اسامی اصلاح طلبان و روزنامه نگارانی که به دادگاه نمایشی منتقل شده اند

جنبش راه سبز(جرس): بنابر گزارش ها تاکنون محسن میردامادی دبیر کل حزب مشارکت، محسن صفایی فراهانی دبیر اجرای حزب مشارکت، سعید شریعتی عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب، عبدالله رمضانزاده عضو شورای مرکزی حزب مشارکت ، کیان تاجبخش، مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، هدایت آقایی عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی ، شهاب طباطبایی عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، احمد زیدآبادی روزنامه نگار، سعید لیلاز روزنامه نگار و تحلیل گر اقتصادی، امین‌زاده عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، علی تاجرنیا عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، محمد قوچانی روزنامه نگار، مسعود باستانی روزنامه نگار،حمزه غالبی، محمدرضا جلایی‌پور،و صادق نوروزی و فیض الله عرب سرخی هر دو از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب، برای شرکت در دادگاه نمایشی از بازداشتگاه های مختلف به مجتمع امام خمینی محل برگزاری چهارمین دادگاه نمایشی منتقل شده اند.

شاهدان عینی می گویند که سعید حجاریان هنگام انتقال به محل برگزاری دادگاه نمایشی دیده نشده و احتمالا از مسیری دیگر به مجتمع امام خمینی منتقل شده است.

خبرهایی از اسرای جنبش سبز

شبکه جنبش راه سبز(جرس):هنگامه شهيدي پس از گذشت 50 روز از بازداشتش از زندان انفرادي به بند عمومي در اوين منتقل شده است.

مادر هنگامه شهيدي با اعلام اين خبر به سحام نيوز گفته که «دخترم اول ماه رمضان با منزل تماس گرفت و گفت پس از 50 روز از زندان انفرادي به بند عمومي منتقل شده و با يک خانمي هم بند است. البته هنگامه گفت هنوز بازجويي هاي او ادامه دارد».

وی گفت «هنگامه اظهار داشت که حالش خوب است و مرتب داروهای خود را مصرف می کند ولی من با توجه به بیماری قلبی و افت فشار همچنان نگران سلامتی دخترم هستم».

مادر هنگامه شهيدي با ابراز اميدواري براي آزادي تمام زندانيان سياسي، گفت«طبق وعده هايي داده شده، قرار بود تا قبل از ماه رمضان تمام زندانيان سياسي آزاد شوند ولي هنوز بسياري دربند هستند بنابراين من از مسوولان تقاضا دارم همه زندانيان را آزاد کنند. من و آقاي مصطفايي وکيل هنگامه هر روز از صبح تا شب پيگير کارهاي دخترم براي آزادي اش هستيم ولي تاکنون به نتيجه ای نرسيده ايم و من از مسوولان تقاضا دارم هرچه سريع تر مقدمات آزادي او را فراهم کنند».

انتقال دکتر ملکي به بند 209
فرزند دكتر محمد ملكی، اولین رئیس دانشگاه تهران در سال های بعد از انقلاب كه دو روز پیش بازداشت شد، خبر داد كه پدرش را از دیروز به بند 209 زندان اوین منتقل كرده اند.
در ملاقاتي که يوسف مولايي وکیل دکتر ملکی با قاضی پرونده داشته است دکتر محمد ملکی وکالتنامه‌اش را امضا کرده و اعلام شده که ایشان به اتهام تحریک و اقدام علیه امنیت ملی در حوادث پس از انتخابات بازداشت شده است. اما دکتر ملکي با اعلام اينکه در انتخابات شرکت نکرده و در جريان اتفاقات بعد از آن هم در بستر بيماري بوده، اتهامات را نپذيرفته است.

فرزند این زندانی سیاسی همچنین هشدار داد که با توجه به بیماری حاد پروستات و ابتلا به آریتمی قلبی و وضعیت جسمی دکتر ملکی در سن 76 سالگی، نگهداری وی در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین می‌تواند خطرات و عواقب ناگواری برای او در پی داشته باشد.

پرونده بهمن احمدی امویی مفقود شد

فریده غیرت، وکیل مدافع بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار در بند که برای پیگیری پرونده او به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده بود، از مسوولان شعبه امنیت این دادگاه این پاسخ را شنیده که «پرونده قضایی بهمن احمدی امویی گم شده است».

وکیل مدافع این روزنامه نگار در بند با حسن حداد، رئیس شعبه امنیت نیز ملاقات کرده و درخواست رسیدگی به موضوع را داشته که حداد طی تماس تلفنی با بند 209 اوین در باره زندانی بودن بهمن احمدی امویی در این بند پرس و جو کرد که پاسخ شنید او در بند 209 زندانی است اما خبری از پرونده اش ندارند.

سازمان‌ گزارشگران بدون مرز می‌گوید که نگران وضعیت بهمن احمدی امویی است که از 54 روز پیش در سلول انفرادی به سر می‌برد.

بهمن احمدی امویی،روزنامه نگار، شامگاه سی‌ام خرداد ماه همراه با همسرش ژیلا بنی یعقوب در خانه اش دستگیر شد.ژيلا بنی یعقوب دو روز پیش بعد از نزدیک به دو ماه بازداشت آزاد شد اما از آزادی بهمن احمدی امویی هنوز خبری نیست.

مهسا امرآبادی پس از 70 روز آزاد شد

شبکه جنبش راه سبز(جرس) : مهسا امرآبادی خبرنگار روزنامه اعتمادملی عصر روز دوشنبه پس از 70 روز بازداشت غیرقانونی،آزاد شد.



مهسا امرآبادی که در شامگاه شنبه 23 خرداد با هجوم ماموران امنیتی به منزل مسکونیش در تهران به همراه دو تن از روزنامه نگارانی که مهمانشان بودند یعنی بهزاد باشو و خلیل میراشرفی بازداشت شده بود، پس از 70 روز بازداشت، در ساعت 4 عصر روز دوشنبه با قرار وثیقه آزاد شد.

به گفته مهسا امرآبادی، همسرش مسعود باستانی در بند 240 انفرادی است که وی قبل از آزادی با او دیدار کرده و بازجوی وی اظهار داشته که او نیز به زودی آزاد خواهد شد.

فریاد الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور برای دومین شب پیاپی در دانشگاه شیراز

از شیراز خبر می‌رسد که اعتراضات دانشجویی به دولت کودتا در دانشگاه شیراز، برای دومین شب متوالی به شکل‌های مختلف ادامه یافته است.



به گزارش موج سبز آزادی، دوشنبه شب خوابگاه‌های دستغیب و مفتح که متعلق به دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه شیراز هستند، برای دومین شب متوالی شاهد اعتراض‌های دانشجویی بود.

بر اساس این گزارش، دانشجویان از ساعت 23 ابتدا در خوابگاه پسرانه دستغیب و سپس در خوابگاه مفتح فریاد الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر دادند و اعتراض خود را برای شب دوم به کودتاچیان اعلام کردند.

گزارش موج سبز آزادی از دانشگاه شیراز حاکی است، اعتراض‌ها به شعارهای شبانه محدود نمی‌شود، بلکه شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر دولت کودتا و شعارهایی علیه رهبری به وفور در مکان‌هایی چون آسانسورها، داخل سرویس‌های اتوبوس و ... دیده می‌شود.

نماهنگ بدرود ای زیبا + نسخه مخصوص بلوتوث

به گزارش موج سبز آزادی، آهنگ Bella Ciao یا بدرود ای زیبا، یکی از مشهورترین آثار موسیقی مقاومت ضدفاشیسم در ایتالیای دوران جنگ جهانی دوم است. در حالی که شاعر اصلی این اثر مشخص نیست، این ترانه با الهام از آهنگ‏های محلی شمال ایتالیا تا به حال توسط هنرمندان مختلفی بارها اجرا شده است. این نماهنگ نیز با استفاده از یکی از این اجراهای آهنگ "بدرود ای زیبا"، برای جنبش سبز مردم ایران ساخته شده است.



موج سبز آزادی تصمیم دارد، با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، در گسترش آگاهی عمومی تلاش کند. لطفا با دریافت این فایل و توزیع آن از طریق بلوتوث، در رسیدن به این هدف به ما کمک کنید.

نسخه بلوتوثی نماهنگ "بدرود ای زیبا"
http://www.mowjcamp.org/files/file/21637

نسخه WMV نماهنگ "بدرود ای زیبا"
http://www.mowjcamp.org/files/file/21639

نسخه MP4 نماهنگ "بدرود ای زیبا"
http://www.mowjcamp.org/files/file/21635

ترجمه فارسی ترانه "بدرود ای زیبا":

یکروز از خواب برخاستم
بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود، بدرود
یکروز از خواب برخاستم
دشمن همه جا را گرفته بود
ای مبارز، مرا با خود ببر

آه بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود، بدرود
ای مبارز، مرا با خود ببر
که من آماده شهادت هستم
تا چون یک مبارز کشته شدم
ای مبارز

آه بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود، بدرود
تا چون یک مبارز کشته شدم
ای مبارز
تو باید مرا به خاک سپاری
مرا در کوهستان به خاک سپار

آه بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود، بدرود
مرا در کوهستان به خاک سپار
و گلی‌ بر قبر من بکار
و آنان که از کنار قبر من می‏کذرند

آه بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود، بدرود
و آنان که از کنار قبر من می‏کذرند
رو به من خواهند گفت: "چه گل زیبایی"
این گل مبارزی است

آه بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود، بدرود
این گل مبارزی است
که برای آزادی جان داد

واژه‌های خونین / شعر وارده

وحید رسا



از واژه خون کفن کفن می گویم

از قصه تلخ تیر و تن می گویم



با خون غزل باز وضو می گیرم

با غربت سرخ خاک خو می گیرم



تکرار گلوله بود بر پیکر عشق

زنجیر به دست و پای بی یاور عشق



فریاد _ امن ینصرنایی _ دیگر

این بار نه کربلا که جایی دیگر



این بار تهران، خون و آتش سوزی

در مسلخ تاریخ سیاوش سوزی



تاریخ دوباره گیج و سرگردان است

انگار اسیر بهت و یخ بندان است



در سلولی تنگ جوانی می میرد

در جان پیکرش زندگی می میرد



نسلی که هنوز عشق آزادی دارد

کی کار به اغتشاش و براندازی دارد



دردانه من تیر چه میداند چیست

سرسختی زنجیر چه میداند چیست



بر قامت او گلوله کم چیزی نیست

آن ضجه داغ دیده کم چیزی نیست



این جاری اشک کیست بر قامت او

شاید که خدا گریست بر قامت او



در صحن خیالتان قدم خواهم زد

این ظلمت سرد را به هم خواهم زد



آتش به تن و پیرهنم خواهم ریخت

یک حس بزرگ در تنم خواهم ریخت



از پشت تمام میله ها می گویم

آه ای همه نو قبیله ها می گویم



این گونه نمی شود که دریا را کشت

در پنجه شب حضور فردا را کشت



بر پیکر عشق خنجر از پشت زدید

پای سند فاجعه انگشت زدید



اما به خدا ایران زنده است هنوز

آغوش خدا مال پرنده است هنوز

نامه‌ای درباره‌ی یک بیمار روانی که قربانی دروغ‌پردازی خبرگزاری فارس شده است

موج سبز آزادی : کسانی که در روزهای بعد از انتخابات خبرها را پیگیری می‌کردند، به خاطر دارند که خبرگزاری فارس با انتشار عکسی از یک مرد میانسال که اسلحه اسباب‌بازی در دستش بود، معترضان به انتخابات را به براندازی مسلحانه! متهم کرد. هرچند همان زمان هم برخی وبلاگ‌ها نوشتند این فرد که در محله فاطمی بارها دیده شده، مجنون است و سلامت روانی ندارد. اما همچنان فارس و کیهانیان بر ادعای خود اصرار کردند، تا آنجا که این فرد شناسایی و دستگیر شد و به گفته‌ی وکیلش در حالی که برای نگهداری وی از قرص‌های آرامبخش قوی استفاده می‌شود، دو ماه است در زندان رها شده و کسی به وضعیت دردناک او توجهی به این ندارد. آنچه می‌خوانید، نامه‌ی وکیل اوست که می‌گوید این نامه را تنها به قصد کمک به فردی که در بند است و دچار مشکل روانی، به دادستان که از نظر قانونی مسئولیت تعیین قیم و حفظ منافع افراد مجنون بی‌سرپرست را دارد، نوشته و نسخه‌‌ای از آن را نیز برای انتشار در اختیار «موج سبز آزادی» قرار داده است. همانطور که این وکیل پایه یک دادگستری از ما خواسته، نام او را فعلا محفوظ نگه می‌داریم.


بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم دادستان کل

احترما اینجانب، وکیل پایه یک دادگستری، از طریق یکی از موکلانم که به تازگی از بند ۷ زندان اوین آزاد شده است، مطلع گردیدم فردی به نام محمود خسرو شاهی، حدودا ۵۰ ساله، که ظاهرا و طبق اظهارات موکل، مبتلا به اختلال مشاعر است، در همان بند مستقر بوده است.
ایشان در جریان درگیری‌های دوران بعد از انتخابات، در حالی که با یک اسلحه پلاستیکی در بین جمعیت بوده، بازداشت شده است و تاکنون بعد از گذشت ۶۰ روز هنوز کسی حتی برای ملاقات وی نیز نیامده و به نظر می رسد در زندان رها شده است.

صرف نظر از عدم مسئولیت کیفری مجانین، و لزوم نگهداری مجانین خطرناک در مراکز درمانی ویژه، و آثار سوء نگهداری این افراد در زندان، با توجه به رها شدن این فرد در زندان و عدم پیگیری خانواده‌ی ایشان که شائبه‌ی عدم وجود ولی خاص را تقویت می‌کند، لزوم تعیین قیم برای ایشان و تعیین وکیل جهت پیگیری و آزادی و یا ارجاع به مراکز درمانی در صورت لزوم، امری ضروری به نظر می‌رسد.

خصوصا آنکه ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی، لزوم نصب قیم را برای مجانینی که ولی خاص ندارند، نیز مورد اشاره قرار داده است و طبق ماده ۱۲۲۲ همان قانون، در هر موردی که دادستان به نحوی از انحاء به وجود شخصی که مطابق ماده ۱۲۱۸ باید برای او نصب قیم شود، مسبوق گردد، موظف به مراجعه به دادگاه و معرفی قیم می‌باشد.

با این توضیحات، و ضمن تاکید بر عدم مسئولیت کیفری مجانین، بدینوسیله وضعیت ایشان را به استحضار می‌رساند و اعلام می‌دارم موکلم، به همراه ۳ نفر دیگر از همبندانش، آمادگی ادای شهادت در این خصوص را نیز دارند.

توضیح آنکه ایشان هم‌اکنون در اندرزگاه ۷ اوین است و طبق اظهارات موکلم، ظاهرا مجنون است و در مدت ۲ ماه حتی یک ملاقاتی نداشته است و به علت اینکه مشکل روانی دارد، برای آرام نگه داشتن وی از قرص‌های آرام‌بخش قوی استفاده می شود.

عجیب است که دادستان که خود مسئول حفظ منافع افراد محجور و بی‌سرپرست است، چگونه دستور بازداشت این فرد را داده است!خصوصا آنکه مجانین از مسئولیت کیفری نیز مبرا هستند. به هر جهت، امکان دارد علت چنین برخوردی، عدم اطلاع باشد. باشد که با اطلاع‌رسانی، این بهانه نیز زایل شده و ان‌شاءالله این مجنون هرچه زودتر در مسیر درمان قرار گیرد.

اعتراض ملي به وضعيت شرم آور رفتار با زندانيان سياسي

شيخ اصلاحات در نامه‌اي كه براي رئيس مجلس خبرگان نوشت، پرده از ماجراهاي سياهي در بازداشتگاهها به خصوص بازداشتگاه مخوف كهريزك برداشت، او با اشاره به اينكه اطلاعاتش در اين زمينه را از طريق افرادی "دارای پست‌های حساس در كشور" ... و" نیروهای نام و نشان داری كه تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند،" كسب كرده است، مي‌نويسد:" این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است كه چنانچه حتی اگر یك مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی كه تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌كند كه روی بسیاری از حكومت‌های دیكتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد كرد"..»
امير فرهمند:

شبكه جنبش راه سبز (جرس) :در تازه ترين موج حمايتها از مواضع و افشاگري هاي مهدي كروبي ، حزب كارگزاران سازندگي با صدور بيانيه‌اي حمايت خود را از شيخ اصلاحات اعلام كرد، اين تشكل اصلاح طلب ضمن اعلام حمایت از مواضع كروبی، تصریح کرد:«برخورد دلسوزانه توأم با شهامت وشجاعت جناب آقای كروبی، برای ریشه كن كردن پاره ای از مفاسد موجود در بخش هائی از سیستم امنیتی و قضائی كشور نه تنها مورد توجه و استقبال قرار نمی‌گیرد بلكه ایشان مورد تهاجم و تهدیدهای مكرر افراد و نهادهای مختلف به نام دفاع از نظام قرار می‌گیرند. این رفتارها نشان از ادامه نابخردی در مقابله با واقعیت های جامعه است."
اين براي چندمين بار است كه در روزهاي اخير احزاب و گروههاي اصلاح طلب و مستقل از شيخ شجاع اصلاحات حمايت مي كنند، پيش از اين مجمع روحانيون مبارز كه شماري ازبلند پايه ترين روحانيون اصلاح طلب همچون محمد خاتمي، موسوي خوئيني ها، اسدالله بیات، علی اکبر محتشمی پور، عبدالواحد موسوی لاری و محمدعلی ابطحی را در خود جاي داده است در واكنش به حملات هماهنگ ائمه جمعه كشور به انتقادات كروبي خصوصا در نماز جمعه شهرهاي تهران، قم و مشهد به دفاع از كروبي برخاستند و حملات جناح اقتدار گرا را "وقيح و جنايت" توصيف كردند.
در بخشي از بيانيه هفتم مجمع روحانيون مبارز آمده بود كه "اخیرا هیاهو درباره چهره برجسته انقلاب و کشور و شخصیت مورد اعتماد و احترام حضرت امام، حضرت حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای کروبی، دل همه علاقه مندان به امام و سرنوشت کشور را به درد آورده است"

كودتا چيان دست پاچه شده اند
میرحسین موسوی به عنوان يكي از رهبران اصلي جنبش سبز با نگارش نامه ای خطاب به مهدی کروبی ديگر رهبراين جنبش نسبت به اهانت های صورت گرفته به وی در روزهای اخیر به شدت انتقاد کرده و با تاكيد بر اينكه " نامه شما {كروبي} رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است "، نوشت:"نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است ،رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اطلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند.
آب در لانه عنكبوت
جبهه مشاركت نيز كه بسياري از اعضاي آن هم اكنون در زندان به سر مي برند نيز به موج حملاتي كه كروبي را نشانه رفته بود، واكنش نشان داد و در بيانيه خود از جمله "بركات حوادث پس از كودتا را بازشناسي حد و قدر شخصيت ها و گروه ها و رخ نمايي دوباره و بارز چهره هاي شجاع و اصيل و دلسوزي دانست كه در برابر كژي ها سكوت پيشه نمي كنند".
جبهه مشاركت در اين بيانيه با "محكوم كردن هتاكي ها و حدناشناسي هاي صورت گرفته عليه كروبي و توقيف روزنامه اعتماد ملي و اعلام حمايت همه جانبه خود از شيخ اصلاحات در برابر اين حملات" تاكيد كرد: در روزهاي اخير اين هجمه ها با توجه به رشادت و صراحتي كه آقاي كروبي در دفاع از حقوق و كرامت ملت از خود نشان داده اند و در نتيجه آن آب به لانه عنكبوتي اقتدارگرايان ريخته شده، حجم حملات به اين ياور ديرين امام و انقلاب شكل مضاعفي يافته و حدناشناسان، تهديد به حد و تعزير و اتهام زني هاي مختلف به ايشان را در پيش گرفته اند.
هشدار جوانان
سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم وحدت) و اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور (دفتر تحکيم وحدت) به عنوان ريشه دارترين و پيشروترين تشكل دانشجويي كه برخي از چهره هاي شناخته شده آنها چون احمد زيدآبادي وعبدالله مومني دربند هستند هم در بيانيه‌اي مشترك در اردوگاه كروبي ايستادند و اعلام كردند :" حمايت از اين بزرگوار تنها محدود به دوره تبليغات انتخابات رياست جمهوري و ايام پيروزي و کاميابي نبوده و قطعا در روزهاي سخت و دشواري که اقتدارگرايان نه تنها آراء ملت را به يغما برده، بلکه امنيت، جان و آبروي آنان را نيز در راه غصب حکومت و امحاي جمهوريت نظام ناديده انگاشته‌اند، در کنار اين سياستمدار شجاع و حق‌طلب و نيز ساير راهبران جنبش اصلاحي مردم ايران خواهيم ماند."

آتشي كه همگان را مي سوزاند
آيت الله بيات زنجاني از روحانيون شناخته شده اصلاح طلب نيز در پيامي نوشت:" آرزو دارم که چنین وقایعی رخ نداده باشد و سخنان برادرمان جناب آقای کروبی هیچگاه مصداق واقعی پیدا نکند؛ اما ایشان عالمی است مورد وثوق امام امّت، که شرایط و حدود طرح اینگونه مطالب و تأکید بر آن را می‌داند و پافشاری او بر وقوع وقایع مذکور و اصرار وی بر وجود ادلّه کافی را نمی‌توان و نباید نادیده گرفت و با جنجال و هیاهو و در گاهی اوقات با حذف صورت مساله، به آن جواب داد. اتفاقاً اگر چنین زخمهایی بر پیکره جمهوری اسلامی وجود داشته باشد، باید آنقدر خارانده و جراحی شود تا تمام عفونت آن خارج شده و اثری از آن در این پیکره باقی نماند. این امر هم میسّر نیست، جز با پی‌گیری شجاعانه، محرم دانستن مردم و برخود قضایی قاطع.
او در ادامه پيامش تاكيد كرد: اگر این روند ادامه پیدا کند و جلوی تندروی‌های کنونی گرفته نشود، آتش آن لاجرم خرمن خودی و غیرخودی را خواهد سوزاند
اذان نيمه شب
هادي بيات فرزند اين آيت الله اصلاح طلب نيز در وبلاگ شخصي خود به يكي از داستان هاي شهید مطهری، در داستان راستان اشاره مي كند، كه در زمان معتصم عباسی، برخی سرداران نظامی به ناموس مردم دست درازي مي كردند ، نیمه شبی مسلمانی می‏بیند که یکی از این سرداران دست زنی را گرفته و به زور با خود می‏برد.
مرد مسلمان چون می‏بیند کاری از دستش بر نمی‏آید بر بام خانه‏ای می‏رود و با صدای بلند اذان می‏گوید. با صدای الله‏اکبر او در نیمه شب، مردم به کوچه و خیابان می‏ریزند که چه شده است و او با فریاد ماوقع را می‏گوید. مردم نیز یورش می‏برند و زن بیچاره را از دست آن سردار خارج می‏کنند. او با ذكر اين داستان مي نويسد: چه قدر این مسلمان شبیه شیخ مهدی کروبی خودمان است که اذان نیمه شبش خواب‏ها را آشفته است. دین‏فروشان او را به ناسزا گرفته‏اند، که چرا خواب خوش‏مان را برآشفتی. مردمان، این بار بیدارند. چون این جا بغداد نیست و ایران است و بسیاری از مردم نیز از خواب برخاسته‏‏اند. این بار شاید بشود برای این تعدی‏ها کاری کرد.


حمايت قاطع
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نيز كه متشكل از 21 تشكل اصلاح‌طلب است با صدور بیانیه ای از نامه مهدی کروبی "درباره گزارش‌هاى دريافتى از فجايع ضدانسانى زندان کهريزک يا ديگر بازداشتگاه‌هاى احتمالى و درخواست رسيدگى دقيق و عاجلانه به آن" حمايت و با اشاره به "حملات گسترده و سازمان‌يافته"‌به او تاكيد كردند: "اين واکنش گسترده و شتابزده که با هتاکى‌ها و جسارت‌هاى کم‌نظيرى همراه است به روشنى از خشم و عصبانيت توام با ترس و وحشت اقتدارگرايان از درخواست شجاعانه مذکور حکايت دارد. دردمندى و ديندارى حقيقى اقتضا مى‌کرد به جاى نفى و انکار شتابزده و ابراز خشم و عصبانيت‌هاى بى‌مورد، هشدار دردمندانه و دلسوزانه آقاى کروبى با وسواس و حساسيت پيگيرى شود"..
در ادامه بیانیه آمده است:" شوراى هماهنگى جبهه اصلاحات ضمن تائيد درخواست مسئولانه و دردمندانه جناب آقاى کروبى براى رسيدگى به اين مسائل و تحسين ايستادگى ايشان در برابر حملات و تهاجمات ناجوانمردانه، هشدار مى‌دهيم تعرض عليه چهره‌هاى برجسته و شاخص انقلاب و نظام همچون خاتمي، موسوي، کروبى و هاشمى مى‌تواند عواقب نگران‌کننده و خطيرى براى نظام و انقلاب در پى داشته باشد".

تاريخ سپيد روحانيت يا ماجراي سياه و ننگين؟
اما كروبي چه گفت؟ شيخ اصلاحات در نامه‌اي كه براي رئيس مجلس خبرگان نوشت، پرده از ماجراهاي سياهي در بازداشتگاهها به خصوص بازداشتگاه مخوف كهريزك برداشت، او با اشاره به اينكه اطلاعاتش در اين زمينه را از طريق افرادی "دارای پست‌های حساس در كشور" ... و" نیروهای نام و نشان داری كه تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند،" كسب كرده است، مي‌نويسد:" این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است كه چنانچه حتی اگر یك مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی كه تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌كند كه روی بسیاری از حكومت‌های دیكتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد كرد"..»
مهدي كروبي در اين نامه آورده بود كه : "عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند كه منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز كرده‌اند به طوری‌كه برخی دچار افسردگی و مشكلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در كنج خانه‌های خود خزیده‌اند"
او همچنين چندي بعد و پس از آنكه مورد حمله گسترده و برنامه ريزي شده ائمه جمعه قرار گرفت در گفتگويي با سايت سحام نيوز به افشاي مواردي ديگر از شكنجه و آزار بازداشت شدگان پرداخت:" افراد را در کهریزک لخت می کردند و چهار دست و پا می نشاندند و سوار بر آنها می شدند و به آنها می گفتند که صدای حیوانات را در بیاورید. آخر این مایه تاسف جمهوری اسلامی است و یا اینکه برخی را دستگر کرده و آنها را لخت کرده اند و روی هم خوابانده اند و آب بر روی آنها ریخته اند . حتی شنیده ام که هنگامی که افراد را شکنجه می کردند به آنها می گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است."
اينها در كنار افشاي سناريوي صداو سيماي "ملي" در خصوص واقعيت ماجراي كشته شدن "ترانه موسوي" و نقش "حسين طائب" فرمانده نيروي مقاومت بسيج در اين سناريو، چكيده و عصاره سخنان مهدي كروبي است.
واقعيت آن است كه با كمرنگ شدن اعتراض هاي خياباني كه به علت شدت برخورد نيروهاي سركوبگر است، با آغاز پخش اعترافات بازداشت شدگان از سويي و برنامه هاي خاص صداوسيما و رسانه هاي كودتا از سوي ديگر موج حملات ناجوانمردانه اي متوجه اصلاح طلبان شده بود، حجب و حياي رهبران جنبش سبز در كنار علاقه آنها به حفظ نظام و عدم تمايل آنها به پرداخت هزينه از سوي مردم و نداشتن تريبنوني كه بتوانند صداي خود را به مردم برسانند موجب شد تا لهيب گستاخي و دروغ گويي و وارونه جلوه دادن حقايق هر روز ابعاد بيشتري به خود بگيرد. در اين هنگامه صراحت و شجاعت مهدي كروبي به ياري مردم آمد و علاوه بر آنكه دستان جنايتكار را در پيش چشم مردم عيان كرد؛ كه موجب ضربه اي عظيم به آنها شد كه در برابر آن به دست پاچگي و لكنت زبان دچار آمدند.
آنها در بلندگوهاي خود فرياد زدند كه چنين وصله‌هايي به ما نمي چسبد و كساني كه به ما چنين تهمت‌هايي را وارد مي‌كنند مستوجب عقوبت هستند، گرچه آنها خود سر در برف كرده بودند اما گمان مي كردند ديگران هم چونان هميشه به سخنان آنها باور دارند، غافل از اينكه مردم سياه بازي هاي روزنامه كيهان ، صدا وسيما و بسياري از تريبون ها را به خوبي مي شناسند، كه اگر حق با آنها بود چرا بايد رئيس بازداشتگاه مخوف كهريزك به همراه 12 پرسنل آن اكنون در زندان باشند؟ چرا بايد به دستور عالي ترين مقام نظام تعطيل و گفته شود غير استاندارد است؟ به قول سيد محمد خاتمي "غير استاندارد يعني چه؟ يعني اينكه هواكش آن خراب بود؟ خير! جنايتها رخ داده و خونها ريخته شده است."
اگر مواردي كه كروبي گفته است به "آنها" نمي چسبد چرا هنوز مقام هاي پليس نمي‌خواهند علت اصلي بركناري ناگهاني سردار "رضا زارعي" رئيس پليس تهران، از حاميان اصلي طرح گشت ارشاد در تهران را اعلام كنند؟ و به شايعاتي كه در كوچه و خيابانها مردم مي‌گويند پايان دهند؟
چرا آقاي احمدي مقدم رئيس پليس كشور و باجناق رئيس جمهور يك ماه پس از بازداشت "سردار زارعي" در برابر اصرار خبرنگاران بازهم اصرار به دروغگويي و پنهان كاري از مردم "ولي نعمتان" خود دارند و مي‌گويند: "اگر از ما سوال مي‌كنيد از فرماندهان نيروي انتظامي نه كسي دستگير و نه كسي زنداني شده است. ‏اگر معتقد به ‏اعلا‌م نظر ديگري از سوي قوه قضاييه هستيد از خودشان سوال كنيد".
اين تنها نمونه اي ست كه مي تواند هم ادعاي "تجاوز" و سابقه آنرا نشان دهد و هم "فرافكني و دور نگاه داشتن مردم از حقايق" را از سوي مسئولين نشان دهد و اينكه ادعاي آنها هيچ پشتوانه اي ندارد.
افشاي سناريوي "ترانه موسوي" از سوي مهدي كروبي كه صداوسيما بر روي آن مانور وسيع تبليغاتي داده بود، اندك آبروي صدا و سيما را نيز بر باد داد و اين همه موجب شد تا دائم به تبرئه خود مشغول شوند و جالب آنكه هر حركتشان به ضرر خودشان تمام شد چنانچه، زماني كه شاهمرادي برادر همسر "ترانه موسوي" در روزنامه جام جم ارگان سازمان صداوسيما مقاله‌اي خطاب و عليه كروبي نوشت، آشكارا به كشته شدن "ترانه موسوي" و تفاوت آنكه در كانادا به سر مي‌برد با آنكه در گورستان آرميده پرده برداشت.
كليد پيروزي...
از زماني كه اصلاح طلبان به قدرت رسيدند هر چه از صفحات تاريخ مي‌گذشت اختلافات و شكاف آنها بيشتر مي‌شد، موسم انتخابات هم كه مي شد زمان تسويه حساب ها و جاري شدن اختلافات اصلاح طلبان در ميان همه اقشار كشور بود و رسانه هاي جناح راست كه كانديداهايشان هيچ شانسي براي پيروزي در ميدان رقابتها نداشتند، تنها در صدد شعله ور تر كردن اين اختلافات بودند. انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم اوج اين اختلافات بود، از همين رو خوش باوران اقتدارگرا درصدد ريزش نيروها و حاميان اين دو گروه عمده بودند، و حتي اعلام نتيجه انتخابات بدين گونه يكي از شيطنت هاي آنها بود، تيري كه به سنگ خورد و وحدت سريع همه نيروهاي اصلاح طلب و رنگ باختن اختلافات، موجب شد تا وحدت، توان و خشم نيروهاي اصلاح طلب و آزاديخواه دوچندان شود. شجاعت و صراحت مهدي كروبي در كنار ايستادگي ميرحسين موسوي از يكسو و همراهي مردمي كه نمي خواستند رايشان ابزاري براي پز دادن متقلبان باشد، مثلثي را ساخت تا رشته هاي تفكر خام آنان به سرعت برق و باد به پنبه تبديل شود. ‏

آغاز فعالیت گروه های کارشناسی تشکیلات«راه سبز امید»

شبکه جنبش راه سبز(جرس): علیرضا بهشتی، مشاور ارشد ميرحسين موسوي از آغاز به كار گروهاي كارشناسي و تخصصي تشكيلات «راه سبز اميد» خبر داد.

عليرضا بهشتي با اشاره به نوع حضور خاتمي و كروبي در تشكيلات راه سبز اميد گفت که آقايان كروبي و خاتمي در جريان نوع جهت گيري و فعاليت هاي اين تشكل هستند و آن ها مورد مشورت قرار خواهند گرفت و در قالب جلسات مشورتي كه با حضور آن ها برگزار مي شود نظر خواهي و تصميم گيري خواهد شد.

به گفته علیرضا بهشتی « ظرف اين مدت كه اعلام شد اين تشكل ديده‌بان جامعه خواهد بود گروهاي كارشناسي و تخصصي با برنامه ريزي دقيق ، به فعاليت در حوزه‌هاي مختلف مشغول شدند.»



میرحسین موسوی ده روز پیش ددر جریان دیدار با با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشكي ايران شكل‌گيري تشكيلات «راه سبز اميد» را به عنوان يك جنبش فراگير اعلام کرد و گفت که« رنگ سبز نماد اين راه و مطالبه اجراي بدون تنازل قانون اساسي شعار آن است و شبكه‌هاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بي‌شمار و گسترده در سطح جامعه بدنه اين جنبش هستند.»



میرحسین موسوی همچنین اعلام کرده که «در حقيقت راه سبز اميد ادامه شعار راهبري هر شهروند يك ستاد است كه اين بار براي مطالبات به حق مردم و استيفاي حقوق آنان شكل گرفته است.»

گزارش “جرس” از دومین افطار خانواده زندانیان، مقابل اوین

شبکه جنبش راه سبز (جرس): مراسم افطار خانواده زندانیان که قرار بود تا پایان ماه رمضان، مقابل زندان اوین برگزار شود در شب دوم متوقف شد.

به گزارش خبرنگار "جرس" از مقابل زندان اوین، مراسم افطاری خانواده زندانیان در مقابل زندان اوین تنها در شب اول برگزار شد و حاضرین در مقابل زندان اوین، در شب دوم این مراسم را برگزار نکردند و تنها به گپ و گفت با یکدیگر مشغول بودند. در پاسخ به پرسشی برای یافتن علل برگزار نشدن این مراسم، خانواده تعدادی از بازداشت شدگان گفتند اجازه‌ی برگزاری مراسم افطار را نداده‌اند و گفته‌اند تداوم برگزاری این مراسم شرایط را برای بازداشت شدگان سخت تر می کند.

براساس این گزارش، عماد الدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان نیز در جمع خانواده زندانیان، حاضر شد و به آنان امیدواری می داد.

خانواده زندانیان بدون برگزاری مراسم خاصی، روزه شان را در مقابل زندان، افطار کردند. خانمی که خود را از اهالی محل معرفی کرد، با توزیع شله زرد میان خانواده زندانیان با آنها همدردی کرد و گفت این شله زرد را نذر آزادی زندانیان کرده است.

مشاهدات خبرنگار ما حاکی است که بعضی فلاکسی آورده بودند و توی لیوان یک‌بار مصرف به بقیه‌ چای می‌دادند. پیرمردی روی پله‌های منتهی به درب زندان نشسته بود و سیگار دود می‌کرد. قاطی جمعیت نمی‌شد و حواسش جای دیگری بود. جلو رفتم و از حالش پرسیدم. سری تکان داد و از پسرش گفت که گویا روز تحلیف وقتی که از کنار خیابان می‌گذشته دستگیر شده و هیچ خبری از او ندارد. گفته‌اند جرمی ندارد و همین روزها آزادش می‌کنند، اما دقیق نگفته‌اند کی. او هم شب سوم است که همین‌جا می‌نشیند و منتظر آزادی فرزندش است. وقتی درب زندان باز شد سیگار دیگری روشن کرد و به سمت درب زندان رفت و حرفش را نیمه‌کاره رها کرد.

خانواده‌های زندانیان با روحیه‌ای که شاید تصورش سخت باشد دور هم جمع شده بودند و گپ می‌زدند. افطار کرده بودند و دیگر آن بی‌رمقی قبل از افطار در چهره‌شان دیده نمی‌شد. سرحال بودند. عمادالدین باقی هم همراه با خانواده‌ و دوستانش در کنار دیگر خانواده‌های زندانیان ایستاده بود و چایی می‌خورند و گپ می‌زدند.

ب‌رغم اینکه اعلام کرده بودند در ماه رمضان زودتر زمان آزادی زندانیان را اعلام می‌کنند، هیچ خبری نبود. ساعت از نه گذشته بود و هنوز کسی نه آزاد شده بود و نه خبری از آزادی کسی بود.

اگرچه در شب دوم خانواده زندانیان، همانند شب اول سفره افطار پهن نکردند و گفتند که تحت فشار از این کار خودداری کرده اند ولی بر ادامه برنامه اصرار دارند و اعلام کردند که شب های دیگر ماه رمضان نیز مقابل زندان تجمع خواهند کرد و انتظار دارند مردم نیز به این جمع بپیوندند تا با حمایت مردم زمینه آزادی آنان فراهم شود.

20 روز بی خبری مطلق از عبدالله مومنی

شبکه جنبش راه سبز(جرس):با گذشت 20 روز از ملاقات همسر و فرزندان عبدالله مومنی سخنگوی دربند سازمان دانش آموختگان ایران،خانواده مومنی می گویند که در بی خبری مطلق از او به سر می‌برند.



بنابر گزارش سایت ادوار نیوز،رسانه سازمان دانش آموختگان ایران، اواسط مردادماه وقتی برای اولین بار خانواده مومنی موفق شدند با وی در حیاط زندان اوین ملاقات کنند، همسر مومنی علیرغم تاکید و تهدید ماموران امنیتی در گفتگو با رسانه‌ها به افشاگری در مورد وضعیت وخیم جسمی عبدالله مومنی پرداخت و در اظهاراتی که بازتاب وسیعی به همراه داشت گفت « همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده استم».



فاطمه آدینه وند افزود «آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت.هیچ چیزی از عبدالله نمانده استم».



اما در حالی که این ملاقات بیش از آنکه مرحمی بر زخم‌های خانواده مومنی باشد موجب نگرانی آنها شد، به نظر می‌رسد افشاگری همسر مومنی در مورد شکنجه‌های جسمی و روحی وارده به همسرش، موجب شده تا عوامل امنیتی هرگونه تماس تلفنی یا ملاقات را از عبدالله مومنی دریغ کنند.



در این رابطه حسن اسدی زیدآبادی،‌عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت می‌گوید « مشاهدات همسر آقای مومنی حکایت از آسیب‌های شدید جسمی به ایشان دارد و 20روز بی خبری از وضعیت عبدالله مومنی با توجه به شرایطی که از وضعیت جسمی او و زندان‌های کشور سراغ داریم، ما را نسبت به سلامتی وی به شدت نگران کرده است».



سازمان دانش آموختگان ایران پیش از این در بیانیه خود تاکید کرده بود که احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی دبیرکل و سخنگوی این سازمان را گروگان هایی در اختیار سپاه پاسداران می‌داند.

رمضان سبز !

عبدالعلى بازرگان:



دیروز که اخبار افطار دسته جمعی اسیران "اوین" را پشت دیوارهای بلند و درهای بسته زندان می خواندم، بی اختیار از خود سئوال کردم ؛ "آیا در سفره ضیافت رمضان، سبزی هم دیده می شود؟"



آیا با بی رنگی ِاخلاص می توان رنگ سرخ و خونین ستم ورنگ سیاه جهالت و جمود و جنون را زدود ؟



چونکه بی رنگی اسیر رنگ شد موسیی با موسیی در جنگ شد



چون به بی رنگی رسی کآن داشتی موسی و فرعون دارند آشتی



گر ترا آید بر این نکته سئوال رنگ کَی خالی بود از قیل و قال



این عجب کاین رنگ از بی رنگ خاست رنگ با بی رنگ چون در جنگ خاست



اگر از فواید فردی این فریضه فراتر رویم و آن را فرصت ِ فکرکردنی برای فردای دنیا و آخرت خود بشماریم، ماه سبزی که از بی رنگی اخلاص سر می زند خواهیم داشت و سفره مان را نیز سبزی خواهد گرفت.


از کودکی معلمان دینی، در اوصاف روزه رمضان، به ما گفته بودند که با تجربه کردن تشنگی و گرسنگی، درد محرومان و مستمندان را درک می کنید و به یاد آنها می افتید. از خود می پرسم آیا به راستی ریشه آسیب های اجتماعی و علت العلل مشکلات و مصیبت های امروز ما گرسنگی و گرانی است، یا این ها معلولِ عوامل دیگر است؟



هرچند فقر کمرشکن طبقات محروم و نیازشان به قوت لایموت انکارناشدنی است، اما تشنگی مردم به آزادی و نیازشان به انصاف و مروت مسئولان حکومتی اساسی تراست.



آیا کمبود مواد"غذائی" در جامعه ما آسیب رسان تر است، یا کمبود عدالت در دستگاه "قضائی"، و کمبود رحم و عطوفت و انسانیت در دستگاه های سرکوب "غزا"ئی!؟


عکس و تفصیلاتی که از افطاردسته جمعی خانواده اسیران خواندم، ذهن مرا به مقایسه ای دیگر کشاند؛ خطیبان روضه خوان در مجالس ختم و ترحیم عادت دارند برای آرامش خانواده های عزادار، گریزی هم به صحرای کربلا بزنند و با مقایسه ای میان عزیز از دست رفته که با آداب و احتراماتی به خاک سپرده شده ، با شهیدان به خون خفته و سر بریده در صحرای کربلا که کفن و دفنی هم نداشتند، سکینه ای به صاحبان عزابدهند.



من نیز افطار خانواده اسیران در بند را که حداقل با صفا و صمیمیت و گرمی گرد سفره ای مشترک نشسته بودند، با سفره سرد ِ سلول های انفرادی عزیزانشان، که افتخار ملت اند، مقایسه کردم. همان ها که در شرایط بسیار بحرانی جسمی و روحی قرار دارند و در "زیر زمینی خدا" زیر شکنجه ظالمان زمزمه "یا غیاث المستغیثین"( ای فریاد رس فریادهای نجات)سر می دهند. از خدای خود شرم کردم و ازبی تفاوتی یا کم تفاوتی خود خجل شدم!


این خانواده ها حداقل امیدی به دیدار دور یا نزدیک عزیزانشان دارند، آنها که سراغ عزیزانشان را سراسیمه در سردخانه های صنعتی می گیرند یا سر خاک آنها می روند و یا سنگ قبرشان را هم نمی یابند چه رمضانی باید از سر بگذرانند!؟



ما به راستی در این ماه رحمت ، چه مهربانی و محبتی در حق این عزیزان و خانواده هایشان کرده ایم ، و برای نجات ملت ازچنین مصیبت و محنتی ، چه قدمی و قلمی زده ایم ،چه مایه ای گذاشته ایم و چه مالی خرج کرده ایم؟


ماه رمضان، ماه تزکیه نفس از طریق تسویه حساب های مالی و صاف کردن بستانکاری های خود در راه خداست. مردم ما به طور سنتی و به عادت تاریخی، این "وجوهات" را دو دستی تقدیم کسانی می کنند که معلوم نیست صلاحیتشان برای تشخیص ضرورت های جامعه ، بیش از خمس و زکات دهندگان آگاه و تحصیل کرده باشد. آیا تامین مخارج طلاب حوزه های علمیه در اولویت قرار دارد یا تامین مایحتاج نهادهای مستقل و مردمی جنبش سبز؟


ماه رمضان، ماه صِله رحِم و رسیدن به خویشاوندان و احسان به آنهاست، آیا نمی توان مفهوم خویشاوندی را در دنیای امروز گسترده تر دانست و صله رحم را به تقویت نهادهای مستقل مدنی ، تشکیلات سیاسی سالم و تعاونی های اجتماعی تسری داد؟ خویشاوندی های خونی در پیوند با خویشاوندی های ملی با خداپرستی قرابت بیشتری پیدا می کند. در هرحال ما سرنوشت مشترکی داریم و همگان بر یک سفینه سواریم . غرق کشتی ، غرق همه ملت است.


ماه رمضان، ماه تصفیه بدن از سمومات سال گذشته و تضمین کننده سلامت جسم است، آیا خطرات سهمگین سموماتی که با تزریق خرافات و خیال پردازی های جمعی از خدا بی خبرِ مصادره کننده مذهب درفرهنگ جامعه پدید آمده است، کمتر از خطرات جسمی و فردی آن است؟


شرافت رمضان را به شب های " قدر" که تقدیر کننده سرنوشت اش شمرده اند می دانند، آیا می توان امیدوار بود خداوند به همت جوانانی که جان خود را در جستجوی رضایتش نثار می کنند و آزادی و عدالت وحاکمیت ملت بر سرنوشت خویش را طلب می کنند، رهائی ملت ما را از ظلم و جهل در این ماه رقم زند؟


سحر خیزان ِ رمضان با قرآن سرگرفتن در شب های قدر ، به شکلی سنتی تقدیری بهتر را آرزو می کنند، آیا می توان بازگشت واقعی به قرآن را از طریق زیر پانهادن بدعت هائی که به نام دین در این سی ساله سبب سیه روزی ملت شده تحقق بخشید؟


همزمانی شهادت شمع شاهدان راه حق با شب های قدر، تقدیر امت را با الگو گرفتن از شخصیت های عالی"قدر" گره زده است، آیا می توان از تجربه آزادی خواهانه و عدالت طلبانه آن اسوه انسانیت ، کج راهه های پیموده شده را اصلاح کرد؟


این ماه را " زیباترین روح پرستنده"( به تعبیر زنده یاد شریعتی) در استقبال از رمضان در صحیفه خود؛ ماه اسلام(تسلیم نفس خود به خدا)، ماه طهور( پاک شدن از همه پلیدی ها)، ماه تمحیص( پالایش و تصفیه از همه ناخالصی های شرک و شخصیت پرستی) ، و بالاخره ماه قیام"( خیزش همگانی نامیده است). از خدا می خواهیم ما را شایسته نائل شدن به این آرمان ها قرار دهد و عید فطرمان را با خاتمه عزای عزیزان و جشن پیروزی ملت همراه سازد.


عبدالعلی بازرگان اول شهریور ۱۳۸۸

کاهش وزن شدید بهمن احمدی امویی در حبس انفرادی

بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگار برجسته ایرانی که نیمه شب 30 خرداد در پی یورش شبانه ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شده است همچنان در سلول انفرادی زندانی است و خانواده این روزنامه‌نگار به شدت نگران وضعیت روحی و جسمی او هستند.




برادر احمدی امویی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت نامعلوم برادرش به "روز" گفت: تاکنون یک بار در سه هفته پیش با بهمن ملاقات کردیم که ملاقات در حضور بازجوی بهمن و در شرایطی انجام شد که یک ضبط صوت روی میز گذاشته بودند و مکالمات ما را ضبط می‌کردند.

وی افزود: متاسفانه بهمن نتوانست درباره اتهام یا اتهاماتی که به او زده اند سخنی بگوید و تنها چیزی که میدانیم این است که بهمن همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده است.

برادر این روزنامه نگار با انتقاد از رویه فعلی گفت: مگر چه چیزی میخواهند از برادر من دربیاورند که 65 روز است بازجویی او تمام نشده و همچنان در سلول انفرادی است بهمن یک روزنامه نگاری است که کاری جز نوشتن نمی کرد و تمام کارها و فعالیت هایش روشن و شفاف بود و هیچ چیز مخفی نداشت که بخواهند با تحت فشار قرار دادن او ، بیرون بکشند.

به گزارش روزآنلاین به گفته برادر بهمن احمدی امویی، این روزنامه نگار دو هفته پیش در تماسی کوتاه از زندان عنوان کرده که پرونده اش دو یا سه روز دیگر به دادگاه انقلاب فرستاده می شود اما اکنون با گذشت دو هفته خبری نیست وبر اساس گفته های مسولان در دادگاه انقلاب، پرونده او هنوز به این دادگاه ارسال نشده است.

برادر این روزنامه نگار گفت: در ملاقاتی که سه هفته پیش با بهمن در زندان اوین داشتیم او به شدت لاغر شده و بین 15 تا 20 کیلو وزن کم کرده بود و همین موضوع ما را نسبت به سلامت او نگران کرده است چه اتفاقی در این مدت برای برادرم افتاده که به یکباره 20 کیلو وزن از دست داده است.

آقای احمدی امویی افزود: ظاهرا اتهام بهمن ، سردبیری وب سایت خرداد نو و همچنین سازماندهی تجمع های بعد از انتخابات است. در حالیکه بهمن فقط کار حرفه ای روزنامه نگاری در سایت خرداد نو میکرده و هیچ مسولیت اجرایی انتخاباتی نداشته است.

او خواهان روشن شدن هر چه سریع تر وضعیت برادر روزنامه نگارش شد.

بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و تحلیل گر اقتصادی و همسر ژیلا بنی یعقوب است که به اتفاق همسرش در شب 30 خرداد ماه در منزل شخصی اش بازداشت شد. ژیلا بنی یعقوب، برنده جایزه شجاعت در روزنامه نگاری بنیاد رسانه زنان سال ٢٠٠٨ و مدیر سایت کانون زنان ایرانی از رسانه های اینترنتی مدافع حقوق زنان ایران است که چند روز پیش با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.



پرونده گم شده!

از سوی دیگر فریده غیرت، وکیل بهمن احمدی امویی که دیروز برای پیگیری پرونده این روزنامه نگار به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود از مفقود شدن پرونده او خبر داد.

خانم غیرت گفته است که بیش از پنج ساعت در راهروها و اتاق های مختلف این دادگاه در تماس با مسوولان شعبه های مختلف بازپرسی برای پیدا کردن ردی از پرونده موکلش تلاش کرده که به هیچ نتیجه ای نرسیده است.

وکیل مدافع بهمن احمدی امویی در نهایت از مسوولان شعبه امنیت این دادگاه این پاسخ را شنید : "پرونده قضایی بهمن احمدی امویی گم شده است."

به گفته خانم غیرت ، قاضی حداد قول مساعد برای یافتن پرونده مفقود شده بهمن را داده است و فریده غیرت اظهار امیدواری کرد ظرف یکی- دو روز آینده سرنوشت پرونده موکلش روشن شود.

کلیپ من، میرحسین موسوی - نسخه مخصوص بلوتوث

این کلیپ با استفاده از پیام صوتی میرحسین موسوی خطاب به مردم ساخته شده‏است. قرار بود این پیام در زمان انتخابات به کار گرفته شود که متاسفانه فرصت نشد تا از آن به نحو احسن استفاده شود.



موج سبز آزادی تصمیم دارد با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، در گسترش آگاهی عمومی تلاش کند. لطفا با دریافت این فایل و توزیع آن از طریق بلوتوث، در رسیدن به این هدف به ما کمک کنید.

نسخه بلوتوثی فیلم سخنرانی «من، میرحسین موسوی» را از اینجا دریافت کنید
http://www.mowjcamp.org/files/file/21384

خانواده‏های اسرای در بند، هر شب روبروی اوین تجمع خواهند کرد

در حالی که مراسم افطار خانواده‏های اسرای در بند که قرار بود تا پایان ماه رمضان، هر شب در مقابل زندان اوین برگزار شود در شب دوم متوقف شده‏است آن‏ها تاکید کردند که هر شب هنگام اذان در این محل تجمع خواهند کرد.



به گزارش جرس، مراسم افطاری خانواده زندانیان در مقابل زندان اوین تنها در شب اول برگزار شد و حاضرین در مقابل زندان اوین، در شب دوم این مراسم را برگزار نکردند و تنها به گپ و گفت با یکدیگر مشغول بودند. در پاسخ به پرسشی برای یافتن علل برگزار نشدن این مراسم، خانواده تعدادی از بازداشت شدگان گفتند اجازه‌ی برگزاری مراسم افطار را نداده‌اند و گفته‌اند تداوم برگزاری این مراسم شرایط را برای بازداشت شدگان سخت تر می کند. براساس این گزارش، عماد الدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان نیز در جمع خانواده زندانیان، حاضر شد و به آنان امیدواری می داد.

خانواده زندانیان بدون برگزاری مراسم خاصی، روزه شان را در مقابل زندان، افطار کردند. خانمی که خود را از اهالی محل معرفی کرد، با توزیع شله زرد میان خانواده زندانیان با آنها همدردی کرد و گفت این شله زرد را نذر آزادی زندانیان کرده است. مشاهدات خبرنگار ما حاکی است که بعضی فلاکسی آورده بودند و توی لیوان یک‌بار مصرف به بقیه‌ چای می‌دادند. پیرمردی روی پله‌های منتهی به درب زندان نشسته بود و سیگار دود می‌کرد. قاطی جمعیت نمی‌شد و حواسش جای دیگری بود. جلو رفتم و از حالش پرسیدم. سری تکان داد و از پسرش گفت که گویا روز تحلیف وقتی که از کنار خیابان می‌گذشته دستگیر شده و هیچ خبری از او ندارد. گفته‌اند جرمی ندارد و همین روزها آزادش می‌کنند، اما دقیق نگفته‌اند کی. او هم شب سوم است که همین‌جا می‌نشیند و منتظر آزادی فرزندش است. وقتی درب زندان باز شد سیگار دیگری روشن کرد و به سمت درب زندان رفت و حرفش را نیمه‌کاره رها کرد.

خانواده‌های زندانیان با روحیه‌ای که شاید تصورش سخت باشد دور هم جمع شده بودند و گپ می‌زدند. افطار کرده بودند و دیگر آن بی‌رمقی قبل از افطار در چهره‌شان دیده نمی‌شد. سرحال بودند. عمادالدین باقی هم همراه با خانواده‌ و دوستانش در کنار دیگر خانواده‌های زندانیان ایستاده بود و چایی می‌خورند و گپ می‌زدند. ب‌رغم اینکه اعلام کرده بودند در ماه رمضان زودتر زمان آزادی زندانیان را اعلام می‌کنند، هیچ خبری نبود. ساعت از نه گذشته بود و هنوز کسی نه آزاد شده بود و نه خبری از آزادی کسی بود.

اگرچه در شب دوم خانواده زندانیان، همانند شب اول سفره افطار پهن نکردند و گفتند که تحت فشار از این کار خودداری کرده اند ولی بر ادامه برنامه اصرار دارند و اعلام کردند که شب های دیگر ماه رمضان نیز مقابل زندان تجمع خواهند کرد و انتظار دارند مردم نیز به این جمع بپیوندند تا با حمایت مردم زمینه آزادی آنان فراهم شود.

برنامه‏ریزی برای قرائت اقرارنامه ساختگی حجاریان، توسط یکی از بازداشت‌شدگان

زینب حجاریان فرزند سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، گفته‏است که قرار شده سه‌شنبه ۳ شهریور با برگزاری دادگاهی پدرش را بدون حضور وکیل تعیینی وی محاکمه کنند. به گفته‌ وی، با وجود اینکه بیش از دو ماه است از دستگیری سعید حجاریان می‌گذرد، وکیل حجاریان، دکتر ریاحی، موفق به دیدار با او نشده و متن پرونده‌ی وی را نیز ندیده است.




به گزارش پایگاه اینترنتی شبکه بین‏ا‏‏لمللی آلمان(دویچه‏وله)، خانم حجاریان گفت، قرار است وکیلی به نام صلاحی، که از دوستان سعید مرتضوی دادستان تهران است، وکالت پرونده را بر عهده گیرد. زینب حجاریان افزود که از دکتر ریاحی خواسته شده یا به صورت نمایشی در دادگاه شرکت کند و صحبتی نکند، وگرنه عزل خواهد شد. دختر سعید حجاریان همچنین گفت، با توجه به آنکه پدرش مشکل تکلم دارد و قادر به دفاع شفاهی از خود نیست، قرار است فردی دیگر به نمایندگی از جانب او متنی را که توسط این افراد تهیه شده به عنوان دفاعیات و اعترافات از قول پدرش بخواند.

زینب حجاریان سپس اظهار داشت که سعید مرتضوی به خانواده‌ی وی خبر داده که یکی دیگر از افراد دستگیرشده‌ی شاخه‌ی جوانان جبهه‌ی مشارکت قرار است متنی را به عنوان "دفاعیات و اعترافات" پدرش در دادگاه قرائت کند. به عقیده‌ی زینب حجاریان، علت قرائت متن توسط فردی دیگر بدین خاطر است که پدر وی با لکنت و ناتوانی در سخن گفتن پای تریبون نیاید و بدین‌شکل بتوانند از بار تبلیغاتی اینکه فردی را با این اوصاف دستگیر کرده و زیر فشار قرار داده‌اند تا از او اعتراف بگیرند، جلوگیری کنند.

متن کامل گزارش خواندنی تایمز لندن

پسری ایرانی، از تجاوز به خودش می‌گوید
هما همایون
روزنامه تایمز چاپ لندن در شماره روز شنبه خود مطلبی منتشر کرده است که حاکی از گرفتاری‌های یک نوجوان در زندان‌های ایران است. مطلب زیر متن کامل آن گزارش است:



پسر ۱۵ ساله‌ای در یک خانه امن در مرکز ایران با پیکر و روان شکسته، نشسته و گریه می‌کند. رضا بیرون نمی‌رود و از تنهایی می‌ترسد. می‌گوید که می‌خواهد به زندگی‌اش پایان دهد و درک دلیل این تمایلش مشکل نیست:

او تنها به خاطر این که مچ‌بند سبز مخالفان دولت ایران را در دست داشته، به مدت ۲۰ روز در بند بوده و مکرراً مورد ضرب و جرح و تجاوز قرار گرفته است. آزار جنسی‌ای که رضا متحمل شده، به شکنجه‌های زندان ابوغریب می‌ماند؛ همان شکنجه‌هایی که مقامات ایرانی به خاطر آن دولت آمریکا را تقبیح کرده بودند.

رضا در گفت و گو با روزنامه تایمز لندن، آن روزهای سخت را به یاد آورد و گفت: «زندگی من به سر رسیده. فکر نمی‌کنم که روزی بتوانم از این حالت رها شوم.»

رضا به شرطی موافقت کرد با تایمز گفت و گو کند که هویتش آشکار نشود. پزشک معالج وی با تقبل خطری که خود او را تهدید می‌کند، تایید کرد، رضا تمایل به خودکشی دارد و پیکرش پر از زخم‌هایی است که با جزئیات داستان او هم‌خوانی دارد. خانواده رضا نومیدانه می‌کوشند هر چه زودتر ایران را ترک کنند.

رضا از شواهد زنده اتهاماتی است که اخیراً مهدی کروبی، یکی از رهبران مخالفان مطرح کرده است. وی مقامات زندان‌های ایران را به تجاوز مستمر زندانیان مرد و زن برای شکستن اراده آن‌ها متهم می‌کند. رژیم به نوبه خود می‌گوید که آقای کروبی با دروغ پراکنی به دشمنان ایران کمک می‌کند و تهدید کرده است که او را بازداشت خواهد کرد.

برخورد با این پسربچه، گویای این حقیقت است که یک رژیم مدعی دفاع از ارزش‌های اسلامی، برای سرکوب میلیون‌ها تن از شهروندانش که انتخاب دوباره محمود احمدی‌نژاد به مقام ریاست جمهوری را تقلبی می‌دانند، از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.

گرفتاری‌های رضا در اواسط ماه ژوئیه، زمانی آغاز شد که او را همراه با ۴۰ نوجوان دیگر در جریان تظاهرات اعتراضی در یکی از شهرهای بزرگ ایران بازداشت کردند. بیشتر این نوجوانان واجد شرایط رأی نبودند.

آن‌ها را به جایی بردند که به باور رضا، یک پایگاه بسیج بود. چشمانشان را بستند، لباس رو را از تنشان درآوردند، با کابل شلاقشان زدند و بعدا در یک کانتینر فولادی محبوسشان کردند.

در همان شب نخست سه مرد لباس شخصی که خود را زندانی وانمود می‌کردند، رضا را در برابر چشم همراهانش به زمین انداختند. در حالی که یکی از مردان سر او را به زیر فشار می‌داد، دومی بر پشتش سوار شد و سومی روی بدن رضا ادرار کرد و به او تجاوز نمود.

رضا می‌گوید: «آن‌ها به ما گفتند که این کار را در راه خدا می‌کنند و این که با چه خیالی ما به خودمان حق داده بودیم علیه دولت اعتراض کنیم.» آن سه مرد به دیگر بچه‌ها هشدار دادند که اگر فردای آن روز با بازپرسان همکاری نکنند، همین بلا به سر آن‌ها هم خواهد آمد.

پس از آن رضا را بیرون کانتینر بردند و به یک میله فلزی بستند و تا صبح رهایش کردند.

صبح یکی از آن مردها آمد و از رضا پرسید که آیا از اتفاق شب گذشته درس گرفته یا نه.

«من خشمگین بودم. به صورت آن مرد تف کردم و فحشش دادم. او با آرنج و کف دستش یکی دو بار به صورتم زد.»

۲۰ دقیقه بعد، همان مرد با یک کیسه پر از مدفوع دوباره برگشت و آن کیسه را روی صورت رضا سابید و تهدید کرد که به خوردن مدفوع وادارش خواهد کرد.

بعدتر رضا را به اتاق بازپرسی بردند. او به بازپرسش ماجرای تجاوز را تعریف کرد. اکنون رضا معتقد است که تعریف آن ماجرا کار اشتباهی بود. «بازپرس خوش‌برخورد بود؛ اما چشم‌های من بسته بود. او گفت که قضیه را پیگیری خواهد کرد و من امیدوار شدم.»

به جای پیگیری، بازپرس دستور داد که دست و پای رضا را ببندند تا بار دیگر به او تجاوز شود. «این بار خود من این کار را می‌کنم تا بفهمی که این داستان‌ها را نباید جای دیگر بگویی. این کار حقت است. به شما‌ها باید تا دم مرگتان تجاوز کرد.»

بار دیگر او مورد تجاوز وحشیانه واقع شد. برای سه روز او در یک سلول انفرادی محبوس بود.

سپس مجبورش کردند زیر «اعتراف»ی امضا کند. در «نامه اعتراف» آمده بود که خارجی‌ها از او و دوستانش خواسته بودند که بانک‌ها و ساختان رسانه‌های دولتی را به آتش بکشند. از او خواستند که یک دوست ۱۶ ساله‌اش را به عنوان سرکرده گروه معرفی کند. آن دوستش را به حدی لت و پار کرده بودند که در بیمارستان بستری بود.

«من سخت می‌لرزیدم، به حدی که نمی‌شنیدم به من چه می‌گفتند. بدون این که نامه را خوانده باشم، زیر آن امضا کردم. ترسم این بود که آن‌ها دوباره به من تجاوز خواهند کرد.»

روز بعدی رضا و دیگر بازداشتیان را به یک بازداشتگاه پلیس منتقل کردند و رضا یک هفته دیگر آن‌جا ماند.

در نیمه شب روز سوم افسران پلیس وارد سلول شدند، چشمانش را بستند و او را به دستشویی بردند و در آنجا بار دیگر به او تجاوز کردند.

«دستان من به لرزه افتاده بود و پاهایم لق شده بود. نمی‌توانستم سر پا بایستم. افتادم و سرم را سخت به کف کوبیدم تا بمیرم. جیغ و فریاد می‌زدم و از آن‌ها می‌خواستم که من را بکشند. دیگر تحملش را نداشتم و از خودم متنفر بودم.» رضا می‌گوید و اشک می‌ریزد.

فردای آن روز یک فرمانده پلیس او را فرا خواند و پرسید که چرا شب گذشته آن همه فریاد می‌زد. بعد از این که او دلیل فریادش را توضیح داد، فرمانده از او پرسید که چه کسی به او تجاوز کرده است؟ پسربچه گفت که با چشمان بسته نمی‌توانست متجاوزانش را ببیند.

فرمانده او را کتک زد و به دروغ‌گویی متهمش کرد و رضا را واداشت که زیر یک نامه دیگر امضا کند. در آن نامه، رضا اعتراف می‌کرد که علیه نیروهای امنیتی اتهامات بی‌پایه‌ای را مطرح کرده است.

اما این پایان مصیبت‌های رضا نبود. او را همراه با حدود ۱۳۰ زندانی دیگر به محوطه دادگاه انقلاب شهر بردند. قاضی اعلام کرد که مخالفان سرسخت انقلاب اسلامی را به دار خواهد آویخت.

وی نام ۱۰ نوجوان را برخواند که رضا هم در آن میان بود. پیام قاضی روشن بود: اگر بچه‌ها بار دیگر دم از تجاوز بزنند، اعدام خواهند شد.

قاضی آن‌ها را به زندان مرکزی شهر فرستاد. به رضا دستبند زدند و برای ۱۰ روز با شش پسر دیگر در یک سلول کوچک نگه داشتند. شامگاهان افسران بچه‌ها را کتک می‌زدند و با تمسخر می‌گفتند: «شما می‌خواهید انقلاب کنید؟»

در مواردی ارشدترین افسران، سه تن از بچه‌ها را با خود می‌برد. رضا می‌گوید: «وقتی بچه‌ها به سلول برگشتند، خیلی آرام و ناراحت بودند.»

وقتی نوبت به رضا رسید، او و دو بچه دیگر را به یک اتاق کوچک بردند و دستور دادند لباسشان را در بیارند و با هم عمل جنسی انجام دهند. «او به ما گفت که از این طریق ما به تزکیه نفس خواهیم رسید و دیگر یارای نگاه کردن به چشم همدیگر را نخواهیم داشت. می‌گفت این کار ما را آرام خواهد کرد.»

پس از ۲۰ روز سرانجام خانواده رضا موفق شدند با پرداخت وثیقه‌ای ۴۵ هزار پوندی (۷۵ میلیون تومانی) او را از زندان در بیاورند. قبل از آزادی به رضا بار دیگر هشدار دادند که درباره اتفاقاتی که برایش افتاده، به کسی چیزی نگوید.

برادر رضا می‌گوید: «یک دوست من که نگهبان زندان رضا بود، به من گفت که او بیمار شده. شبی که آزادش کردند، بی‌اختیار گریه می‌کرد. بعدا همه ماجرا را برای مادرم تعریف کرد.»

خانواده رضا یک پزشک را متقاعد کردند که علی‌رغم خطری که متوجهش خواهد شد، او را معالجه کند. پزشک زخم‌های سطح بدن رضا را درمان کرده و به او آنتی‌بیوتیک و دارو داده، ولی نمی‌تواند معاینه داخلی انجام دهد.

رضا عمیقاً ضربه خورده؛ از احتمال بازگشت به زندان وحشت دارد و شب‌ها بی‌خوابی می‌کشد.

پزشک او به روزنامه تایمز گفت که دیگر بازداشتیان هم همین سرنوشت را داشته‌اند: «ما در بیمارستان موارد مشابه زیادی داریم؛ ولی نمی‌توانیم آن موارد را گزارش کنیم. آن‌ها به ما اجازه نمی‌دهند که برایشان پرونده باز کنیم و جزئیاتی را روی کاغذ آوریم.»

دریوری دایک، پژوهشگر سازمان عفو بین‌الملل در امور ایران می‌گوید که داستان رضا با دیگر گزارش‌هایی که این سازمان دریافت کرده است، هم‌خوانی دارد؛ گزارش‌هایی که حاکی از پایمال کردن شرف و ناموس انسانی، آزار بی‌قید و بند و بدون رجوع به دادگاه و حتی هم‌دستی مقامات قضایی در تجاوز به زندانیان و نادیده گرفتن حق ابتدایی دسترسی به مراقبت پزشکی است.

رضا لااقل از این مصیبت زنده بیرون آمد تا داستانش را برای جهانیان تعریف کند. اما دوست ۱۶ ساله‌اش که او مجبور بود به عنوان رهبر گروهشان معرفی کند، از شدت زخم‌هایی که برداشته بود، در بیمارستان جان داد.

هویت افرادی که در مقاله ذکرشان رفته، محفوظ است.

دادگاه سعید حجاریان سه شنبه برگزار می شود

زینب حجاریان فرزند سعید حجاریان، در گفت‌وگویبا دویچه وله از دادگاه پدرش در سوم شهریور خبر داد. به گزارش این رادیو به گفته‌زینب حجاریان، با وجود اینکه بیش از دو ماه است از دستگیری سعید حجاریان می‌گذرد، وکیل وی، دکتر ریاحی، موفق به دیدار با وی نشده و متن پرونده‌ی وی را نیز ندیده است.
زینب حجاریان گفت، قرار است وکیلی به نام صلاحی وکالت پرونده را بر عهده گیرد. زینب حجاریان افزود که از دکتر ریاحی خواسته شده یا به صورت نمایشی در دادگاه شرکت کند و صحبتی نکند.
دختر سعید حجاریان همچنین گفت، با توجه به آنکه پدرش مشکل تکلم دارد و قادر به دفاع شفاهی از خود نیست، قرار است فردی دیگر به نمایندگی از جانب او متنی را که توسط این افراد تهیه شده به عنوان دفاعیات و اعترافات از قول پدرش بخواند.

شدت یافتن اعتراضات شبانه مردم در ماه رمضان

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده ،اعتراضات شبانه مردم تهران در اکثر مناطق شنیده می شود و بر حجم آن تا حد محسوسی افزوده شده است، بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور در فضای تهران آکنده است .
در ایام ماه رمضان که تحرک و جنب و جوش مردم در ساعات غروب و شب بیشتر می شود،به همان نسبت بر حجم و شدت اعتراضات افزوده شده است و فریادهای بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور در اکثر مناطق تهران شنیده می شود. مردم بر پشت بام منازل در کوچه ها، خیابانهای فرعی و حتی در بضی از مناطق در خیابانهای اصلی بصورت گروه های چند ده نفره ادامه یافت.
اعتراضات شبانه مردم تهران از ساعت ۲۲:۰۰ آغاز شد ودر مناطق مختلف ادامه یافت که از جملۀ آنها ؛ گیشا ، یوسف آباد ، تهران پارس ،‌تجریش ،‌قلهک ، سیدخندان ، میرداماد ،‌ونک ، سعادت آباد ، صادقیه می باشد.مردم تا ساعت ۲۲:۳۰ به اعتراضات خود ادامه دادند.
شدت اعتراضات در یوسف آباد و ونک بیشتر از سایر نقاط تهران بود.

جو امنیتی و فریاد الله اکبر در خوابگاه های دانشگاه شیراز همزمان با بازگشایی دانشگاه

به دنبال بازگشایی دانشگاه شیراز و آغاز امتحانات معوقه در این دانشگاه به علت اعتراضات به نتیجه انتخابات، جو دانشگاه شیراز به شدت امنیتی شده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر از روز شنبه انتظامات در ورودی دانشگاه به شدت ورود و خروج دانشجویان را کنترل کرده و اجتماع بیش از چند نفر را به شدت زیر نظر می گیرند. تعداد افراد انتظامات از حالت معمولی بیشتر است و ورود و خروج درب ورودی دانشگاه به شدت کنترل می شود.
دانشجوبان بسیجی و وابسته هم دانشجویان را زیر نظر دارند و به نهادهای امنیتی در سرکوب دانشجویان کمک می کنند. این افراد در جریان اعتراض دانشجویان به انتخابات به همکاری با نیروهای سرکوبگر پرداخته و در بازداشت دانشجویان و تحویل دانشجویان به نیروهای امنیتی تقش زیادی داشتند. ضرب و شتم دانشجویان در هنگام ورود به خوابگاه ها، دستگیری دانشجویان معترض و تحویل آنان به نیرو های امنیتی و تلاش برای بر هم زدن و مقابله با اعتراض دانشجویان به نتیجه انتخابات از فعالیت های بسیج دانشگاه بود.
با وجود تمامی این تدابیر، دانشجویان از ساعت ۲۳ شب یکشنبه در خوابگاه های دانشگاه شیراز و علوم پزشکی فریاد “الله اکبر” و “مرگ بر دیکتاتور” سر دادند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر این فریادها که با استقبال دانشجویان بسیاری روبرو شد، تا مدت زیادی ادامه داشت و دانشجویان “شعارهای الله اکبر” و “مرگ بر دیکتاتور” سر داده و به این ترتیب همچنان اعتراض خود را به کشتار مردم، نتیجه انتخابات و انتصاب احمدی نژاد نشان دادند.
لازم به یادآوری است پس از انتخابات و از روز ۲۳ خرداد جو دانشگاه شیراز متشنج شد و با پیوستن مردم به دانشجویان سرکوب اعتراضات بیشتر شد، به صورتی که در روز ۲۵ خرداد در اثر حمله به مردم عده زیادی به دانشگاه پناه آوردند.
نیروهای نظامی برای سرکوب مردم و دانشجویان از تیر ساچمه ای استفاده کردند که منجر به آسیب چشمی تعدادی شد و پس اینکه حدود ۱۰۰ داشجوی دانشگاه شیراز و حدود ۳۰۰ نفر از مردم در روز ۲۵ خرداد در جریان یورش به دانشگاه توسط نیرو های نظامی و شبه نظامی دستگیر شدند، دانشگاه تعطیل و خوابگاه ها به سرعت تخلیه شد.

فاطمه حقیقت جو : احمدی نژاد بیمار روانی است

روزآنلاین : فاطمه حقیقت جو نماینده مجلس ششم شورای اسلامی در گفت وگو با روز با تشریح ویژگی های معرفی سه وزیر زن توسط محموداحمدی نژاد به مجلس گفت که با توجه به عملکرد دولت وی در طی چهارسال گذشته ،این اقدام تنها فریبکاری است.

وی با تقبیح دلایلی که توسط احمدی نژاد برای حضور زنان درکابینه مطرح کرد واز جمله اینکه حضور زنان باعث می شود مردان کابینه رفتارخود وکلماتی که می گویند را کنترل کنند گفت: “چنین اظهار نظر هایی جای تاسف دارد. این نشان می دهد کابینه ای که آقای احمدی نژاد انتخاب کرده آنقدر کابینه ضعیف، سطحی و بی فرهنگی است که باید سه تا زن به کابینه بیاورد که حضور این زنان باعث بشود که آن مردان جوک سکسی نگویند. این نشان می دهد که چقدر وضع این مردان عضو کابینه احمدی نژاد خراب است.”

حقیقت جو اقدام احمدی نژاد را از روی فریب کاری وی دانست وافزود: “همان طور که اساس دولت احمدی نژاد برپایه دروغ وفریب مردم است، این تصمیم نیزاز روی خلوص نیت و برای بهبود وضعیت و افزایش مشارکت زنان در سیاستگذاری ها وتصمیم گیری ها نیست. هدف احمدی نژاد از این تصمیم خرید زنان بوده است. چون که زنان در این جنبش سبز در خط مقدم هستند. در مواقع می خواهد بگوید که من سهم شما را داده ام و من را به عنوان رییس جمهور بپذیرید. او از روی فقدان مشروعیت می خواهد با معرفی چند زن به کسب مشروعیت در بین زنان بپردازد. همان طور که با دادن پول به بازنشستگان می خواهد به کسب مشروعیت درمیان آنها اقدام کند این هم اقدامی است برای کسب مشروعیت درمیان بخش دیگری از جامعه. خوشبختانه جنبش زنان خیلی اگاه تر وروشن تر از این است که این گونه اعمال تظاهر آمیز احمدی نژاد را بخورد. چون در پی عدم مشروعیت داخلی این دولت مشروعیت خارجی هم ندارد، می خواهد بگوید که دولت او به مساله زنان توجه دارد.”

این نماینده مجلس ششم در خصوص دلایل خود برای فریب آمیز خواندن تصمیم احمدی نژاد را عملکردچهارسال گذشته دولت در حوزه زنان دانست واضافه کرد: “بیشترین توهین ها و تحقیرها در طی این چهار سال به زنان روا شده است. برخوردهایی که نیروی انتظامی در خیابان ها به نام حجاب وارشاد واین موضوعات صورت داده، بازداشت های صورت گرفته زنان ومساپلی از این است نقطه سیاهی در کارنامه احمدی نژاد ایجاد کرده است. نکته دوم نحوه برخوردی است که درخصوص ساعات کاری زنان شاغل داشته است. نکته سوم آنکه آقای شاهرودی در مورد لایحه تنظیم خانواده مطرح کرد که این دولت بوده که بحث تعدد زوجات را به لایحه حمایت از خانواده اضافه کرده است. این موضوع با واکنش گسترده زنان مواجه شد. نکته دیگر انتصاب یک زن بسیار سنتی درچهارسال گذشته به عنوان مسوول امور زنان که او هم دادن فرصت های شغلی به زنان را کاری عبث می دانست و معتقد بود نقش زن در خانه وبچه داری تجلی پیدا می کند. نکته بعدی برخورد با زنان معترض در طی دو ماه گذشته است. گزارش های منتشر شده درخصوص شکنجه وحتی آزار جنسی به این زنان صورت گرفته هنوز پیش چشم ماست که آقای احمدی نژاد حالا آمده سه زن برای کابینه معرفی کرده است. نکته آخر از منظر جنبش این است که هدف این جنبش از درخواست معرفی وزیر در پست های سیاست گذاری بهبود وضعیت زنان است نه صرف نمایش ودکور این زنانی که آقای احمدی نژاد معرفی کرده کارنامه مثبتی از این نظر ندارند. البته من خانم کشاورز را نمی شناسم اما از همین خانم کشاورز هم ما در اعتراض به مشکلات زنان در طی چهار سال گذشته چیزی ندیده ایم ونمی دانیم به صورت کلی مواضع و کارنامه اش در حوزه زنان چیست. اما آن دونفر دیگر یعنی خانم آجرلو و خانم مرضیه وحیددستجردی که هر دو نماینده مجلس بوده و هستند از لوایح ضدزن حمایت کرده اند.”

فاطمه حقیقت جو با اشاره به کاربرد لفظ هلو و خوردن آن توسط محمود احمدی نژاد درتوصیف دکترلنکرانی وزیر بهداشت با توجه به ویژگی هایی که به کاربردن این کلمه در فرهنگ عامه دارد گفت: “من به عنوان یک روانشناس معتقدم که آقای احمدی نژاد از مشخصات یک بیمار روانی برخورداراست. اصلا ادم سالمی نیست. کارهای او را ما طی چهارسال گذشته دیده ایم. ایشان فرافکنی هم می کند. یعنی آنچه درضمیرش می گذرد را بیان می کند. معلوم است که خود ایشان هم به لحاظ جنسی دچار مشکلاتی است که از واژه هلو که مفهوم جنسی دارد استفاده می کند. این نشان می دهد که وی بیمار است.”

نامه صدها روزنامه نگار و فعال سیاسی و مدنی به مراجع تقلید : در مقابل کودتاگران متحد شوید

شبکه جنبش راه سبز(جرس): نزدیک به 300 روزنامه نگار و فعال مدنی در نامه ای خطاب مراجع تقلید،و همچنین میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خامی و اکبر هاشمی رفسنجانی تاکید کردند که « مدارا با قانون‌شکنان و کودتاگران علیه قانون اساسی و جمهوری اسلامی ، کافیست! در همین نقطه باید پیش‌روی اقتدارگرایان متوقف شود تا کشور از ویرانی نجات یابد.»



امضاء کنندگان این نامه با اشاره به آنچه در دوماه اخیر« بر سر این ملت رفته، یورش به خوابگاه‌های دانشجویی و خانه‌های مردم، خون‌های پاک ریخته شده در خیابان‌ها، جنایت‌های رخ‌داده در بازداشت‌گاه‌هایی چون کهریزک و بازداشت گسترده‌ی فعالان خوش‌نام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و جمع کثیری از شهروندان ایران زمین» از این فجایع به عنوان «بخشی از سیاه‌ترین برگ‌های تاریخ کشور ما» یاد کرده اند و نوشته اند که « به همین سبب مردم ایران از مراجع دینی و نخبگان سیاسی خود به حق انتظار دارند تا "تمام توان" خود را برای خدمتی تاریخی به کشور به کار ببندند و هم‌چنان که در طول تاریخ پشتیبان ملت بوده‌اند، این بار نیز "رسالت" خویش را به انجام رسانند.»





در نامه روزنامه نگاران و فعالان مدنی ایران خطاب به مراجع تقلید،و میرحسین موسوی،مهدی کروبی، محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی آمده است«در غیبت تدبیر عالیه، تنها شما هستید که می‌توانید با هم‌دلی و "اتحاد" و بهره جستن از تمامی امکان‌ها و ابزارها، مردم را تا پیروزی در جنبش سبز هدایت و راهبری و رسالت خویش را در قبال میهن، مردم، انقلاب و اسلام ادا کنید.»



متن کامل نامه 293 روزنامه نگار و فعال مدنی به مراجع تقلید،و میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، و هاشمی رفسنجانی چنین است:



انا لله و انا اليه راجعون

خدمت مراجع عظام تقلید در قم

و آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی



در روزهایی که مردم شریف و دلیر ایران برای اعاده‌ی حقوق حقه‌ی خویش با رساترین نداها و نجیبانه‌ترین رفتارها به خیزش برخاسته‌اند، در کمال تاسف و شرم‌ساری شاهد آن هستیم که برخی نشستگان بر مسند قدرت نظام برآمده از انقلاب آزادی‌خواهانه‌ی همین مردم در سال 1357، با تمام قوا و توان به مقابله با ملت شهیدپرور ایران برخاسته‌اند.

آن‌چه در 60 روز گذشته بر سر این ملت رفته، یورش به خوابگاه‌های دانشجویی و خانه‌های مردم، خون‌های پاک ریخته شده در خیابان‌ها، جنایت‌های رخ‌داده در بازداشت‌گاه‌هایی چون کهریزک و بازداشت گسترده‌ی فعالان خوش‌نام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و جمع کثیری از شهروندان ایران زمین بی‌تردید بخشی از سیاه‌ترین برگ‌های تاریخ کشور ماست و به همین سبب مردم ایران از مراجع دینی و نخبگان سیاسی خود به حق انتظار دارند تا «تمام توان» خود را برای خدمتی تاریخی به کشور به کار ببندند و هم‌چنان که در طول تاریخ پشتیبان ملت بوده‌اند، این بار نیز «رسالت» خویش را به انجام رسانند.



خوش‌بختیم که این انتظار بی‌مناسبت نبوده و در این هفته‌ها مراجع عظام تقلید و شخصیت‌های سیاسی تاثیرگذار کشور، با سخنان و بیانیه‌هایی درخور توجه نشان داده‌اند که هم‌راه و هم‌گام با مردم شریف خود هستند و تن به خواسته‌های نامشروع بخش تمامیت‌خواه حاکمیت نمی‌دهند.



آقایان؛

اما این کافی نیست! آن‌چنان که شاهد هستید، کودتاگران علیه جمهوریت نظام نه‌تنها با وجود مقاومت تحسین‌آمیز ملت ایران از ادامه‌ی این مسیر ویران‌گر دست نکشیده‌اند که هر روز بیش از گذشته خط و نشان می‌کشند و بازی‌ها و نمایش‌های تازه‌ای را برای مایوس ساختن مردم به‌راه می‌اندازند تا از این ره به خواست بنیادین خود دست یابند. ما نگرانیم که اگر این مسیر پیموده شود، آن‌گاه نه تاکی باقی بماند و نه تاک‌نشانی که مراجع عظام تقلید و نخبگان سیاسی کشور بر آن تکیه زنند.



این روزها نیز می‌بینیم، به جای محاکمه‌ی کسانی که علیه جمهوریت نظام و رای مردم دست به کودتا زدند و در پی ایستادگی ملت از خون‌ریزی ابایی نداشتند، چهره‌های شناخته‌ی شده، دلسوز و معتقد سی سال گذشته‌ی کشور را به هم‌راه دیگر شهروندانی که گناهی جز پاسداری از جمهوریت نظام، قانون اساسی و رای خود ندارند، به دادگاهی نمایشی کشانده و پس از 50 روز بازداشت در شرایطی ویژه به اعتراف علیه خود، دوستان، شخصیت‌های ملی و جنبش سبز مردم وادار کرده‌اند.



ما نیز چون شهروندان دیگر این مرز و بوم این اعترافات را «بی‌ارزش و بی‌اعتبار» و تکرار سناریوهای هرگز پذیرفته نشده‌ی پیشین می‌دانیم که در باور هیچ عقل سلیمی نمی‌گنجد اما از آن سو به‌شدت نگران هستیم که روند برنامه‌ریزی شده‌ی کنونی از سطح چند روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی و اجتماعی فراتر رفته و آشکارا مقام‌های شناخته شده‌ی پیشین را هدف قرار می‌دهد و نشان‌گر آن است که اگر در همین جا متوقف نشود، دیری نخواهد پایید که دیگر هیچ کس از تیررس تمامیت‌خواهان مصون نخواهد بود و چه بسا در آینده، مراجع تقلید و روسای نهادهای انقلابی و دیگر چهره‌های ملی کشور نیز متهم به «براندازی نرم» و «کودتای مخملین» شوند!



آقایان؛

مدارا با قانون‌شکنان و کودتاگران علیه قانون اساسی و جمهوری اسلامی ، کافیست! در همین نقطه باید پیش‌روی اقتدارگرایان متوقف شود تا کشور از ویرانی نجات یابد. در این راه، در غیبت تدبیر عالیه، تنها شما هستید که می‌توانید با هم‌دلی و «اتحاد» و بهره جستن از تمامی امکان‌ها و ابزارها، مردم را تا پیروزی در جنبش سبز هدایت و راهبری و رسالت خویش را در قبال میهن، مردم، انقلاب و اسلام ادا کنید.



ما و مردم ایران چشم به راه گذر از نامه و بیانیه و سخنرانی و «اقدام عملی» تمامی مراجع عظام تقلید و آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر چهره‌ها و شخصیت‌های دلسوز کشور هستیم. در تاریخ ایران نمونه‌های اقدام‌های عملی متحد مراجع تقلید و روحانیون و شخصیت‌های سیاسی و چهره‌های ملی در دسترس است و می‌توان به گام‌های تاریخی زمان مشروطه یا جنبش ملی شدن صنعت نفت چونان نمونه‌های موفق و آزمایش شده نگریست. یا باید همین امروز اقدام فرمایید و یا هیچ‌وقت دیگری برای رسالت دین خود نخواهید یافت.



امضا کنندگان:

آدينه‌وند احمد، فعال سیاسی
آذر شعله، مترجم
آذر شكوفه، روزنامه‌نگار
آرمان‌فر نینا، خبرنگار
آشتیانی زهره، خبرنگار
آصف فروزان، روزنامه‌نگار
آقازاده مازیار، روزنامه‌نگار
آقایی ساسان، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر
آقایی سامناک، روزنامه‌نگار
آقایی مسعود، فعال اجتماعی
آیین‌دار جمشید، فعال کمپین یک میلیون امضا
ابراهيم‌زاده فرزانه، روزنامه‌نگار
ابراهیمی زهرا، روزنامه‌نگار
ابراهيمي‌زاده فرزانه، خبرنگار
ابوالمعصومي سارا، خبرنگار
احمديان امین، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
اسحاقي امیر، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
اسدي‌زيدآبادي حسن، عضو کمیته بازداشت‌های خودسرانه و عضو شورای مرکزی سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
اسکندری صادق، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
اسکندریان زویا، فعال جنبش زنان
اسلامپور علی‌محمد، روزنامه‌نگار و سردبیر روزنامه نوای وقت کرمانشاه
اسلام‌زاده مرتضي، خبرنگار آزاد
اسماعیل‌بیگی بهرام، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
اسماعيلي رشید، روزنامه‌نگار و فعال دانشجویی
اسماعیلی کوهزاد، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
اعتمادی مهرنوش، آموزش‌گر و فعال جنبش زنان
افشارنیک مهدی، روزنامه‌نگار
اكرمي علی، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران
امامی پروین، روزنامه‌نگار
امیرآبادیان نزهت، روزنامه‌نگار
امیرخسروی اروند، کارشناس محیط زیست
امیرزاده سعید، خبرنگار
امین‌زاده فاطمه، فعال اجتماعی
امینی‌زاده مهدي، فعال سياسي و عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم
انجم‌روز علی، دبیر خانه احزاب استان گیلان و سردبیر پیشین هفته‌نامه گیلان بهتر
انصاری الناز، روزنامه‌نگار و فعال جنبش زنان
انصاري‌راد رضا، روزنامه‌نگار
انواری امیرهادی، خبرنگار
اياز ليدا، خبرنگار
ايرانشاهي حامد، فعال سیاسی
ايران‌مهر امید، خبرنگار
ایکدر سولماز، فعال جنبش زنان و عضو ستاد ميرحسين موسوی
بابايي سما، خبرنگار
باقری داود، روزنامه‌نگار
باکری حسن، فعال دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر
براتیان پوریا، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
براهویی‌نوخط بهنام، فعال دانشجویی در زاهدان
بوذری رحمان، روزنامه‌نگار
بهرامی نجات، فعال سیاسی
بهكام نگین، خبرنگار
بهمنی آرش، فعال دانشجویی و روزنامه‌نگار در گیلان
پاکنهاد ایمان، روزنامه‌نگار
پیغمبرزاده زینب، عضو کمپین یک میلیون امضا و کمیسیون زنان تحکیم
تابش هایده، فعال کمپین یک میلیون امضا
تاج‌دین بهرنگ، روزنامه‌نگار
تخيري نسرین، روزنامه‌نگار
تركتاز آرزو، خبرنگار
توکلی حسين، فعال اجتماعي
جاوید امیر، خبرنگار
جعفري حمید، روزنامه‌نگار
جمالي علی، فعال سیاسی
جوالچی رضا، فعال روزنامه‌نگار و دبیر انجمن حمایت از حیوانات
جواهری، جلوه، فعال حقوق زنان و همسر کاوه مظفری، زندانی سیاسی
جهان‌بین شیدا، فعال حقوق بشر
چالاک فرانك، فعال سياسي
حاج‌سيدجوادي احمدصدر، فعال سياسي
حجتي جلال، فعال سیاسی
حسن‌نیا آرش، روزنامه‌نگار
حسین‌خواه مریم، روزنامه‌نگار و فعال جنبش زنان
حسینی علی‌رضا، فعال دانشجویی در دانشگاه خواجه نصیر
حسيني ملیحه، خبرنگار
حيدريان فخرالدین، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
حیدری‌زاده مقدم، فعال سیاسی
خاموشي فرشید، روزنامه‌نگار
خانزادی ابوالحسن، فعال اجتماعي
خانزادي شقایق، فعال اجتماعي
خردپیر علی، روزنامه‌نگار
خرم امير، فعال سياسي
خزعلی مهدی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی
خسرواني نازنین، روزنامه‌نگار
خسروي سروش، روزنامه‌نگار
خسروی مازیار، روزنامه‌نگار
خسروي مصطفی، فعال سیاسی
خسروی‌مقدم نسیم، فعال جنبش زنان
خلعتبری میترا، روزنامه‌نگار
خیرابی ناهید، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر
خیرخواه اکرم، فعال جنبش زنان در آذربایجان
دلیری جواد، روزنامه‌نگار
دهقان علی، روزنامه‌نگار
دهقان مصطفی، خبرنگار
راد نیما، شاعر
راست‌منش آذر، روزنامه‌نگار
رجعتي مهسا، فعال اجتماعي
رحمانی مریم، عضو کمپین یک میلیون امضا
رستگاري ثمینا، روزنامه‌نگار
رشیدی لاله، روزنامه‌نگار
رضائی کاوه، فعال حقوق بشر و فعال دانشجویی
رمضانی ارسلان، فعال سیاسی و عضو ستاد ائتلاف مهندس موسوی
رمضانیان احسان، فعال سیاسی
رمضاني‌يگانه بنفشه، خبرنگار
رنجبران علی، روزنامه‌نگار
رنجي‌پور، روزنامه‌نگار
رهبر محمد، روزنامه‌نگار
زارع‌كهن نفیسه، روزنامه‌نگار
زارعی افشین، فعال حقوق بشر
زاهدی‌لنگرودی احمد، روزنامه‌نگار آزاد و مستندساز
ساکی پگاه، فعال سابق دانشجویی
سالك سجاد، روزنامه‌نگار
سجادي مهدی،فعال دانشجويي
سحرخيز مهدی، فرزند روزنامه‌نگار زنداني عيسي سحرخيز
سراب‌پور سونيتا، خبرنگار
سعادت آیدا، فعال جنبش زنان و فعال حقوق بشر
سعيدزاده محمود، فعال سیاسی
سعيدي شیرین، خبرنگار
سلطانين كامبيز، خبرنگار
سلمان‌زاده ابولفضل، عكاس مطبوعاتي
سمیع‌نژاد مجتبي، فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار
سوری پوریا، روزنامه‌نگار و فعال سابق دانشجویی
سياسي‌راد علی، فعال سیاسی
سیما سلمان، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
شجاعی صادق، فعال حقوق بشر
شفيعي حامد، خبرنگار
شمس کوروش، روزنامه‌نگار
شمشيري محسن، روزنامه‌نگار
شوراب محمد، فعال دانشجویی و عضو کمپین یک ملیون امضا
شوقی مهناز، خبرنگار
شیبانی علی، فعال حقوق اجتماعی
شیخ‌الاسلام امیر، فعال سیاسی
شیخی شهاب‌الدین، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر
شیرازی فرشته، عضو کمپین تغییر برای برابری
شيرافکن آمنه، فعال حقوق زنان و روزنامه‌نگار
صادقی آرش، روزنامه‌نگار
صادقی محمد، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
صارمی‌فر مهدی، روزنامه‌نگار
صالحي ادريس، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر
صحت لیلا، روزنامه‌نگار آزاد
صحرایی سعید، فعال اجتماعي
صدرآرا روزبه، روزنامه‌نگار
صدري سمیرا، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
صرافی حسين، خبرنگار
صرافي صبا، خبرنگار
صف‌سري بیژن، روزنامه‌نگار
صمدبیگی بهروز، روزنامه‌نگار
ط.جلودارزاده رضا، روزنامه‌نگار
طواف محمدجواد، عضو سابق انجمن اسلامی پلی‌تکنیک
طهراني فرزانه، خبرنگار
ظهيري نسرین، روزنامه‌نگار
عابدی احسان، روزنامه‌نگار
عامری سعید، عکاس
عباسي فرید، مترجم
عدلي محمد، خبرنگار
عزيزي پويا، شاعر و روزنامه‌نگار
عسگري مژگان، خبرنگار
عسگري‌زاده راحله، فعال جنبش زنان
عقلمند بهاره، خبرنگار
علمداري روزبه، خبرنگار
علوی اسماعیل، روزنامه‌نگار
علوی بهاره، فعال حقوق زنان
علي‌اقدم مهدی، روزنامه‌نگار
علیپور فرهمند، خبرنگار
علیپور محمدحسن، روزنامه‌نگار
عليجاني ارشاد،‌ خبرنگار
غفاريان متین، روزنامه‌نگار
غفوری آرش، روزنامه‌نگار و رییس دفتر برنامه‌ریزی و تبلیغات ستاد 88
غفوری‌آذر بابک، روزنامه‌نگار
غيبي رضا، خبرنگار
فتحی سمیه، خبر‌نگار
فتحي مجتبي، خبرنگار
فتوحی امیرحسین، عضو کمیته دانشجویی دفاع از حقوق زندانیان سیاسی
فتوره‌چی نادر، روزنامه‌نگار
فخرايي پویان، فعال سياسي
فرجاد فرهاد، روزنامه‌نگار
فرهادیان سروش، روزنامه‌نگار و فعال سابق دانشجویی
فرهنگی شهرام، روزنامه‌نگار
فیاضی بهرام، فعال دانشجویی و سیاسی
فیروزی علی‌رضا، فعال حقوق بشر
فیروزی‌راد امیر، روزنامه‌نگار
قاسمی فرزاد، فعال سیاسی و دانشجویی
قاسمی میثم، روزنامه‌نگار
قاسمی‌كرمانشاهی کاوه، فعال حقوق بشر در کرمانشاه
قاسمی‌نژاد سعید، فعال سیاسی و دانشجویی
قاضیان حسین، جامعه‌شناس و روزنامه‌نگار
قتنایی امیر، عضو سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت در مشهد
قربانی فرهاد، روزنامه‌نگار
قربانپور فرشاد، روزنامه‌نگار
قلعی محسن، روزنامه‌نگار
قلی‌پور علی، روزنامه‌نگار
قهقائی آرمین، فعال اجتماعی
کاظمیان کاوه، دندانپزشک و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشکده‌ی دندان‌پزشکی بهشتی
کحال‌زاده هادی، فعال سیاسی و عضو سابق دفتر تحکیم وحدت
کریمی روزبه، روزنامه‌نگار
کشفی علي، فعال اجتماعي
کلائی علی، فعال حقوق بشر
کلانکی سعید، فعال حقوق بشر
کلهری زهرا، خبرنگار
کمالی فرناز، فعال دانشجویی در دانشگاه رودهن و فعال حقوق زنان
كريمي اميد، روزنامه‌نگار
گرمستانی یاشار، فعال جنبش زنان
گودرزی کوهیار، روزنامه‌نگار و دبیر کمیته دانشجویی دفاع از حقوق زندانیان سیاسی
لقمانی معصومه، فعال جنبش زنان
مازندرانی احسان، روزنامه‌نگار
مافی حمید، روزنامه‌نگار
مجد مریم، عکاس
مجردي زهرا، عضو شورای مرکزی جبهه‌ی مشارکت
محبي اعظم، خبرنگار
محبی نوید، فعال حقوق زنان
محسنی مهدی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی
محمدخانی‌غیاثوند سوسن، خبرنگار آزاد
محمدي داوود، روزنامه‌نگار
محمدی فرشید، برادر امیرمحسن محمدی، زندانی سیاسی
محمودیان مهدی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر
مدرس‌گرجی ژینا، فعال حقوق زنان در کردستان
مرادی سمیرا، روزنامه‌نگار
مزروعی حنیف، روزنامه‌نگار
مزروعی رجب‌علی، فعال سیاسی،روزنامه‌نگار و رئيس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران
مظاهري ریحانه، روزنامه‌نگار
مظاهري مهدی، فعال اجتماعي
معتمدي‌مهر حمید، فعال سياسي
مفیدی بدرالسادات ، روزنامه‌نگار و دبيرانجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران
مقدم رضوان، فعال حقوق زنان
مقدم مهدي، فعال سياسي
ملک مریم، عضو کمپین یک میلیون امضا
ملک‌محمدي لیلا، روزنامه‌نگار
ملك‌پور کامران، روزنامه‌نگار
ملیحی علی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی
منتظري آرمین، روزنامه‌نگار
منصوري حسام، فعال سیاسی
موسوی سمانه، فعال حقوق بشر
موسوی علی‌رضا، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
موسوي مليحه‌سادات، ‌ خبرنگار
موسوی نسرین، خبرنگار
موسوي‌نسب اتابک، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
مولایی کامران، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
مومني مینو، روزنامه‌نگار
مهاجر آذر، خبر‌نگار
مهرابی احسان، روزنامه‌نگار
مهراني بهزاد، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر
مهرجو بهراد، خبرنگار
میردامادی مهدی، فرزند محسن میردامادی زندانی سیاسی
میرزایی احمد، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
میرزایی شهاب، روزنامه‌نگار
ميرزايي مریم، روزنامه‌نگار
ميرفتاحي فاطمه‌السادات، روزنامه‌نگار
مینایی علی، فعال سیاسی
نجدی یوحنا، فعال سیاسی
نجفی مجتبي، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
نخعي اميرعباس، روزنامه‌نگار
نعيمي سعید، فعال سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم وحدت
نوجو شیوا، فعال حقوق زنان
نوربخش شاهین، روزنامه‌نگار
نوروزیان مهدی، روزنامه‌نگار
وباب نینا، فعال حقوق زنان
وحیدمنش پروانه، فعال حقوق بشر
ویسمه اعظم، خبرنگار
ويسي منظر، خبرنگار
همتي زینب، خبرنگار
یاری بیتا، فعال اجتماعی
يعقوبي محسن، روزنامه‌نگار
یوسفی مسعود، روزنامه‌نگار



اسامی حامیان این نامه در خارج از کشور:



آذربادگان محمدامین، دانشجوی کالج پادشاهی لندن(انگلستان)
اسدی هوشنگ، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی(فرانسه)
اسکندری محمدرضا، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر(هلند)
امیری نوشابه، روزنامه‌نگار (فرانسه)
باستانی حسين، روزنامه‌نگار(فرانسه)
بهنود مسعود، روزنامه‌نگار (انگلستان)
ثروتی مژگان، فعال حقوق زنان و حقوق بشر(آلمان)
حافظی آرش، فعال حقوق زنان(آلمان)
حسین‌پور فروغ، روزنامه‌نگار(آلمان)
حسینی‌نژاد لیدا، روزنامه‌نگار(هلند)
حقيقت‌جو فاطمه، فعال سياسي و نماینده‌ی پیشین مجلس شوراي اسلامي (آمريكا)
خرمی حسین، عضو شورای شهر اسن(آلمان)
خرمی طاهره، جامعه‌شناس و فعال حقوق بشر(هلند)
داوودی‌مهاجر فریبا، روزنامه‌نگار(آمریکا)
رفیع‌زاده شهرام، شاعر و روزنامه‌نگار(کانادا)
رفیعی بهرام، روزنامه‌نگار(کانادا)
شریف سولماز، روزنامه‌نگار(آمریکا)
طاهری اردوان، آهنگ‌ساز و روزنامه‌نگار(اتریش)
عطری اکبر، فعال دانشجویی و حقوق بشر(آمریکا)
علی‌نژاد مسیح، روزنامه‌نگار(آمریکا)
فاضل منوچهر، فعال اجتماعي (آلمان)
فامیلی شیرین، روزنامه‌نگار (آلمان)
فرهي فريده، استاد علوم سياسي دانشگاه ايالتي هاوايي(آمریکا)
قاضی فرشته، روزنامه‌نگار (آمریکا)
قجر آیدا، فعال اجتماعی (لبنان)
ماهباز عفت، نویسنده و فعال اجتماعي (انگلستان)
موسوی‌خوئینی علی‌اکبر، فعال سیاسی و نماینده‌ی پیشین مجلس شوراي اسلامي (آمریکا)
میرابراهیمی روزبه، روزنامه‌نگار(آمریکا)
نائب‌هاشم حسن، فعال سیاسی(اتریش)
نوروز پریوش، فعال حقوق مدنی(آلمان)
نوروزی احسان، مترجم(آلمان)
کار مهرانگیز، حقوقدان، فعال حقوق زنان و روزنامه‌نگار(آمریکا)
کاظمی نازنین، روزنامه‌نگار (انگلستان)
هنروران فرهاد، روزنامه‌نگار(استرالیا)

خس و خاشاک

علی سپاسی:

هیچ پروانه ا ی آزاد نباید باشد
دل هیچ آ ینه ا ی شاد نباید باشد
مصلحت نیست بجز آ‬نچه كه من می گو یم
گفته های دگران یاد نباید باشد
بهر تحسین و دعاگوی ی من آزادید
به جز ا ین گفته ای آزاد نباید باشد
می توانید سخنها ی مرا داد زنید
بعد از آن رخصت فریاد نباید باشد
می توانید چو من جملگی اندیشه كنید
دیگر اند یشه ای آزاد نباید باشد
می توانید مرا دوست بدارید ولی
میل شیرین به فرهاد نباید باشد
زرد باشید چو پاییز در این دولت "مهر"
سبز چون دولت "خرداد" نباید باشد
زود برهرچه كه زیباست بپوشید نقاب
ذره ای حسن خداداد نباید باشد
هر دلی را كه تپنده است در آرید زجا
عشق در سینه افراد نباید باشد
پای برخاك مكوبید به گاه مردن
گرد بر چهره جلاد نباید باشد
خانه ظلم و ستم وه كه چه آباد شده
به جز آن خانه ای آباد نباید باشد

پاسخ حزب اعتماد ملی به تخریب و پرونده سازی اقتدارگرایان علیه مهدی کروبی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): روابط عمومی حزب اعتماد ملی به هجوم رسانه های اقتدار گرا و پرونده سازی علیه حجت الاسلام مهدی کروبی و تخریب شخصیت او پاسخ داد و اعلام کرد که «کارنامه مهدی کروبی قبل و بعد از انقلاب درخشان است.»

در این پاسخ که در سایت رسمی حزب اعتماد ملی منتشر شد،روابط عمومی حزب اعتماد ملی با اشاره به سوابق مدیریتی و مبارزاتی مهدی کروبی اعلام کرد خدا را سپاسگزاریم که در عملکرد جناب آقای کروبی علی رغم تلاش های همه جانبه اقتدارگرایان و متحجران چیزی وجود ندارد که بتوانند به استناد آن خدمات ارزشمند این مرد مجاهد و مبارز را زیر سوال ببرند لذا در تلاشهای ریاکارانه و مزدورانه خود از سر استیصال و در ماندگی برای ضربه زدن به حرکات انسان دوستانه و مدبرانه شیخ اصلاحات مجبور شدند تا به وقایع تحریف شده رژیم دیکتاتوری منحوس شاهنشاهی نیز متوسل شوند و به دروغ چیزی را به ایشان نسبت دهند که حتی آنان که کمترین اطلاعی از آن وقایع دارند باور نخواهند کرد تا چه رسد به امثال آقایانی نظیر آیت الله انواری و جناب آقای عسگراولادی و آقای ابوالفضل حیدری که به همراه شهید بزرگوار عراقی و سایر سران موتلفه که زندانی بودند ودر آن مراسم نمایشی حضور داشتند!
لذا پیشنهاد می شود آقایان برای اطلاع دقیق بروند و از این 3 نفر بزرگواری که هنوز در قید حیات هستند سوال کنند تا بدانند چه کسانی از شاه طلب عفو می کردند و چه کسانی تا آخرین لحظه برمواضع خود تاکید می ورزیدند.»

روابط عمومی حزب اعتماد ملی همچنین در پاسخ به هجوم رسانه های اقتدارگرا اعلام کرد« در مورد خبری که به نظر می رسد برگرفته از یک هذیان است تا یک واقعیت,آنقدر مسئله کودکانه است که پاسخ به آن چندان ضروری به نظر نمی رسد چرا که نقل قول مجعول از طرف یک روانپزشک مبنی بر اینکه ابراز داشته : مهدی کروبی در سلامت به سر نمی برد و از ماه ها قبل دچار اختلال روانی شده است؛ بیانگر بیچارگی وعصبانیت قوم خشونت طلب است در غیر این صورت این چه ادعایی است که تمام واقعیت ها خلاف آن را ثابت می کند، حضور هشیارانه دبیر کل حزب اعتماد ملی در تمام مراحل تبلیغات و همچنین موضع گیری های حکیمانه وی پس از انتخابات تاکنون سندی بر این ادعاست که نه تنها ایشان در سلامت و هوشیاری کامل به سر می برند بلکه این مسئله متحجران و مرتجعان را به شدت عصبانی کرده است و موجب شده است تا آرزوها و رویا های خود را با خبرسازی های پی در پی جلوه واقعیت بدهند لذا جز تاسف و تاثر چیزی نمی توان گفت.»

در پایان پاسخ حزب اعتماد ملی به تخریب شخصیت مهدی کروبی خطاب به جناح اقتدارگرا و رسانه های وابسته به آن گرا آمده است«بنابراین تاکید می شود به جای این جوسازی و غوغا سالاری با پذیرش مسئولیت جنایت های صورت گرفته دستاوردهای مردم را از خطرات مصون داشته و نظام اسلامی را تبرئه نمایید و تا دیر نشده در مسیر آرمان های امام و مردم قرار گیرید.»

تایمز: ‘رضا’ شاهد زنده مدعای کروبی است

اعتراض به نتیجه انتخابات تبعات فراوانی را برای معترضان دربر داشت

با بالاگرفتن واکنش ها به اخبار منتشر شده درباره سوء رفتار با بازداشت شدگان در جریان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، روزنامه تایمز بر مبنای گفتگویی که مدعی است با یک قربانی تجاوز دربازداشت صورت گرفته، گزارشی را منتشر کرده است.

این روزنامه در مهمترین مطلب بین المللی شماره روز 22 اوت خود، تحت عنوان "پسری ایرانی که رو در روی تندرو ها ایستاد از تجاوز در زندان می گوید" اظهارات فردی را منتشر کرده که با نام رضا، 15 ساله و ساکن یکی از شهرهای بزرگ ایران توصیف شده که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات دستگیر شد و به نوشته این روزنامه بارها در زندان مورد تجاوز قرار گرفته است.

خبرنگار تایمز که هما همایون نام دارد، می نویسد که چگونه این فرد که تنها با شرط فاش نشدن هویتش حاضر به بیان تجربیاتش شده، "روح و جسمش خرد شده است."

تایمز می نویسد: "رضا نمی خواهد از خانه خارج شود، از تنهایی می ترسد و می خواهد به زندگی خود خاتمه دهد، و درک اینکه چرا او به چنین شرایطی دچار شده سخت نیست."

تایمز می نویسد این فرد 20 روز زندانی بوده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مورد سوء رفتاری قرار گرفته که به نوشته این نشریه "به رفتارهایی که در زندان ابوغریب صورت می گرفت شباهت دارد، که ایران آمریکا را [به خاطر حوادث آن زندان] تقبیح کرد."

روزنامه تایمز رضا را "شاهد زنده مدعای مهدی کروبی در مورد تجاوز سازمان یافته به بازداشت شدگان پسر و دختر برای خرد کردن اراده آنها" می خواند و می نویسد "رفتاری که با این پسر صورت گرفته نشان می دهد نظامی که خود را پرچمدار ارزش های اسلامی می داند حاضر است تا چه اندازه برای سرکوب کردن میلیون ها نفر از شهروندانش که مدعی تقلب در انتخابات هستند، پیش برود."

تایمز از زبان این فرد می نویسد در شب اول حضور در زندان سه نفر که با لباس شخصی در میان زندانیان بودند، او را "مقابل چشمان دیگر زندانیان" و در حالیکه "می گفتند این کار را برای خدا انجام می دهند" مورد تجاوز قرار دادند.

تایمز که به تشریح جزئیات بدرفتاری صورت گرفته با این فرد پرداخته، می نویسد وقتی رضا به یک بازجو "که به نظر مهربان می رسید" معترض شد که مورد تجاوز قرار گرفته، "بازجو نیز دستور داد رضا را ببندند و با گفتن اینکه 'یاد می گیری این داستان ها را جای دیگر تعریف نکنی' بار دیگر به او تجاوز کرد."

روزنامه تایمز نه تنها جزئیات چند مورد دیگر تجاوز به این فرد (از جمله "توسط ماموران پلیس") را شرح می دهد بلکه می نویسد پس از انتقال رضا و 130 نفر دیگر از بازداشت شدگان به دادگاه انقلاب اسلامی آن شهر، رضا و چند نفر دیگر را "با هدف ارعاب جهت جلوگیری از گفتن حوادثی که بر آنها رفته" از دیگران جدا کرده و آنها را مجبور به برقراری ارتباط جنسی با یکدیگر کردند.

تایمز مدعی است به رضا گفته شده که این کار برای "پاک شدن آنها [از گناهان]" انجام گرفته است.


گزارش تایمز تقریبا دو هفته پس از علنی شدن نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی برای رسیدگی به "شایعه تجاوز جنسی" منتشر شد

این روزنامه می نویسد رضا پس از آزادی با قرار وثیقه و "هشدار نهایی که درباره این رفتار چیزی به کسی نگوید" توسط یک پزشک آشنای خانوادگی مورد درمان قرار گرفت، هر چند به نوشته تایمز این پزشک به واسطه این کمک "خود را در معرض خطر قرار داده بود."

تایمز درمان صورت گرفته بر روی رضا را اینگونه شرح می دهد: "جراحت های فیزیکی او با آنتی بیوتیک و داروهای مسکن مورد درمان قرار گرفت، اما امکان انجام معاینه داخلی وجود نداشت."

تایمز رضا را نظر روحی "به شدت آسیب دیده" توصیف می کند و می نویسد "او به سختی می تواند بخوابد."

این روزنامه از زبان پزشک معالج رضا وجود موارد مشابه در بازداشت شدگان دیگر را تایید می کند و می نویسد: "ما موارد بسیاری در بیمارستان داریم اما نمی توانیم گزارش بدهیم. اجازه نمی دهند پرونده تشکیل بدهیم."

دروری دایک، از موسسه عفو بین الملل هم به روزنامه تایمز گفته است این گزارش "از نظر شدت بی اعتنایی به شان انسان، با دیگر گزارش های دریافت شده همخوان" است. وی تایید می کند که در گزارش های دیگر هم به "بد رفتاری بی حد و حصر و خارج از موازین قانونی، مداخله مقام های قضایی در تجاوز و ممانعت از دستیابی بازداشت شدگان به حق بنیادین دسترسی به خدمات بهداشتی و پزشکی" اشاره شده است.

گزارش روزنامه تایمز تقریبا دو هفته پس از آن منتشر می شود که مهدی کروبی، نامزدی که از سوی وزارت کشور دارای کمترین آراء در انتخابات اعلام شد، نامه ای را که به اکبر هاشمی رفسنجانی جهت رسیدگی به "شایعه تجاوز جنسی" نوشته بود، علنی ساخت.

این نامه واکنش ها و انتقادهای گسترده ای را علیه آقای کروبی در پی داشت اما آقای کروبی روز 29 مرداد (20 اوت) تاکید کرد بدون سند و مدرک موضوعی را مطرح نمی کند.

منبع:

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/08/090822_ba-times-rape.shtml

آیت الله بیات زنجانی : هرچه زودتر کسانی که خون عزیزان این ملت را ریخته اند محاکمه شوند

شبکه جنبش راه سبز (جرس) : آیت الله بیات زنجانی از مراجع تقلید شیعه گفت«حوادث بعد از انتخابات در خور اين مردم بزرگوار نبوده است و بايد از توهين‌هايى که به ملت عزيز ايران شد عذرخواهى شود و هر چه زودتر کسانى که آگاهانه يا ناآگاهانه خون عزیزان اين سرزمين را ريخته‌اند، محاکمه شوند.»



آیت الله بیات زنجانی که غروب پنجشنبه بیست و نهم مردادماه برای حضور درمراسم دعاى کميل ‌در دارالزهراى تهران حاضر شده بود با اشاره به برخى روايات و لزوم بازخوانى مفاهيم اصيل دينى خطاب به حاضران گفت« سنت الهی این است که اگر کسى به ناحق ادعا کند که نائب امام عصر (عج) است، خداوند او را مفتضح می گرداند. همين‌طور است کسى که ادعاى اجتهاد در دين کند وليکن مجتهد نباشد، چراکه او مرتکب دو گناه شده يکى اينکه دروغ گفته و جایگاهش این نبوده و ديگرى آنکه با مفاهيم دينى بازى کرده است.»



این مرجع تقلید شیعه تصريح کرد« اگر کسی با مفاهیم دینی بازی کند، محجوب به حجابهائی خواهد شد که بدترین آنها يکى حجاب دين است و ديگرى حجاب علم و حجاب دين به مراتب خطرناک‌تر از حجاب علم است. یک عالم و دانشمند چه به عنوان یک شخصیت علمی و چه به عنوان یک عالم دینی بايد مراقب حجاب و پرده‌هايى که در مقابلش قرار مى‌گيرد، باشد تا بتواند عالم را آنگونه که هست ببیند.»



آیت الله بیات زنجانی با اشاره به رواج فرهنگ تظاهر، دروغ و تهمت در جامعه اسلامى آن را از آفات بزرگ جامعه برشمردند و تاکيد کرد مگر نه آنکه حرمت انسان بالاتر از حرمت خانه کعبه است؟ پس چطور است که ما به خود اجازه هتک حرمت انسان‌هاى شريف جامعه را مى‌دهيم. اين بلاها و مصيبت‌هايى که بر سرمان مى‌آيد در اثر رواج همين بى‌اخلاقى‌ها و هتک حرمت هاست. در کشوری که ادعای امام زمانی بودن دارد، چرا اجازه مى‌دهيم که به راحتى آبروى انسان‌ها و افراد جامعه ريخته شود؟



وی با اشاره به حوادث پس از انتخابات، با اشاره به نام برخی زندانیان و سوابق بعضی از آنان افزودند : حوادث بعد از انتخابات در خور اين مردم بزرگوار نبوده است و بايد از توهين‌هايى که به ملت عزيز ايران شد عذرخواهى شود و هر چه زودتر کسانى که آگاهانه يا ناآگاهانه خون عزیزان اين سرزمين را ريخته‌اند، محاکمه شوند. من در پاسخ برخی سئوالات هم اشاره داشته ام که اگر کسی مستقیماً و مباشرتاً در این قتل ها دست داشته باشد، باید قصاص شود مگر اینکه خانواده های داغ دیده رضایت دهند، که در اینصورت فرد خاطی باید از اموال خودش دیه مرحومین را پرداخت کند.

کوشش‏های بچه‌گانه عوامل کودتا برای سرپوش گذاشتن بر جنایت، همچنان ادامه دارد

تلاش برای حذف هر گونه ترانه موسوی!
در پی افشای ماجرای ترانه موسوی، نمایش ساختگی صداوسیمای غیرملی برای دروغ جلوه دادن اصل ماجرا، و سپس آشکار شدن دروغ‏های آن نمایش بچه‏گانه که با هوشیاری مردم و نامه‏‏ای از مهدی کروبی صورت گرفت؛ باز هم نشانه‏ای دیگر از این تلاش‏های ناموفق هویدا شده است.



به گزارش موج سبز آزادی، چندی پیش و پس از آنکه صداوسیمای غیرملی از قول یک کارشناس (قلابی!) سازمان ثبت احوال اعلام کرد که تنها سه نفر با نام ترانه موسوی در کشور وجود دارند، کاربران سبزاندیش اینترنت مچ دروغگویان را گرفتند و خبر از وجود افراد متعدد دیگری با نام ترانه موسوی دادند و مدارک آن را هم که موجود بود! ارائه کردند.

یکی از این شواهد، صفحه‏ای از پایگاه اطلاعاتی کتاب اول بود که فردی دیگر با نام ترانه موسوی را در گرگان معرفی می‏کرد. نکته قابل توجه اینجاست که اخیرا مراجعان جدید به این صفحه متوجه شدند که نام "ترانه موسوی" از آن حذف شده است.

با کمی دقت در تاریخ به روز رسانی این صفحه معلوم می‏شود که در 28 مرداد امسال، یعنی سه روز قبل، اطلاعات این صفحه تغییر کرده و با توجه به اینکه فرد تغییر دهنده این صفحه از تصحیح آدرس غلطی که در این صفحه وجود دارد (آدرس مربوط به زمانی است که استان گلستان تشکیل نشده بود و شهر گرگان در استان مازندران قرار داشت!) خودداری کرده، باید نتیجه گرفت که این به روز رسانی تنها برای حذف نام «ترانه موسوی» بوده و در ادامه سیاست سرپوش‏گذاری حامیان کودتا بر جنایت صورت گرفته در حق «شهید ترانه موسوی» صورت گرفته است.

هیچ نمی‌توان گفت، جز اینکه ای کاش مسئولین امر، به جای این همه تلاش در پوشاندن دروغ‏گویی صداوسیمای غیرملی و تهیه‏کنندگان آن برنامه، کمی هم صادق بودند و نسبت به اطلاع‏رسانی صحیح به مردم اقدام می‏کردند.


صفحه قبل از تغییر:



صفحه پس از تغییر:

فاطمه هاشمی از ریاست فدراسیون ورزش بیماری‌های خاص استعفا داد

خانم فاطمه هاشمی، دختر آیت ا... هاشمی رفسنجانی، از ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص استعفا داد. او مهم‌ترین دلیل این استعفا را عدم تمایل به همکاری با دولت دهم عنوان کرد.



به‌ گزارش گروه ورزش آفتاب، دکتر فاطمه هاشمی رفسنجانی که تاکنون علاوه بر مسئولیت بینیاد امور بیماریهای خاص، ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص را بر عهده داشت، از این سمت استعفا داد.

هنوز علت استعفای رئیس فدراسیون ورزشهای بیماران خاص کشور اعلام نشده‌است، اما احتمالاً طی روزهای آتی، فاطمه هاشمی، دلیل کنارگیره‌اش را توضیح خواهد داد.

گفتنی است فدراسیون ورزشهای بیماران خاص، در ابتدا با نام انجمن ورزشهای بیماران خاص به پیشنهاد فاطمه هاشمی بهرمانی ریاست بنیاد امور بیماریهای خاص با هدف ایجاد بسترهای مناسب جهت حضور مستمر کلیه افراد مبتلا به بیماریهای خاص در عرصه‌های مختلف اجتماعی و تقویت امید به زندگی و به فرداهای بهتر در آنان و ارائه خدمات ورزشی به افراد مبتلا به بیماریهای خاص شامل بیماریهای (سخت و صعب العلاج): نارسایی مزمن کلیه (دیالیزی)، ‌پیوند اعضا (شامل پیوند کلیه، قلب، ریه و کبد)، تالاسمی، هموفیلی، دیابتی، ام اس و سرطان با مجوز سازمان تربیت بدنی و تحت پوشش معاونت فرهنگی سازمان تربیت بدنی در دی ماه سال 1377 تاسیس و آغاز به کار نمود.

پس از حدود دو سال فعالیت و به لحاظ انحلال شاخه معاونت فرهنگی سازمان تربیت بدنی، انجمن ورزشهای بیماران خاص در سال 1379 تحت پوشش فدراسیون ورزشهای همگانی و در زمره انجمنهای فعال فدراسیون مذکور قرار گرفت.

این انجمن پس از حدود 7سال تلاش گسترده از طریق برگزاری مسابقات، همایشها و جشنواره‌های ورزشی در سطح قهرمانی کشور، تشکیل تیمهای ملی و حضور موفق در عرصه‌های بین‌المللی ورزشی به ویژه در گروه بیماران پیوند عضو شده و عضویت رسمی در فدراسیون جهانی ورزشهای پیوند اعضاء WTGF، سرانجام با پیگیری بنیاد امور بیماریهای خاص و درخواست‌های جامعه ورزشی بیماران خاص کشور با موافقت و مجوز سازمان تربیت بدنی، در چهاردهم اردیبهشت ماه سال 1384 و تحت پوشش حوزه مرکز توسعه ورزشهای همگانی و تفریحی سازمان تربیت بدنی به فدراسیون ورزشی آماتوری تحت عنوان «فدراسیون ورزشهای بیماران خاص» تبدیل و فاطمه هاشمی بهرمانی طی حکمی از سوی مهرعلیزاده ریاست وقت سازمان تربیت بدنی به سمت سرپرستی فدراسیون مذکور منصوب شد.

وی سپس در مجمع عمومی مورخ 84.12.16 فدراسیون با اکثریت قاطع آراء اعضا به سمت ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص انتخاب شده و 22 اسفندماه سال 84، حکم خود را از محمد علی‌آبادی معاون رئیس جمهور و ریاست سازمان تربیت بدنی با اعتبار چهار سال دریافت نموده بود.

اولین افطار ماه رمضان امسال، دور از عزیزان در بند

گزارش تصویری / افطار کنار دیوار اوین
خانواده های اسرای دریند، روزه اول ماه رمضان خود را کنار دیوارهای زندان اوین و در فراق عزیزانشان افطار کردند.



به گزارش موج سبز آزادی، پیش از 100 نفر از خانواده‏هایی که عزیزانشان اسیر حامیان کودتا هستند، با تجمع در مقابل زندان اوین با سردادن فریادهای الله‏اکبر، نسبت به ادامه این بازداشت‏های غیرقانونی اعتراض کرده و سپس همانجا روزه‏های خود را افطار کردند.









شعر پسر دکتر محمد ملکی برای پدر دربندش

تقدیم به پدر مبارز و دردمندم دکتر محمد ملکی و تقدیم به تمامی پدران ظلم ستیز دربند



پدر
ای مانده زخم زجر کین بر جسم پاک تو
پدر
ای آنکه با درد عزيز حق و آزادی
سرشته آب و خاک تو
معطر گشته روحت از صفای رنج
تو چون کوهی مقاوم
روبروی تند باد ظلم و جهل و گنج
تو ای چون يوسف اندر بند
به جرم پاک بودن پاک
تو ای افشاگر جور ستم کاران
تو ای بی باک
تو را اين بی خدايان میدهند آزار
همانان پيروان مذهب ضحاک
که خواب از چشمشان راندی
تويی بر چشمشان خاشاک
* * *
عجب ياران
دگر باره
عزيزان خدا را می دهند آزار
شده از اشک غم، چشم خدا نمناک
و دستان خدا بار دگر بر دفتر تاريخ
ظلمی را بود حکاک
صبوری میکنیم آخر
رسد روزی که گردد هر حسابی پاک
* * *
و اينجا در زمين بایر قدرت،
نباشد ياور مظلوم
مانند علی- آن کس که از درد ستم
دارد گريبان چاک
جوانمردی دگر...حاشاک.
چه سلطان پرور است این خاک.
* * *
پدر، آزاده‎ی دربند
همه دلتنگ ديدارت
که بی تو روح و جان غمناک
نجاتت را ز حق جوييم
گشوده دستمان تنها
به سوی درگه افلاک...
تو تنها ياوری يا رب
تو داری بر جفا و دردمان ادراک
عمار ملکی
شهریور 88

صدای اسلام سبز 2 - سخنرانی دکتر شریعتی با عنوان «نیایش»

بخش ویژه‌ای را در سایت تعبیه کرده‌ایم که در 30 روز ماه مبارک، ان‌شاء‌الله اگر توفیق پیدا کنیم، 30 سخنرانی از نواندیشان دینی و متفکران غیر متحجر مذهبی در دسترس کاربران قرار دهیم. برای اولین سخنرانی بخش ویژه «صدای اسلام سبز»، سخنرانی دکتر علوی‌تبار با موضوع «آیا دین بدون فقه ممکن است؟» را انتخاب کردیم که دیروز در دسترس مخاطبان گرامی قرار گرفت. برای امروز و دومین روز اما، سخنرانی معلم انقلاب، «دکتر علی شریعتی» با موضوع «نیایش» را برگزیده‌ایم که البته نیمه ابتدایی آن به بحث درباره «رنج‌های پیروان علی» اختصاص دارد. این سخنرانی در شب چهارم آبان 1351 شمسی برابر با 21 ماه رمضان 1392 قمری ایراد شده است؛ یعنی حدود 37 سال قبل! اما اگر حوصله کردید و به این سخنرانی یک ساعت و نیمه گوش دادید، متوجه خواهید شد که چرا این صدا پس از اینهمه سال، هنوز شنیدنی است؛ هم سخنان دکتر درباره رنج‌های علی و رنج‌های پیروان او، و هم نیایش‌های آسمانی او با صدایی که پس از گذشت 32 سال از خاموشی‌اش، هنوز در «قلب تاریخ» شنیده می‌شود.

دانلود نسخه کم حجم حدود 5 مگابایت
http://www.mowjcamp.org/files/file/20389


دانلود نسخه باکیفیت (حدود 15 مگابایت)
http://www.mowjcamp.org/files/file/20387

مطلبی متفاوت، در راستای موج آفرینی «سفره‌های سبز افطار»: طرز تهیه شله‌زرد سبز!

ظاهرا موج‌آفرینی «سفره‌های سبز افطار» نیاز به یکسری اقدامات آموزشی هم دارد. اولین اقدام در این زمینه، آموزش تهيه شله‌زرد سبز همراه با شعار است! از ایده‌های مشابه برای آموزش تهیه خوراکی‌های دیگر برای استفاده در سفره‌های سبز افطار، استقبال می‌شود.



این مطلب را نویسنده وبلاگ jangalesabz24 در این آدرس نوشته و البته تهیه این شله‌سبز! را برای پخش نذری در میادین به همراه چای سبز و یا زولبیای سبز پیشنهاد داده است.

عکس‌های آثار سبز خوراکی خود را هم برای ما بفرستید، و همچنین دیگر محصولات مشابه را. «موج سبز آزادی» جای همه مطالب و ایده‌های سبز است، نه فقط تحلیل‌های عمیق و یادداشت‌های اتو کشیده.

وبلاگ «جنبش راه سبز انزلی» راه‌اندازی شد

گروهی از فعالان جنبش سبز در بندر انزلی، وبلاگی را برای پوشش رسانه‌ای فعالیت‌های سبزها در این شهر شمالی ایران راه‌اندازی کرده‌اند.



به گزارش موج سبز آزادی، این وبلاگ که در آدرس rahesabz-anzali.blogspot.com راه‌اندازی شده، اخبار بندر انزلی را نیز در کنار اخبار و مقالات جنبش سبز منعکس می‌کند. برای مشاهده این وبلاگ روی آدرس زیر کلیک کنید:

http://rahesabz-anzali.blogspot.com

آخرین مطلب این وبلاگ، به یک نامه انتقادی به نماینده بندر انزلی اختصاص یافته و نویسنده‌ی این نامه در بخشی از این نامه، از «حسن خسته‌بند» نماینده بندر انزلی پرسیده است: «چرا با رفتار و گفتار خود به عنوان نماینده مردم در مجلس، ننگ همدستی با جنایات احمدی نژاد و حامیانش را به انزلیچی ها تسرّی می‌دهید؟»

«موج سبز آزادی» ضمن استقبال از فعالیت محلی و منطقه‌ای سبزها، از همه فعالان سبز شهرستان‌ها صمیمانه می‌خواهد فعالیت‌های خود را از طریق ایمیل اطلاع دهند تا گروه بیشتری از مخاطبان، به خصوص مخاطبان همان شهر و منطقه که احیانا با دیگر فعالان سبز منطقه خود ارتباطی ندارند، با این فعالیت‌ها آشنا شوند و به جمع فعالان جنبش سبز بپیوندند.

سومین شماره گاهنامه ادبی غریو، ادبیات جنبش سبز ایران، منتشر شد

شماره­‌ سوم گاه­نامه ادبی غریو، ادبیات جنبش سبز ایران، منتشر شد.



به گزارش موج سبز آزادی، در شماره­ 30 مرداد، آثار ادبی سبزی را از نادر خداپرور، علی­‌اشرف درویشیان، عطاءالله‌ مهاجرانی، ابراهیم هرندی، سیمین بهبهانی، عبدالجبار کاکایی، سجاد حصاری، علی­رضا زرّین، بهاره عامل نوغانی، احسان مرداسی، صدیقه وسمقی، فاطمه راکعی و دیگران می­‌خوانیم. پیش‌­تر شماره‌­های 1 و 2 گاه­نامه­‌ی غریو 7 و 17 مردادماه منتشر شده بود.

برای دریافت این شماره و شماره­های پیشین گاه­نامه به وبسایت غریو به آدرس

WWW.GHARIV.COM

مراجعه کنید.

همچنین این گاهنامه ادبی فراخوانی برای مناجات سبز مخصوص ماه مبارک رمضان در این شماره‌اش منتشر کرده که متن آن به شرح زیر است:

این هلال قدکمان دیگر است

فراخوان برای مناجات سبز

چه رویی از یاس و نومیدی می بیند کسی که امیدش به اوست و چه جای فریاد می ماند برای آن که فریادرسش اوست.

با فرارسیدن ماه ضیافت الهی غریو از تمام سبزاندیشان و همراهان جنبش سبز دعوت می کند تا اینبار نه با هموطنان خود، بلکه با خدای خود نجوا کنند. امید را از او طلب کنند و سرسبزی فردای میهن شان را از او بخواهند. بیداد را به دادگری او بسپارند و ظالم را به مشیت خداوندی او. برای مبارزه با تحجر، خشونت و ظلم از او یاری بطلبند و در راه برقراری صلح و پرهیز از خشونت به او توکل کنند و دل از او قوی دارند.

بیانیه شوراي هماهنگي اصلاح طلبان كرد در حمایت از رمضانزاده

شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان کرد با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن دستگیری عبدالله رمضانزاده اعلام کرد: آیا رمضان زاده مرتکب آدم کشی و تجاوز به حقوق مردم و شکنجه انسان‌های بی‌گناه شده که اینگونه با او می‌کنید؟ متن این بیانیه که در سایت نوروز منتشر شده به شرح زیر است:




ايرانيان خردمند، ملت شريف كرد!

همانگونه كه مستحضر هستيد ايامي چند ازدستگيري و بازداشت دكتر "عبدالله رمضان‌زاده" "رييس شوراي هماهنگي اصلاح‌طلبان كرد" مي‌گذرد، كه دراين مدت و در هنگام دستگيري بر اثر ضرب و شتم و شكنجه‌هاي غيرانساني دچار آسيب‌هاي جسمي و روحي فراواني شده و به همين دليل متاسفانه مدتي است كه در بيمارستان بستري شده است.

آيا پاداش زحمات و تلاش‌هاي چندين ساله‌ي رمضانزاده براي دفاع ازانقلاب و اجراي قانون اساسي و تشويق مردم به مشاركت در انتخابات اينگونه بايستي داده شود؟ آيا رمضان زاده مرتكب آدمكشي، تجاوز به حقوق مردم و شكنجه‌ي انسان‌هاي بيگناه شده كه بايد با او اين گونه رفتار شود؟ ما مطمئنيم كه برخورد هاي بدتر از اين، ذره‌اي ازاراده‌ي پولادين اين نواده‌ي كاوه را نه تنها سست نخواهد كرد بلكه همچنان كوه پيكر خواهد ايستاد.

اما افكار عمومي ملت شريف ايران و كردهاي آزادي‌خواه چنان از اين بازداشت‌هاي خودسرانه و غيرقانوني رنجيده شده كه جز اعاده‌ي حيثيت، آزادي زندانيان و دستگيري عاملان و آمران شكنجه، آن راالتيام نخواهد بخشيد. ما بار ديگر ضمن محكوم كردن دستگيري اين فرزند آزاده‌ي كرد و شكنجه هاي وحشيانه او كه منجر به بستري دربيمارستان شده خواستار آزادي فوري و بي‌قيد وشرط او مي‌باشيم.

اميد است مسئولان قضايي كشورمان به خود آيند و با آزادي همه‌ي زندانيان سياسي مرهمي بر زخم‌هاي پيكر آسيب ديده ملت قهرمان نهند.

شوراي هماهنگي اصلاح‌طلبان كرد

خانواده های دستگیر شدگان اخیر در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع اعتراضی بر پا کردند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین ، خانواده های دستگیر شدگان اخیر در مقابل این ۲ محل تجمع اعتراضی خود را برپا کردند. خانواده ها خواستار آزادی عزیزان خود هستند
روز شنبه ۳۱ مرداد حدود ۸۰ نفر از خانواده های بازداشت شده ها برای پیگیری وضعیت عزیزانشان به دادگاه انقلاب مراجعه کردند.برای عده ای قرار کفالت صادر شده بود که خانواده ها با نگرانی و اضطراب به دنبال تهییه فیش حقوقی و یا سند برای آزادی عزیزانشان بودند و با دهان روزه در گرما بین دادگاه انقلاب ٰ‌ارزیابی سند ٰ‌واداره ثبت اسناد سرگردان می دویدند تا بتوانند هر چه زودتر عزیزان خود را آزاد کنند.
تعدادی از بازداشت شده ها که اخیرا آزاد شده اند و با وکیل خود برای بررسی پرونده به دادگاه انفلاب آمده بودند با خانواده هایی برخورد می کردند که در این مدت نتوانسته بودند با عزیزان خود ملاقات کنند و نگران مضطرب ٰعکس عزیزان خود را به آنها نشان می دادند تا بتوانند از وضعیت سلامتی عزیزان خود خبر بگیرند.ولی نگهبانان جلو درب دادگاه انقلاب مانع ایستادن آنها می شدند و با داد و بیداد خانواده ها را از مقابل درب دادگاه انقلاب دور می کردند.

تعدادی از بازداشت شده ها از جمله سامان یاوری ٰ‌سید حسین نظامی و احسان سعادت امروز در حالیکه خانواده هایشان در مقابل دادگاه انقلاب برای روشن شدن وضعیت آنها و اینکه بیش از ۲ ماه است که در بازداشت بسر می برند و در این مدت هیچ گونه ملاقات با خانواده خود نداشته و منتظر برگزاری دادگاه چهارم خود در روز سه شنبه هستند و اینکه به وکلایی که از طرف خانواده ها برای آنها گرفته شده اجازه حتی ورود به دفتر حداد را نمی دهند تماس گرفتند و اعلام کردند در حالی که وضعیت جسمی چندان مساعدی ندارند مجبور به گرفتن روزه با غذای کم و کیفیت بد زندان شده اند که این نگرانی و اضزاب خانواده ها را در مورد سلامتی عزیزانشان بیشتر کرد.

همچنین تعداد زیادی از خانواده ها نیزدر گرما و بد مسیر بودن زندان اوین با دهان روزه در مقابل درب دژبانی زندان اوین تجمع کردند و خواهان ملاقات و آزادی عزیزان خود بودند.