين دستگاه هستند که مسلح به قمه، چاقو، زنجير، باتوم برقی و کابل، بی سيم و باسيم، نارنجک، گاز اشک آور و اسلحه کمری در شهرها به حرکت درآمده اند و معترض شکار می کنند. بعبارت ديگر ضابطين قوه قضاييه از دو بخش تشکيل شده اند: بخش نخست يعنی بخش قانونی آن عبارتند از نيروهای انتظامی که زير نظر وزارت کشور عمل ميکند و پليس قضايی است؛ و بخش دوم يعنی بخش غيررسمی و غيرقانونی آن همان لباس شخصی ها هستند، که در کنار سازمان امنيت موازی و غيرقانونی وارد عمل شده اند. اين لباس شخصی ها عملا کارمندان غيررسمی و غيرقانونی قوه قضائيه هستند و از نظر تجهيزات و رده سازمانی به همان شکل سازمان دهی شده اند که نيروهای انتظامی. همان ابزارهای نيروی انتظامی، نظير بی سيم و باتوم و گاز اشک آور را در اختيار دارند که در اختيار نيروهای انتظامی است.

مبانی فکری لباس شخصی ها

تحلیل مبانی فکری لباس شخصی ها، زمانی معنا پیدا می کند که به عملکرد این گروه بعنوان عناصری ایدئولوژیک نگاه شود. بعبارت دیگر، این گروه را زمانی می توان به لحاظ فکری مورد تجزیه و تحلیل قرار داد که فرض این باشد که آنها براساس اعتقادات و باورهای مذهبی یا سیاسی عمل می کنند، حال آنکه واقعیت غیر از این است.

این گروه براساس آنچه بارها از زبان افراد مختلف در طبقه حاکمیت اعلام شده بعنوان ضابط دستگاه قضایی و سازمانهای امنیتی عمل می کنند. بنابراین آنچه آنها را به این کار تشویق می کند حقوق و مزایای مادی و مسولیت شغلی و سازمانی آنهاست. آنها خود را مکلف به انجام وظیفه شغلی می دانند، منتهی یک نکته اینجا وجود دارد و آن اینکه چون ذات شغلی این افراد اعمال خشونت است و اعمال خشونت غیرقانونی، آنهم از نوع قتل و آدم ربایی کاری نیست که انسانها به سادگی از عهده آن برآیند، تهیه و تدارک خوراک فکری برای آنها، بعنوان راهی برای بالا بردن بهره وری شغلی مورد توجه آمران و رهبران این سازمان قرار دارد. بر این اساس است که می بینیم، مداحان مشهور و وعاظ نقشی کلیدی در این سازمان پیدا می کنند، چراکه آنها می توانند این خوراک فکری را تامین کنند.

یکی از وبلاگ نویسان، که به نظر بلاگر ها، از حامیان احمدی نژاد و از تامین کنندگان خوراک فکری لباس شخصی هاست، در مطلبی که اخیرا با عنوان "وقتی فهمیدید حق با شماست از کشتن و کشته شدن نهراسید" بر روی وبلاگ خود نهاده، می نویسد:

" جمله کوتاه است اما سنگين. کشتن و کشته شدن خيلي آسان نيست. اما اولي با دومي کلي متفاوت است. کشته شدن را بيشتر ماها در راه حق راحت تر بر مي‌تابيم تا کشتن. اين چنين جا افتاده است که کشته شدن يعني مظلوميت و کشتن يعني ظلم. کسي که کتک مي‌خورد مظلوم است و کسي که کتک مي‌زند ظالم. شايد اين موضوع را تاريخ به ما آموخته است که مقتولين عمدتا به دست ظالمين کشته مي‌شدند و شکنجه. از زماني که هابيل به قابيل گفت که اگر بخواهي مرا بکشي من نمي‌خواهم تو را بکشم انگار يک عرف نانوشته‌اي اين موضوع را جا انداخته که معمولا مظلومين کشته مي‌شوند چرا که آنها معتقد به اني اخاف‌الله رب‌العالمين ( مائده 28) هستند . اما در جمله امام "کشتن" جلوتر از "کشته شدن" آمده است. انگار که ورق تاريخ برگشته باشد. وقتي امام مي‌گفت: جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم انگار مي‌خواست زمانه را با تفسير ديگري از قران مطابقت داده باشد که : و قاتلوهم حتي لا تکون فتنه ( بقره 193) . فاقتلوا المشرکين حيث وجدتموهم ( توبه 5 ) امر به کشتن مي‌دهد."
منبع: naghimokhtari.blogfa.com


چهره های شاخص لباس شخصی ها

در روزها و هفته های پرماجرای گذشته که روزهای شلوغ لباس شخصی ها نیز به شمار می رفت نام پنج واعظ و مداح تهران بعنوان سامان دهنده سازمان لباس شخصی ها در رسانه ها مطرح شد. آنها از این افراد نام بردند:

حجت السلام حسن طائب، فرمانده نیروی مقاومت بسیج که گفته می شود مدتی در زندان اوین بازجو بوده و هم اکنون در هماهنگی با فرزند آیت الله خامنه ای، هدایت لباس شخصی ها را برعهده دارد. غیر از طائب که مسوؤلیت بسیج را برعهده دارد از پنج مداح به نامهای حاج منصور ارضی، حسین سیب سرخی، حسین سازور، احمد قدمی و روح اله بهمنی نیز بعنوان رهبران لباس شخصی ها یاد می شود. اما پرواضح است که آنچه بر عهده مداحان گذاشته می شود بالابردن روحیه لباس شخصی ها برای اعمال خشونت علیه مردم است و آنکه در جایگاه رهبری و آمر اصلی نشسته، کسی نیست جز مقام مافوق مسولان نظامی و انتظامی و امنیتی و قضایی که فرمان همکاری با لباس شخصی ها را صادر می کند.

تجربه نشان داده است که رده های مدیریتی و ارشد لباس شخصی ها، بعد از اثبات وفاداری به سیستم از جایگاه حکومتی بالایی نیز برخوردار می شوند که این خود، انگیزه ایی است برای رده های پایین تر برای ایفای بهتر مسوولیت. اگر به سوابق مسوولان حکومتی با دقت و از منظر آشنایی با جایگاه آنها در سازمان لباس شخصی ها نگاه شود این افراد قابل شناسایی هستند که در اینجا به نام سه نفر از مشهورترین آنها اشاره می کنم:

1. محمود احمدی نژاد
محمود احمدی نژاد که آیت الله خامنه ای امروز او را از آیت الله هاشمی که پنجاه سال سابقه دوستی با او دارد به خود نزدیکتر می داند، پیش از ورود به پاستور و بهشت، از رده های قابل اطمینان سازمان لباس شخصی ها بود. محمود احمدی نژاد که متهم به قتل دکتر سامی است، در ماجرای سال 78 کوی دانشگاه تهران، حضوری فعال داشت. او از جمله رهبران موتور سوارانی بود که عصر دوشنبه بعد از وقوع حادثه کوی دانشگاه به تجمع دانشجویانی که به دعوت اساتید دانشگاه تهران در مسجد این دانشگاه تجمع کرده بودند، یورش بردند و بعد از آن همزمان با راه اندازی آشوب های ساختگی در نقاط مختلف شهر تهران به خبرگزاری ایرنا حمله کرده و قصد تصرف این سازمان را داشتند. احمدی نژاد در این مقطع رئیس بسیچ دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران بود. (عکس احمدی نژاد سوار بر موتور و حرکت در پیشانی گروه موتور سواران مهاجم در آرشیو خبرگزاری ایرنا موجود است.)

2. مرتضی آقاتهرانی
مرتضی آقاتهرانی که اینک برکرسی نمایندگی مردم تهران در مجلس تکیه زده، از وعاظ قم و از شاگردان آیت الله مصباح یزدی بود که با برگزاری جلساتی با عنوان "درس اخلاق" آنچه یاد می داد بی اخلاقی بود و بس. شاگردان مرتضی آقا تهرانی که اغلب طلاب مدرسه معصومیه قم را تشکیل می دادند، از فعالان لباس شخصی در سرکوب تجمعات، حمله به بیوت علما و مراجع و ضرب و شتم جوانان بودند. مرتضی آقا تهرانی از بنیادگراترین طلاب حوزه علمیه است که برای چند سال نیز به بهانه تحصیل به دانشگاههای کانادا و امریکا اعزام شد تا به ترویج ایدئولوژی حکومت اسلامی بپردازد.

3. حسین الله کرم
حسین الله کرم که اینک بعنوان وابسته نظامی در حوزه بالکان، فعال است، پیش از این بعنوان سردسته انصار حزب الله نقشی کلیدی در هدایت و رهبری لباس شخصی ها داشت. از دخمه (محلی در شهرری تهران) بعنوان پایگاه او یاد می شد، جایی که نامش در پرونده های متعدد از جمله قتل های زنجیره یی، ماجرای کوی دانشگاه و پرونده های متعدد قتل و کشتار به مطبوعات راه یافت. او اینک جای اش را حجت السلام خرازی برادر همسر مسعود خامنه ای، پسر سوم آیت الله خامنه ای داده است.

4. مسعود ده نمکی
او که امروزه فرصت می یابد بدون سابقه فرهنگی و هنری، با مجوز از بالا، فیلمی به سازد که رکورد فروش سینمای ایران را بشکند، از جمله مشهور ترین چهر ه های لباس شخصی است که متهم به قتل عزت ابراهیم نژاد، شهید حادثه سال 78 کوی دانشگاه تهران و از جمله فعالان لباس شخصی در حوادث یک دهه گذشته است که توسط لباس شخصی ها آفریده شده است. گفتنی است وقتی در سال 78 در جریان کوی دانشگاه شخصا شاهد فعالیت او بودم، در گزارشی که روزنامه ایران آن را چاپ کرد او را یکی از عاملان اصلی حادثه کوی معرفی کردم. ده نمکی با ارسال پاسخی به روزنامه ایران اعلام کرد که بعنوان خبرنگار در این ماجرا فعال بوده است. اما او پاسخ نداد که کدام خبرنگار بی سیم بدست و اسلحه به کمر در حوزه خبری حاضر می شود و به دیگران امر و نهی می کند.

هستند افراد دیگری که می توان در این فهرست نام شان را گنجاند مثل برادران دانشجو که در حال حاضر یکی در شورای شهر و دیگری مسئول ستاد انتخابات وزارت کشور و کاندیدای وزارت علوم و سومی رئیس دانشگاه تربیت مدرس است، مهدی کوچک زاده کسی که با تقلب بر کرسی نمایندگی مردم تهران در مجلس نشسته است، سردار ذوالقدر معاون ستاد کل نیروهای مسلح، حجت السلام ذوالنور فرمانده سابق تیپ امام جعفر صادق، حجت الاسلام قاسم روانبخش از شاگردان خلف مصباح یزدی و حجت الاسلام رسائی راه یافته مجلس شورای اسلامی و بسیاری دیگر که نام خود را دانشجو، طلبه، استاد دانشگاه و سرباز گمنام (بخوانید بدنام) امام زمان می گذاشتند ولی همه وقت شان در سازمان لباس شخصی ها به سرکوب و ضرب و شتم مردم می گذشت.

بعد از علی لاریجانی که می گوید شبانه روز در حال تحقیق برای کشف هویت لباس شخصی ها و سپردن آنها به محکمه است و بعد از جواد لاریجانی که زحمت برادر را کم کرده و می گوید اینها بخشی از نظام و ضابطان دستگاه قضایی و گروهی قانونی هستند، نوبت به برادر سوم صادق لاریجانی رسیده است تا موضع خود را در قبال این افراد روشن کند. آیا او می پذیرد که کماکان از لباس شخصی ها بعنوان ضابط دستگاه قضایی استفاده کند و با سپردن اسلحه و باتوم و گاز اشک آور به آنها، ماموریت ضرب و شتم مردم و دستگیری را به آنها بدهد یا نه؟ این سوالی است که خیلی برای پاسخش لازم نیست زمان صرف کنیم. بزودی موضع این برادر نیز روشن می شود. آن روز خواهیم فهمید آیت الله خامنه ای چه نقشی را به برادر سوم داده و او مامور به چه تکلیفی در حوزه "مأموران لباس شخصی" است.

علی کریمی با بازوبند سبز به میدان رفت

شبکه جنبش راه سبز (جرس) : علی کریمی در نیمه اول دیدار روز جمعه تیم های ذوب آهن و استیل آذین با بازوبند کاپیتانی سبز رنگ در زمین حاضر شد، اما در نیمه دوم وی دیگر بازوبند کاپیتانی را در بازو خود نبسته بود.

او پیش از این نیز به همراه چند تن از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران برای حمایت از جنبش سبز، در دیدار تیم های ایران و کره جنوبی از مچ بندهای سبز استفاده کرده بودند که در آن دیدار هم پس از به پایان رسیدن نیمه اول، تحت فشار مسئولان دولتی وادار به در آوردن مچ بندهای سبز خود شدند.

این حرکت شش ملی پوش ایرانی مورد استقبال مردم قرار گرفت و بسیاری از آنها به عنوان شش ورزشکاری یاد می کنند که یادآور خاطره پهلوانی و همدلی غلام رضا تختی با مردم ایران است.

ادعای جدید فرمانده سپاه تهران:300 هزار نفر برای اعتراضات سازماندهی شده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شبکه جنبش راه سبز(جرس): فرمانده سپاه تهران بزرگ در ادعایی جدید گفت « حدود 300 هزار نفر در سازمان راي اغتشاشات سازماندهي شده بودند و همين افراد جريانات خياباني را بعد از انتخابات رياست جمهوري به راه انداختند.»



سرتیپ دویم پاسدارعبدالله عراقي در همايش ناگفته هاي پس از انتخابات با حضور در بسيج جامعه زنان، اعتراضات مردمی و مسالمت آمیز به کودتای انتخاباتی را «اغتشاشات» نامید و ادعا کرد که این اعتراضات سازمان يافته بوده است.



عبدالله عراقی همچنین بر نقش بسیج در سرکوب اعتراضات مردم تاکید کرد و گفت « حضور پر قدرت بسيج براي مقابله با اغتشاشات باعث شد تا اين اغتشاشات مهار و ادامه پيدا نکند.»



وی در ادامه اظهاراتش از ایجاد سازمان رای در جریان انتخابات به عنوان «سازماندهی برای اغتشاشات» نامبرد و مدعی شد«حدود 300 هزار نفر در اين سازمان سازماندهي شده بودند و همين افراد جريانات خياباني را بعد از انتخابات رياست جمهوري به راه انداختند.»



سرتیپ دوم پاسدارعراقی علاوه بر بسیج، نقش سپاه در سرکوب مردم را نیز تائید کرد و گفت «معترض نیز ما به عنوان پاسداران انقلاب اسلامی در مقابل اين اغتشاشات احساس مسئوليت کرديم و نتوانستيم ساکت بنشينيم.»



اظهارات این فرمانده ارشد سپاه پاسداران در حالی است که خود وی در دی ماه 87 و در حالی که هنوز 6 ماه به انتخابات فرصت باقی بود طی اظهاراتی در مراسم توديع و معارفه فرماندهان سابق و جديد بسيج وزارتخانه ها و ادارات که در خبرگزاری رسمی دولت،ایرنا ، منتشر شد گفته بود « بايد وزرا، دولت و آقاي احمدي نژاد را حمايت كنيم؛ چرا كه مقام معظم رهبري هم از اين دولت حمايت كرده اند و ما هم موظفيم پشت سر حضرت آقا حركت كنيم تا اين دولت حزب اللهي موفق شود.»



وی همان روز خطاب به اعضای سپاه پاسداران و بسیج گفته بود«بعضا برخي برادران برداشت هايي دارند؛ مثلا مي گويند چرا از ما كار نظامي نمي خواهند. امروزه 70 درصد رويكرد بسيج در جبهه نرم است و تنها 30 درصد كار نظامي از ما مي خواهند كه آن هم عمدتا از مجموعه گردان هاي عاشورا و الزهرا است.امروز دولت، دولت كريمه است و مجموع وزرا از رزمندگان اسلام هستند ولي در دوره دوم خرداد هر روز يكي از اين ها مي خواستند يكي از اين وزارتخانه ها را تعطيل كنند و استعفاي دسته جمعي بدهند. »



سرتیپ دوم عراقی در آخرین روز دی ماه 87 پیشاپیش از آمادگی برای کودتای انتخاباتی و سرکوب مردم در صورت اعتراض نیز خبر داده و گفته بود «بسيج بايد اين توانمندي را در خود ايجاد كند كه اگر يك روزي چنين چيزي به وجود آمد، وارد صحنه شود و در برابر اتفاقاتي مثل اعتصاب رانندگان اتوبوس ها، آمادگي لازم را داشته باشد.»

پشت پرده انتقام جویی سعید مرتضوی،حسن حداد و متین راسخ از عبدالفتاح سلطانی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی وکیل مدافع حقوق بشر و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر در ایران در نامه سرگشاده ای خطاب به حجت الاسلام صادق لاریجانی رئیس جدید قوه قضائیه ضمن فاش کردن بخشی از فشارها و تهدید هایی که بر عبدالفتاح سلطانی وارد می شود، از صادق لاریجانی خواست در صورتی که قوه قضائیه مدعی بی طرفی و عدم سیاست زدگی است، حکم آزادی سلطانی را صادر و وعده خود در مورد مجازات افراد خاطی در قوه قضائیه را اجرا کند.



همسر عبدالفتاح سلطانی در این نامه تاکید کرده که « آقای سلطانی از جانب معاون امنیت تهدید به زندان طولانی مدت می شود و قرار بازداشت وی را طرف دعوای او (بازپرس متین راسخ) امضا و صادر می کند و پرونده وی را طرف دیگر دعوای او (دادستان مرتضوی) اجازه ی ورود به دادگاه نمی دهد».



عبدالفتاح سلطانی وکیل مدافع حقوق بشر که وکالت شمار قابل توجهی از فعالان سیاسی و اجتماعی،روزنامه نگاران و بسیاری دیگر از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران را به صورت داوطلبانه و رایگان بر عهده داشته است، سه شنبه 26 خرداد در منزلش بازداشت شد و به غم آنکه هیچ گونه فعالیت انتخاباتی نداشت تاکنون بیش از دو ماه است که بازداشت باقی مانده است.



سعید مرتضوی دادستان تهران چهارسال پیش در تابستان 84 عبدالفتاح سلطانی را بازداشت و نزدیک به 220 روز در بازداشت نگهداشت که بیشتر این مدت آقای سلطانی در سلول های انفرادی محبوس بود.دادگاه بدوی در هماهنگی با مرتضوی عبدالفتاح سلطانی را به 5 سال زندان محکوم کرد اما با اعتراض وی به حکم صادره در نهایت دادگاه تجدید نظر عبدالفتاح سلطانی را از اتهامات وارده از سوی دادستان تهران تبرئه کرد.پس از آن سعید مرتضوی با این ادعا که براساس شنود مکالمات سلطانی به وی فحش داده شکایت شخصی علیه عبدالفتاح سلطانی انجام داد که این شکایت نیز در نهایت از سوی دادگاه تجدید نظر منتفی و ادعای مرتضوی رد شد.



عبدالفتاح سلطانی پس از آزادی علیه سعید مرتضوی و متین راسخ قاضی دادگاه انقلاب که جریان بازداشت سال 84 وی تخلفات گسترده ای انجام داده بودند اعلام شکایت کرد اما به شکایت او هرگز رسیدگی نشد.



روز سه شنبه26 خرداد و در جریان کودتای انتخاباتی اما بار دیگر عده ای از ماموران تحت امر مرتضوی به خانه عبدالفتاح سلطانی هجوم برده و این وکیل مدافع حقوق بشر را که فعالیت انتخاباتی نداشت در جریان بازداشت های خانه به خانه فعالان سیاسی و انتخاباتی بازداشت کردند.بازداشتی که به نظر نمی رسد جز حس انتقام جویی مرتضوی و متین راسخ از عبدالفتاح سلطانی دلیل یا انگیزه دیگری در آن دخالت داشته باشد.



وکیل عبدالفتاح سلطانی در روزهای اخیر به رسانه ها گفت که حتی حکمی که ماموران چهار روز پس از 22 خرداد و در هنگام بازداشت عبدالفتاح سطانی در منزل به وی نشان داده اند غیر قانونی بوده واین حکم عمومی از سوی دادستانی تهران و به تاریخ 2 روز قبل از انتخابات 22 خرداد بوده که در آن به ماموران اختیار داده بودند که هرکسی که قصد اخلال در روند انتخابات را داشته باشد بازداشت کنند.



او همچنین به نقل از همسر عبدالفتاح سلطانی گفت که هفته گذشته یکی از مسئولان دادسرای انقلاب اسلامی تهران به سلول انفرادی آقای سلطانی رفته و ضمن تهدید‌های مختلف، از ایشان خواسته است، تعهد بدهد که همکاری‌اش را با کانون مدافعان حقوق بشر و سرکار خانم عبادی قطع می‌کند و هم‌چنین در زمینه‌ پرونده‌هایی که وکالت آن‌ها را بر عهده می‌گیرد، هیچ مصاحبه ای انجام ندهد.



عبدالفتاح سلطانی اما زیر بار امضای چنین تعهد نامه‌ای نرفته و اعلام کرده است که اگر چنین نامه ای را امضا کند، آزادی‌های شخصی خودش را انکار کرده است.حسن حداد معاون امنیتی دادستانی تهران اما سلطانی را تهدید کرده که این بار برای وی ۱۰ سال حبس تعیین خواهد شد. سلطانی نیز گفته که «دفعه‌ پیش نیز برای من پنج سال حبس بریدید؛ ولی من تبرئه شدم» حسن حداد اما وی را تهدید کرده و گفته «این بار با دفعه‌ پیش فرق می‌کند.»



متن نامه سرگشاده معصوه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی به رئیس قوه قضائیه حجتالاسلام صادق لاریجانی چنین است:




بسمه تعالی

ریاست محترم قوه ی قضائیه جناب آقای لاریجانی

با سلام؛

در خصوص بازداشت عبدالفتاح سلطانی وکیل پایه یک دادگستری به عرض می رساند:

70 روز پیش نامبرده بدون حکم از محل کار خود بازداشت شد. (از 27/3/88 با حکم دستگیری های خیابانی) و قرار بازداشت وی با امضای کسی که طرف دعوای آقای سلطانی بوده صادر شد و هم اکنون مدت ده روز است که ایشان قرار دو ماهه را پشت سر گذاشته و بلاتکلیف در زندان به سرمی برند.که طبق قانون پس از 60 روز می بایست متهم یا با قرار آزاد شود و یا قرارش تمدید گردد.



اینک مستدعی است: اگر شأن و اعتبار هر کشور به قوه ی قضاییه ی آن کشور است؛ اگر دستگاه قضایی بر پایه ی عدل و قانون می چرخد؛ اگر قوه ی قضاییه ی کنترل کننده ی نفوذ دست های غیر قضایی است؛ اگر قاضی مستقل است؛ اگر دلایل و مستندات بر استنباطات و خصومت های شخصی ارجح است؛ اگر بی طرفی بر قوه ی قضاییه حاکم است؛ اگر تحقق حقوق شهروندی از اهداف قوه ی قضاییه است؛ اگر قوه ی قضاییه سیاست زده نیست و ...... پرونده ی آقای عبدالفتاح سلطانی _ وکیل پایه ی یک دادگستری _ را شخصاً پیگیری نمایند؛ چراکه آقای سلطانی از جانب معاون امنیت تهدید به زندان طولانی مدت می شود و قرار بازداشت وی را طرف دعوای او (بازپرس متین راسخ) امضا و صادر می کند و پرونده ی وی را طرف دیگر دعوای او (دادستان مرتضوی) اجازه ی ورود به دادگاه نمی دهد.حقوق شهروندی به صراحت نقض می شود.(مثل عدم ملاقات حضوری با خانواده و وکیل) حقوق متهم فراموش می شود.(مثل زدن چشم بند و ...). در حالیکه همگان میدانند آقای سلطانی فقط یک فعال حقوقی است و در هیچ یک از فعالیت های انتخاباتی شرکت نداشته است .



لذا ازآن مقام محترم تقاضای رسیدگی به پرونده ی آقای سلطانی وآزادی ایشان بویژه محاکمه ی افراد خاطی و مجرم را بنا به فرمایشات امیدبخش آن مقام محترم دارم.



معصومه دهقان
همسر عبدالفتاح سلطانی
30 مرداد 88

رسول منتجب نیا: طرح بازداشت موسوي و كروبي توطئه‌ طراحان شيطان سيرت است

شبکه جنبش راه سبز(جرس): همزمان با تاکید ضمنی آیت الله احمد جنتی در نماز جمعه بر طرح بازداشت موسوی و کروبی و آنچه دبیر 83 ساله شورای نگهبان رهبران اصلی اعتراضات اخیر نامید، حجت الاسلام رسول منتجب نیا طرح بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی را مشابه توطئه هایی چون قتل های زنجیره ای و حمله به کوی دانشگاه دانست و هشدار داد که « طرح بازداشت موسوي و كروبي توطئه‌ ای است كه از سوي طراحان شيطان سيرت صورت مي‌گيرد.»



قائم مقام حزب اعتماد ملی همزمان با اظهارات روز جمعه احمد جنتی در نماز جمعه تهران در مورد بازداشت رهبران اعتراضات اخیر، گفت « بحث‌هايي درخصوص بازداشت و مجازات ياران امام همچون آقاي موسوي و كروبي مطرح مي‌شود كه اين توطئه‌ها، توطئه‌هايي است كه از سوي طراحان شيطان سيرت و ضد انقلاب صورت مي‌گيرد.»


وي طرح خشونت، تندي و بگير و ببند را في‌حدنفسه يك طرح غيرمنطقي و غيرعاقلانه دانست و افزود « طرح‌هايي همچون از بين بردن نخبگان، قتل‌هاي زنجيره‌اي و حمله به كوي دانشگاه طرح‌هايي هستند كه فرقه ضد انقلاب و ملت آنها را برنامه‌ريزي مي‌كند و متاسفانه هر بار نيز به دست افرادي انجام مي‌شود كه نه نظامي و نه انتظامي و نه وزارت اطلاعات مسئوليت آن را مي‌پذيرد و تنها پس از حادثه مي‌گويند كه لباس شخصي‌ها و يا افرادي ناشناس مردم را زدند.»



منتجب نیا همچنین با اشاره به به تخريب‌هاي صورت گرفته عليه ياران امام خمینی نسبت به فعال شدن انجمن حجتيه هشدار داد و به خبرگزاری ایلنا گفت « كساني كه ياران انقلاب و امام را تخريب مي كنند در واقع هدفشان اتهام به امام است و بعيد نيست كه دامنه انتقادها نسبت به دوران رهبري حضرت امام نيز گسترش پيدا كند و حتي جسارت‌هايي نسبت به ايشان صورت گيرد.»

وي در مورد اخباری در خصوص بدرفتاري‌هايي در زندان‌ها نیز گفت « اين چيزي است كه چه بخواهيم و چه نخواهيم در جامعه منتشر شده است امروز مردم ما به صداوسيما و روزنامه‌ها اكتفا نمي‌كنند بلكه اغلب با رسانه‌هاي بيگانه و ماهواره‌ها در ارتباط هستند كه آن ها نيز درست يا غلط مطالبي را منتشر مي‌كنند لذا بايد با اين قضيه به عنوان يك مشكل به وجود آمده نظام برخورد كرد.»

منتجب نیا با یادآوری اينكه اگر اشخاصي را كه اين موضوع را تذكر داده‌اند و حتي درخواست پيگيري آن را مطرح كرده‌اند را بلافاصله مورد انتقاد و تخريب قرار دهيم در حقيقت از پاك كردن صورت مسئله نيز كمتر است، تاکید کرد که «اين موضوع در ذهن مردم پاك شدني نيست.»

وي پيشنهاد داد که براي حل اين قضيه يك گروه ويژه و آن هم نه از يك جناح بلكه از همه گروه‌ها جمع شده و « زير نظر رهبري و مراجع تقليد و مجلس خبرگان بررسي كنند و همه حرف‌ها را بشنوند و نتيجه را نيز اگر لازم نباشد تنها به رهبري و مراجع تقليد اعلام كنند تا حداقل آنان در جريان كار قرار بگيرند. »

قائم مقام حزب اعتماد ملی به رسانه های وابسته به دولت و همچنین صدا و سیما و مواضع اخیر آنان گفت« هرچقدر صداوسيما و رسانه‌هاي جناح اصولگرا در اين زمينه حرف بزنند اين قضيه بدتر خواهد شد.


منتجب‌نيا در ادامه نسبت به تخريب شخصيت‌هايي كه ريشه در انقلاب داشته و در دوره رهبري حضرت امام مسووليت‌هاي مهمي داشتند هشدار داد و گفت: اينكه آقاي موسوي را تحت عنوان كوپني كردن اقتصاد و يا آقاي كروبي را به اتهام بازداشتگاه كردن بنياد شهيد محكوم مي‌كنند در واقع انتقاد و اتهام به امام و دوران دفاع مقدس است يا اينكه دوران سازندگي را زير سوال مي‌برند به نحوي برخورد با حضرت امام و مقام معظم رهبري مي‌باشد اين مسائل كه مطرح مي‌شود بعيد نيست كه دامنه انتقادها نسبت به دوران رهبري حضرت امام نيز گسترش پيدا كند و حتي جسارت‌هايي نسبت به آن امام بزرگ صورت گيرد.

قائم مقام حزب اعتماد ملی با تاكيد بر اينكه معتقد نيستيم كه امام و يا مقام معظم رهبري معصوم مي‌باشند ،گفت « همه غير از ائمه اطهار ممكن‌الاشتباه هستند كه امام نيز در مواردي اعلام مي‌كند كه اشتباه كرده است پس بنابراين افراد ديگر نيز قطعا امكان اشتباه و لغزش را البته نه تعمدا بلكه سهوا خواهند داشت.»

وي با بيان اينكه اين مسائل توطئه‌هايي است كه در زمان حيات امام نيز نظير آن مطرح بود گفت که مثلا مي‌گفتند كه امام كاناليزه شده است و تصميمات را احمد آقا مي‌گيرد كه امام به شدت ناراحت شده و تاكيد كردند كسي جز من كاره‌اي نيست و همچنين توطئه‌هايي تحت عنوان اينكه ولايت فقيه استبداد ديني است كه همگي آنها با درايت حضرت امام خنثي شد.

رسول منتجب نیا در عین حال گفت که فكر مي‌كنم هدف اين مباحث و تنها روشنگري و هدايت نبوده بلكه مخدوش كردن چهره امام و شكستن ابهت انقلاب و زير سوال بردن حركت‌هاي ياران امام و به طور غيرمستقيم زير سوال بردن مقام معظم رهبري است. در گذشته منافقين اينگونه طراحي‌ها را انجام مي‌دادند امروز نيز چه بسا كه منافقين و ضدانقلاب در پشت صحنه اين مسائل نباشد.

وي با تاکید براینکه افراد انجمن حجتيه اين روزها فوق‌العاده فعال شده‌اند، افزود « متحجران و مرتجعان و برخي روحانيون كج‌انديش در اين تحركات نقش موثري دارند.وقتي كه آقايان همه ياران امام را منحرف بنامند و زير سوال ببرند قطعا گردوغبار آن به چهره انقلاب خواهد نشست.»

منتجب‌نيا در ادامه به اهانت هایی كه در روزهای اخیر از سوی رسانه های جناح حاکم و تیم احمدی نژاد نسبت به آيت‌الله صانعي صورت گرفته، گفت « حضرت آيت‌الله صانعي به عنوان مرجعي است كه ميليون‌ها مقلد در داخل و خارج از كشور دارد. وي عالمي روشنفكر، روشن‌دين و آگاه به زمان است كه فتاوي ايشان نيز نوعا به روز مي‌باشد.»

قائم‌مقام حزب اعتماد ملي با اشاره به سخنرانی اخیر آیت الله صانعی در گرگان گفت از اين مرجع تقليد جمله‌اي را نقل مي‌كنند كه در واقع در قالب يك داستان طولاني بوده و اصلا ربطي به رئيس‌جمهور و رئيس مملكت ندارد و از آن گذشته اگر مومني بگويد كه نيت او از خطابه‌اي چنان نبوده بايد آن را پذيرفت به هر حال بر حسب روايات و از نظر شرعي مراجع تقليد حجت امام زمان بين مردم بوده و امنا و خلفاي پيامبرانند و در اين زمينه نيز استثنايي بين مراجع طرفدار يا مخالف دولت وجود ندارد.

وي با بيان اينكه توهين به مراجع توهين به امام زمان است تاکید کرد که « از نظر قوانين جاري و موضوعه نيز مراجع جايگاه ويژه و استثنايي دارند به عنوان مثال در ماده 515 قانون مجازات اسلامي آمده است كه حكم سوءقصد به مراجع، حبس و زندان از سه سال تا 10 سال مي‌باشد و يا همچنين در ماده 21 قانون مطبوعات آمده است كه درج مطالب افترا و خلاف واقع به صورت انشاء يا نقل نسبت به مراجع موجب مي‌شود كه مديرمسوول و نويسنده آن يك تا سه سال حبس جنحه‌اي محكوم شوند.»

قائم مقام حزب اعتماد ملي با یادآوری یه رخ داد تاریخی به نوشتار توهين آمیز فردي به نام رشيد مطلق در روزنامه اطلاعات به امام خمینی در سال‌هاي قبل از انقلاب اشاره کرد و گفت که« پس از توهين ،مردم به پا خواستند، راهپيمايي عظيمي در قم به وجود آمد و انقلاب توانست اوج بيشتري بگيرد يعني مراجع در قلوب مردم جا دارند.»

وي سوابق آيت‌الله صانعي را در پيروزي انقلاب و پس از انقلاب بسيار مهم و موثر دانست و افزود« ايشان دادستان منصوب از سوي امام بودند و در ابتداي رهبريت آيت‌الله خامنه‌اي در ميان اجازه‌هايي كه براي اجتهاد وي صادر شد اجازه آيت‌الله صانعي نيز وجود داشت.»

منتجب‌نيا با بيان اينكه هيچ‌كس حتي مراجع، رهبران و مسئولان معصوم نيست، تاکید کرد اما اين موجب نمي‌شود كه اگر اشتباه يا رفتار خلاف ميلي از آنان سر زد بلافاصله با استفاده از طلبه‌هاي بي‌سواد و كم تقوا به آنان جسارت و توهين شود.

وي همچنین خطاب به مراجع تقليد و رئيس قوه قضائيه گفت « تقاضا دارم كه در برابر اين مسائل و توطئه‌ها ساكت نباشند چراكه آن دامنگير همه خواهد شد.»

ختم قرآن به یاد شهدای نهضت سبز

ختم قرآن یکی از مناسک رایج دینی در ماه مبارک رمضان است که در آن هر مسلمانی تلاش می‌کند، با ختم سی جزء قرآن در سی روز، انس بیشتری با کلام خدا برقرار کند. اما امسال ما ختم قرآنمان را با آرزوی آبادانی و آزادی سرزمین مادری، استخلاص اسرای دربند جنبش سبز و مهمتر از همه شادی ارواح پاک شهدای این نهضت، سبز می‌کنیم.



هر روز ماه مبارک را به نام دو تن از شهدای سبز نامگذاری کرده‌ایم. این فهرست را ببینید و در دعاهایتان تا آخر ماه، این شهدا را هم در نظر بگیرید.

اگر برایتان این امکان وجود دارد که جمع دوستانه‌ای، هرچند کوچک، تشکیل دهید و مجلس ختم قرآن سبز را هر روز در ساعت معینی برگزار کنید، این کار را حتما انجام دهید و برای ما هم شرح تجربیات خود در این جلسات را ایمیل کنید.

البته یاد شهدای سبز در این ماه به محافل ختم قرآن محدود نمی‌شود و در هر محفل و مجالی، در مواقع نماز و دعا و سحر و احیا، همیشه و همه‌جا می‌توان از این شهیدان یاد کرد و برای اعتلای روح و تداوم راه ایشان دست به دعا برداشت.

سفره‌های سبز افطار

یکی از موقعیت‌هایی که در طول ماه مبارک رمضان برای روزه‌داران فراهم می‌شود، ضیافت‌های افطاری است که در مساجد و حسینیه‌ها برقرار می‌شود، بر اساس نذورات و یا سنت‌های قومی یا محله‌ای یا دوستی از دیرباز وجود داشته و یا در خانواده‌ها معمولا به صورت نوبتی میان اعضای فامیل می‌چرخد. این افطارها را می‌توانیم با استفاده از اقلام سبز، به یک نماد مذهبی- سیاسی تبدیل کنیم؛ مثل نمازجمعه که عبادی- سیاسی بود و با حضور سبزها سیاسی‌تر و به واقع ملی شد.



برای سبز کردن سفره‌ی افطار می‌توان از شمع سبز، سفره سبز، سبزی خوردن، آش رشته، نوشتن شعارهای مربوط به جنبش سبز و ... استفاده کرد. اگر کسی احیانا از این ایده تعجب کرد، بد نیست بداند که طبق یک سنت قدیمی مجالس مذهبی زنانه، سفره‌های امام حسن (ع) همیشه سبز بوده‌اند. حالا ما می‌خواهیم امسال سفره‌های افطار را نیز سبز کنیم. یادتان نرود که به میهمانان خود دلیل سرسبزی سفره‌تان را یادآوری کنید؛ مثلا می‌توانید از آنها بخواهید قبل از باز کردن روزه‌شان، برای شهدای جنبش سبز فاتحه بخوانند و برای خانواده‌های آنان و نیز زندانیان سیاسی از خداوند طلب صبر کنند. نباید فراموش کنیم که همین تذکرها و دعاهاست که دل‌های ما را به هم گره می‌زند و صدایمان را زنده نگه می‌دارد.

همچنین پس از این افطارها در هیئات، جلسات دوستی و یا دورهم‌نشینی‌های خانوادگی، امکان گفت و شنود و دیدار فامیل و دوستان فراهم می‌شود. این زمان‌ها بهترین فرصت برای همه‌ی ماست تا برای گسترش آگاهی دوستان یا اعضای فامیل تلاش کنیم. هرچند شاید با توجه به آنچه در دو ماه اخیر رخ داد، همگان خود را به نحوی درگیر مسائل پیش آمده بدانند و لذا در اکثر موارد نیازی به هدایت موضوع بحث نباشد. اما در عین حال می‌توانید درباره موضوعاتی از این دست بحث کنید و نظرات و پیشنهادات احتمالی را نیز با «موج سبز آزادی» در میان بگذارید: ۱- بررسی نحوه عملکرد رهبران جنبش از آغاز تا کنون، چه انتظاری از هاشمی، موسوی، خاتمی و کروبی در چنین شرایطی می‌رود؟ ۲- چگونه می‌توان صدای اعتراض جنبش را در آینده زنده نگاه داشت؟ ۳- راه‌های مقاومت مسالمت‌آمیز در برابر دولت کودتا چیست؟


علاوه بر اینها، یک کار دیگر هم که خالی از فایده نیست، پرینت گرفتن اخبار روز و پخش کردن آن بین مهمانان است. این کار، به خصوص در مورد کسانی که با اینترنت آشنایی ندارند یا بدان دسترسی ندارند، وظیفه همه فعالان و علاقه‌مندان جنبش سبز است؛ و ما برای این منظور، فایل‌های اخبار نیم‌روزی موج سبز آزادی را پیشنهاد می‌کنیم.

احیای ربنای شجریان

تقریبا مشخص شده که صداوسیمای حامی دولت کودتا قرار است چه رفتاری با صدای نوستالژیک مناجات «ربنا»، این کار ماندگار استاد شجریان، داشته باشد.



ظاهرا آنها قرار است هم از اتهام پخش نکردن این آوای ملکوتی فرار کنند و هم آنچنان این مناجات به واقع ملی را به حاشیه برانند و برایش بدیل بتراشند که ربنای شجریان فراموش شود.


استاد شجریان پیش از این با موضع قاطعی که علیه کودتای انتخاباتی اتخاذ کرد، دین خود را ادا کرد و اینک نوبت مردم حق‌طلب است که پاسخ محبت استاد را بدهند و در احیای مناجات ربنا، به‌رغم خواست بدخواهان، حق مطلب را ادا کنند.

ما می‌توانیم فایل صدای این مناجات دل‌فزا را امسال از طریق نصب بر روی گوشی‌های موبایل خود، زنده نگه داریم، آنچنان که زنده هست، تا وقتی در مجامع عمومی صدای ربنا از همه تلفن‌های همراه شنیده شود، نور امیدی تازه بر دلهای مردم معترض و حق‌طلب بتابد. همچنین زیبا و شایسته است که این آوای سبز و روح‌بخش، در زمان افطار و سحر، در خانه‌ها و یا محافل عمومی، شنیده شود و جان‌ها را تازه کند.

علاوه بر ربنا، صدای شنیدنی استاد که به ما نهیب می‌زند: «چند خوردی چرب و شیرین از طعام» در زنده کردن روح و جان ما دست کمی از «ربنا» ندارد. حیف است که به ربنا بپردازیم و از این مثنوی افشاری نگوییم.

فایل صوتی این دو آوای آسمانی را با دو فرمت MP3 و AMR (مناسب تلفن همراه) در همین زیر می‌توانید دانلود کنید:

ربنا - با فرمت MP3
http://www.mowjcamp.org/files/file/20304


ربنا با فرمت AMR
http://www.mowjcamp.org/files/file/20308


مثنوی افشاری با فرمت MP3
http://www.mowjcamp.org/files/file/20306


مثنوی افشاری با فرمت AMR
http://www.mowjcamp.org/files/file/20310

دل‌نوشته دختر ابطحی به پدر دربندش به مناسبت ماه مبارک رمضان

فاطمه ابطحی، دختر محمدعلی ابطحی، در دل‌نوشته‌ای خطاب به پدرش، دلتنگی‌ها و نگرانی‌ها از وضعیت پدر دربندش را نوشته است. متن کامل این دل‌نوشته که در صفحه شخصی فیس‌بوک وی منتشر شده به شرح زیر است:



بابای مهربانم
سلام...در شصت و هشتمین روز نبودنت که همزمان است با روز اول ماه رحمتش، تفألی به حافظ زدم تا به بهانه اش برایت بنگارم

طایر دولت اگر باز گذاری بکند/ یار باز آید و با وصل قراری بکند

برای لحظه های شاد با تو بودن دلتنگم...این ماه بر ما و تو سخت تر از تصور می گذرد اگر نباشی...
من و خواهرانم به همراه فاطمه و زینب امین زاده، عارفه و فاطمه تاجزاده،مهدی و محمد میردامادی و دیگر فرزندان زندانیان عزیز، دعا میکنیم و دلتنگیم...
دلتنگ پرنده اقبالیم که باز هم سری به خانه هامان بزند....
بابا، پشت میز کارت نشسته ام، همان میزی که ساعتها را پشت آن می گذراندی، می خواندی و می نوشتی و وبلاگت را به روز می کردی...
پشت همان میزی نشسته ام که نیمه شبی که آمدند و تو را بردند، تمام وسایلت را از روی آن جمع کردند و با خود بردند...حالا من هستم و اتاقت و این میز و برگه های نامه ام به تو و اشک هایی که روی شیشه میز می غلتد....
پشت میز کارت نشسته ام و به سال گذشته می اندیشم که روز اول ماه مبارک،درست در همین ساعات نزدیک به سحر، با همسرم سرزده به خانه ات آمدیم و ذوقی را در چشمانت دیدم که این روزها عمیق دلتنگش هستم...

دیده را راستگه در و گهر گرچه نماند/ بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند

بابا، باز دیدمت،دیدمت که چه سان تکیده و رنجور بودی و با لبخندهایت می خواستی ما را قانع کنی که حالت خوب است....
لبخندهایی تلخ که ناگهان از بین می رفت و دلهره ای غریب و نا خواسته در چهره ات جایگزینش می شد را دیدم..اما تو خود ندیدی...
ندیدی بابا، ندیدی که صورت ماهت چگونه پر از چین شده...
گفتی که موفق نشدی چهره خود را پس از دستگیری ات ببینی...
اگر دیده بودی، دلیل اشک های بی امان مرا، دلیل بغض مادر را که فرو می خورد، دلیل بند آمدن نفس فریده ات،دختر کوچک دردانه ات، را در آغوشت می دانستی...
بابا، چین و چروک صورت خود را ندیدی، اما دیدی که چگونه 18 کیلو از وزنت در 50 روز کم شد...دیدی که چه بر سرت رفته که نیمه های شب نیمه شعبان از درد کلیه در سلولت به خود پیچیدی و به بیمارستان رفتی تا سنگ کلیه ات را مداوا کنی؟
سنگ کلیه ای که تا به حال نداشتی و یادمان نمی آید حتی یک بار هم کلیه ات کوچکترین مشکلی داشته باشد؟ و شاید این فقط یکی از دردهایی بوده که داشتی و به گوشمان رسیده...

کس نیارد بر او دم زدن از قصه ما/ مگرش باد صبا گوش گذاری بکند

پدرم، می دانم که نمی دانی که چه بر ما گذشته و می دانم که نمی دانم بر تو چه گذشته است.
این یک ماه اخیر، پس از دیدن چهره تکیده ات، دستان لرزانت و نوشته های دیکته شده در دستت بر صفحه به اصطلاح ملی...به ما سخت گدشته بابا، عجیب سخت...
گفتند نگویید...ننویسید...اگر می نویسید هم....چنان بنویسید ....
یک ماهی است سکوت کردیم...

کو کریمی که ز بزم طربش غم زده ای/ جرعه ای در کشد و دفع خماری بکند

دیدمت پدر...باز هم دیدمت.اما لب نگشودم...نمی توانستم بگویم که رفتیم...سوئیت (!) بابا را دیدیم، تلویزیون و یخچالش را دیدیم، بازجوی مهربانش را دیدیم...بازجویی که لحظه ای تنهایمان نگذاشت و کمتر مجال حرفمان داد...
چه می گفتم؟
وقتی مرا ، خواهرانم را و مادرم را به اتاقت آوردند تا به ما بفهمانند(!)جای تو خوب است و وقتی از تو از تلویزیون پرسیدیم گفتی حوصله اش را ندارم...
چه می گفتم بابا؟ از یخچال پر از قرصت؟؟؟؟؟؟
چه می گفتم بابای نازم؟ از این که بعد از آن روز که در آن به اصطلاح دادگاه آوردندت لحظه ها بر تو چه سخت تر می گذرد و شرایط برای ما دشوارتر شده است؟
می گفتم صدایت در تماسی که با منزل داشتی سنگیت تر و رنجور تر است؟
چه می گفتم؟ وقتی در لحظه خداحافظی، آن لحظه که مقابل چشمانم در اتاق به رویت قفل زده شد و من در چشمانت دیدم که نمی خواستی من این لحظه را ببینم...نمی خواستی من، فائزه،مادرم وبه خصوص فریده ات ببیند...
در آن لحظه، آن چنان بغضی گلویم را فشرد که به محض خروج از اوین تا منزل گریستم و گریستم و هر شب می گریم
نمی دانستم چرا به ما چنین کردند، با تو و غرور پدرانه ات...چرا؟
مگر اتاق ملاقات چه عیبی داشت؟ که این گونه هر ساعت و هر دقیقه سلولت را تجسم نکنم و حالتی که بر تو آنجا می رود؟
دو روز بعد، وقتی هنوز رنجور چهره ات بودیم، وقتی هنوز صدای قفل های در سلولت مغزهایمان را می خراشید...فهمیدم، فهمیدم چرا به ما چنین کردند...
خبر رسانی شد که ابطحی با خانواده اش شام خورده و اتافش تلویزیون دارد!
اما سخنان بازجو، تشویش تو و اینکه حواست باشد کمی لبخند چاشنی اش کنی تا ما نگرانت نباشیم، اجازه نداد حتی بفهمی که شام را با ما بوده ای....
پس چرا از خانه و تلویزیونت آنقدر سر ذوق نیامده ای که خوشحال باشی؟
نمایش این ها کی تمام می شود پس بابا؟

شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی/ مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟

هر مردی که می شناختم، در این 68 روز از خود بیرون آمد و کاری کرد... تلاشی برای آزادی تو و دوستان در بند دیگرت

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب/ بازی چرخ یکی زین همه باری بکند

من، یا بهتر بگویم همه دوستداران تو و مهربانی، مرگ نمی پسندیم، حتی مرگ عدو...
ما وصل می خواهیم. وصل تو و بقیه زندانی ها به خانواده هایتان در این شب های عزیز...

حافظا گر نروی از در او هم روزی/ گذری بر سرت از گوشه کناری بکند

نازنین، روزها سخت تر و سخت تر می شود...
بابای گلم، من شب بیست و یکم ماه مبارک کنار تو هستم...
می دانم...
مطمئنم بابا...
آخر می دانی، هر سال بعد از مراسم احیا که هر کدام از فامیل به جایی می روند که در آن جا دل هایشان آرام می گیرد، برای سحری به خانه مان می آیند و منتظرت می شوند تا بعد از مراسم احیا،که دلت هر شب قدر تو را به مرقد امام می کشد، با دست پر به خانه بیایی و سحری کنار هم باشیم...
بابا، نمی شود نباشی...دل هایمان طاقت نمی آورد...
آن قدر خدا را به علی اش قسم می دهم تا تو را برایمان بفرستد.
راستی عزیز دل:
افطارامشب ما و تو یکی دو دیوار با هم فاصله خواهیم داشت...

امشب اولین افطار رمضان مقابل زندان اوین با همه خانواده های دوستان در بندت و دوستدارانتان همراه می شوم و کنار شما افطار خواهیم کرد و دست دعا برای خدایی بلند می کنیم که فرموده است:


وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَکُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْکُرُونَ


صبر کن، و صبر تو فقط براى خدا و به توفيق خدا باشد! و بخاطر [کارهاى] آنها، اندوهگين و دلسرد مشو! و از توطئههاى آنها، در تنگنا قرار مگير!

گزارش یک شهروند قزوینی از «سبز هراسی»

یک هموطن قزوینی، از اتفاقی عجیب در شهر خود گزارشی کوتاه برای «موج سبز آزادی» فرستاده که مشابه آن را بارها در روزهای گذشته و به مناسبت‌های مختلف شنیده و خوانده‌ایم. ضمن انتشار مطلب این عزیز شهرستانی، از سبزاندیشان دیگر شهرها نیز می‌خواهیم ما را از وقایع شهر و محله خود مطلع سازند و اجازه ندهند «موج سبز آزادی» در خبرها و اتفاقات تهران محصور و محدود شود. ما نمی‌خواهیم ایران را در تهران خلاصه کنیم، اما شما هم برای این منظور باید به ما کمک کنید.



من مطلبی را ارسال می‌کنم که دیروز یعنی پنجشنبه برایم رخ داد و اگر صلاح دانستید آن را منعکس نمایید. من ساکن شهر قزوین هستم و قزوین شهری مذهبی است و البته سیاسی که همان‌گونه که می دانید بیشتر اعضای نهضت آزادی و ملی مذهبی ها قزوینی هستند.

امسال هم طبق هر سال به پیغمبریه (محل دفن 4 پیامبر در قزوبن است) و امامزاده حسین رفتم تا در نصب پرچم ها کمک کنم که متولی آنجا گفت: پرچم‌های سبز را نبر عزیز! گفتم: چرا؟ گفت: امسال گفته‌اند از رنگ سبز کمتر استفاده شود بهتر است! پرسیدم: کی گفته؟ گفت: اوقافی‌ها گفته‌اند.

این در صورتی است که هر سال رنگ سبز بیشتر از رنگهای دیگر استفاده می‌شد. ببینید چه کرده با اینها این رنگ، که نمی‌گذارند هیچ جا باشد.

وزارت هلو (ليست پيشنهادي وزارتخانه‌هاي جديد در كابينه دهم)

اگر قرار باشد كابينه دهم در يك فيلم به تصوير كشيده شود، چه كسي در نقش كدام وزير ايفاي نقش مي‌كند؟


وزارت آموزش و پرورش:
گوهر خيرانديش


وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات:
محمد كاسبي


وزارت اطلاعات:
رضا كيانيان


وزارت امور اقتصادي و دارايي:
سعيد پورصميمي


وزارت امور خارجه:
علی نصیریان


وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي:
آناهيتا همتي


وزارت تعاون:
فريدون صديقي


وزارت جهاد کشاورزي:
ابراهيم آبادي


وزارت راه و ترابري:
اكبر عبدي


وزارت رفاه و تامين اجتماعي:
اكرم محمدي


وزارت صنايع و معادن:
عليرضا اوسيوند


وزارت علوم، تحقيقات و فناوري:
عنايت بخشي


وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي:
داريوش ارجمند


وزارت کار و امور اجتماعي:
رضا فيض نوروزي


وزارت مسکن:
محمود پاك‌نيت


وزارت نيرو:
مجيد مظفري


وزارت نفت:
محمدرضا شريفي‌نيا


وزارت دادگستري:
حميد فرخ‌نژاد


وزارت بازرگاني:
نادر سليماني


وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح:
آتيلا پسياني


وزارت کشور:
مهران رجبي


معاون اول رئيس جمهور:
امين تارخ


سخنگوي دولت:
سيامك انصاري


سخنگوي وزارت امور خارجه:
فتحعلي اويسي

کاش مرده بودم و این اتفاقات را ندیده بودم

سیدمهدی طباطبایی در مراسم دومین سالگرد آیت‌الله مروی:


حجت‌الاسلام سیدمهدی طباطبایی، از اساتید اخلاق و نماینده سه دوره مجلس شورای اسلامی که چندی پیش طی بحث‌هایی اخلاقی که به صورت زنده از تلویزیون پخش می‏شد از رئیس دولت کودتا انتقاد کرده‏بود، در سخنانی تازه از کسانی که موجبات این بی‏عدالتی‏ها با مردم را فراهم کرده‏اند لب به شکایت گشود.



به گزارش خبر آنلاین، حجت الاسلام والمسلمین سیدمهدی طباطبایی در مراسم دومین سالگرد مرحوم آیت‌الله مروی، معاون اسبق قوه قضاییه سخنرانی کرده و در سخنان خود به موضوع شایسته‌سالاری پرداخت و زیان‌های تصدی افراد ناشایست در سمت‌های مدیریتی را گوشزد نمود. وی در ادامه سخنان خود به بیان ویژگی‌های مرحوم مروی پرداخت و پس از مدتی در حالی که بغض کرده بود گفت: "درود بر او که رفت و حوادث اخیر را ندید، کاش من هم مرده بودم و این وقایع را نمی‌دیدم."

در گزارشی دیگر از حاشیه‏ی این مراسم، وبلاگ "دین حکومتی، نه" با اشاره به حضور مهدی خزعلی، فرزند ابوالقاسم خزعلی، نماینده مجلس خبرگان، آورده است:

"مهدی خزعلی شاید جز اولین کسانی بود که تندترین انتقادات را به احمدی‏نژاد مطرح کرد و همان اوایل دولت نهم، در گفت‏وگویی با بی‏بی‏سی گفت که احمدی نژاد باید زودتر طرح عدم کفایتش در مجلس بررسی شود. خزعلی اخیرا به خاطر سخنانش و موضع‏گیری‏هایش در مورد انتخابات ریاست‏جمهوری به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد و سپس دو سه هفته‏ای را هم در سلوس انفرادی میهمان بود.

مهدی خزعلی در مسجد قبا، با خیلی‏ها به مباحثه می‏پرداخت، در حال رفتن از مسجد قبا بودم که دیدم با یکی مثل من (دو کیلو ریش) و البته بدون لباس روحانیت، درگیری لفظی پیدا کرد و شنیدم به او گفت: خفه‏شو جلاد کثیف، اطلاعاتی کثیف و ...!

آن‏هایی که شاهد ماجرا بودند از شدت تعجب میخ‏کوب شده بودند و برخی نیز می‏گفتند "آقا دست بردار، ول کن و ..." اما من بال درآوردم و توی دلم به صراحت لهجه‏اش آفرین گفتم."

فیلم : تظاهرات مردم به مناسبت چهلم جان باخته راه آزادی سهراب اعرابی

فیلم : تظاهرات مردم به مناسبت چهلم جان باخته راه آزادی سهراب اعرابی
http://www.azadtabriznews.com/wp-content/uploads/2009/08/video4.mp4

پیکر دهها نفر از شهروندان تهرانی در تاریخ های ۲۱ و ۲۴ تیرماه بدون اسم و مشخصات فردی در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است

نوروز – یکی از پرسنل زحمت کش بهشت زهرای تهران به خبرنگار نوروز گفت:”در روزهای ۲۱ و ۲۴ تیرماه جنازه هایی بدون نام و مشخصات و تحت تدابیر شدید امنیتی، به این قبرستان آورده شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آنها در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده است.
با پیگیرهای خبرنگار نوروز از بهشت زهرای تهران، روز بیست و یکم تیرماه از بین جوازهای دفن صادر شده در آن قبرستان، ۲۸ جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده اند. ۲۴ تیرماه نیز ۱۶ جواز دفن با شرایط فوق صادر شده است.
گفتنی است سایت نوروز در تاریخ ۲۴ تیرماه نیز به نقل از خانواده یکی از شهدای حوادث اخیر، از وجود دهها جنازه در سردخانه ای در جموب غربی تهران خبر داده بود، که با تحویل جنازه های منجمد به خانواده ها در روزهای بعدی این خبر تا حدودی مورد تائید قرار گرفت.
لازم به ذکر است، اجساد در سردخانه های پزشکی منجمد نمی شود اما به دلیل اینکه این جنازه های در سردخانه های صنعتی نگهداری شده بودند، اجساد منجمد شده و به فرم خود را از دست داده بودند.
به نظر می رسد پس از دیده شدن جنازه های شهدا در سردخانه های صنعتی و وحشت از انتشار اخبار آن توسط خانواده ها، جنازه ها بدون شناسائی به بهشت زهرا برده شده و به خاک سپرده شده اند.
پی گیری خبرنگار سایت نوروز از مسئولین بهشت زهرا در روزهای اخیر بی نتیجه بوده است و هیچکدام از آنها حاضر به پاسخگویی در مورد این اجساد نبوده اند. با اینحال با همکاری برخی از پرسنل آ سازمان با خبرنگار نوروز، شماره جواز دفن شهدایی که بدون نام در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده اند در اختیار سایت نوروز قرار گرفته است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

در همین رابطه :

پیکر پاک صدها شهید اعتراضات مردمی یک ماه اخیر در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود.

در حالی که بسیاری از خانواده های زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده می شوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانواده های نگران نیست، برخی از خانواده ها را به محل نامعلومی دعوت می کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با اینمضمون که تائید می کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده اند جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند.

به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود، وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی در اختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته سدها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است.
وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار می گوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفته ام و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بوده ام.

همه اینها در حالیست که تمامی مقامات نظامی کشور در هفته های اخیر استفاده از سلاح گرم را در درگیری های تهران رد کرده اند و مشخص نیست این همه شهید و کشته که هر روز تنها نام برخی از آنها منتشر می شود به چه صورت کشته و شهید شده اند.

روش تبدیل مرغ به ... !

ابتدا یک مرغ را به صورت قانونی می گیریم...














و با رعایت حقوق مرغی به مکانی مناسب منتقل کرده ...













به او فرصت تفکر می دهیم ...





























سپس او از ما خواهد خواست تا نتیجه تفکراتش را با سایر مرغ ها در میان بگذارد!

عکس روز

فیلم چهلم سهراب اعرابی

فیلم چهلم سهراب اعرابی
http://www.youtube.com/watch?v=Y3LNO6BHDcU&eurl

خبرهایی از اوین- بر خلاف شایعه‌پراکنی‌های پرس تی وی کیان تاجبخش آزاد نشده است!

شنبه گذشته ۱۵ آگوست ۲۰۰۹ تلويزيون دولتی ايران پرس تی وی اعلام کرد که کيان با قيد وثيقه آزاد شده ولی اجازه خروج از کشور را ندارد. اين خبر در رابطه با مطالبه هيلاری کلينتون وزير کشور ايالات متحده امريکا مبنی بر آزادی فوری کيان و ديگر شهروندان آمريکايی بود که در حال حاضر در زندان‌های ايران بسر مي‌برند.




گویانیوز نوشت: اين گزارش خبرگزاری دولتی ايران نادرست است. کيان هنوزبدون دسترسی به وکيل در زندان بسر ميبرد. خانواده و دوستان کيان هنوز از اتهاماتی که بر وی وارد شده و طول مدتی که مقامات ايران قصد نگهداشتن او در زندان را دارند اطلاعی ندارند.


شنبه گذشته کلينتون تاکيد کرد که "فعاليتهای حرفه ای کيان در جهت ايجاد تفاهم بين ايران و امريکا بوده. دولت ايران بايد کيان تاجبخش را فورا آزاد کند و به وی اجازه خروج از ايران دهد تا او بتواند به فعاليتهای دانشگاهی خود ادامه دهد". وزارت امور خارجهء امريکا تا کنون بارها آزادی کيان را مطالبه کرده است. آخرين بار اين مطالبه در برنامه مطبوعلتی روز ۱۷ آگست اعلام شد.

شعار مرگ بر دیکتاتور همزمان با پخش سخنرانی رئیس دولت کودتا از تلویزیون

فعالین حقوق بشر و دموکراسی گزارش داده‌اند، مردم تهران همزمان با آغاز سخنرانی احمدی‌نژاد به صورت گسترده‌ای دست به اعتراض زده‌اند و هنگام پخش سخنرانی او از تلویزیون از تمامی نقاط شهر تهران صدای بانگ الله‌اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور شنیده می‌شد.



برپایه این گزارش که در سایت اخبار روز منتشر شده است مردم تهران حوالی ساعت نه و نیم شب همزمان با شروع سخنرانی احمدی‌نژاد از تلویزیون دولتی به صورت گسترده بر بام منازل و در کوچه‌ها و خیابا‌ن‌های فرعی اعتراض خود را با بانگ الله‌اکبر و مرگ بر دیکتاتور اعلام کردند و ادامه دادند. در بعضی از خیابانها جوانان موتور سوار و خودروهای شخصی مردم با بوق زدن متمد با اعتراضات همراهی می‌کردند.

فریادهای اعتراضات از تمامی مناطق تهران شنیده می‌شد. از جمله در تهران پارس، آزادی،‌ ستارخان، ‌توحید، ‌بلوار کشاورز،‌ ونک،‌ فاطمی، ‌میرداماد،‌ سیدخندان،‌ ولنجک،‌ خیابان قزوین، ‌آذری، ‌یافت آباد،‌ منیریه،‌ خیام، ‌پونک، تجریش، ‌الهیه، ‌فرمانیه، فاطمی، جمهوری، فیاض بخش و نارمک.
همچنین گزارش‌هایی از شهرهای مختلف ایران رسیده است که همزمان با آغاز سخنرانی رئیس دولت کودتا، مردم به سر دادن شعار اقدام کرده‌اند. در این گزارش گفته شده است از جمله در اصفهان، شیراز، اهواز، آبادان، کرمانشاه و قزوین مردم به شعار دادن اقدام کرده‌اند.
در تهران نیروهای سرکوب‌گر سوار بر موتور در میادین و خیابان های اصلی گشت می زدند. مردم با مشاهده ی آنها بر شدت اعتراضات خود می‌افزودند و بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور می‌گفتند و آنها را هو می کردند.

تظاهرات اعتراضی ساکنان آپادانا همزمان با پخش سخنرانی رئیس دولت کودتا

همزمان با گفت وگوی زنده احمدی‌نژاد با خبرنگار واحد مرکزی خبر بعد از بخش خبری ساعت ۲۱ شبکه اول سيمای جمهوری اسلامی درباره اعضای کابينه دولت دهم و معرفی آنان و سوابق شان توسط محمود احمدی نژاد مردم شهرک آپادانا بار ديگر دست به تظاهرات اعتراضی زدند.




به گزارش گویانیوز، پنج شنبه شب ده‌ها تن از ساکنين شهرک آپادانا در اقدامی خودجوش در محوطه شهرک آپادانا جمع شده و با سر دادن شعار نسبت به انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور دهم اعتراض کردند. از جمله شعارهايی که سر داده شد، می توان به: "مرگ بر ديکتاتور"، "مرگ بر احمدی" ، "آزادی انديشه از پنجره نميشه" و "درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شويد" اشاره کرد. تظاهر کنندگان همچنين با فرياد الله‌اکبر و خواندن سرود "يار دبستانی" تا نيمه شب در بين بلوک‌های مسکونی شهرک حضور داشتند.


در دو ماه گذشته و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ساکنان شهرک آپادانا در اکثر شبها با برپايی تظاهرات نسبت به تقلبات گسترده در انتخابات دهم رياست جمهوری اعتراض خود را اعلام کردند.

خانواده سهراب اعرابی يکی از کشته شدگان اعتراضات اخير و ساکن شهرک آپادانا صبح روز پنج شنبه بيست و نهم مرداد ماه مراسم چهلم سهراب اعرابی را در بهشت زهرا برگزار کردند.

آنچه دیروز بر خانواده صادق نوروزی پشت در بسته اوین گذشت

آنچه می‌خوانید نامه فرزند صادق نوروزی است به پدر دربندش که دیشب و امشب علی‌رغم وعده‌های داده شده آزادش نکردند. متن کامل این نامه که در اختیار موج سبز آزادی قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:




سلام پدر عزیزتر از جانم

دلم برای تو یک ذره شده است کسانی که تو را گرفته‌اند خیلی ما را اذیت می‌کنند سه هفته بود که هیچ تماسی نگرفته بودی تا این که به صورت کاملاً غیر منتظره از ما خواستند تا بیاییم کار های مربوط به آزادی تو مانند گذاشتن وثیقه را انجام دهیم ما هم این کار ها را کردیم و قاضی حکم آزادی تو را داد و به ما گفتند ساعت شش بعد از ظهر تا یازده شب آزاد می شود ما هم از شش بعد از ظهر جلوی زندان بودیم تا سه نیمه شب و در جلوی زندان اوین به تابلوی بزرگی که روی آن نوشته شده بود بازداشتگاه اوین خیره بودیم در آن مدت مادرانی را دیدیم که فرزندانشان را در آغوش می گرفتند و چشم هایی را که پر از اشک می شد من هم با خودم گفتم اگر تو آمدی می دوم و درآغوشت می گیرم اما... به هر حال آن شب حالمون حسابی گرفته شد خانواده جلایی پور هم جلوی زندان بودند ولی از محمدرضا جلایی پور هم خبری نشد.

فردای آن شب تلخ یک باره دیگر به زندان اوین رفتیم و از پنجره کوچک در سفید زندان اوین به ما این جمله را گفتند صادق نوروزی صد درصد آزاد می شود و این باعث شد که ما مصمم تر از قبل تا ساعت یازده منتظر تو باشیم اما باز هم نشد .

بابا ، مامان روحیه خوبی دارد و حالش هم خوبه من هم خوبم ولی اندکی آشفته ام ولی نگران ما نباش درسته که ما دو نفر بیشتر نیستیم ولی هر وقت من روحیه می خواهم مامان به من روحیه می دهد و گاهی اوقات برعکس این هم رخ می دهد .

ما می دانیم که تو از سخت هم سخت تری و به کسانی که تورا گرفته اند حرفی نمی زنی و می خواهم بگویم حرفی هم نزن چون که حال ما خوب است و توهم که همیشه می گفتی به زندان عادت داری پس اتفاق خاصی نیفتاده است ولی قبول کن برای من سخت است در سن چهارده سالگی یکی از بهترین و پاک ترین افرادی که می شناسم را در زندان ببینم ، یا این که در سن چهارده سالگی ده ها بار مسیر بین دادسرا تا زندان اوین یا برعکس را بروم سخت است اما من انجام می دهم و بدان که من حاضرم این کار را صد ها بار انجام دهم تا تو را ببینم و در آخر بدان که نه تنها ما بلکه تمام مردم ایران به تو افتخار می کنند درست است که من آشفته هستم اما یک چیز مرا آرام می کند و آن این است که خدا با ماست به امید دیدار مجدد .

وزیر دفاع پیشنهادی دولت کودتا تحت تعقیب پلیس اینترپل

سرتیپ پاسدار احمدی وحیدی که از محمود احمدی نژاد رئیس دولت کودتا به عنوان وزیر پیشنهادی دفاع به مجلس هشتم معرفی شده، در فهرست افراد تحت تعقیب پلیس بین الملل(اینترپل) قرار دارد و برای دستگیری او اخطار قرمز صادر شده است.




به گزارش «جرس»، مجمع عمومی پلیس بین الملل (اینترپل) در 17 آبان 86 ( 17 نوامبر سال 2007) با اکثریت آرا با صدور حکم جلب بین المللی برای 5 مقام جمهوری اسلامی از جمله علی فلاحیان وزیر اطلاعات، محسن رضایی فرمانده کل سپاه و احمدی وحیدی فرمانده سپاه قدس(شاخه بین اللمی سپاه) به اتهام دست داشتن در بمبگذاری مرکز یهودیان در آرژانتین صادر کرد.بمبگذاری که در 27 تیر 73 در مرکز یهودیان بوینس آیرس 85 نفر کشته وبیش از 200 مجروح برجا گذاشت.

در حکم جلب بین المللی پلیس اینترپل از 186 کشور عضو اینترپل خواسته شده تا به محض ورود این افراد آن ها را بازداشت کرده و به آرژانتین که درخواست بازداشت آنان را کرده، تحویل دهند.

از 146 کشور حاضر در اجلاس سال 2007 پلیس اینترپل، 78 کشور بر علیه جمهوری اسلامی،14 کشور به نفع، و 26 کشور نیز رای ممتنع دادند.

شورای امنیت سازمان ملل نیز در فروردین 86 طی قطعنماه 1747 احمد وحید را در کنار 27 مقام دیگر جمهوری اسلامی به دلیل دخالت در پروژه های موشکی جمهوری اسلامی در فهرست کسانی قرار داد که کشورهای عضو سازمان ملل موظف به توقیف اموال و دارایی های آن ها شدند و موظف شدند در صورت ورود این افراد به هر کشوری آن ها و ارتباطات شان را تحت نظر بگیرند.

احمد وحیدی در سال های گذشته سمت هایی چون فرمانده اطلاعات سپاه پاسداران،فرمانده سپاه قدس)بخش بین المللی سپاه پاسداران) و در سال های اخیر رياست کميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص مصلحت نظام و مسئوليت معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع است.

او در دوران وزارت علی شمخاني معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع، و در دولت نهم با حکم احمدی نژاد نماینده نیروهای مسلح در جلسات تدوین برنامه پنجم و قائم مقام محمد نجاز در وزارت دفاع بوده است.

جمعه در مقابل اوین و ورزشگاه آزادی...


برنامه هاي جاري جنبش سبز: جمعه 30 مرداد
ساعت 11 صبح مقابل زندان اوین به عنوان
پشتیبانی از زندانیان سیاسی



جمعه 30 مرداد ساعت 5 عصر ورزشگاه آزادي 100000
نفر سبزپوش: شوك سبز ......



فرصت نداريم، اطلاع رساني کنید

بعد از 45 روز، فیض الله عرب سرخی با خانواده‌ اش تماس گرفت

شبکه جنبش راه سبز(جرس): ساعتی پیش فیض الله عرب سرخی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب، با گذشت 45 روز از بازداشت با خانواده‌اش تماس گرفت.



ساجده عرب سرخی گفت « ساعت 16 امروز، پنجشنبه 29 مرداد، سرانجام به پدرم اجازه دادند که با منزل تماس بگیرد.»



دختر فیض الله عرب سرخی گفت که « قبل از برقراری ارتباط با پدرم فردی به خانه زنگ زد و تاکید کرد که فردی به غیر از اعضای خانواده نباید با ایشان صحبت کند و بعد از این توصیه، پدرم به خانه زنگ زد و علی رغم آنکه ما، فرزندان، و مادربزرگم مادر عرب سرخی، نیز در خانه بودند تنها اجازه دادند پدرم با مادرم صحبت کند.»



ساجده عرب سرخی فرزند این عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به سایت پارلمان نیوز،رسانه فراکسیون خط امام مجلس، گفت که مادرش از بازجوی فیض الله عرب سرخی در مورد اخباری در مورد وخامت حال فیض الله عرب سرخی پرسید و بازجو در پاسخ ادعا کرد که «این اخبار شایعه است.» وی در عین حال گفت که « بااین حال صدای پدرم به گفته مادرم بسیار گرفته بود. »



ساجده عرب سرخی افزود « مادرم در این مکالمه به پدرم گفت با ما که بیرون هستیم برخورد بدی نکردند با شما چطور که پدرم پاسخ داد" برخورد بدی نبوده انشالله".»



فرزند عضو ارشد مجاهدین انقلاب اسلامی همچنین گفت که « پدرم در این مکالمه گفت که من تمام مدت به فکر شما هستم و "جا به جا" برای شما دعا می‌کنم که ما فکر می‌کنیم پدرم با گفتم کلمات "انشالله" و "جا به جا" منظور خاصی داشته و احتمالا مکان نگهداری پدرم را چندین بار تغییر داده‌اند. »



وی گفت که « مادرم به دلیل آنکه نخواست پدرم از اینکه ما به شدت نگران حال او هستیم ناراحت شود و اوضاع بدتر شود از وضعیت جسمانی او و شایعاتی که در روزهای اخیر منتشر شده سئوالی نپرسید.»



فیض‌الله عرب سرخی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که 45 روز پیش بیرون از خانه دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده به گفته دخترش در بی خبری مطلق بوده و در این تماس تلفنی مشخص شده که او « از اعترافات و اظهارات ابطحی و عطریانفر و نیز در مورد روند پرونده و زمان احتمالی آزادی خودش هیچ اطلاعی نداشته است. »



در دو روز گذشته اخباری از ضرب و شتم و وخامت حال فیض‌الله عرب سرخی، احمد زیدآبادی و محمد علی دادخواه رسیده است و گفته می شود که عرب سرخی و زیدآبادی به دلیل وخامت حال شان به بیمارستان های نظامی منتقل شده اند.

خون زنان فرانسوي از بازداشتي هاي ايراني رنگين تر نيست

شبکه جنبش راه سبز (جرس): تا كنون 3 جلسه از دادگاه متهمان ناآرامي هاي اخير در كشور برگزار شده است و جلسه روز چهارشنبه اين دادگاه هم بنا به دلايلي به تعويق افتاده است .


به گزارش سايت عصر ايران در هفته جاري دو تن از متهمان اين پرونده به نامهاي « نازك افشار » كارمند سفارت فرانسه و « كلوتيد ريس » استاد فرانسوي دانشگاه اصفهان با قرار وثيقه از زندان آزاد شدند.


حال با توجه به اينكه بنا به اعلام مقامات دادگاه بيشتر متهمان اين پرونده تفهيم اتهام شده اند و نيز كيفر خواست دادستان درباره متهمان تقريبا به طور كامل به اطلاع افكار عمومي رسيده است مسئولان قضايي كشور فكري هم به حال متهمان ايراني اين پرونده بكنند و آنها را نيز همانند دو متهم مرتبط با دولت فرانسه با قرارهاي وثيقه يا كفالت از زندان آزاد كنند .


بديهي است كه روند دادرسي مي تواند با حضور اين متهمان در كنار خانواده هايشان هم پيگيري شود (همان طور كه در ارتباط با اين دو زن آزاد شده ميسر است ) . به هر حال بسياري از متهمان با قرارهاي بازداشت 60 روزه دستگير شده اند و در اين مدت بازجويي هاي آنها قاعدتا مي بايست تمام شده باشد.
در آستانه ماه رمضان كه ماه رحمت خداست چه خوب است كه ساير متهمان وقايع اخير نيز تا زمان دادگاه و صدور حكم قطعي با قرار موقت آزاد شده و در كنار خانواده هاي نگران خود باشند و بدين سان نشان داده شود كه براي دستگاه قضايي ايران تنها عدالت و حقيقت حكم فرماست و شهروند يا تبعه خارجي بودن و فشار يك دولت خارجي در تصميمات دستگاه قضا موثر نيست .


قطعا همان اتهاماتي كه متوجه شهروند فرانسوي متهم پرونده بوده است بر ديگر متهمان ايراني نيز ساري و جاري است و كم و بيش اتهام دستگير شدگان از يك جنس است . بنابراين يك بام و دو هوا در آزادي شهروند فرانسوي و ادامه حبس شهروندان ايراني مي تواند به نوعي برتر دانستن خارجي هابر هموطنان ايراني و رسميت دادن به اين تبعيض قلمداد شود و اين گمانه را به وجود آورد كه چون آن دو زن بازداشتي از سوي دولت فرانسه حمايت مي شدند به قيد وثيقه آزاد شدند ولي از آنجايي كه كسي هواي ايراني ها را ندارد بايد آنان همچنان در بازداشت بمانند حتي اگر اينها افرادي باشند كه در كارنامه شان خدمت به نظام و انقلاب را هم دارند

اکرمی: حامیان دولت سخنان مراجع را تحریف و بعد به آنها توهین می کنند

شبکه جنبش راه سبز (جرس): حجت الاسلام والمسلمين سيدرضا اكرمي عضو جامعه روحانيت مبارز تهران با تكذيب مطلب نسبت داده شده به وي در سايت رجانيوز از توهين حاميان دولت به مراجع تقليد ابراز تاسف كرد.

وي در گفتگو با آينده با تصريح اين كه به خبرنگار رجا نيوز تاكيد كرده است كه سخنان نسبت داده شده به آيت الله صانعي درباره حرامزاده بودن احمدي نژاد كذب است از اين كه سخنان مراجع تقليد تحريف و سپس با آنان توهين مي شود ابراز تاسف كرد.

آقاي اكرمي با اعلام اين كه قبلا تاكيد كرده است كه اسلام اجازه تحريف سخنان توهين و تخريب را درباره يك فرد عادي نمي دهد چه رسد به مراجع تقليد ابراز اميدواري كرد كه نمايندگان مجلس در رابطه با صيانت از حريم مرجعيت پيگيري هاي لازم را انجام دهند.

تهدید احزاب اصلاح طلب برای پرهیز از همکاری با موسوی

شبکه جنبش راه سبز (جرس): روزنامه کیهان با درج مصاحبه ای از یک عضو کمیسیون ماده 10 احزاب، احزاب اصلاح طلب مایل به همکاری با جبهه میرحسین موسوی را تهدید به انحلال مجوز فعالیت شان کرد. خط انحلال احزاب اصلاح طلب مدتهاست توسط روزنامه کیهان دنبال می شود.

به گزارش خبرنگار "جرس" حمید رضا فولادگر نماینده اصفهان در مجلس و عضو کمیسیون ماده ده احزاب به روزنامه کیهان گفته است: براساس قانون مجوز حزبي كه با جبهه موسوي همكاري كند باطل مي شود.

وی در توضیح دلایل ابطال مجوز احزاب همکاری کننده با موسوی گفته است: بايد احزاب و تشكل ها طبق مرامنامه خود قانوني عمل كند و قانون طبق آئين قانوني، مي تواند از فعاليت آنها با هر تشكلي و ياحزب ديگري كه قصد دارد جبهه سياسي تشكيل بدهد مخالفت كند.

وي با تاكيد بر اينكه موسوي بايد براي فعاليت سياسي خود قانوني عمل كند و اگر اظهارات غيرقانوني خود مبني بر عدم مشروعيت دولت دهم كه منتخب ملت ايران است، را تكرار كرده و به راي مردم تمكين نكند، با مخالفت قانون براي فعاليت روبه رو خواهد شد.

فولادگر اضافه كرد: طبق ماده 16 كميسيون 10 احزاب، اين كميسيون به احزابي كه قصد دارند زيرمجموعه جبهه سياسي موسوي شوند، تذكر، اخطار كتبي داده و در نهايت مجوز آنها را توقيف خواهد كرد.

از سوي ديگر، دبير كميسيون ماده 10 احزاب تصريح كرد كه مجموعه عملكرد و بيانيه ها و مواضع سازمان مجاهدين و حزب مشاركت مورد بررسي قرار گرفت و مقررشد مستند به قانون به اين تشكل ها اخطار داده شود. محمود عباس زاده مشكيني در خصوص جلسه ديروز اين كميسيون گفت: در اين جلسه در راستاي نظارت بر فعاليت احزاب كه وظيفه ذاتي كميسيون ماده 10 احزاب مستفاد از ماده 10 قانون احزاب است، مجموعه عملكرد و بيانيه ها و مواضع سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت ايران اسلامي مورد بررسي قرار گرفت و برخي از آنها مصداق تعدادي از بندهاي ماده 16 قانون فعاليت احزاب تشخيص داده شد و مقرر گرديد براساس بند 2 ماده 17 قانون موصوف به اين تشكل ها اخطار داده شود.

گفتنی است اخیرا میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از اعضای جامعه پزشکی اعلام کرد که "راه سبز امید" با هدف پیگیری حقوق و مطالبات مردم تشکیل می دهد. احزاب اصلاح طلب از حامیان میرحسین موسوی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بودند و در جریان حوادث پس از انتخابات نیز همواره از میرحسین موسوی و مهدی کروبی حمایت کرده اند.

مهدیه محمدی: زیدآبادی را 35 روز در یک “قبر” نگه داشته اند

شبکه جنبش راه سبز (جرس): خبر بستری شدن احمد زیدآبادی و فیض‌الله عرب‌سرخی دو تن از فعالان سیاسی بازداشت‌شده در بیمارستان و نیز تشکیل نشدن دادگاه این افراد در روز چهارشنبه ۲۸ مرداد، گمان‌ها در مورد شکنجه این زندانیان را تقویت کرده است. روز سه‌شنبه ۲۷ مرداد، برخی از سایت‌ها از وخامت حال احمد زیدآبادی و فیض‌الله عرب‌سرخی در زندان خبردادند.


به نوشته‌ی پایگاه اینترنتی ’’موج سبز آزادی‘‘ ظاهرا این دو تن به خاطر حضور در دادگاه تحت فشار قرار گرفته و مورد ضرب و شتم واقع شده‌اند. این سایت همچنین از اعتصاب غذای زیدآبادی خبر داد.


مهدیه محمدی همسر زیدآبادی روز دوشنبه ۲۶ مرداد توانست برای اولین بار پس از ۵۳ روز همسرش را در زندان ملاقات کند. البته این ملاقات در خارج از ساعت اداری و در حالی صورت گرفت که هیچ‌کدام از ماموران اوین و کارمندان در محل کارشان حضور نداشتند و سالن ملاقات کاملا خالی بوده.
محمدی می‌گوید در آن روز حال زیدآبادی خوب بوده و طوری نبوده که بخواهد در بیمارستان بستری شود اما وی از اعتصاب غذای ۱۷ روزه همسرش در زندان خبر داد.


به گفته‌ی وی زیدآبادی بلافاصله پس از بازداشتش در نیمه‌شب و انتقالش به سلول انفرادی بند ۲ الف، اعلام اعتصاب غذا می‌کند ولی تا ۱۷ روز هیچکس حتی در سلول او را باز نمی‌کند. مهدیه محمدی می‌گوید:
«درتمام طول این هفده روز هیچ احدی سراغش نرفته. یعنی در اتاقی یک متر در یک مترونیم تنها بوده. می‌گفت هیچ صدایی آنجا نمی‌آمده. اصطلاحی که به کار برده این که دقیقاً مثل یک قبر بوده. این اصطلاحی‌است که همه‌ی این آقایان و خانم‌هایی که خانواده‌هایشان رفتند ملاقاتشان، به‌کار برده‌اند. جایی بوده که مثل یک قبر بوده. هیچ صدایی نمی‌آمده و هیچ احدی را ظرف این هفده روز ندیده».


همسر زیدآبادی به نقل از وی می‌گوید که پس از ۱۷ روز در حالی که تقریبا نیمه‌بیهوش بوده او را به بهداری منتقل می‌کنند و پزشک آنجا به وی توصیه می‌کند که اعتصاب غذایش را بشکند چرا که هیچکس صدای او را نخواهد شنید و هیچکس حتی نمی‌د‌اند او در کجاست.


بعد از شکستن اعتصاب غذا، زیدآبادی را دوباره به همان سلول قبلی منتقل می‌کنند جایی که به گفته‌ی خودش غیرقابل توصیف بوده. زیدآبادی به همسرش توضیح می‌دهد که پس از چند روز دچار جنون شده و حتی قصد خودکشی داشته است. مهدیه محمدی می‌گوید: «خودش می‌گفت دچار جنون شدم. یعنی یک حالت توهم پیدا کرده بود و همه‌اش داد و فریاد می‌کرده. اصلاً می‌گفت به فکر این بودم که یکجوری خودم را از بین ببرم. ولی هیچی پیدا نمی‌کردم که خودم را بکشم. و بعد دیگر شروع کرده داد و بیداد و سروصدا. بعد که دیدند دارد دیوانه می‌شود، آمدند او را بردند یکجای دیگر که نمی‌دانم آن جای جدید کجاست».


دکتر احمد زیدآبادی، عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی همچنان در سلول انفرادی است با این تفاوت که بازجویی می‌شود و حداقل در روز با یک انسان دیگر که بازجوی اوست ارتباط دارد. به او کتاب وصیت‌نامه آیت‌الله خمینی را داده‌اند و در مجموع به همسرش گفته که وضعیت سلول فعلی او با سلول قبلی قابل مقایسه نیست.


او همچنین به همسرش گفته «مرا مجبور کرده‌اند در دادگاه روز چهارشنبه شرکت کنم و بگویم که زندگی سیاسی‌ام را کنار خواهم گذاشت».


هیچکس نمی‌داند عرب سرخی کجاست
فیض‌الله عرب‌سرخی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی زندانی دیگری است که این‌روزها خبر بستری شدنش در بیمارستان شنیده می‌شود. ’’نوروز‘‘ پایگاه خبری جبهه مشارکت نوشته که وی پس از سر باز زدن از حضور در دادگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و هم‌اکنون در بیمارستان بقیةالله تهران بستری است.


مریم قدس همسر عرب‌سرخی می‌گوید هیچ اطلاعی از وضعیت همسرش ندارد و ۴۴ روز است که نه می‌داند او کجاست و نه هیچکس خبری از وی دارد. او می‌گوید: «آقای خدایاری که آزاد شدند و من دیشب رفتم دیدمشان، اصلاً نمی‌دانست که عرب‌سرخی زندان است. تا من را دید گفت، آقای عرب کجا هستند؟ گفتم، ایشان هم که زندان هستند، با شما هستند. گفت من نمی‌دانستم. یعنی اینها آنجا کاملاً در قرنطینه‌ی خبری هستند و هیچ کدام اصلاً نمی‌دانند در چه وضعی هستند. فقط مثلا بازجوها روزهای آخر می‌گفتند که اصلاً قسمت آنها قسمت دیگری است، بخش دیگری است که ما اصلاً اطلاعی نداریم. یعنی حتا وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هم ظاهراً اطلاعی ندارند».


خانم قدس می‌گوید که در مراجعه یکی از بستگانشان به بیمارستان بقیة‌الله برای پیگریی وضعیت همسرش به او گفته شده که چنین شخصی در اینجا بستری نیست.
وی ادامه می‌دهد که علیرغم خواست قلبی‌اش گویا ناچار است که خبر مصدوم شدن همسرش را تایید کند: «این خبر را مجبورم ناخواسته تأیید کنم. اگرچه دلم نمی‌خواهد تأیید کنم ولی لابد بلایی سرش آمده که اصلاً اینها نمی‌خواهند حتا صدایش شنیده بشود، نمی‌خواهند دیده بشود. من به‌عنوان همسر ایشان طبیعی است که نگران می‌شوم».


وکلا هم بی‌خبرند
وکلای مدافعان این زندانیان تا به حال نه اجازه‌ی ملاقات با آنان را داشته‌اند و نه حتی توانسته‌اند پرونده‌ی موکلانشان را ببینند. این وکلا حتی هنوز نتوانسته‌اند وکالتنامه‌شان را به امضای موکلان برسانند.


مهدیه محمدی می‌گوید در حالی که روز دوشنبه زیدآبادی به او گفته که چهارشنبه در دادگاه حاضر خواهد شد، وکیل او اصلا هیچ اطلاعی از برگزاری دادگاه نداشته است. وی می‌گوید: «آقای شریف گفتند با برگزاری این دادگاه من اصلاً حضور پیدا نمی‌کنم. برای این که وکیل باید حداقل یک یا دو هفته قبل خبر داشته باشد. من باید پرونده را بخوانم، باید لایحه روی پرونده بگذارم و بتوانم دفاع کنم. ولی اگر قرار باشد این طوری برایشان دادگاه بگذارند، من حضور پیدا نمی‌کنم. چون آقای شریف هنوز حتا نتوانسته وکالتنامه‌اش را به امضای آقای زیدآبادی برساند».


همسر عرب‌سرخی نیز از تلاش‌های وکیل همسرش برای امضای وکالتنامه و بی‌اثر بودن این تلاش‌ها تا کنون می‌گوید: «آقای دکتر نعمت احمدی وکیل‌شان هست که من تا هفته‌ی پیش هم که با ایشان تماس داشتم متأسفانه حتا موفق نشده بودند وکالتنامه را به قاضی تحویل بدهند. ظاهراً قاضی‌ پرونده‌ی همسرم، محمد‌زاده نامی است که بعد از چند ساعت که آقای احمدی جلوی اوین معطل بودند، گفته الان وقت ندارم و نمی‌توانم ببینم و امضای قاضی حداد را هم نمی‌شناسم! بعد ایشان گفته که خب من فردا بیایم؟ گفتند، نه من فردا هم نمی‌آیم و باید در یک تشییع جنازه‌ شرکت کنم. تا چند روز پیش که اطلاع دارم، هنوز نتوانسته بودند که اصلاً وکالتنامه را تحویل ایشان بدهند. یعنی بعد از چهل و خرده‌ای روز».

بی‌خبری از سایر فعالان سیاسی زندانی
در همین حال اخباری مبنی بر وخامت حال سعید حجاریان، عضو جبهه مشارکت نیز منتشر شده است. وی که به علت سوءقصد ۱۰ سال پیش، روی صندلی چرخدار می‌نشیند و قادر به تکلم درست نیز نیست، به یک ساختمان خالی در یک منطقه نظامی منتقل شده و خانواده‌اش تنها یک بار توانسته‌ با او دیدار کند. اعضای خانواده‌ی حجاریان با چشم‌های بسته به محل اقامت وی برده شده‌اند بنابراین نمی‌دانند که این ساختمان در کجا قرار دارد.


شب گذشته نیز تعدادی موتورسوار به در خانه‌ی حجاریان مراجعه کرده و زنگ در را به صدا درآورده‌اند اما اهالی خانه در را به روی آنان باز نکرده‌اند.
مصطفی تاجزاده عضو دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز جزو کسانی است که تا به حال هیچ خبری از او منتشر نشده و خانواده‌اش در بی‌اطلاعی کامل به سر می‌برند.


فخرالسادات محتشمی همسر تاجزاده می‌گوید هربار که برای ملاقات می‌روند به آنها گفته می‌شود که چون هنوز بازجویی از وی ادامه دارد، بنابراین ممنوع‌الملاقات است. این در حالی است که بسیاری از کسانی که با خانواده‌هایشان ملاقات کرده‌اند همچنان تحت بازجویی هستند. محتشمی می‌گوید این امر نشان می‌دهد که پرونده‌ی همسرش هیچ موردی نداشته و تنها سعی بر پروند‌ه‌سازی او می‌شود.

هیچ فریادرسی نیست
ظاهرا خانواده‌ی این افراد از پیگیری وضعیت زندانیانشان در سیستم قضایی ایران ناامید شده‌اند. آنها می‌گویند هیچ کس نیست که به فریاد ما برسد.
مهدیه محمدی همسر زیدآبادی می‌گوید: «من واقعاً از هر انسانی که یک‌ذره وجدان دارد می‌خواهم که به داد ما برسد. فاصله‌ی مرگ و زندگی شوهران ما مثل یک مو باریک است. باور کنید ما به راحتی آقای زیدآبادی را از دست داده بودیم. یعنی ایشان با آن اعتصاب غذا می‌توانسته از بین برود. با آن حالت جنون می‌توانسته خودش را بکشد. و من نمی‌دانم، واقعاً هیچ احدی نیست به داد ما برسد و ما را از این شرایط نجات بدهد؟»


مریم قدس همسر عرب‌سرخی با اشاره به گذشته‌ی شوهرش و زحماتی که وی برای استقرار جمهوری اسلامی کشیده می‌گوید: «هیچکس انتظار ندارد با کسانی که بچه‌های خود این انقلاب بودند این طور رفتار شود. همسر من برادر دو شهید است. عمری برای همین نظام کار کرده. خیلی زشت است. بازتاب‌های خوشایندی نخواهد داشت. این را می‌گویم چون می‌دانم مسئولین هم حتماً می‌بینند و گوش می‌دهند، بلکه به هرحال به خودشان بیایند».

ماموران گفتند پسرم باید بمیرد !

روز آنلاین - شب گذشته، اسماعیل آزادی روزنامه نگار و عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از بازداشت پسر خود خبر داد.

وی به خبرنگار روز گفت: “ساعت ۸ شب ۲۸ مردادماه پسر من محمد را در نزدیکی روزنامه اعتماد ملی دستگیر و به بازداشتگاه نیروی انتظامی منتقل کردند.” وی تاکید کرد: “محمد دیابت دارد و باید کاملا تحت نظر باشد و مادر وی که ناراحتی قلبی دارد به دلیل نگرانی در شرایط بسیار بدی به سر می برد.”

این روزنامه نگار در ادامه اظهار داشت: “محمد در ابتدابه کلانتری خیابان سنایی منتقل شد و من که برای پیدا کردن او به همه جا سر زده بودم وقتی به کلانتری رسیدم چند مامور در حال انتقال او به به خودرو پلیس بودند. زمانی که به آنها گفتم پسرم دیابت دارد و صبر کنید من انسولین او را بیاورم چون اگر انسولین نداشته باشد خطرناک است، ماموران این اجازه را ندادند و گفتند کسی که شعار نویسی کند باید بمیرد.”
وی با ابراز تعجب از اتهامی که به پسرش وارد شده بود گفت: “آنها محمد را سوار خودرو پلیس کرده و با خود بردند و من با خود رو خود به تعقیب آنها پرداختم. آنها در مسیر چند بار از خودرو پیاده شدند و مرا تهدید کردند که چرا ما را تعقیب می کنی و در بار دوم پلاک خودرو مرا کندند و با سرعت دور شدند و فکر کردند گمشان کرده ام اما من توانستم با تعقیب اتومبیل ماموران متوجه شوم که پسرم را کجا برده اند.”
آزادی افزود: “سپس به نزد افسر نگهبان بازداشگاه رفتم واز او خواهش کردم که اجازه دهد به محمد انسولین برسانم و خوشبختانه او پذیرفت.”
وی در پایان با سپاسگزاری از “این مامور باشرف” خاطرنشان کرد: “من جان فرزندم را مدیون او هستم، اما همچنان به شدت نگران سلامتی محمد هستیم .”

عکس : دروغهایی که تا کنون در فیلم (ترانه موسوی) رژیم پیدا شده


سمت چپ ترانه موسوی کانادا. سمت راست ترانه موسوی که بعد از تجاوز به قتل رسیده است