گزارش ویژه «موج سبز آزادی» از خدمات متقابل اسرائیل و احمدی نژاد

کاریکاتور هیتلر، ابزار دست صهیونیست‌ها

این روزها یاران نزدیک امام خمینی (س) متهم به براندازی می‌شوند و تکرار سخن ایشان که روز قدس را روزی برای مبارزه با همه مستکبران دانسته، نوعی خدمت به اسرائیل توصیف می‌شود. جمعه هم رئیس دولت کودتا قرار است به نمازجمعه بیاید و فریبکارانه از اسرائیل بدگویی کند و بار دیگر به طرح موضوع هولوکاست و محو اسرائیل از روی نقشه بپردازد. اما یادمان نرفته که رئیس سابق موساد چقدر از دوباره روی کار آمدن احمدی نژاد ذوق زده شد، و جزوه‌ای را در دست داریم که نشان می‌دهد برنامه حذف جناح خط امام (س) از عرصه‌ی قدرت در ایران، آشکارا در خدمت اهداف اسرائیل است. ماجرا چیست، و خادم واقعی اسرائیل کیست؟



«باید جلوی تهمت‌ها گرفته شود. معنی ندارد که عده‌ای چنین مصونیت پیدا کنند که به آقای موسوی بگویند که وی 30 سال منافق بوده است. آیا این تهمت‌ها به آقای کروبی به نفع نظام است؟ بنده به شدت به وجود یک جریان برانداز در درون نظام مشکوک هستم. براندازی این است که جمهوری اسلامی در جهان به عنوان نظامی خشن و مخالف گفت‌وگو معرفی شود. این‌هاست که پایه‌های نظام را می‌لرزاند و آن را از درون می‌پوساند... علیه تمام بزرگان در حال لجن‌پراکنی هستند، این‌ها براندازی نیست؟ این‌ها پشتیبانی از ولایت فقیه است؟ عده‌ای تازه به دوران رسیده و مجهول الهویه در حال از بین بردن بنیان این کشور هستند.»

این سخنان روشنگرانه، بخشی از سخنرانی حجت‌الاسلام مجید انصاری عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان در دارالزهرا است. او از وجود جریانی برانداز در درون حاکمیت خبر می‌دهد که می‌خواهند خشونت را به عنوان نماد شناخت حکومت ایران به افکار عمومی جهان عرضه کنند. اما این افراد «مجهول‌الهویه که در حال از بین بردن بنیان این کشور هستند» چه کسانی هستند؟

* * *

در آستانه روز جهانی قدس که میراث بزرگ امام خمینی (ره) است، بسیاری از یاران صدیق وی در معرض اتهام حمایت از اسرائیل هستند و تکرار این سخن ایشان که «روز قدس مختص مردم فلسطین نیست بلکه روز مقابله مستضعفین با مستکبرین در سراسر جهان است» به حربه‌ای برای متهم کردن جنبش سبز به همراهی با مواضع اسرائیل تبدیل شده است. این در حالی است که با بررسی مواضع و رویکردهای جریان حاکم بر ایران طی چهار سال اخیر، اگرچه در ظاهر به مواضعی سراسر ضد اسرائیلی (به استثنای سخنان مشایی) برمی‌خوریم، اما نتایج این سیاست‌ها جز در راستای منافع و تقویت رژیم اسرائیل قابل تفسیر نیست.

یکی از سیاست‌های دولت نهم به ریاست محمود احمدی‌نژاد در ابتدای تشکیل، حمله به برخی مسائل مورد حساسیت بین‌المللی از قبیل «هولوکاست» بود. آنان تلاش کردند با طرح مسائلی که کوچکترین ارتباطی به مسائل و مشکلات مردم ایران نداشت، در جهان نام و اعتباری کسب کنند و خود را به عنوان یگانه منجی مردم مظلوم فلسطین به رخ ملت‌های مستضعف خاورمیانه بکشند. سخنرانی‌های آتشین احمدی‌نژاد با محوریت «محو اسرائیل از روی نقشه جهان» ظاهرا" در راستای شعارهای ابتدای انقلاب طراحی شده بود اما در نتیجه نه تنها اهداف شعارهای اصلی را برآورده نکرد، بلکه نتایجی کاملا" متفاوت به بار آورد. چرا که هماهنگی ماجراجویی در سیاست خارجی و بستن فضای سیاسی در داخل ایران، راه را برای اجماع بین‌المللی علیه ایران هموار می‌کرد و این کاملا" در مسیر خواسته‌های دولتمردان اسرائیلی بود.

مارک شیمون مولر، محقق اسرائیلی ایرانی‌الاصل، در جزوه‌ی «بررسی وضعیت ایران پس از ظهور رفرمیسم و اثر آن بر اسرائیل» می‌نویسد: همان‌گونه که می‌دانیم، دولت اوباما تلاش می‌نماید اسرائیل را محدود کرده و به پای میز مذاکره با اعراب بکشاند تا از این طریق با حل مشکل خاورمیانه قدرت مانور اسرائیل را سلب نموده و امنیت را به خاور میانه برگرداند و این با منافع اسرائیل در تعارض کامل است. جمهوری اسلامی باید ابزاری باشد در جهت خنثی نمودن اهداف اوباما. با جمهوری اسلامی دموکراتیک نمی‌توان گفت‌و‌گوی سیاسی داشت چون شفافیت در گفت‌و‌گو با ایران، نیروهای ضد اسرائیل و انقلابیون قدیمی را به صحنه خواهد آورد. پس باید تلاش نمائیم با تقویت هرچه بیشتر دولت احمدی‌نژاد، جمهوری اسلامی را بسوی تک صدا و غیر شفاف بودن سوق دهیم.»

مئیر داگان، رییس موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل، نیز روز 26 خرداد، یعنی دقیقا چهار روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران که با اعلام نتایج تقلبی به بحران انجامید، در برابر کميته‌ی روابط خارجی و دفاع کنست، پارلمان اسرائيل، حاضر شد و گفت: وجود دولت تندرویی با ریاست محمود احمدی‌نژاد در ايران، موجب خواهد شد که اسرائيل بتواند آسان‌تر تهديد اتمی ايران را برای جهانيان توجيه کند.

به نوشته‌ی روزنامه «جروزالم پست»، داگان، محمود احمدی نژاد را يک فرد «تندرو و دگم» ناميد و تصريح کرد: وجود چنين فردی در راس دولت جمهوری اسلامی، موقعيت اسرائيل را برای توجيه خطرها و تهديدهای اتمی ايران آسان‌تر خواهد کرد.

مهدی کروبی کاندیدای اصلاح‌طلب انتخابات ریاست جمهوری، در دوران مبارزات انتخاباتی، یک‌بار اشاره کرد که از نظر او «احمدی‌نژاد خادم اسرائیل است». اما چه کسی باور می‌کند فردی که از سحر تا شام مرتبا" علیه مواضع اسرائیل سخنرانی می‌کند «خادم» اشغالگران باشد؟

فیلیپ وایس یک یهودی آمریکایی است. او خود را یک «آنتی صهیونیست» معرفی می‌کند که با حضور صهیونیست‌ها در سرزمین موعود مخالف است. این روزنامه‌نگار ضداسرائیل در اردیبهشت ماه گزارشی از نشست ماهانه‌ی بزرگ‌ترين و نيرومندترين لابی صهیونیست‌ها در آمریکا (آیپاک) در سایت شخصی خود منتشر کرد. عنوان این گزارش جالب است: «سخنرانان آيپاک، احمدی‌نژاد را هديه‌يی برای اسراييل می‌دانند».

به نوشته‌ی وایس، در کنفرانس سياستگذاری آيپاک، دو سخنران تأکيد کردند: احمدی نژاد يک bete noir (اصطلاحی برگرفته از زبان فرانسه، به معنای لغوی جانور سياه، و معنای مجازی موجودی نفرت انگيز، و موجبی و بهانه‌ای برای نفرت و ايجاد نفرت ـ م) برای لابی ماست، و در همان حال، هديه و لطفی است که بر ما ارزانی شده است. اگر مردم ايران، احمدی نژاد را در انتخابات ماه آينده به رياست جمهوری ايران برنگزينند، موقعيت آيپاک در زمينه‌ی تبليغ عليه «سلاح های اتمی ايران» آسيب خواهد ديد.

اين سخنان را ايلان برمن، که معاون «شورای سياست خارجی آمريکا» نيز هست، در آن بخش از نشست آيپاک که به بررسی انتخابات در ايران اختصاص داده شده بود، گفت و اضافه کرد: «احمدی نژاد هديه‌ای است که ما به حفظ و نگهداری آن نيازمند هستيم. او آنچنان از ما سخن می‌راند که گويا می‌خواهد ما را به قتل برساند، و بر اين مبنا چنين نتيجه‌گيری می‌شود که بايد او را جدی بگيريم. اما آيا او می‌تواند آنچه می‌گويد را انجام دهد؟ پاسخ ما اين است که نمی‌دانيم.»

وایس در ادامه، به سوال یکی از حاضران در جلسه درباره‌ی همین سخنان اشاره می‌کند که پرسید: چه اتفاقی خواهد افتاد اگر احمدی نژاد در انتخابات ماه ژوئن شکست بخورد و جای خود را به کسی بدهد که کمتر فتنه‌انگيزی و آتش‌افروزی می‌کند؟ در آن صورت، ما چه می‌توانيم بکنيم تا خطر ايران را در افکار عمومی جهان، عمده سازيم؟ کِن پولاک [عضو برجسته‌ی ديگر آيپاک] در پاسخ به اين پرسش، تصديق کرد که در آن صورت بايد نگران بود.

این سخنان، آن هنگام که در کنار سخنان رییس سابق موساد قرار می‌گیرد، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند: سخنان آتش افروزانه‌ی احمدی‌نژاد، جامعه‌ی جهانی را عليه کشور او متحد کرده است. و اين يک خدمت بزرگ و کليدی به اسرائيل است. اين را رئيس سابق موساد، افراييم هاليوی (هاليفی)، در تلويزيون عربی زبان «الحرّه» بر زبان آورد و تاکید کرد که: «ما هرگز در موساد قادر نبوديم عملياتی بهتر از آنچه احمدی نژاد برای ما انجام می‌دهد، انجام دهيم.»

افراييم هاليوی افزود: اظهارات افراطی يک رئيس جمهوری در ايران، برای همه کس ثابت می‌کند که ايرانِ امروز، ايرانی است که همزيستی با آن غير ممکن است. احمدی نژاد، به اين گونه، تمام جهان را عليه ايران، متحد می‌سازد.

محمود احمدی‌نژاد، با ایراد سخنرانی‌های تند علیه اسرائیل، توانست بخش بزرگی از فعالیت‌های جهانی دولت پیش از خود را خنثی کند. دولت محمد خاتمی با شعار تنش‌زدایی و گفت‌وگوی تمدن‌ها خطر بزرگی برای اسرائیل بود. برخلاف باور عوام، آنچه برای اسرائیل خطرناک است، نه سخنرانی‌های آتشین و تهدید این رژیم به حذف از روی نقشه جهان، بلکه معرفی کشور اسلامی ایران به عنوان حکومتی صلح‌جو در جهان است. موقعیت اسرائیل در دوران خاتمی، در ضعیف‌ترین شرایط خود در دو دهه‌ی اخیر بود. آنان هنوز هم جریان چپ خط امامی را دشمن درجه یک اسرائیل در ایران می‌دانند.

مارک مولر در جزوه‌ی تحقیقی خود می‌نویسد: «انقلاب ایران با جهت گیری ضد اسرائیلی به‌وقوع پیوست. دو جریان کلی راست‌گرا و چپ‌گرا در اثر این انقلاب به قدرت رسیدند. جریان چپ گرا از حمایت (امام) خمینی برخوردار بود. این جریان در درون خود به ترکیبی از مذهبی و غیر مذهبی - سنتی و مدرن قابل تقسیم‌بندی است. در مجموع جریان چپ جهت‌گیری ضد اسرائیلی داشت و دارد. اگرچه این روزها جهت‌گیری ضد اسرائیلی خود را کمتر نشان می‌دهد.»

اسرائیل بهتر از هر کس می‌داند که جریان نوگرای اسلامی در ایران که در یک دهه‌ی اخیر خاتمی را به‌عنوان نماد خود برگزیده است، در عمق ایدئولوژی‌اش در نزاع میان فسلطین و اسرائیل، جانب ملت فلسطین را می‌گیرد و اگرچه در ظاهر به نوشته‌ی مولر «جهت‌گیری ضد اسرائیلی خود را کمتر نشان می‌دهد» اما در عمل سیاست‌هایی را در پیش می‌گیرد که به تضعیف اسرائیل منجر می‌شود. هیچ تاکتیکی بهتر از معرفی ایران به عنوان کشوری صلح‌جو، حامی گفت‌وگو و خواهان آرامش نمی‌تواند مواضع جنگ‌طلبانه‌ی اسرائیل را در خاورمیانه تضعیف کند و از آن سو هرگونه تلاش برای خشن جلوه دادن نظام اسلامی ایران به‌سان خونی تازه در رگ‌های بخش خشونت‌گرا و جنگ‌طلب رژیم اسرائیل جریان می‌یابد. همین دلیل کافی است که اسرائیل مستقیم و غیرمستقیم به تقویت افراطی‌گری در ایران کمک کند و از سخنان آتشین دولتمردان ایرانی که به ظاهر و در نگاه توده‌ها تهدیدی برای اسراییل است، فرصتی طلایی برای خود خلق کند.

مارک مولر در بخش پنجم جزوه‌ی «بررسی وضعیت ایران پس از ظهور رفرمیسم و اثر آن بر اسرائیل» درباره‌ی جریان فعلی حاکم بر دولت ایران می‌نویسد: ریشه‌ی جریان راست غیر مذهبی را باید در زندانهای شاه جستجو نمود. این جریان که بسیار افراطی است و به همین دلیل رابطه خوبی با ما دارد، ادامه جریانات چپ مارکسیستی مثل حزب کمونیست کارگری و توابین گروههای چپ مثل راه کارگر- پیکار - کومله و سایر احزاب سرکوب شده چپ است. همچنین پیوند خوبی از طریق زندان‌های جمهوری اسلامی بین بازجوها که عموما افراطی هستند و مقر آنها در حال حاضر در روزنامه کیهان است و نیز جریانات مذهبی بسیار افراطی و ضد روحانیت مثل جریانات روحانی راست افراطی مخالف انقلاب مثل جریان مصباح یزدی و جریانات ضد منتظری مثل جریان سیدمنیرالدین حسینی و انجمن حجتیه و نیز گروه پیروان فکری احمد فردید که عمدتا روشنفکران علاقمند به هایدگر و مکتب فرانکفورت هستند و ... برقرار شده است.

به نوشته مولر، این جریان در حال حاضر مهمترین و ناشناخته ترین جریان در بدنه و راس حکومت ایران است و در واقع ائتلافی است از باقی مانده‌ی جریانات افراطی که توسط نیروهای امنیتی - نظامی سازماندهی شده‌اند. او می‌گوید: این جریان را نمی‌توان به راحتی تحلیل نمود، چون ویژگی پایداری مثل انقلابی بودن یا مذهبی بودن را دارا نیست. بلکه بیشتر دنبال قدرت است و متناسب با موقعیت و نه لزوما وزن سیاسی‌اش موضع‌گیری می‌نماید. این جریان چون با روحانیت قم و مراجع تقلید مشکلات جدی دارد، سعی نموده تا مداحان را جایگزین روحانیت نماید و از این طریق به روحانیت سنتی ضربه وارد نماید و در این راه نیز موفق عمل نموده است. به نظر من این جریان ارزش سرمایه گذاری دارد و هیچ مشکلی برای ما ایجاد نمی‌کند که در ادامه دلایل بصورت مشروح آمده است.

مارک مولر سپس موارد پیشنهادی خود را در چند بند ارائه می‌دهد و دولت اسرائیل را تشویق می‌کند تا با گسترش ارتباط با دستگاه‌های امنیتی ایران، آنان را به تشدید سرکوب رفرمیست‌ها ترغیب نماید. چرا که به عقیده وی «دولت نباید اجازه دهد آکسیون‌ها ادامه پیدا کنند و باید هرچه سریع‌تر و بصورت رعدآسا مخالفین را سرکوب نماید.»

او معتقد است: دولت ایران نباید اجازه دهد جنبش سبز عمیق و جهانی شود و بهترین راهکار برای دولت به خشونت کشاندن جنبش است و در کنار این سرکوب، لازم است دست به اصلاحات اقتصادی بزند تا منطق جنبش سبز را با مشکل جدی مواجه کند.

وی در بخش دیگری از این جزوه‌ی راهبردی، به شرایط فعلی جمهوری اسلامی ایران پس از پایان دوران چهارساله احمدی‌نژاد می‌پردازد و می‌نویسد: توجه به این نکته که جمهوری اسلامی در موضع ضعف است و می‌توان حداکثر امتیازات را از او گرفت، اهمیت ویژه‌ای دارد. این عمل، با واسطه‌ی روسیه که قدیمی‌ترین متحد اسرائیل است، عملی‌تر به نظر می‌رسد.

* * *

در ابتدای این گزارش به سخنرانی مجید انصاری، عضو برجسته مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجمع روحانیون مبارز که از جریان‌های اصیل چپ اسلامی به شمار می‌آید، اشاره شد. وی در کنار بسیاری دیگر از انقلابیون باسابقه، هدف از حذف جریان‌های خط امامی از سطوح بالایی ساخت قدرت در ایران را استحاله‌ی کامل و تغییر ماهیت نظام اسلامی می‌داند و از وجود جریان برانداز مشکوکی در سطوح عالی نظام ابراز نگرانی می‌کند؛ موضوعی که دقیقا در جزوه‌ی پیشنهادی مارک مولر به دولتمردان اسرائیلی، به‌عنوان یکی از راهکارها مطرح شده است: «سیاست حذف انقلابیون توسط جریان راست مجاور باید ادامه یابد تا رژیم اسلامی به استحاله‌ی کامل برسد. نفوذ نیروهای مطمئن‌تر را از طریق سرپل های درون دولت با جدیت بیشتر دنبال نمائیم. لازم است افرادی مثل آقای مشایی و ثمره اختیارات بیشتری داشته باشند.»

اخبار دیدارهای مخفیانه و آشکار ثمره هاشمی با طرف‌های غربی در اروپا و سخنان اسفندیار مشایی، رئیس دفتر فعلی محمود احمدی‌نژاد، درباره‌ی دوستی با اسرائیل، نمونه‌های آشکاری از نفوذ جریان پیگیر روند تقویت اسرائیل در خاورمیانه در سطوح بالای نظام اسلامی است. این‌ها در کنار افشای دیدار وزیر علوم دولت احمدی‌نژاد با وزیر اسرائیلی، اخبار دیدار مخفیانه‌ی مشایی با شائول موفاز وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی، تاکید بی‌دلیل محمود احمدی‌نژاد بر انکار ماجرای هولوکاست و سخنرانی‌های شدیداللحن ضد اسرائیلی در سال‌های اول زمامداری وی، همگی حاکی از وجود ارتباطات تاکتیکی میان افراطیون راست‌گرا و جنگ‌طلبان اسرائیلی است.

یوری آونری روزنامه نگار اسرائیلی، فعال صلح فلسطین و اسرائیل و عضو سابق کنست است. او چند ماه قبل در مقاله‌ای که در نشریه انگلیسی مورنینگ استار به چاپ رسید، می‌نویسد: من منظورم این نیست که احمدی‌نژاد عامل سرویس مخفی اسرائیل یعنی موساد است. اصلا چنین نیست، نمی خواهم به خاطر چنین تهمت‌ها یا شایعاتی تحت تعقیب قرار بگیرم. فقط منظورم این است که اگر مامور موساد بود، متفاوت‌تر از این عمل نمی‌کرد که می کند؛ و اگر مامور نبود، موساد تمام سعی خود را در استخدام او می‌کرد!


او در ادامه از فراموشی ماجرای هولوکاست و نیاز اسرائیل به یادآوری این موضوع سخن می‌گوید: تمام اینها به روز هولوکاست باز می‌گردد، زمانی که یهودیان در اسرائیل و دیگر نقاط جهان خاطره‌ی میلیون‌ها جانباخته‌ی آن قتل عام را زنده نگاه می‌دارند. خاطره‌ی هولوکاست تمام یهودیان دنیا را با هم متحد می‌کند. هر یهودی می‌داند که اگر نازی‌ها به آنها هم می‌رسیدند، آنها هم به قافله‌ی مرگ می‌پیوستند. بنابراین همه‌ی یهودیان حس می‌کنند که وظیفه دارند خاطره‌ی قربانیان را زنده نگاه دارند. در این احساس عمیق، یک ملاحظه‌ی سیاسی نیز وجود دارد: اینکه همه‌ی یهودیان در دنیا دولت اسرائیل را، که خود را "دولت بازماندگان شعاح (کسانی که در هولوکاست قربانی شدند)" می‌نامد، پشتیبانی می‌کنند.

اما زمان می گذرد و خاطره ها نیز محو می‌شوند. بنابراین نیاز به وسیله‌ای است که آن خاطره را مجددا زنده کند و این همبستگی را محکم‌تر، و چه کسی بهتر از یک دشمن واقعی به نام "هیتلر دوم" که ذهن میلیون‌ها یهودی را تحریک کند؟ یک بار، این هیتلر دوم، جمال عبدالناصر بود که او را دیکتاتور مصری می‌گفتند. دفعه‌ی بعد این عنوان را به یاسر عرفات دادند. تا چندی پیش هم حماس این نقش را بازی می‌کرد، اما این مقدار کافی نبود. هیچ راهی نیست تا بتوان بقیه را متقاعد کرد که حماس امکان نابود کردن اسرائیل را دارد. احمدی نژاد بهترین گزینه برای این نقش است. او آشکارا وقوع هولوکاست را انکار کرده است. او در گفته‌هایش خواستار محو اسرائیل شده است. او روی تولید بمب اتمی کار می‌کند. همین عوامل است که از او چهره‌ای هولناک می سازد، چون با چند بمب اتمی می توان کل جمعیت اسرائیل را نابود کرد. بنابراین، ما یک "هیتلر دوم" داریم که می‌خواهد "هولوکاست دوم" را پایه گذاری کند. از این رو تمام یهودیان سراسر دنیا باید علیه او بسیج شوند. یهودیان بدون او چطور می‌توانند چنین کاری انجام دهند؟

* * *

حالا شاید بتوان معنی سخنان مجید انصاری را دریافت که چرا از وجود جریانی برانداز در درون نظام سخن می‌گوید و از قصد حذف‌کنندگان خط امامی‌ها برای استحاله‌ی نظام پرده برمی‌دارد. جریان خط امام (س) پیش از این هم دست‌کم سه بار از صحنه‌ی سیاسی حذف شده بود: خبرگان دوم، مجلس چهارم و مجلس هفتم. اما کسی در آن زمان‌ها نگفت که این حذف‌ها به معنی براندازی نظام است.

امروز اما وضعیت فرق می‌کند. آنان که شعار حمایت از ملت مظلوم فلسطین سر می‌دهند، بیشترین خدمات را به دولت اسرائیل کرده‌اند و بنابراین رژیم سرکوب‌گر فلسطینیان نیز تمام تلاش خود را برای تقویت آنان به کار بسته است. روز قدس، روز فریاد علیه حاکمیت این نگاه است؛ نگاهی که در ظاهر به محکومیت ظالم می‌پردازد، اما در حقیقت از هیچ تلاشی برای گسترش دایره‌ی ظلم فروگذار نمی‌کند.

روز قدس، روز پیروزی مظلومان و مستضعفان بر مستکبران است، روز فریاد ملت‌ها بر کسانی که غاصبانه بر آنها حکومت می‌کنند.

فراخوان بسیج ورامین برای روز قدس در تهران

گردان 201 عاشورا نیروی مقاومت بسیج ورامین، از سه‏شنبه شب پلاکاردهایی را در سطح شهر ورامین نصب کرده و در آن‏ نیروهای خود را برای برنامه‏ای یک روزه فراخوانده است.



به گزارش موج سبز آزادی، پیش از این نیز، نیروهای بسیج ورامین، طی خردادماه سال جاری 2 بار به تهران اعزام شده بودند و از آن‏ها برای سرکوب معترضین به نتایج انتخابات استفاده شده بود. از این رو پلاکاردهای نصب شده در شهر ورامین که درواقع اطلاعیه برگزاری جلسه‏ای توجیهی است، یادآور روزهای قبل از سرکوب‏های خونین اخیر است که در آن زمان نیز نیروهای بسیج ابتدا در مصلای این شهر جمع شده و پس از سخنرانی امام جمعه این شهر به تهران اعزام می‏شدند.

با این همه با توجه به اخبار حضور وسیع مردم فهیم ایران در راهپیمایی سبز روز قدس امسال در سراسر کشور و تاکید جنبش سبز بر عدم خشونت، به نظر می‏رسد این لشکرکشی‏ها سودی به حال حامیان کودتا نداشته و از تبلور حضور مردم و فریاد مستضعفین بر علیه مستکبرین جلوگیری نخواهد کرد.




خبر ویژه - حمله به اینترنت در آستانه‌ی روز قدس

گزارش‌های رسیده به «موج سبز آزادی» از افزایش حملات به سایت‌های اینترنتی جنبش سبز و افزایش محدودیت‌ها برای کاربران حکایت می کند.



بر اساس این گزارش‌ها، از صبح امروز علاوه بر تشدید حملات به وب‌سایت‌های اصلاح طلب، امکان ارتباط از طریق اکثر نرم‌افزارهای فیلترشکن شناخته شده نیز مسدود شده است.

حملات اینترنتی که از دو روز پیش و در آستانه‌ی روز قدس تشدیده شده بود، به از کار افتادن دو سایت نوروز و سحام نیوز و انجامید و در این مسیر، سایت‌های بسیاری از جمله پرشین‌بلاگ، مدرسه فمینیستی، کرمان نما و ... نیز فیلتر شده است.

«موج سبز آزادی» نیز تاکنون با وجود حملات بسیار که در مواردی به قطع کوتاه‌مدت خدمت سایت انجامیده است، همچنان به وظیفه‌ی خبررسانی ادامه می‌دهد و هرچند دومین آدرس سایت نیز فیلتر شده، اما کاربرانی که با سایت تماس می گیرند، از آدرس‌های جدید باخبر می‌شوند.

خبر فوری - استتار دانشگاه تهران با برزنت!

از دانشگاه تهران خبر می‌رسد که عوامل ستاد نمازجمعه در حال نصب چادرهای برزنتی بلند به دور محوطه اصلی نمازجمعه هستند.



به گزارش موج سبز آزادی، این چادرها به نحوی نصب شده است که محوطه اصلی نمازجمعه از بیرون مشخص نباشد.

مشخص نیست قرار است امروز و فردا در این محوطه چه کار کنند که نباید کسی آثار آن را مشاهده کند!

با بر افراشتن پرچم "رای من کجاست؟"

سبزها بر فراز بلندترین قله اروپا + نسخه بلوتوث

قطعه فیلم زیر، از صعودی بسیار زیبا به قله‏ی "مون‏بلان"، بلندترین قله قاره اروپا و برافراشتن پرچم "رای من کجاست؟" بر فراز این قله تهیه شده‏است. این روزها همگام با مردم قهرمان در ایران، پشتکار و همت ایرانیان سبزاندیش سراسر جهان، برای رسیدن به هدف والای خود بیشتر از هر زمان دیگری است.



موج سبز آزادی با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، تلاش می‏کند تا در گسترش آگاهی عمومی سهیم باشد. لطفا با دریافت این نماهنگ و توزیع آن از طریق بلوتوث، دوستان و آشنایان خود را برای همراهی با "راه سبز امید" و حضور در روز قدس دعوت کنید.

نسخه بلوتوثی(3gp) فیلم "رای من کجاست، بر فراز مون‏بلان" را از اینجا دریافت کنید.
http://www.mowjcamp.25u.com/files/file/32219

بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران در خصوص محاکمه عبدالله مومني

اتهامات بی‌اساس و واهی است، مسائل عنوان شده در دادگاه سند افتخار سازمان است

درپی برگزاري پنجمين جلسه دادگاه فعالان سياسی بازداشت شده پس از انتخابات و محاکمه عبدالله مومني رئيس شورای مرکزی و سخنگوی سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوارتحکيم وحدت)، اين سازمان با انتشار بيانيه‌ای ضمن پاسخ به اتهامات مطرح شده، آن‏ها را بی‏اساس و واهی دانست.



به گزارش موج سبز آزادی، متن این بیانیه بدین شرح است:

به نام خدا

دادستان تهران که به روال سلف بدنام‌اش به جای دادگستری گام در مسیر اشاعه ظلم و بیداد گذارده، ‌هنوز از راه نرسیده برخلاف ادعاهایی که امروز واهی بودن آن سریعتر از آنچه میپنداشتیم آشکار شده است، امضای خود را ذیل کیفرخواستی گذاشت که گویی از نظر فقدان استدلال، وجاهت حقوقی و عقلانیت با بیانیه‌های سیاسی که پیش از این به عنوان کیفرخواست در چهار بیدادگاه‌ گذشته قرائت شده در رقابت است.

صحنه‌آرایی مضحک و پلیدی که نام آن را جلسه محاکمه «عبدالله مومنی» رییس شورای مرکزی و سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) گذارده‌اند با توجه به چهل روز بی خبری مطلق که همگان به ویژه خانواده وی را در هراس و بیم نسبت به جان او قرارداده بود البته از آن جهت که نوید بخش سلامت جسمی اوست موجب خشنودی ست اما تنها کارکرد آن نزد افکار عمومی افزودن برگ دیگری بر کارنامه جنایات سه ماه اخیر است که با شکنجه، خونریزی و تجاوز علیه ملت ایران توام شده و اکنون سیاهی آن را بیش از پیش کرده است.

مطابق آنچه در برخی رسانه‌ها انتشار یافته، باید گفت کیفرخواست صادره علیه عبدالله مومنی آنچنان بی اساس تنظیم شده است که فاقد ارزش هرگونه پاسخگویی است کما آنکه به اعتقاد ما اصولا دادگاه برپا شده فاقد وجاهت قانونی میباشد، با این وجود برای آنکه ملت ایران با ابعاد دیگری از جهل و نابخردی ماموران امنیتی دولت کودتا در تنظیم این کیفرخواست آشنا شوند نکاتی به استحضار ملت شریف ایران میرسد:

1- به باور سازمان دانش آموختگان ایران متن کیفرخواست و آنچه تحت عنوان اعترافات آقای عبدالله مومنی منتشر شده در واقع سند افتخاری برای این سازمان و مهر تایید دیگری بر سالها مبارزه جنبش دانشجویی ایران و عبدالله مومنی به عنوان یکی از چهره‌های برجسته این جریان آزادیخواه در راه نیل به مطالبات تاریخی و احقاق حقوق ملت ایران است. از زمان تاسیس نهاد دانشگاه در ایران طی بیش از هفت دهه گذشته این اولین بار نیست که مستبدان و کودتاگران علیه مبارزات حق طلبانه برآمده از این نهاد صف‌آرایی میکنند و البته آخرین آن نیز هم نخواهد بود اما چه بسیار مستبدانی که آمده و رفته‌اند اما مدال شرف و عزت همواره بر سینه دانشجویان آزادی خواه ‌ و دموکراسیخواه جای داشته است.

2- در گزارشات منتشر شده از جلسه دادگاه برخی فعالیت‌ها به عنوان جرایم آقای عبدالله مومنی ذکر شده که همگی آنها در چارچوب فعالیت‌های تشکیلاتی و سیاست‌های تدوین شده این سازمان بوده و طبعا بار مسئولیت آن متوجه سازمان دانش آموختگان ایران است نه یکی از اعضای آن؛ در این میان به ویژه تاکید کیفرخواست بر دفاع بدون خط قرمز از حقوق کلیه شهروندان و اقشار مختلف و افشای موارد نقض حقوق بشر قرار گرفته و به طور خاص اشاره به نشستی شده که در آن از حقوق به اصطلاح اراذل و اوباش حمایت شده است.

البته دادستان تهران و مقامات امنیتی به خوبی آگاه‌اند که در همان جلسه که بیش از یکسال و نیم پیش برگزار شد،‌ محور اساسی گزارشی که در آن زمان کمیته حقوق بشر سازمان منتشر کرد وضعیت فاجعه‌آمیز و غیرانسانی بازداشت‌گاه کهریزک بود و شاید اگر مسئولان ذیربط همان زمان به هشدارها و اخطارهایی که در آن نشست علنی مطرح شد توجه میکردند، قتل‌ها و جنایات اخیر در این بازداشتگاه اتفاق نمیافتاد و علاوه برآنکه تعدادی از خانواده‌ها این چنین داغدار نمیشدند حیثیت نظام اسلامی نیز از صدر تا ذیل اینگونه در سطح جهانی به زیر سوال نمیرفت که چندین فرمان ملوکانه هم توان احیای آن را نداشته باشد.

گرچه محاکمه عبدالله مومنی به چنین دلایلی، به جای آنکه به پاس همین هشدارها از او تقدیر شود نشانگر آن است که ادعای دغدغه‌مندی رعایت ضوابط و حقوق شهروندان از سوی برخی مسئولان عالیرتبه تا چه حد بی اساس بوده و تنها زمانی حاضر به پذیرش اشتباهات خود و البته وعده مجازات فرودستان هستند که احساس کنند منافع شخصیشان در خطر افتاده است. بنابراین اعلام میکنیم که سازمان ادوارتحکیم وحدت ارتقای سطح دموکراسی و حقوق بشر در ایران را طی سال‌های گذشته سیاست اصولی خود دانسته و این همان چیزی است که سخنگوی سازمان آن را حتی در بیدادگاه کودتاچیان به روشنی تکرار کرده است.

3- در بخشی از متنی که نماینده دادستان علیه آقای مومنی قرائت کرده آمده است "متهم در اعترافاتش عنوان كرده نسبت به مفسدان اقتصادی بیتفاوت شده بودیم...". باید گفت اگر جامعه ما بدان جا رسیده است که حتی یک شهروند عادی که هیچ جایی در حاکمیت ندارد را به این دلیل محاکمه میکنند، پس چه به جاست که فورا کیفرخواستی علیه مسئولانی که طی سالهای گذشته با در دست داشتن اختیار قوای مختلف تنها به طرح لزوم مقابله با مفسدان پرداخته و هیچ اقدام عملی انجام نداده‌ و تنها موجب تشویش اذهان عمومی شده‌اند، ارائه شود.

بعلاوه باید افزود از قضا آنچه امروز موجب به گروگان گرفتن نخبگان و دلسوزان کشور توسط کودتاچیان شده مبارزه علیه ریشه‌ی واقعی و منبع تغذیه مفسدان اقتصادی است که با تجاوز به حقوق شهروندان، اعمال سانسور، عدم شفافیت مالی و خارج ساختن بنگاه‌های اقتصادی تحت اداره خود از نظارت نهادهای قانونی؛ دستگاه‌های سیاسی - اداری کشور را به فسادی مهلک کشانده که خیانت در امانت آرای مردم، تنها گوشه‌ای از آثار مفتضح آن است.

4- در قسمت دیگری از گزارش‌های منتشر شده از دادگاه به نقل از آقای مومنی آمده که وی "در خصوص سفر خود به آلمان برای آموزش براندازی نرم همراه با سه فعال دانشجویی دیگر توضیح داد با تعدادی از اعضای شورای مركزی ادوار تحكیم با هدف شركت در كلاس‌های آموزشی به مدت یك هفته به آلمان رفتیم كه همه هزینه آن توسط آمریكا و تحت پوشش یك نهاد حقوق بشری تامین شده بود". طرح این ادعا در واقع نشانگر عمق جهل تهیه کنندگان این سناریو و نشانه آشکار دیگری است از تهی بودن دست آنان از ارائه هرگونه دلیلی جهت محکومیت عبدالله مومنی به طوریکه با اقتدا به مشی مقتدایانشان پناه بردن به "دروغ" را ساده ترین شیوه یافته‌اند.

طرح اتهام سفر آقای مومنی به آلمان به همراه تعداد دیگری از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران ادعایی کاملا واهی و از اساس کذب است. اولا، چگونه ممکن است فردی که گذرنامه او توسط ماموران امنیتی به شکل غیرقانونی و در فرودگاه ضبط شده، به کشور آلمان سفر کند و مجددا به کشور بازگردد و مقامات قضایی با او برخورد نکنند؟ ثانیا، بنا به صراحت همین کیفرخواست صادر شده، عبدالله مومنی طی چهارسال گذشته مکررا بازداشت و محکوم شده، ‌چگونه است که اکنون آقایان متوجه چنین جرمی شده‌اند؟
بر این اساس به نظر میرسد پرونده مختومه سه تن از فعالان سابق دانشجویی که سه سال پیش به همین اتهام واهی، با دریافت احکام مجازات ناعادلانه به دو و سه سال حبس محکوم و اکنون نیز مدتی است با پایان یافتن دوره محکومیت‌شان آزاد شده‌اند، تنها از آن جهت مجددا مطرح شده است که دستگاه‌های امنیتی هیچگونه دلیل و سندی حتی برای انتساب اتهامات کذب خود نداشته و مجبورند به هر دستاویزی متوسل شوند.

5- یکی دیگر از اتهامات سازمان دانش آموختگان ایران که پیش از این در کیفرخواست عمومی نیز بدان اشاره رفته و اکنون در کیفرخواست آقای مومنی نیز با تفصیل بیشتری به ویژه درخصوص عملکرد ستادهای انتخاباتی نزدیک به سازمان ادوارتحکیم وحدت به آن پرداخته شده، مساله مقایسه موضع گیری سازمان ادوارتحکیم وحدت در جریان دو انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری است به طوریکه مطابق نظر دادستان تهران موضع عدم مشارکت در دوره پیش و مشارکت فعال در این دو دوره به عنوان دلیل اتهام پی گیری هدف براندازی نرم از سوی این سازمان مطرح شده است.

قطع نظر از اینکه طرح چنین اتهامی به یک حزب سیاسی آشکارا نشانگر عیار مردمسالاری مورد ادعای اقتدارگریان و میزان اعتقاد آنها به انتخابات واقعی است به نحوی که هرگونه موضع گیری نیروهای دگراندیش از سوی آنها تهدیدی علیه حاکمیت یکپارچه‌شان تلقی میشود؛ باید گفت دخالت عوامل دولت کودتا در مراجع قضایی از همین اشارات به خوبی نمایان است،‌ چرا که مشاهده میشود چگونه اقدامات قانونی رقیبان سیاسی این دولت در دوره تبلیغات انتخاباتی اکنون به عنوان اسناد جرم در دادگاه‌ها مطرح شده و با نادیده گرفتن مفهوم اساسی رقابت و امکان تغییر در جریان یک انتخابات، نقد و افشای سوءعملکردهای یک دولت با تبلیغ علیه کلیت نظام یکسان گرفته میشود.

6- در متن کیفرخواست صادره و همچنین اقاریر منتسب به سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران به روشنی مشاهده میشود که کودتاچیان، هراسان از افشاگریهای تاریخی مهدی کروبی کاندیدای مورد حمایت این سازمان در انتخابات دهم، تلاش دارند تا با طرح مطالب غیرواقعی و تفرقه انگیز فشارهای بی فایده و رسوای خود را بر مهدی کروبی بیفزایند.

سازمان دانش آموختگان ایران ضمن اعلام پشتیبانی مجدد از مهدی کروبی و تلاش‌های ماندگار و شجاعانه او در راه مبارزه با استبداد، ظلم و استیلای دروغ در کشور، تصریح میکند حمایت این سازمان از ایشان نه تنها پابرجاست بلکه امروز و با توجه به ایستادگی کروبی در برابر متجاوزین به جان و ناموس ایران و ایرانی همراهی و همسنگری با این قهرمان ملی موجب مباهات هر آزادیخواه ایرانی ست.

7- ادامه سناریوی اعترافات اجباری در اولین دادگاه پس از روی کارآمدن مسئولان عالیرتبه جدید در دستگاه قضایی متاسفانه حکایت از آن دارد که این مسئولان نیز یا با این شیوه‌های غیرقانونی که به واقع آبروی قضای اسلامی و نهاد قضاوت در ایران را بر باد داده است، موافقند یا اینکه توان اعمال قدرت در مجموعه تحت مدیریت خویش را ندارند، رییس جدید قوه قضاییه پیش از آنکه حتی بخواهد مدعی ترویج عدالت باشد اگر خواهان تسلط بر وقایعی است که به نام او درحال ثبت در تاریخ است، بایستی سریعا به تحقیق از بازداشتگاه‌های امنیتی به ویژه بند 2الف زندان اوین پرداخته و از نزدیک در جریان شکنجه‌های بی حد و مرزی که تیم بازجویان این کارگاه تواب‌سازی که خود را خدایان حاکم بر سرنوشت زندانیان میدانند، قرار بگیرد.

سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم وحدت) در پایان ضمن تاکید بر غیرقانونی بودن دادگاه برپاشده و رد کلیه مسایل واهی مطرح شده در آن و اعتراض به ادامه گروگانگیری آقایان احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان، حق خود را برای شکایت از دست‌اندرکاران این نمایش به دلیل نشر اکاذیب محفوظ میداند و به آنان که با نقض حقوق شهروندان و تعدی از اختیارات قانونی خود میکوشند با اجبار پاک‌ترین و شایسته‌ترین فرزندان این آب و خاک تحت شکنجه‌‌های قرون وسطایی به اعتراف، اعتباری برای خود دست و پا کنند یادآور میشود که تشت رسوایی ‌شان مدتی است به زمین افتاده و مهر بی آبرویی به دست مردم بر پیشانی آنها نقش بسته است و بدانند که گرچه به سان دیکتاتوری نورسیده در ابتدای بیراهه برقراری حکومت سرنیزه در این کشور قرار دارند،‌ اما فرزندان دلیر ایران زمین آرزوی پیمودن این راه تا سرانجام را بر دل آنان خواهند گذارد.

سازمان دانش‏آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)
25 شهریورماه 1388

پیام امام‏خمینی، پس از سی سال به گوش کودتاچیان هم رسید

ارسال پيامك و دیگر فعاليت‏های سبز مردمی در آستانه حضور سبز ملت در روز قدس، باعث پریشانی و ناراحتی حامیان کودتا از انتشار پیام اصلی روز قدس، یعنی "نفی ظلم و ستم در هرکجای عالم" شده است.



به گزارش موج سبز آزادی، خبرگزاری حامی کودتا فارس، به نقل از پایگاه اینترنتی دیگری آورده است: "درحالی كه چند روز به راهپیمایی روز جهانی قدس، میراث ماندگار امام خمینی فرصت باقی مانده است، كمیته تبلیغاتی- روانی حامیان میرحسین موسوی(!)، فعالیت‌های رسانه‌ای خود را برای انحراف افكار عمومی از این روز تاریخی آغاز كرده‌اند.

در ادامه خبرگزاری حامی کودتا با اعتراف به واقعیت افکار میرحسین موسوی آورده است: "این جریان كه در زمان تبلیغات انتخاباتی بارها بر پیروی از خط امام خمینی تاكید كرده بودند، اخیراً با طرح شعارهایی در فضای سایبر و انتشار آن از طریق پیامك، مطالبی را در مغایرت با سیاست‌های كلی نظام و همچنین تاكیدات و اندیشه‌های امام خمینی آغاز كرده‌اند. در این شعارها و پیام‌ها تاكید شده است كه اصل حضور در راهپیمایی 27 شهریور برای حمایت از مظلوم فلسطین نیست."

در واقع این پریشانی خواب و ناراحتی احوال، همه از انتشار پیام اصلی روز قدس برخواسته است که همانطور که آیت‏الله صانعی نیز در بیانیه خود اشاره کرده روز قدس بر حسب مبنا و منطق امام خمینی روز تعیین سرنوشت ملت‏هاز مستضعف و روز مقابله مستضعفان با مستکبران است. چنانکه بر این موضوع، آشکارا در عبارت "روز قدس یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد؛ روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است" و دیگر سخنان امام خمینی تاکید شده است.

در حالی که مردم فهیم و سبزاندیش ایران برای حضور گسترده در راهپیمایی سبز روز قدس آماده می‏شوند، واکنش‏های این چنینی و حرکاتی چون حذف آیت‏الله هاشمی از امامت نماز جمعه روز قدس و احتمال تعطیل اعلام کردن روزهای منتهی به عید فطر در ابتدای هفته آینده، از آگاهی و واهمه حامیان کودتا از حضور سبز تاریخی مردم خبر می‏دهد.

هاشمی نماز جمعه روز قدس را اقامه نخواهد کرد

همنانطور که انتظار می‏رفت حامیان کودتا قدمی دیگر برای از میان بردن هویت جمهوری اسلامی و حمله به یاران آیت‏الله خمینی برداشته و در اقدامی آشکارا از سر ترس، از اقامه نماز جمعه روز قدس توسط آیت‏الله هاشمی رفسنجانی جلوگیری کردند. این حرکات مذبوهانه به یقین پاسخ درخور ملت فهیم و سبزاندیش ایران را در پی خواهد داشت و حضور تاریخی مردم در راهپیمایی سبز روز قدس و عدم شرکت در نماز جمعه این روز بر رسوایی بیشتر حامیان کودتا خواهد افزود.



به گزارش موج سبز آزادی به نقل از خبرگزاری ایلنا، روابط عمومی ستاد نماز جمعه تهران با صدور اطلاعیه‌ای اعلام كرده است که نماز جمعه روز جهانی قدس توسط سید احمد خاتمی اقامه خواهد شد و محمود احمدی‏نژاد نیز به عنوان سخنران پیش از خطبه‌ها معرفی شده است.

همانطور که موج سبز آزادی پیشتر هم اشاره کرده بود، روز قدس سبز، روز جنبش سبز است و حضور یا عدم حضور اکبر هاشمی رفسنجانی تنها در حضور و یا عدم حضور مردم در نماز جمعه‏ای که پس از راهپیمایی سبز روز قدس اقامه خواهد شد موثر است.

در واقع با توجه به اعلام حضور سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در راهپیمایی سبز روز قدس و دعوت تمامی گروه‏های حامی جنبش سبز برای شرکت در این برنامه، این حرکات مذبوهانه به یقین پاسخ درخور ملت فهیم و سبزاندیش ایران را در پی خواهد داشت و حضور تاریخی مردم در راهپیمایی سبز روز قدس و عدم شرکت در نماز جمعه این روز بر رسوایی بیشتر حامیان کودتا خواهد افزود.

اعلام موج آفرینی سبز نوزدهم و دعوت از عموم سبزها برای گسترش دایره‌ی اطلاع رسانی

بلوتوث‌ها را روشن کنید!

تقریبا هر کسی که به نحوی با اینترنت در ارتباط است و به جنبش سبز تعلق خاطر دارد، از برنامه‌ی سبزها برای حضور در راهپیمایی روز قدس مطلع شده است. اکنون وقت آن رسیده که استفاده از ابزارهای بیرون از اینترنت را نیز در دستور قرار دهیم تا دایره‌ی آگاهی عمومی درباره‌ی روز قدس تا حد ممکن گسترش یابد. پیامک و بلوتوث، بهترین فناوری‌های در دسترس هستند که در این مرحله و با این فرصت کوتاه، به کار می‌آیند.



در ابتدای ماه مبارک رمضان که موج آفرینی های این ماه را اعلام کردیم، خبر دادیم که ممکن است به فراخور شرایط، موج آفرینی‌های دیگری نیز به این فهرست اضافه شوند. اکنون که در آستانه‌ی روز قدس قرار داریم و نیاز مبرمی به گسترش دایره‌ی اطلاع رسانی عمومی احساس می‌شود، نوزدهمین موج آفرینی را با عنوان «بلوتوث‌ها روشن» اعلام می‌کنیم.

بر اساس این موج آفرینی سبز، از عموم سبزها خواسته می‌شود در 48 ساعت آینده، همانطور که پیش از این قرار بود پیامک‌ها را فعال کنند، بلوتوث‌ها را نیز فعال کنند و در اماکن عمومی، محافل خانوادگی و دوستی و هر جایی که ممکن است، با استفاده از بلوتوث به تبلیغ برای سبز کردن هرچه بیشتر روز قدس بپردازند.

اگر با مترو تردد می‌کنید، اگر به استادیوم رفته‌اید و منتظر شروع بازی هستید، اگر در یک مجلس عروسی هستید و برای چند دقیقه از گپ زدن فارغ شده‌اید، اگر کاسب هستید و صبح و عصر ماه رمضان مشتری ندارید، اگر شب جمعه به بهشت زهرا یا مسجد و هیئت و یا زیارت حرمی رفته‌اید و چند دقیقه‌ای وقت خالی پیدا کرده‌اید، اگر در رستوران منتظر آماده شدن غذا هستید، اگر پیگیر یک کار اداری هستید و خسته و منتظر نگهتان داشته‌اند، اگر در محل کار وقت آزاد پیدا کرده‌اید، اگر در هر جایی هستید که می‌خواهید بدون اینکه کسی شما را بشناسد مخالفت سیاسی خود را ابراز کنید، بلوتوث و روز قدس و موج آفرینی نوزدهم را فراموش نکنید.

و اگر قصد شرکت در این موج آفرینی را دارید، الان وقتش است که ذخیره‌ی بلوتوث خود را تامین و گوشی موبایلتان را غنی کنید! لینک‌های زیر برای این منظور یک‌جا گردآوری شده‌اند:


- این دو فایل را در مترو "بلوتوث کنید"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/31300

- نماهنگ زیبای «رای من کو»
http://mowjcamp.25u.com/article/id/28821

- مجموعه مستند بوی باران
http://www.mowjcamp.25u.com/article/id/31403

- مستند «راه سبز امید» در سه قسمت
http://www.mowjcamp.25u.com/article/id/30910

- مستند «کودتای سوم»، در نه اپیزود
http://mowjcamp.25u.com/article/id/26305

- نماهنگ "برادر غرق خونه"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/31358

- نماهنگ "جنگل سبز"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/31137

- نماهنگ "شاید هنوزهم دیر نیست"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/28970

- نماهنگ "دندان ملتی روی جگر"
http://www.mowjcamp.25u.com/article/id/30910

- نماهنگ "اصلیت حکم"
http://www.mowjcamp.25u.com/article/id/29144

- سخنرانی مهم آیت‌الله العظمی صانعی در پنج قسمت
http://mowjcamp.25u.com/article/id/19083

- فیلم نطق شجاعانه دکتر پزشکیان در مجلس
http://mowjcamp.25u.com/article/id/17435

- سخنرانی آیت‌الله طالقانی با عنوان «تسلط مستبدان»
http://mowjcamp.25u.com/article/id/18100

- کلیپ "مردونگی‌ات همین بود"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/17813

- نماهنگ "تقصیر من بود"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/27931

- کلیپ "من، میرحسین موسوی"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/21387

- کلیپ "خون‌بها"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/2347

- نماهنگ "بدرود ای زیبا"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/21658

- کلیپ "اعتراف"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/18566

- کلیپ "یاد شهیدان سبز"
http://mowjcamp.25u.com/article/id/2254

بیانیه معنادار آیت‏الله العظمی صانعی برای دعوت به شرکت در راهپیمایی روز قدس

حضور در راهپیمایی روز قدس، یعنی نفی ظلم و ستم در هرکجای عالم

آیت‏الله العظمی صانعی، مرجع تقلید شیعیان، با انتشار بیانیه‌ای که مضامین صریحی در راستای سبز شدن راهپیمایی روز قدس دارد، از زبان امام خمینی (س) این روز را "روز مقابله مستضعفين با مستکبرين" خواند و با اشاره به اینکه حضور باشکوه مردم در این روز پشتوانه‌ی معنوی محکمی علیه ظلم و ستم در هرکجای جهان خواهد بود، وعده‌ی الهی را متذکر شد که: «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» / خداوند در کمين ستمکاران و ظالمان است.



به گزارش موج سبز آزادی متن این بیانیه به شرح زیر است:

باسمه تعالي

فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

ملت شريف و بزرگ ايران اسلامي،

روز قدس بر حسب مبنا و منطق امام امت (سلام الله عليه) روز تعيين سرنوشت ملت‏هاي مستضعف و روز مقابله مستضعفان با مستکبران است. "روز قدس يک روز جهاني است. روزي نيست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد؛ روز مقابله مستضعفين با مستکبرين است".

اين جانب با محکوم نمودن اشغال و تجاوز در قدس شريف، از عموم ملت فهيم و هوشمند ايران مي‏خواهم که با حضور باشکوه در راهپيمايي اين روز، که پاسخي به نداي بنيانگذار جمهوري اسلامي است، ضمن پيمان با آرمان‏هاي مردم مظلوم فلسطين، پشتوانه معنوي محکمي در جهت نفي هرگونه ظلم و ستم و استضعاف ملت‏ها در هرکجاي عالم ايجاد نمايند و بايد اطمينان داشت که خداوند در کمين ستمکاران و ظالمان است؛ «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ».

حوزه علميه قم
يوسف صانعي
24/6/1388

برگرفته از: پایگاه اینترنتی دفتر آیت‏الله صانعی

نمی‌شناسمت اما تو آشنای منی

صدای قلب من، آوای من ، " ندا " ی منی
" ترانه " ای تو که می جوشد از لبان خموش


دریده پهلوی " سهراب " بی نوای منی
زلال قطره ی اشکی که می چکد ز دو چشم


غرور زخمی " اشکان" ی و هخای منی
شکوه نافذ شوشی به زیر تلّ دروغ


شکسته گنبد " کسرا " ی من، سرای منی
هویت گم من در هزار توی زمان


نشان شیری و خورشیدی و همای منی
به زیر سایه ی ضحاک های دشنه به دست


درفش " کاوه " به کف رایتی، لوای منی
نماد و معنی "ایمان" و درّ " نادر" شعر


تبلور دل " رامین" ویسه های منی
قیام " بهمن" اسفندیار کشته به مکر


علیه حقّه و جادو به خونبهای منی
ز خیل لشکر " یعقوب "لیث آمده ای


نگاهبان رهایی و عشق و رای منی
تو جوهر همه عرفانی و تو معنی زهد


" سرور" من ، غم من ، خوف من رجای منی
یگانه عارف بر حق تویی به مذهب نور


امام و مرشد و " سالار" و مقتدای منی
به رغم هتک و تجاوز به رغم ظلم و ستم


تو یی که " مریم "عذرایی و گوای منی
سرآمد همه پیغمبران و خاتم عشق


"محمد" ی ّ و رسولی و "مصطفا "ی منی
تو را نه کینه ی دشمن که جهل حد زده است


" امیر " کشته به تزویر ناروای منی
تویی تو خون خدا بر کبود خاک نفاق


" حسین" کشته به صحرای کربلای منی
پناهگاه منی زیر بارش غم و یاءس


امام غایب و "مهدی "و ملتجای منی
هزارسال نشستم در انتظار بهار


تو وقت و موعد و " میلاد" و اعتلای منی
تجسد همه تاریخ و" آرمان " و امید


تجسم همه رویا و خوابهای منی
تمام عمر تو را جسته ام به خواب و خیال


تو" افتخار"همه عمر و سالهای منی
صدای عاصی شهری که مرگ را خفه کرد


تو استجابت هر خواهش و دعای منی
عدالت و حق و آزادی و امید و نشاط


شفای دردی و درمانی و دوای منی

منبع: وبلاگ با زبان بی زبانی

سپاس آزادی راست .../ یادداشت همسر محمدرضا جلایی‌پور بعد از آزادی وی

فاطمه شمس
چهار روز از آزادی محمدرضا می‌گذرد. آزادی یعنی اینکه می‌توانم صدایش را بشنوم و او می‌تواند بعد از ۹۰ روز با کلمه‌هایی که خودش انتخاب می‌کند و نه دیگری و با صدا و لحنی آشنا با من حرف بزند. آزادی یعنی اینکه بعد از ۹۰ روز حبس در سلول‌ با دیوارهای بلندی که خورشید را از نگاهش دزیده بودند، حالا بعد از هر نماز صبح، می‌تواند پنجره را باز کند و اکسیژن را بکشد توی ریه‌هایش و چشمانش را ببندد و آرام و امن، ریه‌اش پر و خالی‌ کند. چشم‌هایش را باز کند رو به آسمان. ابرها را ببیند، خورشید را ببیند، آواز گنجشک‌ها روی سپیدارهای بلند حیاط خانه را بشنود و طعم شیرین آزادی را بچشد.




آری! آزادی! آزادی یعنی اینکه پدرش را، مادرش را، برادران و خواهرانش را و دوستانش را با شعف و شور در آغوش بکشد. بی آنکه کسی بگوید وقت ملاقاتت تمام شده است و باید به سلولت برگردی. آزادی یعنی اینکه تمام شب را برای ساعاتی طولانی بی ترس از قطعی ناگهانی صدا از آن سوی خط با من حرف بزند و من از پنجره وب‌کم ببینمش و هی سعی کنم که باورم بشود او در خانه پدری‌اش نشسته نه در اتاق بازجویی و وقتی با من سخن می گوید کس دیگری به حرف‌هایمان گوش نمی‌دهد. آزادی یعنی اینکه می‌توانم آزادنه بشنومش و آزادانه ببینمش. گرچه هنوز فاصله دست‌هایمان کم نشده و او ایران است و من اینجا. گرچه هنوز منتظریم و اشتیاق دیدار در دل داریم اما خدای کریم را به خاطر این آزادی شاکریم! هر چه از کرم و لطف خدا در این ازادی بگویم کم است. جز شرمساری و همین کلماتی که بی پرده با او سخن می‌گویم در دل نیست. باشد که در نظر افتد:

خدای مهربان! مدت‌ها پیش می‌خواستم برایت نامه‌ای بنویسم و از ظلمی که بر من و هزاران تن مثل من می‌رود به تو شکوه کنم. اما هر بار کتابت را گشودم گفتی صبر کن! از صبح گفتی و از رهایی. قبول کن گاهی باور به اینکه هستی و نشسته‌ای و می‌بینی که بندگانت چطور به جان هم افتاده‌اند و افسانه هابیل و قابیل را هر روز تکرار می‌کنند سخت است! اما گویا حکمت تو در صبر و جبران نهفته است. این سکوت و صبر تو از آن سوال‌های بی‌جواب است. گرچه خیلی‌ها معتقدند تو ساکت ننشسته‌ای و انچه در این مدت رخ داد نشان از سکوت تو نبود بلکه سند خشم و انتقام تو از خونریزان بود. نمی‌دانم! بسیار خسته و آشفته‌ام و نیاز به سکوتی نه چندان کوتاه مدت دارم. با همه این گیجی و بی جوابی نمی‌توانم انکار کنم که محمدرضا به دست تو ازاد شد. این را من نمی‌گویم، خودش بعد از تحمل۹۰ روز حبس که ۵۰ روز‌ آن در انفرادی بوده می‌گوید. می‌گوید بودن یا نبودن تو در کنار او خیلی در کل ماجرا و حال و روز او توفیر داشته. خودش می‌گوید به لطف و کرم تو در لحظات سختی، در لحظات دلتنگی، در لحظات تنهایی و گاه ترس دوام آورده، به پشتیبانی تو تا روز اخر محکم ایستاده و به اراده تو گره از کارش گشوده شده است.

همه آن سوال‌ها سرجایش. امروز اما دلم می‌خواهد به خاطر این آزادی تو را سجده کنم. به پاس این آزادی و به پاس اینکه او را سالم و پرروحیه به ما برش گرداندی. همسرمن قطره‌ای از دریای خروشان خلقی عدالت‌خواه بود که به بند بی‌عدالتی گرفتار شد. او تنها نبود. مردان و زنان نیک‌سیرت دیگری هم گرفتار بند شدند و بسیاری از آنان هنوز هم هستند.تن بی جان و پاره پاره ده‌‌ها شهید جوان و مظلوم از ضربه‌های سفاکان به خاک سرد گورستان سپرده شد، شبانه، بی هیچ سوگواری و عزاداری. بی حتی مجوزی برای برگزاری مجلس ختم. همان شهیدانی که آه مادرانشان دامن‌گیر شد و دامن بانیان این جنایات را گرفت. همان‌ها که از چشم تو افتادند و دیر یا زود به خشم تو گرفتار خواهند شد.

خدای بزرگ و بیکران! خرسندم که سربلند از امتحان سختت بیرون آمدیم، هم او که ۹۰ روز مردانه ایستاد و هم من که لحظه‌ای تا روز آزادی‌اش از پای ننشستم و قلم را زمین نگذاشتم و چه خوشحالم وقتی گفت اگر نبود آن نوشته‌ها و نامه‌ها، آزادی‌ای هم در کار نبود. تو را سپاس می‌گویم که علی‌رغم همه فشارها، تهدیدها و دروغ‌هایی که برای بازداشتن من از نوشتن صورت گرفت، دلم را آرام گرداندی و دستم را به نوشتن توانگرتر از پیش. تو را سپاس که در چیدن کلمه‌ها و نگارش تک تک نامه‌ها هر دم با من بودی تا مبادا سخنی کذب بر زبانم جاری شود و از انسان محترم و عادلی هتک حرمت شود و یا اینکه از سر خشم و غضب زبان به ناسزا بگشایم. تو را شکر می‌گویم که توانایم ساختی تا ظلمی که بر او رفته بود را بی‌پرده عیان کنم و به آنچه خودت در مصحف شریفت گفته‌ای کسی که بر او ظلمی رفته نباید سکوت کند عمل کنم و سکوت و تقیه را بر خود حرام کنم. تو را سپاس که این فریاد را در تمام این مدت در گلویم بلند نگاه داشتی و نگذاشتی تا لحظه‌ای دچار خفقان شوم.

خدای رهاننده و خوب! در آن نود روز دشواری و نگرانی، هر بار از تو خواستم با من سخن بگویی، به کرات گفتی بندگانم در سختی و تنگنا مرا می‌خوانند و بعد از رسیدن به ساحل آرامش همه چیز را فراموش می‌کنند. اما بگذار اعتراف کنم گرچه عزیز و همراهم از بند رها شده اما هنوز تا ساحل آرامش راه بسیار است و هنوز همانقدر با استیصال تو را می‌خوانم. هنوز آزادگانی چون بهزاد نبوی، مصطفی تاجزاده، محسن امین زاده، عبدالله رمضانزاده، علی تاجرنیا، محسن صفایی فراهانی، شهاب الدین طباطبایی، سعید شریعتی و ده‌ها بیگناه دیگر همچنان گرفتار بند ظلمند. چطور می‌توانم آرام باشم و دل به آزادی عزیزم خوش کنم وقتی چشمان فخرالسادات محتشمی‌پور، فاطمه امین زاده، زینب حجاریان، فاطمه، فائزه و فریده ابطحی، فاطمه تاجزاده، مریم باقی، همسران عبدالله مومنی و علی تاجرنیا و بهزاد نبوی هنوز به آن در منحوس آهنی دوخته شده است؟ چطور می‌توانم دل آرام دارم وقتی سعید حجاریان هنوز درپادگانی حبس است و اعتراف‌نامه‌های ساختگی و مضحک به نامش منتشر می‌کنند‌ و تنها گاه‌گاهی اجازه ملاقات همسرش را دارد؟ اسم این حبس و اسارت نیست؟ چطور می‌توان با آزادی عزیز خود قلم را زمین گذاشت و هیچ ننوشت وقتی هنوز شب تا صبح خواب از چشمانم ربوده می شود و با یاد هوای گرم سلول‌های اوین و آن بیگناهان دربند که باید تمام شب را در آن چهاردیواری محبوس باشند، تنم گر می‌گیرد. بر چشمی اشک شادیست و بر چشم دیگرم اشک حسرت و غم از این ظلمی که مستدام است.

خدای شب‌های پر قدر و پر نور رمضان! نورچشمان دربندمان را به سفرهای خالی افطار و سحرمان باز گردان! دل‌های حاکمانمان را با اسرایمان مهربان کن!عدالت و انصاف را به حاکمانمان بیاموز. به آنها بیاموز آنچه برای خود و عزیزانشان نمی پسندند بر خانواده‌‌های مظلوم اسرای دربند و آسیب‌دیدگان و زخم خوردگان نیز نپسندند. به ما صبر و حلم عطا فرما و سختی این راه طولانی و صعب را بر ما سهل کن. خدایا فاصله دل‌هایی که هنوز کورسویی از نور معرفتت در آن‌ها روشن است را از میان بردار و برای تحقق عدالت و انصاف متحدمان کن. دل زندانبانانمان را با زندانیان بی‌گناه و مظلوممان رئوف گردان. تنهایی‌ها، بغض‌ها و دلتنگی‌های اسرای دربندمان را به مهر وجودت زائل کن و لحظه‌ای چشم از آنان و از ما برمگیر که تنها پناه و امیدمان تویی. خدایا! امنیت و عدالت را به این خاک بازگردان و روزی را که بتوانم با خیالی آسوده بار سفر بندم و به دیدار عزیزم بشتابم نزدیک کن. تو را سپاس می‌گویم که به واسطه این حبس، این دوری و این تنهایی، توان همذات پنداری با همه کسانی که در سال‌هایی نه چندان دور به دردی مشابه دچار بودند و آن‌ها را چنان که باید درک نمی‌کردم، به من عطا فرمودی. تو را سپاس که به واسطه این سختی، معنای واقعی ظلم، مصداق حقیقی ظالم و مظلوم و ارزش عدالت و آزادی را به من آموختی. کلمه‌هایی که شاید پیش از این لقلقه زبانی بیش نبودند وامروز برایم جزو عمیق‌ترین مفاهیمند.

خدای بخشنده و گشاینده! در تمام این چهار روز که گرچه از راه دور اما توانستم عزیز آزاده‌ و از بند رسته‌ام را سالم و پر روحیه ببینم اندوهی فرساینده دلم را پر می‌کرد. او به پاس محافظت‌ و لطف بی‌کران تو سالم به آغوش خانواده بازگشت، اما این شب‌ها و روزها بر دل مادر سهراب، مادر ندا، مادر ترانه و هزاران مادر و خواهر و همسر دیگری که عزیزانشان در خاک خفته‌اند، چه می‌رود؟ چطور جای خالی عزیزشان را پر می‌کنند؟ این اندوه را اصلا مگر می‌شود از دل شست؟ جز دعا برای صبر و صبوری‌شان چه می‌توان کرد؟

خدای لطیف! تو همان قدر که بخشاینده‌ای هدایتگر نیز هستی! پس تمام آنانی که دستشان به خون جوانان این خاک آلوده شد و خشونت را به جای صلح و اسارت را به جای آزادی برگزیدند را هدایت فرما.

خدایا! چنان کن سرانجام کار
نو خشنود باشی و ما رستگار

آمین! یا رب‌العالمین

تا روز قدس / نماهنگ "برادر گام بردار" + نسخه بلوتوث

نماهنگ "برادر گام بردار"، با استفاده از ترانه زیبایی از حسام‏الدین سراج و گوشه‏هایی از صحبت‏های مهدی کروبی و میرحسین موسوی درباره نحوه برخورد آنان با حوادثی که در راهشان به وجود خواهد آمد تهیه شده است.



موج سبز آزادی با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، تلاش می‏کند تا در گسترش آگاهی عمومی سهیم باشد. لطفا با دریافت این نماهنگ و توزیع آن از طریق بلوتوث، دوستان و آشنایان خود را برای حضور در روز قدس دعوت کنید.

نسخه بلوتوثی(3gp) نماهنگ "برادر گام‏ بردار" را از اینجا دریافت کنید.
http://www.mowjcamp.25u.com/files/file/31739

تا روز قدس - قسمتان می‌دهیم سکوت نکنید

بارها احادیثی با این مضامین را شنیده‌ایم که اگر مسلمانی صدای مظلومی را بشنود که در خواست یاری دارد و او را اجابت نکند، مسلمان نیست.



تا چند ماه قبل، این چنین احادیثی برای مردم غزه و فلسطین و لبنان و سایر مظلومان عالم به کار می‌رفت و بارها مراجع تقلید در محکومیت جنایات صهیونیست‌ها بیانیه پشت بیانیه صادر می‌کردند. باید پرسید آیا خون مردم فلسطین از خون ملت ما سرخ تر است؟

آیا از خود پرسیده‌اید - و یقینا پرسیده‌اید - که "فبای ذنب قتلت"؟ به کدامین گناه جوانان این ملت به خاک و خون کشیده شده‌اند؟ آیا این همه لاله‌های پرپر شده، به خلخال یک زن یهودی نرسیده است که سکوت شما را در هم بشکند؟ اگر به تشخیص حق و باطل رسیده‌اید، دیگر سکوت چرا؟ اگر انسانی قدرت تشخیص حق و باطل را داشته باشد و سکوت کند، گویی یک انسان آگاه را به نفع ظلم قربانی کرده است.

نوای هل من ناصر ینصرنی را نمی‌شنوید؟ این ندا از جانب کربلا نیست، این بار اتفاقا از ایران خودمان است. حسین این بار خود را در لباس ملت ایران نمایانده است. مگر نه اینکه هر روز عاشورا و هر زمین کربلاست؟ اگر می‌خواهید و می‌خواهیم که تا ابد نفرین شده نمانیم، باید ندای حسین را لبیک بگوییم. شما بهتر از من می‌دانید که سزای سکوت در مقابل بیداد چیست. بهتر از من می‌دانید که به فرموده‌ی مولا علی، اگر نهی از منکر از جامعه ای رخت بر بندد، اشرار بر آن جامعه مسلط می‌شوند و دیگر دعا و زاری به درگاه حق بی‌اثر خواهد بود.

ما خاطرات نیکی از پشتیبانی مراجع از ملت و ایستادگی‌شان در مقابل ظلم داریم. نگذارید تباهی جای آن را بگیرد. قدمی به سوی ملت بیایید تا شاهد با سر دویدن ملت به سوی خود باشید.

تا روز قدس - راهپیمایی نفی خشونت، بدون عصبانیت، بدون خشونت

چند روزی به راهپیمایی اعتراضی روز قدس مانده و مردم معترض به انتخابات و جریان های پس از آن در تکاپوی شرکت در مراسم هستند.



عجله داشتن یکی از مشخصه‌های جوان‌ترهاست و فشار جنایات و سرکوب جامعه را بی‌تاب و عصیان زده کرده است، بدان جا که گروهی از مردم آماده اند که از خود عکس العمل های سخت و تند نشان دهند. تشکیلات راه سبز امید که به نوعی نگهدارنده وحدت و انسجام جنبش است هنوز سامان دهی نشده و سانسورهای گسترده و تعطیلی رسانه های اصلاح طلب مجاری اطلاع رسانی را بسته است.

جنبش سبز اما چهارچوب های خود را دارد و ازین روست که به تشکیلات راه سبز امید بها می دهد. هر حرکت جمعی سامان دهی می خواهد و با وجود اعتماد متقابل اعضای جنبش به یکدیگر، داشتن اشتراکات حداقلی امری ضروری می نماید. ضروری از آن رو که به اقتدار جنبش آسیبی وارد نشود. اقتدار جنبش سبز در تکثر آن است. رفتار ها و اظهارات افراطی و رادیکال در اجتماعات و راه پیمایی ها از این تکثر می کاهد و رادیکال و افراطی شدن جنبش خطری است که در بهترین حالت به تغییر ماهیت آن و در بدترین حالت به نابودی آن می انجامد.

ما راه هایی را انتخاب می کنیم که با کمترین هزینه بیشترین بازده را داشته باشند. می دانیم که حق داریم عصبانی باشیم ولی رفتارمان برخواسته از عصبانیت نیست. رفتار ما قانونی ست و خواهان حقوق خود هستیم. راه حق خواهی از نظامیان را هم خوب می دانیم که تاریخ معلم بزرگمان است و از او آموخته ایم که " گاندی" چگونه حق بیش از یک میلیارد مردم هند را با مبارزه بدور از خشونت باز پس گرفت. یا از پدرانمان که گل را در برابر گلوله گذاشتند.

همان طور که آقای مهندس موسوی گفتند " این ما هستیم که می خواهیم جامعه در خطر نیفتد و امنیت مردم حفظ شود". ما مردمان صبوری هستیم و تفاوت صبر را با بی حرکتی می دانیم. ما با حضور خود هر روز عرصه را بر تمامیت خواهان تنگ تر می کنیم و برای این کار نیاز به وحدت و انسجام داریم.

درخت سبزی که کاشته ایم، میوه خواهد کرد. می دانیم.

تا روز قدس / خواندن اعلامیه حضور سبز روز قدس در اتوبوس

یکی از هم‏وطنان غیور سبزاندیش، بیانیه‏ی حضور سبز در روز قدس را هنگامی که در اتوبوس و درمیان مردم بوده‏ با صدای بلند خوانده است. این فیلم از حرکت زیبای این هم‏وطن مشهدی برای موج سبز آزادی ارسال شده است.



موج سبز آزادی با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، تلاش می‏کند تا در گسترش آگاهی عمومی سهیم باشد. لطفا با دریافت این فیلم و توزیع آن از طریق بلوتوث، دوستان و آشنایان خود را برای حضور در روز قدس دعوت کنید.

نسخه بلوتوثی(3gp) فیلم "دعوت برای حضور در اتوبوس" را از اینجا دریافت کنید
http://www.mowjcamp.25u.com/files/file/31477

بلاتکلیفی یک فعال دانشجویی، 209 روز در 209

در ادامه‌ی کارشکنی‌های دادکاه انقلاب تهران و نهادهای امنیتی، جلسه‌ی محاکمه‌ی شبنم مددزاده، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت که قرار بود صبح دیروز برگزار شود، به زمان نامعلومی موکول شد.



به گزارش موج سبز آزادی، شبنم مددزاده که دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و نایب دبیر هیئت رئیسه‌ی شورای تهران دفتر تحکیم وحدت است، از یکم اسفند ماه 87 با قرار بازداشت موقت و با وجود گذشت 209 روز از بازداشت کماکان در بند امنیتی 209 زندان اوین به سر می‌برد.

قاضی مقیسه‌ای و مدیر دفتر شعبه‌ی 28 داددگاه انقلاب تهران بنا بر روال گذشته با جواب‌هایی غیر منطقی، دلیل برگزار نشدن جلسه را علاوه بر حضور به هم نرساندن نماینده‌ی دادستان، کمبود نیرو عنوان کردند! این در حالی است که پیش از این نیز دادگاه شبنم مددزاده در تیر ماه به دلایل واهی برگزار نشده بود.

لازم به ذکر است نماینده‌ی دادستانی که قرار بوده در جلسه‌ی دادگاه شرکت کند، علی اکبر حیدری فر دادیار شعبه یک امنیت دادگاه انقلاب تهران است که کیفرخواست مددزاده نیز توسط همین شخص تنظیم شده است.

حیدری فر از متهمان رده اول پرونده‌ی کهریزک به شمار می‌رود که پس از افشاگری‌هایی که در مورد بازداشتگاه کهریزک صورت گرفت، به مدت دو هفته در دادگاه انقلاب و شعبه 1 دادیاری دیده نشد. او ظاهرا به جرم معاونت در شکنجه‌های کهریزک برکنار و اخراج شده بود، اما چند روزی بیشتر نگذشت که به کار خود بازگشت!

موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی در روز قدس

رئيس جمهور سابق كشورمان، سیدمحمدخاتمی، همگام با مردم فهیم ایران در راهپيمايی سبز روز قدس شركت خواهد كرد.



به گزارش موج سبز آزادی، یك مقام مسئول در دفتر سیدمحمد خاتمی ضمن اعلام این خبر، به خبرگزاری ایلنا گفت: روز قدس میراث ماندگار امام‏خمینی در اعتراض به اشغال سرزمین فلسطین و سركوب ملت مظلوم این سرزمین است.

وی افزود: فلسطین مظهر مظلومیت و استیفای حق در روزگار ماست و همه باید این روز را بزرگ بداریم و آقای خاتمی نیز مانند سنوات گذشته در راهپیمایی مردم شریف تهران در روز قدس شركت خواهند كرد.

پیش از این حضور مهدی کروبی، اکبر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی نیز در راهپیمایی سبز روز قدس قطعی شده بود.

تا روز قدس / نماهنگ "برادر غرق خونه"، نسخه بلوتوث

نماهنگ "برادر غرق خونه" با استفاده از ترانه ماندگار استاد شجریان تهیه شده است.



موج سبز آزادی با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، تلاش می‏کند تا در گسترش آگاهی عمومی سهیم باشد. لطفا با دریافت این نماهنگ و توزیع آن از طریق بلوتوث، دوستان و آشنایان خود را برای حضور در روز قدس دعوت کنید.

نسخه بلوتوثی(3gp) نماهنگ "برادر غرق خونه" را از اینجا دریافت کنید.
http://www.mowjcamp.25u.com/files/file/31269

هشدار آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب نسبت به دخالت سپاه و بسیج در سیاست

دستگیری آقایان موسوی و کروبی، اشتباهی غیرقابل جبران است


آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، مرجع تقلید ساکن شیراز، نسبت به شایعات منتشر شده در خصوص احتمال دستگیری موسوی و کروبی هشدار داد و چنین کاری را «اشتباهی غیر قابل جبران» خواند. وی با بیان اینکه «ما بناى تهديد نداريم و نمى‏توانيم تهديد كنيم» و تصریح به اینکه «ما نه دستگاه نظامى داريم و نه تاب مقابله با نيروهاى ورزيده و آموزش ديده و گاز اشك آور و توپ و تفنگ»، در عین حال خاطرنشان کرد که ممکن است مردم بخواهند ناراحتى خود را ابراز كنند و تاکید کرد که دستگیری این دو رهبر اصلاح طلب، «پيامدهاى سوء بسيارى به همراه خواهد داشت».



به گزارش موج سبز آزادی، آیت الله سید علی محمد دستغیب از مراجع و علمای بزرگ شیراز، در پایان هفته گذشته در جلسات روزانه‌ی تفسیر قرآن خود، با اشاره به حوادث پس از انتخابات و موضع گیری‌های خود در انتقاد از وضع حاکم، گفت: همه مى‏دانند كه ما هرگز اغتشاشگر نبوديم، همواره در پى اصلاح امور بوده‏ايم. هدفمان جز سوق‏دادن مردم به سوى خدا نبوده، تقاضايى هم از هيچ كس نداريم. الان نيز با تأسى به حضرت ابراهيم و به عنوان قطره‏اى از درياى علم ايشان، آنچه را كه مى‏دانيم تكليف است، بر زبان مى‏آوريم، به اميد آنكه نتيجه‏اى داشته باشد.

وی با اشاره به تاکید حضرت امام خمينى (س) بر اینکه «نظامى‏ها نبايد در امور سياسى كشور دخالت كنند»، افزود: بسيج و سپاه، فرزندان اين جامعه و بسيار محترم هستند و دخالت‏دادن آنها در سياست كار صحيحى نيست و بى‏شك آثار و نتايج سوء به همراه خواهد داشت.

آیت‌الله دستغیب با اشاره به اینکه ممكن است بعضى افراد، انتقاداتى داشته باشند و تذكراتى بدهند، اضافه کرد: نبايد همه اين انتقادات و تذكرات را دروغ انگاشت. انصاف اين است كه آنچه گفته شده مورد بررسى قرار بگيرد. كسانى همچون آقاى موسوى و آقاى كروبى از دلسوزان انقلاب و مريدان امام خمينى‏(رحمه الله) و محترمين مردم بوده‏اند، نمى‏توان آنها را خائن به مملكت خواند و متهم به براندازى و معاندت با رهبرى نمود.

وی با اشاره به شایعات مربوط به دستگیری این دو رهبر اصلاح طلب، هشدار داد: نصيحت ما اين است كه خداى ناكرده تصميم به بازداشت آنها نگيرند كه اين كار پيامدهاى سوء بسيارى به همراه خواهد داشت. ما نه دستگاه نظامى داريم و نه تاب مقابله با نيروهاى ورزيده و آموزش ديده و گاز اشك آور و توپ و تفنگ. اما به صرف گزارش دادن دو سه نفر نبايد تصميمات خطرناك بگيرند. مى‏توان اين مسأله را با آرامش حل كرد. سركوب‏كردن اطرافيان آنها كه شايد بالغ بر دو سه ميليون نفر باشند، صحيح نيست. نبايد اوضاع گذشته را دوباره پيش آورد.

ایشان با اشاره به سابقه‌ی حضور خود در انقلاب و نظام، گفت: ما كه نرفتيم در خانقاه بنشينيم و هو هو بكشيم. ما نيز در اين جامعه بوديم؛ در جبهه بوديم؛ با بچه‏هاى جنگ نشست و برخاست داشتيم. پيكره و اصل اطلاعات و سپاه پاسداران در اين شهر از همين مسجد بود، آنها همه دوستان ما بودند. ما كه تازه از گوشه‏اى نيامده‏ايم كه هيچ چيز نفهميم.

آیت‌الله دستغیب سپس بار دیگر نسبت به احتمال بازداشت موسوی و کروبی هشدار داد و گفت: نصيحت ما اين است كه تصميم به دستگيرى اين دو بزرگوار نگيرند. آنها را بياورند و با هم صحبت كنند. اين كار آرامش بيشترى به مردم مى‏دهد. ما اين آقايان را مى‌شناسيم، انسانهاى صالحى هستند و همراه امام بوده‏اند. بايد نسبت به اتفاقات آينده هوشيار بود. ما بناى تهديد نداريم و نمى‏توانيم تهديد كنيم، اما اگر مردم بخواهند ناراحتى خود را ابراز كنند، صحيح نيست.

خبر مهم - میرحسین هم روز قدس می‌آید



















یک منبع نزدیک به میرحسین موسوی به «موج سبز آزادی» خبر داد که او گفته است در راهپیمایی روز قدس حاضر خواهد شد و با مردم سبز در اعتراض به خشونت‌طلبان و سرکوب‌گران همراهی خواهد کرد.



به گفته‌ی این منبع موثق، به احتمال زیاد میرحسین به زودی بیانیه‌ای را نیز با موضوع دعوت از مردم برای شرکت در راهپیمایی روز قدس منتشر خواهد کرد.

بازداشت فرزندان روحانیون اصلاح طلب قم

عصر دیروز خبر رسید که سه فرزند حجت‌الاسلام احمد منتظری، پسر آیت‌الله العظمی منتظری، بازداشت شده‌اند. اکنون مشخص شده که که دستگیری فرزندان روحانیون اصلاح طلب قم گسترده تر بوده و فرزندان چند روحانی دیگر نیز دیروز بازداشت شده‌اند.



به گزارش موج سبز آزادی، سید مهدی موسوی تبریزی، فرزند آیت‌اله سید حسین موسوی تبریزی دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، نیز دیروز به همراه پسر آیت‌الله ناظم زاده، از اعضای این مجمع، پس از آنکه دفتر کارشان به مدت حدود دو ساعت مورد تفتیش قرار گرفت، بازداشت شدند. علاوه بر این دو، پسر آقای احمدی، دیگر عضو این مجمع، نیز دیروز در منزل خود بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، دیروز هم محمدمهدی، محمدعلی و محمدصادق منتظری، سه فرزند احمد منتظری - پسر ارشد آیت‌الله العظمی منتظری - در آستانه‌ی افطار در منزل پدری در قم بازداشت شدند.

به گفته‌ی احمد منتظری، بازداشت سه فرزندش و دیگر فرزندان اعضای مجمع مدرسین، با حکم دادگاه ویژه‌ی روحانیت صورت گرفته و علت آن، حضور در تجمع در برابر دفتر آیت‌الله العظمی صانعی عنوان شده است.

راهبرد و تاکتیک مناسب برای جنبش سبز

تقی رحمانی
بر خلاف راهبرد، تاکتیک در میدان عمل به اقتضای شرایط و با توجه به امکانات و شرایط اتخاذ می‏شود و نمی‏تواند قالبی از پیش تعیین شده‏باشد. اما در چهارچوب‏هایی معنی‏دار می‏گردد و نمی‏توان از هر تاکتیکی سود برد. به عنوان نمونه نمی‏توان به خشونت دست زد، اما از رفتار مسالمت‏آمیز دم زد. جریان قدرتمند حاکمیت، قایل به خشونت‏ورزی است، تا رفتار مدنی مردم را دچار اختلال کند. جمعی را رادیکال و اکثریتی را منفعل کند. واقعه کهریزک، انفرادی طولانی، مسئله تجاوزها و غیره از این قبیل رفتارها است.



در عرصه تئوری و آکادمیک، تبیین و تحلیل مهم است و ارائه نگاه بالاتر و منسجم‏تر در قلمرو باورها و آرمان‏ها مهم و با ارزش هستند. اما در عرصه عمل و اقدام، راهبردها و تاکتیک‏ها الویت دارند. البته کسانی هستند که این سه را به خوبی تلفیق می‏کنند. اما این افراد فراوان نیستند.

مرسوم است که عرصه تئوری را آکادمسین‏ها خوب می‏دانند. ایشان روش تحلیل و تدوین را بهتر می‏دانند. متداول است که روشن‏فکران در قلمرو باورها آرمان‏ها را خوب بیان می‏کنند. می‏گویند تجربه‏دیده، توانایی ارائه راهبرد و تاکتیک مناسب را برای رسیدن به هدف بهتر توضیح می‏دهد و لااقل وقتی از امری پرهیز می‏دهد، انجام ندادن آن‏ها به صلاح است و بهتر است که آن را انجام ندهیم.

اما اگر ماجرا قدری عمیق شود، باید پایه تجربه را با عنصر روزمره آمیخت تا تاکتیک‏ها صحیح باشد. که چون برخی از اندیشمندان صحنه اصلی کشمکش‏ها را حتی راهبرد نمی‏دانند، بلکه مقابله تاکتیک‏ها می‏دانند. در این مورد بازی‏های پیش رفته فوتبال، قابل توجه و یادگیری است.

در مصاف‏های مهم که جریانات از امکانات گوناگون برخوردارند، تاکتیک‏ها بسیار مهم است و حتی اجرای آن از راهبرد جلو می‏زند، حتی قضاوت بر روی امکان توانایی بر سر پیروزی، بر محور تاکتیک‏ها جلوه‏گر می‏شود.

تجربه انقلاب ایران زمانی مهم شد، که تاکتیک‏ها توانست حتی آرمان‏های زیباتر را تحت شعاع قرار دهد. تاکتیک در صورت راهبرد درست می‏تواند، به دلیل رسیدن به دستاورد، مخاطبان را راضی و دیگران را جذب و جلب کند و موفقیت به همراه آورد. باز معمول است آنان که دستی در عمل و اجرا ندارند مدام خواسته‏های خود را فریاد می‏کنند. اما ابزار چگونگی اجرای آن را نمی‏جویند.

با این وصف این افراد دو دسته هستند. کسانی که میزان توانایی و ناتوانی خود را باور دارند، در نتیجه برای حرکت، به کار بلدها اعتماد می‏کنند و عده‏ای نیز چنین نیستند، بلکه فقط خواسته‏های خود را منهای شرایط و موقعیت اعلام می‏کنند و تقاضای آن را دارند.
سرزمین ما از این نیروها و افراد و جریان‏ها کم ندارد، که در عمل رفتار روشن‏فکری معطوف به امید دارند، در حالی‏که حزب و سازمان روشن‏فکری امری نادر است. اما در سرزمین ما فراوان هستند.

این مختصر را آوردم تا نشان دهم که بایستی در عرصه عمل و رفتار، در تلفیق هدف، آرمان و روش به عملی کردن صحیح آن اندیشید. چرا که جامعه به آکادمسین، روشنفکر، استراتژیست و تاکتیکسین احتیاج دارد. حوادث پس از انقلاب نشان داد که به کار گرفتن مناسب روش، طرح هدف و رفتار عملی چقدر مهم است. به‏خصوص در سرزمینی که حاکمان و قدرتمندان سر به مهر نبوده و نسبتی میان جرم و مجازات قائل نیستند.

در همین رابطه است که نیروهای کنش‏گر و تجربه‏دار تلاش می‏کنند که از آرمان‏های بلند، سپهر و جهت بسازند، یعنی آزادی و عدالت، دارای پایه عمیق‏تر شود، اما همه آن‏ها یک شبه بدست نمی‏آید. پس باید آن آرمان را مرحله به مرحله خواست. اما بدون آرمان شورانگیز، حرکت مهمی‏خلق نمی‏شود.

همچنین باید توجه داشت روش و تحلیل درست نیازمند ابزار مناسب است که محصول کار آکادمسین‏ها است. باید آن‏ها را آموخت و به کار بست. اما در تلفیق آرمان و روش مناسب، راهبرد نقش تعین‏کننده‏ دارد. راهبرد باید در توان مجموعه فعالان و هم‏کشش زمانه باشد، در غیر این صورت به مشکل برخواهد خورد.

راهبرد تقویت جامعه‏مدنی یک انتخاب است. الزامات این راهبرد، آرمان را مرحله‏ای و روش‏ها را به شکل خاص در خود می‏گیرد. چرا که آرمان به جای راهبرد و روش‏تحلیل به جای راهبرد نمی‏نشیند. در اتخاذ راهبرد، عنصر شناخت و تجربه است که روش تحلیلی را غنی می‏کند و بر آرمان، جلوه مرحله‏ای را باعث می‏شود. اما در راهبرد تقویت جامعه مدنی و طرح خواسته‏های فصل سوم قانون اساسی، چه تاکتیک‏هایی باید محقق شود. هزار نکته باریک‏تر از مو اینجا است.

توافق بر تقویت جامعه مدنی، هدف‏گزاری درست کار است. این روش غیر خشونتآمیز، نگاه حذف به هیچ نیرو و جریانی، اعم از راست و چپ را ندارد. دولت قانون‏مند می‏خواهد، یعنی معیار ایدئولوژیک ندارد، اما مطلق و ابدی نیست. در حال حاضر چگونه می‏توان به این هدف‏گذاری رسید؟ طرح کلیات نظری لازم است، اما کافی نیست. حتی اعلام راهبرد نیز کفایت نمی‏کند. در نتیجه، تاکتیک رسیدن به اهداف مهم است.

بر خلاف راهبرد، تاکتیک در میدان عمل به اقتضای شرایط و با توجه به امکانات و شرایط اتخاذ می‏شود و نمی‏تواند قالبی از پیش تعیین شده‏باشد. اما در چهارچوب‏هایی معنی‏دار می‏گردد و نمی‏توان از هر تاکتیکی سود برد. به عنوان نمونه نمی‏توان به خشونت دست زد، اما از رفتار مسالمت‏آمیز دم زد.

جریان قدرتمند حاکمیت، قایل به خشونت‏ورزی است، تا رفتار مدنی مردم را دچار اختلال کند. جمعی را رادیکال و اکثریتی را منفعل کند. واقعه کهریزک، انفرادی طولانی، مسئله تجاوزها و غیره از این قبیل رفتارها است. همچنین برخورد با مردم و ضرب شتم شدید آن‏ها در خیابان و داشتن وسایل غیر متعارف سرکوب، مانند قمه، زنجیر، پنجه بوکس و... در دست لباس شخصی‏ها که در کنار ماموران رسمی با مردم برخورد می‏کنند.

یا به کار بردن باتوم در متفرق کردن مردم که آن را به جای تهدید و در نهایت بر پای افراد زدن، بر سر و صورت و کمر آن‏ها فرو می‏آورند. این رفتارها تحریک کننده است تا افرادی به عکس‏العمل وادار شوند. در نتیجه قدرتمندان مجوز برخورد شدید را پیدا کنند.
تاکتیک‏ها را باید در راستای راهبرد و اهداف به کار برد و مرعوب یا مغلوب جریان رقیب یا مقابل قرار نداد. در همین راستا است که که برخی افراد و نیروها با اتخاذ تاکتیک‏های افراطی و غیره واقعی، از منظر فردی یا گروهی وارد جنبش یا حرکت سبز مردم می‏شوند. اتخاذ تاکتیک‏ها در عین آزادی عمل، نیاز به رشد و حرکت واقعی با حرکت جامعه را دارد.

ارائه راه‏حل‏های غیر عملی یا ذهنی و یا طرح روش‏ها و تاکتیک‏هایی که با حرکت فعلی مردم هم‏خوانی ندارد، کاری پسندیده نیست، اگر چه آزادی عمل و اختیار هر فرد و نیرو با خود او است و احدی نمی‏تواند مانع از آزادی دیگری شود، اما این نوع رعایت کردن، یک ظرافت راهبردی است. چرا که ظرافت راهبردی، موجب به نتیجه رسیدن و دستاورد داشتن می‏شود و در عمل می‏تواند به سوی موفقیت راه برد.

به اختصار می‏توان گفت که جنبش سبز و حرکت مردم:

1- در سپهر ملی حقوق ملی که تلاش می‏کند مستقل بماند، اما با جهان سر تعامل بر اساس حق و حقوق ملی خود دارد و همبستگی و همراهی دیگران را می‏پذیرد، اما دخالت آنان را نه. همبستگی دیگران در راستای بنی‏آدم اعضای یکدیگرند را باور دارد.

2- این جنبش بستر مدنی دارد. اگر به خیابان آمده، اما خیابان آمدنش به معنی شورش نیست. بلکه خواسته‏ حقوقی دارد. می‏خواهد با احقاق حق خود رفتار مدنی را به عمل پارلمانی پیوند زند، منتها بعد از اصلاح یا تفسیر دموکراتیک قوانین.

3- این جنبش که رنگ سبز نماد آن است و این رنگ بوی ایرانی است و ریشه ایرانی آن از آئین مهر، دین زرتشت و اسلام ‏فرا می‏رود. در چهارچوب روش احیای فصل سوم قانون‏اساسی و حقوق مردم فعال است. به نحوی‏که قانون طوری تفسیر یا اصلاح شود تا حق حاکمیت مردم، حق تجمع، تظاهرات و آزادی بیان و عقیده و... تضمین شود، تا حاکمیت مردم در عمل تبلور یابد.

راز رنگ سبز ایرانی در شرایط حاضر این چنین است، مستقل است، مدنی است، در چهارچوب حقوقی و قانونی خود را تعریف می‏کند. به عبارتی هدف یا آرمانی مرحله‏ای، بر اساس تقویت جامعه مدنی و دولت پاسخگو است، که به تقویت دولت قانونمند منجر شود. بستر مدنی و چهار چوپ حقوقی هر نوع شعار و تاکتیک باید بتواند در چنین چهارچوبی حرکت کند تا نتیجه بخش‏تر باشد، والا سقف آرمان‏ها تا ثریا می‏رود و تحقق آن آرمان‏های ذهنی و راهبردی اراده‏گرایانه و تاکتیک‏های تفرقه‏انگیز تلخ است.

باید به کامیابی اندیشید، هر چند خواسته‏ها چندان بزرگ نباشند، اما اگر دقیق باشند و مرحله‏ای، می‏شود تا بلندتر هم رفت.

یادآوری خاطره‌ی تظاهرات آرام روزهای بعد از انتخابات، با فیلم‌هایی کمتر دیده شده + نسخه بلوتوث

مستند «راه سبز امید» در سه قسمت


مستند «راه سبز امید» که در آستانه‌ی روز قدس توسط گروهی از هنرمندان ناشناس سبز تهیه شده است، حاوی فیلم‌هایی کمتر دیده شده از تجمعات و راهپیمایی‌های آرام روزهای بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد است. دیدن این فیلم که در سه قسمت تولید شده است، خاطره‌ی روزهایی را زنده می‌کند که سکوت ما صدایی رساتر از هر فریادی داشت.



هر یک از این سه قسمت را در دو نسخه‌ی یوتیوب و بلوتوث عرضه می‌کنیم، اما از آنجا که در اول و آخر این سه فیلم مستند بر حضور سبز در راهپیمایی روز قدس تاکید می‌شود، در این سه روز باقی‌مانده، دریافت نسخه مناسب تلفن همراه و توزیع گسترده‌ی آن بین افراد کمتر مرتبط با اینترنت، برای هر کسی که به نحوی از اخبار و مطالب «موج سبز آزادی» بهره‌مند بوده، از اوجب واجبات است!


دانلود نسخه‌ی بلوتوث قسمت اول مستند «راه سبز امید»
http://www.mowjcamp.org/files/file/30786

دانلود نسخه‌ی بلوتوث قسمت دوم مستند «راه سبز امید»
http://www.mowjcamp.org/files/file/30788

دانلود نسخه‌ی بلوتوث قسمت سوم مستند «راه سبز امید»
http://www.mowjcamp.org/files/file/30790

تا روز قدس / روز قدس در وین-اتریش سبز شد + فیلم

چند روز پیش، از شبکه ششم صداوسیمای غیرملی، خبری مبنی بر برگذاری تظاهرات با شکوه روز قدس توسط ایرانیان در وین بدون تصویر ارائه شد. اما واقعیت چیز دیگری بود، روز قدس اتریش سبز شده بود.



بنا به فراخوان تشکل سبز وین مبنی بر سبز نمودن راهپیمایی روز قدس در روز ۱۲ سپتامبر که هر ساله از طرف حامیان جمهوری اسلامی ایران و مخالفان کشتار مردم فلسطین ترتیب داده می‏شود، تعدادی از هموطنان عزیزمان در مکان راهپیمایی روز قدس حضور به هم رسانده و با نمادهای سبزرنگ خود، ندای فریاد مردم مظلوم ایران را به گوش رسانه‌های گروهی رساندند.

با تدابیر اعضای این تشکل، جنبش سبز در وین صف جلو را از آن خود کرد و مابقی تظاهرکنندگان که اغلب از طرفداران سیاست‏های فعلی جمهوری اسلامی بودند و طبق سنت هر ساله خود در "اشتفان پلاتز" میدان اصلی‌ شهر تجمع می‌‌کردند، امسال قادر به برگزاری مراسم در آن محل نشده و مجبور به تغییر محل گردهمایی به میدان "آلبرتینا" شدند.

تشکل سبز وین نیز پس از پایان مراسم خود به آن مکان مراجعه کرد و از فراز بام ساختمان مشرف به میدان، با بر افراشتن پرچم‌های سبز خود و سر دادن ندای الله‏اکبر، صدای مردم مظلوم ایران را در شهر وین طنین‏انداز کردند و یاد مردم دلیر ایران را در این سوی مرز‌ها زنده نمودند. این مراسم بدون هیچ درگیری از دو طرف در ساعت ۱۷:۳۰ به پایان رسید.

نسخه بلوتوثی(3gp) فیلم روز قدس در وین-اتریش را از اینجا دریافت کنید.
http://www.mowjcamp.org/files/file/31154

تا روز قدس / نماهنگ "جنگل سبز" + نسخه بلوتوث

موج سبز آزادی با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، تلاش می‏کند تا در گسترش آگاهی عمومی سهیم باشد. لطفا با دریافت این نماهنگ و توزیع آن از طریق بلوتوث، دوستان و آشنایان خود را برای حضور در روز قدس دعوت کنید.



نسخه بلوتوثی(3gp) نماهنگ "جنگل سبز" را از اینجا دریافت کنید.
http://www.mowjcamp.org/files/file/31102

روزنامه شرق رفع توقيف شد

علی‏زاده طباطبایی، در پاسخ به اين پرسش كه آيا روزنامه شرق منتشر خواهد شد یا خیر، اظهار داشت:‌ اين روزنامه قطعا به طور مجدد منتشر خواهد شد، اما زمان دقيق آن هنوز مشخص نيست.



به گزارش خبرگزاری ایلنا، سید محمود علیزاده طباطبایی با اعلام رفع توقیف روزنامه شرق اظهار داشت: "هفته گذشته رسیدگی به اتهامات رحمانیان مدیر مسوول روزنامه شرق در شعبه 76 دادگاه كیفری استان تهران به ریاست قاضی "مدیر خراسانی" برگزار شد و پس از پایان جلسه اعضای هیات منصفه مطبوعات مدیر مسسول روزنامه را مجرم تشخیص داده ولی او را مستحق تخفیف مجازات دانستند."

وكیل روزنامه شرق گفت: "در حكم صادره از شعبه 76 دادگاه كیفری استان این روزنامه رفع توقیف شده و مدیر مسئول آن به پرداخت صد میلیون تومان جزای نقدی محكوم شده‏است."

وی در پاسخ به این پرسش كه آیا روزنامه "شرق" منتشر خواهد شد یا خیر، اظهار داشت:‌ "این روزنامه قطعا مجددا منتشر خواهد شد، اما زمان دقیق آن هنوز مشخص نیست."

روزنامه شرق در تاریخ 15 مردادماه 86 به دلیل مصاحبه با ساقی قهرمان از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شده بود.

همسر شهیدرجایی: اين‏ها كه می‏‏گويند انتقاد از ولی‏فقيه حرام است، تندترین سخنان را به امام‏خمینی می‏گفتند

"مصيبت بسیار بزرگتر از چيزی است كه ما فكر می‏كنيم، می‏خواهند تيشه به ريشه انقلاب بزنند"


همسر شهيد رجائي پس از مدت‏ها سكوت، لب به گلايه از وضعيت كشور گشود و بار ديگر نسبت به خطر حاكميت تحجر و مخالفان ديرين تفكر امام هشدار داد.



به گزارش موج سبز آزادی، عاتقه صدیقی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد توهین‌های اخیر به خانواده امام‏خمینی و یاران نزدیك وی، با بیان اینكه مساله فقط در این موارد جدید خلاصه نمی‏شود، تصریح كرد: "مصیبت خیلی بزرگتر از چیزی است كه ما فكر می‏كنیم، عده ای می‏خواهند برای رسیدن به اهدافشان از خط قرمزها عبور كنند و شكستن حرمت بزرگان را تبدیل به امری عادی كنند، لذا به خانواده و یاران دیرین امام، مراجع تقلید و... توهین می‏كنند."

وی افزود: "گروهی كه چنین بی اهانتیها را رواج می‏دهند، وابستگی فكری به انجمن حجتیه داشته و به نام اسلام این كارها را می‏كنند و می‏خواهند تیشه به ریشه انقلاب بزنند، لذا هم اكنون احساس كرده اند فضا برای پیگیری اهدافشان مناسب است."

صدیقی با بیان اینكه اهداف این گروه‏ها برقراری حكومت اسلامی با قرائت خاص خودشان است، تصریح كرد: "یكی از چهره‏های برجسته این جریان در سال 79 گفته بود كه «انتخاب كلمه جمهوری برای نفی سلطنت بود و نه جمهوری تحت آراء و هوس‏های مردم» كه این سخن نشان می‏دهد آنان مردم را چقدر حقیر می‏بینند. كسانی كه دارای این دیدگاه هستند، دچار خود بزرگ بینی هستند و خیال می‏كنند تمام تصمیماتشان درست است كه اگر این دیدگاه اصلاح نشود هر كاری بخواهند انجام خواهند داد."

صدیقی درباره این سخن كه مردم بر اساس هوی و هوس تصمیم می‏گیرند، خاطرنشان كرد: "در سال 59 وقتی بنی صدر نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود، مردم با توجه به حمایت جامعه روحانیت مبارز به وی رای دادند و او را اصلا نمی‏شناختند، اما وقتی آن اتفاقات افتاد، از دوره‏های بعد از آن مردم فقط بر اساس تشخیص خود عمل كردند و اگر آقایان می‏گویند مردم نباید دخالتی در امور نداشته باشند، باید پرسید كه اگر در آن مورد جامعه روحانیت كه متشكل از علماست، اشتباه كرد، چه تضمینی وجود دارد كه در‌آینده هم این خطا تكرار نشود؟"

وی درباره نسبت گروه‌های متحجر با ولایت فقیه با طرح این سوال كه این‏ها كه می‏گویند انتقاد از ولایت فقیه حرام است، چرا در هنگام حیات امام‏خمینی تند ترین سخنان را نسبت به ایشان بیان كردند؟ اظهار داشت: "امام‏خمینی حدود 270 بار در پاسخ به متحجرین بر جمهوریت نظام تاكید كردند، اما آن‏ها باز هم حرف خودشان را زدند و یا حتی یكبار به ایشان تهمت زدند كه حلال خدا را حرام و حرام آن را حلال می‏كند كه اینگونه رفتارها نشان می‏دهد اعتقادی به ولایت فقیه ندارند و اگر هم امروز از ولایت فقیه تعریف و تمجید می‏كنند فقط به این دلیل است كه این جایگاه را ابزاری برای پیگیری اهدافشان می‏بینند."

صدیقی با اشاره به اینكه امام‏خمینی خطر مقدس مآبان را از خطر آمریكا هم بیشتر می‏دانست، یادآور شد: امام همیشه با منتقدان تندرو نظام هم با حالت نصیحت گونه سخن می‏گفت، اما با متحجرین همیشه با تندی و همراه با نگرانی برخورد می‏كرد. مسائل اخیر نقاب از چهره خیلی‏ها انداخت، گاهی اوقات طول می‏كشد تا مردم نسبت به بعضی گروه‌ها آشنایی یابند، در حالی كه می‏بینیم جریانی كه هم اكنون قدرت را بدست گرفته، در زمان امام هم حضور داشت، اما نمی‏توانست سخنش را بطور كاملا علنی بیان كنند؛ یكبار كه یكی از آن‏ها به دانشجویان گفته بود شما درس بخوانید و ما فقها كشور را اداره می‏كنیم، امام واكنش نشان دادند و گفتند كه دشمن قبلا می‏خواست خواص را از سیاست دور كنند و حالا می‏خواهند تمام مردم را دور كنند كه این مورد دوم خطرناكتر است."

وی ادامه داد: "این تفكر متحجر پس از رحلت امام تلاش كرد تا ایده خود را جا بیندازد و در این مسیر توانست افرادی را در جامعه كه نسبت به مسائل روز كشور آگاهی نداشته و فقط سخن سران همان طیف‏های متحجر را تكرار می‏كنند، بفریبند."

همسر شهید رجائی با انتقاد از برگزاری دادگاه‏های نمایشی اخیر گفت: "این سوال برای همه پیش می‏آید كه چرا علی رغم اینكه تمام امكانات كشور مانند نماز جمعه، صدا و سیما و... كه سال‏هاست در اختیار آقایان است، افكار عمومی ناگهان اینگونه به صورت وسیع معترض میشوند این دادگاه‌ها هم مردم را ناراضی می‏كند و تكیه گاه مردمی نظام تضعیف می‏شود."

وی در پایان با بیان اینكه عاملان وقایع اخیر از خدا نمی‏ترسند، توصیه كرد: "حكومت 5 ساله امیرالمومنین یك حجت بزرگ برای كسانی است كه می‏خواهند نظام اسلامی بر كشور حاكم باشد و در این جهت عملكرد خود را باید با حكومت آن حضرت مقایسه كنند."

بی‌ خلاقیتی عوامل کودتا

در دنباله انواع و اقسام شعبده بازیهای اماتورمابانه، گزارش هیات ۳ نفره قضائی و اتفاقات چند روز گذشته، خود مصداقی بر نازل بودن سطح تفکر وجدان اخلاقی‌، اجتمأعی و سیاسی گروه حاکم است. محک زدن طرف کودتا با همکاری شیخ مبارز با این هیات و سکوت به موقع و استراتژیک موسوی زمینه‏ساز افشای دوباره کارخانه دروغ‏ساز کودتاچیان شد. از سوی دیگر نیز تلاش حکومتیان برای قطع اطلاع‏رسانی دقیق در این عصر، به کلنجاری بی‌‏حاصل برای آن‏ها تبدیل شده‏است.



نبوغ ویژه کودتاگران در دروغ گفتن و وارونه جلوه دادن حقایق با میزان بالا یا پایین بودن وجدان لمپنی تفکر زیر بنائی رهبران و کارگزاران آنها رابطه مستقیم دارد. مسیر و نوع تفکر جریان حاکم در ایران خیلی‌ نزیک به نظامیان کودتاگر کشورهای کوچک آمریکای جنوبی دهه ۱۹۸۰ نظیر السالوادر، پرو و هندوراس با تشکیل جوخه های آدم کشی و شکنجه در خیابانها و دادگاه هأیی به سر کردگی "خودیها یشان" میماند تا مدل رضا خان و فرانکو که یک سر و گردن قلدرتراز این نوع بساط بودند.

دست کم گرفتن هوش و ذکاوت مردم و به خصوص نسل بعد از انقلاب به وسیله رهبران کودتا به حربه‌ای بر ضد خودشان تبدیل گردیده. آنها عاجز از تشخیص روند شکل گیری بی‌ اعتمادی مطلق مردم به ماشین دروغ سازی‌شان در ۴ سال گذشته هستند. گزارش هیات ۳ نفره تنها به رادیکالیزه شدن بیشتر جنبش و قطع کوچکترین امید آندسته از مردم که حسابی جدید برای رئیس تازه نفس قوه قضأییه باز کرده بودند منجر خواهد شد.

جریانات شکل دهنده تفکر و بینش سیاسی، اجتماعی و بین المللی کودتاچیان به صورتی عریان با این گزارش و انتشار متن بسته پیشنهادی اشان برای مذاکره با گروه ۵+۱ نمایانگر دنیأیی بسته و بسیار کوچک از "خودی های" حکومت در مناصب مختلف میباشد. ناتوانی آنها در درک پیچیدگیهای دنیای بیرون از چهارچوب خود ساخته شان قطعا به سرنگونی سریعتر آنها منجر خواهد شد، همانطور که برنامه ریزی ناشیانه عوامل کودتا در سه ماه گذشته به گسترده شدن هرچه بیشتر امواج حق طلبی منجر گردیده.

ایکاش تا دوردسترین مناطق ایران امکان دسترسی‌ به متن گزارش هیات عادل قضأیی بود، تا حتّی هموطنان محروم از روزنامه و اینترنت نیز به تو خالی‌ بودن عدالت مسلکی حکومتیان بیش از این پی‌ می‌بردند. پوشیده نیست که ترکیب این هیات نیز از دست همان هیات معروف شورای نگهبان برای بررسی اعتراضات به تقلب و بقیه هیات‌های پیشنهادی حکومتیان بود. مردم چیزی بیشتر از این انتظار نداشتند.

مطمئنا حرکت بعدی این گروه به همین اندازه بی‌ تدبیر و نارس خواهد بود. دستگیری موسوی و کروبی یا لغو راهپیمأی روز قدس، حمله به سبز‌های شرکت کننده و شاید گزارشی جدید در رابطه با وابستگی شکنجه گران کهریزک با اصلاح طلبان (مانند قتلهای زنجیره ایی و اتفاقات ۱۸ تیر۷۸ ) و غیره که در نهایت انجام همه و یا یکی از آنها فقط به تکثیر انرژی جنبش و تولد بیشتر پارتیزان‌های سبز از جنس همرزمان کروبی، موسوی، ستار خان و باقر خان میانجامد.

تا روز قدس - حنظله این روزها در تهران پرسه می‌زند

آنچه می‌خوانید، ترجمه یادداشتی از «حمید دباشی» است درباره‌ی شرایط روز جامعه‌ی ایران، یک شایعه‌ی نژادپرستانه و نیز تمثیلی درباره‌ی یک نماد کارتونی فلسطینی که تاکنون ناظر همه‌ی جنایت‌های اسرائیل بوده و گویا اکنون ناظر وقایع تلخ این روزهای ایران است. این یادداشت خواندنی که به «اردشیر محصص» کاریکاتوریست فقید ایرانی نقدیم شده است، با اجازه‌ی پروفسور حمید دباشی (نویسنده‌ی کتاب «ایران: تداوم در تأخیر» و صاحب کرسی هاگوپ کوورکیان در رشته‌ی مطالعات ایران و ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیا) در اختیار ما قرار گرفت و حدود سه هفته پیش با انتشار آن در «موج سبز آزادی» به استقبال روز قدس رفتیم. اما بازخوانی این یادداشت خواندنی در آستانه‌ی این روز تاریخی، خالی از لطف نیست.



اواخر فوریه 2004 بود. خسته از یک روز طولانی، با تعدادی از دوستان فیلمساز فلسطینی‌ام روبروی مرکز فرهنگی خلیل سکاکینی در رام‌الله جمع شده بودیم. منتظر آنماری جاسر بودم. او مشغول معرفی فیلم هایی بود که آنشب نشان می دادیم. قرار بود شب را با دوستانمان که از مرکز فرهنگی یابوس -که میزبان فستیوال ما بود- آمده بودند به شام برویم.

آنماری جاسر و من در آن سال مسئول برگزاری شاخه فلسطینی فستوالی بودیم که سال ها پیش در سمیناری فلسطینی در نیویورک برگزار کرده بودیم به نام "رویاهای یک ملت." در فلسطین فیلم هایمان را در راه اورشلیم، رام الله، بیت الحم، نابلس و غزه نشان می دادیم. سرشار از شعف و شادی بودیم و آرام می خندیدیم.

هوا خنک بود و نسیم مطبوعی بر کرانه‌ی شرقی رود اردن می‌وزید. یاد شب‌های تابستان اهواز افتاده بودم، گرچه هنوز فوریه بود. جیپ‌های نظامی اسرائیلی‌ها به شکلی مرموز و نامحسوس در محله گشت می‌زدند. سربازها مثل اسباب‌بازی‌، مثل آدم‌آهنی توی جیپ هایشان نشسته بودند. جیپ‌ها آرام در اطراف ما حرکت می‌کردند، طوری که انگار اتوماتیک و خود به خود به جلو رانده می شدند، یا خیال می کردی کودکی پشت یکی از آن درختان زیتون نشسته و با کنترل اسباب‌بازی‌اش دارد به این جیپ ها فرمان می‌دهد. نور شدیدی ورودی مجتمع سکاکینی را روشن کرده بود.

فیلمساز جوانی که کنارم ایستاده بود پرسید:

- ایرانی هستید، نه؟

اسمش رائد بود، خنده محوی گوشه لبش بود، از آن تبسم ها که انگار از بدو تولد گوشه لبش حک شده بود. گفتم ایرانی ام.

- این‌جا چه‌ می‌کنید؟

صدایش لحنی متافیزیکی داشت. گویی با خودش می‌گفت:

- این‌همه جا توی دنیا، چطور سر از این‌جا در آوردید؟

در صدای متعجب رائد حس دلپذیری بود که با لبخند صورتش تبانی داشت. منتظر پاسخ نبود، جوابش را از قبل می دانست، با این حال با تنها دیالکتیک منفی ای که در لحظه به ذهنم رسید جواب دادم: "هیچ."

نمایش فیلم‌هایی که قرار بود پخش کنیم تمام شده بود- اگر اشتباه نکنم چند فیلم کوتاه از الیا سلیمان بود- و مردم داشتند از سالن کوچک خارج می‌شدند.

- این همه راه را آمده اید برای ما فیلم بگذارید؟

رائد همان طور شاد و شنگول به دنبال بازیگوشی لفظی و عاطفی من می آمد. گفتم:

-آره، چون شما این فیلم‌ها را ندیده‌ بودید!

لبخندش بزرگتر و هویدا شد. موضوع کنجکاوی عاطفی اش شده‌ بودم. هم کنجکاوی می کرد، هم جواب کنجکاویش را از پیش می دانست. اما طوری رفتار می‌کرد انگار دارد من را در یکی از فیلم‌های فلینی کارگردانی می‌کند.

آنماری بالاخره پایین آمد. داشت با عده ای از تماشاچی‌ها حرف می‌زد. پشت سرش عدنیه شبلی بود، شاعر فلسطینی جوانی که در همان سفر با هم آشنا شدیم و شعرهایش را دوست می داشتم. پشت سر عدنیه هم میگوئل لیتین، فیلمساز شیلیایی-فلسطینی که راه زیادی را از سانتیاگو آمده بود تا همراه ما باشد.

رائد به سمت من برگشت، دستش را به جیب شلوارش برد و دسته‌کلیدش را در آورد. کلیدهای خودش را از حلقه در آورد و حلقه را همراه با نشان کوچکی که به آن آویزان بود به من داد.

-بفرمایید! این هم جایزه اسکار شما!

کلید برای فلسطینی‌ها اهمیت نمادین زیادی دارد. کلیدها نماد خانه‌های فلسطینیان‌ است که حالا در اشغال اسراییلیهاست. چیزی که کلید‌های رائد را کنار هم نگه‌ می‌داشت هم هیچ کمتر از آن نماد نبود. حلقه‌کلید را گرفتم و به نشانی که ازش آویزان بود نگاه کردم. اول نفهمیدم چیست. یکی دو ثانیه طول کشید تا فهمیدم "حنظله" است.

-می‌شناسینش؟

-معلومه!

-اون هم یه شاهده، درست مثل شما!

غیرفلسطینی‌های کمی حنظله را می‌شناسند: شخصیتی ساخته ناجی سلیم العلی (1987- 1938)، کارتونیست‌ محبوب و سرشناس فلسطینی که کارهایش نام او را زنده نگه داشته. ناجی العلی حدود پنجاه هزار کارتون کشیده و در آن‌ها مراحل مختلف نبرد آزادسازی ملی فلسطینیان را تصویر کرده است. او به رهبران بی‌خاصیت عرب همان‌قدر نقد داشت که به اشغال گران سرزمین مادری‌اش. ناجی ‌العلی در فلسطین به‌دنیا آمد، در اردوگاه آوارگان عین‌الحلوه در جنوب لبنان بزرگ شد و سرانجام بدل شد به وجدان بصری مردم خود. اما پیش از آن‌که در 22 جولای 1987 ترور شود (او چند هفته بعد از این ترور در لندن از دنیا رفت)، شخصیت نامیرای حنظله را خلق کرده بود: تنها، جدی و مصمم. کسی که شاهد تاریخ مردم خود باشد.

حنظله بی‌شک مشهورترین شخصیت در ادبیات بصری و عاطفی مردم فلسطین است: شخصیتی کنجکاو و سرسخت که شاهد همه‌ی تلاش‌ها و مرارت‌های مردمش است. او، بیش از هر چیز، یک شاهد است. وجدان بیدار یک ملت. یک شاهد عینی. رب‌النوع آگاهی، کسی که به ما فرمان عمل می‌دهد. در تمام تصاویر پشتش را به ما کرده، گویی دارد ما را به جلو هدایت می‌کند، به سمت تصویر یا به جایی که تاریخ دارد در آن اتفاق می‌افتد. او پشتش را به ما ناظران کرده و رویش انگار تک و تنها به سوی صحنه‌ی جنایت، یا نبرد، یا قساوت، یا مقاومت است. پشتش را به ما کرده و گویی متهممان می‌کند که چه‌ می‌کنید؟ به چه کارید؟ چرا فقط ایستاده اید به نظاره کردن؟ انگار می‌گوید: کجای این صحنه ها دیدنی است؟ چرا به کمک نمی‌آیید؟ به درون تصویر، به تاریخ، جایی که همه‌ی این اتفاق‌ها دارد می‌افتد، بی‌عدالتی و مبارزه، جایی‌که ما، که همه به کمکتان نیاز دارند، لااقل به شهادتتان! حنظله خود یک شاهد است. شاهدی توانا، آگاه، مطئن و اطمینان دهنده.

او بدون توجه به ما نگاه می‌کند و هیچ چیز هم از نظرش پنهان نمی‌ماند. ما صورتش را، و چشم‌هایش را نمی‌بینیم، چون صورتش را از ما برگردانده و به صحنه‌ی جنایت نگاه می‌کند. و چشم‌هایش خیره شده به آن‌چه می‌بیند، به آن‌چه باید دیده شود، آن‌چه جنایتکاران نمی‌خواهند دیده شود. تاریخ انکار فلسطینیان پیش روی حنظله است. ولی حتی ورای فلسطین، حنظله چشمان ذهن اخلاقی‌است که آن‌چه را سعی شده مخفی بماند، می‌بیند. در مقابل چشمان تمام‌بسته ما، چشمان حنظله تمام‌باز است. با این‌حال همین‌جاست که ارتباط حنظله و ما شکل می‌گیرد: ما نمی‌توانیم چشم‌های او را ببینیم، چون او در چشم‌های ماست، او چشم‌های ماست، میانجی میان ما و او که دورتر ایستاده، درست در صحنه‌ی حادثه، جایی که تاریخ اتفاق می‌افتد. حنظله تردید ما را می‌بیند، و با شجاعت خود تشویقمان می‌کند. حنظله اما تنها نگاه نمی‌کند، گاه سنگی برمی‌دارد و پرتاب می‌کند، گاه شمعی می افروزد. او تسلیم نمی‌شود. حنظله، هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شود.

مرگ ناجی‌العلی باعث مرگ حنظله نشد. حنظله هنوز هم هر جا به او نیاز دارند حاضر می‌شود، حتی خارج از فلسطین. یکی از دوستانم زمانی یک تی‌شرت ضدجهانی‌شدن به من داد که روی آن عکس حنظله بود. تابستان سال 2004 که به اردوگاه پناهندگان فلسطینی در لبنان رفته بودم، دیدم که خاطره‌ی ناجی‌العلی هنوز زنده است؛ هنوز تصویر حنظله بر دیوارها و پوسترهای فلسطینیان دیده می‌شد. تصویرهایی از تلخ‌ترین لحظات و جسورانه‌ترین امیدهای مردمان آن خاک. در اردوگاههای آوارگان فلسطینیان که راه می‌رفتم، تصاویر فراوانی از حنظله را دیدم؛ در برخی امید می‌دهد و در برخی دیگر می‌ترساند؛ گاهی خبر می‌دهد و گاهی تشویق می‌کند که مردم کاری را بکنند یا نکنند. حنظله در اردوگاه‌های پناهندگان بزرگ شده است. مردم آن‌جا را خوب می‌شناسد و نگران آن‌هاست. یادم می‌آید یک بار در اردوگاه بداوی در شمال لبنان فیلم «بلیطی برای اورشلیم» رشید مشهراوی را در پشت بام محل سکونتی که سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی ساخته بود، بر دیواری پخش‌کردیم که عکس حنظله روی آن بود. پشتش را به ما کرده بود و داشت روی دیوار می‌نوشت «القدس لنا: اورشلیم مال ماست» یک بار دیگر در اردوگاه شتیلا در بیروت یادم می‌آید حنظله را دیدم که روی دیواری، بالای زباله هایی که هنوز جمع نشده بود، نوشته بود «نظافت اردوگاه را رعایت کنید.»

ناجی‌العلی و حنظله، هردو در اردوگاه پناهندگان در لبنان و در جهانی سرشار از انتفاضه و مبارزه علیه جور و ستم بزرگ شدند. حنظله یک فلسطینی‌ است و یک فلسطینی می‌ماند، اما حالا دیگر او تبدیل به یک استعاره‌ی جهانی شده، به شاهدی که همه‌جا حضور دارد، درست مثل تام جودِ جان‌اشتاین‌بک: « هر جا یه دعوایی باشه که مردم همو تیکه‌پاره کنن، من اونجام. هر جا یه پلیسی داره یکی‌رو می‌زنه، من اونجام....من تو فریاد اون آدمای عصبانی‌ام، تو خنده‌ی او بچه‌های گرسنه.»

این نماد بصری، ریشه در تقدیر فلسطین و مبارزه‌ی آن‌ها دارد، اما حرف‌هایش را در همه‌ جای دنیا به گوش مردم می‌رساند.

یک شایعه‌ی نژادپرستانه امروز در خیابان‌های تهران به گوش می‌رسد (که البته با تحریک‌های سلطنت‌طلبان خارج از کشور تشدید هم می‌شود.) که می‌گویند میان نیروهای امنیتی که با تظاهرات‌کنندگان برخورد می‌کنند، افرادی هستند که فارسی صحبت نمی‌کنند و عربی حرف می‌زنند، پوست تیره‌ای دارند و درنتیجه ایرانی نیستند، از لبنان‌اند، یا فلسطین، یا عراق.

توهمات خام کسانی که این قصه‌ها را سرهم می‌کنند باعث شده ایرانی‌ها حتی از ساکنان جنوب کشور خودشان هم جدا بیفتند، چون آن‌ها را هم «عرب» قلمداد می کنند، و گویا عرب بودن یک گناه است. این داستان البته چیز تازه ای نیست. زمانی که در دهه‌ی 80 میلیون‌ها افغانی از کشورشان به ایران گریختند، همین آدم ها کتک زدن و قتل مردم را به افغان‌ها نسبت می‌دادند. همین توهمات نژادپرستانه، اکنون در داخل و خارج کشور می‌خواهد از آب گل‌آلود ماهی بگیرد. من اما باید اذعان کنم که تنها عربی را که می شناسم و مطمئنم که امروز در خیابان‌های تهران پرسه می‌زند، حنظله است. او دارد برادران و خواهران ایرانی‌اش را نگاه می‌کند، شاهد شجاعت و اراده‌ی آن‌هاست، انتفاضه شان را متبرک می کند و برایشان از رازهای مقاومت می گوید.

یک بار در یکی از اردوگاه فلسطینی‌ها یک رزمنده‌ی ایرانی را دیدم که برای آن‌ها می‌جنگید. اسم مستعارش ابوسعید بود. اسمش را از روی اسم شاعر شهید، سعید سلطان‌پور انتخاب کرده بود. عربی‌اش را با لهجه‌ی غلیظ فارسی و فارسی را با لحن عربی حرف می‌زد. مثل اینکه حالا حنظله بخواهد فارسی را حرف بزند. اما او تنها نگاه می‌کند، شهادت می‌دهد، و ثبت می‌کند. گویی می گوید من هم اینجا هستم، در میان شما، شاهد شهادت و شهامتتان.

او کلید خانه‌ی من را هم نگه داشته؛ کلید خانه پسری از خاک جنوب ایران، یک عرب افتخاری که قلبش برای فلسطین می طپد.

حنظله ورای مرزها و آن‌طرف تفاوت‌های زبانی زندگی می‌کند، نفس می‌کشد، رنج می‌برد، اخطار می‌دهد، نگاه می‌کند، شهادت می‌دهد و ثبت می‌کند تا همه‌ی جهان ببینند. او همه‌جا حاضر است: از خشم فراموش‌شده‌ی مردان و زنان پیر و جوانی که از تبعید در اردوگاه‌های لبنان رنج می‌برند، تا بدن‌های کبودشده‌ی مادران و فرزندان غزه، تا روح زخم‌خورده‌ی بیوگان و یتیمان عراق، تا استخوان‌های شکسته‌ی انسانیت در افغانستان، و تا جوانان جان باخته و بدن‌های زیبای به خون خفته کف خیابان‌های تهران. او در همه جا حاضر است و به همه اطمینان می‌دهد که ناظر است و شهادت می‌دهد و پشتش را در حالی که متهممان می‌کند به ما کرده و روی دیوارها می‌نویسد:

" ثوره حتی‌النصر، قیام تا پیروزی"

مطلبی به نقل از روزنامهء دانشجویی نیم نما چرا احمدی نژاد دروغ می‌گوید؟

مریم رمضانی
به طور عجیب، غریب و به شکلی نمایشی و نخ‌نما شده، عده‌ای هنوز وجود دارند که سوال‌شان این است: چرا فکر می‌کنید احمدی‌نژاد دروغ می‌گوید و راست نمی‌گوید؟ چرا هر چه می‌گوید دروغ فرض می‌کنید؟



اول به سراغ مفروضات می‌رویم:

1- فرض می‌گیریم که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و واقعا احمدی‌نژاد بیش از 24 میلیون رای آورده است.

2 - فرض می‌گیریم که تمام دستگیرشده‌ها و کشته‌شده‌ها، آشوب‌گر و اغتشاش‌گر بوده‌اند و گرچه حقوق بشر جهانی، آن‌ها را (حتی اگر متهم می‌بودند) مصون فرض می‌کند، ولی چون از آن 24 میلیون نفر آدم واجد شرایط نبوده‌اند، حق‌شان بوده است بدون جرم ثابت‌شده‌ای به زندان بیافتند و هفته‌ها در انفرادی و در سکوت خبری‌ مطلق تحت کتک و شکنجه و آزار و بازجویی‌های غیرانسانی و غیرقانونی بمانند.

3- فرض، که حق‌شان بوده است در خیابان مورد اصابت گلوله قرار بگیرند، همان‌جا جلوی چشم نزدیکان‌شان جان بدهند و حتی بدتر از آن.

4- فرض می‌گیریم کسی تحت شکنجه کشته نشده است و کسی مورد هتک حرمت انسانی، روانی و جسمی قرار نگرفته است.

5- فرض... که با استناد به فرض بالایی، به طریق اولی، هرگز هیچ اعدام غیرانسانی و بی‌دلیل و غیرشرعی و غیرعرفی نیز در زندان‌ها یا جاهای دیگر مملکت اسلامی، صورت نگرفته است.

حالا چند سوال دارم از کسانی که به مفروضات بالا اعتقاد دارند:

آیا اگر احمدی‌نژاد مقصر نبود و خودش خودش را مسئول کشتار و اختناق نمی‌دانست، این طور از مردم مخفی می‌شد؟ آیا یک رئیس جمهور مردمی و عادل و بهترین رئیس جمهور دنیا که در کشورش اراذل و اوباش با آفتابه اعدام می‌شوند، قاچاقچیان به طرفة‌العینی به دار آویخته می شوند، یک دانه همجنس‌گرا ندارد و خودش هم مسلم است که بیمار نیست، باید این‌طور از ترس جرأت نداشته باشد از چنبره‌ی دوستان، ذی‌نفعان و همکاران‌اش پا بیرون بگذارد؟ باید از ترس با هلیکوپتر اختصاصی برای مراسم تحلیف به مجلس بیاید؟ نباید یک تک پا بگذارد در خانه‌ی مقتولان حوادث اخیر که طبق اعلام رئیس نیروی انتظامی دو-سوم‌شان یا بسیجی بوده‌اند یا به شکلی عضو بسیج بوده‌اند؟ نباید برود در مجالس ختم و با کسانی دیدار و ازشان دلجویی کند که بچه‌هایشان توسط نیروهای لباس شخصی میرحسین موسوی و گلوله‌هایی که مهدی کروبی تدارک دیده کشته شده‌اند، شرکت کند؟ چرا دستور می‌دهد برای این بسیجی‌های نازنین که توسط مردم تا بن دندان مسلح، به خاک‌وخون کشیده شده‌اند، مجلس و تشییع جنازه برگزار نشود؟ چرا نمی‌گذارد خانواده‌های داغدار این بسیجیان، برای مرده‌شان گریه و زاری کنند و با یادش در مسجد محل جمع شوند؟

این ها که برای یک مشت خاک به نام فلان شهید، حاضرند دانشگاه‌ها و میدان‌های شهر را به محل خاک‌سپاری تبدیل کنند، چرا برای تکریم این بسیجیان شهید کاری نمی کنند؟ نباید در این کشور که به هر دلیل این حادثه‌ها را به خود دیده است و 29 بسیجی کشته شده‌اند، عزای عمومی اعلام شود؟ نباید به جای پیدا کردن افراد دروغینی که همگی نام ترانه موسوی بر خود دارند، بیاید و همدردی کند؟ آیا نباید به جای خواباندن بحران به شیوه‌های دیپلماتیک (!)، بلند نشود روز دوم آشوب‌های ما مردم خیابانی که داریم بسیجی‌ها را می‌کشیم، بهشان تجاوز می‌کنیم و با چوب به سرشان می‌زنیم، به جای دفاع از بسیجیان و تلاش جهت حفظ جان‌شان از دست ما، در برود روسیه و با آن چهره‌ی سرشار از قدرشناسی از باباروسیه، با مدودوف دست بدهد؟

منبع: nimnama.com

تکرار عاشورای 57 در روز قدس88 / آیا تاریخ تکرار می‌شود؟

وقتی که به روزهای پایانی رژیم سابق نگاه می‌کنیم، دورانی را می بینیم که ملت ایران چگونه با جانفشانی، رهایی و آزادی را برای کشور رقم زد. آیا تاریخ یک بار دیگر تکرار می شود؟



تکرار تاریخ از نگاه نگارنده به تکرار موارد اینچنینی زیر بستگی دارد:

1- 15شهریور 1357 عید سعید فطر

نماز عید فطر به دعوت انقلابیون با شکوه هرچه تمام برگزار شد. سپس ملت به راهپیمایی عظیمی دست زد و با فریادهای کوبنده علیه دستگاه جبار و چپاول گر کوشش کرد.

حضرت امام (س) در پیامی به ملت فرمود:

"... فطر امسال، عيد حماسه و جنبش هرچه بيشتر تمام جناحهاى ملت ايران بود؛ روزى كه رشد فكرى و عملى ملت را به دنيا ثابت كرد و پوچ بودن تبليغات پر دامنه مخالفين نهضت را ثابت نمود؛ پيوستگى تمام جناحها را ثابت كرده خواستِ تمام ملت را كه رفتن شاه و برچيده شدن بساط ظلم و چپاول مردم مسلمان است، با كمال صراحت اعلام نمود.
مردم مسلمان ايران به دنبال برگزارى نماز عيد، دست به عبادت ارزنده ديگرى زدند كه آن فريادهاى كوبنده عليه دستگاه جبار و چپاولگر براى بپاداشتن حكومت عدل اسلام است
- اكنون وظيفه همه مسلمين، خصوصاً جناح روحانى و سياسى و بزرگان قوم، خطير است. ملت ما بر سر دو راهى است: پيروزى و توفيق دست يافتن به بيرون كردن شاه، و يا تا آخر در زير چكمه دژخيمان خُرد شدن؛ با عزت و سرافرازى در مقابل خالق و خلق، و يا خداى نخواسته ذلت و زبونى هميشگى. و هر گز ملت مسلمان ايران تن به ذلت نخواهد داد.
- ملت عظيم الشأن ايران! نهضت خود را ادامه داده و هر گز سستى به خود راه ندهيد، كه نمى‏دهيد. مطمئن باشيد- به اميد خدا- پيروزى و سرافرازى نزديك است. پس از ماه رمضان گمان نشود كه تكليف الهى فرقى كرده است؛ تظاهرات كوبنده براى رسيدن به هدف اسلامى، عبادتى است كه روزها و يا ماهها را در آن اثرى نيست؛ چرا كه هدف نجات ملت است،..."

پيام [به ملت ايران درباره ضرورت تداوم نهضت‏]
زمان: 15 شهريور 1357/ 3 شوال 1398
مكان: نجف‏
موضوع: ضرورت تداوم نهضت‏
مناسبت: عيد سعيد فطر
مخاطب: ملت ايران‏
صحیفه نور



2- 16 شهریور 1357

مردم در تهران و شهرستانها به خیابانها ریختند و تظاهرات دیگری را رقم زدند. پس از این روز حکومت تاب نیاورد.



3- 17 شهریور 1357(جمعه خونین)

مردم در میدان ژاله به خیابان آمدند و حکومت شاه با سرکوب گسترده خود، تجمع مردم را به خون آغشته کرد، و چنان رعبی بعد از آن روز در مردم افتاده بود که تصویر به شدت سبعانه و وحشیانه آن را با خود تکرار می‌کردند. ملتی که تا آن روز آنچنان صدای گلوله و رگبار مسلسل را یک‌جا نشنیده بودند، به گمانشان تعداد بی‌شماری شهید شده بودند که تا مدتها گفته می‌شد هزاران نفر در این روز به شهادت رسیده‌اند و تا چندین روز شهرداری وقت خونهای ریخته شده بر زمین را می‌شوید.

پس از آن قیام ملت در انفعال و ترس قرار گرفت و اینجا نقش بزرگ رهبری حضرت امام (س) بسیار حساس بود که با پیامهای متواتر و امیدوارانه، مردم را به ادامه نهضت تشویق می‌کرد:

"- بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
ملت شريف و شجاع ايران‏
بار ديگر شاه با دستور حكومت نظامى در تهران و ساير شهرستانهاى بزرگ ايران، ثابت كرد كه پايگاهى در ميان ملت ندارد. اعلام حكومت نظامى در محيطى آرام- به اقرار راديو و مطبوعات ايران كه راهپيمايى با كمال آرامش در آن انجام مى‏گرفت- نه تنها قانونى نيست بلكه جرم است و دستور دهنده آن مجرم. شاه براى به رگبار بستن مردم بى‏دفاع و مظلوم هيچ بهانه‏اى را بهتر از حكومت نظامى نديد. روزهاى اخير، تهران و ساير شهرستانهاى مهم ايران براى اظهار مظلوميت و مخالفت با مجرمى كه 35 سال بر مقدرات آنان سلطه دارد و جنايات و خيانتهاى او در كشور و مخالفتهاى او با قانون اساسى واضح است، شاهد راهپيماييهاى آرام بود. اظهار مخالفت با مجرمى كه تمام هستى ملت را به باد داده است، از طرف كسانى بود كه در حد عالى شعور سياسى و دينى بودند؛ به طورى كه حاضر شدند ارتش را گلباران كنند ولى «دولت آشتى ملى»، آنان را به عنوان شعار بر خلاف قانون اساسى، محكوم نمود؛ و حال آنكه شعار آنان بر ضد قانون اساسى شكن- يعنى شاه- بود. شعار بر ضد رژيم تحميلى غير قانونى بود، اظهار مظلوميت بود ولى واقعيت اين است كه شاه مى‏خواهد انتقام خود را از ملت بى‏دفاع بگيرد، و با صحنه‏سازيهاى مبتذل، ملت بى‏دفاع را به مسلسل ببندد و نفسها را به خيال باطل خودش در سينه خفه گرداند ولى ديگر دير شده است و ملت مظلوم و بيدار ايران آگاه گرديده‏اند.
چهره ايران امروز گلگون است و دلاورى و نشاط در تمام اماكن به چشم مى‏خورد. آرى اين چنين است راه امير مؤمنان على و سرور شهيدان امام حسين. اى كاش «خمينى» در ميان شما بود و در كنار شما در جبهه دفاع براى خداى تعالى كشته مى‏شد.
ملت ايران! مطمئن باشيد كه دير و يا زود پيروزى از آن شماست..."

پيام [به ملت ايران درباره كشتار وحشيانه 17 شهريور]
زمان: 18 شهريور 1357/ 6 شوال 1398
مكان: نجف‏
مناسبت: كشتار وحشيانه 17 شهريور (جمعه خونين)
مخاطب: ملت ايران
صحیفه نور



"- ...اما فرج و پيروزى حق بر باطل، از آن نزديكتر است. و از اين پس جا دارد كه همه‏ كارهاى خود را تعطيل كنيم- نه براى هميشه- كه به همين زودى ظالم جبار سرنگون مى‏شود. در بازكردن مغازه‏ها و كارخانه‏ها عجله نكنيد. در تقويت روحيه و ايمان كسانى كه ضعيفند بكوشيد كه روزى دست خداست. چند روز تعطيل كسب و كار براى رضاى خدا كسى را از گرسنگى نمى‏كشد. عزت و ثروت دست خداست. از مرگ نترسيد كه حيات و ممات به دست خداست. تعطيل را ادامه دهيد كه فرج نزديك است..."

پيام [به ملت ايران و تسليت فاجعه 17 شهريور]
زمان: 21 شهريور 1357/ 9 شوال 1398
مكان: نجف‏
موضوع: تسليت فاجعه 17 شهريور، لزوم ادامه مبارزه‏
مخاطب: ملت ايران‏
صحیفه نور



"- بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
هموطنان محترم و مظلوم!
اكنون كه يك هفته از كشتار فجيع گروه اول مقتولين مظلوم ما مى‏گذرد، اكنون كه يك هفته تمام است ملت معظم ايران در زير چكمه دژخيمان و رگبار مسلسل و توپ و تانك دست و پا مى‏زند، اكنون كه شاه دست از آستين فضاى باز سياسى درآورده و به دروكردن نهال جوانان رشيد و شجاع ما پرداخته است، اكنون كه با نفسهاى آخر، حكومت فاشيستى نفسهاى ملت را در سينه خفه كرده، اكنون كه گورستانها از قبور شريف فرزندان اسلام و قرآن پر گرديده، اكنون كه دژخيمان شاه به عربده و پايكوبى در مرگ عزيزان ما به شادى نشسته‏اند، اكنون شاه مى‏خواهد ايران را به ويرانه و قبرستان تبديل كند. اكنون كه عمال از خدا بيخبر شاه در مجلس گرد هم جمع شده و با صحنه‏سازيهاى مبتذل و اغفال‏كننده مى‏خواهند مجرم اصلى را تبرئه و گناه بزرگ و خيانت عظيم را به ديگران كه آلتِ فعلى بيش نيستند، نسبت داده و خود را. مقرب الخاقان «1» قرار دهند، اكنون كه تمام خيانتكاران خارج و داخل پشتيبانى از جنايات شاه مى‏كنند، اكنون كه از چهره‏هاى كريه آزاديخواهى و طرفدارى از حقوق بشر پرده برداشته شده، ملت مظلوم و بزرگ ايران بايد اعتصاب نموده در عزا بنشينند و رسماً روز پنجشنبه يازدهم شوال را روز عزا قرار دهند..."و
"ما به دنبال فداكاريها و عزاى سراسرى، منتظر شاديها هستيم. شما شاهد استقلال و آزادى- به خواست خدا- خواهيد بود. شما با پايمردى خود دشمن را چنان از ميدان بيرون كرديد كه مجبور به اعلام حكومت نظامى در اكثر شهرستانها و در تهران، مركز و پايگاه شيرمردان و شيرزنان شد، و خود را در جوامع بشرى رسوا و خدعه را با دست خود نقش بر آب كرد. عزيزان من مطمئن باشيد كه پيروز هستيد و در پيشگاه خداى متعال روسفيد.
قيام شما در مقابل ديكتاتور اصلى كه تمام شعائر ملى و مذهبى را زير پا گذاشته، چون قيام امير المؤمنين در مقابل معاويه مى‏باشد كه عملى بيش از اعمال آن ديكتاتور مرتكب نشده بود. على در مقابلِ ستمكارى بود كه با امامت جمعه و جماعت و تشبث به اسلام، خون مردمان را مى‏مكيد؛ قيام در مقابل ظلم و ظالم بود و چندين هزار فدايى داد كه عمار ياسر يكى از آنها بود. شما هم در مقابل ديكتاتور عصر كه با اسم اسلام و تشبث به قرآن خون ملت را مى‏مكد، در صورتى كه تعداد كشتگان ما به تعداد كشتگان «صفين» بازنرسيده؛ غم به خود راه ندهيد و گوش به حرف اشخاصى كه از اسلام اطلاعى ندارند ندهيد و به راه خود كه راه حق و راه اولياى حق است، ادامه دهيد. گول خيمه شب بازيهاى دولت و وكلاى شاه را نخوريد كه با حرفهاى فريبنده مى‏خواهند شاه را كه در شرف مرگ است نجات دهند. دنيا شاه را محكوم كرد و به پشتيبانى شما برخاست؛ اگر چه مشتى جنايتكار كه مى‏خواهند مخازن ملت را ببرند و حق ملت را زير پا بگذارند به او اميد مى‏دهند، ولى هيچ قدرتى در مقابل قدرت لا يزال ملت نمى‏تواند پابرجا باشد؛ خداوند تعالى وعده نصرت داده و با شماست. و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
روح اللَّه الموسوي الخمينى‏"

پيام [به ملت ايران و اعلام عزاى عمومى و ادامه اعتصاب‏]
زمان: 23 شهريور 1357/ 11 شوال 1398
مكان: نجف‏
موضوع: اعلام عزاى عمومى، و تاكيد بر ادامه اعتصابها
مناسبت: هفتمين روز كشتار وحشيانه 17 شهريور
مخاطب: ملت مسلمان ايران‏
صحیفه نور



همان‌گونه که از این پیام‌ها معلوم است، امام از اینکه مردم از وحشت منفعل شده‌اند، خبر داشت و پیام‌ها یکی پس از دیگری نوید پیروزی می‌داد و ملت را وارد دور جدیدی از مبارزه می‌کرد.

با شروع ماه محرم، پیام‌های امام (س) خون تازه‌ای در رگ‌های ملت جاری ساخت. امام در روز هشتم محرم در یک سخنرانی، مردم را به راهپیمایی عظیم تاسوعا و عاشورا دعوت کرد:

"- ...ما مى‏بينيم كه اين كارهايى كه او كرده است، به اين حكام وقت ما و به سلطان وقت ما تطبيق مى‏شود؟ اين مسائلى كه رسول اللَّه فرموده است، اينها تطبيق مى‏شود بر اين؟ سلطان است؟ جائر است؟ اينها معلوم كه الآن سلطه دارد؛ «سلطان» يعنى سلطه. الآن سلطه دارد و جائر هم هست. خودش هم شايد قبول داشته باشد كه جائر است. همه كس هم مى‏داند كه اين آدم جائر است. خوب، مخالفت سنت رسول اللَّه را نكرده؟ هر چه رسول اللَّه فرموده است، ايشان عمل كرده؟! يا اقوال رسول اللَّه را به حساب نمى‏آورند اينها؟ اينها سنت رسول اللَّه را به حساب نمى‏آورند؟ بله، در ايام عمرش براى اينكه من و شما را بازى بدهد، يك دفعه هم مى‏رود به حرم حضرت رضا و آنجا يك- دو ركعت نماز هم مى‏خواند! من هم نمى‏دانم با چه حالى مى‏خواند! يك- دو ركعت نمازى هم آنجا مى‏خواند و يك حرفهايى هم آنجا مى‏زند و اين چيزها. اين براى اغفال من و شماست. آيا به سنت رسول اللَّه عامل است؟ ايشان عاملِ سنت رسول اللَّه هست؟ سنت رسول اللَّه اين است كه دِماء مسلمين محفوظ باشد، ايشان حفظ كرده است دِماء مسلمين را؟! الآن اطلاعى كه رسيده است در همين چند روز، در همين دو- سه روز در اصفهان پنجاه نفر، در كجا چقدر، در كجا چقدر كشته است. بى‏اطلاع ايشان است؟! با اطلاع است. بى‏اطلاع دولت است؟! با اطلاع دولت است. بى‏اطلاع شاه است؟! اينها بى‏اطلاع شاه كارى نمى‏كنند. و من نگرانم از فردا و پس فردا براى اينكه يك خبرى به ما رسيده است كه ان شاء اللَّه دروغ است- من هم حمل كردم كه اين يك تبليغاتى باشد ولى خوب محتمل است- و آن اينكه اينها اعلام كردند به اينكه فردا و پس فردا آزادند مردم در شعائر خودشان و در شعائر مذهبى و در عزادارى آزادند. از آن طرف اطلاع دادند كه يك نقشه‏اى در كار است و آن نقشه اين است كه يك عددى از اشرار را بين مردم با همان صورتِ مردم وارد معركه كنند.
اين راهپيمايى كه علما و ساير طبقات بنا دارند كه فردا در همه شهرهاى ايران و قصبات انجام بدهند، اينها يك عده‏اى از اشرار را كه مربوط به خودشان است در بين اينها وارد كنند و آنها شلوغكارى بكنند؛ آنها كه شلوغكارى كردند، اينها بگويند كه خوب اين يك تظاهرات آرام نبوده و شلوغ كردند، و با رگبار مسلسل مردم را از پا درآورند. خوب، من احتمال اين معنا را [مى‏دهم‏] كه اين يك اشتهارى است كه اينها داده‏اند براى اينكه مردم را از اين كارى كه فردا بنا دارند بكنند، مردم را از اين كار وادارند و نگذارند بشود؛ يعنى خود مردم نكنند؛ و آنها به مقصد خودشان رسيده باشند كه هم گفته باشند كه خوب ما كه آزاد گذاشتيم مردم را و خود مردم بيرون نيامدند. لكن خوب، يك احتمالش هم اين است كه يك نقشه شيطانى در كار باشد.....
سكوت جايز نيست‏
...اگر كسى ببيند محمد رضا خان را كه اين اوصاف را دارد و سكوت كند، جايش جاى محمد رضا خان است در جهنم و لو نماز شب بخواند، و لو يك عالِم باشد، و لو تمام عمرش را در اطاعتِ اللَّه صرف كرده باشد؛ اگر در مقابل اين آدم ساكت بنشيند، جايش [همان است‏] به حَسَب اين نقلى كه از رسول اللَّه كرده‏اند و نقلى كه از سيد الشهداء كرده‏اند كه مى‏فرمايد رسول خدا همچو فرموده است. چطور مى‏شود يك ملت ساكت بنشيند؟ عذر همه منقطع است؛ همه عذرها منقطع است. اگر ما چهار نفر هم بوديم قاعده‏اش بود كه قيام كرده باشيم. هيچ كس نمى‏تواند بگويد ما تنهاييم. حالا ملت است؛ تمام ملت است الآن. الآن جميع ملت ايران ايستاده‏اند در مقابل اين سلطان جائر، اين حاكم جائر. تمام ملت اسلام، تمام ملت ايران قيام كرده‏اند...."

سخنرانى [در جمع ايرانيان مقيم خارج درباره تكليف بودن قيام بر عليه سلطان جائر]
زمان: 18 آذر 1357/ 8 محرّم 1399
مكان: پاريس، نوفل لوشاتو
موضوع: قيام بر عليه سلطان جائر تكليف شرعى الهى است‏
حضار: دانشجويان و ايرانيان مقيم خارج‏
صحیفه نور




در آن راهپیمایی‌ها، علاوه بر شاه، همه‌ی جهان نیز متوجه خواست ملت ایران شد و همین موضوع پیروزی ملت را سرعت بخشید. خواندن سخنان تاریخی امام در این پیام‌ها، نشان می‌دهد که شرایط امروز تا چه حد با شرایط 31 سال پیش متفاوت است و تاریخ چقدر عجیب در معرض تکرار است.

آنچه از این مضامین تاریخی برای امروز به عنوان یک تجربه قابل استفاده است، راهبردهای حضرت امام (س) و هماهنگی خواست‌های مردم است. امروز در جنبش سبز، مردم هماهنگ‌اند؛ آن‌گونه که از قبل از انتخابات ریاست جمهوری، در روز رای گیری و در حوادث پس از آن، به خصوص روزهای 25، 26 و 27 خرداد بودند و همچنین در سرکوب سی‌ام خرداد که حکومت کودتا آن کرد که اگر نگوییم مانند 17 شهریور بود، کمتر هم نبود.

اما برای تکرار عاشورای 57 در روز قدس 88 جای خالی پیام راهبردی امام (س) در آن روزها، به خوبی احساس می‌شود و موسوی تنها کسی است که می‌تواند این جای خالی را پر کند.

امروز از منتخب واقعی ملت ایران و رهبر جنبش سبز، مهندس موسوی، توقع است که آستین همت را بالا بزند و پیامی مبنی بر لزوم راهپیمایی در روز قدس صادر کند. ملت منتظر شنیدن پیام راهبردی منتخب امروز خویش است تا راه سبز امید را امیدوارانه ادامه دهد.

استمداد از مراجع و علما: غیرقانونی بودن دولت را اعلام کنید

مهدی الف
چند هفته پيش خواب عجيبي ديدم. خواب ديدم كه در خانه همه چيز به هم ريخته است و هيچ چيز سر جايش نيست، خيلي ترسيدم. با عجله از خانه بيرون رفتم و پس از تأمل در مورد چگونگي حل اين مشكل تصميم گرفتم به محضر چند تن از مراجع تقليد برسم و از آنان كمك بگيرم. چند تن از علما براي كمك به منزل ما آمدند. به اطراف خانه نگريستند و آنگاه در سكوت خانه را ترك كردند. در پي آ‏ن‏ها دويدم و كمك خواستم. يكي از علماي بزرگوار رو به من كرده و فرمود در اين خانه شيطان وارد شده است براي همين آن محل را ترك كرديم. من به گريه افتادم و گفتم حاج آقا من براي بيرون راندن همين شيطان به شما متوسل شده‌ام خواهش ميكنم كمكم كنيد. آن عالم بزرگوار با لبخندي به من نگريست و به همراه سايرين دوباره به سمت منزل ما حركت كردند.



فرداي آن روز كه مشغول خواندن اخبار در سايتهاي خبري بودم، چشمم به خبري افتاد كه تمام بدنم سرد شد و بر خود لرزيدم. نوشته بود:

"احتمال هجرت چندين تن از علما و مراجع به نجف"

لازم ديدم مواردي را جهت اطلاع به محضر علماي گرانقدر و مراجع عاليقدر برسانم. اين نوشته به مثابه طلب كمك اين بنده حقير مي‌باشد و مي‌دانم تا روزي كه علما و مراجع در اين كشور كه خانه ماست حضور دارند، شيطان و شيطان صفتان توان قدرت نمايي و ستمگري نخواهند داشت.

1- در بيانيه نخست مهندس ميرحسين موسوي آمده است "نتایجی که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت‌آور است. مردمی که در صف‌های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می‌دانند که به چه کسی رای داده‌اند با حیرت تمام به شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می‌دهم که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی‌امانت دیده‌ایم و می‌بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست."

وي افزوده است " اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه‌گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه‌های جبران‌ناپذیر قرار دهد." در اين بيانيه آمده است "کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد."

2- ارائه آمار مخدوش، متناقض و عجيب از سوي برگزار كنندگان اين انتخابات آن هم پس از چندين هفته پس از برگزاري آن، حقانيت و درستي گفته هاي مهندس موسوي را بيش از پيش آشكار ساخت. تصاوير منتشره از صدا و سيماي كشور كه آراء تا نخورده و اتوكشيده مردم! را در زمان بازشماري نمايشي آراء نشان مي داد، در كنار آگاهي از وجود بيش از 50 هزار مهر اضافي در كنار دهها ميليون تعرفه اضافي چاپ شده در اين دوره جاي ترديدي براي قاطبه مردم باقي نگذاشت كه آراء اعلام شده از سوي وزارت كشور و هيأت هاي نظارت شوراي نگهبان تخلفي آشكار و غير اخلاقي بوده است.

3- نسبت دادن القابي نظير خس و خاشاك، اراذل و اوباش، اغتشاشگر و ... به مردمي كه آگاهانه و مسالمت آميز خواستار توقف روند ناصواب تخلفات انتخاباتي و صداقت مسئولين امر در اعلام نتايج واقعي انتخابات بودند، نه تنها با آموزه هاي اسلام راستين هيچگونه سنخيتي نداشت بلكه تخلفي آشكار از قانون اساسي جمهوري اسلامي بود.

4- نحوه برخورد حاكميت با معترضين به نتايج انتخابات خصوصاً پس از خطبه هاي رهبري نظام در به خاك و خون كشيدن جوانان و سپس نسبت دادن آن به بيگانگان امري نيست كه از نظر عامه مردم و علماي عظام و مراجع شيعه كه همواره در طول تاريخ مأمن و پناهگاه مظلومين بوده اند، قابل بخشش و چشم پوشي باشد.

5- شكنجه، قتل و تجاوز به بازداشت شدگان تجمعات معترضين به نتايج انتخابات اين سوال را در اذهان عمومي پديد مي‌آورد كه مسبب اصلي اين جنايات كيست و آيا يك فرد نظامي بدون اطلاع مافوق خويش جرأت انجام چنين اقدامات وقيحي را دارد؟

6- ارائه گزارشات دروغين به مردم از رسانه ملي! مبني بر اينكه شهداي جنبش اصيل مردم ايران سابقاً داراي بيماريهايي نظير مننژيت و ... بوده اند و اينكه آنها توسط اغتشاشگران به قتل رسيده اند و دهها دروغ ديگر كه از نظر دين مبين اسلام از بزرگترين گناهان بوده و ارتكاب به آن باعث ساقط شدن يك فرد از عدالت مي‌گردد، در كنار دروغ بزرگ نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري مبناي ديني نظام را با چالش جدي مواجه كرده است. آيا رئيس رسانه ملي و ناصب او در برابر دروغ هايي كه گفته اند از مردم عذرخواهي خواهند كرد و آيا عدالت ناصب رئيس صدا و سيما حتي با همان تك دروغ در مورد مرحوم ترانه موسوي از وي ساقط نشده است؟

7- بسياري از فعالين سياسي كشور كه بسياري از آنها داراي سوابق درخشان در انقلاب اسلامي ايران هستند و اغلب آنها به نيكي و صداقت شهره اند، با زننده ترين و خشن ترين صورت ممكن بازداشت شده و در سلولهاي انفرادي نگهداري مي‌شوند. فرزندان و خانواده برخي از اين افراد نيز بازداشت شده اند تا فشار بر زنداني جهت پذيرش خواسته هاي بازجو تسهيل گردد. به عنوان مثال در روز 15 شهريور ماه عاطفه امام فرزند 18 ساله جواد امام از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در خيابان به طرز وحشيانه اي بازداشت شده و در حين دستگيري چادر از سر وي كشيده اند با اين سخن كه شما لياقت چادر نداريد. آيا اين بازداشت‌ها با موازين اسلامي و اخلاقي و انساني سازگار است؟

8- دادگاه نمايشي فعالين سياسي كشور برگزار گرديده و در حال برگزاري است. از ديد بسياري از علما و مراجع اعترافاتي كه تحت شكنجه، تجريد و ارعاب صورت گيرد فاقد مشروعيت قانوني و ديني است. سؤال اين است كه مسئول اين بي قانوني كيست؟ قاضي دادگاه، رئيس قوه قضائيه يا ناصب وي؟

9- به اعتقاد نگارنده اگر سال 1376 و پس از حصر حضرت آيت الله منتظري و هتك حرمت ايشان مراجع عظام به صورت يكپارچه و يكصدا به اين امر اعتراض مي‌كردند و در مقابل اين بدعت مي ايستادند، امروز شاهد شكايت دولت از يك مرجع تقليد بزرگوار و تلاش براي دادگاهي كردن ايشان نبوديم. امري كه حتي در رژيم شاه نيز سابقه نداشته است.

از مراجع عظام و علماي بزرگوار كه همواره پشتيبان مظلومان و ستمديدگان تاريخ بوده اند و بيوت آنها همواره بر روي ستم كشيدگان و زجر ديدگان تاريخ باز بوده خواستارم كه به كمك مردم بشتابند و ضمن غير قانوني اعلام كردن دولت غير قانوني كنوني، مراسم تنفيذ مهندس ميرحسين موسوي را در شهر مقدس قم برگزار نمايند.

تا روز قدس - قدس سبز! تو هم فریاد کن

ای قدس! سال‌ها فریاد درون سینه‌مان را برای تو نثار کردیم، برای خون‌های ریخته شده‌ی مردمت برای بودنت، برای آزادگی‌ات.



ای قدس، قبله گاه مسلمین! تو را دوست می‌دارم با تمام مساجد زیبایت، مساجدی که پناه و مامن مومنان است از دست اهریمنان. آری، تو را دوست می‌دارم ای آزاده‌ترین سرزمین، دوستت دارم برای تمامی آزادگان به بند کشیده‌ات ، آنانی که به دست اسرائیلیان به بند کشیده و خونین شده‌اند.

اما این سال و این رمضان، رمضان 1430، سالی که رجب، شعبان و رمضانش به خون و آبروی ریخته شده‌ی مومنان آغشته شد، خون مؤمنانی که به ایمان شهره بودند، مردم مسلمان، آزادگان صادق، آنانی که به جرم صداقت و پاکی مهر بیگانگی خوردند و به جرم عدالت‌خواهی سر بریده شدند به دست مسلمان‌نماهای پر مدعا.

و اکنون مردم پاک این سرزمین که چشمی به اشک دارند و چشمی به خون، به تو می‌نگرند ای سرزمین مقدس، به تو می‌نگرند تا فریاد کنی مظلومیت مردمی را که جز دست دعا و دلی خون و دیده‌ای بارانی و زبانی پر از سکوت که سرشار از ناگفته‌هاست، چیزی برایشان نمانده. و سرزمین لاله گون ما که اکنون در بند زنجیرهای ابلیس است، به فریادهای تو ای قدس نیازمند است.

پس ای قدس، تو نیز سبز باش و برای آزادگی فریاد کن.

بازداشت سه نوه‌ی آیت‌الله العظمی منتظری!

ساعتی پس از انتشار نامه‌ی مهم و تاریخی آیت‌الله العظمی منتظری به مراجع و علما، سه نوه‌ی این مرجع بزرگوار تقلید دستگیر شدند.



به گزارش موج سبز آزادی، محمدمهدی، محمدعلی و محمدصادق منتظری، سه فرزند احمد منتظری - پسر ارشد آیت‌الله - در آستانه‌ی افطار در منزل ایشان در قم بازداشت شدند.

تا روز قدس - این شعارها را دوست ندارم

حنا حکیمی
«فلسطین را رها کن، فکری یه حال ما کن» و « نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» شعارهایی بودند که در ایام پس از انتخابات شنیده شدند.



من این شعار را دوست ندارم و به نظرم چنین شعارهایی توجه‏ها را به جایی می‏برد که نباید ببرد و خشم‏ها را نثار کسانی می‏کند که کمترین اختیار عمل را در مورد سرنوشت خود دارند.

نمی توانم انکار کنم که هیچ چیزی مثل پروپاگاندای جمهوری اسلامی نمی توانست اینقدر ضد فلسطینی و ضد لبنانی بیافریند. من اینرا به عنوان کسی که بعد از انقلاب به دنیا آمده و از رسانه‏های رسمی و کتاب‏های درسی و غیره و ذلک در معرض تبلیغات ضد اسراییلی بوده اینرا می گویم.

کافی است از ایران بیرون بزنید و برای مدتی در کشوری اروپایی و یا حتی در یک جامعه طرفدار اسراییل چون آمریکا زندگی کنید تا متوجه شوید که عمق فاجعه فلسطین تا چه اندازه است و چقدر یهودیها و فلسطینیها هر دو قربانی این تراژدی تاریخی بوده و هستند.

در واقع فلطسین آنقدر برای سال‏ها از جانب برخی از دولت‏مردان جمهوری اسلامی و به خصوص احمدی‏نژاد مورد استفاده ابزاری قرار گرفته که در داخل واکنش برعکس ایجاد کرده و در خارج بنابر تحلیل‏های بسیاری از کارشناسان در مجموع به ضرر فلسطینی‏ها تمام شده است.

سال گذشته و در هنگام حمله خونین اسراییل به غزه در مهمانی‏های شمال شهر تهران و در جمع‏های دانشجویی کم نبودند آدمهایی که به من گفتند: دلشان می‏خواهد اسراییل کار فلسطینی‏ها را برای همیشه یکسره کند تا ما از دست این تبلیغات سرسام آور راحت شویم.

البته این را هم بگویم که بعد از ایام انتخابات کم نبودند فلسطینی‏هایی که همراه با بسیاری از تحلیل‏گران به جنبش سبز انتقاد کردند و آنرا دستپخت آمریکا و بریتانیا و اسراییل نامیدند.

ولی استبداد و خشونت اسراییل نسبت به فلسطینی‏ها چنان فضای رعب آلود و غیرمتعادلی آفریده و یک نسل کج و کوله و عجیب غریبی از فلسطینی‏ها به دنیا آمده و پروش پیدا کرده‏اند و در نتیجه همه چیز خود را همواره در تعارض با طرف مقابل می بینند و همه مسائل دنیا در نسبت رابطه بین ظالم و مظلوم و استکبار و مستضعف تحلیل می‏کنند.

روشن است که احمدی‏نژاد برای آنها که استکبار نیست پس برایشان انتخابی نمی‏ماند جز اینکه او را در دسته‏بندی مستضعفین قرار دهند.

همیشه در یک دعوای تاریخی به خاطر اینکه آدمها همیشه زیر تهدید و خشونت زندگی کرده‏اند قدرت دیدن لایه‏های خاکستری را از دست می‏دهند و تحلیل‏هایشان سیاه و سفید می‏شود. جمله معروف آنها اینست «یا با ما یا علیه ما.»

این داستان مردم فلسطین و احمدی‏نژاد است که غمبار هم هست ولی من دلیلی نمی بینم (هرچند که سخت است) ما خودمان را در برابر این ملتی که بسیاری در دنیا یا نابود و محو شدنش مشکلی ندارند قرار دهیم.

به گفته بسیاری بهترین کمکی که ایران می‏تواند به فلسطین بکند همین است که دولتی دمکراتیک در خاور میانه تشکیل دهد که الگوی حکومت‏های فاسد و استبدادی این منطقه شود و ما مدام در کتاب‏های درسی و رسانه‏های غربی نشویم «اسراییل تنها دمکراسی خاورمیانه است.»

قطعا تشکیل چنین دولت دمکراتیکی در ایران و حمایتش از فلسطینی‏ها به احقاق حقوقشان در جهان بیشتر از حمایت‏های احمدی‏نژاد کمک خواهد کرد.

همانطور که اگر فرانسه و سوئد و سوئیس از فلسطین حمایت کنند یا در این کشورها تظاهرات برای فلسطین برگزار شود معنای دیگری دارد و فلسطینی‏ها خودشان هم اینرا می‏فهمند.

بحران فعلی حکومت ایران نتیجه‏ای جز خجالت و آبروریزی برای روشنفکران فلسطینی و لبنانی نداشته بطوری که گفته‏اند: «انحراف تمام عیار حکومت ولایی از آرمانهای نخستین اش به سیاست خارجی نیز سرایت کرده و حمایت از مقاومت در فلسطین و لبنان نیز از انگیزه های معنوی اش تهی شده است.»

جنبش سبز ملت ایران با هوشمندی چیزهایی که همیشه مورد سوء استفاده برخی از دولتمردان ایران قرار می‏گرفته ازجمله نماز جمعه، الله اکبر راه‏پیمایی روز قدس و یا دیگر برنامه‏های مذهبی را به مرور از چنگ حکومت خارج می‏کند.

این حرکت‏ها در عرصه مبارزات مدنی اتفاق فرخنده‏ و منحصر به فردی است که توجه جهانیان را هم به خود مشغول کرده تا ببینند که آیا کارگر می‏افتد یا نه؟ و به نظرم بخشی از آن هم کارگر افتاده است.

در این میان توجه به حرکت‏های مدنی و ضد خشونت و دمکراتیک دیگر ملت‏ها از جمله فلسطینیان هم مهم است چرا که برخی از فلسطینیان به پیشرفت‏های قابل توجهی هم دست پیدا کرده‏اند که می‏تواند در مقابله با استبداد و ظلم مورد استفاده ما قرار گیرد.

در چنین فضایی شعار «فلسطین را رها کن، فکری یه حال ما کن» ما را از تلاش‏ها و مظلومیت‏ها و البته دستاوردهای ملتی که حدود 60 سال با ظلم و بی عدالتی مبارزه کرده دور می‏کند و بیهوده ملت ما را در مقابل ملت فلسطین قرار می‏دهد.

تا روز قدس / نماهنگ "دندان ملتی روی جگر" + نسخه بلوتوث

نماهنگ "دندان ملتی روی جگر" با استفاده از فیلم‏های منتشر نشده از اعتراض سبز مردم پس از کودتا و ترانه زیبایی از پیمان سلطانی تهیه شده است.



موج سبز آزادی با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، در گسترش آگاهی عمومی تلاش می‏کند. لطفا با دریافت این نماهنگ و توزیع آن از طریق بلوتوث، دوستان و آشنایان خود را برای حضور در روز قدس دعوت کنید.


نسخه بلوتوثی(3gp) نماهنگ "دندان ملتی روی جگر" را از اینجا دریافت کنید.
http://www.mowjcamp.org/files/file/30795

برای مهدی کروبی فرزند احمد

علی شکوری‌راد
تو را نشان کرده‌اند تا به زانویت درآورند، تا بگویند وقتی کروبی به زانو درآمد حساب بقیه روشن است؛ همچنان که در مورد حجاریان چنین اندیشیده بودند.



در آن مورد، اگرچه او را در تنگنای زندان انفرادی وادار به گفتن چیزهایی کردند که حرف او نبود، اما نتوانستند یاران و همراهانش را بشکنند و در مورد تو حتی از شنیدن آنچه از زبان تو می‌خواهند، ناکام خواهند بود؛ چرا که تو مهدی کروبی فرزند احمد هستی و همه تو را می شناسند.

همیشه این را می‌دانسته‌ایم و بر آن ارج می‌نهاده‌ایم که اگر حق را تشخیص بدهی، به پای آن می ایستی، حتی اگر هزینه‌ی آن، ایثار جان و مال و آبرویت، و فشار بر یاران و همراهانت باشد.

همه می‌دانند که خدمت به مردم عشق توست و تو در مردمداری نمونه هستی. جز این از تو انتظار نبود که به داد بی‌پناهانی برسی که باید برای آنچه در غربت بازداشتگاه بر آنان رفته است چند شاهد عادل بیاورند تا ادعای آنان محکمه پسند باشد.

آنان که دادخواه به نزد آنان رفتی، به دستوری "داد" وانهادند و بی‌پروای دادار اطلاعیه دادند و چنان نمودند که گویی ملت تو را نمی‌شناسند و حکم نسنجیده‌ی آنان را وقعی می‌گذارند.

تو امروز زبان گویای ملت هستی. ملت و خدایی که آنها می‌پرستند، پشتیبان تو اند. پایدار و استوار باش.