نگراني خانواده منصور اسانلو از انتقال او به سلول انفرادي

گزارش‌ها حاکی است که منصور اسانلو، رييس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران، روز چهارشنبه به سلول انفرادی در زندان رجايی‌شهر کرج منتقل شده است. همزمان، فشارها بر ديگر فعالان کارگری در نقاط ديگر ايران افزايش يافته است.در پی حمله ماموران زندان و ضرب و شتم هم‌سلولی‌های منصور اسانلو توسط آنها که منجر به ناراحتی قلبی اين فعال کارگری شد، گزارش نزديکان به خانواده رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران حاکی از انتقال او به بند يک زندان رجايی شهر است.




به گزارش جرس، در حالی که اين بند، بدترين بند اين زندان به شمار می رود، گفته می شود که آقای اسانلو در يک سلول انفرادی نگهداری می شود. همين موضوع موجب نگراني شديد خانواده آقاي اسانلو از اين وضعيت شده است، به وي‍ژه كه در اين مدت،‌امكان تماس با او را نداشته اند. پيشتر منصور اسانلو در بند چهارم زندان رجايی شهر به سر می برد که اين بند نيز شرايط مناسبی از لحاظ بهداشتی و غذايی نداشت و اين تاثير بدی بر روی سلامت جسمانی وی داشته است.


انتقال منصور اسانلو وی پس از انتشار نامه ای از سوی او در مورد اتهامات وارد آمده به سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران در چهارمين جلسه محاکمه گروهی از بازداشت شدگان حوادث پس از کودتای ۲۲ خرداد صورت گرفته است. آقای اسانلو در اين نامه با توجه به اينکه در اين جلسه به نقل از مسعود باستانی، روزنامه نگار زندانی که به گفته نزديکانش تحت فشار شديد قرار داشته است،‌مطالبی عليه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران گفته شده بود، توضيحاتی داد.


اين فعال کارگری با اشاره اينکه چهره آشفته آقای باستانی در يک عکس « حکايت از سختی های فراوانی داشت که بر او رفته است»‌نوشت:‌«‌ايشان فيلمی از کارگران و همسران محروم سنديکای شرکت واحد با همکاری اينجانب تهيه کرده است که در اين فيلم کارگران اخراجی و همسرانشان در باره مزايای سنديکا و چگونگی تغيير رفتار و گفتار کارگران سنديکايی بعد از عضويت در سنديکا و آموزش های انسانی که ديده اند، از سنديکا قدردانی کرده و خانواده های اين کارگران نيز خود را عضو سنديکا دانسته اند.» منصور اسانلو افزود:«‌اين فيلم موجود است و صدا و سيما می تواند اين فيلم را به جای دفاعيه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی برای همه مردم ايران و جهان نمايش دهد.»


انتشار اين نامه همزمان با حمله ماوران زندان رجايی شهر به سلولی شد که او همراه با شماری از مجرمان عادی در آن نگهداری می شد.در اين حمله،‌گرچه اين فعال کارگری مورد ضرب و شتم قرار نگرفت، اما وسايل او از جمله کارت تلفن توسط ماموران ضبط شد. پس از آن اين خبر توسط محمد اوليايی فرد، که قرار است وکالت رسمی او را بر عهده بگيرد، در گفت و گو با راديو فردا تاييد شد.آقای اسانلو پس از انتقال از زندان اوين به زندان رجايی‌شهر در سال گذشته، در بند مجرمان عادی نگهداری می‌شود و اين اقدام در شرايطی صورت گرفته است که وی، خانواده و وکلای مدافع او به اين موضوع اعتراض کرده اند. به گفته وکلای مدافع و خانواده اين فعال کارگری، اين اقدام نقض تمامی حقوق اوليه هر زندانی است، زيرا او نيمی از پنج سال دوران محکوميتش را سپری کرده است و مطابق قانون مجازات اسلامی، زندانی بايد در محل زندگی خود نگهداری شود.


اين وضعيت در شرايطی برای منصور اسانلو رقم زده شده است که در ماه های گذشته، دو بار مورد تهديد يکی از جانيان قرار گرفت و در عين حال،‌اقدامی توسط مقام های زندان در جهت انتقال منصور اسانلو به بندهايی که زندانيان دارای جرايم سياسی و عقيدتی به سر می برند، انجام نشد.
اين در حالی بود که کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران در نامه‌ای به آيت الله هاشمی شاهرودی، رئيس وقت قوه قضائيه،‌از تهديد جانی آقای اسانلو توسط يکی از جانيان حاضر در زندان اظهار نگرانی کرده بود.


به گفته خانواده و وکلای مدافع رئيس زندانی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، او از بيماری در ناحيه قلب،‌کليه و کمر رنج می‌برد. ضمن آنکه تاکنون سه عمل جراجی چشم داشته است و بايد به طور مرتب از سوی متخصصان چشم‌معاينه شود و تحت معالجه قرار داشته باشد. با توجه به اين وضعيت، خانواده وی بارها از مقام‌های قضايی، خواستار مرخصی پزشکی جهت درمان و يا حتی آزادی وی شده‌اند، اما اين درخواست نه تنها ناديده گرفته شده و بی پاسخ مانده است، بلکه اين مقام ها از اعطای مرخصی عادی به آقای اسانلو از زمان بازداشت او در تيرماه سال ۱۳۸۶ تاکنون‌خودداری کرده‌اند.


وی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پنج سال زندان محکوم شده است که اين موضوع اعتراض اتحاديه‌های بين‌المللی کارگری و سازمان‌های حقوق بشری را به دنبال داشته است. در همين حال، يکی از نزديکان به خانواده آقای اسانلو به «‌جرس»‌گفت که پسر کوچک آقای اسانلو چند روز پيش توسط يک موتورسوار مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به گفته وی، فرد مهاجم هنگام کتک زدن فرزند اين فعال کارگری، به نام پدر او اشاره کرده است.
اما اين تنها اذيت و ازار خانواده آقای اسانلو نبوده است. چند هفته پيش نيز عده ای به نام مامور امنيتی قصد بازداشت عروس منصور اسانلو را داشته اند که موفق به اين کار نشده اند.


همزمان با اين موضوع، گزارش ها از احضار دوباره سه تن از اعضای هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه،‌به نام های علی نجاتی، فريدون نيکو فر و رضا رخشان است. درعين حال،‌خبرنامه دانشگاه آزاد قزوين از بازداشت حدود ۲۰ نفر از فعالان اجتماعی و کارگری در اين شهر خبر داده است. اين فشارها همزمان با تشديد اعتراض های صنفی کارگران به پرداخت نشدن حقوق، ادامه اخراج ها و بدتر شدن وضعيت زندگی شان صورت می گيرد.

نامزد ندا آقاسلطان برای انکار واقعیت تحت فشار و بازجویی قرار دارد

سازمان عفو بين الملل با انتشار بیانه ای مطبوعاتی اعلام کرد که کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده و در زندان اوین تحت بازجویی قرار دارد.



به گزارش جرس، بنابر اعلام عفو بین الملل مقام های امنیتی به خانواده ندا آقا سلطان گفته اند اگر کاسپین ماکان اعتراف کند که یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ندا را کشته است او را آزاد خواهند کرد.عفو بين الملل تاکید کرده که نگران شکنجه کاسپين کامان است.

کاسپین ماکان پس از کشته شدن نداآقا سلطان که اکنون در جهان به نماد شهدای جنبش سبز تبدیل شده، در چند مصاحبه گفت که بنابر سخنان شاهدان عينی و نوارهای ويدئويی همگی نشان می دهد که يک بسيجی، ندا آقا سلطان را هدف تير قرار داد.

دکتر آرش حجازی یکی از شهود که در لحظه شهادت ندا آقاسلطان حضور داشت نیز پس از گریختن از ایران اعلام کرد که یک بسیجی به سوی ندا آقاسلطان شلیک کرده بود از سوی مردم دستگیر شد اما مردم توانستند کارت شناسایی این بسیجی را از او بگیرند.

کارت شناسایی این بسیجی و مشخصات کامل او در هفته های اخیر در سایت های اینترنتی انتشار یافته است.

فائزه هاشمی در واکنش به پروژه اعتراف‌سازی‌: مثل ملانصرالدین خودشان سناریو می‌نویسند، تکرار می‌کنند و باور می‌کنند!

چندی پس از اتهامات واردشده به فرزندان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، سایت یولداش در یک مصاحبه یک ساعت و نیمه با فائزه هاشمی، از دیدگاه‌های او در مورد انتخابات اخیر و چشم انداز کشور پرسید. متن کامل این مصاحبه را در زیر می‌خوانید:




سلامت انتخابات/ واژگون کردن نتیجه انتخابات بدعت بود،نه اعتراضات

فائزه هاشمی معتقد است که سلامت انتخابات همچنان زیر سؤال است و رخدادهای پس از آن نباید باعث شود که این موضوع تحت الشعاع قرار گیرد. در پاسخ در پرسشم در این خصوص می گوید: در رابطه با جریانات پس از انتخابات دو نکته مطرح است، اول سلامت انتخابات و دوم برخوردهای غیر قانونی با اعتراضات و هر دو موضوعات مهمی هستند که بررسی آنها مورد مطالبه است. وی در ادامه می افزاید: شواهدی وجود دارد که نشان دهنده زیر سؤال بودن روند برگزاری انتخابات است، این تردید آنقدر عمیق و جدی است که جمعیت چند میلیونی را بارها و بارها جهت بیان اعتراضات آن هم بصورت آرام و قانونی و براساس اصل 27 قانون اساسی به خیابان کشانده و به وجدان و احساسات عمومی آسیب زده است.

تخلفات و روند غیر قانونی در برگزاری انتخابات در مراحل مختلف تبلیغات قبل از انتخابات، روز انتخابات، و بعد از انتخابات وجود داشته است، بعنوان مثال وضعیت ناظرین، کارت برای بسیاری از ناظرین معرفی شده صادر نمی شود، بسیاری کارت ها جابه جا صادر می شود و چون کارت ها را اول صبح روز انتخابات برخلاف قرار قبلی تحویل می دهند ، لذا مستقر شدن ناظرها با این وضعیت جدید مشکلات عدیده ای ایجاد می کند، بسیاری ناظرین را در مرحله تجمیع آراء راه نمی دهند، از حضور ناظرین در جلسات هئیت های اجرایی پس از 18 خرداد علی رغم اعلام رسمی خودشان جلوگیری می کنند، در زمان شمارش آرا بسیاری از ناظرین از صندوق ها اخراج می شوند، صورت جلسات شمارش آرا در بسیاری از صندوق ها توسط برگزار کنندگان و ناظرین امضا نمی شود.
وضعیت تعرفه ها، در بسیاری از شعبه ها تعرفه ها از حدود ظهر به بعد شروع به تمام شدن می کند، البته زمان آن صندوق به صندوق متفاوت است و در اکثر این شعبات تعرفه رسانده نمی شود. شعبه های زیادی ساعت 9 و مابقی ساعت 10 علی رغم وجود صف طولانی مردم برای رأی دادن بسته می شود، این در حالی است که وزیر کشور اعلام کرد که دستور داده شده تا زمانی که مردم در هر شعبه ای در صف ها حضور دارند رای گیری انجام شود. از آنجایی که 57 میلیون تعرفه چاپ شده بود، این سؤال مطرح است که پس مابقی تعرفه ها کجاست؟

قطع شدن سیستم پیامک ها از شب قبل از انتخابات، فیلتر کردن سایت ها، اخلال در سیستم اطلاع رسانی ستادها و حمله به ستادها در روزانتخابات از جمله ستاد قیطریه آقای موسوی، این ها همگی نیز مواردی بود که مشکلات اساسی را برای ناظرین و ستادها ایجاد و برنامه های نظارتی آنها را مختل کرد.
تخلفات تمام نمی شود و پس از انتخابات نیز ادامه می یابد، در حالی که 3 روز برای اعتراض کاندیداها و به دنبال آن زمانی برای بررسی اعتراضات و تأیید نهایی شورای نگهبان در قانون پیش بینی شده است فردای انتخابات پیام های تبریک و تأیید انتخابات سرازیر می شود، که با توجه به جایگاه، و مقام بعضی از پیام دهندگان، عجیب است که هنوز انتخابات تأیید نشده و مراحل قانونی آن طی نشده هدف این پیام ها چه بوده است ؟ و همچنین کنفرانس مطبوعاتی و جشن آقای احمدی نژاد به عنوان پیروز انتخابات در یکی دو روز اول بعد از انتخابات نیز در همین بخش قرار می گیرد.

عملکرد حمایتی رسانه ملی، روزنامه ها و خبرگزاری های دولتی و حمایت از آقای احمدی نژاد توسط بعضی مقام ها و ارگان ها که بـایـستی طبق قانون بی طرف باشند و اصولاً اجازه ورود به مسایل سیاسی و انتخابات را ندارند، بذل و بخشش ها از پول و جیب مردم، افزایش حقوق ها در آخرین ماه های قبل از انتخابات و کاهش آنها بعد از انتخابات و بسیاری موارد دیگر همگی از مواردی است که بایستی بررسی شود.

فقط یک نمونه از اعتراضات، یعنی نتیجه بررسی وجود 140 مرکز که آرای ریخته شده به صندوق ها از آرایی که می توانست به صندوق ها ریخته شود، بیشتر بود این بود که 3 میلیون جابجایی آرا داشت حالا تصور کنید که اگر هر کدام از موارد اعتراضی فـوق بررسـی می شـد، آن وقـت مشخص می شد که در کل چه مقدار رای با این روندهای غیر قانونی جابجا شده است.

هاشمی در ادامه می افزاید: بهتر بود اجازه می دادند یک شورای بی طرف تشکیل می شد تا مستقلاً همه موارد را بررسی کند. اینطور که نمی شود که بگوییم در نتیجه انتخابات هیچ تغییری ایجاد نمی شود اما شورای نگهبان به اعتراضات رسیدگی کند. بنابراین با این صحبت پاسخ شورای نگهبان هم از اول مشخص بود پس برای چه قانون گذار اساساً اجازه اعتراض را به کاندیداها داده است؟ دیگر اعتراض برای چیست وقتی قرار است تغییری صورت نگیرد؟ واژگون کردن نتیجه انتخابات در این دو روز بدعت است یا رسیدگی جدی و حقیقی و بی طرفانه به اعتراضات ؟ وی در ادامه می گوید: این نوع برخورد یعنی اعتراض نکنید، تمام شد. یک انتخاباتی برگزار شد و شما به هر کس خواستید رأی دادید ولی نتیجه این بود که می بینید. و یا کمیته ای تشکیل می دهند که اکثریت آنها را طرفداران خودشان دارند. وقتی اراده ای برای رفع این همه ابهام و رسیدگی بی طرفانه به شکایات و گزارشات وجود ندارد این ابهام ایجاد می شود که پس حتماً ریگی به کفش دارند که حاضر نمی شوند به اعتراضات به شکل منطقی پاسخ بدهند.

حوادث و فجایع پس از انتخابات/ این فجایع فقط به کهریزک و کوی دانشگاه، ختم نمی شود

فائزه هاشمی در خصوص فجایع پس از انتخابات هم به صراحت موضع گیری می کند و از احقاق حق مظلومین و خسارت دیدگان در رویدادهای اخیر می گوید. او معتقداست که رسیدگی به این فجایع نیز باید در دستور کار قرار بگیرد و نباید به بهانه شاد شدن دشمنان از بیان فجایع، به سادگی از کنار این موضوع گذشت. او در این خصوص می گوید: این ها بیان نقض حقوق شهروندان و فجایع صورت گرفته را تعبیر به تحرکات دشمن شادکن می کنند، به نظر من انجام این اعمال است که به نظام ضربه زده و دشمن شاد کن است و نه اعتراض به آنها. این فجایع رخ داده و نمی شود گفت که کسی احقاق حق نکند و چیزی نگوید چون دشمن شاد می شود برعکس باید با متخلفین از بالا تا پایین برخورد شود تا از این راه پایداری نظام تضمین شود و جلوی شادی دشمن گرفته شود.

هاشمی در ادامه می افزاید: این فجایع فقط به کهریزک و کوی دانشگاه، ختم نمی شود، بررسی و پاسخگویی به آنچه که در خیابانها و در زندانها و اماکن دیگر برمردم رفته است همگی بایستی در دستور کار باشد.
در این جریانات نیز مثل موضوع انتخابات نیاز به کمیته ای بی طرف و مستقل است تا عادلانه و براساس واقعیت ها و به دور از جانب داری ها به بررسی مسایل و بعد هم برخورد با متخلف بپردازد. این که عده ای خلاف کنند، آن هم به این گستردگی و با این عمق، و مورد اعتراض هم قرار نگیرند، ولی به معترضن که به دنبال حقوق خود هستند انگ همسویی با بیگانه، اغتشاشگر، دشمن شادکن، جاسوس، انقلاب مخملی و ... زده شود از کجای اسلام در آمده است من نمی دانم. شرایط بنحوی شده است که برای اثبات حقانیت خودشان، برای افراد بی گناه پرونده سازی می کنند و برعکس پرونده دارها را به مقام و پست می رسانند.

انقلاب مخملی و اعترافات /اتهام انقلاب مخملی فرافکنی است- چه کسی این اعترافات را باور می کند؟

از هاشمی در خصوص اتهامات به اصلاح طلبان با عنوان انقلاب مخملی یا کودتای مخملی می پرسم واو دراین خصوص می گوید: بنظرم در حال حاضر ما شاهد کودتای مخملی هستیم، کودتای مخملی یعنی اینکه برخلاف رأی مردم کس دیگری از صندوق ها بیرون بیاید. فـکر می کنم تا زمانی که اعتراضات بصورت بی طرفانه و عادلانه ای مورد بررسی قرار نگیرد و تا زمانی که افکار عمومی قانع نشده باشد، خود آنها در معرض این اتهام هستند و گرنه منتسب کردن اعتراضات مردمی به «انقلاب مخملی» نوعی فرافکنی است
هاشمی در ادامه می افزاید: گذشته از این موارد باید گفت انقلاب مخملی در مفهوم عام آن می تواند به معنی اصلاح طلبی و بیان مسالمت آمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست . این یعنی گروههایی هستند که نه به اصل نظام اعتراض دارند و نه براندازند و تنها اعتراض آنها به روندهای غیر قانونی و خلاف است و دنبال رأی خود هستند این که حالا رسانه های خارجی و یا خارجی ها در تایید تحرکات مردمی چیزی بگویند این نشانه وابستگی نیست. مگر امام در خارج از کشور در فرانسه نبودند؟ مگر مقامات فرانسوی کشور خود را پناهگاه انقلابیون قرار نداده بودند؟ مگر بسیاری دانشجویان از آمریکا مبارزه نمی کردند ؟ مگر رسانه های خارجی و از جمله BBC در آن زمان مسایل ایران را بشدت و به قوت پوشش نمی دادند؟ مگر مردم در آن زمان در نهایت بی اعتمادی به رسانه های ملی، اخبار را از رسانه های خارجی نمی گرفتند؟ پس با این اوصاف باید بگوییم که انقلاب اسلامی هم در مسیر خواست بیگانه رقم خورد و یا انقلاب مخملی بود و ...
اعترافات کارمند سفارت انگلستان، البته طبق آنچه که من شنیدم، چیزی نبود جز انجام وظیفه. هر سفارتی در هر کشور از اوضاع طرف مقابل گزارش تهیه می کنند تا سیاست هایشان در آن را بر مبنای شرایط واقعی هر کشوری بریزند. مگر سفارت ما در کشورهای خارجی این کار را نمی کند؟
فائزه هاشمی در خصوص اعترافات بیان شده از سوی متهمین دادگاه اخیر نیز می گوید: چه کسی اعترافات فردی که بیش از پنجاه روز در انفرادی بوده، ارتباطی با بیرون از زندان نداشته، با خانواده و وکیل ارتباط نداشته، تحت انواع واقسام فشارها بوده، و نه تنها از وقایع بیرون از زندان بی اطلاع است، بلکه همانگونه که آقای موسوی نیز گفت احتمالاً اخبار کذب را به فرم روزنامه های اصلاح طـلبان دریـافت کـرده است، باور می کند. زمانی این اعترافات می تواند مورد پذیرش افکار عمومی قرار گیرد که کل مراحل دستگیری، بازجویی ، دادگاه و ... بر طبق قانون انجام شده باشد. که متأسفانه در مورد این ها چنین روندی طی نشده است.
هاشمی در ادامه می افزاید:متأسفانه اعترافات بیشتر بصورت یک شوی تلویزیونی مضحک و از طرفی تأسف بار درآمد که البته قابل استفاده جهت برگزار کنندگان آن برای متهم کردن این حرکت عظیم، برای ایجاد رعب و وحشت، برای دستگیری های بیشتر، و برای توجیه اعمال اشتباه و خلاف قانون آنها بود.
مـتأسفانه کارهای خلاف قانون و اشتباه همچنان ادامه دارد، هـر کس کـه در رسـانه ملی مورد اتهام قرار می گیرد، طبق قانون حق دفاع از همان رسانه را دارد که این کار نیز انجام نگرفته است.
نظر ایشان را به طور خاص در مورد اعترافات مربوط به مهدی هاشمی می پرسیم، ایشان می گوید: مهدی بلافاصله تکذیبه ای داد که بصورت مستدل اتهامات مطرح شده در دادگاه چهارم را رد کرد و خواستار وقت دفاع در رسانه ملی، یعنی همان جایی که این اتهامات بارها و بارها تکرار گردید شد، ولی آقایان مثل سایر موارد به روی خود نیاوردند.

جمهوری اسلامی یا حکومت اسلامی/ هم جمهوریت و هم اسلامیت در حال رخت بربستن است

فائزه هاشمی با اشاره به مباحثات صورت گرفته در روز های پس از انتخابات در خصوص نقش مردم در جمهوری اسلامی می گوید: جمهوری یعنی حکومتی مبتنی بر آرای مردم. تفاوت جمهوری با سایر حکومت ها هم در این است که در جمهوری مردم نقش آفرین و تصمیم گیر هستند و در چهارچوب قوانین سرنوشت خود را رقم می زنند ولی در حکومت، رسمی و یا غیر رسمی رأی و نـظر مـردم و نقش آنها کنار گذاشته می شود، که این همان چیزی است که در دو انتخابات اخیر زیر سئوال رفت. در این انتخابات به واسطه حضور بی سابقه مردم این مسئله ملموس تر بود و باعث جریحه دار شدن احساسات و شعور مردم شد. مردم احساس کردند که به شعور آنها توهین شد.خوب ادامه این روند می تواند به «حکومت اسلامی» ختم شود، این در حالی است که 30 سال پیش نه مردم به دنبال چنین مسئله ای بودند و نه سران و رهبران انقلاب چنین مسئله ای را در سر داشتند. نظامی که خـودشـان به آن رأی داده بودند و در طول سی سال با همه خوبی ها و بدی ها، زیبایی ها و زشـتی ها، سفیدی ها و سیاهی های آن ساختند، اگر قرار باشد همین دموکراسی نسبی که الان داریم هم از بین برود طبیعتاً قابل تحمل نیست و این عمل تنها خدمت به منافع یک گروه خاص می باشد و نه خدمت به اسلام. به شکل واضح معنای حکومت اسلامی چیزی جز دیکتاتوری با نام اسلام نیست. با و قایع پیش آمده از انتخابات تاکنون، بنظر می رسد که هم جمهوریت و هم اسلامیت در حال رخت بربستن است .

عملکرد صداوسیما/ چرا بایستی بگونه ای رفتار کند که اخبارش دیگر قابل باور نباشد؟

عملکرد صداو سیما در این جریان و التهابات ناشی از سوء مدیریت رسانه ملی موضوع دیگری است که فائزه هاشمی در خصوص آن می گوید: صدا و سیما از چند ماه قبل از انتخابات سیاست یک جانبه ای را در دفاع از دولت آغاز کرد و حتی در شب های منتهی به انتخابات آقای احمدی نژاد با مصونیت کامل به اتهام پراکنی و تخریب هر که می خواست اقدام کرد و هر کس هم در صدد پاسخ گویی بود گفتند که بعد از انتخابات. در حالیکه ایشان قبل از انتخابات این حرف ها را زده و به دنبال تأثیر آن در رأی خود بود، بنابراین پاسخ بعد از انتخاب، که عملی نیز نشد، نوش داروی بعد از مرگ سهراب است. پس از انتخابات هم اطلاع رسانی در رسانه ملی چیزی کاملاً متفاوت از شرایط ملتهب جامعه بود. نظرات آقای موسوی و سایرین تـوسـط آقـایان اژه ای و پور مـحمدی و دیگران در رسانه ملی منعکس می شد. مـگر خود آقای موسوی نمی توانست نظراتش را بیان کند که دیگران بیان کننده نظرات ایشان باشد؟ خودتان می آیید و از جانب یک نفر در سیما حـرف می زنـید، خـودتان پاسخ می دهید خودتان هم قضاوت می کنـید و بعد جـالب اسـت که او را محکوم می کنید و به خود نمره بیست می دهید! ، عجب عدالتی! عادلانه این بود که در آن شرایط خود معترضین دعـوت می شدند و اسـتدلات خـود را بیان می کردند و بعد آقای اژه ای یا هر کس دیگری پاسخ ایشان را می داد، و مردم خود قضاوت می کردند چرا از میان کاندیداهای معترض تنها آقای رضایی به سیما دعوت شد. البته منکر نقش مثبت آقای رضایی چه قبل و چه بعد از انتخابات نیستم. اما چرا آقایان کروبی و موسوی نباید بتوانند از این فرصت استفاده کنند؟ این که نمی شود که عده ای قبل از انتخابات مورد تایید نظام باشند و صلاحیت آنها تایید شود و بعد از انتخابات یک دفعه شرایط تغییر کند و همه عامل بیگانه و ضد انقلاب و نامحرم شوند، و از آن طرف رسانه ملی با ارائه اخبار و تحلیل های جانبدارانه و گاهی خلاف به تحریک مردم بپردازد و بعد هم با اجرای سناریوهای ساختگی مثل ماجرای ترانه موسوی، ندا آقاسلطان و اعترافات و دادگاه های نمایشی بخواهند افکار عمومی را منحرف کنند. هاشمی در ادامه افزود: متأسفانه این قبیل کارها موجب سلب اعتماد عمومی از رسانه ملی و مراجعه مردم به رسانه های خارج از کشورشده است. رسانه ای که به راحتی توانست در شب های قبل از انتخابات در طی مناظره ها ده ها میلیون مردم را پای تلویزیون میخکوب کند و این گونه مخاطب جذب کند چرا بایستی بگونه ای رفتار کند که نه اخبارش دیگر قابل باور باشد و رسانه های خارج از کشور توسط مردم جهت کسب اخبار به آن ترجیح داده شوند؟ باکمی واقع بینی و صداقت متوجه می شویم که این خود ما هستیم که باعث گل کردن فضاشده ایم و مردم را سوق به آن طرف داده ایم. عملکرد خودمان اشتباه است آن وقت دیگران را متهم می کنیم.

عمل به قانون/ اگر گفته می شود که در انتخابات تخلف شده است یعنی قانون نقض شده

از هاشمی درباره مسئله عمل به قانون می پرسم. او با اشاره به تاکیدات صورت گرفته در خصوص رعایت قانون از سوی تمام جناح ها و افراد می گوید: ایـنکـه هـمه بر رعـایت قـانون تأکید دارنـد چیز خوبی است. یک طرف مدعی است که اعمال و رفتار هایی که در حین و بعد از انتخابات بروز یافته خلاف قانون است و طرف مقابل هم مدعی است که تمام رفتارها و فجایعی که برمردم رفته عین قانون است، خوب در این شرایط یک کمیته حقیقت یاب نظیر آن چه که در مجلس شورای اسلامی تشکیل شد و اتفاقاً عملکرد خوبی هم در اوایل کار خود داشت می تواند مؤثر باشد تا معلوم کند که خلاف قانون ها کدام بوده است. آنها که به تجمعات آرام و قانونی مردم حمله کرده، ضرب و شتم کرده، اموال عمومی را تخریب کرده، مردم را کشته، دستگیر کرده و گاز اشک آور پرتاب کرده اند و یا آنهایی که برای بیان اعتراضات خود مطابق اصل 27 به خیابان آمده اند و پس از حملات به آنها برای خنثی کردن اثر گاز اشک آور آتش روشن کرده اند. ببینید مردم چیز زیادی نمی خواستند مردم رأی و حق خود را می خواهند. این حق قانونی مردم است که در قانون اساسی و قوانین کشور به رسمیت شناخته شده این ها همان مردمی هستند که با آن شکوه پای صندوق ها آمدند که ما هنوز پز حضور آنها را می دهیم. هنوز هم دیر نشده، حیف است که بگذاریم که نظامی که به این مرحله رسیده و مردمی که با بلوغ سیاسی در صحنه حاضر شده اند و حماسه آفریده اند روبروی هم قرار بگیرند. اگر گفته می شود که در انتخابات تخلف شده است یعنی قانون نقض شده. اینکه می بینیم بعد از انتخابات عده ای بی دلیل بازداشت می شوند و بعد با آن وضعیت دادگاهی می شوند یعنی قانون نقض شده. اینکه عده ای پیش از اتمام فرصت قانونی نتیجه انتخابات را تایید می کنند و بعد جشن هم می گیرند و مردم را تحریک می کنند، یعنی قانون نقض شده. اینکه در حین انتخابات و پس از انتخابات در سیستم گردش اطلاعات در کشور مشکل ایجاد می شود یعنی قانون نقض شده. اینکه عده ای به خود اجازه می دهند از سرویس پیام کوتاه تا روزنامه ها و سایت ها را بی دلیل توقیف کنند یعنی نقض قانون، موارد تخلفات انتخابات که اشاره کردم، یعنی نقض قانون، عدم رسیدگی بی طرفانه به اعتراضات مردم، یعنی نقض قانون. درست است همه باید به قانون بازگردند و هیچ کس هم فراتر از قانون نیست. کسی به دنبال براندازی نظام نیست. این هم درست نیست که بگوییم هر چه تا بـه حـال اتـفاق افـتاده را کنار بگذاریم و از حالا به قانون عمل کنیم. خوب پس تکلیف متخلفان چه می شود؟تکلیف رأی مردم چه می شود؟ تکلیف خونهای ریخته شده چه می شود؟
هاشمی در ادامه می افزاید: بهتر است که این طور فکر نشود که اگر اعتراضات کم رنگ تر شده است، اصل آن از بین رفته است. اصل اعتراض را باید درست پاسخ داد و گرنه چون آتش زیر خاکستر خواهد شد. خشم و نفرت از دل مردم با این حرکات زدوده نمی شود. بهتر است از تاریخ درس بگیریم که هر نظامی که مقابل مردم خود ایستاد چه سرنوشتی پیدا کرد جالب این جاست که ما زمانی که داریم مردم مسلمان خودمان را به خاک و خون می کشیم برای کشته شدن خانم مصری در آلمان سوگواری می کنیم ، البته من آن حادثه را تقبیح می کنم، ولی سیاست یک بام و دو هوا مردم را جری تر و خشمگین تر می کند. این که ما این جریانات مردمی را با هدف نابودی نظام تفسیر کنیم، به نظرم خطای بزرگی است بر روی سایر اشتباهات. خود اتهام زدگان بهتر از هر کسی می دانند که این گونه نیست.

اتهامات و ماجرای دستگیری/ مثل ملانصرالدین خودشان سناریویی را می نویسندو بعد هم آنقدر تکرار می کنند که خودشان نیز باور می کنند

قبل از انتخابات در رسانه ها و خبرگزاری هـای دولـتی نـوشـتند 200 هزار مانتوی سبز برای دختران فیروزه ای تهیه کرده ام که از اصل کذب بود و یا مثلاً یک روز قبل از انتخابات، فارس پیامک ارسال کرد که «فائزه هاشمی دررفت »، در حالی که فردای آن روز در شعبه خیابان دیباجی رأی دادم. جالب اینجاست که در جریان آن باز داشت کوتاه از من پرسیدند. که تو یک روز به کانادا رفته ای. برای چه کاری ؟ که من گفتم رفت و برگشت به کانادا دو روز طول می کشد ، حداقل یک روز هم که باید آنجا بمانم خوب سرجمع می شود سه روز، من چگونه یک روزه رفته و برگشته ام؟ گفتند پس با آنها ارتباط داشته ای، گفتم اسناد آن کجاست؟ وخواستم که در برگهای بازجویی از من بپرسند تا کامل آن را تکذیب کنم. در برگ های بازجویی نیز به اصرار من این سؤال مطرح شد و آنها تمایل به این کار نداشتد. اول می گویند که من در رفته ام، بعد یک تجمع برای ممنوع الخروج کردن من و مهدی تشکیل می دهند، و خبر ممنوع الخروجی ما را اعلام می کنند، صداو سیما تصویر من را به هنگام سخنرانی روبروی جام جم پخش می کند، منی که در رفته ام، چگونه ممنوع الخروج شده ام و چگونه تصویرم از تلویزیون پخش می شود؟ از بس دروغ می گویند خودشان نیز یادشان می رود که چه گفته اند و چه کرده اند. البته من از خبرگزاری فارس و روزنامه ایران شکایت کرده ام که امیدوارم به آن رسیدگی شود.
هاشمی در ادامه درباره ماجرای بازداشت خود نیز گفت: در خیابان بازداشت شدم. رفتار بازداشت کننده ها بسیار زشت و توهین آمیز بود. اینکه گفتند برای محافظت بوده است، واقعیت ندارد. گفتند که حکم بازداشت تو را داریم. بعد هم به پایگاه مقداد و از آنجا به قرارگاه ثارالله منتقل شدیم که در این دو جا انصافاً رفتارها خوب و محترمانه بود. دو تا اتهام داشتم، سازماندهی اغتشاشات و دیگری حضور در اغتشاشات .
متأسفانه یاد ایام حکومت نظامی در پایان دوره شاه افتادم، البته نمی دانم که این طنز بود و یا واقعیت، قانون حکومت نظامی تجمع مثلاً بیش از 3 نفر را ممنوع می دانست، 3 نفر در خیابان با هم حرف می زدند، مأمور می آمد و تذکر می داد که خلاف قانون است، متفرق شوید. آنها می گفتند ما که 3 نفر هستیم بیش از 3 نفر ممنوع است، مأمور می گفت بامن شدید 4 نفر، حالا این ها خودشان به تجمعات آرام و قانونی مردم حمله و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دادند حمله می کردند و در مقابل مردم مجبور به فرار، دفاع از خود و آتش زدن سطل های زباله برای خنثی کردن اثرات گاز اشک آور بودند، و آن وقت، می گویند اغتشاشات، شما این تظاهرات قانونی و جزء حقوق مردم را به اغتشاش کشیده اید، کدام اغتشاش ؟ و یا در مورد اتهام سازماندهی، مثل ملانصرالدین خودشان سناریویی را می نویسندو بعد هم آنقدر تکرار می کنند که خودشان نیز باور می کنند ( التبه شک دارم که خودشان هم باور کنند.) و براساس آن اقدام می کنند، اعترافات اخیر و همچینن اتهاماتی که به مهدی وارد کرده اند نیز همین حکم را دارد.

آینده اصلاحات، جبهه یا حزب/ جبهه عام تراست و با شرایط فعلی سازگار تر

هاشمی در پایان با اشاره به مباحث مربوط به آینده جریانات سیاسی در کشور و اینکه آقای موسوی باتشکیل حزب موفق خواهند بود و یا جبهه گفت: به نظر من در این شرایط تأسیس جبهه به مراتب بهتر از تأسیس حزب است چون اولاً حزب کم نداریم و از این جهت دچار خلاء نیستیم. ضمن اینکه معمولاً تأسیس حزب همراه است با محدودیت هایی در نوع عقیده و افکار، این در حالی است که در نهضت جدید، افکار مختلف و گروه های گوناگون مردمی حضور داشته و دارند، و نمی توان آنرا محدود به ایده خاصی نمود. ماهیت این جنبش اعتراضی است و اقشار مختلف مردم و حتی سیاسیون و نخبگان از راست و چپ و یا اصلاح طلب و اصولگرا در این جریان با درجات متفاوت حضور دارند. بنابراین جبهه عام تراست و با شرایط فعلی سازگار تر ..
درپایان لازم به ذکر چند نکته است، من فکر می کنم این نهضت خود خوش است و سازمانده و رهبری که این ها به این صورت دنبالش می گردند وجود ندارد، دوم این که کمرنگ شدن تظاهرات و حضور مردم نشانه فراموش شدن و کمرنگ شدن مطالبات مردم نیست وقتی آن تعداد عجیب و غریب نیروهای امنیتی در هر مکان که احتمال حضور مردم است حضور می یابند و مانع از اجتماع مردم با انواع روش های خشونت آمیز می شوند ، انگار که مردم حضور دارند و همان تأثیر را دارد. و سوم اینکه هنوز هم دیر نشده است ، همین الان می شود جلوی اشتباهات را با ایجاد یک گروه واقعاً بی طرف با حضور نمایندگان همه طرف های معترض و بررسی عادلانه و واقعی تمامی وقایع و بدنبال آن عمل به این نتایج گرفت و نظام را از این شرایط نجات داد، و پیشنهادات ارزنده جناب آقای هاشمی و دیگران در این زمینه اجرا شود.
فراموش نکنیم که این ها مردم همین کشور هستند، جامعه ای افسرده و دمق و آسیب دیده و پراز خشم و نفرت و کینه، حتی خاموش، نمی تواند مناسب برای یک نظام مقتدر باشد. این که مطالبات به حق و قانونی مردم خود را این گونه سرکوب کنیم و در عوض بخواهیم حامی حقوق مسلمانان و مردم دنیا باشیم طنزی تلخ و بی معنی است .

ديدار آيت‏الله صانعی و آيت‏الله منتظری

صبح امروز آيت‏الله العظمى صانعى و آيت‏الله العظمى منتظرى ديدار و گفتگو كردند.



به گزارش موج سبز آزادی به نقل از پایگاه اینترنتی دفتر آیت‏الله العظمی منتظری، در اين ديدار که در محل دفتر آیت‏الله العظمی منتظری برگزار شد، پس از ذكر خاطرات از سال‏هاى قبل از پيروزى انقلاب اسلامى و رهبرى‏هاى امام خمينى، نسبت به وضعيت‏ ‏پيش آمده براى كشور و بحران پس از انتخابات ابراز نگرانى شد و حضرات آیات از ادامه بازداشت افراد بى‏گناهی كه بعضا از مسئولين رده‏ ‏بالاى نظام جمهورى اسلامى بوده‏اند ابراز تأسف كرده و در پايان براى آزادى زندانيان بى‏گناه و نجات كشور از بحران‏ ‏دعا نمودند.

اصلاح، هدف نهايي منتقدان

سیدحسین مرعشی
جريان اصلاحات جريانی است که در حال حاضر و با توجه به شرايطی که اکنون وجود دارد می تواند در پايداری و ثبات نظام و کشور تاثير بسزايی داشته باشد. حتی به جرات می توان گفت جريان اصلاح طلب تنها جريانی است که می تواند در پايداری و ثبات نظام موثر باشد.



بدون فعالیت های سیاسی اصلاح طلبان نظام و کشور با مشکل مواجه خواهد شد. بنابراین بهتر است دولت از گسترش فعالیت های سیاسی اصلاح طلبان حمایت کند چرا که اگر چنین نکند خطرات زیادی آینده کشور را تهدید می کند. عمده این خطر گرفتار شدن برخی نیروها مخصوصاً نسل جوان در دام اپوزیسیون هایی است که خارج از نظام وجود دارند. آنها به اصلاح نمی اندیشند بلکه تنها به دنبال تغییر ساختار سیاسی کشور هستند. این مساله به صلاح کشور و ملت ما نیست.

در چند ماه اخیر نیز مدافعان فکری و شکلی نظام نشان دادند سیاست و منافع نظام را به خوبی درک نمی کنند و معنای درستی از منافع نظام ندارند. من برخلاف آنها فکر می کنم اگر نظام بخواهد عاقلانه و منطقی با جریانات برخورد کند باید از اصلاح طلبان حمایت کند. حاکمیت باید به تعامل سازنده و جبران مسائل و مشکلات مردم و اصلاح طلبان بپردازد و زمینه بهبود اوضاع سیاسی، اجتماعی و داخلی کشور را فراهم کند. حاکمیت باید از عمیق تر شدن شکاف حاکمیت و ملت و حاکمیت و نخبگان پیشگیری کند. آنچه باید در نظر گرفت این است که این کلیت ماجراست.

شخصیت های اصلاح طلب موثر مثل آقایان موسوی، خاتمی و کروبی، چه روحانی و غیرروحانی و نخبگان جامعه در قشرهای مختلف و چه بدنه وسیع دانشجویی کشور باید متوجه سرمایه یی که دارند باشند. منظور از سرمایه، اعتماد بخش وسیعی از مردم به حاکمیت و دولت است. از سوی دیگر باید این نکته را یادآور شد که هرگونه تعللی در تشکیل و گسترش فعالیت های سیاسی جایز نیست. اصلاح طلبان نیز باید با انسجام و تعامل با یکدیگر فعالانه مسیر خود را ادامه دهند. یکی از اقدامات مفیدی که در این زمینه صورت گرفته شکل گیری تشکیلات راه سبز است.

این تشکیلات اعم از تشکیلات راه سبز که تاکنون به صورت جنبشی اجتماعی بوده تا تشکلات مهم دیگر باید به فعالیت جدی ادامه دهد. تعلل در این گونه اقدام ها به نظر نوعی ناسپاسی است. ملت ایران باید به شخصیت هایی که در کشور هستند اعتماد کند و مطمئن باشد این افراد قصد اصلاح برخی امور را دارند. در این میان نباید فراموش کرد هیچ قشر و گروه اصلاح طلبی قصد براندازی یا عوض کردن نظام را ندارد بلکه تمام هدفش اصلاح و اجرای صحیح قوانین است.

برخی از ابزار پاسداری از سرمایه اجتماعی اکنون در اختیار دولت است و پشتوانه مهمی برایش محسوب می شود. می توان گفت شایسته تر است احقاق حقوق ملت از مسیرهای کم هزینه تری پیگیری شود زیرا اگر چنین اتفاقی رخ ندهد و حقوق ملت پیگیری نشود اتفاقات خوبی را در آینده نمی توان پیش بینی کرد.

ممکن است در آینده شاهد وضعیت نامطلوبی باشیم که موقعیت کشور را تضعیف کند. حتی ممکن است مردم دچار سرخوردگی شوند و نتیجه این سرخوردگی فرو رفتن مردم در لاک خود است. این نیز یکی از ضربه های بزرگ برای کشور و نظام ما محسوب می شود و خسارات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت. اصلاح طلبان وظیفه دارند تمام توان و نیروی فکری شان را در جهت تامین منافع مردم به کار گیرند تا هزینه های سنگینی برای مردم در برنداشته باشد.

در کشورهایی که با سیستم باز هدایت می شوند حرکت های اجتماعی به خوبی نمایان می شود و با برگزاری رفراندوم و نظرخواهی از مردم مشکلات حل می شود اما در سیستم بسته صدای ملت شنیده نمی شود و رفراندوم آنچنان معنایی ندارد. در ایران سیستم نظام بسته عمل نمی کند چون ابزار نظام بسته موجود نیست و جامعه ما میل به تکثر و تعاطی افکار دارد.

حرمت انسان از دیدگاه باری‏تعالی

نوشتاری شاید برای تلنگری به حاکمان



وقتی خداوند انسان را خلق می کرد، برای هدفی جز خود خلق نکرد(1) و خود نیز حمایت و هدایت و سرپرستی‏اش را بعهده گرفت(2). یک لحظه او را رها نکرد و هرگز بخاطر غفلت‏ها و کج رفتن‏هایش‏، با او قهر ننمود(3) و حتی به پیامبر مکرمش (ص) نیز حق سیطره بر آن‏ها را نداد(4). در برخورد با بیدادگری که حتی یک نفر از اعضای خانواده حق تعالی را بکشد، چنان غضب کرده و عتاب می‏کند که گویی تمامی بشریت و کل خانواده او را قتل عام کرده‏است(5).

و آنگاه که بنده‏اش (از هر دین ومسلک و ملت) مورد تعدی قرار می‏گیرد و حکومت نتواند (و یا نخواهد) از این ظلم جلوگیری نماید، دیگران را سزاوار مرگی می‏کند که نباشند و این خفت و خواری نبینند(6). در یک قدم جلوتر، وقتی این انسان خود را تسلیم او می‏کند، چنان حرمتی برایش قائل می‏شود که با هیچ چیزی در دایره هستی قابل مقایسه نمی‏شود(7).

و آنگاه که بنده اش را در سلک مومنین می یابد، شکستن حرمت او را در عداد شکستن حرمت خود می داند(8). از آنجا که انسانها، چاره ای جز تشکیل حکومت و سپردن اختیارات عمومی جامعه به حاکمانی منتخب خود ندارند، لذا خداوند، به کرات و بهانه های مختلف هشدارهای لازم نسبت به رافت و مهربانی و مساوات با بندگان خود، از طرف حاکمان داده است.(9) و (10)

در این مسیر، یک معیار برای خود ارزیابی حاکمان و مردمان و اینکه آیا چقدر در پیشگاه ربوبی ارزش دارند اعلام کرده و آن اینکه " ببینید دیگران و زیردستان چگونه شما را ارزیابی کرده و نمره می دهند(11).

در باورهای دینی که خداوند به بندگان خود عرضه کرده است، رسول حق ص آنقدر بر نامهربانی بر بندگان خدا می نالد که هشدار می دهد "من بیش از هرچیز بر امت خود از حاکمان و پیشوایانی که در فریب و گمراهی مردم می کوشند ، بیم دارم (12)" و فریاد بر می‏آورد که "آن کس که بر بینوایی که به جز خدا پناهی ندارد ستم می کند خشم خدا نسبت به او بسیار سخت است"(13).

و وقتی که هر کس ( و بخصوص حاکمان )، خود را از معرض دید الهی دور می بینند، به یکباره شلاق هشدار می کوبد که "مطمئن باشید که، خدا یی که اختیار همگان را داراست و قضاوت نهایی بر عهده اوست، نیازی به گواهی و شهادت احدی نداشته، که خود شاهد بر همه چیز و هر لحظه اعمال بندگان است"(14) و حتی "آنها که از جایگاه پیامبران سخن گفته و در پایگاه ستمگران جلوس کرده اند را مورد نفرت و بغض قرار داده است"(15).

او در قضاوت خود در رستاخیز، چنان از کشته شدن بندگانی که برای اهدافی والا خلق کرده بود(16)، در غضب است ، که اول هر چیز پرونده آن خونها را به دادرسی می نشیند(17) و ستم ظالمی که این خون به ذمه اوست را به هیچ نمی‏بخشد(18).

پس خدایا، از تکبر و خودباوری مستکبرانه(19)، چنان حفظمان کن که مباد، بعد از سالیان سال که عمری در زهد و عبادت و اطاعت بسر برده ایم و در نظر مردمان، بهشتی بوده‏ایم، به یکباره ابلیس گونه در چاه ویل شقاوت و خسران(20) در نیفتیم(21)(22).

زیرنویس‏ها:
1- كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف - بحارالانوار، ج 84، ص .198
2- الخلق عيال الله - رسول اكرم ( ص) بحار، ج 74، ص .316
3 - آنگاه که به کرات با " یا ایها الانسان " او را خطاب کرده و یا با صفت " رحمانیت " خود همه را زیر چتر خود قرار داده است .
4 - لست علیهم بمسیطر - سوره غاشیه - آیه 22
5 - مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا - مائده - آیه 32
6 - و لقد بلغنی انّ الرّجل منهم کان یدخل علی المراة المسلمة، و الاخری المعاهدة، فینتزع حجلها و قلبها و قلائدها و رُعثها.... فلو انّ امراً مسلماً مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما، بل کان به عندی جدیرا. - نهج البلاغه - خطبه 27 . ( به من خبر رسید که مردی از لشگر شام به خانه زن مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بود وارد شد، و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره‌های آنها را به‌ غارت برد.....، اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تاسّف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است . )
7 - ان الله ..... و فضل حرمه المسلم علی الحرم کلها ... - نهج البلاغه - خطبه 166
8 - المؤمن اعظم حرمه من الكعبه؛ امام صادق ع - بحار، ج 68، ص 16
9 - الا و ان لکم عندی الا اوخرلکم حقا عن محله .... و ان تکونوا عندی فی الخلق سوائ - نهج البلاغه - نامه 50
10 - ایما راع استرعی رعیه فلم یحطها بالامانه والنصیحه ضاقت علیه رحمه الله تعالی التی وسعت کل شی - نهج الفصاحه - حدیث 378
11 - اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ - همان - حدیث 664
12 - ان اخوف ما اخاف علی امتی الائمه المضلون - همان - حدیث 381
13 - اشتد غضب الله علی من ظلم من لا یجد ناصرا غیرالله - همان - حدیث 2110
14 - ... فان الشاهد هوالحاکم - نهج البلاغه - حکمت 324
15 - ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین - نهج الفصاحه - 2107
16 - وما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون - سوره ذاریات - آیه 56
17 - اول ما یقضی بین الناس یوم القیامه فی الدمائ - نهج الفصاحه - 1473
18 - الدواوین ثلاثه : ..... و دیوان لایترک الله منه دشیئا . ... و اما الدیوان الذی لایترک الله منه شیئا فمظالم العباد بینهم القصاص لامحاله - همان - 2106
19 - ابی و استکبر - سوره بقره - آیه 34
20 - خسر الدنیا و خسر الاخره - سوره حج - آیه 11
21 - ان الرجل لیعمل عمل الجنه فیما یبدوالناس و هو من اهل النار ... - همان - 458
22 - ان الرجل لیعمل الزمن الطویل بعمل اهل الجنه ثم یحتم له عمله بعمل اهل النار ... - همان - 459
توضیح : نهج الفصاحه مورد استفاده مربوط به انتشارات خاتم الانبیا - بهار 83 و نهج البلاغه نیزترجمه دشتی می باشد .

تور نمادین دو دوچرخه‌سوار ایرانی در همبستگی با جنبش مردم ایران

پدال می‌زنیم و سبز می‌مانیم


دو دوچرخه‌سوار که پنج سال پیش به خاطر سفر به دور دنیا از فدراسیون دوچرخه‌سواری ایران حکم قهرمان قهرمانان را گرفتند، اکنون برای رساندن پیام مظلومیت مردم ایران و توجه جهانیان به خون‌های بی‌گناه ریخته شده‌ی جوانان این سرزمین رکاب می‌زنند.



به گزارش موج سبز آزادی، امیرحسین احمدی و حسین علیزاده که با هواپیما وارد نیویورک شده‌اند، قصد دارند در یک تور نمادین سه ماهه، برای دفاع از جنبش سبز ملت ایران و رساندن پیام مظلومیت ایرانیان به گوش جهان، در خاک آمریکا و چند کشور اروپایی رکاب بزنند.

بر اساس این گزارش، این دو ورزشکار که پس از چندین با رکابزنی دور ایران و کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی، موفق شدند به عنوان نخستین دوچرخه سواران ایرانی، امتیاز سفر به دور دنیا را از فدراسیون دوچرخه سواری ایران کسب کنند، در فاصله شهریور ۷۹ تا آذر ۸۳ دور دنیا را در پنج قاره رکاب زدند، ۶۴۰۰۰ کیلومتر را با دوچرخه طی کردند و در سال ۷۶ حکم قهرمان قهرمانان را از فدراسیون دوچرخه‌سواری کشور اخد کردند.

آنها درباره هدف خود از رکاب زدن می‌گویند: «ما در طول سفر دور دنیا حامل پیام صلح ملت ایران برای مردم دنیا بودیم تا به جهانیان نشان دهیم که ملت ایران طرفدار صلح و دوستی بین همه ملت‌هاست و از جنگ و خون‌ریزی بیزار است. گمان نمی‌کردیم زمانی فرا برسد تا برای رساندن پیام مظلومیت مردم ایران و توجه جهانیان به خون‌های بی‌گناه ریخته شده جوانان این سرزمین نظیر روح الامینی، کیانوش آسا، ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی و... پای در رکاب نهیم و با چشمانی اشکبار شاهد تکرار تاریخ در کشته شدن فرزندان این سرزمین به دست پدران باشیم و سهراب های زمان را از دست بدهیم، با این تفاوت تلخ که این بار فرزندان وطن نه به دست پدران بلکه به دست پدرخوانده ها به خاک و خون کشیده شده‌اند و اعتراض مسالمت‌آمیزشان با گلوله و باتوم پاسخ داده شده است.

این دو قهرمان دوچرخه‌سواری با راه‌اندازی یک سایت اینترنتی در آدرس pedal4green.com قرار است آخرین اخبار تور سبز خود در آمریکا و اروپا را از این طریق اعلام کنند.

مهدی کروبی در واکنش به اظهارت فرمانده کل سپاه:آقايان به مسائل سياسي و دسته‌بندي نپردازند

شبکه جنبش راه سبز (جرس) : مهدی کروبی دبير‌كل حزب اعتماد ملي با انتقاد از اظهارات فرمانده کل سپاه پاسداران در واكنش به سخنان اخير محمدعلی جعفری تاكيد كرد«آقايان به مسائل سياسي و دسته‌بندي نپردازند، چرا كه خود اين موضوع براي سپاه مضر است، اگر كسي به اين بحث‌ها وارد شود بحث‌هاي ديگر نيز پيش مي‌آيد. »


مهدی كروبي درباره اتهاماتی که فرمانده سپاه پاسداران متوجه چهره های اصلاح طلب کرده است گفت« ما كه در اين قضايا نيستيم. شنيده‌ام و خوانده‌ام كه فرمانده سپاه اظهار نظر كرده است، اما من نظرم اين است كه آقايان اين همه به مسائل سياسي و دسته‌بندي نپردازند، چرا كه خود اين موضوع براي سپاه مضر است اگر كسي به اين بحث‌ها وارد شود بحث‌هاي ديگر نيز پيش مي‌آيد.»


به گزارش ايلنا، مهدي كروبي در حاشيه مراسم بزرگداشت عبدالعزيز حكيم در جمع خبرنگاران همچنین درباره جلسه اخير خود با هيات سه نفره قضايي اظهار داشت: توضيح در باره اين جلسه بر عهده معاون اول قوه قضائيه است؛ اما جلسه بسيار خوبي بود كه در آن توضيحات لازم ارائه شد و نقطه‌نظرهاي خود را بيان كردم و قرار شد مسائل مطرح شده در اين جلسه را آنها مطالعه و بررسي كنند تا به نتيجه برسيم.


اين نامزد انتخابات رياست‌جمهوري دوره دهم از آيت‌الله لاريجاني، رئيس قوه قضائيه به‌دليل تشكيل اين جلسه تشكر كرد و گفت: شنيده‌ام به خلفي، رئيس حوزه رياست قوه قضائيه گفته‌اند كه اين ماجرا را پيگيري كنيد تا آنچه هست روشن شود.


وي در پاسخ به اين پرسش كه در گذشته خواهان امنيت براي شاهدان مستندات خود شده‌ايد آيا موضوع در جلسه مطرح شد،گفت: اين موضوع نيز در اين جلسه مطرح و صحبت شد نتايج جلسه فعلي بسيار خوب بود و اميدواريم نتايج آن همچنان ادامه داشته باشد.


وي تاكيد كرد: قرار شده است ارتباط‌ ما با اين جلسه ادامه داشته باشد و اگر لازم شد مجددا در جلسه حاضر شده و مستندات لازم را ارائه دهيم. حتي قرار شده نامه ديگري را به محسني‌اژه‌اي بفرستم.


وی درباره این پرسش که آیا خبر ناپدید شدن یکی از شاهدان حوادث اخیر صحت دارد، اظهار داشت: یکی از اشخاص که مورد سوال قرار گرفته است دو نوع برخورد با وی شد. یکی برخورد دادستان کل کشور وقت با وی بود که برخورد مناسبی بود و قول داده شده بود که موضوع را پیگیری کند و برخورد دیگر به حالتی بود که شخص از آن برداشت تهدید کرده بود و از خانواده وی نیز تحقیق صورت گرفته بود و به جای اینکه مساله درست شود، عکس شد و گویا چند روزی هم از اين شخص خبری نبود.


دبير‌كل حزب اعتماد ملي در پاسخ به اين پرسش كه پرونده روزنامه اعتماد ملی به قاضي ديگري واگذار شده است، گفت: پرونده این روزنامه به شخص دیگری که همین مساله را پیگیری می‌کند، واگذار شده است برنامه دارند که دوستان این موضوع را پیگیری کنند و بنا دارند با رییس قوه قضاییه نیز صحبت کنند.


كروبي در پاسخ به اين سوال كه زمان انتشار روزنامه اعتماد ملي چه زماني خواهد بود گفت: اگر برخي اجازه دهند، ما روزنامه را منتشر مي‌كنيم. اگر فردا مجوز را صادر كنند، بي‌شك روزنامه اعتماد ملي شنبه منتشر خواهد شد.

بازداشت عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان

شبکه جنبش راه سبز (جرس) : با گذشت دو روز از بازداشت رسول بداقی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران ،همچنان هیچ اطلاعی از وی در دست نیست و همین مساله موجب نگرانی شدید خانواده او و جمع زیادی از همکارانش شده است.


بنا بر این گزارش در همین ارتباط روز گذشته و امروز تعدادی از معلمان اسلامشهر و همکاران بداقی برای اعتراض به بازداشت این عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان در مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر تجمع کرده اند.


معلمان معترض، مسولان اداره آموزش و پرورش اسلامشهر را در بازداشت رسول بداقی مقصر و مرتبط می دانند و اعلام کرده اند که وی با تلفنی از این اداره از منزل خارج و بازداشت شده است، اما مسولان آموزش و پرورش اسلامشهر از بازداشت او ابراز بی اطلاعی می کنند و اعلام کرده اند که هیچ هماهنگی بین آنها و ماموران لباس شخصی که بداقی را بازداشت کرده اند وجود نداشته است.


گفتنی است رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان ایران که روز سه شنبه با یک تماس تلفنی از اداره آموزش و پرورش اسلامشهر از خانه اش خارج شده بود توسط چند مامور لباس شخصی در خیابان بازداشت شد و در ادامه ماموران لباس شخصی که 8 نفر بودند او را به منزلش برده و ضمن تفتیش و بازرسی منزل تعدادی سی دی و همچنین کیس کامپیوتر او را نیز با خود به همراه بردند.


ماموران لباس شخصی هیچ توضیحی درباره علت بازداشت این عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان نداده اند و تنها همسر رسول بداقی را تهدید کرده اند که نباید خبری درباره بازداشت وی منتشر شود .

آیت لله مکارم شیرازی : کسانی که در حوادث کوی دانشگاه و کهریزک نقش داشتند دادگاهی شوند

شبکه جنبش راه سبز ( جرس) : آيت‌الله مكارم شيرازي در جمع نمازگزاران حرم حضرت معصومه (س) خواهان رسیدگی به پرونده تخلفات بازداشتگاه کهریزک و برگزاری دادگاه ماموران متخلف شد.


این مرجع تقلید گفت« اكنون كه مقام رهبري تاكيد دارند كه به جرايم رسيدگي شود خوب است هرچه زودتر آن‌چه در زندان كهريزك و خوابگاه دانشجويان گذشته در دادگاه بيايد تا مردم ببينند و اعتماد پيدا كنند.»


این استاد درس خارج از فقه حوزه همچنین با انتقاد از برخی نشریات که اظهارات چند روز اخیر او را وارونه جلوه داده بودند تاکید کرد « بعضي از روزنامه‌ها اين حرف‌هاي بنده را وارونه نوشته‌اند و آن گفته‌ها را به آشوبگران نسبت داده‌اند اما آشوبگران كه نيازي به سفارش ندارند بلكه منظور من كساني بودند كه در حوادث كهريزك و كوي دانشگاه نقش داشته‌اند. »

پیش از این روزنامه کیهان و همچنین سایر روزنامه های حامی دولت اظهارات این مرجع تقلید درباره محاکمه متخلفان در کهریزک را وارونه جلوه داده و وانمود کرده بودند که منظور آیت الله مکارم شیرازی معترضان به نتیجه انتخابات است.

نخستین واکنشهای اصلاح طلبان به سخنان گستاخانه فرمانده نظامی کودتا

فرمانده کل سپاه پاسداران در حمله بی سابقه ای به حجت الاسلام و الاسلام سید محمد خاتمی رئیس جمهور دوره اصلاحات،و آیت الله موسوی خوئینی ها آن ها را متهم کرد که قصد سرنگونی و به زیر کشیدن آیت الله خامنه ای از رهبر جمهوری اسلامی را داشتند.
محمد علی(عزیز) جعفری در اظهاراتی خشمگینانه و بی سابقه که در آن اتهاماتی را متوجه محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها،مصطفی تاج زاده،بهزاد نبوی،ابوالفضل فاتح،مهدی هاشمی رفسنجانی و به طور کلی اصلاح طلبان کرد، همچنین مدعی شد که « وقتي صحبت از براندازي مي شود، منظور براندازي شکل قانوني نظام اسلامي نيست بلکه هدف دشمن تهديد محتواي نظام اسلامي است.»
وی که در جمعی به عنوان «پیشکسوتان جهاد و شهادت» سخنرانی می کرد از حوادث پس از انتخابات دور دهم رياست جمهوري به عنوان «بزرگترين حادثه تاريخ انقلاب اسلامي» نام برد و ادعا کرد« تنها حادثه اي که مي توانست انقلاب اسلامي و محتواي آن را تهديد کند، همين حادثه اخير بود.»
دو خبرگزاری ایرنا و فارس وابسته به کودتاگران انتخاباتی که اظهارات جعفری را منتشر کردند به نقل از وی افزودند« نمي خواهم لفظ براندازي را بياورم چرا که اين شبهه پيش مي آيد که آنها مي خواستند نظام جمهوري اسلامي را از بين ببرند در صورتي که حتي آمريکايي ها هم جسارت چنين ادعايي را ندارند.»
وی اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و کودتای انتخاباتی را«اغتشاش» نامید و گفت که«هدف از اغتشاشات پس از انتخابات تغيير در رفتار جمهوري اسلامي و تغيير در جهت گيريهاي اصلي نظام و عدول از اصول و مباني" دانست و افزود: آنها مي گفتند شما زندگي عادي خود را بکنيد و کاري نداشته باشيد که مثلا در فلسطين چه مي گذرد.»

فرمانده کل سپاه ادعا کرد که آیت الله موسوي خوئيني ها «در بهمن 87 گفته است ما بايد بياييم و توان خود را بگذاريم و به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بکشيم، او بايد بفهمد اين مملکت اين طور نيست که ايشان هر طور که خواستند اين نظام را به هر سمتي بکشند، خاتمي و يارانش هم بالاخره کلي تجربه دارند.»
محمد علی جعفری همچنین گفت«محمد علي ابطحي در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وي در مورد دیگری مدعی شد که«محمد خاتمي در بهمن 87 گفته است که اگر در اين انتخابات احمدي نژاد سقوط کند، عملا رهبري حذف مي شود و اگر اصلاحات به هر شکل و قيمتي دوباره بر حوزه سياست و اجرايي کشور باز گردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت و سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي شود و با شکست اصول گرايان بايد قدرت رهبري را مهار کنيم.»
فرمانده کل سپاه همچنین ادعا کرد که« در جايي ديگر نبوي گفته است که بايد سعي کنيم احمدي نژاد را کانديداي رهبري معرفي کنيم که اگر شکست بخورد، رهبري شکست خورده و يکبار اين کار را در خرداد 76 انجام داديم اشاره به ناطق نوري و اين ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند و اکنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم و براي محدود کردن و پاسخگو کردن بايد از بالاترين قدرت شروع کرد و به بقيه رسيد.»
فرماده سپاه پاسداران توضیح نداد که سخنانی که به خاتمی، موسوی خوئینی ها، و بهزاد نبوی منتسب کرده نیز حاصل اخذ اعترافات اجباری از بازداشت شدگان اخیر است وی همچنین به زمان و مکان و نحوه دسترسی سپاه به این اظهارات اشاره ای نکرد.
جعفری همچنین برای اثبات ادعاهایش از اعترافات محمد علی ابطحی وعطريانفر که هر دو نزدیک به 75 روز است چون دیگر چهرهای اصلاح طلب در بازداشت به سر می برند، گفت که«در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وی همچنین ادعا کرد که«محمد عطریانفر اعتراف مي کند که آقاي تاجزاده در انتخابات مي گفت ما مي توانيم با تجربياتي که در اين سالها کسب کرده ايم به راحتي رهبري را مهار کنيم.»
در حالی که صدها تن از رهبران احزاب و فعالان سیاسی اجتماهی از نیمه شب 22 خرداد تاکنون به اتهام دخالت در انقلاب مخملی بازداشت شده و اغلب تحت شکنجه جسمی و روانی در بازداشتگاه های بی نام نشان محبوس اند، فرمانده کل سپاه این بار ادعا کرد که انقلاب مخملی بدون اسم عنوان در زهن مصطفی تاج زاده تئریزه شده بود و گفت« شايد به معناي مصطلح تنها کسي که انقلاب مخملي در ذهنش تئوريزه شده و بدون اين که اسم آن را بياورد و مطرح کند، تاجزاده بود.»
عزیز جعفری همچنین گفت که« ابطحي در اعترافاتش هدف از اصلاحات را حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاکميت انقلابي و ديني به حاکميت عرفي و سکولار بيان کرده بود.»
جعفری افزود«به اعتراف آقاي ابطحي دين ستيزي به معناي بي توجهي و غير ارزشي معرفي کردن دينداري و دينداران اولين استراتژي اصلاحات است و دوم رواج بي بند و باري که مهمترين شکل آن بي تفاوت کردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يکديگر بوده است و همچنين حذف نمادهاي ديني و انقلابي که سعي مي شد در جلسات عکس امام و رهبري حذف شود.»
وی بازهم به نقل از ابطحي گفت که«خصوصيات اصلاح طلبان را غرب باوري و آلوده شدن به فسادهاي مالي» است و ادعا کرد که«اين نگاه و آلودگي و انحراف در راه امام راحل و شهدا امروز خيلي جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان دشمن و مخالفين راه امام راحل بر روي همين مفهوم متمرکز شده است.»
فرمانده کل سپاه از قول آیت الله خامنه ای گفت«ماجراي اخير را به عنوان فتنه عميق» است و اضافه کرد«اين فتنه يک سري پيچيدگي هايي دارد و اگر ما خواهان بقاي نظام جمهوري اسلامي هستيم مي بايد خيلي بيش از اين دقت کنيم و در شناخت دشمن از دوست کوشش کنيم.»
وی گفت که«طرفداران دو گروه هستند يکي مردم و ديگري نخبگان و ما شاهد بوديم که طرفداران مردمي بيشتر شده اما متاسفانه ظاهرا نخبگان و خواص انقلاب ريزش پيدا مي کنند.»
عزیز جعفری از کساني که «ريزش خواص» را به« به خاطر بدرفتاري » و «اتهام زنی» مربوط می دانند،گفت«مگر مي شود نظام جمهوري اسلامي را به خاطر عملکرد من و شما و ديگران سنجيد، نظام جمهوري اسلامي هدف والا و مقدسي دارد.»
وی پیروان خط امام خمینی را نیز مورد حمله قرار داد و گفت« برخي ادعاي پيروي از راه امام را دارند اما مفهوم ولايت فقيه را نفهميده اند، در صورتي که سخن ولي فقيه فصل الخطاب بخصوص در مسايل سياسي است.و اگر براحتي روي مواضع ولي فقيه حرف مي زنيم نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از محتواي نظام را داشته باشيم.»

پیش از عزیز جعفری فرمانده سپاه، برخی دیگر از همکارانش در دفتر سیاسی سپاه پاسداران از جمله یداله جوانی نیز از « انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» در هفته های اخیر استفاده کرده بودند.چنانکه در کیفرخواست ادعایی دادستان تهران نیز به نقل از برخی از بازداشت شدگان اتهاماتی به برخی دیگر از بازداشت شدگان و موسوی،کروبی، خاتمی و بسیاری دیگر وارد شد.
در روش جدید «انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» که به دنبال شکست «انتشار اعترافات اجباری تلویزیونی»، و «انتشار اعترافات اجباری در دادگاه های نمایشی» مورد استفاده فرمانده کل سپاه و همقطارانش قرار گرفته، خود فرمانده سپاه و همکارانش شخصا به استناد «اعترافات اجباری» برخی از بازداشت شدگانی که در بازداشتگاه های مخفی سپاه تحت فشار و شکنجه قرار دارند، اتهاماتی را به افراد دیگری وارد می کنند.
فرمانده کل سپاه پاسداران در چند روز اخیر و به دنبال قوت گرفتن احتمال محاکمه عاملان جنایت و کشتار مردم در راهپیمایی های مسالمت آمیز و شکنجه های غیر انسانی در بازداشتگاه ها به سخنرانی و برگزاری نشست های خبری مکرر رو آورده که یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن را اقدامی برای «فرار به جلو» از ترس محاکمه احتمالی دانسته است
بیانیه مجمع روحانیون مبارز
مجمع روحانیون مبارز با انتشار بیانیه ای خواستار پیگرد قضائی محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران به اتهام«دروغ پردازی» و «تهمت ناورا» به حجت الاسلام سید محمد خاتمی و آیت الله خوئینی ها شد.
مجمع روحانیون مبارز در این بیانیه اظهارات اخیر فرمانده سپاه پاسداران را«دروغی بزرگ و تهمتی ناروا» عنوان و اعلام کرد«فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجت الاسلام محمد خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی،علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.»
مجمع روحانیون مبارز اظهارات روز گذشته محمدعلی(عزیز) جعفری را توجیه سیاست های نادرست و سوء استفاده از عظمت گذشته سپاه، و جفا به سپاه توصیف کرد، و از قوه قضائیه خواست با توجه به وعده رییس قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام،فرمانده سپاه را به اتهام دروغ پردازی و تهمت،تشویش افکار و تحریک برخی افراد و زمینه سازری برای اقدامات خطرناک مورد پیگرد قرار دهد.
متن واکنش مجمع روحانیون مبارز به سخنان فرمانده سپاه چنین است:
این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند چه باید کرد؟
فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد، به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.
آیا انتظار از مدعی العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و قانون متوقف گردد.
روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم شهریور هشتاد و هشت
واکنش دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس
دبيركل فراكسيون خط امام مجلس در واكنش به اظهارات اخير فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و حمله عزیز جعفری به محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها، و اصلاح طلبان ، گفت«اظهاراتي كه مبناي آن اعتراف گيري در شرايط غيرقانوني باشد پشيزي ارزش ندارد.»
محمد رضا تابش همچنین« خواستار محاكمه كساني شد كه مجوز ورود سپاه به انتخابات و اعتراف‌گيري‌هاي اخير را صادر كردند.»
بنابر گزرش خبرگزاری ایلنا، نماینده اردگان و دبیر کل فراکسیون خط امام مجلس از سپاه پاسداران به عنوان نهادي مقدس، فراجناحي و اجماعي ياد كرد و افزود«شان اين نهاد با اينگونه رفتارها كه طرفداري از يك جناح خاص است، تطابقي ندارد افراد نبايد شان سپاه را فرو كاسته و آن را در منظر مردم، جناحي جلوه دهند.»
وي با ابراز اميدواري نسبت به اينكه آنچه از سوي سردار جعفري شنيده است، به درستي نقل نشده باشد افزود«آنچه كه من شنيدم اظهارات ايشان بر مبناي اعترافات افراد در شرايط غيرقانوني بود كه چنين مبنايي هيچ ارزشي ندارد.»
تابش با تاكيد بر اينكه مداخله سپاه در امور سياسي و جاري، كار درستي نيست خطاب به مسوولان آن توصيه كرد بگذاريد زبان ما بسته باشد.در حال حاضر ما براي حفظ نظام و انقلاب و براي آنكه حرفي نزنيم كه منجر به سوءاستفاده دشمن شود، مطالبي را بازگو نكرده‌ايم. كاري نكنيد كه برخي حقايق را بازگو كنيم چون به نفع نظام نيست.تابش در ادامه خواستار محاكمه كساني شد كه مجوز ورود سپاه به انتخابات و اعتراف‌گيري‌هاي اخير را صادر كردند.
وي با اشاره به اعترافاتي كه اخيرا از سوي بازداشت‌شدگان مسائل پس از انتخابات اخذ شده ادامه داد: سوابق اين افراد روشن است و نشان مي‌دهد كه چقدر دلبسته انقلاب هستند اميدوارم رفتارهايي از اين دست تضعيف شود تا جامعه به سمت آرامش پيش رود نه اينكه دائم شاهد شرايط متزلزلي باشيم.
دبيركل فراكسيون خط امام در واكنش به اينكه در سخنان فرمانده سپاه، اصلاح‌طلبان افرادي دين‌ستيز معرفي شده‌اند گفت: من حاضرم همه حيثيت خودم را وسط بگذارم و اثبات كنم كه اصلاح‌طلبان بيشتر از اصولگرايان سابقه زندان‌هاي شاه، حضور در جبهه‌هاي نبرد و شهادت و ايثارگري را دارند.
وي در ادامه افزود: اين چه رفتاري است كه برخي به استناد اعتراف‌هاي غيرقانوني، اصلاح‌طلبان را مخالف انقلاب، اسلام و نظام معرفي كنند. افرادي كه در جايگاه‌هايي كه مسوولان قرار دارند بايد تعقل و تدبر به خرج دهند تا التهاب بيشتري در جامعه ايجاد نشود.
نماينده اردكان با اشاره به رهنمودهاي اخير مقام معظم رهبري براي پيگيري مسائل پس از انتخابات گفت: در همين راستا در نظر دارم تا طي نامه‌اي به آيت‌الله صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه خواستار اجراي رهنمودهاي رهبري از سوي ايشان شوم در اين نامه از ايشان مي‌خواهم تا براي تطهير جبهه نظام، افرادي كه در پيشگاه ملت محكوم هستند و با دخالت نابه‌جا و خودسري‌هايشان منجر به صدمه به نظام شده‌اند، در دادگاهي علني محاكمه شوند.
دبيركل فراكسيون خط امام در پاسخ به سوالي كه به تصميم‌گيري نهايي اين فراكسيون در مورد چگونگي ارائه راي اعتماد به وزراي پيشنهادي دولت اشاره داشت گفت: همانطور كه قبلا پيش‌بيني كرده‌ام، به نظر مي‌رسد كه آراي نهايي نمايندگان به وزرا كمي خفيف‌تر از پيش‌بيني آقاي باهنر باشد و حداكثر دو وزير زن و يكي دو نفر از وزراي مرد معرفي شده رد شوند.
تابش در پاسخ به خبرنگار ايلنا كه به شايعه انتشار دستور رهبري در صحن علني مجلس به منظور ارائه راي به كليه وزراي معرفي شده اشاره داشت گفت: تا جايي كه من مي‌دانم رهبري هيچ پيام رسمي‌اي به مجلس نداشته‌اند البته ممكن است كه برخي نمايندگان ملاقات‌هايي با ايشان داشته باشند و حرف‌هاي رهبري را به زعم خودشان اينگونه مطرح كرده باشند.
وي تاكيد كرد كه هرگونه دستور رسمي از سوي رهبري بايد از كانال رئيس مجلس به نمايندگان ابلاغ شود

فراخوان «موج سبز آزادی» برای گردآوری فهرست محافل معنوی سبز

در مراسم احیای امسال، سبز بمانیم


درخواست‌های متعددی وجود داشته است مبنی بر اینکه در شهرهای مختلف محافل مذهبی سبزاندیشان را، به خصوص برای شب‌های احیا، معرفی کنیم. واقعیت این است که ما چنین فهرستی نداریم، اما یک راه هست و آن هم اینکه هر یک از ما یک رسانه شویم برای اطلاع رسانی درباره‌ی یک محفل معنوی سبز که می‌شناسیم. فراخوانی که می‌خوانید، به این منظور تهیه شده و امیدواریم با مشارکت همه سبزها، این کار به ثمر برسد. البته اینها، غیر از مراسم شب بیست و یکم حرم امام است که با حضور آقای خاتمی و استقبال سبزپوشان، رنگ و بوی دیگری خواهد یافت.



در ماه مبارک رمضان، طبق سنت همیشگی و دیرینه، محافل متعدد دعا و سخنرانی در باب مسائل معنوی و فضایل این ماه مبارک برقرار خواهد شد. اسلام سبز شاید یکی از مهم‌ترین موضوعاتی باشد که جا دارد در این ماه به آن پرداخته شود و تفاوت‌های آن با اسلام سیاه آشکارا بیان شود. درباره این محافل، هرگونه اطلاع‌رسانی که لازم باشد، انجام خواهیم داد. تنها کافی است بانیان این برنامه‌ها، خبرش را برای ما بفرستند.

امسال شب‌های احیا نیز شب‌های ویژه‌ای هستند. شب‌های پرفضیلت احیا و شهادت امام علی علیه‌السلام شاید در چنین روزهایی بیشترین اهمیت را داشته باشد. امسال باید با حضور سبز خود در محافل عزاداری و دعا، صدای عدالت‌خواهی و حق‌طلبی علی (ع) را بعد از 1400 سال احیا کنیم. این کار جز با حضور دینداران سبز امکان‌پذیر نخواهد بود.

برای شب‌های احیای امسال، غیر از برنامه‌های دو سه محفل اصلی اصلاح طلبان که تاکنون اعلام شده و در همین مطلب به آنها اشاره خواهد شد، برای اعلام برنامه‌های دیگر نیاز به کمک همه‌ی دوستان و علاقه‌مندان داریم. واقعیت این است بسیاری از ما به هرحال در این شب‌ها در مراسم احیا شرکت خواهیم کرد، اما شاید جاهایی را که به قدرت وابسته و به سیاست آلوده نباشد، نشناسیم. برای این شناسایی، که حضور و همبستگی سبزها در محافل معنوی این ایام را در پی خواهد داشت، تنها راهی که ممکن است، مشارکت همه در معرفی محافل مفید و غیر وابسته به دولت کودتاست.

قصد داریم در چند روز آینده، با کمک دوستان، فهرستی از محافل و مجالس و مساجد و هیئات و حسینیه‌ها و همه برنامه‌هایی را که علاقه‌مندان جنبش سبز و همه مخالفان کودتا در شهرهای مختلف می‌توانند به عنوان یک فضای معنوی غیر وابسته به قدرت، در آنها شرکت کنند، معرفی کنیم. بدیهی است که ما و شاید هیچ کس دیگری چنین امکان و اشرافی ندارد. قصد هم نداریم یک چند محفل و مجلس مشخص را اعلام کنیم که زمینه‌ی برخورد حذفی عوامل دولت کودتا با آنها فراهم شود.

از همگان دعوت می‌کنیم مساجد، حسینیه‌ها و هیئاتی را که در شهرهای مختلف مناسب حضور شیفتگان «معنویت غیر وابسته به قدرت» می‌بینند، به ما معرفی کنند تا به فهرستی که در میانه ماه مبارک منتشر خواهیم کرد، اضافه کنیم. این فهرست در صورتی قابل انتشار خواهد بود که در شهرهای مختلف لااقل چندین محفل و در تهران لااقل صد محفل کوچک و بزرگ در آن قرار گرفته باشند. گردآوری چنین فهرستی، نیاز به کمک تک تک شما دارد. هدف از این کار هم چیزی نیست جز معرفی فضاهای آرام و ایمانی برای برآورده شدن نیازهای معنوی هزاران جان شیفته‌ای که از مداحی‌ها و سخنرانی‌های پوچ و توجیه‌گر قدرت سیاسی خسته شده‌اند و احیانا جایی را برای دمی آسودن و دل به یار سپردن نمی‌شناسند.

پس لازم نیست سخنران یا فضای حاکم بر یک محفل معنوی، لزوما و آشکارا همراستا با نواندیشی دینی یا مواضع سیاسی جنبش سبز باشد. کافی است بانیان این محافل، معنویت را آلوده به مناسبات قدرت نکنند، مجلس دینی را وابسته به حکومت ندانند و مداح یا سخنران آنها با تکرار دروغها و بداندیشی‌هایی که متأسفانه از سوی نهادهای رسمی تبلیغ می‌شود و یا دعا به جان این و آن، کام حضار را تلخ نکند. با چنین معیاری، این فهرست بسیار بلندبالاتر از فهرست محافل سیاسی- جناحی وابسته به دولت کودتا خواهد بود؛ البته به شرط آنکه همه‌ی ما و شما برای گردآوری آن در این فرصت اندک، همت کنیم. کافی است عنوان مراسم، زمان و مکان دقیق آن و نام سخنران آن را بنویسید و برایمان بفرستید.

به طور ویژه از فعالان سبز شهرستان‌ها دعوت می‌کنیم مشخصات محافل معنوی سبز یا غیر وابسته را در این شهرها اعلام کنند تا علاقه‌مندان از شرکت در آنها محروم نشوند. غیر از این فهرست که امیدواریم با مشارکت همه‌ی سبزها در تهیه‌ی آن، فهرست پرباری شود و مفید باشد، چند برنامه عمومی هم تاکنون در تهران قطعی شده است.

در حرم امام خمینی، در سه شب احیا به ترتیب حجج اسلام ناطق نوری، سید محمد خاتمی و فاضل خراسانی به سخنرانی خواهند پرداخت. با این حساب روز شنبه 22 مهر ماه از ساعت 21:30 زمان سخنرانی آقای خاتمی خواهد بود که بی‌شک با حضور گسترده‌ی سبزها، مجالی دوباره برای ابراز همبستگی عموم هواداران
جنبش سبز و منتقدان دولت کودتا خواهد شد. امیدواریم شایعاتی که درباره‌ی احتمال ممانعت کودتاگران از انجام این سخنرانی منتشر شده نیز صحت نداشته باشد.

در دارالزهرای تهران نیز از امشب به مدت ده شب مراسم دعا و سخنرانی برقرار خواهد بود که در شب‌های احیا از 22:30 و در دیگر شب‌ها از ساعت 21:30 آغاز خواهد شد. آدرس دارالزهرا در در خیابان ولنجك، میدان شهید بهشتی، خیابان هشترودی، خیابان بیضاوی غربی، خیابان كیوان، پلاك 3 قرار دارد و برنامه‌های این شب‌ها نیز بدین ترتیب است:

1-پنج شنبه، شب 14 رمضان (12شهریور) حجت الاسلام و المسلمین سید محمد رضوی یزدی
2-جمعه، شب 15 رمضان (13 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مصطفی فومنی
3-شنبه، شب 16 رمضان (14 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مصطفی فومنی
4-یك شنبه، شب 17 رمضان (15 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین سید محمد رضوی یزدی
5-دوشنبه، شب 18 رمضان (16 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق كاملان
6-سه شنبه، شب 19 رمضان (17 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین خلجی
7-چهارشنبه، شب 20 رمضان (18 شهریور) دكتر ناصر مهدوی
8-پنج شنبه، شب 21 رمضان (19 شهریور) متعاقبا اعلام می شود
9-جمعه، شب 22 رمضان (20 شهریور) دكتر ناصر مهدوی
10-شنبه، شب 23 رمضان (21 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مجید انصاری

همانطور که در برنامه دارالزهرا نیز می‌بینید، اگر به امید خدا مشکلی برای سخنرانی آقای خاتمی در حرم امام پیش نیاید، در آن شب تنها برنامه سبزهای تهران و نقاط اطراف، همین مراسم خواهد بود. امیدواریم سبزها از این حق حداقلی بهره‌مندی از فضای معنوی یک شب در حرم امام محروم نشوند.

برای حسینیه ارشاد، کانون توحید و دیگر مراکز مذهبی غیر وابسته به حکومت تاکنون برنامه‌ای اعلام نشده است، اما به محض اعلام، درباره‌ی آنها خبررسانی خواهد شد. اما به نظر می‌رسد امسال دیگر نباید منتظر برنامه‌های این یکی دو جای مشخص بود و اگر قرار است هر ایرانی یک رسانه باشد، هر یک از ما نیز با اعلام محفلی که خود می‌شناسیم و در آن شرکت می‌کنیم، می‌توانیم بانی بهره‌مند شدن تعدادی دیگر از آن فضای معنوی باشیم.

شکی نیست که ما می‌توانیم با استفاده از فرصت باقی مانده از ماه مبارک و با شرکت در سخنرانی‌ها، عزاداری‌ها و مراسم احیای سبز، ماه رمضان امسال را به عنوان ماه مقاومت روزه‌داران سبز در خاطره‌ها ماندنی کنیم، که ان‌شاءالله چنین خواهیم کرد و صدای این جنبش را بلندتر از دو ماه قبل به گوش کودتاگرانی که از دین خدا فقط پوسته‌ی آن را، و همان را هم به متحجرانه‌ترین شیوه فرا گرفته‌اند و هسته را رها کرده‌اند، خواهیم رساند.

جلسه توجیهی یک نهاد امنیتی برای دانشجویان شهرستانی

یک نهاد امنیتی با برگزاری جلساتی برای دانشجویان شهرستانی، تلاش می‌کند تا آنها را نسبت به پشت پرده انتخابات و ادعای کودتای مخملی، توجیه کند.



به گزارش موج سبز آزادی، انجمن‌های اسلامی مستقل دانشجویان که تشکلی موازی با انجمن‌های اسلامی دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت است، محمل برگزاری این جلسات قرار گرفته و موضوع جلسات نیز «بررسی شبهات انتخابات» است، اما دانشجویانی برای شرکت در آنها گزینش می‌شوند و عموا دانشجویانی هستند که از شهرهای کوچک به دانشگاه‌های تهران آمده‌اند.

این گزارش حاکی است که در جلسات مذکور، مسئولان امنیتی فیلمی جانبدارانه را درباره اتفاقات اخیر برای دانشجویان پخش کرده‌اند و سپس با طرح ادعاهایی نظیر برنامه‌ریزی برای کودتای مخملی در انگلیس از یک سال قبل، اینکه مردم به صورت گلدکوئیستی وارد خیابان‌ها می‌شده‌اند، پول گرفتن دخترها در ستاد کروبی به ازای انجام امور غیر معمول و اینکه موسوی نفوذی‌هایی در وزارت اطلاعات داشته و ... تلاش کرده‌اند تا فضای ذهنی دانشجویان شهرستانی را به نفع خود تغییر دهند.

نامه رئیس اقلیت مجلس به صادق لاریجانی: دادگاه جنایات کهریزک را علنی برگزار کنید

دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه که رونوشتی از آن برای رئیس صدا و سیما جهت توقف پخش دادگاه‌های غیرقانونی و غیرشرعی نیز ارسال شده، با تاکید بر تخلف صدا و سیما بر طبق تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری، در پخش این دادگاه‌ها، تاکید کرد:«شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه‌هایی نظیر كهریزک بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و امید است ترتیبی اتخاذ شود تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود.»




به گزارش «پارلمان‌نیوز»، متن کامل این نامه بدین شرح است:

حضرت آیت‌اله لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه

سلام علیكم

با عرض تبریك انتصاب حضرتعالی در مسئولیت قضائی نظام اسلامی و آرزوی توفیق در اجرای این تكالیف خطیر، درخصوص حوادث و وقایع اخیر نكاتی را به استحضار می‌رساند. امید است طلیعه حضور شما در این مسئولیت بزرگ احقاق حق باشد.

همانگونه كه استحضار دارید یكی از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسأله فاجعه بار هتك حرمت و رفتارهای زشت بعضی از مأموران با بازداشت شدگان است كه نقض آشكار اصول متعدد در قانون اساسی و حقوق انسانی است كه اگر با اطلاع و موافقت مقامات مافوق بوده جسارت و قانون ستیزی آن مضاعف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساری است كه در بازداشتگاه‌های رسمی كشور چنین اتفاقاتی رخ دهد.

اخیراً جناب آقای احمدی نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاه‌ها و كوی دانشگاه را افراد نفوذی و برانداز اعلام نموده‌اند كه بر ابهامات قضیه افزوده است. اكنون كه دادگاه متهمان سیاسی (با وضعی ابهام‌آمیز) در غیاب وكلای انتخابی آنان بصورت علنی و جهت دار برگزار می‌شود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملی با نقض آشكار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حكم اقدام به پخش سراسری جلسات محاكمه نموده و حتی عناوین جعلی جرائمی را تبلیغ نموده و به متهمان نسبت می‌دهد كه در نظام قانون‌گذاری ایران وجود ندارد (همانند متهمان كودتای مخملی)؛ توجه حضرتعالی را به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری معطوف می‌نماید كه مقرر می‌دارد: «منظور از علنی بودن محاكمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانه‌ها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و متشكی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حكم افتراء است»

بنابراین اقدامات صداوسیما نقض و تخلف آشكار مفاد این قانون بوده و قابل تعقیب كیفری است كه از حضرتعالی تقاضای رسیدگی دارد.

علی ایحال از آنجا كه عدالت در قضا اقتضای مساوات در رسیدگی به جرائم را دارد و شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه هایی نظیر كهریزك بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و از آنجا كه حضرتعالی مرجع شهروندان در رسیدگی به تظلمات از حقوق آنان هستید امید است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود. پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی در حفظ حقوق شهروندان تقدیر و تشكر می نماید.

باتشكر و احترام

محمدرضا تابش

دبیركل فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی

بهشتی: آمار کشته‌گان به ۷۲ نفر رسیده است

عليرضا حسينى بهشتى، عضو كميته پيگيرى امور زندانيان و کشته شدگان حوادث پس از انتخابات، اعلام كرد كه شمار كشته شدگان اعتراض هاى خيابانى به ۷۲ نفر رسيده است.




آقاى بهشتى در گفت و گو با سايت كلمه، ارگان مير حسين موسوى، با اعلام اينكه «سه جانباخته ديگر به ليست ۶۹ نفره اين كميته» اضافه شده است، افزود: «هنوز خانواده شهدايى هستند كه به دليل جو حاكم بر جامعه به اين كميته مراجعه نكرده اند.»

وی جزئیاتی در باره هویت این کشته شدگان اعلام نکرده است.

ارائه اين آمار از سوى كميته مشترك مير حسين موسوى و مهدى كروبى، نامزدهاى معترض انتخابات، در حالى صورت مى گيرد كه مقام هاى جمهورى اسلامى مى گويند كه تنها ۲۹ نفر در اين حوادث كشته شده اند.

در اين زمينه حتى فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مدعى شد كه ۲۰ نفر از كشته شدگان بسيجى هستند. اما به رغم درخواست برخى نمايندگان اقليت مجلس از وى براى انتشار اسامى كشته شدگان بسيجى، محمد على جعفرى هنوز واكنشى به اين درخواست نشان نداده است.

اين در حالى است كه پيشتر، حسين طائب، فرمانده نيروى مقاومت بسيج كه زير نظر فرمانده سپاه فعاليت مى كند تعداد كشته شدگان بسيجى را هفت نفر اعلام كرده بود.

عليرضا حسينى بهشتى در باره آمار فرمانده سپاه پاسداران گفته است: «اگر آمار ارائه شده از سوى فرمانده سپاه در مورد شهداى بسيج دقيق باشد اين مسئله نشان مى دهد كه آمار شهدا بسيار بيشتر از تعدادى است كه در ليست كميته پيگيرى امور زندانيان و جانباختگان حوادث پس از انتخابات وجود دارد.»

به گفته وى، هيچ يك از «شهدايى» كه نامشان در ليست اين كميته وجود دارد از اعضاى بسيج نيستند.

مشاور ارشد مير حسين موسوى از فرمانده سپاه خواسته است تا ليست ۲۹ نفره خود را جهت تطبيق با ليست ۷۲ نفره كميته ارائه دهد تا «اين كميته نيز در رسيدگى به وضعيت آنان تلاش هاى خود را انجام دهد.»

نا آرامى هاى سياسى ايران پس از آن آغاز شد كه محمود احمدى نژاد روز ۲۳ خردادماه به عنوان فرد پيروز در رقابت هاى رياست جمهورى دهم معرفى شد.

مخالفان با بيان اينكه در اين انتخابات تقلب هاى گسترده اى صورت گرفته است با برپايى تظاهرات خيابانى خواستار برگزارى مجدد انتخابات شدند.

اين اعتراض ها با سركوب شديد نيروهاى امنيتى و بسيجى روبرو شد كه در جريان آن بيش از چهار هزار نفر بازداشت و دهها نفر نيز كشته شدند.

برخى از نمايندگان اقليت مجلس شوراى اسلامى در اظهار نظرهاى خود به آمار رسمى جان باختگان حوادث پس از انتخابات انتقاد كرده و دليل آن را تبرئه بسيج و سپله از اتهام هاى مربوط به سركوب معترضان و آزار و اذيت زندانيان دانسته اند.

امين شعبانى، نماينده مردم سنندج، در اين زمينه به سايت «پارلمان نيوز» گفته است: « به نظر مى‌رسد فرمانده سپاه پس از طرح اتهاماتى كه عليه بسيج و سپاه در حوادث پس از انتخابات شده به دنبال تبرئه اين نهادها و عملكرد آنها هستند.»

نصرالله ترابى، نماينده مردم شهركرد، نيز با اشاره به آمار فرمانده سپاه گفته است: « با توجه به اين آمارى كه مى ‌گويند پس چرا ما هيچ مراسمى نديديم كه براى آنها بگيرند؟»

همایش نخبگان دانشجویی در زندان اوین

سمیه توحیدلو
یک نکته جالبی که در این کلی بازجویی که من رفتم وجود داشت این بود که تقریبا با عوض شدن هر بازجو یکبار رتبه کنکورم را از همان اول تا به آخر می‌پرسیدند. ظاهرا بیرون خیلی گفته بودند مثلا نخبه‌ها یا رتبه‌های خوب کنکور را گرفته‌اید، این بندگان خدا هم می‌خواستند این ماجرا را چک کنند. در واقع در هر اتوبیوگرافی هم که نوشتم، از معدل گرفته تا رتبه لیسانس و ارشد و دکترا برایشان می‌نوشتم.




اولین بازجویی که داشتم خیلی بحث می کرد. کاملا بحث اجتماعی می کردم. نظریه می گفتم. حس و حالم برای استفاده از جامعه شناسی و درسهایی که خوانده ام در زمان بازجویی بیشتر بود. برای خودم همه چیز را تحلیل می کردم. درباره روش های سنجش و تحقیق نظر می دادم. خلاصه بازجویی هایی بود دیدنی. یک روز آقای بازجو یا همان کارشناس یک نکته ای گفت. شاید معنایش برای ایشان یک چیز دیگر بود، اما معنایی متفاوت برای من داشت. گفت همیشه از بچگی که از جلوی دانشگاه تهران رد می شدیم آرزویمان تحصیل در این دانشگاه بود. هیچوقت فکر نمی کردم بازی روزگار اینطور شود که من اینطرف میز باشم و آنطرف میز کسی باشد که سالهاست در آن دانشگاه بوده و جزو دانشجویان با رتبه خوب ِ آن دانشگاه محسوب می شده است.

ظاهرا این روزها زندان بی شباهت به دانشگاه نیست، هم اتاقی های من اغلب کارشناس ارشد بودند. امثال محمد رضا جلایی پور هم با رتبه یک کنکور و مدال طلای المپیاد در آن بند گرفتار است. یکی از دوستانی که این روزها به دیدنمان آمده بود می گفت روزی از این روزها از نزدیک اوین رد می شده اند. یک بیلبرد نزدیک آنجا زده شده بود با عنوان ِ همایش نخبگان دانشجویی.

منبع: وبلاگ بر ساحل سلامت

تمدید قرار بازداشت عیسی سحرخیز به مدت دو ماه

عیسی سحرخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی روز گذشته با خانواده خود تماس گرفت. این روزنامه نگار در تماسی که فقط دو دقیقه به طول انجامیده خبر از تمدید قرار بازداشت خود داده است.




مهدی سحرخیز، فرزند این روزنامه نگار روز گذشته به "روز" گفت: پدریم که زنگ زد گفت او را به دادگاه برده اند و از دادگاه زنگ میزد و فقط خبر تمدید قرار بازداشتش رو داد و هیچ حرف دیگری نزد.

مهدی سحرخیز افزود: قرار بازداشت پدرم را برای دو ماه دیگر تمدید کرده اند و ما به شدت نگران پدرم هستیم چون موقع بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و دنده پدرم را شکسته اند اما تاکنون اجازه درمان نداده اند و اکنون نیز قرار بازداشت او را تمدید کرده اند.

مهدی سحرخیز تاکید کرد که مسولیت هر گونه اتفاقی برای پدرش با مسولان دستگاه قضایی است.

رئیس دوره‌ای جبهه اصلاحات آزاد شد

عباس میرزا ابوطالبی، رییس دوره‌ای جبهه اصلاحات، ساعتی پیش از زندان اوین آزاد شد.



میرزا ابوطالبی چند روز بعد از کودتای انتخاباتی دستگیر و تا همین امروز در زندان اوین محبوس بود. وی ساعتی پیش از زندان اوین آزاد شد و به آغوش خانواده‌اش بازگشت.

نامه جمعی از هواداران احمد زیدآبادی به رئیس قوه قضائیه

جمعی از دوستداران و هواداران احمد زیدآبادی، در نامه‌ای به رئیس جدید قوه قضائیه خواستار آزادی این روزنامه نگار دربند و رسیدگی به نقض متن صریح قانون در ارتباط با فشارهای جسمی و روحی غیرقانونی بر وی شدند، متن این نامه که در وبلاگی که برای آزادی احمد زیدآبادی راه‌اندازی شده آمده، به قرار زیر است:



جناب آقای آیت الله صادق لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه

با سلام و تحیات و آرزوی قبولی طاعات در این ماه مبارک و ضمن تبریک به مناسبت مسئولیت جدید و خطیرتان در ابتدا نکاتی چند از نهج البلاغه علی(ع) را که بی شک ماه اوست برای تذکر به همه مان یادآور می شویم.

“از میان مردم، برترین فرد نزد خود را برای قضاوت انتخاب کن؛ کسانی که مراجعه فراوان، آنها را به ستوه نیاورد و برخورد مخالفان با یکدیگر، او را خشمناک نسازد؛ در اشتباهاتش پافشاری نکند و بازگشت به حق پس از آگاهی، برای او دشوار نباشد؛ طمع را از دل ریشه‏کن کند و در شناخت مطالب به تحقیقی اندک رضایت ندهد؛ در شبهه‏ها ازهمه بااحتیاط‏تر عمل کند و در یافتن دلیل، اصرار او از همه بیشتر باشد؛ از مراجعه پیاپی شاکیان خسته نشود؛ در کشف امور از همه شکیباتر و پس از آشکار شدن حقیقت، در فصل خصومت از همه برنده‏تر باشد؛ کسی که ستایش فراوان، او را فریب ندهد و چرب‏زبانی، او را منحرف نسازد و چنین کسانی بسیار اندکند

“ با عدالت مردمان اصلاح مي شوند”

“از عدالت خود، لباس عافيت بر تنتان كردم”

پيشواي دادگر، از باران پيوسته [كه همه چيز را بارور مي كند] بهتر است، و جانور درنده و آدمخوار، از فرمانرواي ستمكار بهتر است، و فرمانرواي بيدادگر از ادامه هرج و مرج نيكوتر است”

ضمن تبریک دوباره جهت مستولیت خطیرتان در باب عدالت خانه جمهوری اسلامی ایران همانگونه که مستحظرید در تاریخ 23 خرداد ماه 88 در ساعات پایانی شب دکتر احمد زید آبادی را پس از بازگشت از محل کار در جلوی درب منزل ایشان به بدترین شکل ممکنه ربودند و تاکنون چیزی بیشتر از 2 ماه و نیم زندانی می باشند.

همانگونه که شما نیز قطعا چون ما باید اطلاع داشته باشید بنا به اظهارات همسر نامبرده در اولین ملاقات خانواده با ایشان مطلع شدیم که 17 روز کامل ایشان بدون هیچگونه تفهیم اتهامی در سلولی انفرادی که به تعبیر ایشان شبیه به قبر بود نگهداری شده اند.پس از طی این مدت ودر پی اعتراض 17 روز دیگر در همان وضعیت نگاه داری شده اند و باز هم بدون هیچگونه تفهیم اتهام و بازجویی .و اکنون نیز به گفته خود ایشان پس از طی36 روز ابتدایی در مرحله بازجویی قرار دارند.

به استناد کدامین بند قانونی و به استناد کدامین شیوه ورفتار انسانی و بخصوص اسلامی با فردی که در جایگاه متهم قرار دارد بدینگونه رفتار می شود. توجه شما را به تاکیداتتان به اجرای دقیق آیین دادرسی کیفری در روند دادرسی در محاکم قضایی و متهمین حوادث اخیر به هیئت 3 نفره ارجاع می دهیم.

جناب آقای لاریجانی همانگونه که مستحظرید به استناد اصل 35 قانون اساسی و ماده 186 قانون آیین دادرسی کیفری حق آزادی انتخاب وکیل و به استناد بندهای دیگر قانونی هیچ دادگاهی حق ندارد از خضور وکیل مدافع ممانعت بعمل آورد چگونه است که متهم در آخرین جلسه ملاقات با خانواده اش از محکوم بودن به انتخاب وکیل تسخیری یاد می کند و تاکنون وکیل قانونی وی نه تنها موفق یه اخذ امضا از متهم نشده است بلکه هیچ ملاقاتی با وکیلش نیز نداشته است .

چگونه است که متهم از مجبور شدن به اظهار همکاری با بازجویان و اظهار ندامت و پشیمانی از گذشته اش در جلسه دادگاه یاد می کند.

براستی تا چه میزان حقوق متهم در محاکم تحت امر شما اجرا می شود؟ براستی آن عدالت علوی و اسلامی اجازه برخورد با مخالف خود و حتی مجرم را اینگونه تعریف می کند ؟

این شبها واین روزها همانطور که شما بعنوان یک رو حانی اندیشمند از آن مطلعید به علی (ع) آن بزرگمرد عرصه عدالت و تقوی متعلق است که وقتی شنید به نام حکومت اسلامی از پای زن یهودی خلخال بیرون کردند گفت اگر انسان از غصه بمیرد جای تعجب نیست.

آقای لاریجانی امیدواریم که به دروس آموخته شده در محضر اساتید بزرگ خود در حوزه وبر اساس آموزه های اسلامی و همچنین به آنچه باید بر حسب وظیفه انسانی خود بدور از هر گونه تعلق فکری و جناحی زمینه اجرای حقوق کامل انسانی یک متهم و همچنین رافت اسلامی را فراهم نمایید و زمینه آزادی بی قید و شرط ایشان و دیگر عزیزان بی گناه در بند را در این ماه خدا فراهم آورید.

والسلام علیکم

جمعی از دوستداران دکتر احمد زید آبادی

مهدی حسین‌زاده تحت فشار است

بیش از 70 روز از بازداشت مهدی حسین زاده، روزنامه نگار و تحلیل گر اقتصادی میگذرد. این روزنامه نگار که پیش از این سردبیر روزنامه توسعه بوده و در روزنامه های اعتماد و همبستگی در سرویس اقتصادی کار میکرده است




به گزارش روزآنلاین، در انتخابات ریاست جمهوری نهم، در اتاق فکر هاشمی رفسنجانی فعالیت میکرده و اکنون با اتهام جاسوسی مواجه است. یک منبع آگاه به " روز" گفت: مهدی حسین زاده تاکنون دو بار با خانواده خود ملاقات داشته اما هنوز بازجویی های او تمام نشده و دربند 209 زندان اوین در سلول انفرادی است.

به گفته این منبع اگاه، مهدی حسین زاده به شدت تحت فشار است تا اتهام جاسوسی را بپذیرد و بازجویان به او فشار می اورند تا علیه خانواده هاشمی رفسنجانی از او اعتراف بگیرند اما تاکنون هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفته و عنوان کرده که هیچ مدرکی علیه او ندارند و اتهام انتسابی به این روزنامه نگار، اتهامی واهی است.

بی‌خبری از روشنک سیاسی

خانواده روشنک سیاسی، عضو حزب کارگزاران سازندگی نیز از وضعیت عزیز دربندشان بی خبر هستند. آقای گودرزی، همسر روشنک سیاسی به "روز" گفت: تاکنون اجازه ملاقات با همسرم را نداده اند و آخرین بار 12 روز پیش بود که تماس گرفت و احوالپرسی کرد و تنها چیزی که گفت این بود که نسبت به نحوه برخورد بازجوها اعتراض کرده است.



به گزارش روزآنلاین، خانواده روشنک سیاسی، عضو حزب کارگزاران سازندگی نیز از وضعیت عزیز دربندشان بی خبر هستند. آقای گودرزی، همسر روشنک سیاسی به "روز" گفت: تاکنون اجازه ملاقات با همسرم را نداده اند و آخرین بار 12 روز پیش بود که تماس گرفت و احوالپرسی کرد و تنها چیزی که گفت این بود که نسبت به نحوه برخورد بازجوها اعتراض کرده است.

آقای گودرزی، بازداشت همسرش را ناشی از سوتفاهم خوانده و گفت: همسر من در جهت تقویت اندیشه آزاد و انسانی تلاش میکرد و پی گیر مسائل انسانی در مجموعه نظام بود و نمیدانم چرا این سوتفاهمات ایجاد شده است.

وی با بیان اینکه خانوده روشنک سیاسی از نظر روحی به شدت تحت فشار هستند گفت پسر من فکر میکند مادرش به مکه رفته است از طرفی از وضعیت همسرم کاملا بی خبر هستیم و همین مساله باعث شده که تحت فشار روحی شدیدی باشیم.

آقای گودرزی افزود: فعالیت های همسر من کاملا قانونی و مورد تایید نظام بود و ما در مورد بازداشت ایشان دچار حیرت و سردرگمی هستیم.

همسر روشنک سیاسی ابراز امیدواری کرد هر چه زودتر این بحران ها به پایان برسد و همسرش آزاد شود.

بازداشت پنج عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

روز گذشته 5 تن از اعضای فراکسیون مدرن انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد که همگی عضو ستاد شهروند آزاد و از حامیان دانشجویی مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری در شهر مشهد نیز بوده‌اند، بازداشت شدند.



به گزارش موج سبز آزادی، بازداشت‌شدگان به نامهای محسن صنعتی‌پور دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، شایان صارمی دبیر سیاسی این تشکل، امین ریاحی و مهدی خسروی از فعالان نشریات دانشجویی و افتخار برزگریان از اعضای عادی انجمن اسلامی این دانشگاه، در اقدامی هماهنگ در شهرهای مشهد ، تهران و سبزوار بازداشت شده‌اند.

این گزارش حاکی است تا کنون هیچ خبری درباره‌ی علت بازداشت و همچنین محل نگهداری این دانشجویان منتشر نشده است.

شایان ذکر است که سال گذشته مهدی خسروی و امین ریاحی، دو فعال نشریات دانشجویی دانشگاه فردوسی، به علت انتقاد از دولت احمدی‌نژاد، هر کدام با یک ترم محرومیت از تحصیل مواجه و در تابستان همان سال به مدت دو هفته در بازداشتگاه اطلاعات شهر مشهد بازداشت شده بودند.

هویت یکی دیگر از شهدای سبز فاش شد: محمود رئیسی نجفی

محمود رئیسی‌نجفی، یکی دیگر از شهدایی است که در حوادث پس از انتخابات 22 خرداد در میدان آزادی تهران مورد ضرب و شتم واقع شد و به شهادت رسید. شایان ذکر است که نام این شهید تا کنون در زمره شهدا اعلام نشده است.



به گزارش سحام نیوز، همسر مرحوم نجفی در خصوص چگونگی فوت همسرش گفت: «شغل ایشان کارگری بود. آقای نجفی، ام‌ دی ‌اف‌ کار بود. معمولا هر روز ساعت 6 صبح برای کار می‌رفت و اوایل شب به خانه بر می‌گشت. روز 25‌خرداد تا ساعت 5/10 شب ایشان به خانه نیامدند و ما نگران بودیم. حدود ساعت 5/10 زنگ در به صدا درآمد. با توجه به این که آقای نجفی، کلید داشت فکر کردم که غریبه است، از آیفون پرسیدم کیست؟ صدای همسرم را شنیدم و متوجه شدم که آقای نجفی است. گفت با توجه به مشکلی که برای او پیش آمده، نمی‌تواند در را باز کند! نگران شدم و به سرعت پایین رفتم و در را باز کردم. دیدم که اوضاع ایشان بسیار بد و نابسامان و بدنشان زخمی و خون‌آلود است و نمی‌تواند سرپا بایستد. به او کمک کردم که به داخل بیاید. بدن او زخمی، ورم‌کرده، خونین و به شدت آسیب دیده بود. بعد از پرس و جو از وی، آقای نجفی گفت: بعد از پایان کار، من از طرف میدان آزادی به خانه می‌آمدم که دیدم مردم در حال فرار هستند و عده‌ای هم آنان را تعقیب می‌کنند.

متوجه شدم که عده‌ای مسلح و باتوم به دست مردم را می‌زنند و فراریان را تعقیب می‌کنند. من از ماجرا بی‌خبر بودم و اصلا نمی‌دانستم که چرا این نیروها مردم را تعقیب می‌کنند و می‌زنند. من راه خود را می‌رفتم که این نیروها مرا گرفتند و با باتوم و مشت و لگد به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. هر قدر هم به آنان گفتم که من از سر کار دارم بر می‌گردم و اصلا نمی‌دانم که چه خبر است، اعتنا نکردند و مفصل مرا کتک زدند. به قدری با باتوم و مشت و لگد مرا زدند که بی‌حال شدم و از هوش رفتم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که در داخل یک اتومبیل در حال حرکت هستم. تلاش کردم که با دست‌هایم موقعیت اطرافم را بفهمم. متوجه شدم که چند نفر دیگر نیز در وضعیت من هستند و گویی آنان مرده و یا بی‌هوش هستند و مرا روی آن‌ها انداخته‌اند. با دستم به کف ودیواره ی اتاق ماشین کوبیدم و سر و صدا کردم. نیروهایی که ماشین را هدایت می‌کردند، وقتی متوجه شدند که من زنده هستم و سر و صدا می‌کنم ماشین را نگه داشتند و در را باز کردند. من با التماس به آنان گفتم که من زن و بچه دارم و از سرکار می‌آمدم و اصلا نمی‌دانم که چرا این بلا به سر من آمده است. ظاهرا یکی از آنان دلش سوخت و آمد و مرا کشید و بیرون انداخت. من مطلقا نای ایستادن و حرکت کردن را نداشتم. با سر و صدا و حرکت دست از کسانی که از آن‌جا عبور می‌کردند، کمک خواستم. بعد از مدتی دو سه نفر جمع شدند. از آن‌ها پرسیدم که این‌جا کجاست، گفتند: این‌جا حکیمیه است. من برای آنان موقعیت خود را توضیح دادم و از آنان کمک خواستم و گفتم که یک ماشین بگیرند تا مرا به منزل برساند. مردم برای من ماشین گرفتند و این ماشین مرا به خانه رساند.»


خدیجه حیدری افزود: «مرحوم آقای نجفی حدود 13‌روز زنده بود، بدنش زخمی و پاهای او به شدت باد کرده و دستش هم فلج شده بود. شکمش هم به شدت ورم کرده بود. ما به شدت می‌ترسیدیم که او را به بیمارستان ببریم و بستری کنیم. می‌ترسیدیم که با توجه به وضعیت موجود برای خانواده ما مشکل ایجاد کنند. تا این که روز به روز حال همسرم بدتر شد. روز ششم تیرماه پدر شوهرم آمد و تصمیم گرفتیم که با کمک او همسرم را به بیمارستان طرفه ببریم. در بیمارستان طرفه، پزشک مربوطه گفت: با توجه به این که الآن امکان بستری کردن وی وجود ندارد، او را ببرید و فردا صبح بیاورید تا او را بستری کنیم. همسرم شب خوابید و صبح که می‌خواستیم او را به بیمارستان ببریم، هرچه او را صدا کردیم دیدیم جواب نمی‌دهد.»


آقاجان رئیس‌نجفی، پدر مرحوم نجفی در ادامه ‌گفت: «البته بدن او تا آن لحظه گرم بود. به اورژانس زنگ زدیم، آمدند و گفتند متأسفانه فوت کرده است. گفتند به 110 زنگ بزنید. یک سرباز آمد و تا ساعت 1 بعد از ظهر طول کشید. جنازه را به پزشکی قانونی کهریزک بردند. ما هم شدیدا می‌ترسیدیم که این موضوع موجب دردسری برای خانواده بشود. فردا به آن‌جا رفتیم و جنازه را ندادند و گفتند: باید از نیروی انتظامی نامه بیاورید. به نیروی انتظامی رفتیم و یک مأمور دادند و همراه وی پرونده را در میدان انقلاب به شعبه 7 بردیم. با توجه به این که ما برای تشییع جنازه و مجلس ترحیم اطلاعیه‌ داده بودیم و میهمان‌ها به بهشت‌زهرا آمده بودند، از آن‌ها خواهش کردم که کار ما را زود راه بیاندازند. گفتند: همان که تیر خورده را می‌گویید. ظاهرا ما از تیر خوردن او مطلع نبودیم. بعد از این که از من تعهد گرفتند که ما حق شکایت از کسی را نداریم، نامه‌ای دربسته را به ما دادند و ما به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم. نامه را دادیم. گفتند: کجای ایشان تیر خورده؟ گفتیم نمی‌دانیم؟ گفتند در نامه این‌طوری نوشته است. هر کاری کردیم باز هم جنازه را ندادند و ما به بهشت زهرا رفتیم و میهمان‌ها را به رستوران بردیم و از آن‌جا قبل از این که جنازه را دفن کنیم به مجلس ترحیم رفتیم.
پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت: فردا دوباره رفتیم و گفتند: تشخیص هویت نشده، دوباره جنازه را به پارک‌شهر بردند و بعد از تشخیص هویت گفتند: تشخیص اسلحه‌شناسی نشده و باید انجام شود، باز هم جنازه را ندادند.»
پدر مرحوم نجفی افزود: «فردا با یک مأمور به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم و ساعت 1 بعد از ظهر جنازه را به ما تحویل دادند و ما آن را به بهشت‌زهرا بردیم و دفن کردیم و چون می‌ترسیدیم که برای اعضای خانواده مشکلی ایجاد شود، در اطلاعیه مجلس ترحیم از چگونگی فوت پسرم چیزی نگفتیم. الآن هم این ترس را داریم.»


پدر مرحوم نجفی در پایان خطاب به مهدی کروبی گفت: «بعد از این که متوجه شدیم جناب‌عالی پیگیر مسائل مربوط به کشته‌شدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات هستید، دلگرم شدیم و به خدمتتان آمدیم تا اجازه ندهید خون فرزند ما پای‌مال شود.»
در ادامه، آیت‌الله مهدی کروبی ضمن عرض تسلیت به خانواده مرحوم محمود رئیسی‌نجفی و آرزوی غفران الهی برای آن مرحوم گفت: «متأسفانه در حوادث دردناک پس از انتخابات، تعدادی از هم‌وطنان و فرزندان عزیز ما به‌ناحق مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی از آنان همانند مرحوم محمود رئیسی‌نجفی در اثر این تعدیات جان خود را از دست دادند و خانواده خود و ملت ایران را داغدار کردند.»


کروبی در ادامه با اشاره به اهمیت جان انسان گفت: «در قرآن کریم قتل به‌ناحق یک انسان، معادل قتل همه انسان‌های روی زمین قلمداد شده است؛ زیرا وقتی یک انسان مظلومانه و به‌‌ناحق کشته مي‌شود، در حقیقت زمینه قتل به‌ناحق سایر انسان‌ها نیز فراهم می‌آید.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی با اشاره به ضرورت اهتمام مسؤولان به جبران خسارت‌های وارده گفت: «علی‌(ع) وقتی می‌شنود که جواهرات یک زن یهودی که در سایه حکومت او زندگی می‌کند، به غارت رفته است به مسجد می‌آید و در حالی که ناله او بلند است، فریاد بر می‌آورد که اگر یک مسلمان با شنیدن چنین ظلمی از شدت ناراحتی بمیرد، شایسته است و جای هیچ‌گونه ملامتی برای او نیست.»


کروبی افزود: «یقینا جان انسان‌ها و جوانان رشید و مسلمانی که در این حوادث، بی‌گناه کشته شدند، بسیار ارزشمندتر از جواهرات یک زن یهودی است و مسؤولان کشور مکلفند که بدون هیچ مجامله و پرده‌پوشی، پاسخگوی این جنایات باشند و متجاوزان به جان، مال و عرض مردم را به سزای اعمالشان برسانند تا التیامی بر دردهای خانواده‌های داغدیده و ملت بزرگوار ایران باشد.»
کروبی در پایان ضمن توصیه خانواده مرحوم محمود رئیسی‌نجفی به صبر جمیل، گفت: «من نیز نهایت تلاش خود را می‌کنم که از همه خانواده‌های داغدار از جمله خانواده مرحوم رئیسی‌نجفی، حمایت کنم و در راستای احقاق حق آنان بکوشم.»
لازم به ذکر است علاوه بر پدر،ُ پدر زن و همسر مرحوم محمود رپیسی نجفی آقای رحمت الله بیگدلی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز در این جلسه حضور داشتند.

بشیریه: منتظری با رهبری جنبش سبز می تواند نقش مهمی در بسیج مردم ایفا کند

شماره اخير مجله اينترنتى "لوگوس" مصاحبه مفصلى با حسين بشيريه، استاد سابق دانشگاه تهران و از متفكران مهم علوم سياسى در ايران، درباره تحليل نا آرامى ها و جنبش اعتراضى ماه هاى اخير در ايران انجام داده است.




آقاى بشيريه در دوران تدريس ۲۵ ساله خود در دانشگاه تهران بيش از ۱۵ كتاب و دهها مقاله نوشته است و شاگردان زيادى را تربيت كرده است. وى يكسال پس از اينكه محمود احمدى نژاد اعلام كرد چرا بايد استادان ليبرال در دانشگاه هاى ايران تدريس كنند، در تابستان سال ۱۳۸۶ توسط كميته انضباطى دانشگاه تهران اخراج شد.

حسين بشيريه كه هم اكنون در دپارتمان علوم سياسى دانشگاه سيراكيوز آمريكا مشغول تدريس است در پاسخ به سئوالات مصاحبه گر، تحليل هاى خود را از مختصات جنبش سبز، دلايل و زمينه هاى بروز آن، ميزان ثبات و آينده حكومت اسلامى و مختصات رهبرى جنبش اعتراضى و آينده آن ارائه مى دهد.

فشرده اى از رئوس و مضامين اصلى اين مصاحبه را در زير مى خوانيد.

از نظر شما، مختصات حوادث و جنبش اعتراضى ايران چيست؟

حسين بشيريه : رويدادهاى پس از انتخابات زمينه ساز يك موقعيت انقلابى بالقوه در رويارويى با حكومتى شد كه درگير بحران هاى متعددى است. اين حوادث پيش از همه بحران در يكپارچگى و انسجام درونى رژيم را به نمايش گذاشت. رژيم هاى خودكامه با ويژگى تئوكراتيك انتخابى در ذات خود بحران هاى متعددى را پرورش مى دهند، مثل بحران در انسجام درونى، بحران در مشروعيت ايدئولوژيك، ناكارآمدى در هدايت امور و رقابت در ميان رهبران.

اما اگر تمامى اين بحران ها در آن واحد بروز كنند شرايط ممكن است به يك موقعيت انقلابى بدل شود و از دل آن عناصر مبارزه سياسى با حكومت رشد خواهند كرد، مثل اعتراض و نارضايتى عمومى، ايدئولوژى و يا رهبرى جديد و حتى سازماندهى.

جمهورى اسلامى مدتها است كه با معضل يا بحران مشروعيت دست و پنجه نرم مى كند. رشد تفسير جمهورى خواهانه از اسلام سياسى، ذات متناقض قانون اساسى ايران، افزايش تمايز بين عملكرد و آرمان هاى ظاهرى رژيم و فاصله گرفتن بيشتر افكار عمومى از ايدئولوژى مسلط از عوامل تعميق بحران مشروعيت بوده اند.

در عين حال حكومت جمهورى اسلامى هيچگاه دولت كارآمدى نبوده ولى بحران كارآمدى آن از سال ۲۰۰۵ عميق شده و عوارض آن تاثيرات بسيار مخربى بر حيات اجتماعى، اقتصادى و سياسى ايران بر جاى گذاشته است.

در مقابل وخامت بحران ناكارآمدى، جمعيت وسيعى از ايرانيان خواستار بهبود وضعيت هستند و جنبش وسيعى كه به پا خواست تا حد زيادى محصول اين تضاد بين خواسته هاى سياسى روبه رشد مردم و نتايج برون آمده از صندوق هاى راى بود.

اما بايد تاكيد كرد كه مهمترين معنا در حوادث پس از انتخابات را بايد در بحران انسجام درونى حكومت اسلامى جستجو كرد. در ساختار حكومت اسلامى هميشه جناح بندى هاى مختلفى وجود داشته است اما حوادث پس از انتخابات نشان داد كه تضاد و اختلاف در ميان اين جناح ها به حدى رسيده كه با ريش سفيدى و ميانجى گرى حل شدنى نيستند.

در مورد رژيم هاى خودكامه ايدئولوژيك معمولا بحران انسجام باعث شكاف در دستگاه نظامى و سركوب و يا ترديد حكومتگران در مقابله با معترضان نمى شود. اما مشروعيت آن را بيش از پيش زير سئوال برده و شرايط را براى سازماندهى نارضايتى عمومى، شكل گيرى ايدئولوژى و رهبرى مخالفان و ساير عناصر لازم براى وقوع يك موقعيت انقلابى فراهم مى كند.

چرا اين جنبش در سى سالى كه از عمر حكومت اسلامى مى گذرد بى سابقه بود؟

با توجه به اينكه جنبش هاى وسيع تحت حكومت رژيم هاى استبدادى بسيار نادراند وقوع آن را نمى توان با عوامل به اصطلاح معمولى تر مثل بحران اقتصادى، ناكارآمدى حكومت و يا بروز نارضايتى عمومى توضيح داد.

تاريخ جنبش هاى فراگير نشان مى دهد كه در اين جنبش ها نه عوامل نارضايتى بلكه يافتن دريچه اى براى كاناليزه كردن نارضايتى ها و بسترى مناسب براى تعرض قطعى عنصر تعيين كننده است.


در مورد ايران تركيبى از سه عامل كه معمولا در تئورى هاى سياسى به عنوان دليل بروز اين جنبش ها قلمداد مى شوند با هم نمود پيدا كرد.

عامل اول، فاصله يا تضادى تحمل ناپذير بين خواسته ها و توقعات مردم قبل از انتخابات با سركوب خشن حكومت در روزهاى بعد از آن است. با اعلان نتايج انتخابات، فضاى پر نشاط و اميد مردم به نارضايتى و خشم بدل شد كه روى يك مسئله تمركز داشت و آن «تقلب» بود. همين مسئله مردم را به جهت گيرى فعال وا داشت و به خيابان ها آورد.

اما در پى چندين هفته سركوب خشن نيروهاى امنيتى اكنون فضاى هراس جاى احساس خشم عمومى را گرفته است.

در مورد عامل دوم يعنى – شكل گيرى و انسجام عناصر جامعه مدنى – بايد گفت كه تحولات بطئى از سال هاى موسوم به دوران بازسازى و بعد در دوران موسوم به اصلاحات، ايران را از جامعه اى درهم و بدون ساختار و هويت به جامعه اى با حدى از ساختارها و سنت هاى مدنى بدل كرده است.

در ده سال گذشته ما شاهد جنبش هاى اعتراضى موردى و محدودترى بوديم كه با اتكا به همين ساختارها و سنت هاى ابتدايى جامعه مدنى تبلور يافتند. اما در حوادث پس از انتخابات شكاف بين مردم حكومت چنان عميق شد كه جمعيت ميليونى را به ميدان آورد و متاسفانه ساختارها و سنت هاى مدنى شكل گرفته در اين سال ها توان و ظرفيت تداوم دادن به اين حركت را نداشت. هر چند عامل سركوب خشن و بي رحمانه را نبايد از نظر دور داشت.

و بالاخره عامل سوم – يعنى تعميق شكاف در بين حاكمان و بيدارى افكار عمومى – نقش موثرى در به حركت درآوردن مردم داشت. تاييد صلاحيت نامزدهاى اصلاح طلب و حركت آنها به اصطلاح در چهارچوب نظام، فضاى نسبتا امنى براى حركت ميليونى مردم فراهم كرده بود.

همزمان بروز علائم آشكار از اختلاف بين جناح تندرو و بنيادگرا با سنت گرايان (به عنوان مثال اختلاف شديد بين احمدى نژاد و هاشمى رفسنجانى) اين توقع را ايجاد كرده بود كه سنت گرايان از جنبش سبز حمايت خواهند كرد. و بالاخره بروز اختلاف حتى بين حاميان و شخصيت هاى جناح تندرو در روزهاى اول تزلزل در مواضع حكومت را تشديد كرد. هر چند كه در نهايت همه معترضان درون حكومت در مقابل آنچه كه تهديدى براى كل نظام مى دانستند به تبعيت از رهبرى نظام دفاع از بقا حكومت به شكل فعلى را برگزيدند.

در يك كلام هر چند بسيارى از مردم و گروه هاى سياسى مخالف حكومت اسلامى سالهاست كه خواب يك چنين روزى را مى ديدند ولى حقيقت اين است كه مثل هر موقعيت انقلابى ديگرى در تاريخ شرايطى كه ما در ايران ديديم محصول همزمانى چندين عامل سياسى مهم و نادر بود.

آيا جنبش اعتراضى اخير سرآغازى است بر پايان كار حكومت اسلامى ؟

براى سنجش موضوع سقوط حكومت بايد نتايج بحران اخير و چالش هاى حاصل از آن براى جمهورى اسلامى را بررسى كرد و ديد كه رويدادهاى اخير از نقطه نظر عناصر تشكيل دهنده يك موقعيت انقلابى حكومت را در چه موقعيتى قرار داده است.

از نظر مشروعيت ايدئولوژيك، جمهورى اسلامى اكنون با يك بحران شديد دست و پنجه نرم مى كند. حوادث اخير از نقطه نظر مشروعيت نظام چند نتيجه داشت.

اول اينكه ذات واقعى ساختار اين حكومت را برملا كرد. براى اولين بار كاملا مشخص شد كه شخص رهبر تعيين كننده و تصميم گير اصلى است.

اما برملا شدن اين واقعيت به شكل خشن و عريان در دراز مدت به ضرر رهبرى و موقعيت آن خواهد بود چرا كه جايگاه وى را از يك نوع منصب مشروطه به يك مستبد و خودكامه تنزل خواهد داد.

نتيجه ديگر اين است كه اقليت حاكم بيش از گذشته به انتخابات و راى مردم بدبين و از آن هراسناك خواهد شد. اما اگر آنها از ميزان مشاركت مردم و عناصر انتخابى حكومت بكاهند خود به خود مشروعيت رژيم بيشتر زير سئوال خواهد رفت.

نتيجه ديگر اين حوادث در موازات با عامل فوق، بى اعتمادى مردم و گسترش بى اعتقادى آنها به مشاركت سياسى است كه خود عامل ديگرى است در كاستن از مشروعيت حكومت. به اين ترتيب عنصر انتخابى اين رژيم تئوكراتيك به مرور از هر دو زاويه تحليل خواهد رفت و رژيم بيش از گذشته بايد بر عناصر غيردمكراتيك و اشرافيت روحانى تكيه كند.

چهارمين نتيجه اى كه از حوادث اخير در ايران برجا خواهد ماند گسترش دايره به اصلاح «ضد انقلاب» است. از هم اكنون برخى از تندروها دامنه صفت «منافق» را گسترش داده و از منافقين جديد سخن مى گويند.

به عبارتى ديگر، جمعيت و گروه هاى وسيع ترى به مخالفان گروه حاكم پيوسته اند. به اعتقاد من مهمترين نيتجه نا آرامى و جنبش سياسى اخير كاهش چشمگير احساس هراس از حكومت است. شهامت براى بيان نارضايتى هاى قديمى شايد بزرگترين دستاورد جنبش اخير باشد.

اين يك قاعده عمومى است كه چه در مورد تك تك افراد و چه در مورد يك جامعه خشم هميشه هراس را نابود مى كند.

اما از نقطه نظر اقدامات حكومت براى انطباق خود با اوضاع جديد بايد اشاره كرد كه رژيم هاى خودكامه براى جبران ضعف مشروعيت ايدئولوژيك يا به تشديد سركوب روى مى آورند و يا به گسترش و افزايش خدمات و كمك هاى عمومى.

در مورد ايران شاهديم كه حكومت به سركوب شديدتر روى آورده و پايه هاى نظام و امنيتى آن فعال تر شده اند. حكومت اسلامى در حال تحول به سمت يك سيستم حكومت نظامى است. با توجه به مشكلات اقتصادى ايران بعيد است جمهورى اسلامى بتواند فقدان مشروعيت خود را با گسترش خدمات و كمك هاى اجتماعى جبران كند.

از چهار عنصر اصلى ثبات رژيم – يعنى مشروعيت، كارآمدى، وحدت رهبرى و توان سركوب – به نظر مى رسد كه، حداقل در شرايط فعلى، فقط عنصر چهارم يعنى توان سركوب قادر است عمل كند.

حوادث اخير ثابت كرد كه جناح بندى و اختلافات در ميان حكومتگران يا به اصطلاح خودى ها به حدى شديد شده كه به شكل قبل و با مصالحه قابل حل نيست. اختلاف بين اصلاح طلبان و بنيادگران از يك سو، اختلاف بين مراجع و جوامع دينى گوناگون از سوى ديگر و حتى اختلاف بين نخبگان و فرماندهان نظامى هر روز نمونه ديگرى بروز مى دهد.

در عين حال بايد وضعيت نيروهاى اپوزيسيون، نقاط ضعف و نقاط قوت آنها را نيز در نظر گرفت. در بررسى اين عرصه بايد چهار عامل تعيين كننده در بروز جنبش فراگير و يا وقوع موقعيت انقلابى را محك قرار داد كه عبارتند از: حد نارضايتى عمومى، شبكه سازماندهى، ايدئولوژى و رهبرى جنبش.

تا اين مرحله ما شاهد بوده ايم كه ماشين سركوب رژيم بخش زيادى از شبكه سازماندهى مخالفان را فلج كرده و تعداد زيادى از رهبران و چهره هاى موثر را از ميدان خارج كرده است.

اما اين به آن معنى نيست كه اوضاع براى هميشه به اين شكل باقى خواهد ماند. تاكنون موسوى، كروبى و خاتمى اين حركت را با احتياط رهبرى كرده اند اما برخى مراجع شيعه و به خصوص آيت الله منتظرى با انتقادهاى تندترى عملا حكومت فعلى را فاقد مشروعيت دانسته و شورش عليه آن را موجه اعلام كرده است.

معمولا در تداوم حركت هاى اعتراضى، افراد و ديدگاه هاى قاطع و راديكال ترى جاى رهبران محتاط و ميانه رو را خواهند گرفت. در آن صورت ايدئولوژى و شعارهاى اين جنبش نيز به جاى اعتراض به نتايج انتخابات به اعتراض و زير سئوال بردن كليت ساختار حكومت بدل خواهد شد.

بنابراين دو عامل براى تشخيص عواقب و پيامدهاى اين بحران اهميت دارند: يك - قدرت سركوب و مهار رژيم و آمادگى و توان آن در بكارگيرى اين اهرام ها و دوم – رهبرى جنبش اعتراضى و توان و آمادگى آن براى بازبينى و تغيير ايدئولوژى و نيرومند تر ساختن قابليت هاى سازمان گرانه آن است.

آيا اين جنبش يك رهبرى مشخص و سازمان يافته دارد و يا اين جنبشى است كه رهبرى را به دنبال خود مى كشد؟

معمولا رهبران جنبش هاى انقلابى و يا اعتراضى را به سه گروه تقسيم مى كنند: اول؛ ايدئولوگ ها يا نظريه پردازان، دوم؛ بسيج كننده و تهييج گران، سوم؛ مديران.

گاهى اوقات يك رهبر ممكن است هر سه خصوصيت و قابليت را داشته باشد ولى معمولا يكى از اين سه خصوصيت را به شكل بارزى داراست.
در مورد جنبش امروز ايران نقش رهبرى در دست يك فرد نيست و بنابر اين سه عنصر لازم براى رهبرى تكوين نيافته اند. ايدئولوژى واحد و مشخصى در كار نيست، بيشتر يك حركت دمكراتيك است.

اما موضوعاتى كه الهام بخش شخصيت هاى مهم اين جنبش است كاملا روشن اند و برخى از آنها را مى توان در نطفه هاى قانون اساسى اول جمهورى اسلامى رديابى كرد.

ايدئولوژى يا مرام جنبش هاى اعتراضى در نوع خود مى توانند تعرضى و يا تدافعى باشند. جنبش هاى انقلابى معمولا مرام تعرضى دارند و در پى ساختار سيا سى- اقتصادى و اجتماعى كاملا متفاوتى هستند. ايدئولوژى يا مرام هاى تدافعى معمولا بيانگر نارضايتى مردم از نحوه عملكر نظام موجود و رهبران آنها و بيانگر شورش اند و نه انقلاب . مثل شورش هاى رعيت ها، شورش عليه ماليات و يا شورش عليه تبعيض قومى و مذهبى.

جنبش سبز ايران را مى توان «شورشى عليه تقلب در انتخابات» ناميد.

به يك اعتبار جنبش امروز در ايران به خاطر دفاع از قانون اساسى موجود و به خاطر اعتراض به خودكامگى يك اقليت حاكم كه بر ابزارهاى نظامى تكيه دارد تا حد زيادى شبيه به شورش سال ۱۳۴۲ به رهبرى آيت الله خمينى است.

اما نبايد فراموش كرد كه يك جنبش تدافعى و يا شورش مى تواند به يك حركت انقلابى بدل شود. به اعتقاد من جنبش سبز مى تواند ايده هاى انقلاب مشروطه و شعارهاى اصيل و اوليه انقلاب ۱۳۵۷ را احيا كند. و اين در حد خود مثبت و كافى است چون در تمام يك قرن گذشته مهمترين تضاد و شكاف سياسى در ايران همواره بين خودكامگى ( چه نوع سلطنتى و چه نوع روحانى آن ) با دمكراسى و حاكميت مردم بوده است.

اما جنبش فعلى براى تبديل شدن به يك حركت و جنبش تعرضى بايد ايدئولوژى يا مرام خود را از گرايش هاى تئوكراتيك نهفته در قانون اساسى فعلى جدا كرده و اين آن موضوعى است كه رهبران فعلى معترضان از آن اكراه دارند.

از نقطه نظر عامل دوم در كاركرد، رهبرى – يعنى بسيج مردم و تهييج آنها – با توجه به شرايط سركوب كنونى در ايران رهبرى فعلى امكانات چندانى ندارد. ساختارها و نهادهاى مدنى محدود و نحيفى كه وجود داشت در ماه هاى اخير به شدت سركوب و محدود شده اند.

هميشه با تشديد سركوب امكان بسيج كاهش يافته و هزينه فعاليت سياسى بيشتر مى شود. گاهى اوقات مثل مورد آيت الله خمينى در سال ۱۳۵۷ رهبران در تبعيد هستند و مى توانند بدون نگرانى از بازداشت يا خطر مرگ هر گونه فراخوانى بدهند ولى در مورد رهبران جنبش فعلى به نظر مى رسد كه با توجه به شدت سركوب آنها حاضر نيستند تا اين حد خطر كنند.

و در مورد عامل سوم در كاركرد رهبرى- يعنى مديريت – به نظر مى رسد كه اين ساختار خيلى خوب به هم گره نخورده است و دليل آن باز هم فضاى سركوب شديد است.

معمولا در تمام حركات انقلابى رهبرى جنبش در دو حالت نقش تعيين كننده اى پيدا مى كند: يك – زمانى كه ابزارهاى سركوب و نظامى حكومت قادر به انجام وظيفه خود نيستند و دوم: زمانى كه حكوت در حالت ترديد و يا تشتت قرار دارد ( مثل مورد انقلاب ۱۳۵۷ ايران).

معمولا آن چيزى كه ميخ نهايى را بر تابوت رژيم هاى خودكامه مى كوبد بحران در اعمال قدرت و از دست دادن كنترل اوضاع است. بنابراين يك رهبرى نيرومند و معتقد به ايدئولوژى و مرامى منسجم مى تواند با به كارگرفتن روش هاى گوناگونى از كارزار سياسى، مردم را بسيج كرده و با اتكا به اين نيرو قدرت سركوب و اعمال اراده حكومت را تضعيف كند.

در نهايت با توجه به شرايط فعلى من فكر مى كنم كه مطرح شدن و ارتقاء يك روحانى دگر انديش مثل آيت الله منتظرى به عنوان رهبر اين جنبش مى تواند از نظر بسيج سياسى مردم و تغيير توازن بين نيروها و بازيگران سياسى نقش بسيار مهمى ايفا كند.

منبع: رادیو فردا

حمله نیروهای انتظامی به سفره‌های افطار کنار اوین

نیروهای انتظامی و امنیتی به تجمع کنندگانی که برای برگزاری مراسم افطار به دعوت سازمان دانش آموختگان ایران در مقابل درب اصلی زندان اوین حاضر شده بودند، حمله کردند.



به گزارش روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم)، ده‌ها تن از ماموران امنیتی که از چند ساعت پیش از اذان مغرب در محوطه روبروی زندان اوین حاضر شده بودند، همزمان با پخش صدای اذان مغرب و وقت افطار هنگامی که اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت و تعدادی از خانواده‌های زندانیان سیاسی سفره‌های خود را پهن کردند با هجوم به آن‏ها و اعمال خشونت سفره‌های افطار پهن شده در مقابل زندان اوین را برچیدند.

این اقدام نیروهای انتظامی و امنیتی که همزمان با پخش اذان مغرب و هنگام افطار توام با اهانت به حاضران صورت گرفت، با اعتراض شرکت کنندگان در این مراسم مواجه شد که نیروهای انتظامی با توسل به خشونت برخی روزه‌دارانی را که در کنار سفره‌های افطار نشسته بودند به روی زمین کشاندند و آنها را از محل دور کردند.

در این میان توهین یکی از افسران نیروی انتظامی به همسر عبدالله مومنی (همسر شهید) با ابراز انزجار حاضران مواجه شد.

گزارش‌ها حاکی است که تا ساعتی پس از افطار نیروهای انتظامی از هرگونه توقف صدها نفر از شهروندان که قصد داشتند به این مراسم بپیوندند در مقابل درب اصلی زندان اوین جلوگیری بعمل آوردند.

درپی متفرق کردن جمعیت، تعدادی از حاضران با حضور در کنار اتوبان یادگار امام و در فاصله چند صدمتری زندان اوین سفره‌های افطار خود را پهن کرده و در کنار خانواده زندانیان سیاسی روزه خود را افطار کردند.

حضور تعدادی از خانواده‌های شهروندان عادی که با تهیه غذا به صورت خودجوش به این مراسم پیوسته بودند از نکات جالب توجه بود.

واکنش شدیداللحن مجمع روحانیون مبارز به سخنان فرمانده سپاه

مجمع روحانیون به انتشار اطلاعیه‌ای اظهارات بی اساس دستگاه‌های تبلیغی سپاه و فرماندهان آن را به شدت محکوم کرد. متن این اطلاعیه که در سایت مجمع روحانیون مبارز منتشر شده به شرح زیر است:




این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند چه باید کرد؟


فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد، به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.


آیا انتظار از مدعی العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و قانون متوقف گردد.

روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم شهریور هشتاد و هشت