شبکه جنبش راه سبز(جرس):حجت الاسلام ابراهیم رئیسی که روز شنبه از سوی رئیس قوه قضائیه به عضویت هيات ویژه ای برای نظارت بر پرونده های حوادث پس از 22 خرداد منصوب شد،از بررسی روند دادگاه های نمایشی با حضور دادستان جدید تهران،رئیس کل دادگستری تهران،رئیس دادگاه انقلاب و رئیس شعبه مربوطه در جلسات آتی هیات ویژه رئیس قوه قضائیه خبر داد.
معاون اول قوه قضائیه با تاکید براینکه«هيات تشكيل شده از سوي رييس قوه قضاييه براي نظارت بر رسيدگي به پروندههاي حوادث و اغتشاشات اخير در اسرع وقت تشكيل جلسه ميدهد» به خبرگزاری ایسنا گفت «دادرسي عادلانه بايد نسبت به تمامي كساني كه جرمي مرتكب شدند چه آناني كه ايجاد ناامني و اغتشاش كردند و به اموال عمومي و حيثيت نظام آسيب زدند و تشويش اذهان عمومي كردند و چه كساني كه حقوق متهمان را رعايت نكردند و تخلفات و جرايمي در اين راستا مرتكب شدند، اجرا شود.»
حجت الاسلام ابراهیم رييسي در حاشيه مراسم توديع و معارفه رييس ديوان عدالت با خبرنگاران درباره اهداف هيات نظارت بر رسيدگي به پروندههاي مربوط به حوادث و اغتشاشات اخير سخن می گفت، درباره اقدام احتمالی کمیته ویژه رئیس قوه قضائیه در مورد دادگاه های نمایشی نیز گفت« ما در هياتي كه ديروز رياست قوه قضاييه حكم آن را صادر كردند هنوز تشكيل جلسه نداديم. ان شاء الله در اسرع وقت جلسه را تشكيل دهيم با حضور همكاراني كه دست اندركار اين پرونده هستند يعني دادستان تهران جناب آقاي جعفري، رييس كل دادگستري تهران، رييس دادگاه انقلاب اسلامي مربوطه كه اين پرونده را رسيدگي ميكند ان شاالله در جلسات روند كار را پيگيري خواهيم كرد.»
وی در عین حال اعلام شماره حساب از سوی کمیته منتخب موسوی-کروبی برای کمک به آسیب دیدگان حوادث اخیر نیز گفت«اين هم از اين كارهايي است كه به نظر من براي فضاسازي انجام ميشود حتما به نفع امنيت كشور نميتواند باشد.»
مراسم افطار شورای هماهنگی اصلاحات به اجبار لغو شد
شبکه جنبش راه سبز(جرس):محمد خاتمی،میرحسین موسوی و مهدی کروبی قرار بود امروز در مراسم افطاری شورای هماهنگی جبهه اصلاحات شرکت کنند اما این مراسم با ایجاد فشار ومشکلاتی برای مسئولان مسجد امیر المومنیت لغو شد.
نايب رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در این مورد گفت که مراسم افطاري شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات كه قرار بود امروز با حضور سيد محمد خاتمي، مير حسين موسوي و مهدي كروبي برگزار شود، لغو شده است.
حسن خليلآبادي به ایلنا گفت که به علت مشكلاتي كه در محل برگزاري مراسم پيش آمده بود، اين تصميم از سوي مسئولين مسجد اميرالمومنين و شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات اتخاذ شد.وي در پاسخ به اين سوال كه ”آيا انعكاس خبري جلسه افطاري در لغو آن اثر داشته است يا خير؟“، اين مساله را بيتاثير ندانست.
نايب رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در این مورد گفت که مراسم افطاري شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات كه قرار بود امروز با حضور سيد محمد خاتمي، مير حسين موسوي و مهدي كروبي برگزار شود، لغو شده است.
حسن خليلآبادي به ایلنا گفت که به علت مشكلاتي كه در محل برگزاري مراسم پيش آمده بود، اين تصميم از سوي مسئولين مسجد اميرالمومنين و شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات اتخاذ شد.وي در پاسخ به اين سوال كه ”آيا انعكاس خبري جلسه افطاري در لغو آن اثر داشته است يا خير؟“، اين مساله را بيتاثير ندانست.
خانواده و پزشک حجاریان: جان سعید حجاریان در خطر جدی است
شبکه جنبش راه سبز(جرس): زینب حجاریان از نگرانی خانواده حجاریان در مورد او خبر داد و گفت« قریب یک ماه است که اجازه ملاقات نداشته اند.»
دختر سعید حجاریان در مورد تازه ترین خبر از وضعیت سعید حجاریان که بیش از دو ماه پیش تاکنون در بازداشت به سر می برد به «جرس» گفت«با توجه به وضع نامناسب جسمانی آقای حجاریان و فشارهای وارده به او که حتی در فیلم ها و عکس های منتشر شده از دادگاه نیز مشهود است، نگرانی شدید نسبت به سلامتی ایشان وجود دارد.»
اعضای کمیته ویژه پیگیری مجلس قرار بود روز شنبه با آقای حجاریان دیدار داشته باشند که چنین ملاقاتی صورت نگرفته است و به نظر می رسد که تنها بخشی ازافراد هماهنگ با ستاد کودتای این کمیته با ایشان ملاقات داشته باشند.
تعویق دیدار اعضای کمیته ویژه مجلس با حجاریان نگرانی ها را در مورد اینکه بازجویان در صدد افزایش فشارهای روانی بر جانباز اصلاحات هستند، نکته ای که دختر زینب حجاریان بر آن تاکید کرد و گفت که با توجه به وضع شکننده سلامتی حجاریان و آزار و ایذاء ظالمانه بازجویان، جان سعید حجاریان در خطر جدی است.
به گفته دختر سعیدحجاریان، دکتر اسدی پزشک سعید حجاریان نیز پس از مشاهده تصاویر او در دادگاه نمایشی هفته گذشته«علی الخصوص تصویری که به وضوح نشان دهنده گزیدگی شدید لب زیرین است، از احتمال بروز تشنّجی که منجر به گاز گرفتگی لب ها و دندان می شود ابراز نگرانی عمیق کرده است.»
به گفته زینب حجاریان با اشاره به چهره پدرش و اظهارات پزشکان او پس دیدن تصاویر دادگاه نمایشی، تاکید کرد که « چهره آقای حجاریان در دادگاه پف آلود، بی روح و شبیه به یک ماسک بوده و چشمانشان از فرط گریه یا بی خوابی به شدت سرخ بوده است و همه این ها علائم افسردگی در اثر فشارهای روانی شدید است.»
دختر سعید حجاریان در مورد تازه ترین خبر از وضعیت سعید حجاریان که بیش از دو ماه پیش تاکنون در بازداشت به سر می برد به «جرس» گفت«با توجه به وضع نامناسب جسمانی آقای حجاریان و فشارهای وارده به او که حتی در فیلم ها و عکس های منتشر شده از دادگاه نیز مشهود است، نگرانی شدید نسبت به سلامتی ایشان وجود دارد.»
اعضای کمیته ویژه پیگیری مجلس قرار بود روز شنبه با آقای حجاریان دیدار داشته باشند که چنین ملاقاتی صورت نگرفته است و به نظر می رسد که تنها بخشی ازافراد هماهنگ با ستاد کودتای این کمیته با ایشان ملاقات داشته باشند.
تعویق دیدار اعضای کمیته ویژه مجلس با حجاریان نگرانی ها را در مورد اینکه بازجویان در صدد افزایش فشارهای روانی بر جانباز اصلاحات هستند، نکته ای که دختر زینب حجاریان بر آن تاکید کرد و گفت که با توجه به وضع شکننده سلامتی حجاریان و آزار و ایذاء ظالمانه بازجویان، جان سعید حجاریان در خطر جدی است.
به گفته دختر سعیدحجاریان، دکتر اسدی پزشک سعید حجاریان نیز پس از مشاهده تصاویر او در دادگاه نمایشی هفته گذشته«علی الخصوص تصویری که به وضوح نشان دهنده گزیدگی شدید لب زیرین است، از احتمال بروز تشنّجی که منجر به گاز گرفتگی لب ها و دندان می شود ابراز نگرانی عمیق کرده است.»
به گفته زینب حجاریان با اشاره به چهره پدرش و اظهارات پزشکان او پس دیدن تصاویر دادگاه نمایشی، تاکید کرد که « چهره آقای حجاریان در دادگاه پف آلود، بی روح و شبیه به یک ماسک بوده و چشمانشان از فرط گریه یا بی خوابی به شدت سرخ بوده است و همه این ها علائم افسردگی در اثر فشارهای روانی شدید است.»
کروبی: روز قدس بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید
مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی و از کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، در دیدار با اعضای شورای مرکزی این حزب، ضمن تاکید مجدد بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، اعلام کرد که «شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه میشوید که مردم از چه فکر و اندیشهای حمایت میکنند.»
آیتالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در مرداد سال ۱۳۵۸ طی پیامی، روز جمعه آخر ماه رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» تعیین کرد. هر ساله در این روز تظاهراتی علیه اسرائیل در ایران صورت میگیرد. پیشتر، برخی از سایتهای حامی جنبش سبز از جمله موج سبز آزادی اعلام کرده بودند که معترضان در تظاهرات روز قدس شرکت کرده و بار دیگر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعتراض خواهند کرد.
به گزارش سحام نیوز، سایت خبری حزب اعتماد ملی، آقای کروبی همچنین گفت: «توقیف روزنامه و فیلتر کردن سایت اعتمادملی خدشهای در اراده ما برای مسیری که میپیماییم ایجاد نمیکند و حرکت ما متوقف نمیشود، شما باید با اراده و جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود ادامه دهید.»
«تقلب در انتخابات»
وی با اشاره به دادگاههایی که برای فعالان سیاسی برگزار شد گفت: «در دادگاههایی که برگزار شد همه این چهرههایی که میگویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجیها در حوادث پس از آن دخالت داشتند من نمیدانم که این حرفها در چه شرایطی مطرح میشود، ولی من میخواهم این را بگویم هنگامی که فردی از درون زندان و در شرایط خاص بگوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد.»
سخنان مهدی کروبی در حالی بیان میشود که پیشتر برخی از چهرههای سرشناس اصلاحطلب از جمله محمدعلی ابطحی معاون سابق ریاست جمهوری در زمان محمد خاتمی و از مشاوران مهدی کروبی که در زندان به سر میبرند، گفتهاند که موضوع تقلب در ایران حقیقت نداشته و «در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوبها شکل بگیرد.»
پیشتر برخی از سازمان های حقوق بشر از جمله عفو بین الملل اعلام کرده بودند که طبق گزارش هایی برخی از بازداشت شدگان برای گرفتن اعتراف شکنجه شدهاند.
آقای کروبی خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی گفت : «شما که مدام می گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می کنند پس دیگر ترس شما از چیست. اگر شما به گفته های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال های خود را برای این که تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن گاه از طرف ما هم دو نفر می آیند و استدلال های خود را مطرح می کنند و شما که معتقدید مردم خود می فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد.»
منبع: رادیو فردا
آیتالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در مرداد سال ۱۳۵۸ طی پیامی، روز جمعه آخر ماه رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» تعیین کرد. هر ساله در این روز تظاهراتی علیه اسرائیل در ایران صورت میگیرد. پیشتر، برخی از سایتهای حامی جنبش سبز از جمله موج سبز آزادی اعلام کرده بودند که معترضان در تظاهرات روز قدس شرکت کرده و بار دیگر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعتراض خواهند کرد.
به گزارش سحام نیوز، سایت خبری حزب اعتماد ملی، آقای کروبی همچنین گفت: «توقیف روزنامه و فیلتر کردن سایت اعتمادملی خدشهای در اراده ما برای مسیری که میپیماییم ایجاد نمیکند و حرکت ما متوقف نمیشود، شما باید با اراده و جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود ادامه دهید.»
«تقلب در انتخابات»
وی با اشاره به دادگاههایی که برای فعالان سیاسی برگزار شد گفت: «در دادگاههایی که برگزار شد همه این چهرههایی که میگویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجیها در حوادث پس از آن دخالت داشتند من نمیدانم که این حرفها در چه شرایطی مطرح میشود، ولی من میخواهم این را بگویم هنگامی که فردی از درون زندان و در شرایط خاص بگوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد.»
سخنان مهدی کروبی در حالی بیان میشود که پیشتر برخی از چهرههای سرشناس اصلاحطلب از جمله محمدعلی ابطحی معاون سابق ریاست جمهوری در زمان محمد خاتمی و از مشاوران مهدی کروبی که در زندان به سر میبرند، گفتهاند که موضوع تقلب در ایران حقیقت نداشته و «در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوبها شکل بگیرد.»
پیشتر برخی از سازمان های حقوق بشر از جمله عفو بین الملل اعلام کرده بودند که طبق گزارش هایی برخی از بازداشت شدگان برای گرفتن اعتراف شکنجه شدهاند.
آقای کروبی خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی گفت : «شما که مدام می گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می کنند پس دیگر ترس شما از چیست. اگر شما به گفته های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال های خود را برای این که تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن گاه از طرف ما هم دو نفر می آیند و استدلال های خود را مطرح می کنند و شما که معتقدید مردم خود می فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد.»
منبع: رادیو فردا
راه سبز امید به مثابهی سبک زندگی
میثم قهوه چیان
این نوشتار بر آن است نشان دهد که راه سبز امید به مثابه سبک زندگی میتواند راه دموکراتیزاسیون ایران را هموارتر نموده و بقای آن را تضمین سازد.
مقدمه:
دموکراسی نیازمند نهادسازی است. آنچه ایده دموکراسی را به امری عینی بدل میسازد وجود نهادهایی است که آن را در سیر تاریخ امری موثر و عینی میسازد. بدون نظارت بر قدررت توسط رسانه ها و احزاب نیرومند و چرخش قدرت توسط بازوان ملت؛ قدرت خود را در کویری بی مانع مییابد که میتواند به راحتی به تاخت در حقوق ملت بپردازد. از این رو نهاد سازی یکی از پیش شرط های اساسی برای عینی سازی دموکراسی است.
عینی سازی امری ذهنی بدون در نظر گرفتن عینیت، نشدنی است و در همان حد ذهنیت باقی خواهد ماند. خروج از وضع ذهنی نیازمند ملاحظات عینی است. از این رو از سویی تاریخ و از سویی جامعه شناسی و علوم سیاسی، وضع موجود و اوصاف وضع موجود برای عمل ضروری میگردند. برای عینی سازی یک امر ذهنی از این رو، میبایست آن را در شرایط عینی و با شرایط عینی متحقق ساخت.
دوره پس از 22 خرداد دوره ی جدیدی در فضای سیاسی ایران است. قراین و شواهد فراوان دال بر وجود ابهام هایی اساسی در روند برگزاری انتخابات و اعلام نتایج و پیش از آن در روند تبلیغات به نفع یک کاندیدای خاص داشت. پس از انتخابات میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ایستادن در جای خود به نفع آرای ملت مانع از آن شدند که کودتایی تمام عیار بیمعترض سیاسی بر کرسی بنشیند. مردم نیز از سویی دیگر ایستادند و رای خود را مطالبه کردند. اما با ریختن خون بیگناهان توسط عوامل کودتا اعتراض در سطح، به نحوه برگزاری و اعدام نتایج بسی عمیق تر شده و عقب نشینی از موضع اعتراضی نزدیک به محال شد. ادامه تعرض به حقوق ملت به همراه بازداشت ها و برگزاری بی دادگاه ها و اعترافاتی معلوم الوضعیت، و پیش از آن برخورد بیسابقه و غیر انسانی با بازداشت شدگان حرکت سبز را بدل به عینیتی فربه ساخت. عینیتی که از سوی کودتاچیان نمیتوانست مقبول افتد و با هزار زحمت حتی گامی در جهت انکار عینی یا ذهنی آن برداشت شود.
میرحسین موسوی در این میان با طرح تشکیل رسا (راه سبز امید) گامی بلند برداشت. این گام بلند بیشک در راستای آزادی ملت ایران و رشد آگاهی ایشان میتواند سببساز برکات بی پایان باشد. نوشتار حاضر تنها کوششی است برای بررسی این سوال که علیرغم یافتن حیث تشکیلاتی به معنای کلاسیک، با توجه به شرایط تشکلسوز کنونی، چگونه میتوان با هزینه کم تر عمق بیشتری به تحقق رسا نائل آمد؟
پاسخ آن است که با توجه به دوران تبلیغات ریاست جمهوری میتوان با ارائه سبک زندگی به هواداران و امروز معترضان بقای حرکت را به بقای زندگی پیوند زد.
راه سبز امید و وضعیت کنونی
رسا در وضعیت کنونی با مشکل جذب و تعلیم ِ نیرو مواجه خواهد بود. اگر چه امکانهای مجازی و رسانهای ایجاد شده توسط تکنولوژی وجود دارند و از آنها استفاده هم خواهد شد، اما نمیتوان دیگر داشتن دفتر و دستکی برای رسا را به راحتی متصور شد. وضعیت کنونی، دوران انسداد فیزیکی حرکت سیاسی است. اما آنچه امکان کنترل ندارد، سبک زندگی مردم است. هرگونه تشکیلات بدون در نظر گرفتن امکان عضوگیری گسترده و ساماندهی ایشان به منزوی ماندن و صوری شدن رسا خواهد انجامید. در وضعیت کنونی با تشکلهای رسمی برخوردی سخت میشود و اجازه فعالیت قانونی به آنها داده نمیشود. ارتباط تشکیلاتی با مشکلات اساسی رو به روست و راه سبز امید بیتردید با این مشکلات رو به رو خواهد شد. علاوه بر این، جذابیت گسترده آن برای مردم کودتاچیان را بر علیه آن هنوز قبل از تاسیس شورانده است.
امکان های سبک زندگی
آنچه در دوران تبلیغات ظاهر شد، نوعی سبک زندگی بود. سبکی که فرد را بر آن میداشت به ماشین و مچ خود سبز ببندد، سبز بپوشد و از تمام امکانات خود در جهت انتخاب گزینه سبز استفاده کند.
افراد زیادی از این نوع سبک زندگی برخوردار بودند، و همین ناخودآگاه موجی سبز را ایجاد میکرد. تنوع عقاید و مرامهای مختلف حامی انتخاب سبز مانع از آن میشد که این موج آگاهانه و در حوزهی آگاهی شکل بگیرد. این اتحاد نه صرفا ً انتخابی، بلکه حاصل انتخاب سبک سبز زندگی بود. اگرچه در اینکه انتخاب شده بود نوعی آگاهی اعتراضی از منظری خاص دخیل بود، اما بیشک محصول آن سبکی بود که موجی را حاصل میساخت که بارها سونامی جنبیدنش رخدادی کمنظیر را در تاریخ ایران شکل داد.
امکانهای سبک زندگی آنقدر فراوان است که نمیتوان آن را احصا کرد. این امکانها از درون زندگی میجوشد و آدمی در هر شرایطی خود را برای زندگی وفق میدهد. مغز سبک زندگی، مغزی معین نیست و نمیتوان به آن شلیک کرد. سبک زندگی آنقدر غیر قابل کنترل هست که بتواند هر مستبدی را در پیشگاه خود به زانو درآورد.
همان آگاهیای که در دوران تبلیغات زندگی مردم را در خدمت آینده خود قرار داد و "نه"ای به پهنای ملت ایران حاصل آورد، که کودتاچیان کاری جز انکار آن نمیتوانستند انجام دهند؛ هنوز میتواند سبکی دیگر بیافریند، و آفریده است. سبک سبز زندگی، رسانهی خودش را دارد و فعل خود را انتخاب میکند و راه خود را میرود. افرادی که سبک سبز را برگزیدهاند، ممکن است مرامهای مختلفی داشته باشند، اما با پذیرش عدم مشروعیت دولت و وجوب پافشاری ملت بر حقوق خود به سبکی زندگی میکنند که اعتراض را نشان دهند. از این روست که فراگیری رهروان راه سبز امید را هرچه میگیرند، کم نمیشود هر چه از ایشان میکشند، داغ اعتراضش شعلهورتر میشود و هرچه بر دولت نامشروع خود میپایند، سوی حرکتش عمیقتر و کوبندهتر میشود.
سبک سبز زندگی
راه سبز امید اگرچه باید به نحوی بتواند سازمانی سیاسی و مطابق قانون اساسی حامل ایدهی اعتراض به رفتارهای غیر قانونی و غیر انسانی باشد، میتواند در سبک سبز زندگی خود را موجد تشکل های سبز دیگر شود. از بعد از انتخابات تاکنون این ملت بودهاند که با عدم اعتماد و قبول دولت، آن را به امری تحمیلی و غیرمشروع تبدیل کردهاند. این ملت بودهاند که در عرصههای گوناگون، سبزی اعتراض را نمودار شدهاند و این سبزی زندگی بوده است که سیاهی شب استبداد را بر نتابیده و بهرغم همه جفاها هنوز رای خود را میجوید. بدیهی است اگر راه سبز امید را به مثابه سبک زندگی بدانیم، نه میتوان آن را سرکوب کرد و نه میتوان در زندان به اصلاح عقایدش پرداخت.
سبک سبز زندگی امید را در خود دارد. ادامه میدهد اما با انتخابهایی مدام در جهت اعتراض به تضییع حقوق ملت. هر تفکری داشته باشد مطالبهاش را فراموش نمیکند و از هر امکانی برای به فعلیت ساختن راه سبز امید استفاده میکند. ماهیت سبک زندگی، یک فرد یا یک شورای مرکزی نیست که بتوان آن را از بین برد، بلکه وضعیتی روح مانند است که حاصل دولت نامشروع است.
وقتی کسی سبک زندگی را بر میگزیند، تبدیل به یک الگوی زیست میشود. او خود بازتولید آن سبک زندگی است. برای ایجاد یک سبک زندگی باید آن را انتخاب کرد و از این طریق آن را گسترش داد.
اما سبک سبز زندگی باید توسط کسانی دائما ً ترویج شود که آگاهی لازم و نیز تعهد بالایی بر حقوق مردم و احقاق آن دارند. از این رو آگاهی تعهدآور بوده و اقتضای گسترش راه سبز امید را به همراه خوهد آورد.
به امید گسترش سبک سبز زندگی در میان ایرانیان و به بار نشستن راه سبز امید
این نوشتار بر آن است نشان دهد که راه سبز امید به مثابه سبک زندگی میتواند راه دموکراتیزاسیون ایران را هموارتر نموده و بقای آن را تضمین سازد.
مقدمه:
دموکراسی نیازمند نهادسازی است. آنچه ایده دموکراسی را به امری عینی بدل میسازد وجود نهادهایی است که آن را در سیر تاریخ امری موثر و عینی میسازد. بدون نظارت بر قدررت توسط رسانه ها و احزاب نیرومند و چرخش قدرت توسط بازوان ملت؛ قدرت خود را در کویری بی مانع مییابد که میتواند به راحتی به تاخت در حقوق ملت بپردازد. از این رو نهاد سازی یکی از پیش شرط های اساسی برای عینی سازی دموکراسی است.
عینی سازی امری ذهنی بدون در نظر گرفتن عینیت، نشدنی است و در همان حد ذهنیت باقی خواهد ماند. خروج از وضع ذهنی نیازمند ملاحظات عینی است. از این رو از سویی تاریخ و از سویی جامعه شناسی و علوم سیاسی، وضع موجود و اوصاف وضع موجود برای عمل ضروری میگردند. برای عینی سازی یک امر ذهنی از این رو، میبایست آن را در شرایط عینی و با شرایط عینی متحقق ساخت.
دوره پس از 22 خرداد دوره ی جدیدی در فضای سیاسی ایران است. قراین و شواهد فراوان دال بر وجود ابهام هایی اساسی در روند برگزاری انتخابات و اعلام نتایج و پیش از آن در روند تبلیغات به نفع یک کاندیدای خاص داشت. پس از انتخابات میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ایستادن در جای خود به نفع آرای ملت مانع از آن شدند که کودتایی تمام عیار بیمعترض سیاسی بر کرسی بنشیند. مردم نیز از سویی دیگر ایستادند و رای خود را مطالبه کردند. اما با ریختن خون بیگناهان توسط عوامل کودتا اعتراض در سطح، به نحوه برگزاری و اعدام نتایج بسی عمیق تر شده و عقب نشینی از موضع اعتراضی نزدیک به محال شد. ادامه تعرض به حقوق ملت به همراه بازداشت ها و برگزاری بی دادگاه ها و اعترافاتی معلوم الوضعیت، و پیش از آن برخورد بیسابقه و غیر انسانی با بازداشت شدگان حرکت سبز را بدل به عینیتی فربه ساخت. عینیتی که از سوی کودتاچیان نمیتوانست مقبول افتد و با هزار زحمت حتی گامی در جهت انکار عینی یا ذهنی آن برداشت شود.
میرحسین موسوی در این میان با طرح تشکیل رسا (راه سبز امید) گامی بلند برداشت. این گام بلند بیشک در راستای آزادی ملت ایران و رشد آگاهی ایشان میتواند سببساز برکات بی پایان باشد. نوشتار حاضر تنها کوششی است برای بررسی این سوال که علیرغم یافتن حیث تشکیلاتی به معنای کلاسیک، با توجه به شرایط تشکلسوز کنونی، چگونه میتوان با هزینه کم تر عمق بیشتری به تحقق رسا نائل آمد؟
پاسخ آن است که با توجه به دوران تبلیغات ریاست جمهوری میتوان با ارائه سبک زندگی به هواداران و امروز معترضان بقای حرکت را به بقای زندگی پیوند زد.
راه سبز امید و وضعیت کنونی
رسا در وضعیت کنونی با مشکل جذب و تعلیم ِ نیرو مواجه خواهد بود. اگر چه امکانهای مجازی و رسانهای ایجاد شده توسط تکنولوژی وجود دارند و از آنها استفاده هم خواهد شد، اما نمیتوان دیگر داشتن دفتر و دستکی برای رسا را به راحتی متصور شد. وضعیت کنونی، دوران انسداد فیزیکی حرکت سیاسی است. اما آنچه امکان کنترل ندارد، سبک زندگی مردم است. هرگونه تشکیلات بدون در نظر گرفتن امکان عضوگیری گسترده و ساماندهی ایشان به منزوی ماندن و صوری شدن رسا خواهد انجامید. در وضعیت کنونی با تشکلهای رسمی برخوردی سخت میشود و اجازه فعالیت قانونی به آنها داده نمیشود. ارتباط تشکیلاتی با مشکلات اساسی رو به روست و راه سبز امید بیتردید با این مشکلات رو به رو خواهد شد. علاوه بر این، جذابیت گسترده آن برای مردم کودتاچیان را بر علیه آن هنوز قبل از تاسیس شورانده است.
امکان های سبک زندگی
آنچه در دوران تبلیغات ظاهر شد، نوعی سبک زندگی بود. سبکی که فرد را بر آن میداشت به ماشین و مچ خود سبز ببندد، سبز بپوشد و از تمام امکانات خود در جهت انتخاب گزینه سبز استفاده کند.
افراد زیادی از این نوع سبک زندگی برخوردار بودند، و همین ناخودآگاه موجی سبز را ایجاد میکرد. تنوع عقاید و مرامهای مختلف حامی انتخاب سبز مانع از آن میشد که این موج آگاهانه و در حوزهی آگاهی شکل بگیرد. این اتحاد نه صرفا ً انتخابی، بلکه حاصل انتخاب سبک سبز زندگی بود. اگرچه در اینکه انتخاب شده بود نوعی آگاهی اعتراضی از منظری خاص دخیل بود، اما بیشک محصول آن سبکی بود که موجی را حاصل میساخت که بارها سونامی جنبیدنش رخدادی کمنظیر را در تاریخ ایران شکل داد.
امکانهای سبک زندگی آنقدر فراوان است که نمیتوان آن را احصا کرد. این امکانها از درون زندگی میجوشد و آدمی در هر شرایطی خود را برای زندگی وفق میدهد. مغز سبک زندگی، مغزی معین نیست و نمیتوان به آن شلیک کرد. سبک زندگی آنقدر غیر قابل کنترل هست که بتواند هر مستبدی را در پیشگاه خود به زانو درآورد.
همان آگاهیای که در دوران تبلیغات زندگی مردم را در خدمت آینده خود قرار داد و "نه"ای به پهنای ملت ایران حاصل آورد، که کودتاچیان کاری جز انکار آن نمیتوانستند انجام دهند؛ هنوز میتواند سبکی دیگر بیافریند، و آفریده است. سبک سبز زندگی، رسانهی خودش را دارد و فعل خود را انتخاب میکند و راه خود را میرود. افرادی که سبک سبز را برگزیدهاند، ممکن است مرامهای مختلفی داشته باشند، اما با پذیرش عدم مشروعیت دولت و وجوب پافشاری ملت بر حقوق خود به سبکی زندگی میکنند که اعتراض را نشان دهند. از این روست که فراگیری رهروان راه سبز امید را هرچه میگیرند، کم نمیشود هر چه از ایشان میکشند، داغ اعتراضش شعلهورتر میشود و هرچه بر دولت نامشروع خود میپایند، سوی حرکتش عمیقتر و کوبندهتر میشود.
سبک سبز زندگی
راه سبز امید اگرچه باید به نحوی بتواند سازمانی سیاسی و مطابق قانون اساسی حامل ایدهی اعتراض به رفتارهای غیر قانونی و غیر انسانی باشد، میتواند در سبک سبز زندگی خود را موجد تشکل های سبز دیگر شود. از بعد از انتخابات تاکنون این ملت بودهاند که با عدم اعتماد و قبول دولت، آن را به امری تحمیلی و غیرمشروع تبدیل کردهاند. این ملت بودهاند که در عرصههای گوناگون، سبزی اعتراض را نمودار شدهاند و این سبزی زندگی بوده است که سیاهی شب استبداد را بر نتابیده و بهرغم همه جفاها هنوز رای خود را میجوید. بدیهی است اگر راه سبز امید را به مثابه سبک زندگی بدانیم، نه میتوان آن را سرکوب کرد و نه میتوان در زندان به اصلاح عقایدش پرداخت.
سبک سبز زندگی امید را در خود دارد. ادامه میدهد اما با انتخابهایی مدام در جهت اعتراض به تضییع حقوق ملت. هر تفکری داشته باشد مطالبهاش را فراموش نمیکند و از هر امکانی برای به فعلیت ساختن راه سبز امید استفاده میکند. ماهیت سبک زندگی، یک فرد یا یک شورای مرکزی نیست که بتوان آن را از بین برد، بلکه وضعیتی روح مانند است که حاصل دولت نامشروع است.
وقتی کسی سبک زندگی را بر میگزیند، تبدیل به یک الگوی زیست میشود. او خود بازتولید آن سبک زندگی است. برای ایجاد یک سبک زندگی باید آن را انتخاب کرد و از این طریق آن را گسترش داد.
اما سبک سبز زندگی باید توسط کسانی دائما ً ترویج شود که آگاهی لازم و نیز تعهد بالایی بر حقوق مردم و احقاق آن دارند. از این رو آگاهی تعهدآور بوده و اقتضای گسترش راه سبز امید را به همراه خوهد آورد.
به امید گسترش سبک سبز زندگی در میان ایرانیان و به بار نشستن راه سبز امید
از بازداشتگاه بسیج تا بند قرنطینه؛ خاطرات یک دختر بازداشتی
آنچه میخوانید شرح تجربیات یکی از بازداشتشدگان زن وقایع اخیر در گفتگو با خبرنگار سایت میدان زنان فاش کرده است:
اين زنداني با نام مستعار "مريم" همزمان با مراسم تحليف در ميدان بهارستان حضور داشت. مريم مي گويد: "به دليل فضاي به شدت امنيتي حاكم بر ميدان بهارستان هيچ كس جرات نداشت حركتي بكند يا شعاري بدهد. در اين ميان زن ميانسالي با يك دست نوشته و يك شاخه گل در دست ايستاده بود. روي مقوايي كه اين زن در دست داشت نوشته شده بود: شاه صداي مردم را دير شنيد. دختران جوان به اين زن نزديك مي شدند و شجاعت او را تحسين مي كردند. چند نفر نزديك او شدند و خواستند اسمش را بگويد تا اگر بازداشت شد بتوانند اطلاع رساني كنند. در آن لحظه اسم آن زن را متوجه نشدم اما به صورت پنهاني از او عكسي گرفتم."
مريم ادامه مي دهد: "بعد از مدت كوتاهي ماموران به سمت اين زن حمله كردند و او را به زور وارد ماشين سبزرنگي كردند كه يا پژو بود و يا آردي. داخل ماشين يك زن هم نشسته بود. همزمان به سمت ما اسپري فلفل زدند كه ما نتوانيم عكس العملي نشان دهيم."
اين دختر جوان بعد از تجربه اين حادثه تصميم مي گيرد به خانه بازگردد اما قبل از آن دختري چادر به سر نزديك او مي شود و از او مي خواهد كه همراهش بيايد. چرا كه تنهاست و احساس امنيت نمي كند. مريم مي پذيرد و وقتي مي خواهد با آن دختر خداحافظي كند و به خانه برود دختر چادري مي گويد: "يك لحظه بيا تا آن خيابان برويم." و او را به يكي از خيابان هاي خلوت اطراف ميدان بهارستان مي آورد. جايي كه يك "ون" ظاهر مي شود و مردي خشمگين از داخل آن خطاب به مريم و دختر چادري مي گويد: "تو و تو سوار شيد!" مريم سعي مي كند فرار كند چون هيچ كس متوجه بازداشت او در خيابان خلوت نمي شده و از طرفي مطمئن نبوده كسي كه فرمان سوار شدن به او داده از نيروهاي پليس باشد. او مي دود اما فردي كه او را صدا زده او را از پشت بغل مي كند و در حالي كه در هوا دست و پا مي زده سوار ماشين مي كند. در همين حال دختر چادري به طرز عجيبي ناپديد مي شود.
مريم توضيح مي دهد: "به شدت ترسيده بودم. آقايي حدودا 50 ساله بسيار عصباني داخل ون بود كه مدام فرياد مي كشيد. موبايلم را گرفت و بررسي كرد. پرسيد: اينجا چه غلطي مي كردي؟ اون خانم كي بود؟ سر چهار راه به پليس چي مي گفتي؟ ليدري مي كردي؟ گفتم در حال عبور بوده ام و از روي كنجكاوي چند دقيقه اي در ميدان توقف كرده ام. اما آنها فيلمي كه از مردم مي گرفتند بازبيني كردند و گفتند چند جا در فيلم بوده ام. همچنين گفتند دو ساعت است مرا زير نظر دارند و مطمئن هستند من براي ليدري آمده ام. سپس چشم مرا بستند و مرا به مكاني كه نمي دانستم كجاست منتقل كردند."
اين دختر جوان ادامه مي دهد: "آن زمان بيمار بودم و احساس ناراحتي مي كردم. يكي از مردان داخل ون از من پرسيد حالت خوب نيست؟ اما مرد 50 ساله فرياد زد: اين اداشونه! خودشون رو به موش مردگي مي زنن! با اين حال يكي از آنها به من كيسه اي براي تهوع داد."
به گفته اين زن جوان، بعد از انتقال به مكاني كه گويا مقاومت بسيج بوده براي او دكتر مي آورند و دكتر چند قرص بدون جلد به او مي دهد اما او به دليل ترس از خوردن آن امتناع مي كند. در اين مكان موبايل مريم در دست بازجو بوده و مدام زنگ مي خوره است. بازجو از وي مي پرسد: ... كيست كه مدام به تو زنگ مي زند؟ جواب مي دهد: دوستم. بازجو مي پرسد: چه دوستي؟ جواب مي دهد: دوست پسرم. بازجو مي پرسد: فقط همين يكي رو داري؟ پس اين همه شماره پسر توي گوشي ت چيه؟ جواب مي دهد: اقوامم هستند. مگر آدم شماره هر كسي را دارد يعني با او رابطه دارد؟
مريم توضيح مي دهد كه از اين طرز برخورد به شدت نگران شده. ضمن اينكه عكس هايي از خودش داخل گوشي داشته كه بازجو پرسيده اين عكس هاي مستهجن چي هستند؟ مريم مي گويد: "خيلي ترسيدم كه الان به بهانه اين عكس ها كه همه عكس هاي تكي خودم بودند انگي به من بزنند. با توجه به اينكه حالم بد بود مي ترسيدم از هوش بروم و بلايي سرم بياورند. سعي مي كردم خود را هوشيار نگه دارم. از ماجراي تجاوزها چيزهايي شنيده بودم."
به گفته مريم در ادامه بازجويي از او پرسيده اند به چه كسي راي دادي؟ شيرين عبادي و شادي صدر را مي شناسي؟ با آنها ارتباط داري؟ عضو كمپين يك ميليون امضا هستي؟ از چه كسي خط مي گيري؟
سپس او را به همراه 15 زن زنداني ديگر به زندان اوين منتقل كرده اند و در مدت 12 روز كه در زندان بوده هر روز به او وعده آزادي داده اند و پس از 12 روز با پرداخت وثيقه 50 ميليون توماني او را آزاد كرده اند.
مريم توضيح مي دهد: "شب آخر بازداشتم خانمي را به بند متادون، بند قرنطينه آوردند كه پيشاني اش فرو رفته بود و مشخص بود ضربه محكمي به آن خورده يا شكسته. چهره اش برايم آشنا بود. خودش را هاله معرفي كرد. بعدها كه يكي از مسوولان بند كه خود زنداني بود برايمان روزنامه آورد در روزنامه خوانديم كه هاله سحابي دختر عزت الله سحابي بازداشت شده است. متوجه شدم كه اين هاله همان هاله سحابي است. وقتي اين موضوع را فهميديم او را خانم سحابي صدا مي كرديم. او ناراحت مي شد و مي گفت مرا هاله صدا كنيد و براي توضيح داد كه چه طور بازداشت شده و من متوجه شدم زني كه در بهارستان آن دست نوشته را در دست گرفته بود و من عكسش را گرفتم همين هاله سحابي است."
به گفته مريم وقتي كه بازداشت شدگان بهارستان را در قرارگاه مقاومت بسيج بازجويي مي كردند مادر و دختري آنجا بودند كه همراه آنها به اوين منتقل نشدند و از وضعيتشان ديگر اطلاعي به دست آنها نرسيده. زنان و دختراني كه به اوين منتقل شده اند از وضعيت اين مادر و دختر اظهار نگراني كرده اند.
مريم درست زماني در بند قرنطينه اوين بازداشت بوده كه هيئت نمايندگان مجلس به بازديد مي روند. روز قبل اين بازديد ها براي زندانيان اين بند يخچال مي آورند. يك مادر و دختر بازداشتي در حضور هيئتت نمايندگان مجلس گفته اند كه وقتي آنها بازداشت شده اند به آنها گفته شده خم شوند و دو مرد داخل ون و در تمام طول مسير روي كمر آنها نشسته اند. هاله سحابي هم كه در آن ديدار حضور نداشته و در آن زمان هنوز در بند 209 نگهداري مي شده بعدها گفته همراه او دختري بازداشت شده كه يك مامور مرد لباس شخصي داخل ماشين روي پاي او نشسته بوده است.
اين زنداني با نام مستعار "مريم" همزمان با مراسم تحليف در ميدان بهارستان حضور داشت. مريم مي گويد: "به دليل فضاي به شدت امنيتي حاكم بر ميدان بهارستان هيچ كس جرات نداشت حركتي بكند يا شعاري بدهد. در اين ميان زن ميانسالي با يك دست نوشته و يك شاخه گل در دست ايستاده بود. روي مقوايي كه اين زن در دست داشت نوشته شده بود: شاه صداي مردم را دير شنيد. دختران جوان به اين زن نزديك مي شدند و شجاعت او را تحسين مي كردند. چند نفر نزديك او شدند و خواستند اسمش را بگويد تا اگر بازداشت شد بتوانند اطلاع رساني كنند. در آن لحظه اسم آن زن را متوجه نشدم اما به صورت پنهاني از او عكسي گرفتم."
مريم ادامه مي دهد: "بعد از مدت كوتاهي ماموران به سمت اين زن حمله كردند و او را به زور وارد ماشين سبزرنگي كردند كه يا پژو بود و يا آردي. داخل ماشين يك زن هم نشسته بود. همزمان به سمت ما اسپري فلفل زدند كه ما نتوانيم عكس العملي نشان دهيم."
اين دختر جوان بعد از تجربه اين حادثه تصميم مي گيرد به خانه بازگردد اما قبل از آن دختري چادر به سر نزديك او مي شود و از او مي خواهد كه همراهش بيايد. چرا كه تنهاست و احساس امنيت نمي كند. مريم مي پذيرد و وقتي مي خواهد با آن دختر خداحافظي كند و به خانه برود دختر چادري مي گويد: "يك لحظه بيا تا آن خيابان برويم." و او را به يكي از خيابان هاي خلوت اطراف ميدان بهارستان مي آورد. جايي كه يك "ون" ظاهر مي شود و مردي خشمگين از داخل آن خطاب به مريم و دختر چادري مي گويد: "تو و تو سوار شيد!" مريم سعي مي كند فرار كند چون هيچ كس متوجه بازداشت او در خيابان خلوت نمي شده و از طرفي مطمئن نبوده كسي كه فرمان سوار شدن به او داده از نيروهاي پليس باشد. او مي دود اما فردي كه او را صدا زده او را از پشت بغل مي كند و در حالي كه در هوا دست و پا مي زده سوار ماشين مي كند. در همين حال دختر چادري به طرز عجيبي ناپديد مي شود.
مريم توضيح مي دهد: "به شدت ترسيده بودم. آقايي حدودا 50 ساله بسيار عصباني داخل ون بود كه مدام فرياد مي كشيد. موبايلم را گرفت و بررسي كرد. پرسيد: اينجا چه غلطي مي كردي؟ اون خانم كي بود؟ سر چهار راه به پليس چي مي گفتي؟ ليدري مي كردي؟ گفتم در حال عبور بوده ام و از روي كنجكاوي چند دقيقه اي در ميدان توقف كرده ام. اما آنها فيلمي كه از مردم مي گرفتند بازبيني كردند و گفتند چند جا در فيلم بوده ام. همچنين گفتند دو ساعت است مرا زير نظر دارند و مطمئن هستند من براي ليدري آمده ام. سپس چشم مرا بستند و مرا به مكاني كه نمي دانستم كجاست منتقل كردند."
اين دختر جوان ادامه مي دهد: "آن زمان بيمار بودم و احساس ناراحتي مي كردم. يكي از مردان داخل ون از من پرسيد حالت خوب نيست؟ اما مرد 50 ساله فرياد زد: اين اداشونه! خودشون رو به موش مردگي مي زنن! با اين حال يكي از آنها به من كيسه اي براي تهوع داد."
به گفته اين زن جوان، بعد از انتقال به مكاني كه گويا مقاومت بسيج بوده براي او دكتر مي آورند و دكتر چند قرص بدون جلد به او مي دهد اما او به دليل ترس از خوردن آن امتناع مي كند. در اين مكان موبايل مريم در دست بازجو بوده و مدام زنگ مي خوره است. بازجو از وي مي پرسد: ... كيست كه مدام به تو زنگ مي زند؟ جواب مي دهد: دوستم. بازجو مي پرسد: چه دوستي؟ جواب مي دهد: دوست پسرم. بازجو مي پرسد: فقط همين يكي رو داري؟ پس اين همه شماره پسر توي گوشي ت چيه؟ جواب مي دهد: اقوامم هستند. مگر آدم شماره هر كسي را دارد يعني با او رابطه دارد؟
مريم توضيح مي دهد كه از اين طرز برخورد به شدت نگران شده. ضمن اينكه عكس هايي از خودش داخل گوشي داشته كه بازجو پرسيده اين عكس هاي مستهجن چي هستند؟ مريم مي گويد: "خيلي ترسيدم كه الان به بهانه اين عكس ها كه همه عكس هاي تكي خودم بودند انگي به من بزنند. با توجه به اينكه حالم بد بود مي ترسيدم از هوش بروم و بلايي سرم بياورند. سعي مي كردم خود را هوشيار نگه دارم. از ماجراي تجاوزها چيزهايي شنيده بودم."
به گفته مريم در ادامه بازجويي از او پرسيده اند به چه كسي راي دادي؟ شيرين عبادي و شادي صدر را مي شناسي؟ با آنها ارتباط داري؟ عضو كمپين يك ميليون امضا هستي؟ از چه كسي خط مي گيري؟
سپس او را به همراه 15 زن زنداني ديگر به زندان اوين منتقل كرده اند و در مدت 12 روز كه در زندان بوده هر روز به او وعده آزادي داده اند و پس از 12 روز با پرداخت وثيقه 50 ميليون توماني او را آزاد كرده اند.
مريم توضيح مي دهد: "شب آخر بازداشتم خانمي را به بند متادون، بند قرنطينه آوردند كه پيشاني اش فرو رفته بود و مشخص بود ضربه محكمي به آن خورده يا شكسته. چهره اش برايم آشنا بود. خودش را هاله معرفي كرد. بعدها كه يكي از مسوولان بند كه خود زنداني بود برايمان روزنامه آورد در روزنامه خوانديم كه هاله سحابي دختر عزت الله سحابي بازداشت شده است. متوجه شدم كه اين هاله همان هاله سحابي است. وقتي اين موضوع را فهميديم او را خانم سحابي صدا مي كرديم. او ناراحت مي شد و مي گفت مرا هاله صدا كنيد و براي توضيح داد كه چه طور بازداشت شده و من متوجه شدم زني كه در بهارستان آن دست نوشته را در دست گرفته بود و من عكسش را گرفتم همين هاله سحابي است."
به گفته مريم وقتي كه بازداشت شدگان بهارستان را در قرارگاه مقاومت بسيج بازجويي مي كردند مادر و دختري آنجا بودند كه همراه آنها به اوين منتقل نشدند و از وضعيتشان ديگر اطلاعي به دست آنها نرسيده. زنان و دختراني كه به اوين منتقل شده اند از وضعيت اين مادر و دختر اظهار نگراني كرده اند.
مريم درست زماني در بند قرنطينه اوين بازداشت بوده كه هيئت نمايندگان مجلس به بازديد مي روند. روز قبل اين بازديد ها براي زندانيان اين بند يخچال مي آورند. يك مادر و دختر بازداشتي در حضور هيئتت نمايندگان مجلس گفته اند كه وقتي آنها بازداشت شده اند به آنها گفته شده خم شوند و دو مرد داخل ون و در تمام طول مسير روي كمر آنها نشسته اند. هاله سحابي هم كه در آن ديدار حضور نداشته و در آن زمان هنوز در بند 209 نگهداري مي شده بعدها گفته همراه او دختري بازداشت شده كه يك مامور مرد لباس شخصي داخل ماشين روي پاي او نشسته بوده است.
اعتراف ضرغامی: بینندگان تلويزيون بعد از انتخابات از نصف کمتر شده است!
رئيس سازمان صدا و سيما در حالي از سقوط بسيار زياد تعداد بينندگان رسانه ملي خبر داد که در روزهاي پس از انتخابات عملکرد صدا و سيما مورد انتقاد بسياري قرار گرفت و چهره هاي زيادي به عملکرد جناحي و يکجانبه رسانه ملي اعتراض کردند.
ضرغامي در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي اعلام کرده مردم ديگر اقبال چنداني به تلويزيون نشان نمي دهند. او در ادامه چنين گفته است؛ «بينندگان تلويزيون بعد از حوادث اخير پس از انتخابات به کمتر از 40 درصد رسيده است.»
سایت انتخاب نوشته که شنيده مي شود عملکرد يکجانبه صدا و سيما در حوادث اخير باعث شده رسانه ملي در روزهاي اخير در برنامه هايي که بر محوريت ميهمان اجرا مي شود با مشکل روبه رو شود چون بسياري از چهره هاي شاخص فرهنگي، اجتماعي و... به دليل عملکرد صدا و سيما در روزهاي انتخابات و پس از آن حضور در اين رسانه را تحريم کرده اند.
اين موضوع تا جايي پيش رفت که برنامه «دو قدم مانده به صبح » محمد صالح علا که محوريت ميهمان به اوج رسيد و پاي چهره هايي چون شمس لنگرودي، احمدرضا احمدي، احمد پوري، سيدعلي صالحي، مسعود کيميايي و... را که چند وقتي بود مناسبات خوبي با صدا و سيما نداشتند به تلويزيون باز کرد، هفته گذشته در حالي برنامه ادبياتش را درباره اخوان ثالث برگزار کرد که کاکاوند مجري کارشناس بخش ادبيات روبه روي محمد صالح علا مجري برنامه نشست و از او درباره اخوان ثالث شنيد.
تحريم صدا و سيما از جانب چهره هاي ناآشنا در حالي به صورت اخبار غيررسمي شنيده مي شود که چندي پيش سايت هاي خبري از ممنوع التصوير شدن 100 چهره فرهنگي، اجتماعي و سياسي در تلويزيون خبر دادند و مسوولان صداوسيما درباره تاييد و تکذيب اين خبر هيچ واکنشي نشان ندادند.
ضرغامي در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي اعلام کرده مردم ديگر اقبال چنداني به تلويزيون نشان نمي دهند. او در ادامه چنين گفته است؛ «بينندگان تلويزيون بعد از حوادث اخير پس از انتخابات به کمتر از 40 درصد رسيده است.»
سایت انتخاب نوشته که شنيده مي شود عملکرد يکجانبه صدا و سيما در حوادث اخير باعث شده رسانه ملي در روزهاي اخير در برنامه هايي که بر محوريت ميهمان اجرا مي شود با مشکل روبه رو شود چون بسياري از چهره هاي شاخص فرهنگي، اجتماعي و... به دليل عملکرد صدا و سيما در روزهاي انتخابات و پس از آن حضور در اين رسانه را تحريم کرده اند.
اين موضوع تا جايي پيش رفت که برنامه «دو قدم مانده به صبح » محمد صالح علا که محوريت ميهمان به اوج رسيد و پاي چهره هايي چون شمس لنگرودي، احمدرضا احمدي، احمد پوري، سيدعلي صالحي، مسعود کيميايي و... را که چند وقتي بود مناسبات خوبي با صدا و سيما نداشتند به تلويزيون باز کرد، هفته گذشته در حالي برنامه ادبياتش را درباره اخوان ثالث برگزار کرد که کاکاوند مجري کارشناس بخش ادبيات روبه روي محمد صالح علا مجري برنامه نشست و از او درباره اخوان ثالث شنيد.
تحريم صدا و سيما از جانب چهره هاي ناآشنا در حالي به صورت اخبار غيررسمي شنيده مي شود که چندي پيش سايت هاي خبري از ممنوع التصوير شدن 100 چهره فرهنگي، اجتماعي و سياسي در تلويزيون خبر دادند و مسوولان صداوسيما درباره تاييد و تکذيب اين خبر هيچ واکنشي نشان ندادند.
تداوم فشارها بر شادی صدر
باوجود اینکه سبحانی، بازپرس شعبه دوم دادسرای امنیت تهران بیش از ده روز است دستور استرداد وسایل شادی صدر و خانواده اش را صادر کرده است، مقامات بند 209 زندان اوین از اجرای این دستور خودداری می کنند.
به گزارش سایت میدان، وکلای وی تاکنون دو بار به زندان اوین مراجعه کرده اند و هربار با عدم اجرای دستور قضایی مواجه شده اند.
همچنین با وجود آزادی شادی صدر در تاریخ 6 مرداد با قرار کفالت 50 میلیون تومانی، در روزهای اخیر تماسهای مکرری از سوی مراجع ناشناس با منزل و محل کار وی گرفته شده است حاکی از تداوم فشارها بر این فعال حقوق زنان دارد.
شادی صدر، روز جمعه 26 تیر در بلوار کشاورز دستگیر شد و ماموران اطلاعات، پس از اینکه کلیه وسایل شخصی وی را که در کیف خود به همراه داشت از جمله گوشی موبایل و دوربین عکاسی را ضبط کردند، به خانه او مراجعه کردند و مقدار زیادی از وسایل وی از جمله کلیه مدارک شناسایی از جمله شناسنامه، مدارک کاری از جمله پروانه و دفترچه وکالت و همینطور هارد کامپیوترهای شخصی همسر و فرزندش را با خود بردند. با گذشت بیش از یک ماه از آزادی وی هیچیک از این وسائل تاکنون مسترد نشده است.
به گزارش سایت میدان، وکلای وی تاکنون دو بار به زندان اوین مراجعه کرده اند و هربار با عدم اجرای دستور قضایی مواجه شده اند.
همچنین با وجود آزادی شادی صدر در تاریخ 6 مرداد با قرار کفالت 50 میلیون تومانی، در روزهای اخیر تماسهای مکرری از سوی مراجع ناشناس با منزل و محل کار وی گرفته شده است حاکی از تداوم فشارها بر این فعال حقوق زنان دارد.
شادی صدر، روز جمعه 26 تیر در بلوار کشاورز دستگیر شد و ماموران اطلاعات، پس از اینکه کلیه وسایل شخصی وی را که در کیف خود به همراه داشت از جمله گوشی موبایل و دوربین عکاسی را ضبط کردند، به خانه او مراجعه کردند و مقدار زیادی از وسایل وی از جمله کلیه مدارک شناسایی از جمله شناسنامه، مدارک کاری از جمله پروانه و دفترچه وکالت و همینطور هارد کامپیوترهای شخصی همسر و فرزندش را با خود بردند. با گذشت بیش از یک ماه از آزادی وی هیچیک از این وسائل تاکنون مسترد نشده است.
رئیس منتصب / شعری تقدیم به سبزها
این شعر تقدیم شده است به آنان كه برای شجاعت آزادیخواهیشان رنجها تحمل كردند و به گفتهی شاعر آن، ما غریبهها به شعری و كلامی بسنده میكنیم تا شرم كبود نشدنمان را بپوشانیم و چند روزی وجدانمان را سر بدوانیم. به امید آزادی ...
دوباره ریشهی این زخم، قلب تهران است
تمام فلسفهی درد، راه درمان است
هنوز تیرهی جلاد، منقرض نشده است
هنوز كشتن و اعدام رسم انسان است
وطن! ببین كه در این روزها پس از سی سال
دوباره عاقبت انتقاد، زندان است
دوباره قیمت بازار دستمان آمد
كلام راست گران و دروغ ارزان است
در این عدالت موهوم و عدل بیانصاف
تمام هیزم این كوره، جان انسان است
ولی برای همین مردم اینك "آزادی"
نه آرزوی محال و نه گنج پنهان است
رئیس منتصب! ارباب! جانشین خدا!
بدان تو هیچی و ایران هنوز ایران است
گمان مكن كه پس از چند سال آزادی
تحمل خس و خاشاك راه، آسان است
برای قفل دهانها شكنجه كافی نیست
شكنجههای تو كم، دردها فراوان است
گمان كه آب مشوش، دوباره ساكن شد
هنوز ماهیت این سكوت طوفان است
دروغ های تو امروز باز ثابت كرد
هنوز حرف سیاست، دروغ باران است
دوباره ریشهی این زخم، قلب تهران است
تمام فلسفهی درد، راه درمان است
هنوز تیرهی جلاد، منقرض نشده است
هنوز كشتن و اعدام رسم انسان است
وطن! ببین كه در این روزها پس از سی سال
دوباره عاقبت انتقاد، زندان است
دوباره قیمت بازار دستمان آمد
كلام راست گران و دروغ ارزان است
در این عدالت موهوم و عدل بیانصاف
تمام هیزم این كوره، جان انسان است
ولی برای همین مردم اینك "آزادی"
نه آرزوی محال و نه گنج پنهان است
رئیس منتصب! ارباب! جانشین خدا!
بدان تو هیچی و ایران هنوز ایران است
گمان مكن كه پس از چند سال آزادی
تحمل خس و خاشاك راه، آسان است
برای قفل دهانها شكنجه كافی نیست
شكنجههای تو كم، دردها فراوان است
گمان كه آب مشوش، دوباره ساكن شد
هنوز ماهیت این سكوت طوفان است
دروغ های تو امروز باز ثابت كرد
هنوز حرف سیاست، دروغ باران است
کیوان صمیمی پس از ضرب و شتم شدید، به بهداری زندان منتقل شده است
یک منبع آگاه خبر داد که با وجود وعدهی سبحانی بازپرس امنیت شعبه ی 3 تهران مبنی بر صدور قرار آزادی کیوان صمیمی، برخی مقامات قضایی تاکنون از این امر جلوگیری کردهاند. وی همچنین از ضرب و شتم شدید آقای صمیمی و انتقال وی به بهداری زندان اوین خبر داد.
به گزارش موج سبز آزادی، کیوان صمیمی در مدت بیش از دو و ماه نیمهای که از بازداشتش میگذرد، تنها دو بار با خانواده ملاقات داشته و از ملاقات با وکیل نیز محروم بوده است.
یک منبع آگاه به موج سبز آزادی خبر داده که روحیهی آقای صمیمی در ملاقاتها بسیار بالا بوده، ولی در عین حال وی از برخی شکنجههای روحی خبر میداده است.
این منبع در توضیح این شکنجهها گفت: علاوه بر اینکه آقای صمیمی مدت زیادی در انفرادی به سر بردهاند، بازجوها هم خبرهای دروغی در زندان به وی داده بودند، مانند اینکه حتی آیتالله هاشمی رفسنجانی هم بازداشت شده است!
به گفتهای این منبع مطلع، برخلاف ادعای منابع رسمی مبنی بر اینکه برخورد ماموران با زندانیان اوین نسبتاً خوب بوده است، آقای صمیمی در ملاقات با خانوادهاش خبر داده که وی را شدیداً مورد ضرب و شتم قرار دادهاند، به طوری که در نهایت مجبور شدهاند وی را برای درمان به بهداری اوین منتقل کنند.
به گزارش موج سبز آزادی، کیوان صمیمی در مدت بیش از دو و ماه نیمهای که از بازداشتش میگذرد، تنها دو بار با خانواده ملاقات داشته و از ملاقات با وکیل نیز محروم بوده است.
یک منبع آگاه به موج سبز آزادی خبر داده که روحیهی آقای صمیمی در ملاقاتها بسیار بالا بوده، ولی در عین حال وی از برخی شکنجههای روحی خبر میداده است.
این منبع در توضیح این شکنجهها گفت: علاوه بر اینکه آقای صمیمی مدت زیادی در انفرادی به سر بردهاند، بازجوها هم خبرهای دروغی در زندان به وی داده بودند، مانند اینکه حتی آیتالله هاشمی رفسنجانی هم بازداشت شده است!
به گفتهای این منبع مطلع، برخلاف ادعای منابع رسمی مبنی بر اینکه برخورد ماموران با زندانیان اوین نسبتاً خوب بوده است، آقای صمیمی در ملاقات با خانوادهاش خبر داده که وی را شدیداً مورد ضرب و شتم قرار دادهاند، به طوری که در نهایت مجبور شدهاند وی را برای درمان به بهداری اوین منتقل کنند.
ضربآهنگ تند این روزها
برای مورخینی که دراین سی سال پس ازانقلاب، به طور متوسط هر سه سال شاهد یک رویداد تاثیرگذار بودهاند، مانند رویدادهای بهم فشرده اول انقلاب، جنگ، قبول قطعنامه، رحلت امام و...، رخداد چندین حادثه تاریخی درمقطع کنونی، فصل انتخابات دهم ریاست جمهوری رابه فصلی قطور تبدیل خواهد کرد.
چندین صفحه به ماجراهای پیش ازانتخابات اختصاص مییابد، به مردمی که هنوز اغتشاشگر(!) نشدهاند، به واژهی مخمل که هنوز وارد ادبیات ما نشده و آرامش پیش از طوفان. به جمعه کودتا نزدیک میشویم، راستی چند نفر از مورخین ممکن است واژهای غیر از این برای آن جمعه پرحادثه انتخاب کنند؟ صبح روزبعد اما، نفس جمهوریت به شماره میافتد. گلوی دموکراسی فشرده میشود و آزادی درخیابانهای شهرمان ذبح شرعی میشود.
اگرشما نویسنده تاریخ باشید چه مینویسید؟ آیا به آنچه میبینید اعتماد میکنید، یا آنچه عناصر این کودتای بیشرمانه از سیمای تحریفگر و کیهان دروغپرداز القا میکنند را باور دارید؟ در پاورقی صفحهای که به مرگ "ندا آقاسلطان" میپردازید، عامل مرگ او را چه کسی معرفی میکنید؟
ناگزیرید که بنویسید "اوین" به ستاد اصلاحات تبدیل شده است. اگر جمله یا تعبیری درمورد رفتارها و برخوردها با زندانیان سیاسی لازم داشتید، به کتب ترجمه شده از دوره استالین مراجعه کنید. دربارهی نمازجمعهای که برای صدور مجوز کشتار اقامه شد چه مینویسید؟ از آخرخطبهها یاد خواهید کرد؟ در آن صفحه از چه واژهای استفاده میکنید؟
شنبهی سیاه در راه است. همانها که ظهر جمعه آرایش عبادت گرفته بودند، درتدارک جنگی تمام عیار با مردمی سبز هستند که با وجود یک دهه تخریب، تهدید، تحقیر و محرومیت از آزادی بیان، ازصحنه کنار نرفتند. غروب شنبهی تهران را هم بنگارید. میشنوید؟ به هم میگویند: "قبول باشد!". در پاورقی بنویس که برخی از آنها به قصد قربت اعمال شنبه را بجا آوردند.
هر چند به عنوان یک مورخ، مکلفید همه حقیقت را بنویسید، اما شما را به خدا قسم میدهم حقیقت تجاوز به زندانیان را ننویس. ولی ننویس که نبوده، اصلا هیچ از این جنایت نگو، یک صفحهی سفید جایش بگذار، بگذار فکر کنند در چاپخانه اشتباهی رخ دادهاست. اگر بنویسی، من به فرزندانم چه بگویم؟
به فصل اعترافات که رسیدی، حتما یادآوری کن که خواننده در حال مطالعه یک متن تاریخی است، نه یک مطلب فکاهی یا گزیدهای ازکتابهای آنتوان چخوف.
راستی چند صفحه دیگر از این فصل مانده؟ صفحات باقیمانده به چه رنگ است؟ امیدوارم به رنگ سرخ خون، یا تیرگی اسارت نباشد. به رنگ سبز آزادی باشد ای کاش!
چندین صفحه به ماجراهای پیش ازانتخابات اختصاص مییابد، به مردمی که هنوز اغتشاشگر(!) نشدهاند، به واژهی مخمل که هنوز وارد ادبیات ما نشده و آرامش پیش از طوفان. به جمعه کودتا نزدیک میشویم، راستی چند نفر از مورخین ممکن است واژهای غیر از این برای آن جمعه پرحادثه انتخاب کنند؟ صبح روزبعد اما، نفس جمهوریت به شماره میافتد. گلوی دموکراسی فشرده میشود و آزادی درخیابانهای شهرمان ذبح شرعی میشود.
اگرشما نویسنده تاریخ باشید چه مینویسید؟ آیا به آنچه میبینید اعتماد میکنید، یا آنچه عناصر این کودتای بیشرمانه از سیمای تحریفگر و کیهان دروغپرداز القا میکنند را باور دارید؟ در پاورقی صفحهای که به مرگ "ندا آقاسلطان" میپردازید، عامل مرگ او را چه کسی معرفی میکنید؟
ناگزیرید که بنویسید "اوین" به ستاد اصلاحات تبدیل شده است. اگر جمله یا تعبیری درمورد رفتارها و برخوردها با زندانیان سیاسی لازم داشتید، به کتب ترجمه شده از دوره استالین مراجعه کنید. دربارهی نمازجمعهای که برای صدور مجوز کشتار اقامه شد چه مینویسید؟ از آخرخطبهها یاد خواهید کرد؟ در آن صفحه از چه واژهای استفاده میکنید؟
شنبهی سیاه در راه است. همانها که ظهر جمعه آرایش عبادت گرفته بودند، درتدارک جنگی تمام عیار با مردمی سبز هستند که با وجود یک دهه تخریب، تهدید، تحقیر و محرومیت از آزادی بیان، ازصحنه کنار نرفتند. غروب شنبهی تهران را هم بنگارید. میشنوید؟ به هم میگویند: "قبول باشد!". در پاورقی بنویس که برخی از آنها به قصد قربت اعمال شنبه را بجا آوردند.
هر چند به عنوان یک مورخ، مکلفید همه حقیقت را بنویسید، اما شما را به خدا قسم میدهم حقیقت تجاوز به زندانیان را ننویس. ولی ننویس که نبوده، اصلا هیچ از این جنایت نگو، یک صفحهی سفید جایش بگذار، بگذار فکر کنند در چاپخانه اشتباهی رخ دادهاست. اگر بنویسی، من به فرزندانم چه بگویم؟
به فصل اعترافات که رسیدی، حتما یادآوری کن که خواننده در حال مطالعه یک متن تاریخی است، نه یک مطلب فکاهی یا گزیدهای ازکتابهای آنتوان چخوف.
راستی چند صفحه دیگر از این فصل مانده؟ صفحات باقیمانده به چه رنگ است؟ امیدوارم به رنگ سرخ خون، یا تیرگی اسارت نباشد. به رنگ سبز آزادی باشد ای کاش!
درحاشیه دشمن شناسی رئیس جمهور منتصب:سیلی ملت بر گونه دشمن رسوا
امروز رئیس جمهور منتصب(۱) طی سخنانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران به بررسی عالمانه و حکیمانه مسایل پس از انتخابات پرداخت و با تاکید چند باره بر دست داشتن عوامل بیگانه در جریانات اخیر از مجلس خواست که به کابینه وی رای قاطع دهند تا بتوانند در مقابل استکبار ایستادگی کنند!!
او در این سخنرانی که بی شک شاه بیت سخنان وی در تاریخ زندگیش خواهد بود آنچنان آسمان و ریسمان را به هم بافت که حالا حالا رسانه های منتسب باید به تفسیر و تعبیر معانی مستتر در این نطق بپردازند. اما از آنجایی که عالی جنابان علاقه وافری به دشمن سازی و دشمن شناسی دارند, نگاهی گذرا به سخنان امروز وی از زاویه دشمن شناسی می اندازیم.
وی برخورد صورت گرفته با مردم را " ناجوانمردانه ترین " برخورد ممکن دانست و خواستار برخورد قاطع با عوامل آن شد. وی ضمن مبرا دانستن بسیج و نیروی انتظامی و اطلاعات و سپاه و .... به زشتی مساله کوی دانشگاه و مسایل بازداشتگاهها و آسیبهای خیابانی اشاره کرد و تاکید نمود که" نیروی نفوذی برانداز دشمن " اقدام به چنین اعمال ناجوانمردانه ای کردند.
بالاخره معلوم شد این دشمنی که سالهاست در پستوهای نظام, بازداشتگاهها, دادگاهها, دانشگاهها, خیابانها و ... جا خوش کرده کیست و این دشمنی که این همه مدت همه بدنبالش می گشتند کجا مستقر است که آبروی نظام ولایی را نزد ملتها برده . این نفوذی ها چه کسانی هستند که لباس نظامی بر تن دارند, سلاح گرم در رکاب, شبانه به خوابگاه هجوم می برند و به حریم خصوصی صدها مبارز و انقلابی تعرض می کنند, در خیابان تیر می اندازند و چاقو می کشند. در بازداشتگاهها دندان می شکنند و تجاوز می کنند, برای زن و مرد , صغیر و کبیر پرونده اخلاقی و حیثینی درست می کنند, در حسینه ها و مسجدها شاخ و شانه می کشند و حریف می طلبند , در نماز جمعه ها حکم محارب می دهند و در هر مناسبتی کفن به تن می کنند و در مراسم نتفیذ و تحلیف صف جلو می نشینند و صحنه گردان هر معرکه ای هستند.
دیگر کجا باید سراغ این دشمن را گرفت از "وزیر خارجه دولت دوست " یا از مشاور امریکایی شما که گمان بردید بخاط شباهت نامش _مولانا_ حتما "ولایتی " است. دشمن همانجایی نیست که "آقا جواد" با "نیک براون" دیدار می کند و وعده وعید می دهد و یا پدر عروس "آقا" بلافاصله بعد از انتخابات احتمالا برای احوالپرسی عازم آنجا می شود. راستی دشمن را در طرف آبهای خزر ندیده اید که چگونه نفت را به یغما می برد و با وعده سر خرمن "نیروگاه اتمی" سالهاست بلند پروازی هستیریک شما را بازی می دهد. دشمن شباهتی به چشم بادامی ها ندارند که نفت را به ثمن بخس می خرند. راستی دشمن همانجایی نیست که سخنگوی محترم شما و بسیاری از دوستان و همفکرانتان با بیت المال در دانشگاههایش درس خواندند و اقتصادو فقه و جزا آموختند.
آیا این دشمن خیلی برای مردم ما آشنا نیست؟ آیا این ملت هنوز سوزش سیلی های دشمن را بر غرور و غیرت و گونه خود حس نمی کند؟ آیا این ملت دشمن را آنجا نمی بیند که وقتی سراغ عزیزش را از مراکز قضایی ( بخوانید غزایی) می گرفت با تحقیر و توهین روبه رو می شد؟ آیا همانی نیست که حتی جنازه فرزندش را هم از او دریغ کردند و شبانه به خاک سپردند؟ همانی نیست که در حسرت یک تماس تلفنی از عزیرش است؟ همانی نیست که با رگبار گلوله گلهای آنان را پرپر کرد و به سینه خاک سپردند و بر سر مزارشان هم پایکوبی کردند و جشن پیروزی گرفتند؟
این دشمن خیلی آشناست. هر روز هم صدایش می آید و سیمایش. سایه سنگینش سالهاست بر همه جا مستولی است. این دشمن همانی است که در صدد خدشه دار کردن ایران وتمدن عظیم آن است. این دشمن همان است که آبرویی برای ملت فهیم ایران در مجامع بین المللی باقی نگذاشته. این دشمن همان است که ایران را به بزرگترین "زندان روزنامه نگاران" تبدیل کرده. این دشمن همانی است که ایران را جزء پر ریسک ترین کشورهای دنیا برای گردشگری قرار داده. این دشمن همان است که موجب فرار سرمایه های علمی و مالی ایرانیان از سرزمین مادریشان شده. این دشمن همان است که ملت فهیم ایران را " خس و خاشاک" می خواند. این دشمن همان است که مردم را نامحرم می داند و با اطلاعات قظر ه ای جریان آزاد اطلاعات را از مسیر اصلی منحرف کرده. دشمن همانی است که دارندگان پاسپورت ایرانی را جزء بی اعتبارترین مردم دنیا قرار داده. این دشمن است همانی است که نه حریم خصوصی می شناسد نه عمومی. نه حق الناس می داند نه حق الله. نه اخلاق دارد نه انسانیت.
آری ای برادر نتیجه انتخابات از این نظر که دشمن را رسوا کرد برای مردم ما دستاورد مهمی بود. هر چند آراء آنان دزدیده شد و غرور آنان زیر پای دشمنان له شد ولی این بار دزد و دشمن نتوانست خود را پس پرده بیگانه پنهان کند و پرده ها همه فرو افتاد و مردم بوضوح دشمنان خود را شناختند. آقای احمدی نژاد این یکی را درست آمدی "ملت به دشمنان آنچنان سیلی زد که بعد از دو ماه و اندی هنوز گیچ می خورد".
(۱) سید (بعد از این) محمود (منفورفعلی) احمدی نژاد (کلیمی نژاد سابق )
او در این سخنرانی که بی شک شاه بیت سخنان وی در تاریخ زندگیش خواهد بود آنچنان آسمان و ریسمان را به هم بافت که حالا حالا رسانه های منتسب باید به تفسیر و تعبیر معانی مستتر در این نطق بپردازند. اما از آنجایی که عالی جنابان علاقه وافری به دشمن سازی و دشمن شناسی دارند, نگاهی گذرا به سخنان امروز وی از زاویه دشمن شناسی می اندازیم.
وی برخورد صورت گرفته با مردم را " ناجوانمردانه ترین " برخورد ممکن دانست و خواستار برخورد قاطع با عوامل آن شد. وی ضمن مبرا دانستن بسیج و نیروی انتظامی و اطلاعات و سپاه و .... به زشتی مساله کوی دانشگاه و مسایل بازداشتگاهها و آسیبهای خیابانی اشاره کرد و تاکید نمود که" نیروی نفوذی برانداز دشمن " اقدام به چنین اعمال ناجوانمردانه ای کردند.
بالاخره معلوم شد این دشمنی که سالهاست در پستوهای نظام, بازداشتگاهها, دادگاهها, دانشگاهها, خیابانها و ... جا خوش کرده کیست و این دشمنی که این همه مدت همه بدنبالش می گشتند کجا مستقر است که آبروی نظام ولایی را نزد ملتها برده . این نفوذی ها چه کسانی هستند که لباس نظامی بر تن دارند, سلاح گرم در رکاب, شبانه به خوابگاه هجوم می برند و به حریم خصوصی صدها مبارز و انقلابی تعرض می کنند, در خیابان تیر می اندازند و چاقو می کشند. در بازداشتگاهها دندان می شکنند و تجاوز می کنند, برای زن و مرد , صغیر و کبیر پرونده اخلاقی و حیثینی درست می کنند, در حسینه ها و مسجدها شاخ و شانه می کشند و حریف می طلبند , در نماز جمعه ها حکم محارب می دهند و در هر مناسبتی کفن به تن می کنند و در مراسم نتفیذ و تحلیف صف جلو می نشینند و صحنه گردان هر معرکه ای هستند.
دیگر کجا باید سراغ این دشمن را گرفت از "وزیر خارجه دولت دوست " یا از مشاور امریکایی شما که گمان بردید بخاط شباهت نامش _مولانا_ حتما "ولایتی " است. دشمن همانجایی نیست که "آقا جواد" با "نیک براون" دیدار می کند و وعده وعید می دهد و یا پدر عروس "آقا" بلافاصله بعد از انتخابات احتمالا برای احوالپرسی عازم آنجا می شود. راستی دشمن را در طرف آبهای خزر ندیده اید که چگونه نفت را به یغما می برد و با وعده سر خرمن "نیروگاه اتمی" سالهاست بلند پروازی هستیریک شما را بازی می دهد. دشمن شباهتی به چشم بادامی ها ندارند که نفت را به ثمن بخس می خرند. راستی دشمن همانجایی نیست که سخنگوی محترم شما و بسیاری از دوستان و همفکرانتان با بیت المال در دانشگاههایش درس خواندند و اقتصادو فقه و جزا آموختند.
آیا این دشمن خیلی برای مردم ما آشنا نیست؟ آیا این ملت هنوز سوزش سیلی های دشمن را بر غرور و غیرت و گونه خود حس نمی کند؟ آیا این ملت دشمن را آنجا نمی بیند که وقتی سراغ عزیزش را از مراکز قضایی ( بخوانید غزایی) می گرفت با تحقیر و توهین روبه رو می شد؟ آیا همانی نیست که حتی جنازه فرزندش را هم از او دریغ کردند و شبانه به خاک سپردند؟ همانی نیست که در حسرت یک تماس تلفنی از عزیرش است؟ همانی نیست که با رگبار گلوله گلهای آنان را پرپر کرد و به سینه خاک سپردند و بر سر مزارشان هم پایکوبی کردند و جشن پیروزی گرفتند؟
این دشمن خیلی آشناست. هر روز هم صدایش می آید و سیمایش. سایه سنگینش سالهاست بر همه جا مستولی است. این دشمن همانی است که در صدد خدشه دار کردن ایران وتمدن عظیم آن است. این دشمن همان است که آبرویی برای ملت فهیم ایران در مجامع بین المللی باقی نگذاشته. این دشمن همان است که ایران را به بزرگترین "زندان روزنامه نگاران" تبدیل کرده. این دشمن همانی است که ایران را جزء پر ریسک ترین کشورهای دنیا برای گردشگری قرار داده. این دشمن همان است که موجب فرار سرمایه های علمی و مالی ایرانیان از سرزمین مادریشان شده. این دشمن همان است که ملت فهیم ایران را " خس و خاشاک" می خواند. این دشمن همان است که مردم را نامحرم می داند و با اطلاعات قظر ه ای جریان آزاد اطلاعات را از مسیر اصلی منحرف کرده. دشمن همانی است که دارندگان پاسپورت ایرانی را جزء بی اعتبارترین مردم دنیا قرار داده. این دشمن است همانی است که نه حریم خصوصی می شناسد نه عمومی. نه حق الناس می داند نه حق الله. نه اخلاق دارد نه انسانیت.
آری ای برادر نتیجه انتخابات از این نظر که دشمن را رسوا کرد برای مردم ما دستاورد مهمی بود. هر چند آراء آنان دزدیده شد و غرور آنان زیر پای دشمنان له شد ولی این بار دزد و دشمن نتوانست خود را پس پرده بیگانه پنهان کند و پرده ها همه فرو افتاد و مردم بوضوح دشمنان خود را شناختند. آقای احمدی نژاد این یکی را درست آمدی "ملت به دشمنان آنچنان سیلی زد که بعد از دو ماه و اندی هنوز گیچ می خورد".
(۱) سید (بعد از این) محمود (منفورفعلی) احمدی نژاد (کلیمی نژاد سابق )
واکنش احمد شیرزاد، به کیفر خواست دادگاههای نمایشی:من خائنم یا ....؟!
تدوین کنندگان بیانه ای که این روزها تحت نام "کیفرخواست عمومی" با امضای دادستان تهران در جلسه ای موسوم به "دادگاه رسیدگی به متهمان کودتای مخملی" برگزار می شود در فرازی تحت عنوان "اوج خیانت به ملت ایران در موضوع انرژی هسته ای" نامی هم از این بنده ی خدا آورده اند. (خبرگزاری ها – 3/6/88 ) متن این فراز چنین است:
”اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هسته اي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي مستاصل از برخورد با ايران هسته اي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده ميديدند شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامه هاي رسمي كشور به چاپ رسيده تلاش مي كند تا مدرك معتبري مستند به اظهارات رسمي يك نماينده مجلس ايران در جلسه مجلس در اختيار دشمنان ملت ايران قرار دهد و راه را براي تصويب قطعنامه هاي بيشتر آمريكايي عليه ايران هموار سازد"
سپس نویسنده بیانیه موسوم به کیفر خواست عمومی قسمتی از نطق افتخارآمیز مرا نقل کرده و با ادبیاتی که تنها از نویسندگان آن متن بر می آید، آن را "اظهارات شرم آور نامبرده" خوانده است. آن قسمت از نطق بنده که آقایان آن را اوج خیانت می دانند و من آن را عین افتخار می دانم، چنین است:
"مي توان اين تبليغات را به رسانه هاي صيهونيستي نسبت داد. مي توان مثل هميشه آنها را توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي ايران زد. مي توان كماكان خود را محور خوبي هاي جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما يك نكته بسيار ساده در اين ميان وجود دارد آنها سرنخ ها، دم خروس ها و مدارك و مستنداتی از ما دارند كه آنها را در ادعاهايشان محق جلوه مي دهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زير برف كردند - پروژه هاي بلند پروازانه بي هدف طراحي كردند. نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه را براي دستيابي به فنآوري هسته اي برگزيدند و فكر نكردند كه آنچه مي كنند، روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهاني قرار مي گيرد. آن روز كه سايت عظيم پنجاه هزار متري طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه آب فناوري استراتژيك در نيايد نان تبليغات استكباري در خواهد آمد. آري در آن روز بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود؛ جمهوري اسلامي نوزده سال دروغ گفت ".
و اما چند نکته:
1- ذهن علیل نویسندگان ادعانامه ی فوق آن چنان دچار آشفتگی است که تاریخ ها را هم خلط کرده اند. تاریخ نطق بنده آذر 82 است، یعنی زمانی که هنوز پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل نرفته بود و هیچ قطعنامه ای هم بر ضد ایران صادر نشده بود. آن زمان تازه در ماه های آغازین بحرانی قرار داشتیم که الان 6 سال است درگیر آنیم. بنابراین یاد کردن از "شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی مستأصل از برخورد با ایران هسته ای، اقدامات خود برای متقاعد کردن سایر کشورها به همراهی در صدور قطعنامه علیه ایران را شکست خورده می دیدند"، کاملاً بلاموضوع است و امری است که به رویداد های سال85 یعنی حدوداً سه سال بعد از نطق بنده بر می گردد. بر این مبنا این اتهام که به منظور فوق "شیرزاد طی نطقی تلاش می کند تا مدرک معتبری مستند به اظهارات رسمی یک نماینده مجلس ایران در جلسه مذکور در اختیار دشمنان ملت ایران قرار دهد و راه را برای تصویب قطعنامه های بیشتر علیه ایران هموار سازد." از پایه بی معنا خواهد بود.
2- بنده حدود 6 سال است کم و بیش مسائل هسته ای ایران را دنبال می کنم. در تمام این مدت هنوز موردی را نیافته ام که بازرسان آژانس یا سخنگویان کشورهای مخالف ایران در این پرونده به نطق بنده استناد کرده باشند. اگر موردی هست، مدعیان ذکر کنند. البته اگر هم چنین می شد گناهی بر بنده مترتب نبود، اما همین ادعا که نطق فلانی بهانه به دست دشمنان جمهوری اسلامی داد، و آن ها با استناد به آن کشور ما را محکوم کرده باشند حتی یک مورد مستند هم ندارد. البته کسانی در ایران از همان موقع برآشفتند و تا امروز کاری جز تهمت زنی و تهدید نداشتند، و دریغ از شرکت آن ها در یک بحث تخصصی و حکیمانه که بارها برای آن اعلام آمادگی کردم. این قبیل تحلیل های عجیب وغریب و نظریه های لایتچسبک نیز از کشفیات تکراری همان محافل جنجال آفرین است.
3- بنا بر نص اصل هشتاد و ششم قانون اساسی "نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آن ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد." بر این مبنا به واسطه حقی که قانون به من داده و تکلیفی که از من خواسته، این جانب بر اساس تشخیص تخصصی و حرفه ای خویش نسبت به برخی اقدامات نسنجیده در موضوع هسته ای و مشکلاتی که در این راستا در پیش روی ملت ایران قرار داشت هشدار دادم. تجربه 6 سالی که از آن زمان گذشته است نشان می دهد که آن هشدارها بجا بودند. اما صرف نظر از محتوای نظراتی که در مجلس عنوان کردم گمان می کنم برخوردهایی که با این موضوع صورت گرفت و از جمله نسبت دادن خیانت به من در متنی که امضای یک مقام شناخته شده ی قضایی پای آن است، ناقض اصول قانون اساسی و اصل استقلال قواست و اقدامی خلاف قانون و قابل تعقیب است، اگر عدالتی در کار باشد.
4- این جانب به عنوان یک کارشناس و خبره ی فیزیک در آن زمان احساس تکلیف شرعی، قانونی و اخلاقی کردم که نکاتی هشدار گونه را برای آگاهی ملت ایران که وکیل آن ها بودم بیان کنم و تا به امروز حتی از یک کلمه ی آن سخنان عدول نکرده ام. تصور من این بود و هست که نماینده ای که بداند و نگوید، نماینده ای که برای بیان حقیقت و دفاع از حقوق مردم خود را ناگزیر از اجازه ی دیگران بداند، نماینده ای که از ترس رد صلاحیت شورای نگهبان برای دوره ی بعد سکوت و مسامحه پیشه کند، نماینده ای که تنها و تنها خوشایند حاکمان و قدرتمندان نطق کند، نماینده ای که تنها هنرش مجیز گویی این و آن باشد تا اسبابی برای فریب عوام الناس و جلب چند رأی فراهم کند و بالاخره نماینده ای که نداند کجا نشسته است و وظیفه اش برای حفظ حقوق اساسی مردم چیست، اوست که خائن است. من کار ناچیز خود را که به واسطه هیاهو و جنجال آفرینی برخی قدرت طلبان ابعادی بزرگ یافت چیزی جز خدمت به ملت ایران، هر چند خدمتی کوچک، نمی پندارم.
5- آن چه گفتم ادعایی است که امروز در کمال آزادی و با عقل سلیم، بخشی از شاکله فکری و هویت سیاسی مرا تشکیل می دهد. نمی دانم اگر فردای روزگار نظیر دیگر دوستانم در زمره ی متهمان قرار گیرم و در کسوت یک زندانی تحقیر شده با دمپایی و آن لباس خاص پشت تریبون بروم، آیامن هم تمام باورهای گذشته ی خود را خیانت آمیز می نامم یا نه؟
من یک معلم ساده ی این کشورم، آموزش چریکی ندیده ام و نمی دانم شرایط سخت زندانهای ویژه را چگونه می توان تحمل کرد. من یک قهرمان نیستم که تا آخرین قطره ی خون و تحت شدیدترین فشارها از حرف خود برنگردم. شاید من هم مثل گالیله در شرایط خاصی بگویم زمین نمی چرخد. اما خوش بختانه حقایق این جهان مثل چرخیدن زمین، به اراده ی شکنجه گران قرون وسطی تغییر نمی کند. واقعیت های این سرزمین هم با خواست و فشار تدوین کنندگان "بیانیه کیفرخواست" و برگزار کنندگان دادگاه متهمان به این شیوه ی نامتعارف جا به جا نمی شود.
آفتاب هم زیر ابر پنهان نمی ماند و آنگاه خائنین واقعی هستند که شرمناکند
”اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هسته اي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي مستاصل از برخورد با ايران هسته اي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده ميديدند شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامه هاي رسمي كشور به چاپ رسيده تلاش مي كند تا مدرك معتبري مستند به اظهارات رسمي يك نماينده مجلس ايران در جلسه مجلس در اختيار دشمنان ملت ايران قرار دهد و راه را براي تصويب قطعنامه هاي بيشتر آمريكايي عليه ايران هموار سازد"
سپس نویسنده بیانیه موسوم به کیفر خواست عمومی قسمتی از نطق افتخارآمیز مرا نقل کرده و با ادبیاتی که تنها از نویسندگان آن متن بر می آید، آن را "اظهارات شرم آور نامبرده" خوانده است. آن قسمت از نطق بنده که آقایان آن را اوج خیانت می دانند و من آن را عین افتخار می دانم، چنین است:
"مي توان اين تبليغات را به رسانه هاي صيهونيستي نسبت داد. مي توان مثل هميشه آنها را توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي ايران زد. مي توان كماكان خود را محور خوبي هاي جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما يك نكته بسيار ساده در اين ميان وجود دارد آنها سرنخ ها، دم خروس ها و مدارك و مستنداتی از ما دارند كه آنها را در ادعاهايشان محق جلوه مي دهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زير برف كردند - پروژه هاي بلند پروازانه بي هدف طراحي كردند. نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه را براي دستيابي به فنآوري هسته اي برگزيدند و فكر نكردند كه آنچه مي كنند، روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهاني قرار مي گيرد. آن روز كه سايت عظيم پنجاه هزار متري طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه آب فناوري استراتژيك در نيايد نان تبليغات استكباري در خواهد آمد. آري در آن روز بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود؛ جمهوري اسلامي نوزده سال دروغ گفت ".
و اما چند نکته:
1- ذهن علیل نویسندگان ادعانامه ی فوق آن چنان دچار آشفتگی است که تاریخ ها را هم خلط کرده اند. تاریخ نطق بنده آذر 82 است، یعنی زمانی که هنوز پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل نرفته بود و هیچ قطعنامه ای هم بر ضد ایران صادر نشده بود. آن زمان تازه در ماه های آغازین بحرانی قرار داشتیم که الان 6 سال است درگیر آنیم. بنابراین یاد کردن از "شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی مستأصل از برخورد با ایران هسته ای، اقدامات خود برای متقاعد کردن سایر کشورها به همراهی در صدور قطعنامه علیه ایران را شکست خورده می دیدند"، کاملاً بلاموضوع است و امری است که به رویداد های سال85 یعنی حدوداً سه سال بعد از نطق بنده بر می گردد. بر این مبنا این اتهام که به منظور فوق "شیرزاد طی نطقی تلاش می کند تا مدرک معتبری مستند به اظهارات رسمی یک نماینده مجلس ایران در جلسه مذکور در اختیار دشمنان ملت ایران قرار دهد و راه را برای تصویب قطعنامه های بیشتر علیه ایران هموار سازد." از پایه بی معنا خواهد بود.
2- بنده حدود 6 سال است کم و بیش مسائل هسته ای ایران را دنبال می کنم. در تمام این مدت هنوز موردی را نیافته ام که بازرسان آژانس یا سخنگویان کشورهای مخالف ایران در این پرونده به نطق بنده استناد کرده باشند. اگر موردی هست، مدعیان ذکر کنند. البته اگر هم چنین می شد گناهی بر بنده مترتب نبود، اما همین ادعا که نطق فلانی بهانه به دست دشمنان جمهوری اسلامی داد، و آن ها با استناد به آن کشور ما را محکوم کرده باشند حتی یک مورد مستند هم ندارد. البته کسانی در ایران از همان موقع برآشفتند و تا امروز کاری جز تهمت زنی و تهدید نداشتند، و دریغ از شرکت آن ها در یک بحث تخصصی و حکیمانه که بارها برای آن اعلام آمادگی کردم. این قبیل تحلیل های عجیب وغریب و نظریه های لایتچسبک نیز از کشفیات تکراری همان محافل جنجال آفرین است.
3- بنا بر نص اصل هشتاد و ششم قانون اساسی "نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آن ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد." بر این مبنا به واسطه حقی که قانون به من داده و تکلیفی که از من خواسته، این جانب بر اساس تشخیص تخصصی و حرفه ای خویش نسبت به برخی اقدامات نسنجیده در موضوع هسته ای و مشکلاتی که در این راستا در پیش روی ملت ایران قرار داشت هشدار دادم. تجربه 6 سالی که از آن زمان گذشته است نشان می دهد که آن هشدارها بجا بودند. اما صرف نظر از محتوای نظراتی که در مجلس عنوان کردم گمان می کنم برخوردهایی که با این موضوع صورت گرفت و از جمله نسبت دادن خیانت به من در متنی که امضای یک مقام شناخته شده ی قضایی پای آن است، ناقض اصول قانون اساسی و اصل استقلال قواست و اقدامی خلاف قانون و قابل تعقیب است، اگر عدالتی در کار باشد.
4- این جانب به عنوان یک کارشناس و خبره ی فیزیک در آن زمان احساس تکلیف شرعی، قانونی و اخلاقی کردم که نکاتی هشدار گونه را برای آگاهی ملت ایران که وکیل آن ها بودم بیان کنم و تا به امروز حتی از یک کلمه ی آن سخنان عدول نکرده ام. تصور من این بود و هست که نماینده ای که بداند و نگوید، نماینده ای که برای بیان حقیقت و دفاع از حقوق مردم خود را ناگزیر از اجازه ی دیگران بداند، نماینده ای که از ترس رد صلاحیت شورای نگهبان برای دوره ی بعد سکوت و مسامحه پیشه کند، نماینده ای که تنها و تنها خوشایند حاکمان و قدرتمندان نطق کند، نماینده ای که تنها هنرش مجیز گویی این و آن باشد تا اسبابی برای فریب عوام الناس و جلب چند رأی فراهم کند و بالاخره نماینده ای که نداند کجا نشسته است و وظیفه اش برای حفظ حقوق اساسی مردم چیست، اوست که خائن است. من کار ناچیز خود را که به واسطه هیاهو و جنجال آفرینی برخی قدرت طلبان ابعادی بزرگ یافت چیزی جز خدمت به ملت ایران، هر چند خدمتی کوچک، نمی پندارم.
5- آن چه گفتم ادعایی است که امروز در کمال آزادی و با عقل سلیم، بخشی از شاکله فکری و هویت سیاسی مرا تشکیل می دهد. نمی دانم اگر فردای روزگار نظیر دیگر دوستانم در زمره ی متهمان قرار گیرم و در کسوت یک زندانی تحقیر شده با دمپایی و آن لباس خاص پشت تریبون بروم، آیامن هم تمام باورهای گذشته ی خود را خیانت آمیز می نامم یا نه؟
من یک معلم ساده ی این کشورم، آموزش چریکی ندیده ام و نمی دانم شرایط سخت زندانهای ویژه را چگونه می توان تحمل کرد. من یک قهرمان نیستم که تا آخرین قطره ی خون و تحت شدیدترین فشارها از حرف خود برنگردم. شاید من هم مثل گالیله در شرایط خاصی بگویم زمین نمی چرخد. اما خوش بختانه حقایق این جهان مثل چرخیدن زمین، به اراده ی شکنجه گران قرون وسطی تغییر نمی کند. واقعیت های این سرزمین هم با خواست و فشار تدوین کنندگان "بیانیه کیفرخواست" و برگزار کنندگان دادگاه متهمان به این شیوه ی نامتعارف جا به جا نمی شود.
آفتاب هم زیر ابر پنهان نمی ماند و آنگاه خائنین واقعی هستند که شرمناکند
افشای دروغ پردازی خبرگزاری فارس علیه محمد قوچانی و مهدی کروبی
ادامه راه سبز: کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ادعای خبرگزاری فارس و رسانه های تیم احمدی نژاد در مورد محمد قوچانی و مهدی کروبی را تکذیب کرد و آن را منطبق بر واقعیت ندانست.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر به نقل از کاظم جلالی ادعا کرده بود که محمد قوچانی در دیدار با وی به نمایندگی از کمیته ویژه مجلس در بازداشتگاه، خواستار بازداشت مهدی کروبی شده است.اما کاظم جلالی عصر جمعه 6 شهریور چنین ادعایی را تکذیب کرد و به خبرگزاری مهر گفت«اینجانب اساسا در ارتباط با محتوای مباحث مطرح شده در ملاقات با زندانیان با هیچ رسانه ای صحبت نکرده ام.»
مخبر کمیسیون امنیت ملی و عضو کمیته ویژه مجلس«آنچه به نقل از اینجانب در برخی رسانه ها، مبنی بر درخواست قوچانی برای بازداشت حجت الاسلام کروبی عنوان شده ، مطابق با واقعیت نیست.» وی در عین حال با اشاره به ملاقات خود با محمد قوچانی افزود« شاید این مطلبی که به عنوان مصاحبه با بنده منتشر شده ، برخواسته از تصور برخی دوستان از سخنان بنده در جلسات کمیسیون امنیت ملی یا جلسات دیگر باشد که البته بازگویی و بویژه انتقال آن به عنوان مصاحبه درست نیست. طبیعی است که در جلسات کمیسیون و یا جلسات کمیته با حضور برخی نمایندگان محترم مجلس مباحثی مطرح می شود و توقع این است که محتوای این مباحث محافظت شود و یا لااقل به نحو صحیح منعکس گردد.»
عضو کمیته ویژه مجلس در خصوص اظهارات قوچانی در ملاقات اعضای کمیته ویژه با وی گفت که«آقای قوچانی بیان داشت که ما به هر حال متهم ردیف دوم ماجراها هستیم و من نمی دانم وقتی متهمان ردیف اول آزادند ، چرا ما را بازداشت نموده اند.»
جلالی افزود« قوچانی گفت من یک روزنامه نگارم و حداکثر خطایی که مرتکب شده ام شاید نگاشتن یکی از بیانیه های آقای کروبی در پاسخ به شورای نگهبان بود که محتوای آن را ایشان تلفنی به من گفتند و من هم بیانیه را تنظیم کردم.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر به نقل از کاظم جلالی ادعا کرده بود که محمد قوچانی در دیدار با وی به نمایندگی از کمیته ویژه مجلس در بازداشتگاه، خواستار بازداشت مهدی کروبی شده است.اما کاظم جلالی عصر جمعه 6 شهریور چنین ادعایی را تکذیب کرد و به خبرگزاری مهر گفت«اینجانب اساسا در ارتباط با محتوای مباحث مطرح شده در ملاقات با زندانیان با هیچ رسانه ای صحبت نکرده ام.»
مخبر کمیسیون امنیت ملی و عضو کمیته ویژه مجلس«آنچه به نقل از اینجانب در برخی رسانه ها، مبنی بر درخواست قوچانی برای بازداشت حجت الاسلام کروبی عنوان شده ، مطابق با واقعیت نیست.» وی در عین حال با اشاره به ملاقات خود با محمد قوچانی افزود« شاید این مطلبی که به عنوان مصاحبه با بنده منتشر شده ، برخواسته از تصور برخی دوستان از سخنان بنده در جلسات کمیسیون امنیت ملی یا جلسات دیگر باشد که البته بازگویی و بویژه انتقال آن به عنوان مصاحبه درست نیست. طبیعی است که در جلسات کمیسیون و یا جلسات کمیته با حضور برخی نمایندگان محترم مجلس مباحثی مطرح می شود و توقع این است که محتوای این مباحث محافظت شود و یا لااقل به نحو صحیح منعکس گردد.»
عضو کمیته ویژه مجلس در خصوص اظهارات قوچانی در ملاقات اعضای کمیته ویژه با وی گفت که«آقای قوچانی بیان داشت که ما به هر حال متهم ردیف دوم ماجراها هستیم و من نمی دانم وقتی متهمان ردیف اول آزادند ، چرا ما را بازداشت نموده اند.»
جلالی افزود« قوچانی گفت من یک روزنامه نگارم و حداکثر خطایی که مرتکب شده ام شاید نگاشتن یکی از بیانیه های آقای کروبی در پاسخ به شورای نگهبان بود که محتوای آن را ایشان تلفنی به من گفتند و من هم بیانیه را تنظیم کردم.»
تناقض ادعاهای احمدینژاد در نمازجمعه بــــــا اظهارات دو روز پیش آیتاللـه خـامنـهای!
راه سبز: محمود احمدی نژاد، در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران،در ادعایی جدید حمله به کوی دانشگاه و شکنجه و قتل ها در بازداشتگاه کهریزک را سناریوی دشمنان خواند و گفت«حمله به کوی دانشگاه و اقدامات خلاف در بازداشتگاه ها، اجزای سناریوی دشمن بود که توسط وابسته های برانداز انجام شد».
وی همچنین گفت «شواهد و دلايلي داريم كه نشان ميدهد ساحت نيروهاي انقلابي، نظامي، امنيتي، اطلاعاتي از اين اقدام شرمآور مبرا است. بسيجيها، فداكارانه به خيابانها آمده و براي جلوگيري از تعرض به حقوق افراد و شكستن شيشههاي مغازهها كتك خوردند و دم بر نياوردند. نفوذيهاي جريان برانداز در سناريوي دشمن فساد واقدام كردند».
ادعای احمدی نژاد تنها دو روز پس از آن عنوان شد که رهبر جمهوری اسلامی وقوع «تخلفات و جنایت هایی در حوادث پس از انتخابات» را تائید کرد.
آیت الله خامنه ای در سخنان چهارشنبه گذشته خود ضمن تشکر از آنچه وی خدمات پلیس امنیت، نیروی انتظامی و بسیج» توصیف کرد، به طور ضمن تائید کرد که این جنایت ها را تعدادی از افراد وابسته به همین نهادها انجام داده اند و گفت «این خدمات بزرگ نباید موجب رسیدگی نکردن به برخی جرائم شود و اگر کسی با وابستگی به هر کدام از این سازمان ها، تخلف و جرمی مرتکب شده، باید کاملاً رسیدگی شود».
در حالی که آیت الله خامنه ای دو روز پیش گفت که «من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است»، محمود احمدی نژاد در اظهاراتی متناقض با سخنان رهبر جمهوری اسلامی، ادعا کرد انگلیس طراح اعتراض به تقلب انتخاباتی در ایران بوده، و بر روال معمول اظهاراتش این ادعا را به اظهارات یک «منبع ناشناس» متصل کرد ، و گفت «یكي از وزراي خارجه كشور دوست، پيام فرستاد كه اخيرا با وزير خارجه استعمار پير صحبت كرده و گفته چرا در انتخابات ايران اين همه توطئه ميكنيد و او پاسخ داده كه اين بار درست و برنامهريزي شده حركت ميكنيم و ميخواهيم كار نظام جمهوري اسلامي را تمام كنيم».
محمود احمدی نژاد که رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور را نیز بر عهده دارد و با برکناری چند هفته پیش محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات، خود شخصا سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده گرفته، در اظهارات روز جمعه اش با تاکید براینکه «بايد با کسانی که ساماندهی و تحريک کردند و خط دشمن را پياده کردند، برخورد جدی شود» از برخوردهای دیگری نیز خبر داد و گفت «با كساني كه در لباس دوست، دست به اقدام غيرانساني زدند، بدون گذشت و قاطعانه رفتار شود».
احمدی نژاد همچنین ناراحتیاش از خودداری کشورهای اروپایی در مورد ارسال تبریک را پنهان نکرد و آنها را تهدید کرد که «پس از استقرار دولت دهم، با قدرت چند برابري در صحنهها و جوامع بينالمللي» حضور خواهد یافت.
ستاد و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه که تحت نظر آیت الله خامنه ای فعالیت می کند جمعه این هفته در یک اقدام بی سابقه به احمدی نژاد و برخی وزرای پیشهادی وی برای تصدی در دولت بر آمده از کودتا، اجازه داد تا در نماز جمعه های تهران و شهرهای بزرگ دیگر به عنوان خطیب پیش از خطبه ها سخنرانی و برای خود تبلیغ کنند.
وی همچنین گفت «شواهد و دلايلي داريم كه نشان ميدهد ساحت نيروهاي انقلابي، نظامي، امنيتي، اطلاعاتي از اين اقدام شرمآور مبرا است. بسيجيها، فداكارانه به خيابانها آمده و براي جلوگيري از تعرض به حقوق افراد و شكستن شيشههاي مغازهها كتك خوردند و دم بر نياوردند. نفوذيهاي جريان برانداز در سناريوي دشمن فساد واقدام كردند».
ادعای احمدی نژاد تنها دو روز پس از آن عنوان شد که رهبر جمهوری اسلامی وقوع «تخلفات و جنایت هایی در حوادث پس از انتخابات» را تائید کرد.
آیت الله خامنه ای در سخنان چهارشنبه گذشته خود ضمن تشکر از آنچه وی خدمات پلیس امنیت، نیروی انتظامی و بسیج» توصیف کرد، به طور ضمن تائید کرد که این جنایت ها را تعدادی از افراد وابسته به همین نهادها انجام داده اند و گفت «این خدمات بزرگ نباید موجب رسیدگی نکردن به برخی جرائم شود و اگر کسی با وابستگی به هر کدام از این سازمان ها، تخلف و جرمی مرتکب شده، باید کاملاً رسیدگی شود».
در حالی که آیت الله خامنه ای دو روز پیش گفت که «من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است»، محمود احمدی نژاد در اظهاراتی متناقض با سخنان رهبر جمهوری اسلامی، ادعا کرد انگلیس طراح اعتراض به تقلب انتخاباتی در ایران بوده، و بر روال معمول اظهاراتش این ادعا را به اظهارات یک «منبع ناشناس» متصل کرد ، و گفت «یكي از وزراي خارجه كشور دوست، پيام فرستاد كه اخيرا با وزير خارجه استعمار پير صحبت كرده و گفته چرا در انتخابات ايران اين همه توطئه ميكنيد و او پاسخ داده كه اين بار درست و برنامهريزي شده حركت ميكنيم و ميخواهيم كار نظام جمهوري اسلامي را تمام كنيم».
محمود احمدی نژاد که رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور را نیز بر عهده دارد و با برکناری چند هفته پیش محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات، خود شخصا سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده گرفته، در اظهارات روز جمعه اش با تاکید براینکه «بايد با کسانی که ساماندهی و تحريک کردند و خط دشمن را پياده کردند، برخورد جدی شود» از برخوردهای دیگری نیز خبر داد و گفت «با كساني كه در لباس دوست، دست به اقدام غيرانساني زدند، بدون گذشت و قاطعانه رفتار شود».
احمدی نژاد همچنین ناراحتیاش از خودداری کشورهای اروپایی در مورد ارسال تبریک را پنهان نکرد و آنها را تهدید کرد که «پس از استقرار دولت دهم، با قدرت چند برابري در صحنهها و جوامع بينالمللي» حضور خواهد یافت.
ستاد و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه که تحت نظر آیت الله خامنه ای فعالیت می کند جمعه این هفته در یک اقدام بی سابقه به احمدی نژاد و برخی وزرای پیشهادی وی برای تصدی در دولت بر آمده از کودتا، اجازه داد تا در نماز جمعه های تهران و شهرهای بزرگ دیگر به عنوان خطیب پیش از خطبه ها سخنرانی و برای خود تبلیغ کنند.
مسایل «کوچک و حقیر» از نظر آقای خامنه ای
حضرت آقای سید علی خامنه ای، شکنجه، تجاوز، قتل و کشت و کشتار را مسایلی «کوچک و حقیر» می شمارد که در برابر «هتک آبروی نظام» اهمیت چندانی ندارند. از نظر او این موضوع که «معدود کسانی جان باخته اند» مساله مهمی نیست. به زبان ساده: حالا یک عده ای هم کشته شده اند که شده اند، مهم این است که آبروی نظام نرود. « هتك آبروی نظام» قلب حضرت آقای سید علی خامنه ای را جریحه دار کرده است.
به عقیده او آبروی نظام را کسانی که این قتل ها، شکنجه ها و تجاوز ها را کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را محمود احمدی نژاد دروغگو از بین نبرده است. بلکه آبروی نظام را همین ها از بین برده اند که اتفاقا کشته شده اند. همین ها که اتفاقا اعتراض به تقلب و خودکامگی داشته اند. امثال مهدی کروبی که شکنجه و قتل و تجاوز را فاش کرده آبروی نظام را برده اند. امثال آدم هایی که با درد و شرم فاش ساخته اند که به آنان تجاوز شده آبروی نظام را برده اند. نمی دانم در دستگاه ریاضیات ولی فقیه واژه «معدود» شامل چند نفر می شود. ولی فقیهی که به آیه صریح قرآنی هم محل نمیگذارد. آیه ۳۲ام سوره مائده که تاکید می کند هر کس انسانی را بکشد انگار که همه انسان ها را با هم کشته است.
از نظر خامنه ای این موضوع حقیر و کوچکی است. چیزی که در نظر آقای خامنه ای اهمیت ندارد «انسان» است. کرامت انسانی پیشکش! مهم برای او «حفظ نظام» است. «نظام» هم یعنی خود او با مقربان و دست و پا بوسان اطرافش. اوست که تعیین می کند چه چیزی هم آبروی نظام را می برد. این که حرف روی حرف ایشان نباشد، آبروی نظام است. قوانین موجود در رژیم ولایت فقیه از این مراقبت می کنند که مبادا نظام خدشه ببیند. مبادا بیضه نظام آسیب ببیند. آن چیزی که اهمیت ندارد فرد است. انسان است. سهراب و ندا و محمود و مصطفی در این دستگاه جایی ندارند. حقوقی ندارند. له می شوند. تازه آن ها که غیر خودی هستند، خودی ها هم اگر آبروی نظام را تهدید کنند له می شوند.
مگر با عباس پالیزدار چه کار کردند؟ مگر با زن سعید امامی چه کار کردند؟ مگر همین چندی پیش روزنامه کیهان با فرزند مطهری چه کار کرد؟ ادبیات آقای خامنه ای شبیه کیست؟ شما را یاد همان «خس و خاشاکی» که محمود احمدی نژاد بر زبان آورد نمیاندازد؟ «خس و خاشاک» هم «کوچک و حقیر» هستند. بی خود نیست که دیدگاه های احمدی نژاد به آقای خامنه ای نزدیک است. برای چنین کسی تعریف کردن داستان کشیدن خلخال از پای زن یهودی و واکنش امام علی (ع) فایده ای ندارد. خداوند بر قلب و گوش و چشم او قفلی بزرگ زده است. یاد آیه آخر سوره بقره می افتم: «و اذ قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالو انما نحن مصلحون». وقتی که به آن ها می گویی در زمین فساد نکنید، خون نریزید، تجاوز نکنید، شکنجه ندهید، بر می گیردند و با پر رویی جواب می دهند: ما! ما که آدم های خوبی هستیم. این کارها را هم برای خوبی و خیر خودتان می کنیم!
به عقیده او آبروی نظام را کسانی که این قتل ها، شکنجه ها و تجاوز ها را کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را محمود احمدی نژاد دروغگو از بین نبرده است. بلکه آبروی نظام را همین ها از بین برده اند که اتفاقا کشته شده اند. همین ها که اتفاقا اعتراض به تقلب و خودکامگی داشته اند. امثال مهدی کروبی که شکنجه و قتل و تجاوز را فاش کرده آبروی نظام را برده اند. امثال آدم هایی که با درد و شرم فاش ساخته اند که به آنان تجاوز شده آبروی نظام را برده اند. نمی دانم در دستگاه ریاضیات ولی فقیه واژه «معدود» شامل چند نفر می شود. ولی فقیهی که به آیه صریح قرآنی هم محل نمیگذارد. آیه ۳۲ام سوره مائده که تاکید می کند هر کس انسانی را بکشد انگار که همه انسان ها را با هم کشته است.
از نظر خامنه ای این موضوع حقیر و کوچکی است. چیزی که در نظر آقای خامنه ای اهمیت ندارد «انسان» است. کرامت انسانی پیشکش! مهم برای او «حفظ نظام» است. «نظام» هم یعنی خود او با مقربان و دست و پا بوسان اطرافش. اوست که تعیین می کند چه چیزی هم آبروی نظام را می برد. این که حرف روی حرف ایشان نباشد، آبروی نظام است. قوانین موجود در رژیم ولایت فقیه از این مراقبت می کنند که مبادا نظام خدشه ببیند. مبادا بیضه نظام آسیب ببیند. آن چیزی که اهمیت ندارد فرد است. انسان است. سهراب و ندا و محمود و مصطفی در این دستگاه جایی ندارند. حقوقی ندارند. له می شوند. تازه آن ها که غیر خودی هستند، خودی ها هم اگر آبروی نظام را تهدید کنند له می شوند.
مگر با عباس پالیزدار چه کار کردند؟ مگر با زن سعید امامی چه کار کردند؟ مگر همین چندی پیش روزنامه کیهان با فرزند مطهری چه کار کرد؟ ادبیات آقای خامنه ای شبیه کیست؟ شما را یاد همان «خس و خاشاکی» که محمود احمدی نژاد بر زبان آورد نمیاندازد؟ «خس و خاشاک» هم «کوچک و حقیر» هستند. بی خود نیست که دیدگاه های احمدی نژاد به آقای خامنه ای نزدیک است. برای چنین کسی تعریف کردن داستان کشیدن خلخال از پای زن یهودی و واکنش امام علی (ع) فایده ای ندارد. خداوند بر قلب و گوش و چشم او قفلی بزرگ زده است. یاد آیه آخر سوره بقره می افتم: «و اذ قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالو انما نحن مصلحون». وقتی که به آن ها می گویی در زمین فساد نکنید، خون نریزید، تجاوز نکنید، شکنجه ندهید، بر می گیردند و با پر رویی جواب می دهند: ما! ما که آدم های خوبی هستیم. این کارها را هم برای خوبی و خیر خودتان می کنیم!
گزارش تحقیقی «موج سبز آزادی» درباره مدرک دانشگاهی وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا
کامران دانشجو درباره مدرک دکترای خود دروغ میگوید
در روزهای گذشته، ایمیلهای زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسیهای اولیه «موج سبز آزادی» نشان میدهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائممقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلیاش دروغهای متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.
به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهامهای جدی در خصوص مدرک دانشگاهیاش روبهروست. این در حالی است که او از سالها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.
وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:
Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
این مجموعه تناقضها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه میکنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنالها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه میشویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاههای انگلیسی وی هیچ مقالهای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغالتحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجراییاش نشان میدهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.
تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
تحقیقات را گسترش میدهیم. به فرضیهای بر میخوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانهی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاههای لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی میکنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه میرسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم
ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا میکند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤالبرانگیز نیست؟
اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دستکم در سایتهای دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسیهای «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایاننامه آقای دانشجو پیدا نمیشود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایاننامهاش کجاست.
و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی میدانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم میتوان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایاننامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم میتوان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیتهای اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟



در روزهای گذشته، ایمیلهای زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسیهای اولیه «موج سبز آزادی» نشان میدهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائممقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلیاش دروغهای متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.
به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهامهای جدی در خصوص مدرک دانشگاهیاش روبهروست. این در حالی است که او از سالها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.
وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:
Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
این مجموعه تناقضها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه میکنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنالها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه میشویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاههای انگلیسی وی هیچ مقالهای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغالتحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجراییاش نشان میدهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.
تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
تحقیقات را گسترش میدهیم. به فرضیهای بر میخوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانهی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاههای لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی میکنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه میرسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم
ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا میکند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤالبرانگیز نیست؟
اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دستکم در سایتهای دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسیهای «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایاننامه آقای دانشجو پیدا نمیشود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایاننامهاش کجاست.
و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی میدانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم میتوان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایاننامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم میتوان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیتهای اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟
سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای جبهه اصلاحات:در صحنه میمانیم و «تغییر» را پیگیری میکنیم
سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای جبهه اصلاحات ضمن تاکید بر حضور قویتر اصلاحطلبان در صحنه و ادامه تلاش بیشتر با وجود هزینهها برای «تغییر» کمهزینه در کشور، تاکید کرد که انتظار مردم، تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کنندهای چون به رگبار بستن مردم و دستگیریهای غیرقانونی است.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رییس جمهور سابق کشورمان دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ضمن تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.
وی گفت:«:لازم میدانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاحطلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قویتر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»
وی با بیان اینکه«انقلاب اسلامیایران یکی از مهمترین فرازهای تاریخی ایران زمین است»، اظهار داشت:« این انقلاب مایه افتخار ما ایرانیان است، حرکتی مردمی برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پایبندی به موازین دینی با هدایت رهبری بزرگ.»
خاتمی افزود:« آنچه موجب میشود اصلاحطلبان قویتر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بیاعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیماناند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاباند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی میدانند.»
وی یاد آور شد:«جمهوری اسلامی در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادیخواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار در کنار ارزشهای اسلامی به سرعت نگاهها را به خود معطوف ساخت.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید میکند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« امروز باید مصممتر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاحطلبی یعنی "تغییر" پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
وی در ادامه اظهار داشت:« مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:« تمامی آنچه امروز نظارهگر آن هستیم، انگیزهای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواستههای به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهتگیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموختهایم.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«امروز هم سخن ما این است که "شائبه بیاثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهمترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود."»
وی ادامه داد:« اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت میکند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار داشت:« بیاعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیانهای هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی زیانبار وپرهزینه برای نظام بود.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:«از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایههای اجتماعی کشور بوده است.»
خاتمی ادامه داد:« آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار دادهاند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بیاعتنا به رأی مردم و حتی بیاعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده میشود؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی دستگاهها و تریبونهای در دست حکومت بر علیه چهرههای محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصار طلبانه است.»
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاههای کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریانهای مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»
خاتمی یادآور شد:«حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه، به اتفاق روند بازداشتها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانوادهها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال بردهاند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چارهاندیشی باشد.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهرههای خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روشها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حملهای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفتهاند.»
وی ادامه داد:« تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عدهای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان میشوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی متهم به خیانت در امانتاند. مگر همینها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.»
خاتمی سپس به برخوردهای دستگاه قضائیه با فعالان سیاسی و مردم بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها شدم و اینکه جلو با اهانتها، دستگیریها و نگهداریهای غیرقانونی متهمان و برگزاری دادگاههای ناسازگار با موازین را بگیرند، شدم و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیتشان که به اعتقاد من میتوانستند بسیار پرشکوهتر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.»
رئیس بنیاد باران افزود:«حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس محترم جدید قوه قضائیه است، جلوگیری از سمپاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»
به گفته رئیسجمهور سابق کشورمان، نمیتوان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.
خاتمی تصریح کرد:«از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کنندهای است که همگان شاهد آن بودهاند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابانها، دستگیریهای خلاف قانون، بازداشتگاههای غیر استاندارد، جنایات مسلمیکه مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومیشده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!»
وی با بیان اینکه «متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد»، افزود:« رسالت اصلاحطلبان و تمامی خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینهای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینهای دریغ نخواهیم کرد تا انشاءالله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.»
سید محمد خاتمی تصریح کرد:«به صراحت تأکید میکنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بیاساس بزرگترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارضاند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها سپس گفت:« همواره سخن ما در مجامع بینالمللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزشهای انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ایران بود در مقابل سایر جریانهایی متحجر، افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشتهاند؟»
وی تاکید کرد:« ما باید علیرغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاحطلبان و عقلای منصف از صحنه وارد میشود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینهها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«انشاءالله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»
در این دیدار اعضاءشورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم حفظ ارزشها و موازین انقلاب و راه امام (ره) تاکید کردند و تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و مصلحت کشور را لازم دانستند.
آنها همچنین لزوم ارتباط با مراجع عظام، علما و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس و قوه قضاییه را مورد تاکید قرار دادند و از محاکمات فرمایشی که بر خلاف موازین است اظهار نگرانی کردند.
اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تاکید کردند که پیگیری جنایتهایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته از جمله فجایعی که در بازداشتگاههایی چون کهریزک رخ داده،امری ضروری است و تسامح نسبت به آن به نظام و کشور لطمههای جبران ناپذیری وارد میآورد.
آنها همچنین اعلام خطر کردند که برخورد با نیروهای متعهد و البته معترض و حذف آنها بخصوص در دانشگاهها میتواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانه قرار دهد و پیگیری مطالبات به حق مردم نباید مورد غفلت قرار گیرد.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رییس جمهور سابق کشورمان دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ضمن تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.
وی گفت:«:لازم میدانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاحطلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قویتر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»
وی با بیان اینکه«انقلاب اسلامیایران یکی از مهمترین فرازهای تاریخی ایران زمین است»، اظهار داشت:« این انقلاب مایه افتخار ما ایرانیان است، حرکتی مردمی برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پایبندی به موازین دینی با هدایت رهبری بزرگ.»
خاتمی افزود:« آنچه موجب میشود اصلاحطلبان قویتر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بیاعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیماناند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاباند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی میدانند.»
وی یاد آور شد:«جمهوری اسلامی در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادیخواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار در کنار ارزشهای اسلامی به سرعت نگاهها را به خود معطوف ساخت.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید میکند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« امروز باید مصممتر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاحطلبی یعنی "تغییر" پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
وی در ادامه اظهار داشت:« مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:« تمامی آنچه امروز نظارهگر آن هستیم، انگیزهای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواستههای به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهتگیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموختهایم.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«امروز هم سخن ما این است که "شائبه بیاثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهمترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود."»
وی ادامه داد:« اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت میکند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار داشت:« بیاعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیانهای هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی زیانبار وپرهزینه برای نظام بود.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:«از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایههای اجتماعی کشور بوده است.»
خاتمی ادامه داد:« آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار دادهاند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بیاعتنا به رأی مردم و حتی بیاعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده میشود؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی دستگاهها و تریبونهای در دست حکومت بر علیه چهرههای محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصار طلبانه است.»
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاههای کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریانهای مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»
خاتمی یادآور شد:«حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه، به اتفاق روند بازداشتها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانوادهها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال بردهاند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چارهاندیشی باشد.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهرههای خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روشها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حملهای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفتهاند.»
وی ادامه داد:« تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عدهای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان میشوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی متهم به خیانت در امانتاند. مگر همینها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.»
خاتمی سپس به برخوردهای دستگاه قضائیه با فعالان سیاسی و مردم بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها شدم و اینکه جلو با اهانتها، دستگیریها و نگهداریهای غیرقانونی متهمان و برگزاری دادگاههای ناسازگار با موازین را بگیرند، شدم و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیتشان که به اعتقاد من میتوانستند بسیار پرشکوهتر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.»
رئیس بنیاد باران افزود:«حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس محترم جدید قوه قضائیه است، جلوگیری از سمپاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»
به گفته رئیسجمهور سابق کشورمان، نمیتوان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.
خاتمی تصریح کرد:«از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کنندهای است که همگان شاهد آن بودهاند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابانها، دستگیریهای خلاف قانون، بازداشتگاههای غیر استاندارد، جنایات مسلمیکه مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومیشده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!»
وی با بیان اینکه «متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد»، افزود:« رسالت اصلاحطلبان و تمامی خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینهای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینهای دریغ نخواهیم کرد تا انشاءالله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.»
سید محمد خاتمی تصریح کرد:«به صراحت تأکید میکنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بیاساس بزرگترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارضاند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها سپس گفت:« همواره سخن ما در مجامع بینالمللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزشهای انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ایران بود در مقابل سایر جریانهایی متحجر، افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشتهاند؟»
وی تاکید کرد:« ما باید علیرغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاحطلبان و عقلای منصف از صحنه وارد میشود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینهها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«انشاءالله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»
در این دیدار اعضاءشورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم حفظ ارزشها و موازین انقلاب و راه امام (ره) تاکید کردند و تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و مصلحت کشور را لازم دانستند.
آنها همچنین لزوم ارتباط با مراجع عظام، علما و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس و قوه قضاییه را مورد تاکید قرار دادند و از محاکمات فرمایشی که بر خلاف موازین است اظهار نگرانی کردند.
اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تاکید کردند که پیگیری جنایتهایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته از جمله فجایعی که در بازداشتگاههایی چون کهریزک رخ داده،امری ضروری است و تسامح نسبت به آن به نظام و کشور لطمههای جبران ناپذیری وارد میآورد.
آنها همچنین اعلام خطر کردند که برخورد با نیروهای متعهد و البته معترض و حذف آنها بخصوص در دانشگاهها میتواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانه قرار دهد و پیگیری مطالبات به حق مردم نباید مورد غفلت قرار گیرد.
ابتکاری دیگر در راستای پیگیری خلاقانهی اهداف جنبش
سایتی برای شهدای سبز
«شهدای سبز» نام سایتی است که توسط برخی فعالان و علاقهمندان برای زنده نگه داشتن نام و یاد شهدای نهضت سبز راهاندازی است.
به گزارش موج سبز آزادی، این سایت که در آدرس greenmartyrs.com قرار دارد، اسامی 72 شهید را با معرفی مختصر آنها گردآوری و منتشر کرده است. این سایت در دو بخش فارسی و انگلیسی طراحی شده، اما بخش انگلیسی آن هنوز کامل نشده است.
متاسفانه هنوز هیچ مرجع قابل اعتمادی، اطلاعات دقیقی درباره شهدای جنبش سبز منتشر نکرده است و هرچند نام 69 شهید به طور رسمی به مجلس ارائه شده، برخی منابع خارج از کشور به بیش از 100 نام اشاره کردهاند. دولت کودتا نیز آنقدر که برای جان مجروحان غزه و یا کشتهی مصری در آلمان ارزش قائل است، برای جان هموطنان خود و جوانان کشور ارزش قائل نیست؛ تا جایی که حتی نیازی به مشخص کردن تعداد کشتههای این مدت هم نمیبیند.
«موج سبز آزادی» از دیگر کسانی که طرحهای
«شهدای سبز» نام سایتی است که توسط برخی فعالان و علاقهمندان برای زنده نگه داشتن نام و یاد شهدای نهضت سبز راهاندازی است.
به گزارش موج سبز آزادی، این سایت که در آدرس greenmartyrs.com قرار دارد، اسامی 72 شهید را با معرفی مختصر آنها گردآوری و منتشر کرده است. این سایت در دو بخش فارسی و انگلیسی طراحی شده، اما بخش انگلیسی آن هنوز کامل نشده است.
متاسفانه هنوز هیچ مرجع قابل اعتمادی، اطلاعات دقیقی درباره شهدای جنبش سبز منتشر نکرده است و هرچند نام 69 شهید به طور رسمی به مجلس ارائه شده، برخی منابع خارج از کشور به بیش از 100 نام اشاره کردهاند. دولت کودتا نیز آنقدر که برای جان مجروحان غزه و یا کشتهی مصری در آلمان ارزش قائل است، برای جان هموطنان خود و جوانان کشور ارزش قائل نیست؛ تا جایی که حتی نیازی به مشخص کردن تعداد کشتههای این مدت هم نمیبیند.
«موج سبز آزادی» از دیگر کسانی که طرحهای
نشست کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه، در منزل شیوا نظرآهاری
شیوا نظرآهاری، در دفاع از انسانها خط قرمز نمیشناخت
جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی از احزاب و گروههای مختلف، به دعوت کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با حضور در منزل شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر بازداشت شده و دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر با خانواده وی دیدار کردند.
در ابتدای این دیدار مادر شیوا نظرآهاری ضمن تشکر از حاضران به تشریح آخرین وضعیت دخترش پرداخت و گفت: «شیوا از روز بعد از انتخابات که در محل کارش بازداشت شده است در زندان اوین محبوس است و مدت زمان زیادی را در انفرادی گذرانده است».
وی با یادآوری اینکه به گذشت 80 روز از بازداشت شیوا نظرآهاری گفت: «در آخرین ملاقاتی که با شیوا به شکل کابینی در اوین داشتم دخترم تاکید کرد که هنوز روند بازجوییها ادامه دارد و مشخص نیست بعد از گذشت 80 روز در خصوص چه مسایلی همچنان از فرزندم سوال و جواب میکنند»؟
خانم نظرآهاری با اشاره به سخنان بازجو در خصوص فعالیتهای شیوا نظرآهاری گفت: «وقتی این سوال را مطرح کردم که چرا با فرزند من برخورد کردهاید پاسخ دادند که دختر شما میخواهد از هر آدم دو پا و یک سر فارغ از عقیده و مرامش دفاع کند و اصلا خط قرمزی را رعایت نمیکند».
در ادامه این دیدار حسن اسدی زیدآبادی دبیر کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه و عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم با اشاره به فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «خانم نظرآهاری با توجه به سن کم، گستره فعالیتهای حقوق بشری خود را در مواردی تعریف کرده بود که شاید بسیاری دیگر از فعالان حقوق بشری به سراغ آن نمیرفتند».
اسدی زیدآبادی با بیان اینکه "معدود کسانی را در میان فعالان حقوق بشر دیدهام که مانند شیوا نظرآهاری این چنین زندگی شخصی خود را وقف پیگیری مسایل حقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر بکنند" ادامه داد: «نکته برجسته در فعالیتهای خانم نظرآهاری تمرکز در حوزههای تخصصی حقوق بشر در کنار هماهنگی با کل جنبش حقوق بشر در ایران بود به طوریکه گرچه طی یکی دو سال گذشته بیشتر فعالیتهای خود را در زمینه کودکان کار و زنان بیسرپرست ادامه میداد اما همزمان به طور جدی وقتی مسایلی مانند نحوه برخورد با متهمان و یا موج اعدام گسترده افراد زیر 18 سال مطرح میشد در این گونه مسایل نیز فعال میشد».
اسدی زیدآبادی همچنین به بیانیه نهادهای مدنی و حقوق بشری بیش از 25 کشور آسیایی در محکومیت بازداشت شیوا نظرآهاری در نشست سالانه تشکلهای آسیایی حقوق بشر در کشور اردن که چندی پیش برگزار شد اشاره کرد.
سیامک طاهری از فعالان چپ نیز در این دیدار، روحیه خانواده زندانیان سیاسی بعد از انتخابات را ستود و گفت: «ما در دیدارهایی که به همراه کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با خانواده زندانیان سیاسی داشتهایم اگرچه قصد روحیه بخشی به آنها را مد نظر داشته ایم اما حقیقت آن است که در واقع ما از آنان روحیه گرفتهایم».
طاهری در ادامه گفت: «همواره در زمانی که حساسیت ملت ایران در برابر اتفاقات مملکت از بین رفته است، کشور ما در برابر دشمن خارجی آسیب پذیر شده و نتوانستهایم از کشور خود دفاع کنیم همانند حمله اعراب و یا قوم مغول که اینچنین بوده است».
طاهری گفت: «وقتی اعتماد عمومی از جامعه رخت بر میبندد، وقتی رسانههای عمومی بی اعتبار میشوند و زمانی که حکومت فقط به سرکوب میاندیشد و هیچ تلاشی برای بازیابی اعتماد از دست رفته مردم انجام نمیدهد استقلال ملی به خطر خواهد افتاد چرا که حساسیت جامعه از میان خواهد رفت».
طاهری با بی خاصیت دانستن دادگاهها و کیفرخواستهای فرمایشی گفت: «بازداشت عدهای از فعالان سیاسی و مجبور کردن انها به سخنانی بر خلاف اعتقادات خود قبل از زندان بی پایه و اساس است». طاهری همچنین موج بحران عظیم اقتصادی پیش رو در کشور را خطرناک تر از بحران سیاسی دانست و تصریح کرد: «با توجه به وضعیت اقتصاد داخلی و ویرانی پایههای اقتصادی کشور آینده خوبی برای کشور ما متاسفانه پیش بینی نمیشود».
در ادامه این دیدار سید عسگری از فعالان سیاسی از اعضای حزب ملت ایران نیز با تشریح فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «هوشمندی خانم نظرآهاری در خصوص درک مفاهیم حقوق بشری ستودنی است».
سید عسگری گفت: «در مورد بازداشتگاه کهریزک که این روزها جنایات اتفاق افتاده در آن در کانون اخبار جهانی قرار گرفته است، از دو سال پیش و در زمان اجرای طرح برخورد با اراذل و اوباش خانم نظرآهاری بارها و بارها اطلاع رسانی کرده و با صدور بیانیههای متعدد و مصاحبه به اطلاع رسانی در خصوص وضعیت فاجعه بار این محل پرداخته بود اما متاسفانه توجه لازم به این اقدامات نشد».
سید عسگری همچنین با اشاره به فعالیتهای نظرآهاری در انجمن دفاع از حقوق کودکان کار گفت: «ایشان برای تدریس و تعلیم کودکان کار هر روز به مرکز این ان جی او که در جنوب غرب تهران در پاسگاه نعمت آباد واقع بود میرفت و بدون هیچ چشمداشتی به کودکان کار تدریس میکرد. حضور این جمع نه تنها برای روحیه بخشی به خانواده نظرآهاری بلکه برای ادای احترام به فعالیتهای شیوا نظرآهاری طی این سالهاست».
در ادامه این دیدار علیرضا جباری عضو کانون نویسندگان ایران نیز، آشنایی خود با شیوا نظرآهاری را مربوط به دیدار فعالان مدنی با وی بعد از آزادی از زندان دانست و گفت: «سالها قبل هنگامی که از زندان به مرخصی آمده بودم خانم نظرآهاری به همراه جمعی از دوستان به دیدارم آمدند و از آن تاریخ به بعد همواره در جریان دیدار با خانواده زندانیان سیاسی خانم نظرآهاری را علیرغم سن کم، پیشقدم دیدم».
جباری گفت: «شیوا نظرآهاری جزو فعالانی بود که بار سنگینی را در خصوص فعالیتهای اجتماعی بر دوش میکشید و امیدواریم که هر چه زودتر شاهد آزادی ایشان باشیم». جباری همچنین بر لزوم اتحاد عمومی نیروهای دموکراسی خواه برای ایستادگی در برابر سرکوبهای سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.
در این دیدار میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز با تاکید بر فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «نکتهای که شاید بدان اشاره نشد آن بود که خانم نظرآهاری علاوه بر فعالیت به عنوان یک مددکار اجتماعی و یک فعال حقوق بشری در خصوص حوزه دانشجویی نیز همواره فعالیتهای جدی داشتند به گونهای که به دلیل همین فعالیتها از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم گشت».
میلاد اسدی گفت: «از سالهای قبل موجی راه افتاد تا فعالان دانشجویی را به دلیل پیگیری مطالباتشان از حقوق ذاتی مانند حق تحصیل محروم سازند اما افرادی مانند خانم نظرآهاری با ایستادگی بر خواستههاشان این حرکت حاکمیت را بی اثر کردند و بدین شکل حکومت اکنون حق آزادی و حضور آنان در اجتماع را سلب کرده و آنها را به زندان انداخته است».
اسدی با اشاره به اظهارات احمدینژاد گفت: «احمدینژاد در جریان مناظرههای تلویزیونی به صراحت وجود دانشجویان سه ستاره را انکار کرد در حالی که این دانشجویان در حال حاضر در بازداشت به سر میبرند و امسال نیز در اعلان نتایج کنکور کارشناسی ارشد برخی فعالان دانشجویی از تحصیل محروم شدهاند که جزئیات این محرومیتها به زودی از سوی دفتر تحکیم وحدت منتشر خواهد شد».
در این دیدار همچنین سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد نیز با اشاره به فعالیتهای صنفی شیوا نظرآهاری در این دانشگاه گفت: «مهمترین خصوصیت شیوا نظرآهاری دفاع از انسانها تنها به صرف انسان بودن آنها است او فارغ از هر نوع مرزبندی در حیطههای مختلفی از جمله حقوق اقلیتهای دینی و قومی تلاش میکرد و پیگیریهای او در خصوص موارد نقض حقوق دانشجویان در دانشگاه آزاد شاید موجب گردید تا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد نیز محروم گردد».
گفتنی است شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل در تاریخ 23 خردادماه در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خانم نظرآهاری27 ساله فارغالتحصیل مهندسی عمران از دانشگاه آزاد تهران جنوب است که در سال گذشته به دلیل سه ستاره شدن امکان ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد را نیافت. نظرآهاری همچنین دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر، نهاد حقوق بشری که به پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی میپردازد، میباشد. او همچنین از فعالان حقوق کودکان کار و عضو جمعیت کودکان کار و خیابان است.
جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی از احزاب و گروههای مختلف، به دعوت کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با حضور در منزل شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر بازداشت شده و دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر با خانواده وی دیدار کردند.
در ابتدای این دیدار مادر شیوا نظرآهاری ضمن تشکر از حاضران به تشریح آخرین وضعیت دخترش پرداخت و گفت: «شیوا از روز بعد از انتخابات که در محل کارش بازداشت شده است در زندان اوین محبوس است و مدت زمان زیادی را در انفرادی گذرانده است».
وی با یادآوری اینکه به گذشت 80 روز از بازداشت شیوا نظرآهاری گفت: «در آخرین ملاقاتی که با شیوا به شکل کابینی در اوین داشتم دخترم تاکید کرد که هنوز روند بازجوییها ادامه دارد و مشخص نیست بعد از گذشت 80 روز در خصوص چه مسایلی همچنان از فرزندم سوال و جواب میکنند»؟
خانم نظرآهاری با اشاره به سخنان بازجو در خصوص فعالیتهای شیوا نظرآهاری گفت: «وقتی این سوال را مطرح کردم که چرا با فرزند من برخورد کردهاید پاسخ دادند که دختر شما میخواهد از هر آدم دو پا و یک سر فارغ از عقیده و مرامش دفاع کند و اصلا خط قرمزی را رعایت نمیکند».
در ادامه این دیدار حسن اسدی زیدآبادی دبیر کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه و عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم با اشاره به فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «خانم نظرآهاری با توجه به سن کم، گستره فعالیتهای حقوق بشری خود را در مواردی تعریف کرده بود که شاید بسیاری دیگر از فعالان حقوق بشری به سراغ آن نمیرفتند».
اسدی زیدآبادی با بیان اینکه "معدود کسانی را در میان فعالان حقوق بشر دیدهام که مانند شیوا نظرآهاری این چنین زندگی شخصی خود را وقف پیگیری مسایل حقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر بکنند" ادامه داد: «نکته برجسته در فعالیتهای خانم نظرآهاری تمرکز در حوزههای تخصصی حقوق بشر در کنار هماهنگی با کل جنبش حقوق بشر در ایران بود به طوریکه گرچه طی یکی دو سال گذشته بیشتر فعالیتهای خود را در زمینه کودکان کار و زنان بیسرپرست ادامه میداد اما همزمان به طور جدی وقتی مسایلی مانند نحوه برخورد با متهمان و یا موج اعدام گسترده افراد زیر 18 سال مطرح میشد در این گونه مسایل نیز فعال میشد».
اسدی زیدآبادی همچنین به بیانیه نهادهای مدنی و حقوق بشری بیش از 25 کشور آسیایی در محکومیت بازداشت شیوا نظرآهاری در نشست سالانه تشکلهای آسیایی حقوق بشر در کشور اردن که چندی پیش برگزار شد اشاره کرد.
سیامک طاهری از فعالان چپ نیز در این دیدار، روحیه خانواده زندانیان سیاسی بعد از انتخابات را ستود و گفت: «ما در دیدارهایی که به همراه کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با خانواده زندانیان سیاسی داشتهایم اگرچه قصد روحیه بخشی به آنها را مد نظر داشته ایم اما حقیقت آن است که در واقع ما از آنان روحیه گرفتهایم».
طاهری در ادامه گفت: «همواره در زمانی که حساسیت ملت ایران در برابر اتفاقات مملکت از بین رفته است، کشور ما در برابر دشمن خارجی آسیب پذیر شده و نتوانستهایم از کشور خود دفاع کنیم همانند حمله اعراب و یا قوم مغول که اینچنین بوده است».
طاهری گفت: «وقتی اعتماد عمومی از جامعه رخت بر میبندد، وقتی رسانههای عمومی بی اعتبار میشوند و زمانی که حکومت فقط به سرکوب میاندیشد و هیچ تلاشی برای بازیابی اعتماد از دست رفته مردم انجام نمیدهد استقلال ملی به خطر خواهد افتاد چرا که حساسیت جامعه از میان خواهد رفت».
طاهری با بی خاصیت دانستن دادگاهها و کیفرخواستهای فرمایشی گفت: «بازداشت عدهای از فعالان سیاسی و مجبور کردن انها به سخنانی بر خلاف اعتقادات خود قبل از زندان بی پایه و اساس است». طاهری همچنین موج بحران عظیم اقتصادی پیش رو در کشور را خطرناک تر از بحران سیاسی دانست و تصریح کرد: «با توجه به وضعیت اقتصاد داخلی و ویرانی پایههای اقتصادی کشور آینده خوبی برای کشور ما متاسفانه پیش بینی نمیشود».
در ادامه این دیدار سید عسگری از فعالان سیاسی از اعضای حزب ملت ایران نیز با تشریح فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «هوشمندی خانم نظرآهاری در خصوص درک مفاهیم حقوق بشری ستودنی است».
سید عسگری گفت: «در مورد بازداشتگاه کهریزک که این روزها جنایات اتفاق افتاده در آن در کانون اخبار جهانی قرار گرفته است، از دو سال پیش و در زمان اجرای طرح برخورد با اراذل و اوباش خانم نظرآهاری بارها و بارها اطلاع رسانی کرده و با صدور بیانیههای متعدد و مصاحبه به اطلاع رسانی در خصوص وضعیت فاجعه بار این محل پرداخته بود اما متاسفانه توجه لازم به این اقدامات نشد».
سید عسگری همچنین با اشاره به فعالیتهای نظرآهاری در انجمن دفاع از حقوق کودکان کار گفت: «ایشان برای تدریس و تعلیم کودکان کار هر روز به مرکز این ان جی او که در جنوب غرب تهران در پاسگاه نعمت آباد واقع بود میرفت و بدون هیچ چشمداشتی به کودکان کار تدریس میکرد. حضور این جمع نه تنها برای روحیه بخشی به خانواده نظرآهاری بلکه برای ادای احترام به فعالیتهای شیوا نظرآهاری طی این سالهاست».
در ادامه این دیدار علیرضا جباری عضو کانون نویسندگان ایران نیز، آشنایی خود با شیوا نظرآهاری را مربوط به دیدار فعالان مدنی با وی بعد از آزادی از زندان دانست و گفت: «سالها قبل هنگامی که از زندان به مرخصی آمده بودم خانم نظرآهاری به همراه جمعی از دوستان به دیدارم آمدند و از آن تاریخ به بعد همواره در جریان دیدار با خانواده زندانیان سیاسی خانم نظرآهاری را علیرغم سن کم، پیشقدم دیدم».
جباری گفت: «شیوا نظرآهاری جزو فعالانی بود که بار سنگینی را در خصوص فعالیتهای اجتماعی بر دوش میکشید و امیدواریم که هر چه زودتر شاهد آزادی ایشان باشیم». جباری همچنین بر لزوم اتحاد عمومی نیروهای دموکراسی خواه برای ایستادگی در برابر سرکوبهای سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.
در این دیدار میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز با تاکید بر فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «نکتهای که شاید بدان اشاره نشد آن بود که خانم نظرآهاری علاوه بر فعالیت به عنوان یک مددکار اجتماعی و یک فعال حقوق بشری در خصوص حوزه دانشجویی نیز همواره فعالیتهای جدی داشتند به گونهای که به دلیل همین فعالیتها از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم گشت».
میلاد اسدی گفت: «از سالهای قبل موجی راه افتاد تا فعالان دانشجویی را به دلیل پیگیری مطالباتشان از حقوق ذاتی مانند حق تحصیل محروم سازند اما افرادی مانند خانم نظرآهاری با ایستادگی بر خواستههاشان این حرکت حاکمیت را بی اثر کردند و بدین شکل حکومت اکنون حق آزادی و حضور آنان در اجتماع را سلب کرده و آنها را به زندان انداخته است».
اسدی با اشاره به اظهارات احمدینژاد گفت: «احمدینژاد در جریان مناظرههای تلویزیونی به صراحت وجود دانشجویان سه ستاره را انکار کرد در حالی که این دانشجویان در حال حاضر در بازداشت به سر میبرند و امسال نیز در اعلان نتایج کنکور کارشناسی ارشد برخی فعالان دانشجویی از تحصیل محروم شدهاند که جزئیات این محرومیتها به زودی از سوی دفتر تحکیم وحدت منتشر خواهد شد».
در این دیدار همچنین سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد نیز با اشاره به فعالیتهای صنفی شیوا نظرآهاری در این دانشگاه گفت: «مهمترین خصوصیت شیوا نظرآهاری دفاع از انسانها تنها به صرف انسان بودن آنها است او فارغ از هر نوع مرزبندی در حیطههای مختلفی از جمله حقوق اقلیتهای دینی و قومی تلاش میکرد و پیگیریهای او در خصوص موارد نقض حقوق دانشجویان در دانشگاه آزاد شاید موجب گردید تا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد نیز محروم گردد».
گفتنی است شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل در تاریخ 23 خردادماه در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خانم نظرآهاری27 ساله فارغالتحصیل مهندسی عمران از دانشگاه آزاد تهران جنوب است که در سال گذشته به دلیل سه ستاره شدن امکان ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد را نیافت. نظرآهاری همچنین دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر، نهاد حقوق بشری که به پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی میپردازد، میباشد. او همچنین از فعالان حقوق کودکان کار و عضو جمعیت کودکان کار و خیابان است.
خبر ویژه - تبدیل سازمان سنجش به مرکز جذب جاسوس در دانشگاهها
در حالی که خبر میرسد در کنکور فوق لیسانس امسال نیز گروهی از دانشجویان حائز رتبههای بالا، ستارهدار و محروم از ادامه تحصیل شدهاند، «موج سبز آزادی» خبردار شده که نیروهای امنیتی در پوشش سازمان سنجش و با استقرار در ساختمان مرکزی این سازمان در خیابان کریمخان زند، اقدام به جذب منبع و مخبر (جاسوس) از میان پذیرفتهشدگان کنکور میکنند.
به گزارش موج سبز آزادی، برخی موارد تلاشها برای استخدام منبع در خصوص کسانی انجام میشود که در کنکور اخیر فوق لیسانس پذیرفته شدهاند، اما ثبت نام آنها به همکاری با تشکیلات اطلاعاتی منوط شده و از سابقهی عضویت در ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و تهدید در این باره نیز به عنوان یک حربهی فشار برای جلب همکاری استفاده شده است.
این در حالی است که همزمان خبر میرسد با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد مشخص شده که تعدادی از دانشجویان با وجود کسب رتبههای بسیار بالا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم شدهاند.
سایت ادوار نیوز که از ستارهدار شدن تعداد جدیدی از دانشجویان خبر داده، همزمان به انکار وجود دانشجویان ستارهدار توسط احمدی نژاد در جریان رقابتهای انتخاباتی پیشین اشاره کرده و نیز خبر داده که شیوا نظرآهاری، از زندانیان سیاسی اخیر، تحت فشار است تا این واقعیت را که او یک دانشجوی محروم از تحصیل بوده است، انکار کند.
میلاد اسدی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز به تازگی خبر داده که این تشکل مهم دانشجویی به زودی موارد محرومیت از تحصیل کنکور اخیر را که به گفتهی این عضو تحکیم «امسال به شکل جدیدی انجام گرفته است» منتشر خواهد کرد.
به گزارش موج سبز آزادی، برخی موارد تلاشها برای استخدام منبع در خصوص کسانی انجام میشود که در کنکور اخیر فوق لیسانس پذیرفته شدهاند، اما ثبت نام آنها به همکاری با تشکیلات اطلاعاتی منوط شده و از سابقهی عضویت در ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و تهدید در این باره نیز به عنوان یک حربهی فشار برای جلب همکاری استفاده شده است.
این در حالی است که همزمان خبر میرسد با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد مشخص شده که تعدادی از دانشجویان با وجود کسب رتبههای بسیار بالا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم شدهاند.
سایت ادوار نیوز که از ستارهدار شدن تعداد جدیدی از دانشجویان خبر داده، همزمان به انکار وجود دانشجویان ستارهدار توسط احمدی نژاد در جریان رقابتهای انتخاباتی پیشین اشاره کرده و نیز خبر داده که شیوا نظرآهاری، از زندانیان سیاسی اخیر، تحت فشار است تا این واقعیت را که او یک دانشجوی محروم از تحصیل بوده است، انکار کند.
میلاد اسدی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز به تازگی خبر داده که این تشکل مهم دانشجویی به زودی موارد محرومیت از تحصیل کنکور اخیر را که به گفتهی این عضو تحکیم «امسال به شکل جدیدی انجام گرفته است» منتشر خواهد کرد.
برادر هاشمی رفسنجانی از ناگفتههای برخورد ماموران با عروس آیتالله رفسنجانی میگوید
بعد از 30سال که از تاسيس نظام جمهوري اسلامي مي گذرد خانواده هاشمي رفسنجاني همچنان در کانون توجهات سياسي و رسانهيي هستند. بعد از اعتراضات به انتخابات دو بار خبر دستگيري خانواده آيت الله هاشمي رفسنجاني منتشر شد. محمد هاشمي برادر رئيس مجلس خبرگان در گزارش کوتاهي ناگفتههايي از برخورد ماموران با عروس آيت الله هاشمي رفسنجاني را بازگو ميکند. متن کامل این گفتگو که در روزنامه اعتماد منتشر شده به شرح زیر است:
-ماجراي دستگيري برخي از اعضاي خانواده آقاي هاشمي چه بود؟
در نوبت اول که خانم فائزه و چند تن از بستگان دستگير شدند، اعلام کردند نيروي انتظامي دختر آقاي هاشمي را گرفته براي اينکه مردم به ايشان آسيب نرسانند، در حقيقت توجيه آنها براي اين اقدام اين بود. ولي در مورد دوم که عروس ايشان همسر آقاي مهدي هاشمي دستگير شد، نمي دانم ايشان را شناسايي کرده بودند يا ايشان را به عنوان يک فرد عادي دستگير کرده بودند چون نسبت به ايشان بدرفتاري کرده و ايشان را ضرب و شتم کرده بودند. اما از اطلاع يا عدم اطلاع آنها از اينکه ايشان عروس آقاي هاشمي است، آگاه نيستم. رفتاري که با ايشان شده بود حتي به عنوان يک فرد عادي دور از ارزش هاي اسلامي و انساني بوده است.
-از نگاه شما منشاء اين خصومت و دشمني چيست؟
اين طور به نظر مي رسد که شخص آقاي هاشمي مطرح نيست، شخصيت هاشمي است که مطرح است. آناني که مي خواهند قرائتي متفاوت از قرائت فکر امام را در جامعه پياده کنند به خوبي مي دانند افرادي چون هاشمي مانع بزرگي برايشان محسوب مي شود و نمي توانند به راحتي از اين مانع عبور کنند. پايگاه حضرت امام(ره) هنوز آنقدر ضعيف نشده است که آنها هر کاري مي خواهند انجام دهند. ياران امام در صحنه حضور دارند. اعتراضاتي که نسبت به اين جملات مطرح شد نشان مي دهد طرفداران امام در صحنه هستند. شفافيت مرزها نمي گذارد آقايان شرايط کشور را به 30 سال پيش برگردانند. اسلام و امام تمام افتخارش اين بود که حضورشان پاياني بود بر اين نوع تفکرات. بنابراين دوران سختي پيش رو داريم و ان شاءالله خدا کمک کند از اين مرحله سخت عبور کنيم.
-چگونه مي توانيد يا مي خواهيد از اين مرحله عبور کنيد؟
تمام تلاش امام در دوراني که در تبعيد به سر مي بردند اين بود که به عده يي در حوزه ها ثابت کنند اسلام حکومت دارد. مگر مي شود دين حکومت نداشته باشد. ايشان حکومت ديني را حکومت مردمي کردند. در صحبت هاي مختلف هميشه حرف هاي منتقدان را مبني بر اينکه اسلام برنامه ندارد، نقض کردند و با اين کار خود مي خواستند اسلام واقعي را به همگان نشان دهند. ايشان کارهايي را که خود مردم مي توانستند انجام دهند به مردم سپردند. اما امروز مي بينيم حتي به اين مساله نيز خدشه وارد مي کنند. با رفتارهايي که با مردم مي شود چهره نظام را خدشه دار مي کنند. حتي دستاورد حکومتي زمان امام زير سوال مي رود.
مي خواهم بگويم راه برون رفت از اين وضعيت اين است که رفتار و سيره امام را به عنوان الگوي حکومتي در عصر حاضر قرار دهيم و تلاش کنيم اين سيره الگوي جمهوري اسلامي قرار بگيرد. اگر هم قرار است وحدتي برقرار شود بايد حول امام، راه امام و انديشه امام وحدت به وجود آيد و با تمام دشمنان اين نگاه برخورد شود.
-شما اشاره کرديد اين نگاه دشمني با نگاه امام دارد. آيا وحدت با دشمن امکان پذير است؟
با دشمن نمي شود وحدت برقرار کرد اما مي شود به تفاهم رسيد. البته همه کساني که با سيره و انديشه امام مخالفت مي کنند قصد دشمني ندارند بلکه مخالفت آنها ناشي از برداشت هاي غلط و کج سليقگي است. البته در اين ميان هستند افرادي که عناد دارند و هدف شان انحراف از خط امام است.
-چگونه مي توان به اين وحدت دست يافت؟
در حال حاضر چون شفاف سازي صورت گرفته به راحتي مي شود فهميد با چه کساني امکان وحدت وجود دارد.
-آيا مي شود گفت نيروهاي خط امام در يک جبهه قرار گرفته اند؟
اين طور به نظر مي رسد. اظهارنظر درباره اينکه همه لزوماً در يک جبهه هستند يا نه، دشوار است. ولي بسياري از ياران قديمي دغدغه هاي فکري مشترکي پيدا کرده اند اما ممکن است از نظر سياسي در يک جبهه نباشند.
-در انتخابات گذشته خانواده آقاي هاشمي يک طرف ماجرا بودند يا به عنوان نامزد انتخابات يا به عنوان مجري انتخابات. اين انتخابات از آن دست انتخاباتي بود که خانواده آقاي هاشمي هيچ نقشي نداشتند. اما باز هم نوک پيکان انتقادات و اعتراضات متوجه ايشان بود. شما تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد، چرا؟
در مثل مناقشه نيست. ما در تاريخ از اين گونه موارد زياد داريم. يکي از موارد مشهور آن صحراي کربلا است. زماني که امام حسين(ع) فرمودند به چه جرمي قصد کشتن مرا داريد، عده يي گفتند «بذنب ابي»، يعني از روي کينه يي که به حضرت علي(ع) داريم چنين قصدي داريم. در امام حسين موضوعي نديدند که مستوجب قتل باشد. حالا هم مي بينم همين منطق در مورد آقاي هاشمي وجود دارد. نقشي که آقاي هاشمي از پيدايش نهضت امام(ره) تاکنون ايفا کرده اند براي عده يي کينه شده است و نمي توانند از آن بگذرند. ايشان را ترور کردند، موفق نشدند. ترور شخصيتي کردند اما باز هم نتوانستند ايشان را از قلب مردم بيرون کنند چون بالاخره ياران امام به آقاي هاشمي به عنوان يک قهرمان مبارز مي نگرند. الان هم آقاي هاشمي مي تواند از انحرافات و پايمال شدن انديشه هاي امام جلوگيري کند. الان افرادي پيدا شده اند که مهم ترين وظيفه شان تهمت زدن به آقاي هاشمي است.
-فکر مي کنيد اين افراد متوجه جايگاه آقاي هاشمي در بين مردم هستند و اين تهمت ها را مي زنند؟
اتفاقاً بحث من اين است. اگر مردم از آقاي هاشمي استقبال نمي کردند و فکر نمي کردند آقاي هاشمي جايگاهي ندارد که مهم نبود. آنها وقتي فهميدند نتوانسته اند مردم را از آقاي هاشمي و آقاي هاشمي را از مردم بگيرند دقيقاً صحبت هاي امام را يادآوري مي کند که فرمودند؛ «ملت بزرگ اسلام مصمم است به نهضت اسلامي خود ادامه دهد و اجازه دخالت خيانتکاران را در کشور خود ندهد». چيزي که ما امروز در آينه مي بينيم، امام 30 سال پيش در خشت خام مي ديدند. پيام امام براي آقاي هاشمي در 30 سال پيش مثل اين است که امروز صادر شده است.
-پيش بيني مي کرديد از نماز جمعه آقاي هاشمي تا اين اندازه استقبال شود؟
اينچنين جمعيتي براي من غيرقابل پيش بيني نبود. هفته يي که اعلام شد نماز را آقاي هاشمي اقامه مي کنند هيجاني در بين مردم به چشم خورد. بنابراين غيرقابل پيش بيني نبود. نکته مهم اين ماجرا اين است که وقتي بدخواهان آقاي هاشمي (به تعبير امام) فهميدند هيچ کدام از تهمت ها و ناسزاهايشان نه تنها تاثيري در ذهن مردم نداشته بلکه باعث تثبيت جايگاه ايشان نيز شده اين عاملي براي تشديد کينه شد.
-به همين دليل نماز جمعه دوم برگزار نشد؟
دلايل لغو شدن نماز جمعه ايشان را نمي دانم. پيرامون نماز جمعه، دفعه قبل مردم را کتک زدند و ايشان بسيار ناراحت و کسل شدند و گفتند چرا بايد در نماز مردم را کتک بزنند؟ بعد به خاطر اينکه اين حوادث تکرار نشود از حضور در نماز جمعه خودداري کردند.
-هر بار که ايشان بخواهند نماز جمعه را اقامه کنند حتماً با چنين استقبالي روبه رو خواهند بود. آيا اين به اين معناست که بايد تريبون نماز جمعه را ترک کنند؟
اولاً من تصور نمي کنم ايشان نماز جمعه را ترک کنند. ثانياً ما اميدواريم مخالفان آقاي هاشمي واقعاً مصلحت نظام را در نظر بگيرند. اگر نماز جمعه نمازي دشمن شکن است و بايد باشکوه برگزار شود، اين نشانه اقتدار نظام است و به شخص آقاي هاشمي مربوط نمي شود. ايشان يکي از ارکان نظام هستند. بنابراين اگر بخواهند اقتدار نظام حفظ شود بايد ارکان نظام مثل آقاي هاشمي حفظ شوند و اين بعد از 30 سال افتخار بزرگي براي ملت و مسوولان نظام است که ما مي بينيم به رغم همه اتهاماتي که دشمنان خارجي و دوستان نادان داخلي به ما زدند و رفتار ناشايستي داشتند باز هم وقتي جايي سخن از ياران نظام و اصالت نظام به ميان مي آيد مردم در صحنه حاضر مي شوند.
-آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام آمادگي اين را دارد با اين شرايطي که کشور در آن قرار گرفته به سمت تلطيف فضا برود؟
اين مساله جزء مسووليت هاي مجمع است. يعني در قانون اساسي ظرفيتي که براي حل موضوع يا معضلات پيش بيني شده، مجمع است. مجمع است که اين مهم را بر عهده دارد. اما اينجا شيوه يي داريم به اين معني که رهبري معضلات را ارجاع دهند. اگر رهبري ارجاع بدهند قاعدتاً چون اين از وظايف مجمع است و ظرفيت قانوني لازم را دارد، مجمع سر باز نمي زند.
-در مجمع براي خروج از اين وضعيت چنين بحثي شده است؟
در آخرين جلسه مجلس هنوز مسائل تا اين حد بحراني نشده بود. بنابراين بحث بر اينکه مجمع مسائل را حل کند، مطرح نبود. اما عده يي خارج از مجمع به بعضي از اعضاي مجمع پيشنهاداتي مي دادند. الان حدود يک ماه است که مجمع تعطيلات تابستاني داشت حالا اگر رهبري ارجاع دهند چون وظيفه مجمع است که رسيدگي کند حتماً اقدام مي کند.
-ماجراي دستگيري برخي از اعضاي خانواده آقاي هاشمي چه بود؟
در نوبت اول که خانم فائزه و چند تن از بستگان دستگير شدند، اعلام کردند نيروي انتظامي دختر آقاي هاشمي را گرفته براي اينکه مردم به ايشان آسيب نرسانند، در حقيقت توجيه آنها براي اين اقدام اين بود. ولي در مورد دوم که عروس ايشان همسر آقاي مهدي هاشمي دستگير شد، نمي دانم ايشان را شناسايي کرده بودند يا ايشان را به عنوان يک فرد عادي دستگير کرده بودند چون نسبت به ايشان بدرفتاري کرده و ايشان را ضرب و شتم کرده بودند. اما از اطلاع يا عدم اطلاع آنها از اينکه ايشان عروس آقاي هاشمي است، آگاه نيستم. رفتاري که با ايشان شده بود حتي به عنوان يک فرد عادي دور از ارزش هاي اسلامي و انساني بوده است.
-از نگاه شما منشاء اين خصومت و دشمني چيست؟
اين طور به نظر مي رسد که شخص آقاي هاشمي مطرح نيست، شخصيت هاشمي است که مطرح است. آناني که مي خواهند قرائتي متفاوت از قرائت فکر امام را در جامعه پياده کنند به خوبي مي دانند افرادي چون هاشمي مانع بزرگي برايشان محسوب مي شود و نمي توانند به راحتي از اين مانع عبور کنند. پايگاه حضرت امام(ره) هنوز آنقدر ضعيف نشده است که آنها هر کاري مي خواهند انجام دهند. ياران امام در صحنه حضور دارند. اعتراضاتي که نسبت به اين جملات مطرح شد نشان مي دهد طرفداران امام در صحنه هستند. شفافيت مرزها نمي گذارد آقايان شرايط کشور را به 30 سال پيش برگردانند. اسلام و امام تمام افتخارش اين بود که حضورشان پاياني بود بر اين نوع تفکرات. بنابراين دوران سختي پيش رو داريم و ان شاءالله خدا کمک کند از اين مرحله سخت عبور کنيم.
-چگونه مي توانيد يا مي خواهيد از اين مرحله عبور کنيد؟
تمام تلاش امام در دوراني که در تبعيد به سر مي بردند اين بود که به عده يي در حوزه ها ثابت کنند اسلام حکومت دارد. مگر مي شود دين حکومت نداشته باشد. ايشان حکومت ديني را حکومت مردمي کردند. در صحبت هاي مختلف هميشه حرف هاي منتقدان را مبني بر اينکه اسلام برنامه ندارد، نقض کردند و با اين کار خود مي خواستند اسلام واقعي را به همگان نشان دهند. ايشان کارهايي را که خود مردم مي توانستند انجام دهند به مردم سپردند. اما امروز مي بينيم حتي به اين مساله نيز خدشه وارد مي کنند. با رفتارهايي که با مردم مي شود چهره نظام را خدشه دار مي کنند. حتي دستاورد حکومتي زمان امام زير سوال مي رود.
مي خواهم بگويم راه برون رفت از اين وضعيت اين است که رفتار و سيره امام را به عنوان الگوي حکومتي در عصر حاضر قرار دهيم و تلاش کنيم اين سيره الگوي جمهوري اسلامي قرار بگيرد. اگر هم قرار است وحدتي برقرار شود بايد حول امام، راه امام و انديشه امام وحدت به وجود آيد و با تمام دشمنان اين نگاه برخورد شود.
-شما اشاره کرديد اين نگاه دشمني با نگاه امام دارد. آيا وحدت با دشمن امکان پذير است؟
با دشمن نمي شود وحدت برقرار کرد اما مي شود به تفاهم رسيد. البته همه کساني که با سيره و انديشه امام مخالفت مي کنند قصد دشمني ندارند بلکه مخالفت آنها ناشي از برداشت هاي غلط و کج سليقگي است. البته در اين ميان هستند افرادي که عناد دارند و هدف شان انحراف از خط امام است.
-چگونه مي توان به اين وحدت دست يافت؟
در حال حاضر چون شفاف سازي صورت گرفته به راحتي مي شود فهميد با چه کساني امکان وحدت وجود دارد.
-آيا مي شود گفت نيروهاي خط امام در يک جبهه قرار گرفته اند؟
اين طور به نظر مي رسد. اظهارنظر درباره اينکه همه لزوماً در يک جبهه هستند يا نه، دشوار است. ولي بسياري از ياران قديمي دغدغه هاي فکري مشترکي پيدا کرده اند اما ممکن است از نظر سياسي در يک جبهه نباشند.
-در انتخابات گذشته خانواده آقاي هاشمي يک طرف ماجرا بودند يا به عنوان نامزد انتخابات يا به عنوان مجري انتخابات. اين انتخابات از آن دست انتخاباتي بود که خانواده آقاي هاشمي هيچ نقشي نداشتند. اما باز هم نوک پيکان انتقادات و اعتراضات متوجه ايشان بود. شما تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد، چرا؟
در مثل مناقشه نيست. ما در تاريخ از اين گونه موارد زياد داريم. يکي از موارد مشهور آن صحراي کربلا است. زماني که امام حسين(ع) فرمودند به چه جرمي قصد کشتن مرا داريد، عده يي گفتند «بذنب ابي»، يعني از روي کينه يي که به حضرت علي(ع) داريم چنين قصدي داريم. در امام حسين موضوعي نديدند که مستوجب قتل باشد. حالا هم مي بينم همين منطق در مورد آقاي هاشمي وجود دارد. نقشي که آقاي هاشمي از پيدايش نهضت امام(ره) تاکنون ايفا کرده اند براي عده يي کينه شده است و نمي توانند از آن بگذرند. ايشان را ترور کردند، موفق نشدند. ترور شخصيتي کردند اما باز هم نتوانستند ايشان را از قلب مردم بيرون کنند چون بالاخره ياران امام به آقاي هاشمي به عنوان يک قهرمان مبارز مي نگرند. الان هم آقاي هاشمي مي تواند از انحرافات و پايمال شدن انديشه هاي امام جلوگيري کند. الان افرادي پيدا شده اند که مهم ترين وظيفه شان تهمت زدن به آقاي هاشمي است.
-فکر مي کنيد اين افراد متوجه جايگاه آقاي هاشمي در بين مردم هستند و اين تهمت ها را مي زنند؟
اتفاقاً بحث من اين است. اگر مردم از آقاي هاشمي استقبال نمي کردند و فکر نمي کردند آقاي هاشمي جايگاهي ندارد که مهم نبود. آنها وقتي فهميدند نتوانسته اند مردم را از آقاي هاشمي و آقاي هاشمي را از مردم بگيرند دقيقاً صحبت هاي امام را يادآوري مي کند که فرمودند؛ «ملت بزرگ اسلام مصمم است به نهضت اسلامي خود ادامه دهد و اجازه دخالت خيانتکاران را در کشور خود ندهد». چيزي که ما امروز در آينه مي بينيم، امام 30 سال پيش در خشت خام مي ديدند. پيام امام براي آقاي هاشمي در 30 سال پيش مثل اين است که امروز صادر شده است.
-پيش بيني مي کرديد از نماز جمعه آقاي هاشمي تا اين اندازه استقبال شود؟
اينچنين جمعيتي براي من غيرقابل پيش بيني نبود. هفته يي که اعلام شد نماز را آقاي هاشمي اقامه مي کنند هيجاني در بين مردم به چشم خورد. بنابراين غيرقابل پيش بيني نبود. نکته مهم اين ماجرا اين است که وقتي بدخواهان آقاي هاشمي (به تعبير امام) فهميدند هيچ کدام از تهمت ها و ناسزاهايشان نه تنها تاثيري در ذهن مردم نداشته بلکه باعث تثبيت جايگاه ايشان نيز شده اين عاملي براي تشديد کينه شد.
-به همين دليل نماز جمعه دوم برگزار نشد؟
دلايل لغو شدن نماز جمعه ايشان را نمي دانم. پيرامون نماز جمعه، دفعه قبل مردم را کتک زدند و ايشان بسيار ناراحت و کسل شدند و گفتند چرا بايد در نماز مردم را کتک بزنند؟ بعد به خاطر اينکه اين حوادث تکرار نشود از حضور در نماز جمعه خودداري کردند.
-هر بار که ايشان بخواهند نماز جمعه را اقامه کنند حتماً با چنين استقبالي روبه رو خواهند بود. آيا اين به اين معناست که بايد تريبون نماز جمعه را ترک کنند؟
اولاً من تصور نمي کنم ايشان نماز جمعه را ترک کنند. ثانياً ما اميدواريم مخالفان آقاي هاشمي واقعاً مصلحت نظام را در نظر بگيرند. اگر نماز جمعه نمازي دشمن شکن است و بايد باشکوه برگزار شود، اين نشانه اقتدار نظام است و به شخص آقاي هاشمي مربوط نمي شود. ايشان يکي از ارکان نظام هستند. بنابراين اگر بخواهند اقتدار نظام حفظ شود بايد ارکان نظام مثل آقاي هاشمي حفظ شوند و اين بعد از 30 سال افتخار بزرگي براي ملت و مسوولان نظام است که ما مي بينيم به رغم همه اتهاماتي که دشمنان خارجي و دوستان نادان داخلي به ما زدند و رفتار ناشايستي داشتند باز هم وقتي جايي سخن از ياران نظام و اصالت نظام به ميان مي آيد مردم در صحنه حاضر مي شوند.
-آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام آمادگي اين را دارد با اين شرايطي که کشور در آن قرار گرفته به سمت تلطيف فضا برود؟
اين مساله جزء مسووليت هاي مجمع است. يعني در قانون اساسي ظرفيتي که براي حل موضوع يا معضلات پيش بيني شده، مجمع است. مجمع است که اين مهم را بر عهده دارد. اما اينجا شيوه يي داريم به اين معني که رهبري معضلات را ارجاع دهند. اگر رهبري ارجاع بدهند قاعدتاً چون اين از وظايف مجمع است و ظرفيت قانوني لازم را دارد، مجمع سر باز نمي زند.
-در مجمع براي خروج از اين وضعيت چنين بحثي شده است؟
در آخرين جلسه مجلس هنوز مسائل تا اين حد بحراني نشده بود. بنابراين بحث بر اينکه مجمع مسائل را حل کند، مطرح نبود. اما عده يي خارج از مجمع به بعضي از اعضاي مجمع پيشنهاداتي مي دادند. الان حدود يک ماه است که مجمع تعطيلات تابستاني داشت حالا اگر رهبري ارجاع دهند چون وظيفه مجمع است که رسيدگي کند حتماً اقدام مي کند.
درست گفت اين بار احمدینژاد
"كارهايی كه در كوی دانشگاه و برخی بازداشتگاهها انجام شد، از اجزای سناريوی دشمن بود"
/ درست گفته. يك روز، شايد به زودی، ملت چنان درسی به دشمن وقيح خواهد داد، تا بفهمد هر سناريويی را نمیشود بازی كرد و تاوان نداد. بفهمد نمیشود در بازداشتگاهی كه پای هيچ ناظری به آن نرسيده هر سناريوی جنايتباری را پياده كند و بیتاوان بماند. بفهمد نمیشود به خوابگاه دانشجويان حمله كرد، آدم كشت و فكر كرد هيچ كس هم نمیفهمد چه خبر است. دشمن نادان نمیفهمد تاوان وقاحت، از قتل و چيدن سناريوی جنايت سنگينتر خواهد بود. بدبخت اين دشمن.
بدبخت اين دشمن، بیچاره اين دشمن كه چه آينده سياهی در پيش دارد. مفلوك اين دشمن، كه هيچ كس حاضر نيست به جايش باشد.
درست گفته اين بار احمدینژاد.
/ درست گفته. يك روز، شايد به زودی، ملت چنان درسی به دشمن وقيح خواهد داد، تا بفهمد هر سناريويی را نمیشود بازی كرد و تاوان نداد. بفهمد نمیشود در بازداشتگاهی كه پای هيچ ناظری به آن نرسيده هر سناريوی جنايتباری را پياده كند و بیتاوان بماند. بفهمد نمیشود به خوابگاه دانشجويان حمله كرد، آدم كشت و فكر كرد هيچ كس هم نمیفهمد چه خبر است. دشمن نادان نمیفهمد تاوان وقاحت، از قتل و چيدن سناريوی جنايت سنگينتر خواهد بود. بدبخت اين دشمن.
بدبخت اين دشمن، بیچاره اين دشمن كه چه آينده سياهی در پيش دارد. مفلوك اين دشمن، كه هيچ كس حاضر نيست به جايش باشد.
درست گفته اين بار احمدینژاد.
زینب حجاریان: چهره پدرم در دادگاه به ماسکی شبیه بود!
آنچه میخوانید مصاحبه دویچهوله با دختر سعید حجاریان است که بعد از دادگاه نمایشی چهارم انجام شد. در این مصاحبه، زینب حجاریان نسبت به وضعیت جسمانی پدرش و آنچه در دادگاه مشاهده کرده بود ابراز نگرانی کرده است:
احساس شما با دیدن تصاویر پدرتان چیست؟
زینب حجاریان: چهرهی پدرم خیلی پف کرده و چشماش سرخ شده بود. عدم تقارن سمت چپ و راست صورت پدرم هم از همیشه بیشتر بود. میدانید که عضلات سمت چپ صورت ایشان در اثر ضایعهی نخاعی، ضعیفتر از سمت راست است. پدرم معمولا خیلی وول میخورد، ولی در دادگاه کاملا ساکن بود. اصلا سرش را نگرداند، با کسی سلام علیک کند. در حالیکه چشم خیلی تیزی دارد و با آن، همه چیز را واکاوی میکند. حتی رعشههایی را که خودبخود پس از ترور دارد، نداشت. مثلا ایشان بخاطر معلولیت، گردنش خواب میرود و زیاد گردنش را تکان میدهد، اما در جلسهی دادگاه اصلا حرکتی نداشت. بدنش خیلی خمیده بود.
پزشک ایشان چه میگوید؟
پزشک ایشان، آقای دکتر اسدی با قاطعیت میگوید به پدرم داروهای آرامبخش قوی یا حتی "دراگ" دادهاند. پزشک پدرم میگوید پفکردگی صورت هم ممکن است به دلیل نارسایی کلیه و کبد باشد. میگوید خمیدگی قامت و ضعف او احتمالا به دلیل این است که فیزیوتراپی در مدت بازداشت انجام نشده و ضایعهی نخاعی پیشرفت کرده است.
منظور از "دراگ" چیست؟
منظور مخدر یا آرامبخش بسیار قوی است. پزشک پدرم میگفت این حالت بهتزدگی و بیحرکتی طبیعی نیست. پدر من در بدترین حالتها شوخی میکرد، لبخند میزد. اما من او را تا بحال به شکل دادگاه دیروز ندیده بودم. به هیچکس نگاه نمیکرد و هیچ عکسالعملی نداشت. قیافهاش مانند یک ماسک بود.
مادرتان که قبلا ملاقات داشتهاند ، چه مقایسهای بین چهرهی ایشان با صورت روز دادگاه دارند؟
مادرم قبلا به من گفته که پدرم از جلسهی دوم ملاقات به شدت غمگین است و پیوسته اشک میریزد. میگوید او دیگر خودش نیست...
آخرین ملاقات مادرتان با آقای حجاریان کی بوده؟
سه هفته قبل. آخرین تماس تلفنی نیز در مورد تغییر وکیل بود که آقای صلاحی را به جای آقای ریاحی وکیل پدرم کردند. آقای صلاحی وکیل تعیینی مرتضوی است نه ما. آقای ریاحی وکیل واقعی پدرم بود که بخاطر محدودیت زیاد برای ادامهی کارش، مجبور شد از پروندهی پدرم کنار بکشد. با این همه او گفته که حاضر است وکالت ایشان را در دادگاه تجدیدنظر بر عهده بگیرد.
احساس شما با دیدن تصاویر پدرتان چیست؟
زینب حجاریان: چهرهی پدرم خیلی پف کرده و چشماش سرخ شده بود. عدم تقارن سمت چپ و راست صورت پدرم هم از همیشه بیشتر بود. میدانید که عضلات سمت چپ صورت ایشان در اثر ضایعهی نخاعی، ضعیفتر از سمت راست است. پدرم معمولا خیلی وول میخورد، ولی در دادگاه کاملا ساکن بود. اصلا سرش را نگرداند، با کسی سلام علیک کند. در حالیکه چشم خیلی تیزی دارد و با آن، همه چیز را واکاوی میکند. حتی رعشههایی را که خودبخود پس از ترور دارد، نداشت. مثلا ایشان بخاطر معلولیت، گردنش خواب میرود و زیاد گردنش را تکان میدهد، اما در جلسهی دادگاه اصلا حرکتی نداشت. بدنش خیلی خمیده بود.
پزشک ایشان چه میگوید؟
پزشک ایشان، آقای دکتر اسدی با قاطعیت میگوید به پدرم داروهای آرامبخش قوی یا حتی "دراگ" دادهاند. پزشک پدرم میگوید پفکردگی صورت هم ممکن است به دلیل نارسایی کلیه و کبد باشد. میگوید خمیدگی قامت و ضعف او احتمالا به دلیل این است که فیزیوتراپی در مدت بازداشت انجام نشده و ضایعهی نخاعی پیشرفت کرده است.
منظور از "دراگ" چیست؟
منظور مخدر یا آرامبخش بسیار قوی است. پزشک پدرم میگفت این حالت بهتزدگی و بیحرکتی طبیعی نیست. پدر من در بدترین حالتها شوخی میکرد، لبخند میزد. اما من او را تا بحال به شکل دادگاه دیروز ندیده بودم. به هیچکس نگاه نمیکرد و هیچ عکسالعملی نداشت. قیافهاش مانند یک ماسک بود.
مادرتان که قبلا ملاقات داشتهاند ، چه مقایسهای بین چهرهی ایشان با صورت روز دادگاه دارند؟
مادرم قبلا به من گفته که پدرم از جلسهی دوم ملاقات به شدت غمگین است و پیوسته اشک میریزد. میگوید او دیگر خودش نیست...
آخرین ملاقات مادرتان با آقای حجاریان کی بوده؟
سه هفته قبل. آخرین تماس تلفنی نیز در مورد تغییر وکیل بود که آقای صلاحی را به جای آقای ریاحی وکیل پدرم کردند. آقای صلاحی وکیل تعیینی مرتضوی است نه ما. آقای ریاحی وکیل واقعی پدرم بود که بخاطر محدودیت زیاد برای ادامهی کارش، مجبور شد از پروندهی پدرم کنار بکشد. با این همه او گفته که حاضر است وکالت ایشان را در دادگاه تجدیدنظر بر عهده بگیرد.
خبر ویژه - پاسخ منفی هاشمی به درخواست سران راست
بر اساس خبرهای رسیده، چند تن از سران جناح راست به دیدار آیتالله هاشمی رفسنجانی رفتهاند و از او خواستهاند برای حل بحران به صحنه بیاید، اما او به آنها پاسخ منفی داده است.
به گزارش موج سبز آزادی، در روزهای گذشته چند تن از چهرههای شاخص و کهنهکار جناح محافظهکار با هاشمی رفسنجانی ملاقات کردهاند و از او خواستهاند در بحران سیاسی اخیر فعالتر باشد و برای حل مشکلات و ایجاد نوعی توافق بین طرفین دعوا تلاش کند.
بر اساس این گزارش، سران جناح راست نسبت به تبعات سیاسی این شرایط ابراز نگرانی کرده و به رئیس مجلس خبرگان گفتهاند: این حوادث دارد برای نظام گران تمام میشود.
این گزارش در عین حال حاکی است که هاشمی در پاسخ آنها گفته است: من حرفهای خود را در نمازجمعه گفتهام و تنها راه حل همان مواردی است که توضیح دادهام و حرف و پیشنهاد جدیدی ندارم.
به گزارش موج سبز آزادی، در روزهای گذشته چند تن از چهرههای شاخص و کهنهکار جناح محافظهکار با هاشمی رفسنجانی ملاقات کردهاند و از او خواستهاند در بحران سیاسی اخیر فعالتر باشد و برای حل مشکلات و ایجاد نوعی توافق بین طرفین دعوا تلاش کند.
بر اساس این گزارش، سران جناح راست نسبت به تبعات سیاسی این شرایط ابراز نگرانی کرده و به رئیس مجلس خبرگان گفتهاند: این حوادث دارد برای نظام گران تمام میشود.
این گزارش در عین حال حاکی است که هاشمی در پاسخ آنها گفته است: من حرفهای خود را در نمازجمعه گفتهام و تنها راه حل همان مواردی است که توضیح دادهام و حرف و پیشنهاد جدیدی ندارم.
چقدر قیمت این خون بهای انسانیست؟
تمـــام عمـــــــر تحمــــل كنيــــم،ايــن كافيست؟ بـــراي خـــويش بگوييــــم زندگـــي بازيست؟
صــــــلاح مملكت خــــــويش خســـروان دانند؟ صـــلاح،مملكت و ايـــن نظـــام ســـالاريست؟
بــراي خـــــون ســـياهم چـــــقدر مي گــــيري؟ چــــقدر قـــيمت هر خـــون بـــهاي انسانيست؟
در ايـــــــن تـورم چــــــــندين هزار بــــدبختي بدان كه نـــرخ فـــشنگي گــــرانتر از جانيست
بـــــراي قصـــــه شــــبهاي كودكـــان بـــنويس كه آخر خــوش ايـن "شاهنامه"هم خوش نيست
قســـم به ســرخي عـــدلي چـــنين به قــربانگاه كه خون صـاحب خانه است بر زمين جاريست
در اين ديــار كه از حـرف راســت مي تــرسند نترس هرچـــه كــــــه باشــــد بهــاي آزاديست
شكنـــــجه هاي رعـــــايا و ظــــــلم اربــــابـان مــيان رعـــيت و اربـــاب جـــاي ما خــاليست
بــراي آنكـــه بگوييـــــــم خـــــون،بـــــها دارد نـــگو به خويـــــش تا ابــــد هميــــــن باقيست
تمام مي شود اين ظـــلم و جــور در هر حـــال رســـــيدن به عــــدالت هميشـــــه اجــباريست
صــــــلاح مملكت خــــــويش خســـروان دانند؟ صـــلاح،مملكت و ايـــن نظـــام ســـالاريست؟
بــراي خـــــون ســـياهم چـــــقدر مي گــــيري؟ چــــقدر قـــيمت هر خـــون بـــهاي انسانيست؟
در ايـــــــن تـورم چــــــــندين هزار بــــدبختي بدان كه نـــرخ فـــشنگي گــــرانتر از جانيست
بـــــراي قصـــــه شــــبهاي كودكـــان بـــنويس كه آخر خــوش ايـن "شاهنامه"هم خوش نيست
قســـم به ســرخي عـــدلي چـــنين به قــربانگاه كه خون صـاحب خانه است بر زمين جاريست
در اين ديــار كه از حـرف راســت مي تــرسند نترس هرچـــه كــــــه باشــــد بهــاي آزاديست
شكنـــــجه هاي رعـــــايا و ظــــــلم اربــــابـان مــيان رعـــيت و اربـــاب جـــاي ما خــاليست
بــراي آنكـــه بگوييـــــــم خـــــون،بـــــها دارد نـــگو به خويـــــش تا ابــــد هميــــــن باقيست
تمام مي شود اين ظـــلم و جــور در هر حـــال رســـــيدن به عــــدالت هميشـــــه اجــباريست
نامه استانداران دولت اصلاحات به صادق لاریجانی: شجاعانه تصمیم بگیرید و بازداشتشدگان را آزاد کنید
جمعى از استانداران و معاونان وزارت کشور در دولت اصلاحات با ارسال نامه به رئيس جديد قوه قضائيه از وى خواستند که با يک تصميم شجاعانه و خداپسندانه سريعا دستور آزادى کليه بازداشتشدگان وقايع اخير را صادر کند. متن کامل این نامه را بخوانید:
«باسم الله الملک الحق المبین»
جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام واحترام؛
ابتدا برای جنابعالی در مسئولیت جدید و خطیر ریاست دستگاه قضائی آرزوی موفقیت نموده، امیدواریم بتوانید گامهای مؤثری در راستای بازسازی خرابیهای آن دستگاه و اصلاح عمیق و اساسی آن بردارید.
بدیهی است چنانچه اراده اصلاح در امر قضا مد نظر باشد،گام اول واقدام فوری، همانا احقاق حقوق آسیب دیدگان وبازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات 22 خرداد ماه و رسیدگی به جرائم وتخلفات گسترده آسیب زنندگان ومجازات آنان میباشد. این امر هم مستلزم اراده قوی واستقلال در عمل وقرار گرفتن ضابطین قضائی درجایگاه قانونی خود است.
آنچه ما استانداران ومعاونان وزارت کشور در دولتهای هفتم وهشتم را ـ که دوران حساس عمر خود را درخدمت به کشور و انقلاب گذرانده ایم ـ به نگارش این نامه واداشت، در مرحله اول نگرانی از آینده انقلاب و کشور به دلیل جریان یافتن برخی سیاستهای غلط ومخاطره آمیز ناشی از ظن وگمان وعملکردهای خشن وبی رحمانه، ودر مرحله دوم، نگرانی از سرنوشت بازداشت شدگان بی دفاع حوادث اخیر، به ویژه جمعی از همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور است. اینک با گذشت بیش از دو ماه همچنان ده ها نفر از شخصیتهای ارزشمند سیاسی، علمی، فرهنگی وجوانان وشهروندان، بی خبر از همه جا دربازداشتگاه ها وسلولها، سردرگم ومحبوسند.این درحالیست که بسیاری از بازداشت شدگانی که آزاد شده اند ازتحمل رفتارهای غیر انسانی، غیر قانونی ونامشروع و آسیب دیدگی خود و هم بندانشان خبر داده اند.
متأسفانه دادگاههای تشکیل شده تعدادی از بازداشت شدگان نیز به گونهای بود که نه تنها کمترین کمکی به آرامش و روشن شدن قضایا نکرد، بلکه بر ابهامها ونگرانی ها افزود وسؤالهای بی جواب جدیدی را درافکارعمومی مطرح ساخت.
ما امضا کنندگان این نامه ضمن دفاع از حقوق قانونی و حرمت وحریم کلیه بازداشت شدگان، در مورد عده ای از همکاران سابق خود در وزارت کشور که اکنون دربازداشت به سر میبرند وغالباً ممنوع الملاقات هستند، یعنی برادران عزیز وبزرگوارمان: دکتر سید مصطفی تاجزاده ـ دکتر محسن میردامادی ـ دکترعبدا...رمضان زاده ـ مهندس محمد عطریانفرـ مهندس هدایت ا...آقائی ـ مهندس میرزا ابوطالبی ـ جهانبخش خانجانی ـ مجید نیری، با توجه به شناختی که از آنان داریم گواهی میدهیم آنان انسانهایی شریف، با اخلاص وخدومی هستند که همواره در راه آرمانهای انقلاب و خدمت به مردم کوشیده اند ودر انتخابات ریاست جمهری دهم نیز صادقانه تلاش نمودند تا با دعوت از مردم به حضور و مشارکت گسترده آنان بیفزایند وبر اقتدار و عزت ایران وجمهوری اسلامی بیفزایند؛ اما اینک به جای تقدیر وتشکر از تلاشهای ارزنده آنان، بدون هیچ گناه وجرمی در بازداشتگاه ها وسلولها به سر میبرند. اینگونه معامله با شخصیتهای خدمتگذار وجوانان پر شور کشور باهیچ یک از معیارهای عدل و انصاف و حقوق قانونی و حتی با تدابیر حداقلی حکومتداری نیز همخوانی ندارد.
ریاست محترم قوه قضائیه! ما با اعلام نگرانی شدید از وضعیت همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور،به ویژه آقای تاج زاده که متأسفانه هیچگونه خبر موثق و قابل اعتمادی از وضعیت ایشان در دست نیست، از جنابعالی میخواهیم با یک تصمیم شجاعانه و خداپسندانه در ابتدای مسئولیت خویش، سریعاًدستور آزادی کلیه بازداشت شدگان وقایع اخیر،از جمله همکاران ارزشمندمان را که از شخصیتها و مدیران خدوم وبرجسته کشوراند صادر فرمائید و اجازه ندهید برخوردهای ظالمانه و غیر قانونی برخی از ضابطین قضائی تحت مسئولیت جنابعالی ادامه یابد و چهره دستگاه قضائی را بیش از این ملکوک سازد.
"والسلام علی من اتبع الهدی"
علی اصغر احمدی- حسین امینی-جمشید انصاری- غلامرضا اانصاری- محمد ابراهیم انصاری لاری- اشرف بروجردی- محمد رضا بهزادیان- محمد علی پنجه فولادگران- اسماعیل تبادار- علی جابریان- سید صفدر حسینی- سید محمود حسینی- احمد خرم- اسماعیل دراز گیسو- اسدا...رازانی- علی اکبر رحمانی- جعفر رحمان زاده- حسن رسولی- ابراهیم رضائی بابادی- عبدالمحمد زاهدی- محمود زمانی قمی- محمد علی سبحان الهی- قربانعلی سعادت- غلامعلی سفید- مسعود سلطانیفر- کریم شورانگیز- غلامرضا صحرائیان- علی صوفی- داود کشاورزیان- محمدعلی کریمی- حمید کلانتری- سید مرتضی مبلغ- یحیی محمد زاده- فریبرز محمودیان- فتح ا...معین- محمد حسین مقیمی- سید جعفر موسوی- محمد هاشم مهیمنی- محسن مهرعلیزاده- سید محمود میرلوحی- محسن نریمان- سید علی نکوئی- جواد نگارنده- حسن یونس سینکی
«باسم الله الملک الحق المبین»
جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام واحترام؛
ابتدا برای جنابعالی در مسئولیت جدید و خطیر ریاست دستگاه قضائی آرزوی موفقیت نموده، امیدواریم بتوانید گامهای مؤثری در راستای بازسازی خرابیهای آن دستگاه و اصلاح عمیق و اساسی آن بردارید.
بدیهی است چنانچه اراده اصلاح در امر قضا مد نظر باشد،گام اول واقدام فوری، همانا احقاق حقوق آسیب دیدگان وبازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات 22 خرداد ماه و رسیدگی به جرائم وتخلفات گسترده آسیب زنندگان ومجازات آنان میباشد. این امر هم مستلزم اراده قوی واستقلال در عمل وقرار گرفتن ضابطین قضائی درجایگاه قانونی خود است.
آنچه ما استانداران ومعاونان وزارت کشور در دولتهای هفتم وهشتم را ـ که دوران حساس عمر خود را درخدمت به کشور و انقلاب گذرانده ایم ـ به نگارش این نامه واداشت، در مرحله اول نگرانی از آینده انقلاب و کشور به دلیل جریان یافتن برخی سیاستهای غلط ومخاطره آمیز ناشی از ظن وگمان وعملکردهای خشن وبی رحمانه، ودر مرحله دوم، نگرانی از سرنوشت بازداشت شدگان بی دفاع حوادث اخیر، به ویژه جمعی از همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور است. اینک با گذشت بیش از دو ماه همچنان ده ها نفر از شخصیتهای ارزشمند سیاسی، علمی، فرهنگی وجوانان وشهروندان، بی خبر از همه جا دربازداشتگاه ها وسلولها، سردرگم ومحبوسند.این درحالیست که بسیاری از بازداشت شدگانی که آزاد شده اند ازتحمل رفتارهای غیر انسانی، غیر قانونی ونامشروع و آسیب دیدگی خود و هم بندانشان خبر داده اند.
متأسفانه دادگاههای تشکیل شده تعدادی از بازداشت شدگان نیز به گونهای بود که نه تنها کمترین کمکی به آرامش و روشن شدن قضایا نکرد، بلکه بر ابهامها ونگرانی ها افزود وسؤالهای بی جواب جدیدی را درافکارعمومی مطرح ساخت.
ما امضا کنندگان این نامه ضمن دفاع از حقوق قانونی و حرمت وحریم کلیه بازداشت شدگان، در مورد عده ای از همکاران سابق خود در وزارت کشور که اکنون دربازداشت به سر میبرند وغالباً ممنوع الملاقات هستند، یعنی برادران عزیز وبزرگوارمان: دکتر سید مصطفی تاجزاده ـ دکتر محسن میردامادی ـ دکترعبدا...رمضان زاده ـ مهندس محمد عطریانفرـ مهندس هدایت ا...آقائی ـ مهندس میرزا ابوطالبی ـ جهانبخش خانجانی ـ مجید نیری، با توجه به شناختی که از آنان داریم گواهی میدهیم آنان انسانهایی شریف، با اخلاص وخدومی هستند که همواره در راه آرمانهای انقلاب و خدمت به مردم کوشیده اند ودر انتخابات ریاست جمهری دهم نیز صادقانه تلاش نمودند تا با دعوت از مردم به حضور و مشارکت گسترده آنان بیفزایند وبر اقتدار و عزت ایران وجمهوری اسلامی بیفزایند؛ اما اینک به جای تقدیر وتشکر از تلاشهای ارزنده آنان، بدون هیچ گناه وجرمی در بازداشتگاه ها وسلولها به سر میبرند. اینگونه معامله با شخصیتهای خدمتگذار وجوانان پر شور کشور باهیچ یک از معیارهای عدل و انصاف و حقوق قانونی و حتی با تدابیر حداقلی حکومتداری نیز همخوانی ندارد.
ریاست محترم قوه قضائیه! ما با اعلام نگرانی شدید از وضعیت همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور،به ویژه آقای تاج زاده که متأسفانه هیچگونه خبر موثق و قابل اعتمادی از وضعیت ایشان در دست نیست، از جنابعالی میخواهیم با یک تصمیم شجاعانه و خداپسندانه در ابتدای مسئولیت خویش، سریعاًدستور آزادی کلیه بازداشت شدگان وقایع اخیر،از جمله همکاران ارزشمندمان را که از شخصیتها و مدیران خدوم وبرجسته کشوراند صادر فرمائید و اجازه ندهید برخوردهای ظالمانه و غیر قانونی برخی از ضابطین قضائی تحت مسئولیت جنابعالی ادامه یابد و چهره دستگاه قضائی را بیش از این ملکوک سازد.
"والسلام علی من اتبع الهدی"
علی اصغر احمدی- حسین امینی-جمشید انصاری- غلامرضا اانصاری- محمد ابراهیم انصاری لاری- اشرف بروجردی- محمد رضا بهزادیان- محمد علی پنجه فولادگران- اسماعیل تبادار- علی جابریان- سید صفدر حسینی- سید محمود حسینی- احمد خرم- اسماعیل دراز گیسو- اسدا...رازانی- علی اکبر رحمانی- جعفر رحمان زاده- حسن رسولی- ابراهیم رضائی بابادی- عبدالمحمد زاهدی- محمود زمانی قمی- محمد علی سبحان الهی- قربانعلی سعادت- غلامعلی سفید- مسعود سلطانیفر- کریم شورانگیز- غلامرضا صحرائیان- علی صوفی- داود کشاورزیان- محمدعلی کریمی- حمید کلانتری- سید مرتضی مبلغ- یحیی محمد زاده- فریبرز محمودیان- فتح ا...معین- محمد حسین مقیمی- سید جعفر موسوی- محمد هاشم مهیمنی- محسن مهرعلیزاده- سید محمود میرلوحی- محسن نریمان- سید علی نکوئی- جواد نگارنده- حسن یونس سینکی
نامهی عادله صمیمی، برای پدر دربندش، کیوان صمیمی
سلام، پدرترین پدرم
"مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی."
بسم رب شهر رمضان، بسم رب الصیام
غروب یکمین روز ماه مبارک رمضان هم از راه رسید، و تو پدر عزیزم، هنوز از راه نرسیدی!
سلام پدرترین پدرم!
عجب رمضانی را به میهمانی خدا رفتهای. خوشا به احوالت که چنین خلوتگهی نصیبت است. ثانیهها خبر از لحظهی اذان و سپری شدن نخستین روزه داریت از ماه روزه میدهند. اللّهُمَ صلّ عَلی محمّد و آلِ محمّد. قبولت باشد پدر عزیزم. اینکه میگویم خلوتگه، به این خاطر است که میشناسمت. میدانم که چه عشق وصف ناپذیری داری، برای خلوت با آنکه او را "معشوق" مینامی. میدانم که این روزها چه خلوتهای شیرینی داری و میدانم شکسته قلبی در سینه داری، که راه خلوتت را هموارتر ساخته. قلبی که تنها چیزی که میشکندش، وقوع ظلمهایی است که میبینی. همین دیدن رنجوریهاست که ساکتت نمیگذارد. نمیتوانی، نمیتوانی ببینی و ساکت بنشینی.
همین بیتفاوت نبودنت، همین عمیق بودن و حساس بودنت نسبت به رنجهای روا رفته بر مردمان، همین حقبینی و دلسوزیات و همین خیرخواهی وسیعت برای همه است که انگار در دعوای این ایام، تو را تبدیل به نزدیکترینها و دمِ دستترینها کرده برای ساکت کردن، خیالی نیست! تو که خود میدانی، و ما نیز که این بیرون شاهد اتفاقات پیش آمده هستیم هم میدانیم، که تا همین لحظهاش، پیروزی و افتخار از آنِ که بوده و رسوایی از آنِ که. پس بر این هزینهکردنها هم باکی نیست، چرا که نتیجهی پیروزی حق، وعدهای است همیشه محقق! میشناسمت، و میدانم آرامی و قوی، چه باک! پاکی و مظلومیتت برای محبوب قادرت عیان است و اوست که عزیز میکند و عزتهای پوچ را باطل!
اذان که تمام میشود، دست به دعا بر میدارم: بسمِ الله الرّحمنِ الّرحیم، اللّهمَ أدخِل عَلی أهلِ القبورِ السّرُور ... خدایا، بیگناه رفتگانی را که چندی است به سویت شتافتهاند، در جوار رحمت و بخششت پناه بده و شادیات را نثارشان کن. اللّهمَ أغنِ کلِّ فقیر ... خدایا، بر فقرمان رحم کن. بر فقر اندیشهمان، بر فقر قضاوتهامان، بر فقر شرفمان، بر فقر حقبینیمان، بر فقر عاطفهمان! دستهامان تهی است و عطا کارِ توست، غنابخشی کار توست. طلب از ما و بخشش از تو و بخشش از تو بر اویی که غافلانه طلب نمیکند، بر او نیز ببخش! اللّهم أشبِع کُلَّ جآئع، اللّهمَ اکسُ کلَّ عُریان ... گرسنگی، آنگاه که قوّت تن را برای تقرب به تو بزداید، بلاست.
بر حال نزار و بیجان کسانی به درگاهت دعا میکنم که تصور حالشان، حالم را بد و ذهنم را بدگمان و نگران میکند. خدایا پایان خستگی نگاههای بیرمق آنها را از تو میخواهم. اللّهمَ اقضِ دَینَ کلِّ مَدین، اللّهمَ فرِّج عن کُلّ ِمَکرُوب ... الهی، فرج و گشایشِ امر ما، تو را سزاست. ای دادرس و فریادرس، به دادِ فریادهامان برس که با این همه بلندی به گوشهای بسته نمیرسد انگار! دستهامان کوتاه است از ستاندن حقهامان و گرهها زیاد است بر سر راهمان! اللّهم رُدَّ کُلَّ غَریب، اللّهمَ فُکَّ کُلَّ أسیر ... خدایم، زمزمهی این فراز از دعا، آهی از نهادم برفشاند که قلبم به درد افتاد. غریبنوازِ دردآشنا، تو که بصیرترینی، حق را ناحق خواندن درد بزرگی است و به اسارتش بردن بزرگ تر! چه تلخ است دربند دیدن دستان مهربان و دلسوزی که همیشه داعیهدار گسستن بندهای ظلم، فشار، بیعدالتی، ترس و دروغ بوده و حال خود در همان بندهای ناعادلانه، اسیر است. اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهمَ ... دعا میکنم، دعا: اللّهم أصلِح ...
دعایم را تمام میکنم، و بر سر سفرهی افطار، در اندیشهی آنچه بر سفرهات چیدهاند، روزهام را همراهت باز میکنم.
مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی. هم از ما، هم از دوستان و آشنایان دل نگرانت. آنهایی که این روزها لطفها روانه داشتند و پردهها گشودند از دلسوزیهای پدرانهی همیشگیات، برای دردکشیدگان.
برایت، و برای دردمندیهای بزرگت دعا میکنم. چشم انتظارت برای سفرههای افطار پیش رو ...
دخترت، عادله
"مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی."
بسم رب شهر رمضان، بسم رب الصیام
غروب یکمین روز ماه مبارک رمضان هم از راه رسید، و تو پدر عزیزم، هنوز از راه نرسیدی!
سلام پدرترین پدرم!
عجب رمضانی را به میهمانی خدا رفتهای. خوشا به احوالت که چنین خلوتگهی نصیبت است. ثانیهها خبر از لحظهی اذان و سپری شدن نخستین روزه داریت از ماه روزه میدهند. اللّهُمَ صلّ عَلی محمّد و آلِ محمّد. قبولت باشد پدر عزیزم. اینکه میگویم خلوتگه، به این خاطر است که میشناسمت. میدانم که چه عشق وصف ناپذیری داری، برای خلوت با آنکه او را "معشوق" مینامی. میدانم که این روزها چه خلوتهای شیرینی داری و میدانم شکسته قلبی در سینه داری، که راه خلوتت را هموارتر ساخته. قلبی که تنها چیزی که میشکندش، وقوع ظلمهایی است که میبینی. همین دیدن رنجوریهاست که ساکتت نمیگذارد. نمیتوانی، نمیتوانی ببینی و ساکت بنشینی.
همین بیتفاوت نبودنت، همین عمیق بودن و حساس بودنت نسبت به رنجهای روا رفته بر مردمان، همین حقبینی و دلسوزیات و همین خیرخواهی وسیعت برای همه است که انگار در دعوای این ایام، تو را تبدیل به نزدیکترینها و دمِ دستترینها کرده برای ساکت کردن، خیالی نیست! تو که خود میدانی، و ما نیز که این بیرون شاهد اتفاقات پیش آمده هستیم هم میدانیم، که تا همین لحظهاش، پیروزی و افتخار از آنِ که بوده و رسوایی از آنِ که. پس بر این هزینهکردنها هم باکی نیست، چرا که نتیجهی پیروزی حق، وعدهای است همیشه محقق! میشناسمت، و میدانم آرامی و قوی، چه باک! پاکی و مظلومیتت برای محبوب قادرت عیان است و اوست که عزیز میکند و عزتهای پوچ را باطل!
اذان که تمام میشود، دست به دعا بر میدارم: بسمِ الله الرّحمنِ الّرحیم، اللّهمَ أدخِل عَلی أهلِ القبورِ السّرُور ... خدایا، بیگناه رفتگانی را که چندی است به سویت شتافتهاند، در جوار رحمت و بخششت پناه بده و شادیات را نثارشان کن. اللّهمَ أغنِ کلِّ فقیر ... خدایا، بر فقرمان رحم کن. بر فقر اندیشهمان، بر فقر قضاوتهامان، بر فقر شرفمان، بر فقر حقبینیمان، بر فقر عاطفهمان! دستهامان تهی است و عطا کارِ توست، غنابخشی کار توست. طلب از ما و بخشش از تو و بخشش از تو بر اویی که غافلانه طلب نمیکند، بر او نیز ببخش! اللّهم أشبِع کُلَّ جآئع، اللّهمَ اکسُ کلَّ عُریان ... گرسنگی، آنگاه که قوّت تن را برای تقرب به تو بزداید، بلاست.
بر حال نزار و بیجان کسانی به درگاهت دعا میکنم که تصور حالشان، حالم را بد و ذهنم را بدگمان و نگران میکند. خدایا پایان خستگی نگاههای بیرمق آنها را از تو میخواهم. اللّهمَ اقضِ دَینَ کلِّ مَدین، اللّهمَ فرِّج عن کُلّ ِمَکرُوب ... الهی، فرج و گشایشِ امر ما، تو را سزاست. ای دادرس و فریادرس، به دادِ فریادهامان برس که با این همه بلندی به گوشهای بسته نمیرسد انگار! دستهامان کوتاه است از ستاندن حقهامان و گرهها زیاد است بر سر راهمان! اللّهم رُدَّ کُلَّ غَریب، اللّهمَ فُکَّ کُلَّ أسیر ... خدایم، زمزمهی این فراز از دعا، آهی از نهادم برفشاند که قلبم به درد افتاد. غریبنوازِ دردآشنا، تو که بصیرترینی، حق را ناحق خواندن درد بزرگی است و به اسارتش بردن بزرگ تر! چه تلخ است دربند دیدن دستان مهربان و دلسوزی که همیشه داعیهدار گسستن بندهای ظلم، فشار، بیعدالتی، ترس و دروغ بوده و حال خود در همان بندهای ناعادلانه، اسیر است. اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهمَ ... دعا میکنم، دعا: اللّهم أصلِح ...
دعایم را تمام میکنم، و بر سر سفرهی افطار، در اندیشهی آنچه بر سفرهات چیدهاند، روزهام را همراهت باز میکنم.
مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی. هم از ما، هم از دوستان و آشنایان دل نگرانت. آنهایی که این روزها لطفها روانه داشتند و پردهها گشودند از دلسوزیهای پدرانهی همیشگیات، برای دردکشیدگان.
برایت، و برای دردمندیهای بزرگت دعا میکنم. چشم انتظارت برای سفرههای افطار پیش رو ...
دخترت، عادله
اقدام بیسابقه در قوه قضاییه: نامه سرگشاده بازپرس پرونده چند مقتول حوادث اخیر به آیتالله لاریجانی
بازپرس ویژه قتل تهران با ارسال نامهای به آیتالله صادق لاریجانی و با اشاره به حوادث اخیر پس از انتخابات، پیشنهادهایی را به روسای قوه قضاییه و مقننه ارائه کرد.
به گزارش ایسنا، قاضی محمدحسین شاملو که رسیدگی به چند پرونده مربوط به کشتهشدگان حوادث اخیر را نیز به عهده دارد، در این نامه با عرض تبریک به مناسبت انتصاب آیتالله لاریجانی، برای رییس جدید قوه قضاییه در جهت اجرای اصول قانون اساسی، قوانین عادی، تحکیم حاکمیت قانون و تحقق آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی آرزوی توفیق کرده است.
وی همچنین به حوادث پس از انتخابات و از جمله موضوع بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک، بازداشتهای غیرموجه و برخوردهای غیرشرعی با برخی افراد بازداشتشده و کشته شدن برخی افراد اشاره و این مسائل را ناشی از تغافل، بیدرایتی و مسامحهی برخی مسوولان دانسته است.
این قاضی سپس پیشنهادهای خود را در چند ماده به لاریجانی ارائه کرده است:
مادهی 1: الزام معاینهی متهم توسط یک پزشک معتمد (ترجیحا پزشک قانونی) در فاصلهی حداکثر یک ساعت پس از بازداشت به تقاضای متهم یا وکیل یا اعضای خانواده وی. صورتجلسه معاینه باید ضمیمه پرونده شده و یک نسخه نزد پزشک باشد. در صورت تقاضای وکیل متهم یا بستگان وی تصویری از آن به متقاضی تسلیم شود.
تبصره: حق مذکور در این ماده باید کتبی و قبل از شروع بازجویی به متهم تفهیم شود. تخلف از این ماده موجب بطلان تحقیقات مقدماتی است.
مادهی 2: انعکاس وضعیت ظاهری متهم از حیث سلامت یا وجود آثار ضرب و جرح، بیحالی، بدحالی، خستگی شدید توسط بازجویان و قاضی تحقیق در زمان تحقیق از متهم یا حضور وی نزد قاضی الزامی است.
مادهی 3: بازداشتگاهها از پذیرش افرادی که آثار ضرب و جرح یا بدحالی و ضعف شدید در آنها دیده میشود ممنوع هستند. در این صورت ضمن انعکاس در دفاتر مربوط مراتب را به مقامات بالاتر گزارش مینمایند. در این صورت مقام بالاتر ضمن انعکاس فوری موضوع به قاضی رسیدگیکننده، اقدامات درمانی لازم انجام و در صورت تایید قاضی بر مبنای نظریهی پزشک معتمد بازداشتگاهها با درج شرح وضعیت متهم در سوابق مربوط، وی را با قرار کتبی مقام قضایی پذیرش خواهد کرد.
مادهی 4: بازداشت، دستگیری و نگهداری و تحقیق از متهمان توسط غیرضابطان خاص دادگستری ممنوع است. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است و تحقیقات انجام شده واجد هیچ اثری نخواهد بود.
مادهی 5: نگهداری متهمان در غیر بازداشتگاههای تحت نظارت سازمان زندانها ممنوع میباشد. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 6: در غیر جرایم تروریستی تحقیق و بازجویی از متهمان در شبها ممنوع است. در جرایم تروریستی چنانچه تحقیق از متهم برای کشف سلاح و مواد منفجره و جلوگیری از اقدامات خرابکارانه و بمبگذاری و عملیات مسلحانه و نیز دستگیری سایر عوامل شبکه تروریستی لازم باشد، تحقیق بلامانع است.
مادهی 7: اسامی متهمان، نوع اتهامات، محل دستگیری و نگهداری ایشان باید ظرف سه ساعت از زمان دستگیری از طریق دورنگار به اطلاع دادستان برسد.همچنین اگر بازداشت در ساعات اداری باشد، متهم به همراه پرونده به دادسرا اعزام والا در نزدیکترین ساعت فعالیت کشیک مقامات قضایی، نزد قاضی ذیصلاح حاضر شود. تخلف از این تکلیف در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 8: ظرف مدت حداکثر 24 ساعت در جرایم غیرتروریستی مراتب بازداشت متهم و محل نگهداری وی باید به اطلاع خانواده او برسد. این امر درجرایم تروریستی ظرف یک هفته انجام خواهد شد.
مادهی 9: در اولین ساعات دستگیری و بازداشت برای اطمینان خانوادهی متهم از سلامتی وی با معرفی متهم یا خانوادهی او، وکیل منتخب میتواند به مدت حداکثر نیم ساعت با وی ملاقات حضوری داشته باشد.
مادهی 10: در غیر جرایم تروریستی متهم میتواند در پایان سومین روز بازداشت خود به مدت نیم ساعت با وکیل خود ملاقات و مشاوره داشته باشد. این امر در جرایم تروریستی در پایان دهمین روز بازداشت میباشد.
تبصره: موارد مذکور در این ماده مانع همراهی وکیل در مراجع قضایی نمیباشد.
مادهی 11: در غیر موارد قرار بازداشت موقت، چنانچه قرار تامین صادره منتهی به بازداشت متهم شده باشد، مقام قضایی مکلف است به طریق مقتضی مراتب را به وکیل یا اعضای خانوادهی وی ابلاغ کند تا چنانچه وثیقه یا کفیل دارد معرفی کند.
مادهی 12: در موارد صدور قرار بازداشت موقت و اعتراض متهم به آن، پرونده فورا در دادگاه صالح مطرح و دادگاه مکلف است خارج از نوبت و حداکثر ظرف یک هفته در مورد آن اتخاذ تصمیم نماید. تصمیم دادگاه در تایید قرار بازداشت موقت باید موجه، مستدل و مستند به مقررات مربوط باشد.
مادهی 13: مداخله و ورود مامورین نظامی و انتظامی به خوابگاههای دانشجویی و مراکز آموزش عالی و مدارس ممنوع میباشد مگر در موارد وقوع جرم مشهود یا جرایم تروریستی به تقاضای کتبی رییس دانشگاه و یا رییس مرکز آموزشی و اجازهی کتبی دادستان. در هر صورت ورود و مداخلهی مامورین برای برخورد با تجمعات صنفی یا اعتراض دانشجویان و دانشآموزان در مکانهای فوق ممنوع است.
مادهی 14: در مواقع کنترل تجمعات و راهپیماییها، مضروب کردن افراد شرکتکننده از ناحیهی کمر و بالاتر و نیز نقاط حساس بدن ممنوع است.
مادهی 15: منظور از جرایم تروریستی در این مواد غیر از مواردی که در قوانین دیگر ذکر شده است، ارتکاب بمبگذاری، حملهی مسلحانه به مراکز نظامی، عمومی و صنعتی و منازل مردم، ترور اشخاص، قتل و راهزنی و نیز جاسوسی میباشد.
منبع: خبر آنلاین
به گزارش ایسنا، قاضی محمدحسین شاملو که رسیدگی به چند پرونده مربوط به کشتهشدگان حوادث اخیر را نیز به عهده دارد، در این نامه با عرض تبریک به مناسبت انتصاب آیتالله لاریجانی، برای رییس جدید قوه قضاییه در جهت اجرای اصول قانون اساسی، قوانین عادی، تحکیم حاکمیت قانون و تحقق آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی آرزوی توفیق کرده است.
وی همچنین به حوادث پس از انتخابات و از جمله موضوع بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک، بازداشتهای غیرموجه و برخوردهای غیرشرعی با برخی افراد بازداشتشده و کشته شدن برخی افراد اشاره و این مسائل را ناشی از تغافل، بیدرایتی و مسامحهی برخی مسوولان دانسته است.
این قاضی سپس پیشنهادهای خود را در چند ماده به لاریجانی ارائه کرده است:
مادهی 1: الزام معاینهی متهم توسط یک پزشک معتمد (ترجیحا پزشک قانونی) در فاصلهی حداکثر یک ساعت پس از بازداشت به تقاضای متهم یا وکیل یا اعضای خانواده وی. صورتجلسه معاینه باید ضمیمه پرونده شده و یک نسخه نزد پزشک باشد. در صورت تقاضای وکیل متهم یا بستگان وی تصویری از آن به متقاضی تسلیم شود.
تبصره: حق مذکور در این ماده باید کتبی و قبل از شروع بازجویی به متهم تفهیم شود. تخلف از این ماده موجب بطلان تحقیقات مقدماتی است.
مادهی 2: انعکاس وضعیت ظاهری متهم از حیث سلامت یا وجود آثار ضرب و جرح، بیحالی، بدحالی، خستگی شدید توسط بازجویان و قاضی تحقیق در زمان تحقیق از متهم یا حضور وی نزد قاضی الزامی است.
مادهی 3: بازداشتگاهها از پذیرش افرادی که آثار ضرب و جرح یا بدحالی و ضعف شدید در آنها دیده میشود ممنوع هستند. در این صورت ضمن انعکاس در دفاتر مربوط مراتب را به مقامات بالاتر گزارش مینمایند. در این صورت مقام بالاتر ضمن انعکاس فوری موضوع به قاضی رسیدگیکننده، اقدامات درمانی لازم انجام و در صورت تایید قاضی بر مبنای نظریهی پزشک معتمد بازداشتگاهها با درج شرح وضعیت متهم در سوابق مربوط، وی را با قرار کتبی مقام قضایی پذیرش خواهد کرد.
مادهی 4: بازداشت، دستگیری و نگهداری و تحقیق از متهمان توسط غیرضابطان خاص دادگستری ممنوع است. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است و تحقیقات انجام شده واجد هیچ اثری نخواهد بود.
مادهی 5: نگهداری متهمان در غیر بازداشتگاههای تحت نظارت سازمان زندانها ممنوع میباشد. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 6: در غیر جرایم تروریستی تحقیق و بازجویی از متهمان در شبها ممنوع است. در جرایم تروریستی چنانچه تحقیق از متهم برای کشف سلاح و مواد منفجره و جلوگیری از اقدامات خرابکارانه و بمبگذاری و عملیات مسلحانه و نیز دستگیری سایر عوامل شبکه تروریستی لازم باشد، تحقیق بلامانع است.
مادهی 7: اسامی متهمان، نوع اتهامات، محل دستگیری و نگهداری ایشان باید ظرف سه ساعت از زمان دستگیری از طریق دورنگار به اطلاع دادستان برسد.همچنین اگر بازداشت در ساعات اداری باشد، متهم به همراه پرونده به دادسرا اعزام والا در نزدیکترین ساعت فعالیت کشیک مقامات قضایی، نزد قاضی ذیصلاح حاضر شود. تخلف از این تکلیف در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 8: ظرف مدت حداکثر 24 ساعت در جرایم غیرتروریستی مراتب بازداشت متهم و محل نگهداری وی باید به اطلاع خانواده او برسد. این امر درجرایم تروریستی ظرف یک هفته انجام خواهد شد.
مادهی 9: در اولین ساعات دستگیری و بازداشت برای اطمینان خانوادهی متهم از سلامتی وی با معرفی متهم یا خانوادهی او، وکیل منتخب میتواند به مدت حداکثر نیم ساعت با وی ملاقات حضوری داشته باشد.
مادهی 10: در غیر جرایم تروریستی متهم میتواند در پایان سومین روز بازداشت خود به مدت نیم ساعت با وکیل خود ملاقات و مشاوره داشته باشد. این امر در جرایم تروریستی در پایان دهمین روز بازداشت میباشد.
تبصره: موارد مذکور در این ماده مانع همراهی وکیل در مراجع قضایی نمیباشد.
مادهی 11: در غیر موارد قرار بازداشت موقت، چنانچه قرار تامین صادره منتهی به بازداشت متهم شده باشد، مقام قضایی مکلف است به طریق مقتضی مراتب را به وکیل یا اعضای خانوادهی وی ابلاغ کند تا چنانچه وثیقه یا کفیل دارد معرفی کند.
مادهی 12: در موارد صدور قرار بازداشت موقت و اعتراض متهم به آن، پرونده فورا در دادگاه صالح مطرح و دادگاه مکلف است خارج از نوبت و حداکثر ظرف یک هفته در مورد آن اتخاذ تصمیم نماید. تصمیم دادگاه در تایید قرار بازداشت موقت باید موجه، مستدل و مستند به مقررات مربوط باشد.
مادهی 13: مداخله و ورود مامورین نظامی و انتظامی به خوابگاههای دانشجویی و مراکز آموزش عالی و مدارس ممنوع میباشد مگر در موارد وقوع جرم مشهود یا جرایم تروریستی به تقاضای کتبی رییس دانشگاه و یا رییس مرکز آموزشی و اجازهی کتبی دادستان. در هر صورت ورود و مداخلهی مامورین برای برخورد با تجمعات صنفی یا اعتراض دانشجویان و دانشآموزان در مکانهای فوق ممنوع است.
مادهی 14: در مواقع کنترل تجمعات و راهپیماییها، مضروب کردن افراد شرکتکننده از ناحیهی کمر و بالاتر و نیز نقاط حساس بدن ممنوع است.
مادهی 15: منظور از جرایم تروریستی در این مواد غیر از مواردی که در قوانین دیگر ذکر شده است، ارتکاب بمبگذاری، حملهی مسلحانه به مراکز نظامی، عمومی و صنعتی و منازل مردم، ترور اشخاص، قتل و راهزنی و نیز جاسوسی میباشد.
منبع: خبر آنلاین
آیتالله منتظری: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی

مرجع بزرگ تقلید شیعیان، حضرت آیتالله منتظری در پاسه به نامه ۲۹۳ تن از نخبگان ضمن انتقاد شدید از وضع موجود کشور نوشت: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی. متن کامل این نامه که در سایت شخصی ایشان منتشر شده را در زیر میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
( انما یوفى الصابرون اجرهم بغیر حساب )
حضور محترم برادران و خواهران عزیز، روشنفکران و نخبگان محترم
پس از سلام و تحیت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ ۱/۶/۸۸ آن عزیزان ، ضمن قدردانى و ارج نهادن به ایثارگرى و شهامت و پایدارى شما و ملت بزرگوار و عزیز ایران ، معروض میدارم که اینجانب بارها تذکرات و پیشنهادهایى را براى بیرون رفتن از این بحران ویرانگر ارائه نموده ام ، ولى ظاهرا حضرات براى رسیدن به مقاصد دنیوى خویش چنان چشم و گوش و دل بر حقایق بسته اند که نه مِبینند و نه مِشنوند، ولى از آنجا که هنوز مبارزات با رژیم گذشته در اذهان بسیارى از افراد زنده است و در میان سردمداران حکومتى بعضا کسانى هستند که خود طعم شکنجه و زندان و… را چشیده اند اینجانب هنوز نا امید نیستم و امیدوارم تا کاملا دیر نشده مسئولین امر به خود آیند و بیش از این وجهه نظام جمهورى اسلامى را در بین توده هاى زجر کشیده و سیلى خورده ایران و در سطح جهانى خدشه دار نکنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.
دین اسلام ، دین کامل الهى است و در آن آزادى عقیده و بیان چنان روشن و واضح است که قرآن کریم در مورد اصل پذیرش دین مى فرماید: ( لا اکراه فى الدین ) یعنى زور و اجبارى در پذیرش دین نیست ; و باید پذیرفتن اصول دین با استدلال و برهان باشد. و سیره و روش رسول خدا(ص ) و ائمه معصومین (ع ) نیز این گونه بوده که مردم در کمال آزادى و بدون لکنت زبان و بدون هیچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و اظهارنظر نمایند. بزرگترین ستم و ظلم به اسلام عزیز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حکومت دینى و اسلامى است .
امیدوارم مسئولین امر از این راه انحرافى که در پیش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استیفا نمایند، خسارات را جبران نموده و بى گناهان را بیش از این در زندان نگه ندارند، و با پایان دادن به سناریوهاى نمایشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بیش از این قضاء اسلامى را مسخره نکنند; و یا لااقل شجاعت این را داشته باشند که اعلام کنند این حکومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هیچ کس هم حق اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.
امیدوارم خداوند کریم در این ماه مبارک رمضان همه ما را از کجروى ها باز داشته و مشمول هدایت هاى مستمر خویش قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .
۴ شهریور ماه ۱۳۸۸
قم المقدسة – حسینعلى منتظرى
منبع: سایت دفتر آیت الله العظمی منتظری
بازداشت تکان دهنده یک دانشجو و شکنجه وی در بازداشتگاه
یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد پس از گذشت بیش از یک ماه نحوه ربوده شدن و ضرب و شتم وحشیانه خود را بازگو کرد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر ا. گ. دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در تاریخ ۲۳ تیرماه در منطقه پونک تهران توسط نیروهای نظامی ربوده شده و پس از ضرب و شتم وی و فحاشی های رکیک نسبت به وی با دست و پای بسته به مکان نامشخصی انتقال داده شده است.
ماموران نظامی و لباس شخصی بازداشت کننده بدون ارائه هیچ گونه حکم بازداشت علاوه بر ضرب و شتم وحشیانه وی را به بازداشت گاه نامشخصی انتقال دادند که وی از مکان آن اطلاعی ندارد.
این دانشجو پس از یک هفته از بازداشتگاه نامعلوم به زندان اوین انتقال داده می شود و در تمام دوران حبس خود در سلول انفرادی بسر برده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر با وجود جراحت های عمیق و نیز شکستگی از ناحیه صورت و نیز انگشتان دست، ماموران زندان اجازه درمان وی توسط پزشک زندان را ندادند.
وی در تمامی طول دوران بازجوئی با چشم بند مورد بازجوئی قرار می گرفته است. هم چنین بازجویانی که با نقابهائی سیاه رنگ بر صورت داشته اند بارها وی را به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم های شدید، و آزار و اذیت روحی و جسمی شدید قرار داده اند.
مامورین در طول دوران بازداشت انواع اتهامات گوناگون از جمله محاربه با خدا، ارتباط و مراودات با محافل بیگانه، اقدام علیه امنیت ملی، سرکردگی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی به وی نسبت داده اند.
این دانشجو به تازگی بدلیل وضعیت وخیم جسمی با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از اوین آزاد شده تا به درمان بپردازد.
ماموران نظامی و لباس شخصی بازداشت کننده بدون ارائه هیچ گونه حکم بازداشت علاوه بر ضرب و شتم وحشیانه وی را به بازداشت گاه نامشخصی انتقال دادند که وی از مکان آن اطلاعی ندارد.
این دانشجو پس از یک هفته از بازداشتگاه نامعلوم به زندان اوین انتقال داده می شود و در تمام دوران حبس خود در سلول انفرادی بسر برده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر با وجود جراحت های عمیق و نیز شکستگی از ناحیه صورت و نیز انگشتان دست، ماموران زندان اجازه درمان وی توسط پزشک زندان را ندادند.
وی در تمامی طول دوران بازجوئی با چشم بند مورد بازجوئی قرار می گرفته است. هم چنین بازجویانی که با نقابهائی سیاه رنگ بر صورت داشته اند بارها وی را به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم های شدید، و آزار و اذیت روحی و جسمی شدید قرار داده اند.
مامورین در طول دوران بازداشت انواع اتهامات گوناگون از جمله محاربه با خدا، ارتباط و مراودات با محافل بیگانه، اقدام علیه امنیت ملی، سرکردگی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی به وی نسبت داده اند.
این دانشجو به تازگی بدلیل وضعیت وخیم جسمی با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از اوین آزاد شده تا به درمان بپردازد.
اشتراک در:
پستها (Atom)
