مشروح گزارش راهپیمایی قدس سبز
گروهک فشار در برنامهای از قبل تعیین شده به سوی سیدمحمد خاتمی حمله ور شدند که با مقاومت مردم روبرو گشتند.
روحانی واقعی؛ منتظری، صانعی. کروبی بت شکن بت بزرگ رو بشکن. این شعاری است که مردم در حال رفتن به سمت دانشگاه تهران سر داده اند.
راهپيمايان با در دست داشتن پرچمهای سبز رنگ و پلاکاردهایی با شعارهای ضد صهيونيستی در خيابان انقلاب به سمت ميدان فردوسی در حرکت هستند.
درحد فاصل میدان هفت تیر تا ولی عصر مردم شعار میدهند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، یا حسین میرحسین ، کروبی با غیرت صدای خشم ملت.
ده ها هزار سبزپوش خیابان کریم خان را تسخیر کرده اند. انتهای جمعیت قابل مشاهده نیست. همه فریاد می زنند نه غزه نه لبنان جاینم فدای ایران.
برخی افراد سودجو با چاقو قصد حمله به سید محمدخاتمی داشتند که با ورود پلیس مهاجمان متفرق شدند البته عمامه ایشان انداختند. شعاری که هم اينک مردم در ميدان وليعصر سر داده اند : خمينی کجائی ، ايران شده فلسطين .
تعداد تظاهر کنندگان که فاصله بين هفت تير و ميدان وليعصر را پوشانده اند و پيوسته بر ان افزوده ميشود نزديک به صد هزار نفر برآورد می شود.
برای مهار مردم و خفه کردن صدای شعارهای مردم هفت نيسان پر از بلند گو به ميان مردم وارد شدند و محوطه هفت تير تا وليعصر را پوشش دادند
سبزها در مقابل سر در دانشگاه تهران احمدی نژاد را استقبال کرده با شعار : دروغگو، دروغگو، 62 درصدت کو؟ جمعیت فریاد میزنند: منتظری زنده باد ، صانعی پاینده باد. تجاوز ، شکنجه دیگر اثر ندارد.
همه مسير حرکت مردم از مبدا تا مقصد به هزاران بلندگو مزين گرديد ، بصورتيکه در بالای هر درخت و تير چراغ برق بلند گوئی نصب کرده شده است.
صدای مردم بر صدای بلندگوها غلبه پيدا کرده و بلندگوها شعار خود را می دهند ، مردم شعار ديگر .هم اکنون در ميدان وليعصر عده ای بسيجی به مردم حمله ور شدند که با شدت از سوی مردم سرکوب شد.
از شیراز خبر می رسد ده ها هزار تظاهر کننده سبز پوش فریاد می زنند نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران. همچنین شعارهایی در حمایت از آیت الله دستغیب و علیه دولت کودتا می دهند.
اتوبوسهای شرکت واحد دورتادور خیابان انقلاب از پارک دانشجو و بلوار کشاورز سد ایجد کرده اند و مانع از حضور سبزها به نماز جمعه می شوند . شعار دیگر مردم : روحانی واقعی؛ منتظری، صانعی.
همچنین خبرنگار الجزیره گزارش داد که پلیس به شدت همه خیابانهای منتهی به محل برگزاری نماز جمعه را تحت کنترل دارد با این حال مخالفان موفق به گردهمایی شدند.
خبرگزاری فرانسه ساعتی پیش در گزارشی از تهران از آمادهباش کامل نیروهای امنیتی برای مقابله با تظاهرات مخالفان خبر داده بود ولی اکنون برخی گزارشها حاکی از تجمع گروهی از مخالفان در برخی مناطق مرکزی تهران است.
رویترز نیز دقایقی پیش از بروز برخی درگیریها بین طرفداران احمدینژاد و مخالفان در خیابانهای اصلی تهران خبر داد.
مردم سبزپوش اصفهان فریاد می زنند: اعتراف ، شکنجه دیگر اثر ندارد / نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران.
از تهران خبر می رسد که پس از نماز جمعه نیز معترضان به راهپیمایی خود ادامه دادند. معترضان شعار می دادند: دولت کودتا ، استعفا استعفا / یا حسین ، میر حسین / موسوی ، موسوی / الله اکبر ، الله اکبر
آن خس و خاشاک تویی ، دشمن این خاک تویی / ما اهل کوفه نیستیم ، پول بگیریم بایستیم
رویداد
حضور چشمگير زنان معترض در تظاهرات شيراز، راهپيمايی در شيراز به خشونت کشيده شد
راهپيمايی آرام سبزها در شيراز توسط نيروهای يگان يژه و لباس شخصی ها به خشونت کشيده شد.
امروز ۲۷ شهريورماه در راهپيمايی روز قدس تعداد زيادی از مردم معترض به نتايج انتخابات با به همراه داشتن نماد سبز و لباس سبز در حال راهپيمايی بودندکه با يورش لباس شخصی ها و يگان ويژه به درگيری کشيده شد و تعداد زيادی از مردم معترض دستگير شدند.
آن ها در حالی که شعار می دادند
نه غزه نه لبنان جانم فدای ايران
و مرگ بر ديکتاتور.
خونی که در رگ ماست هديه به ملت ماست.
مرگ بر روسيه
اعتراض خود را به نمايش گذاشتند. در اين درگيری از گاز اشک آور استفاده شد. از ساعات آغازين صبح نيروی انتظامی در تعداد بی شمار در کليه مسيرهای راهپيمايی صف آرايی کرده بودند. با اين حال مردم معترض به دادن شعار ادامه دادند.
نيروهای انتظامی هم برای ساکت کردن مردم به آن ها يورش بردند و تعداد زيادی را دستگير کردند. در اين راهپيمايی درگيری لفظی و شعاری بين دو گروه موافق و مخالف نيز صورت گرفت.گروه های مخالف شعار مرگ بر اسراييل آنها را با دادن شعار مرگ بر روسيه و مرگ بر ديکتاتور پاسخ می دادند.
در بين مردم حضور زنان معترض، با پوشش چادر و نماد سبز چشمگير بود.
خبرنامه گويا
صدای مردم صدای خداست/تظاهرات صدهاهزار تن از مردم تهران بر علیه دولت کودتا
صدها هزار تن از مردم تهران امروز با تظاهرات سراسری در خیابان های منتهی به دانشگاه تهران در حالی که نمادهای سبز رنگ حمل می کردند بعد از گذشت سه ماه از انتخابات 22 خرداد اعتراض خود را به تقلب انجام شده در این انتخابات و جنایات انجام شده پس از آن نشان دادند.
این تظاهرات با توجه به برپایی روز قدس در اخرین جمعه ماه رمضان انجام شد
به گزارش ادوار نیوز حضور غیرمنتظره هواداران جنبش سبز به شکلی بود که از ساعت ده و سی دقیقه صبح امروز میدان هفت تیر مملو از جمعیت شد و تظاهرکنندگان با سر دادن شعارهای "الله اکبر"،" مرگ بر دیکتاتور"،" فلسطین فلسطین ما هم مثل تو هستیم"، نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"،" یا حسین میرحسین"، "کروبی موسوی حمایتت می کنیم" به سمت میدان ولی عصر و بلوار کشاورز حرکت کردند میزان جمعیت شرکت کننده در این مسیر به گونه ای بود که مسیر میدان هفتم تیر تا پارک لاله تهران سبز پوش شد.
تظاهرکنندگان که حضور زنان در میان آنها به شکل چشمگیری نمایان بود با سر دادن شعارهایی در هنگام سخنرانی احمدی نژاد خواهان استعفای وی شدند جمعیت همچنین به دفعات و در واکنش به شعار مرگ بر امریکا شعار مرگ بر روسیه سر داد.
تظاهرکنندگان همچنین با سر دادن شعار "شکنجه تجاوز دیگر اثر ندارد" و "ای مردم فلسطین کهریزک رو ندیدید" به جنایات انجام شده اعتراض کردند
همچنین مطابق با قرار قبلی شیخ مهدی کروبی راس ساعت 11 صبح از میدان هفتم تیر و در میان تظاهرکنندگان حضور یافت و تا خیابان فلسطین آنها را همراهی کرد.
گفتنی است نیروهای گارد ویژه در مسیرهای مختلف از جمله تقاطع بلوار کشاورز و خیابان فلسطین تلاش کردند با تشکیل صف انسانی از حرکت جمعیت جلوگیری کنند اما این تلاش ناکام ماند.
درگیری ها میان جمعیت اندک حامیان دولت کودتا و تظاهرکنندگان در چندین مورد منجر به شلیک گاز اشک آور و گاز فلفل شد.
جمعیت تظاهرکننده همچنین با سر دادن شعارهای بی سابقه ای به حمایت از آیت الله منتظری و آیت الله صانعی مراجع عظام تقلید شیعیان پرداختند.
گزارش های تکمیلی حاکی است با آغاز نماز جمعه تهران تظاهرکنندگان جنبش سبز با بازگشت به سمت میدان ولی عصر و هفت تیر به راهپیمایی خود ادامه دادند قسمتی از جمعیت با حرکت از میدان ولی عصر به سمت شمال و بخش دیگری به سمت میدان هفت تیر حرکت کردند.
به گزارش شاهدان عینی مقارن ساعت 2بعد از ظهر نیروهای ضد شورش حاضر در میدان هفت تیر با شلیک گاز اشک آور و حمله به سوی مردم به کمک پلس های موتور سوار دست به متفرق کردن جمعیت زده اند. گفته می شود در خیابان ولی عصر نیز جمعیت معترض با حمله و سرکوب نیروی انتظامی مواجه شده اند.
ادوار نیوز
جنبش سبز تهران را در بر گرفت
حضور پر رنگ و پر تعداد جنبش سبز در خیابان های تهران با شعارهای «نه غزه، نه لبنان جان فدای ایران»، «خمینی کجایی،ایران شده فلسطین»،«یا حسین میرحسین»،«کروبی با غیرت،صدای خشم ملت» نیروهای انتظامی و شبه نظامیانی که از ساعاتی پیش درخیابان های تهران مسقر شده اند را غافلگیر کرده است.
گزارش ها از خیابان های تهران حاکی است که هزارتن از مردم با نمادهای سبز در اغلب مسیرهای راهپیمایی امروز تهران به ویژه در میدان هفت تیر، خیابان های کریم خان، فلسطین، ولی عصر،خیابان آزادی،خیابان انقلاب و سایر خیابان های مرکزی پایتخت به راهپیمایی به سر دادن شعارهایی در حمایت از جنبش سبز، میرحسین موسوی و کروبی مشغولند.
همزمان تعداد قابل توجهی هلی کوپتر وابسته به یک نهاد نظامی بر فراز تهران در حال پروازند،و در برخی مناطق یگان های ضد شورش نیروی انتظامی برای متنفرق کردن مردم از گاز اشک آور استفاده کردند.
محمد خاتمی رئیس جمهور دوره اصلاحات به هنگام پیوستن به مردم با شعار«صل علی محمد،بوی دلاور آمد» با استقبال مواجه شد.برخی گزارش ها حاکی است که لباس شخصی ها قصد حمله به خاتمی را داشتند اما به دلیل حضور گسترده مردم به هدف شان نرسیدند.
شبکه های رسمی تلویزیون در پوشش تصویری راهپیمایی امروز گزارش اغلب خیابان های تهران را با قطع صدای شعار مردم پخش می کنند و همزمان تعدادی وانت تجهیز شده به بلندگو با پخش سرودهای عربی درصدد تحت اشلعاع قرار دادن شعارهای مردم در حمایت از جنبش سبز هستند.
جنبش راه سبز(جرس)
خشونت در راهپیمایی روز قدس
بنابه گزارشات دریافتی، در چند نقطه تنش و درگیری بین مردم و نیروهای لباس شخصی حاضر در راهپیمایی روز قدس روی داده است.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، مردم معترض به نتایج دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری و همینطور وقایع پس از آن در ایران، در راهپیمایی روز قدس در روز جاری حاضر شده اند، در این رابطه سپاه پاسداران روز گذشته طی بیانیه نسبت به حضور آنان و قصد خود برای برخورد با معترضان خبر داده بود.
بنابه گزارشات دریافتی در زمان مخابره این گزارش، محدوده چهارراه طالقانی در تهران اعتراض مسالمت آمیز شهروندان با دخالت نیروهای لباس شخصی به خشونت کشیده شده است. تا کنون تعدادی از شهروندان بازداشت و تعدادی نیز زخمی شده اند. همچنین در حاشیه راهپیمایی درگیریهای پراکنده ای در مناطق خیابان آبان و میدان فلسطین نیز روی داده بود که اطلاعی از بازداشتی ها و زخمی های احتمالی آن در دست نیست.
لازم به ذکر است نیروهای لباس شخصی به سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق در میدان فلسطین نیز حمله کردند که با دخالت مردم و نیروهای انتظامی از دستیابی آنان به آقای خاتمی جلوگیری شد.
گزارش تکمیلی در این رابطه منتشر خواهد شد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
آغاز انتفاضه سبزهای ایران با سه اصل نماد سبز، صلحجویی و نفی خشونت
امروز روز سبزها بود. روز سبز قدس. روزی که کسی فکرش را نمیکرد در آن بعد از نزدیک به سه دهه، نام استیفای حقوق ملت ایران قبل از نام فلسطین و حقوق پایمال شده ساکنانش بر زبان مردم ایران بنشیند. امروز سبزهای ایران آمدند تا بگویند ایران سه ماه است شباهت عجیبی به فلسطین در ۵۰ سال اخیر پیدا کرده است. به سرزمینی که درآن نه فقط رای و انتخاب و اعتقاد سیاسی مردم که جان و عرض و ناموسشان نیز اشغال شد. درست مثل خاک فلسطین که مدتهاست به دست نیروهای سرکوبگر اسرائیلی اشغال شده است.
انتفاضه فلسطینیان با سنگی در دست آغاز شد. سبزهای ایران اما امروز پس از آن کشتارها، تجاوزها و شکنجهها باز هم سنگ در دست نگرفتند و با نمادی سبز به خیابان آمدند. تکه پارچههای سبزی که ما در دست گرفتیم، براتر و غرندهتر از هر سنگ و گلولهای بود.
این نمادهای سبز در کنار آرامش و عدم خشونت، راه جدیدی از مقاومت را در برابر ملت ایران گشوده است و این پایداری صلحآمیز، امروز با حضور پررنگ سبزها نه فقط در تهران که در سراسر ایران به نمایش گذاشته شد. طبق آخرین گزارشهای رسیده از تهران و شهرستانها، سبزها نکتهای کلیدی را که دیروز در سایت موج سبز آزادی نیز در ده نکته اصلی برای حضور در راهپیمایی روز قدس به آن اشاره شد، به دقت پیاده کردند: پرهیز به نیروهای لباس شخصی و سرکوبگر و استفاده از اسلحه سبز سکوت در برابر تفنگهای خشمگین آنان.
این اتفاق امروز در خیابانهای تهران و شهرستانها به وفور دیده شد. یکی دیگر از مهمترین حربههای دفاعی سبزها در مقابل نیروهای سرکوبگر، شعارهای مبتکرانه و خلاقانهای بود که در مراسم راهپیمایی امروز سر داده شد. شعارهایی که به جای ایجاد خشونت، به نفی خشونت دعوت میکرد. شعارهایی که به جای نفرین و لعنت، بوی دعا و خیرخواهی میداد. مثل یاحجهابنالحسن، ریشه ظلم رو بکن و نیز شعارهایی که ریشه در هوشیاری و ظلمستیزی جنبش سبز ایران داشت و بر شباهتهای میان فلسطین و ایران و شیوههای سرکوب و از بین بردن آزادی بیان دلالت میکرد.
در تهران، خبرنگاران موج سبز آزادی شاهد منفعل شدن نیروهای انتظامی، پلیس ضدشورش و نیروهای سرکوبگر لباس شخصی در برابر موج سبز مردمی بودند. تصاویر ارسالی کاربران (که یکی از آنها را در این خبر مشاهده میکنید) نیز نشان از گیرافتادن نیروهای سرکوب در میان خیل عظیم راهپیمایان سبزپوش و گم شدن صدای شعارهای از پیش طراحی شده، در میان شعارهای خلاقانه و خلقالساعه سبزها میدهد.
امروز بار دیگر سبزها با تاسی از کلام رهبران صلحجو و سبزاندیش خود، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی حتی لحظهای نگذاشتند رویای کودتاگران برای سوءاستفاده از خیل کثیر مردم در صحنه راهپیمایی به بار بنشیند و به حضور آرامشان انگ اغتشاش و ناآرامی بخورد. امروز، سبزها با آرامش و حلم خود در برابر نیروهای سرکوبگر، بار دیگر فرق میان اغتشاشگر حقیقی و دروغین را نشان دادند و ثابت کردند آنان که دستشان به خون جوانان بیگناه وطن رنگین شد، مصداق این کلامند، نه مردمی که دغدغهای جز روییدن نهال صلح و امید در سرزمینشان نداشتهاند و ندارند.
علیرغم همه تهدیدهایی که از سوی نظامیان و سایر نهادهای امنیتی موازی درباره برخورد قاطع با حاملان نماد سبز و شعاردهندگان صورت گرفته بود، امروز ملت ایران یکپارچه سبز و آرام به خیابان آمد تا حتی اگر نمادهای سبزشان به سرخی خونشان آغشته شود، همگان فرق میان صلحجویی سبزها و خشونتطلبی سرخها را بفهمند. این موج سبز آرام، اما پتکی بزرگ بود بر سر عوامل کودتای سرخ که چارهای نداشتند جز اینکه این بار به جای کشتار، به تماشای این خیل عظیم سبزپوش بنشینند.
نهالی که سه ماه پیش به دست مردم سبزاندیش ایران کاشته شده بود، به بار نشست. چشمان بسیاری به این روز بزرگ دوخته شده بود. این که آیا نهال این جنبش که تا بدینجای کار با همه فتنهها و دستاندازیهای عوامل کودتای بیست و دوم خرداد از چشم بد مصون مانده بود، به بار خواهد نشست، یا اینکه به آتشی به خاکستر بدل خواهد شد. اما خروش باشکوه و موثر موج سبز در خیابانهای ایران، آبی روان شد به پای این نهال، که از این پس همچون درختی تناور و ستبر در برابر بادهای خشمگین ظلم و عدالتستیزی ایستاده است.
مبارکتان باد این مقاومت سبز پایدار.
موج سبز
رویترز: حدود 10 اپوزیسیونر طی راهپیمایی روز قدس دستگیر شدند
نیروهای امنیتی ایران روز جمعه دست کم ده نفر از طرفداران "میرحسین موسوی" نامزد سابق انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران را دستگیر کردند که برای حمایت از وی از تظاهرات گسترده مردم تهران بمناسبت روز قدس - روز همبستگی با ملت فلسطین در مبارزه با اسرائیل - استفاده کردند، این مطلب را خبرگزاری رویترز اطلاع داد.
به گزارش ریا نووستی ، در سال 1979 امام خمینی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را برای مسلمانان بعنوان روز جهانی مبارزه علیه اسرائیل برای آزادسازی قدس اعلام کرد. تظاهرات اصلی بطور معمول در پایتخت ایران برگزار می شود.
بر اساس این گزارش، در بین تعداد کثیر راهپیمایان که در مرکز تهران جمع شده اند، بیش از هزار نفر از طرفداران اپوزیسیون در لباس های سبز و یا با نوارهای سبز حضور دارند. طرفداران موسوی شعار سر داده و به آزادسازی زندانیانی که طی تظاهرات پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده بودند، فرا می خوانند.
رویترز به نقل از شاهدین ماجرا اطلاع داد که در مرکز تهران بین طرفداران اپوزیسیون و طرفداران "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران درگیری رخ داد که در نتیجه آن دست کم دو نفر زخمی شدند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران که روز 22 خرداد ماه برگزار شده و در آن "محمود احمدی نژاد" مجدداً بعنوان رئیس جمهور کشور برگزیده شد، طرفداران نامزدهای مغلوب انتخابات تظاهرات گسترده ای برگزار کردند که حدود دو هفته ادامه داشت. مقامات ایران برای سرکوب اغتشاشات و برقراری امنیت کشور به روش های خشونت آمیز متوسل شدند. طی اطلاعات موجود در نتیجه تظاهرات اعتراض آمیز و اغتشاشات در تهران، 27 نفر کشته و حدود هزار نفر دستگیر شدند. تعدادی از خبرنگاران خارجی از کشور اخراج شده و تهیه گزارش از تظاهرات بدون مجوز اپوزیسیون ممنوع شده است. بدنبال این رویدادها ایران کشورهای خارجی و در راس آنها بریتانیا را به دخالت و تحریک اغتشاشات محکوم کرده و دو نفر از دیپلمات های این کشور را اخراج کرد که در پاسخ بریتانیا نیز دو دیپلمات ایرانی را از کشور اخراج کرد.
هرانا
روز قدس از نگاه رسانه ها بخش اول
حضور نیرومند "جنبش سبز" در راهپیمایی روز قدس
گزارشهای رسیده حاکی از آن است که در راهپیمایی روز قدس، هزاران تن در پشتیبانی از جنبش سبز شرکت کردهاند. خبرگزاریها از برخی درگیریهای پراکنده و نیز بازداشتها، از جمله حمله به محمد خاتمی، خبر دادهاند.
خبرگزاری رویترز به نقل از شاهدان عینی گزارش داد که نیروهای انتظامی، بیش از ده تن از هواداران میرحسین موسوی را در راهپیمایی روز قدس در تهران بازداشت کردهاند. این خبرگزاری همچنین از درگیریهایی میان هواداران جنبش سبز و نیروهای انتظامی گزارش داده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، هزاران تن از تظاهرکنندگان با مچبندهای سبز در خیابانهای مرکزی شهر راهپیمایی و در میدانهای اصلی اطراف دانشگاه تهران اجتماع کردند. شعارهای تظاهرکنندگان «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «نترسیم، نترسیم، ما همه با هم هستیم» بوده است.
همچنین خبرگزاری آلمان از حضور شمار زیادی از نیروهای اپوزیسیون در راهپیمایی روز قدس گزارش داده است. طبق این گزارش، تظاهرکنندگان در خیابانها شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «زندهباد آزادی» سردادهاند.
گزارش شاهدان عینی
یک شاهد عینی در تماسی با دویچه وله خبر داد که تظاهرکنندگان از میدان انقلاب به سوی دانشگاه تهران، با سد ماموران انتظامی روبرو میشوند و عملا از آنان خواسته میشود که بازگردند. این شاهد عینی گفت که شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، «ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم» و نیز «کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه» در خیابانها طنینانداز هستند.
شاهدی دیگر به دویچه وله گفت که در تقاطع ۱۶ آذر و انقلاب، شاهد پرتاب گاز اشک آور بوده است. به گفتهی وی، طرفداران احمدینژاد به مردم حمله کردهاند. دست حزباللهیها، میلههای فلزی بوده، چیزی مثل پوینتر معلمها که باز و بسته میشود. اینها با این میلهها که دراز هم میشوند، مردم را میزدند. وی افزود که چند نفر را از بین جمعیت جدا کردند و بردند.
همین شاهد میافزاید که پس از پرتاب گاز اشکآور، مردم در تقاطع کارگر و ۱۵ آذر گردآمدهاند و در آنجا گفته شده که در مسیر آزادی و تهرانسر درگیری شده و کاربه تیراندازی کشیده است. اطراف دانشگاه تهران هنوز تیری شلیک نشده است. شعارهای «یا حجت ابن الحسن، بت بزرگ و بشکن»، «کروبی بت شکن، بت بزرگ و بشکن»، «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، «مرگ بر دیکتاتور» و هنگام سخنرانی احمدینژاد شعار «دولت کودتا، استعفا استعفا» سرداده شده است.
شاهدی دیگر به دویچه وله گفت: «امروز خیلی عالی بود. یک ۲۵ خرداد دیگرشکل گرفت. اشکال این بود که ماموران نمیگذاشتند مردم به هم متصل شوند. از هفت تیر تا خیابان حجاب پر از جمعیت سبز پوش بود. همه جا جمعیت سبزپوش است. از شعار "آزادی زندانی سیاسی" گرفته تا "اعتراف، شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد"، "آن خس و خاشاک تویی، دشمن این خاک تویی"، "ما همه همصداییم، سهرابیم، نداییم"، "نه غزه نه لبنان، جنبش سبز ایران" طنین انداز بود. جمعیت علامت پیروزی، بادکنک سبز، پرچم سبز و روبان سبز و شال سبز همراه دارد. درگیریهای پراکنده وجود دارد اما ظاهرا دستور ندارند کسی را دستگیر کنند. ماموران انتظامی خیلی زیاد هستند ولی کارشان این است که مانع رسیدن ما به طرفهای دانشگاه شوند. جمعیت این قدر زیاد است که میتوانم بگویم حتی از ۲۵ خرداد بیشتر است. جمعیت طرفدار دولت با هزار سازماندهی بسیار کم است و اصلا قابل مقایسه با سبزپوشها نیست».
حمله به سید محمد خاتمی
به گزارش پایگاه خبررسانی پارلمان نیوز، وابسته به فراکسیون اقلیت مجلس، سید محمد خاتمی، رییسجمهوری پیشین ایران، در راهپیمایی روز قدس، در حالی که در مسیر خیابان حجاب به سوی میدان فلسطین در حرکت بود، مورد حملهی یک گروه فشار به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، فرزند حسین شریعتمداری مدیر روزنامهی تندرو کیهان، قرار گرفته است.
پارلمان نیوز نوشته که در این حمله، عمامهی خاتمی به زمین افتاده، ولی جمعیت انبوه مردم در برابر گروهک تندرو ایستاده و جواب تعرض آنها را داده است. پس از این حمله، خاتمی ناچار شده راهپیمایی روز قدس را ترک کند. همین پایگاه خبری افزوده که مردم حامی جنبش سبز در پاسخ به بلندگوها که شعار «مرگ بر اسراییل و مرگ بر آمریکا» سرمیدادند، یکصدا شعار «مرگ بر روسیه» سردادهاند.
خبرهای رسیده حاکی از آن است که مهدی کروبی هم در این راهپیمایی شرکت داشته است و مردم برای جلوگیری از هر تعرضی به او، حلقهای به دور او زدهاند. کروبی از میدان هفت تیر به سوی دانشگاه تهران حرکت کرده است.
«شعارهای متفاوت»
همچنین «آینده نیوز» گزارش داده است که هواداران پرشمار مهندس موسوی در کنار سایر تظاهرکنندگان در راهپیمایی شرکت کردهاند و بهرغم دادن شعارهای متفاوت آنان، درگیری میان این گروه و ماموران انتظامی دیده نشده است.
به گزارش این پایگاه خبری، پس از پایان سخنرانی احمدینژاد، جمعیت زیادی همچنان در خیابانها باقی ماندهاند و شعار میدهند. از قبل از میدان انقلاب، از ورود حامیان موسوی به این میدان جلوگیری شده است. آیندهنیوز خبر داده که تا ساعت ۱۲ هیچگونه موردی از درگیری، صدای شلیک گلوله یا پرتاب گاز اشکآور مشاهده نشده است.
حمله به خودروی میرحسین موسوی
ایرنا، خبرگزاری دولتی ایران، نوشت که حضور خاتمی، کروبی و موسوی در راهپیمایی روز قدس، خشم مردم را برانگیخت. به نوشتهی ایرنا، راهپیمایان با دیدن آنها شعار «مرگ بر منافق» سردادهاند. ایرنا افزوده است که موسوی و خاتمی پس از دیدن اعتراضها صف تظاهرات را ترک کردهاند.
به گزارش ایرنا، موسوی پس از سوار شدن بر خودروی خود، با پرتاب اشیایی از سوی مردم و کوبیدن مشتهای معترضان به شیشهی خودرویش روبرو و مجبور شده محل راهپیمایی روز قدس را ترک کند.
دویچه وله
حضور پرشمار معترضان در راهپیمایی روز قدس
به رغم هشدارهای داده شده درباره برگزاری تجمعات اعتراضی همزمان با برگزاری راهپیمایی روز قدس، از تهران و دیگر شهرهای ایران خبر میرسد که حامیان جنبش سبز و معترضان به نتایج انتخابات بار دیگر با حضور پرشمار در خیابانها دست به تظاهرات زدهاند.
یک شاهد عینی که در حوالی میدان ولی عصر تهران حضور داشت، به رادیو فردا گفت که جمعیت عظیمی که برای تمایز از سایر تظاهرکنندگان نمادهای سبز به همراه داشتند، در محدوده خیابان کریمخان زند و میدان ولیعصر تجمع کردهاند و تقریباً این محدوده سبزپوش شده است.
این شاهد عینی از حضور مهدی کروبی نامزد معترض انتخابات ریاست جمهوری در میان تجمعکنندگان در خیابان کریمخان خبر داد.
گزارش دیگر شاهدان عینی همچنین حاکی از حضور اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در راهپیمایی روز قدس است و بر اساس گزارش پارلمان نیوز، سایت خبری فراکسیون خط امام مجلس، محمد خاتمی در حین شرکت در راهپیمایی مورد حمله گروههای فشار قرار گرفته است.
پارلماننیوز رهبر گروه حملهکننده به محمد خاتمی را ابوالفضل شریعتمداری فرزند مدیرمسئول کیهان عنوان کرد و نوشت که این ماجرا با مداخله به موقع نیروهای ضد شورش ختم شده اما پس از آن محمد خاتمی مجبور به ترک راهپیمایی روز قدس شده است.
همچنین خبرگزاریهای فرانسه و آسوشیتدپرس از حضور دهها هزار نفر از حامیان میرحسین موسوی در مراسم روز قدس خبر دادهاند؛ این خبرگزاریها به نقل از شاهدان عینی درگیریهای پراکنده و چند مورد دستگیری را نیز گزارش کردهاند.
پیش از این مهدی کروبی و میرحسین موسوی، دو نامزد معترض به نتایج انتخابات و همچنین محمد خاتمی رئیس جمهوری دوران اصلاحات، اعلام کرده بودند که چون هر سال در راهپیمایی روز قدس حضور خواهند یافت.
اکبر هاشمی رفسنجانی هم به زغم آنکه پس از ۲۵ سال برگزاری نماز جمعه روز قدس، از اقامه نماز جمعه امسال منع شده است، در بیانیهای با توصیف روز قدس به عنوان روز «بيدارباش به غفلت زدگان»، از مردم خواسته بود که در این مراسم شرکت کنند.
شاهد عینی حاضر در میدان ولی عصر همچنین تأیید کرد که گروههای سازمانیافته اما کمشماری از طرفداران دولت در این منطقه حضور دارند و معترضان در این تجمع شعارهایی را فریاد میزنند که عمدتاً در راهپیماییهای مسالمتآمیز اعتراضی در ماههای گذشته مورد استفاده بوده است.
تجمعکنندگان همچنین پلاکاردهایی با مضمون محکومیت جرم و جنایت در سراسر جهان و شعارهایی از قبیل «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «دولت کودتا استعفا استعفا» در دست دارند.
بر اساس گفتههای این شاهد عینی، تجمعکنندگان همچنین شعارهایی در حمایت از دو نامزد معترض انتخابات و دو مرجع تقلید حامی معترضان، آیتالله منتظری و آیتالله صانعی، سر دادهاند.
این شاهد عینی به رادیو فردا گفت که در محدوده خیابان کریمخان و میدان ولیعصر، نیروهای انتظامی حضور دارند اما تنها نظارهگر این تجمع هستند و برخوردی با تجمعکنندگان صورت نگرفته است.
یک شاهد عینی دیگر هم تأکید کرد که تجمعکنندگان با در دست داشتن پارچههای و بادکنکهای سبز، شعارهایی در حمایت از میرحسین موسوی و جنبش سبز ایران سر دادهاند.
این شاهد عینی تأیید کرد که درگیریهای پراکندهای در حوالی میدان ولیعصر بین معترضان و نیروهای بسیجی شرکتکننده در راهپیمایی رخ داده است اما فضای میدان ولی عصر در کل فضای آرامی است.
از میدان انقلاب تهران هم گزارش میرسد که درگیریهایی بین معترضان و نیروهای بسیجی حاضر در این محدوده رخ داده است.
سایت آینده از سایتهای خبری منتقد نیز گزارش کرده است که از حضور حامیان میرحسین موسوی در میدان انقلاب جلوگیری به عمل آمده است.
فضای امینتی در مشهد و شیراز
از مشهد هم گزارش میرسد که فضای اطراف حرم امام رضا، محل برگزاری تجمع روز قدس، به شدت امنیتی است.
یک شاهد عینی در این مورد به رادیو فردا گفت که میدان ۱۵ خرداد به طرف حرم تحت محاصره نیروهای ضدشورش بوده و افراد مسلح بر پشت بامهای این منطقه مرکزی شهر مشهد حضور داشتهاند.
این شاهد عینی شمار نیروهای ضد شورش را با تظاهرکنندگان برابر توصیف کرد و گفت که هر کس با نماد سبز در راهپیمایی مشهد حضور داشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت میشد.
علاوه بر این یک شاهد عینی در شیراز به رادیو فردا گفت که در خیابان ملاصدرا، میدان نمازی، میدان دانشجو و خیابان ارم مأموران امنیتی و لباس شخصیها استقرار داشتند.
این شاهد عینی همچنین از وقوع درگیریهای پراکنده در چهارراه پارامونت شیراز خبر داد و افزود که شماری از حاضران در این منطقه بازداشت شدهاند.
وی همچنین گفت که مأموران امنیتی در مراسم امسال در شیراز به باتوم و دیگر تجهیزات ضد شورش مجهز بودهاند.
گزارشهای دیگری هم از تجمعات مشابه در شاهد شهرهای ایران دریافت شده است. در تهران پس از قرائت بیانیه پایانی راهپیمایی روز قدس، محمود احمدینژاد سخنران این مراسم، به سخنرانی در محل دانشگاه تهران پرداخت.
رادیو فردا
حضور گسترده معترضان در روز قدس در ایران
بر اساس گزارش ها در جریان راهپیمایی روز قدس در تهران و برخی از شهرهای بزرگ ایران دهها هزار نفر از معترضان در حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی شعار داده اند.
تصاویری از راهپیمایی گسترده مخالفان دولت در شیراز و اصفهان در اینترنت منتشر شده و برخی گزارش ها از تجمع مخالفان در شهرهای اهواز، مشهد، تبریز، کرمانشاه و رشت حکایت دارد.
در تصاویر اینترنتی، در شیراز تظاهر کنندگان شعارهای "مرگ بر چین" و "مرگ بر روسیه" سر داده اند و در فیلم های مربوط به تجمع های اصفهان شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" شنیده می شود.
تهران هم صحنه برگزاری بزرگترین گردهم آیی معترضان در سه ماه اخیر بود.
پارلمان نیوز، سایت فراکسیون اقلیت مجلس از حضور محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران در بخشی از مسیر راهپیمایی و حمله به او از سوی گروهی از افراد لباس شخصی خبر داده است.
پارلمان نیوز نوشته است هجوم ناگهانی این گروه باعث به زمین افتادن عمامه این روحانی شد.
این منبع خبری نوشته است که حمله این عده ابتدا با واکنش افرادی که در اطراف آقای خاتمی حضور داشتند و سپس پلیس ضد شورش مواجه شد و پس از آن آقای خاتمی راهپیمایی را ترک کرد.
پارلمان نیوز همچنین از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی "در میان حلقهای که مردم برای جلوگیری از هرگونه تعرضی به دور او زده بودند" خبر داد.
ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت ایران با تایید خبر پرتاب گاز اشک آور در میان معترضان، "یکی از محافظان دبيرکل حزب اعتماد ملی" را متهم کرد که با پرتاب این کپسول گاز اشک آور به ميان مردم، کوشیده است جو راهپیمایی را "مغشوش" نشان دهد و "درگيري ايجاد کند."
ایرنا همچنین تایید کرد که میرحسین موسوی در ساعت دوازده در چهار راه ولی عصر تهران حضور یافته و قصد داشته در راهپیمایی حضور یابد اما به گفته این منبع خبری "پس از مشاهده اعتراض گسترده مردم" و در حالی که اتومبیل "پاترول" او مورد هجوم افرادی قرار گرفته بود که علیه او شعار می دادند و او را "منافق" می خواندند "مجبور شد به سرعت محل راهپيمايي روز قدس را ترک کند."
این خبرگزاری که از معترضان با عنوان "تفرقه افکنان" یاد کرده برخی از این افراد را به "روزه خواري و استعمال دخانيات در ملأ عام" متهم کرده است.
ایرنا همچنین از تجمع معترضان در خیابان ولی عصر مقابل دفتر این خبرگزاری و شعار دادن آنها علیه این سازمان خبر داده است.
تجمع و درگیری
معترضان در تهران امکان نزدیک شدن به دانشگاه تهران را نیافتند
برخی منابع از حضور گسترده مخالفان آقای احمدی نژاد در حد فاصل میدان هفت تیر و ولی عصر تهران خبر داده اند.
یک شاهد عینی به بی بی سی گفت خیابان های اطراف دانشگاه تهران مسدود شده و به جمعیت معترض اجازه نزدیک شدن به محوطه برگزاری محوطه نماز جمعه داده نمی شود.
خبرگزاری رویترز به نقل از شاهدی عینی گزارشی از ضرب و شتم معترضان توسط نیروهای امنیتی داده است و به نقل از این شاهد نوشته "بیش از 10 نفر توسط این نیروها دستگیر شدند."
این خبرگزاری همچنین از درگیری میان 'طرفداران محمود احمدی نژاد' و معترضان خبر داده و گزارش هایی پراکنده از شلیک گاز اشک آور در میدان ولیعصر و بلوار کشاورز در تهران منتشر شده است.
خبرگزاری فرانسه شمار طرفداران میرحسین موسوی در این راهپیمایی را "ده ها هزار نفر" گزارش کرده و نوشته در میدان ولیعصر طرفداران هر دو سو حضور داشتند.
به گزارش این منبع خبری طرفداران آقای موسوی شعار "مرگ بر دیکتاتور" سرداده بودند و طرفداران محمود احمدی نژاد هم که در همین مکان اقدام به برگزاری اجتماع کرده بودند، مطابق شعارهای معمول روز قدس "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" می گفتند.
این خبرگزاری نوشته طرفداران دو طرف با مشت به یکدیگر حمله ور شدند و از یک شاهد عینی نقل کرده است که پلیس در ابتدا تلاشی برای خاتمه دادن به درگیری انجام نداد.
ماموران پلیس در آستانه این راهپیمایی در شهر تهران مستقر شدند.
روز گذشته سپاه پاسداران در اطلاعیه ای در مورد سر دادن "شعارهای انحرافی" و همراه داشتن نماد سبز در جریان راهپیمایی روز قدس هشدار داد، اما هنوز گزارشی از نحوه حضور ماموران بسیج وابسته به این نهاد نظامی در خیابان ها مخابره نشده است.
بی بی سی
حضور معترضان در راهپیمایی شهرهای ایران
گزارش های رسیده از ایران حاکی از حضور معترضان به نتایج انتخابات در راهپیمایی روز قدس در شهرهای کرمانشاه، تبریز، اصفهان، رشت و شیراز است.
به گزارش یک شاهد عینی در کرمانشاه پنج نفر از معترضان در دقایق اولیه راهپیمایی دستگیر شدند و تلفن همراه چند نفر دیگر توقیف شده است.
بنا به این گزارش ماموران انتظامی، گارد ويژه و ماموران لباس شخصی با محاصره تظاهرکنندگان آنها را متفرق کردند. گفته می شود پلیس برای متفرق کردن جمعیت از باتوم استفاده کرده است.
از اصفهان نیز خبر رسیدهاست که معترضان به نتایج انتخابات از ساعت ۱۱ امروز در میدان امام حسین این شهر تجمع کرده بودند.
به گزارش تارنمای «موج سبز آزادی» جمعیتی حدود دوهزار نفر نیز در ایوان وسیع ساختمان جهاننما تجمع کرده بودند و شعارهای اللهاکبر و مرگ بر دیکتاتور سر میدادند که با ضربوشتم نیروهای لباس شخصی مواجه شدند.
گزارشهای رسیده از اصفهان حاکی از ضرب و شتم معترضان از سوی نیروهای لباس شخصی و قطع تلفن همراه در مقاطع زمانی مختلف در این شهر است.
از شیراز و تبریز گزارشهای مبنی بر درگیری معترضین و نیروهای انتظامی و امنیتی و بازداشت برخی تظاهرکنندگان مخابره شده است
در مشهد نیز خیابانهای اطراف آرامگاه امام هشتم شیعیان، امنیتی است و در محاصره نیروهای ضد شورش قرار دارد. گفته میشود برخی معترضان که با نمادهای سبز در تظاهرات روز قدس مشهد شرکت کرده بودند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند.
در رشت معترضانی که با شعارهای «یا حسین میرحسین»، «نه غزه، نه لبنان،جانم فدای ایران» و «مرگ بر روسیه» به خیابان آمده بودند، در برخی مناطق مورد ضرب وشتم ماموران قرار گرفتهاند. گزارشهایی از بازداشت معترضان در این شهر نیز منتشر شده است.
گفته میشود در شهرهای بوشهر، کرمان، اهواز و یزد نیز معترضان با نمادهای سبز به خیابان آمدهاند و با برخورد نیروهای دولتی مواجه شدهاند.
آخرین جمعه ماه رمضان از سوی آیتالله خمینی، روز قدس نامگذاری شده است و همه ساله در این روز، راهپیماییهایی در شهرهای ایران و برخی کشورهای مسلمان در اعتراض به سیاستهای اسرائیل برگزار میشود.
معترضین به نتایج انتخابات اعلام کرده بودند با حضور در این تظاهرات اعتراض خود را به «تقلب» در انتخابات ادامه خواهند
در اعتراضات سه ماه گذشته بیش از چهار هزار نفر بازداشت شده و دهها تن کشته و زخمی شدهاند.
رادیو زمانه
تظاهرات روز قدس: جمعیتی خارج از انتظار
تخمین میزان شرکت کنندگان درتظاهرات امروز کاری دشوار است. خبرگزاری ها شمار تظاهرکنندگان معترض را در تهران ده ها هزار نفر اعلام کرده اند.
بسیاری از شاهدان عینی از انبوه خارج از انتظار مردم خبر می دهند که علی رغم هشدار های مقامات انتظامی و پاسدار ، مبنی بر برخورد قاطع با تظاهرات معترضان، به خیابان ها آمدند.
در تهران میدان هفت تیر، میدان ولی عصر، خیابان شانزدهم آذر، پل کریمخان و میدان ونک کانون های تجمع بود. برخی گزارش ها حاکی از آنند که در خیابان ولی عصر و شانزدهم آذر هواداران میر حسین موسوی و مهدی کروبی از یک سوی خیابان و هوادارن دولت از سوی دیگر خیابان حرکت می کرده اند. با این حال در گیری میان موافقان و مخالفان دولت در چند نقطه مشاهده شده است.
حضور متراکم لباس شخصی ها و نیروهای ویژه در تمام مسیر های راهپیمایی چشمگیربوده است. در نقاطی نیروی انتظامی با شلیک تیر هوایی. پرتاب گاز اشک آور سعی در پراکنده کردن جمعیت داشته است. . در میدان ونک و در منطقۀ پل کریمخان چند کلانتری به آتش کشیده شده اند.
تراکم عکس و فیلم از تظاهرات به ویژه در شهرستان ها بروی شبکۀ اینترنتی کم سابقه است. در شیراز جمعیت کثیری درهواداری از جنبش سبز به خیابان ها آمدند مردم شعار می دادند:
دیکتاتور، دیکتاتور
این آخرین پیام است
ملت سبز ایران
آمادۀ قیام است
گزارش های پراکنده از شیراز حاکی از آنند که نیروهای ویژه در مقابله با تظاهر کنندگان از گاز فلفل استفاده می کرده اند. در چندین مورد نیز مردم افرادی را که توسط نیرو های لباس شخصی دستگیر و بوسیلۀ موتور به سوی بازداشت گاه برده می شدند، آزاد کرده اند.
در تهران شعار نویسی بر دیوار ها و اتوبوس ها امروز و در حین راهپیمایی ادامه داشت. شعار " ما سبز می مانیم" بروی چند اتوبوس مشاهده شد. در میدان هفت تیر نیرو های ویژه و لباس شخصی به شماری از تظاهر کنندگان حمله کردند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
عدم هماهنگی آشکار میان شعار هایی که از بلند گوی ماشین های رسمی شنیده میشد با شعاری که مردم می دادند قابل توجه بود. شعار مرگ برآمریکا، مرگ بر اسرائیل با شعار مرگ بر روسیه از سوی مردم پاسخ داده می شد.
در تبریز، در مسیر میدان آب رسان و میدان ساعت نیرو های بسیج با مردم درگیر شدند و چند نفر را دستگیر کردند. مردم شعار می دادند:" روسی در چه فکریه ایران پر از موسویه".
سایت های خبری از بازداشت شماری از تظاهر کنندگان در شهر های مختلف خبر داده اند ولی بی شک در روز های آینده خبرهای موثق تر و دقیق تری در این باره منتشر خواهد شد.
فرنگیس حبیبی
رادیو فرانسه
در این مراسم دولتی شعارهاى غير دولتى داده شد
صف آرایی دولت و اپوزیسیون ایران در روز قدس
امروز جمعه 18-9-2009 تهران و چند شهر ايران از جمله اصفهان، شيراز، تبريز، مشهد، قم ،اهواز وکرمانشاه شاهد حضور وسيع مردمى در تظاهرات روز قدس بود، شرکت کنندگان در این مناسبت رسمی در ایران برای نخستبن بار طى سه دهه اخير در دو جبهه مختلف صف آرايى كرده بودند. ،جبهه اى با شعارهاى دولتى همه ساله خود، حمايت حكومت و مردم ايران را از ملت فلسطين در برابر اشغالگران متجاوز اعلام مى كرد و جبهه ديگر مظلوميت خود را كمتر از فلسطينيان نمى دانست و شعار مخالفت با خشونت در غزه، لبنان و ايران را مى داد.
حضور چند چهره سرشناس از مخالفان دولت احمدی نژاد در اين تظاهرات از روزها قبل تا به امروز جمعه خبرساز بوده است. موسوى، كروبى، خاتمى، حسن خمينى و هاشمى رفسنجانى و چند آيت الله در سطح صانعى مردم را براى تظاهراتى فرا خوانده بودند كه در عين دفاع از قدس و مردم فلسطين، تلویحا به جهانيان توجه دهد كه "ايران نيز از جهت حقوق بشر و رعايت اصول دمكراسى و حق تعيين سرنوشت و انتخاب آزاد، دست كمى از ساير نقاط و ملل تحت ستم ندارد."
بنا به گزارشهاى رسيده سيد محمد خاتمى رئيس جمهور دوران اصلاحات ايران در تظاهرات امروز با حمله و تعرض عده اى از مخالفان خويش روبرو شد كه به گفته بعضى از منابع در رأس آنها ابوالفضل پسر حسين شريعتمدارى نماينده رهبرى در مديريت نشريات كيهان بوده است.
يادآور مى شود حسين شريعتمدارى هميشه سنگين ترين حملات مطبوعاتى را به اصلاح طلبان و ومخالفان در طول سه دهه گذشته داشته است و بعضى ها او را تئوريسين و توجيه گر "خشونتها و قتلها و شكنجه ها" عليه مخالفان دانسته اند.
از سوى ديگر گزارش شده است ،ميرحسين موسوى، رقيب اصلى احمدى نژاد در انتخابات اخير رياست جمهورى كه به گفته اصلاح طلبان برنده واقعى انتخابات بوده و در اثر ترفندهاى خاصى به نفع احمدى نژاد كنار گذاشته شده است، در تظاهرات امروز تحت فشار نيروهاى دولتى مجبور به ترك صحنه تظاهرات شد.
با اين حال به رغم هشدارهای داده شده از سوى سپاه پاسداران و نيروى انتظامى و تهديدهاى ساير نيروهاى حكومتى عليه برگزاری تجمعات اعتراضی با استفاده ازآزاد بودن و رسميت داشتن راهپیمایی هاى روز قدس، در تهران و دیگر شهرهای ایران هواداران جنبش سبز و معترضان به نتایج انتخابات بار دیگر حضورى پر شور و پرشمار در خیابانها داشته اند و شعارهاى خاص خود را دادهاند.
حضور هاشمى رفسنجانى مرد شماره 2 يا 3 همه سالهاى بعد از انقلاب 1979 در ايران و تنها شخصیت برجسته نظام كه در دفاع از فلسطين كتاب نوشته وترجمه كرده است، در ميان معترضان به رفتارهاى حكومت بعد از انتخابات اخير، بس مهم بوده است. او دو دهه و نيم سخنران و امام جمعه روزهاى قدس بوده است.
بسيارى از هواداران موسوى، كروبى و خاتمى در پایتخت ایران با بستن دستبند سبز هويت و موضعگيرى سياسى خود را نشان دادند. اينان به طور عمده در میدان ولی عصر، ميدان هفت تير و خیابان کریمخان زند تهران حضور داشتند. بعضى از شعارهايى كه از سوى تهرانيهاى مخالف احمدى نژاد داده مى شد عبارتند از: "زندانی سیاسی آزاد باید گردد، دروغگو شصت و سه درصدت كو، دولت کودتا استعفا استعفا، بسیجی واقعی - همت بود و باکری، بسیجی واقعی - همت بود و كروبی، منتظری زنده باد- کروبی پاینده باد، حجاریان زنده باد - موسوی پاینده باد، فلسطین را رها کن - فکری به حال ما کن، كروبی بت شکن - بت بزرگ رو بشکن، نه غزه- نه لبنان - جانم فدای ایران."
شایان ذکر است که شعارهای ضد روسیه که یکی از مهمترین متحدان بین المللی دولت ایران می باشد کاملا چشمگیر بود. پیشتر نیز معترضان به دولت در تظاهرات خود شعارهای مرگ بر روسیه وحتی مرگ بر چین سرداده بودند.
بنا به گفته شاهدان عینی، مخالفان همچنین شعارهایی در حمایت از موسوى و كروبى دو نامزد معترض انتخابات و آیتالله منتظری و آیتالله صانعی دو مرجع تقلید حامی معترضان، سر دادهاند.
مخالفان دولت احمدى نژاد همچنين پلاكاردهايى در دست داشتند كه بر روى بعضى ازآنها نوشته شده بود: "مجرمان شما قهرمانان ما هستند، زندانى سياسى آزاد بايد گردد، تفتیش عقاید ممنوع است، روز قدس روز فریاد آزادی،تجاوز بد است - چه در کهریزک چه در فلسطین".
احمدى نژاد طى سومين سخنرانى خود بعد از انتخابات به عنوان سخنران پيش از نماز جمعه، مجدداً اظهار داشت كه "ماجراى هولوكاست (كوره هاى آدم سوزى نازيسم) دروغ وبى اساس است و تنها بهانه اى براى ايجاد اسرائيل بوده است".
خبرهاى رسيده حاكى است دست كم در تهران 2 نفر از حاميان میرحسین موسوی و جنبش سبز ایران در درگيريها با بسيجيان زخمى و 10 نفر از آنان بازداشت شدند . شهرهای اصفهان، شيراز و مشهد نيز شاهد درگيريهايى بوده است . صداى تيراندازى نيز در اصفهان شنيده شده است.
العربيه
در درگیری هوادارن مخالفان با نیروهای ضد شورش در تهران، چندین نفر دستگیر شدند
در تهران، در حالی که ده ها هزار نفر در نخستین تظاهرات اعتراضی عمده علیه انتخاب دوباره محمود احمدی نژاد در مدت دو ماه راه پیمایی کردند، طرفداران اوپوزیسیون با پلیس ضد شورش و تند روها به زدوخورد پرداختند.
معترضین هشدار های مقامات ارشد را علیه تظاهرات در روز جمعه، در جریان راه پیمایی سالانه دولتی روز قدس برای حمایت از فلسطینیان، نادیده گرفتند. چندین معترض دستگیر شدند.
رهبران اصلاح طلب، از جمله محمد خاتمی رییس جمهوری سابق، به معترضین پیوستند. گزارش ها حاکی است تند روها به خانمی حمله کردند و او پس از آن که عمامه اش از سرش افتاد، مجبور شد صحنه تظاهرات را ترک کند.
محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در دانشگاه تهران سخن گفت و هالوکاست را دروغی توصیف کرد که کشورهای غربی آنرا بعنوان بهانه ای برای بوجود آوردن کشور یهودی اسراییل، طرح کردند.
VOA
گزارشهای رسیده حاکی از آن است که در راهپیمایی روز قدس، هزاران تن در پشتیبانی از جنبش سبز شرکت کردهاند. خبرگزاریها از برخی درگیریهای پراکنده و نیز بازداشتها، از جمله حمله به محمد خاتمی، خبر دادهاند.
خبرگزاری رویترز به نقل از شاهدان عینی گزارش داد که نیروهای انتظامی، بیش از ده تن از هواداران میرحسین موسوی را در راهپیمایی روز قدس در تهران بازداشت کردهاند. این خبرگزاری همچنین از درگیریهایی میان هواداران جنبش سبز و نیروهای انتظامی گزارش داده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، هزاران تن از تظاهرکنندگان با مچبندهای سبز در خیابانهای مرکزی شهر راهپیمایی و در میدانهای اصلی اطراف دانشگاه تهران اجتماع کردند. شعارهای تظاهرکنندگان «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «نترسیم، نترسیم، ما همه با هم هستیم» بوده است.
همچنین خبرگزاری آلمان از حضور شمار زیادی از نیروهای اپوزیسیون در راهپیمایی روز قدس گزارش داده است. طبق این گزارش، تظاهرکنندگان در خیابانها شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «زندهباد آزادی» سردادهاند.
گزارش شاهدان عینی
یک شاهد عینی در تماسی با دویچه وله خبر داد که تظاهرکنندگان از میدان انقلاب به سوی دانشگاه تهران، با سد ماموران انتظامی روبرو میشوند و عملا از آنان خواسته میشود که بازگردند. این شاهد عینی گفت که شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، «ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم» و نیز «کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه» در خیابانها طنینانداز هستند.
شاهدی دیگر به دویچه وله گفت که در تقاطع ۱۶ آذر و انقلاب، شاهد پرتاب گاز اشک آور بوده است. به گفتهی وی، طرفداران احمدینژاد به مردم حمله کردهاند. دست حزباللهیها، میلههای فلزی بوده، چیزی مثل پوینتر معلمها که باز و بسته میشود. اینها با این میلهها که دراز هم میشوند، مردم را میزدند. وی افزود که چند نفر را از بین جمعیت جدا کردند و بردند.
همین شاهد میافزاید که پس از پرتاب گاز اشکآور، مردم در تقاطع کارگر و ۱۵ آذر گردآمدهاند و در آنجا گفته شده که در مسیر آزادی و تهرانسر درگیری شده و کاربه تیراندازی کشیده است. اطراف دانشگاه تهران هنوز تیری شلیک نشده است. شعارهای «یا حجت ابن الحسن، بت بزرگ و بشکن»، «کروبی بت شکن، بت بزرگ و بشکن»، «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، «مرگ بر دیکتاتور» و هنگام سخنرانی احمدینژاد شعار «دولت کودتا، استعفا استعفا» سرداده شده است.
شاهدی دیگر به دویچه وله گفت: «امروز خیلی عالی بود. یک ۲۵ خرداد دیگرشکل گرفت. اشکال این بود که ماموران نمیگذاشتند مردم به هم متصل شوند. از هفت تیر تا خیابان حجاب پر از جمعیت سبز پوش بود. همه جا جمعیت سبزپوش است. از شعار "آزادی زندانی سیاسی" گرفته تا "اعتراف، شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد"، "آن خس و خاشاک تویی، دشمن این خاک تویی"، "ما همه همصداییم، سهرابیم، نداییم"، "نه غزه نه لبنان، جنبش سبز ایران" طنین انداز بود. جمعیت علامت پیروزی، بادکنک سبز، پرچم سبز و روبان سبز و شال سبز همراه دارد. درگیریهای پراکنده وجود دارد اما ظاهرا دستور ندارند کسی را دستگیر کنند. ماموران انتظامی خیلی زیاد هستند ولی کارشان این است که مانع رسیدن ما به طرفهای دانشگاه شوند. جمعیت این قدر زیاد است که میتوانم بگویم حتی از ۲۵ خرداد بیشتر است. جمعیت طرفدار دولت با هزار سازماندهی بسیار کم است و اصلا قابل مقایسه با سبزپوشها نیست».
حمله به سید محمد خاتمی
به گزارش پایگاه خبررسانی پارلمان نیوز، وابسته به فراکسیون اقلیت مجلس، سید محمد خاتمی، رییسجمهوری پیشین ایران، در راهپیمایی روز قدس، در حالی که در مسیر خیابان حجاب به سوی میدان فلسطین در حرکت بود، مورد حملهی یک گروه فشار به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، فرزند حسین شریعتمداری مدیر روزنامهی تندرو کیهان، قرار گرفته است.
پارلمان نیوز نوشته که در این حمله، عمامهی خاتمی به زمین افتاده، ولی جمعیت انبوه مردم در برابر گروهک تندرو ایستاده و جواب تعرض آنها را داده است. پس از این حمله، خاتمی ناچار شده راهپیمایی روز قدس را ترک کند. همین پایگاه خبری افزوده که مردم حامی جنبش سبز در پاسخ به بلندگوها که شعار «مرگ بر اسراییل و مرگ بر آمریکا» سرمیدادند، یکصدا شعار «مرگ بر روسیه» سردادهاند.
خبرهای رسیده حاکی از آن است که مهدی کروبی هم در این راهپیمایی شرکت داشته است و مردم برای جلوگیری از هر تعرضی به او، حلقهای به دور او زدهاند. کروبی از میدان هفت تیر به سوی دانشگاه تهران حرکت کرده است.
«شعارهای متفاوت»
همچنین «آینده نیوز» گزارش داده است که هواداران پرشمار مهندس موسوی در کنار سایر تظاهرکنندگان در راهپیمایی شرکت کردهاند و بهرغم دادن شعارهای متفاوت آنان، درگیری میان این گروه و ماموران انتظامی دیده نشده است.
به گزارش این پایگاه خبری، پس از پایان سخنرانی احمدینژاد، جمعیت زیادی همچنان در خیابانها باقی ماندهاند و شعار میدهند. از قبل از میدان انقلاب، از ورود حامیان موسوی به این میدان جلوگیری شده است. آیندهنیوز خبر داده که تا ساعت ۱۲ هیچگونه موردی از درگیری، صدای شلیک گلوله یا پرتاب گاز اشکآور مشاهده نشده است.
حمله به خودروی میرحسین موسوی
ایرنا، خبرگزاری دولتی ایران، نوشت که حضور خاتمی، کروبی و موسوی در راهپیمایی روز قدس، خشم مردم را برانگیخت. به نوشتهی ایرنا، راهپیمایان با دیدن آنها شعار «مرگ بر منافق» سردادهاند. ایرنا افزوده است که موسوی و خاتمی پس از دیدن اعتراضها صف تظاهرات را ترک کردهاند.
به گزارش ایرنا، موسوی پس از سوار شدن بر خودروی خود، با پرتاب اشیایی از سوی مردم و کوبیدن مشتهای معترضان به شیشهی خودرویش روبرو و مجبور شده محل راهپیمایی روز قدس را ترک کند.
دویچه وله
حضور پرشمار معترضان در راهپیمایی روز قدس
به رغم هشدارهای داده شده درباره برگزاری تجمعات اعتراضی همزمان با برگزاری راهپیمایی روز قدس، از تهران و دیگر شهرهای ایران خبر میرسد که حامیان جنبش سبز و معترضان به نتایج انتخابات بار دیگر با حضور پرشمار در خیابانها دست به تظاهرات زدهاند.
یک شاهد عینی که در حوالی میدان ولی عصر تهران حضور داشت، به رادیو فردا گفت که جمعیت عظیمی که برای تمایز از سایر تظاهرکنندگان نمادهای سبز به همراه داشتند، در محدوده خیابان کریمخان زند و میدان ولیعصر تجمع کردهاند و تقریباً این محدوده سبزپوش شده است.
این شاهد عینی از حضور مهدی کروبی نامزد معترض انتخابات ریاست جمهوری در میان تجمعکنندگان در خیابان کریمخان خبر داد.
گزارش دیگر شاهدان عینی همچنین حاکی از حضور اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در راهپیمایی روز قدس است و بر اساس گزارش پارلمان نیوز، سایت خبری فراکسیون خط امام مجلس، محمد خاتمی در حین شرکت در راهپیمایی مورد حمله گروههای فشار قرار گرفته است.
پارلماننیوز رهبر گروه حملهکننده به محمد خاتمی را ابوالفضل شریعتمداری فرزند مدیرمسئول کیهان عنوان کرد و نوشت که این ماجرا با مداخله به موقع نیروهای ضد شورش ختم شده اما پس از آن محمد خاتمی مجبور به ترک راهپیمایی روز قدس شده است.
همچنین خبرگزاریهای فرانسه و آسوشیتدپرس از حضور دهها هزار نفر از حامیان میرحسین موسوی در مراسم روز قدس خبر دادهاند؛ این خبرگزاریها به نقل از شاهدان عینی درگیریهای پراکنده و چند مورد دستگیری را نیز گزارش کردهاند.
پیش از این مهدی کروبی و میرحسین موسوی، دو نامزد معترض به نتایج انتخابات و همچنین محمد خاتمی رئیس جمهوری دوران اصلاحات، اعلام کرده بودند که چون هر سال در راهپیمایی روز قدس حضور خواهند یافت.
اکبر هاشمی رفسنجانی هم به زغم آنکه پس از ۲۵ سال برگزاری نماز جمعه روز قدس، از اقامه نماز جمعه امسال منع شده است، در بیانیهای با توصیف روز قدس به عنوان روز «بيدارباش به غفلت زدگان»، از مردم خواسته بود که در این مراسم شرکت کنند.
شاهد عینی حاضر در میدان ولی عصر همچنین تأیید کرد که گروههای سازمانیافته اما کمشماری از طرفداران دولت در این منطقه حضور دارند و معترضان در این تجمع شعارهایی را فریاد میزنند که عمدتاً در راهپیماییهای مسالمتآمیز اعتراضی در ماههای گذشته مورد استفاده بوده است.
تجمعکنندگان همچنین پلاکاردهایی با مضمون محکومیت جرم و جنایت در سراسر جهان و شعارهایی از قبیل «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «دولت کودتا استعفا استعفا» در دست دارند.
بر اساس گفتههای این شاهد عینی، تجمعکنندگان همچنین شعارهایی در حمایت از دو نامزد معترض انتخابات و دو مرجع تقلید حامی معترضان، آیتالله منتظری و آیتالله صانعی، سر دادهاند.
این شاهد عینی به رادیو فردا گفت که در محدوده خیابان کریمخان و میدان ولیعصر، نیروهای انتظامی حضور دارند اما تنها نظارهگر این تجمع هستند و برخوردی با تجمعکنندگان صورت نگرفته است.
یک شاهد عینی دیگر هم تأکید کرد که تجمعکنندگان با در دست داشتن پارچههای و بادکنکهای سبز، شعارهایی در حمایت از میرحسین موسوی و جنبش سبز ایران سر دادهاند.
این شاهد عینی تأیید کرد که درگیریهای پراکندهای در حوالی میدان ولیعصر بین معترضان و نیروهای بسیجی شرکتکننده در راهپیمایی رخ داده است اما فضای میدان ولی عصر در کل فضای آرامی است.
از میدان انقلاب تهران هم گزارش میرسد که درگیریهایی بین معترضان و نیروهای بسیجی حاضر در این محدوده رخ داده است.
سایت آینده از سایتهای خبری منتقد نیز گزارش کرده است که از حضور حامیان میرحسین موسوی در میدان انقلاب جلوگیری به عمل آمده است.
فضای امینتی در مشهد و شیراز
از مشهد هم گزارش میرسد که فضای اطراف حرم امام رضا، محل برگزاری تجمع روز قدس، به شدت امنیتی است.
یک شاهد عینی در این مورد به رادیو فردا گفت که میدان ۱۵ خرداد به طرف حرم تحت محاصره نیروهای ضدشورش بوده و افراد مسلح بر پشت بامهای این منطقه مرکزی شهر مشهد حضور داشتهاند.
این شاهد عینی شمار نیروهای ضد شورش را با تظاهرکنندگان برابر توصیف کرد و گفت که هر کس با نماد سبز در راهپیمایی مشهد حضور داشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت میشد.
علاوه بر این یک شاهد عینی در شیراز به رادیو فردا گفت که در خیابان ملاصدرا، میدان نمازی، میدان دانشجو و خیابان ارم مأموران امنیتی و لباس شخصیها استقرار داشتند.
این شاهد عینی همچنین از وقوع درگیریهای پراکنده در چهارراه پارامونت شیراز خبر داد و افزود که شماری از حاضران در این منطقه بازداشت شدهاند.
وی همچنین گفت که مأموران امنیتی در مراسم امسال در شیراز به باتوم و دیگر تجهیزات ضد شورش مجهز بودهاند.
گزارشهای دیگری هم از تجمعات مشابه در شاهد شهرهای ایران دریافت شده است. در تهران پس از قرائت بیانیه پایانی راهپیمایی روز قدس، محمود احمدینژاد سخنران این مراسم، به سخنرانی در محل دانشگاه تهران پرداخت.
رادیو فردا
حضور گسترده معترضان در روز قدس در ایران
بر اساس گزارش ها در جریان راهپیمایی روز قدس در تهران و برخی از شهرهای بزرگ ایران دهها هزار نفر از معترضان در حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی شعار داده اند.
تصاویری از راهپیمایی گسترده مخالفان دولت در شیراز و اصفهان در اینترنت منتشر شده و برخی گزارش ها از تجمع مخالفان در شهرهای اهواز، مشهد، تبریز، کرمانشاه و رشت حکایت دارد.
در تصاویر اینترنتی، در شیراز تظاهر کنندگان شعارهای "مرگ بر چین" و "مرگ بر روسیه" سر داده اند و در فیلم های مربوط به تجمع های اصفهان شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" شنیده می شود.
تهران هم صحنه برگزاری بزرگترین گردهم آیی معترضان در سه ماه اخیر بود.
پارلمان نیوز، سایت فراکسیون اقلیت مجلس از حضور محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران در بخشی از مسیر راهپیمایی و حمله به او از سوی گروهی از افراد لباس شخصی خبر داده است.
پارلمان نیوز نوشته است هجوم ناگهانی این گروه باعث به زمین افتادن عمامه این روحانی شد.
این منبع خبری نوشته است که حمله این عده ابتدا با واکنش افرادی که در اطراف آقای خاتمی حضور داشتند و سپس پلیس ضد شورش مواجه شد و پس از آن آقای خاتمی راهپیمایی را ترک کرد.
پارلمان نیوز همچنین از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی "در میان حلقهای که مردم برای جلوگیری از هرگونه تعرضی به دور او زده بودند" خبر داد.
ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت ایران با تایید خبر پرتاب گاز اشک آور در میان معترضان، "یکی از محافظان دبيرکل حزب اعتماد ملی" را متهم کرد که با پرتاب این کپسول گاز اشک آور به ميان مردم، کوشیده است جو راهپیمایی را "مغشوش" نشان دهد و "درگيري ايجاد کند."
ایرنا همچنین تایید کرد که میرحسین موسوی در ساعت دوازده در چهار راه ولی عصر تهران حضور یافته و قصد داشته در راهپیمایی حضور یابد اما به گفته این منبع خبری "پس از مشاهده اعتراض گسترده مردم" و در حالی که اتومبیل "پاترول" او مورد هجوم افرادی قرار گرفته بود که علیه او شعار می دادند و او را "منافق" می خواندند "مجبور شد به سرعت محل راهپيمايي روز قدس را ترک کند."
این خبرگزاری که از معترضان با عنوان "تفرقه افکنان" یاد کرده برخی از این افراد را به "روزه خواري و استعمال دخانيات در ملأ عام" متهم کرده است.
ایرنا همچنین از تجمع معترضان در خیابان ولی عصر مقابل دفتر این خبرگزاری و شعار دادن آنها علیه این سازمان خبر داده است.
تجمع و درگیری
معترضان در تهران امکان نزدیک شدن به دانشگاه تهران را نیافتند
برخی منابع از حضور گسترده مخالفان آقای احمدی نژاد در حد فاصل میدان هفت تیر و ولی عصر تهران خبر داده اند.
یک شاهد عینی به بی بی سی گفت خیابان های اطراف دانشگاه تهران مسدود شده و به جمعیت معترض اجازه نزدیک شدن به محوطه برگزاری محوطه نماز جمعه داده نمی شود.
خبرگزاری رویترز به نقل از شاهدی عینی گزارشی از ضرب و شتم معترضان توسط نیروهای امنیتی داده است و به نقل از این شاهد نوشته "بیش از 10 نفر توسط این نیروها دستگیر شدند."
این خبرگزاری همچنین از درگیری میان 'طرفداران محمود احمدی نژاد' و معترضان خبر داده و گزارش هایی پراکنده از شلیک گاز اشک آور در میدان ولیعصر و بلوار کشاورز در تهران منتشر شده است.
خبرگزاری فرانسه شمار طرفداران میرحسین موسوی در این راهپیمایی را "ده ها هزار نفر" گزارش کرده و نوشته در میدان ولیعصر طرفداران هر دو سو حضور داشتند.
به گزارش این منبع خبری طرفداران آقای موسوی شعار "مرگ بر دیکتاتور" سرداده بودند و طرفداران محمود احمدی نژاد هم که در همین مکان اقدام به برگزاری اجتماع کرده بودند، مطابق شعارهای معمول روز قدس "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" می گفتند.
این خبرگزاری نوشته طرفداران دو طرف با مشت به یکدیگر حمله ور شدند و از یک شاهد عینی نقل کرده است که پلیس در ابتدا تلاشی برای خاتمه دادن به درگیری انجام نداد.
ماموران پلیس در آستانه این راهپیمایی در شهر تهران مستقر شدند.
روز گذشته سپاه پاسداران در اطلاعیه ای در مورد سر دادن "شعارهای انحرافی" و همراه داشتن نماد سبز در جریان راهپیمایی روز قدس هشدار داد، اما هنوز گزارشی از نحوه حضور ماموران بسیج وابسته به این نهاد نظامی در خیابان ها مخابره نشده است.
بی بی سی
حضور معترضان در راهپیمایی شهرهای ایران
گزارش های رسیده از ایران حاکی از حضور معترضان به نتایج انتخابات در راهپیمایی روز قدس در شهرهای کرمانشاه، تبریز، اصفهان، رشت و شیراز است.
به گزارش یک شاهد عینی در کرمانشاه پنج نفر از معترضان در دقایق اولیه راهپیمایی دستگیر شدند و تلفن همراه چند نفر دیگر توقیف شده است.
بنا به این گزارش ماموران انتظامی، گارد ويژه و ماموران لباس شخصی با محاصره تظاهرکنندگان آنها را متفرق کردند. گفته می شود پلیس برای متفرق کردن جمعیت از باتوم استفاده کرده است.
از اصفهان نیز خبر رسیدهاست که معترضان به نتایج انتخابات از ساعت ۱۱ امروز در میدان امام حسین این شهر تجمع کرده بودند.
به گزارش تارنمای «موج سبز آزادی» جمعیتی حدود دوهزار نفر نیز در ایوان وسیع ساختمان جهاننما تجمع کرده بودند و شعارهای اللهاکبر و مرگ بر دیکتاتور سر میدادند که با ضربوشتم نیروهای لباس شخصی مواجه شدند.
گزارشهای رسیده از اصفهان حاکی از ضرب و شتم معترضان از سوی نیروهای لباس شخصی و قطع تلفن همراه در مقاطع زمانی مختلف در این شهر است.
از شیراز و تبریز گزارشهای مبنی بر درگیری معترضین و نیروهای انتظامی و امنیتی و بازداشت برخی تظاهرکنندگان مخابره شده است
در مشهد نیز خیابانهای اطراف آرامگاه امام هشتم شیعیان، امنیتی است و در محاصره نیروهای ضد شورش قرار دارد. گفته میشود برخی معترضان که با نمادهای سبز در تظاهرات روز قدس مشهد شرکت کرده بودند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند.
در رشت معترضانی که با شعارهای «یا حسین میرحسین»، «نه غزه، نه لبنان،جانم فدای ایران» و «مرگ بر روسیه» به خیابان آمده بودند، در برخی مناطق مورد ضرب وشتم ماموران قرار گرفتهاند. گزارشهایی از بازداشت معترضان در این شهر نیز منتشر شده است.
گفته میشود در شهرهای بوشهر، کرمان، اهواز و یزد نیز معترضان با نمادهای سبز به خیابان آمدهاند و با برخورد نیروهای دولتی مواجه شدهاند.
آخرین جمعه ماه رمضان از سوی آیتالله خمینی، روز قدس نامگذاری شده است و همه ساله در این روز، راهپیماییهایی در شهرهای ایران و برخی کشورهای مسلمان در اعتراض به سیاستهای اسرائیل برگزار میشود.
معترضین به نتایج انتخابات اعلام کرده بودند با حضور در این تظاهرات اعتراض خود را به «تقلب» در انتخابات ادامه خواهند
در اعتراضات سه ماه گذشته بیش از چهار هزار نفر بازداشت شده و دهها تن کشته و زخمی شدهاند.
رادیو زمانه
تظاهرات روز قدس: جمعیتی خارج از انتظار
تخمین میزان شرکت کنندگان درتظاهرات امروز کاری دشوار است. خبرگزاری ها شمار تظاهرکنندگان معترض را در تهران ده ها هزار نفر اعلام کرده اند.
بسیاری از شاهدان عینی از انبوه خارج از انتظار مردم خبر می دهند که علی رغم هشدار های مقامات انتظامی و پاسدار ، مبنی بر برخورد قاطع با تظاهرات معترضان، به خیابان ها آمدند.
در تهران میدان هفت تیر، میدان ولی عصر، خیابان شانزدهم آذر، پل کریمخان و میدان ونک کانون های تجمع بود. برخی گزارش ها حاکی از آنند که در خیابان ولی عصر و شانزدهم آذر هواداران میر حسین موسوی و مهدی کروبی از یک سوی خیابان و هوادارن دولت از سوی دیگر خیابان حرکت می کرده اند. با این حال در گیری میان موافقان و مخالفان دولت در چند نقطه مشاهده شده است.
حضور متراکم لباس شخصی ها و نیروهای ویژه در تمام مسیر های راهپیمایی چشمگیربوده است. در نقاطی نیروی انتظامی با شلیک تیر هوایی. پرتاب گاز اشک آور سعی در پراکنده کردن جمعیت داشته است. . در میدان ونک و در منطقۀ پل کریمخان چند کلانتری به آتش کشیده شده اند.
تراکم عکس و فیلم از تظاهرات به ویژه در شهرستان ها بروی شبکۀ اینترنتی کم سابقه است. در شیراز جمعیت کثیری درهواداری از جنبش سبز به خیابان ها آمدند مردم شعار می دادند:
دیکتاتور، دیکتاتور
این آخرین پیام است
ملت سبز ایران
آمادۀ قیام است
گزارش های پراکنده از شیراز حاکی از آنند که نیروهای ویژه در مقابله با تظاهر کنندگان از گاز فلفل استفاده می کرده اند. در چندین مورد نیز مردم افرادی را که توسط نیرو های لباس شخصی دستگیر و بوسیلۀ موتور به سوی بازداشت گاه برده می شدند، آزاد کرده اند.
در تهران شعار نویسی بر دیوار ها و اتوبوس ها امروز و در حین راهپیمایی ادامه داشت. شعار " ما سبز می مانیم" بروی چند اتوبوس مشاهده شد. در میدان هفت تیر نیرو های ویژه و لباس شخصی به شماری از تظاهر کنندگان حمله کردند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
عدم هماهنگی آشکار میان شعار هایی که از بلند گوی ماشین های رسمی شنیده میشد با شعاری که مردم می دادند قابل توجه بود. شعار مرگ برآمریکا، مرگ بر اسرائیل با شعار مرگ بر روسیه از سوی مردم پاسخ داده می شد.
در تبریز، در مسیر میدان آب رسان و میدان ساعت نیرو های بسیج با مردم درگیر شدند و چند نفر را دستگیر کردند. مردم شعار می دادند:" روسی در چه فکریه ایران پر از موسویه".
سایت های خبری از بازداشت شماری از تظاهر کنندگان در شهر های مختلف خبر داده اند ولی بی شک در روز های آینده خبرهای موثق تر و دقیق تری در این باره منتشر خواهد شد.
فرنگیس حبیبی
رادیو فرانسه
در این مراسم دولتی شعارهاى غير دولتى داده شد
صف آرایی دولت و اپوزیسیون ایران در روز قدس
امروز جمعه 18-9-2009 تهران و چند شهر ايران از جمله اصفهان، شيراز، تبريز، مشهد، قم ،اهواز وکرمانشاه شاهد حضور وسيع مردمى در تظاهرات روز قدس بود، شرکت کنندگان در این مناسبت رسمی در ایران برای نخستبن بار طى سه دهه اخير در دو جبهه مختلف صف آرايى كرده بودند. ،جبهه اى با شعارهاى دولتى همه ساله خود، حمايت حكومت و مردم ايران را از ملت فلسطين در برابر اشغالگران متجاوز اعلام مى كرد و جبهه ديگر مظلوميت خود را كمتر از فلسطينيان نمى دانست و شعار مخالفت با خشونت در غزه، لبنان و ايران را مى داد.
حضور چند چهره سرشناس از مخالفان دولت احمدی نژاد در اين تظاهرات از روزها قبل تا به امروز جمعه خبرساز بوده است. موسوى، كروبى، خاتمى، حسن خمينى و هاشمى رفسنجانى و چند آيت الله در سطح صانعى مردم را براى تظاهراتى فرا خوانده بودند كه در عين دفاع از قدس و مردم فلسطين، تلویحا به جهانيان توجه دهد كه "ايران نيز از جهت حقوق بشر و رعايت اصول دمكراسى و حق تعيين سرنوشت و انتخاب آزاد، دست كمى از ساير نقاط و ملل تحت ستم ندارد."
بنا به گزارشهاى رسيده سيد محمد خاتمى رئيس جمهور دوران اصلاحات ايران در تظاهرات امروز با حمله و تعرض عده اى از مخالفان خويش روبرو شد كه به گفته بعضى از منابع در رأس آنها ابوالفضل پسر حسين شريعتمدارى نماينده رهبرى در مديريت نشريات كيهان بوده است.
يادآور مى شود حسين شريعتمدارى هميشه سنگين ترين حملات مطبوعاتى را به اصلاح طلبان و ومخالفان در طول سه دهه گذشته داشته است و بعضى ها او را تئوريسين و توجيه گر "خشونتها و قتلها و شكنجه ها" عليه مخالفان دانسته اند.
از سوى ديگر گزارش شده است ،ميرحسين موسوى، رقيب اصلى احمدى نژاد در انتخابات اخير رياست جمهورى كه به گفته اصلاح طلبان برنده واقعى انتخابات بوده و در اثر ترفندهاى خاصى به نفع احمدى نژاد كنار گذاشته شده است، در تظاهرات امروز تحت فشار نيروهاى دولتى مجبور به ترك صحنه تظاهرات شد.
با اين حال به رغم هشدارهای داده شده از سوى سپاه پاسداران و نيروى انتظامى و تهديدهاى ساير نيروهاى حكومتى عليه برگزاری تجمعات اعتراضی با استفاده ازآزاد بودن و رسميت داشتن راهپیمایی هاى روز قدس، در تهران و دیگر شهرهای ایران هواداران جنبش سبز و معترضان به نتایج انتخابات بار دیگر حضورى پر شور و پرشمار در خیابانها داشته اند و شعارهاى خاص خود را دادهاند.
حضور هاشمى رفسنجانى مرد شماره 2 يا 3 همه سالهاى بعد از انقلاب 1979 در ايران و تنها شخصیت برجسته نظام كه در دفاع از فلسطين كتاب نوشته وترجمه كرده است، در ميان معترضان به رفتارهاى حكومت بعد از انتخابات اخير، بس مهم بوده است. او دو دهه و نيم سخنران و امام جمعه روزهاى قدس بوده است.
بسيارى از هواداران موسوى، كروبى و خاتمى در پایتخت ایران با بستن دستبند سبز هويت و موضعگيرى سياسى خود را نشان دادند. اينان به طور عمده در میدان ولی عصر، ميدان هفت تير و خیابان کریمخان زند تهران حضور داشتند. بعضى از شعارهايى كه از سوى تهرانيهاى مخالف احمدى نژاد داده مى شد عبارتند از: "زندانی سیاسی آزاد باید گردد، دروغگو شصت و سه درصدت كو، دولت کودتا استعفا استعفا، بسیجی واقعی - همت بود و باکری، بسیجی واقعی - همت بود و كروبی، منتظری زنده باد- کروبی پاینده باد، حجاریان زنده باد - موسوی پاینده باد، فلسطین را رها کن - فکری به حال ما کن، كروبی بت شکن - بت بزرگ رو بشکن، نه غزه- نه لبنان - جانم فدای ایران."
شایان ذکر است که شعارهای ضد روسیه که یکی از مهمترین متحدان بین المللی دولت ایران می باشد کاملا چشمگیر بود. پیشتر نیز معترضان به دولت در تظاهرات خود شعارهای مرگ بر روسیه وحتی مرگ بر چین سرداده بودند.
بنا به گفته شاهدان عینی، مخالفان همچنین شعارهایی در حمایت از موسوى و كروبى دو نامزد معترض انتخابات و آیتالله منتظری و آیتالله صانعی دو مرجع تقلید حامی معترضان، سر دادهاند.
مخالفان دولت احمدى نژاد همچنين پلاكاردهايى در دست داشتند كه بر روى بعضى ازآنها نوشته شده بود: "مجرمان شما قهرمانان ما هستند، زندانى سياسى آزاد بايد گردد، تفتیش عقاید ممنوع است، روز قدس روز فریاد آزادی،تجاوز بد است - چه در کهریزک چه در فلسطین".
احمدى نژاد طى سومين سخنرانى خود بعد از انتخابات به عنوان سخنران پيش از نماز جمعه، مجدداً اظهار داشت كه "ماجراى هولوكاست (كوره هاى آدم سوزى نازيسم) دروغ وبى اساس است و تنها بهانه اى براى ايجاد اسرائيل بوده است".
خبرهاى رسيده حاكى است دست كم در تهران 2 نفر از حاميان میرحسین موسوی و جنبش سبز ایران در درگيريها با بسيجيان زخمى و 10 نفر از آنان بازداشت شدند . شهرهای اصفهان، شيراز و مشهد نيز شاهد درگيريهايى بوده است . صداى تيراندازى نيز در اصفهان شنيده شده است.
العربيه
در درگیری هوادارن مخالفان با نیروهای ضد شورش در تهران، چندین نفر دستگیر شدند
در تهران، در حالی که ده ها هزار نفر در نخستین تظاهرات اعتراضی عمده علیه انتخاب دوباره محمود احمدی نژاد در مدت دو ماه راه پیمایی کردند، طرفداران اوپوزیسیون با پلیس ضد شورش و تند روها به زدوخورد پرداختند.
معترضین هشدار های مقامات ارشد را علیه تظاهرات در روز جمعه، در جریان راه پیمایی سالانه دولتی روز قدس برای حمایت از فلسطینیان، نادیده گرفتند. چندین معترض دستگیر شدند.
رهبران اصلاح طلب، از جمله محمد خاتمی رییس جمهوری سابق، به معترضین پیوستند. گزارش ها حاکی است تند روها به خانمی حمله کردند و او پس از آن که عمامه اش از سرش افتاد، مجبور شد صحنه تظاهرات را ترک کند.
محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در دانشگاه تهران سخن گفت و هالوکاست را دروغی توصیف کرد که کشورهای غربی آنرا بعنوان بهانه ای برای بوجود آوردن کشور یهودی اسراییل، طرح کردند.
VOA
تظاهرات روز قدس اهمیت سیاسی مقاومت مردم بر عملکرد دولت
علیرغم پیشگیری های امنیتی و تهدید ها و دستگیری های روزهای اخیر، و با وجود هشدار سپاه پاسداران، در مورد برخورد قاطع با کسانی که درصدد طرح شعارها و مطالبات خویش در راه پیمائی هستند، امروز جمعیت چشمگیری با شعارهای خاص خود و با رنگ سبز در تظاهرات روز قدس شرکت کردند و ارادۀ خویش را برای خواست تغییرات نشان دادند.
سعید مدنی، جامعه شناس و تحلیلگر سیاسی، در بررسی اهمیت مقاومت مردم و پیگیری رهبران اصلاح طلب در مطالباتشان، نگاهی به رویدادهای یکی دوماه گذشته دارد و اقدامات امنیتی را که برای حذف سبزها در این مدت صورت گرفته مرور می کند.
وی تظاهرات امروز را با آخرین تظاهرات گسترده در چهلم ندا آقا سلطان مقایسه می کند و می گوید، حضور شگفت انگیز مردم، برای همۀ موافقین و مخالفین غافلگیر کننده بود. او این حضور را علیرغم دستگیری ها و اعترافات و سخنان منع کننده، یک پیروزی برای جنبش سبز می داند و معتقد است که از این پس، سبزها بصورت یک اپوزیسون قوی در صحنۀ سیاسی ایران وجود دارند و باید در نظر گرفته شوند.
سعید مدنی تأکید می کند که حضور امروز مردم، یک سرفصل و مبدأ برای اثبات حیات جنبش سبز بود و نشان داد که این جنبش می تواند از تمام موانعی که برای وجودش ایجاد می شود، عبور کند.
بعقیدۀ سعید مدنی، امروز روشن شد که بازداشت های گستردۀ فعالان اصلاح طلب هم امکان کنترل و تخریب جنبش را ایجاد نکرد و این جنبش به عنوان یک منبع قدرت در عرصۀ عمومی نقش ایفا می کند. به همین دلیل هم نظام سیاسی ایران تا زمانی که پاسخ های جدی به این جنبش ندهد، از طرف آن تحت فشار است و نوعی بی ثباتی دائماً دولت را تهدید می کند. درنتیجه، سیاست ها و مواضع دولت های خارجی نسبت به نظام و مشخصاً دولت تشدید خواهد شد، و از آنجا که خیلی از کشورها هنوز به دولت جدید تبریک نگفته اند، با این شرایط، نگاه به دولت با نوعی عدم مشروطیت تشدید خواهد شد.
سعید مدنی بر این باور است که ایران نمی تواند در مذاکرات مجدد اروپا و ایران، دستاورد قابل توجهی برای ایران به ارمغان بیاورد، زیرا این دولت، یکی از ضعیف ترین و نامشروعترین دولت هاست که قادر نیست از منافع ملی ایران در صحنۀ بین المللی دفاع کند.
لیدا پرچمی
رادیو فرانسه
سعید مدنی، جامعه شناس و تحلیلگر سیاسی، در بررسی اهمیت مقاومت مردم و پیگیری رهبران اصلاح طلب در مطالباتشان، نگاهی به رویدادهای یکی دوماه گذشته دارد و اقدامات امنیتی را که برای حذف سبزها در این مدت صورت گرفته مرور می کند.
وی تظاهرات امروز را با آخرین تظاهرات گسترده در چهلم ندا آقا سلطان مقایسه می کند و می گوید، حضور شگفت انگیز مردم، برای همۀ موافقین و مخالفین غافلگیر کننده بود. او این حضور را علیرغم دستگیری ها و اعترافات و سخنان منع کننده، یک پیروزی برای جنبش سبز می داند و معتقد است که از این پس، سبزها بصورت یک اپوزیسون قوی در صحنۀ سیاسی ایران وجود دارند و باید در نظر گرفته شوند.
سعید مدنی تأکید می کند که حضور امروز مردم، یک سرفصل و مبدأ برای اثبات حیات جنبش سبز بود و نشان داد که این جنبش می تواند از تمام موانعی که برای وجودش ایجاد می شود، عبور کند.
بعقیدۀ سعید مدنی، امروز روشن شد که بازداشت های گستردۀ فعالان اصلاح طلب هم امکان کنترل و تخریب جنبش را ایجاد نکرد و این جنبش به عنوان یک منبع قدرت در عرصۀ عمومی نقش ایفا می کند. به همین دلیل هم نظام سیاسی ایران تا زمانی که پاسخ های جدی به این جنبش ندهد، از طرف آن تحت فشار است و نوعی بی ثباتی دائماً دولت را تهدید می کند. درنتیجه، سیاست ها و مواضع دولت های خارجی نسبت به نظام و مشخصاً دولت تشدید خواهد شد، و از آنجا که خیلی از کشورها هنوز به دولت جدید تبریک نگفته اند، با این شرایط، نگاه به دولت با نوعی عدم مشروطیت تشدید خواهد شد.
سعید مدنی بر این باور است که ایران نمی تواند در مذاکرات مجدد اروپا و ایران، دستاورد قابل توجهی برای ایران به ارمغان بیاورد، زیرا این دولت، یکی از ضعیف ترین و نامشروعترین دولت هاست که قادر نیست از منافع ملی ایران در صحنۀ بین المللی دفاع کند.
لیدا پرچمی
رادیو فرانسه
گزارشگران بدون مرز: تشدید سرکوب وب نگاران و کاربران اینترنت در ایران
پس از صدها بازداشت معترض و مخالف و محاکمات نمایشی، سرکوب بر روی وب نگاران و کاربران اینترنت تشدید و تمرکز یافته است. گزارشگران بدون مرز از دستگیری یکی از قدیمی ترین وبلاگ نویسان ایران علی پیرحسینلو مطلع شده است. این روزنامه نگار و همکار بسیاری از روزنامه های توقیف شده اصلاح طلب، شبانگاه ٢٦ شهریور پس از تفتیش منزلش از سوی ماموران اطلاعاتی به همراه همسرش فاطمه ستوده بازداشت و به محل نامعلومی انتقال یافته است. اتهام این روزنامه نگار و همسرش " اقدام علیه امنیت ملی" اعلام شده است. یک روز پیش از ٢٧ شهریور و تظاهرات مخالفان در سراسر ایران، تعداد دیگری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت و یا به نهادهای قضایی – امنیتی احضار شده اند.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند : از هفته ها پیش اینترنت و کاربران آن هدف جدی حملات هواداران محمود احمدی نژاد قرار گرفته اند. در پی توقیف مطبوعات این بار مقامات مسئول جمهوری اسلامی به ابزارهای دسترسی اسان به اطلاعات رسانی در باره سرکوب و اعتراض حمله کرده اند. تقریبا همه سایت اطلاع رسانی داخل کشور مورد حمله قرار گرفته و یا مسدود شده اند. "هک" و حمله به برخی سایت ها به شکل سازمان یافته انجام می گیرید. شبکه اینترنت که در دادگاه های نمایشی از سوی دادستانی بر نیمکت اتهام قرار گرفته است، تنها امکان سازمان یابی اعتراض است که باید به سکوت وادار شود."
نوروز سایت رسمی حزب مشارکت ، پارلمان نیور سایت اقلیت اطلاح طلب مجلس، سایت تغییر وابسته به کاندیدای معترض مهدی کروبی، و سایت های وب نگاران فمینیست تغییر برای برابری و مدرسه فمینیستی از جمله سایت های هستند که مورد حمله قرار گرفته و یا مسدود شده اند. دامنه مسدود سازی به شهرستان ها هم کشیده شده است سایت کرمان نما نیز از جمله قربانیان مسدود سازی گسترده روزهای اخیر است.
گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را از وضعیت بازداشت محمد پور عبدالله دانشجوی وبلاگ نویس اعلام می کند. وی برای نوشتن مطالبی در وبلاگ پیشرو در باره سرکوب جنبش دانشجویی، وضعیت بازداشت و بازجویی از دانشجویان دستگیر شده، در تاریخ ٢٤ بهمن ماه ١٣٨٧ بازداشت و به مدت ٢٣ روز در سلول های انفرادی بند ٢٠٩ زندان اوین تحت فشارو بازجویی قرار داشت. در تاریخ ٢٣ فروردین و در اولین جلسه دادگاه به دلیل عدم پذیرش اتهامات واهی، بازداشت موقت وی تمدید و به انفرادی بازگرداننده و سپس بدون حکم به زندان قزل حصار منتقل شده است. که همچنان در بلاتکلیفی بسر می برد.
محمد پور عبدالله نخستین بار در تاریخ ٢٤ دی ماه ١٣٧٦ و در پی تظاهرات ١٦ آذر دانشجویان در تهران بازداشت شد و بعد از ٤١ روز با قرار وثیقه ٨٠٠ میلیون تومانی آزاد شد. نوشتن مقالاتی در باره وضعیت زندان و سرکوب جنبش دانشجویی پس از آزادی یکی از دلایل اصلی دستگیری او به شمار می آید. علت لجاجت و سخت گیری های دستگاه قضایی علیه این دانشجوی وبلاگ نویس بر خانواده و وکلای او معلوم نیست.
گزارشگران بدون مرز
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند : از هفته ها پیش اینترنت و کاربران آن هدف جدی حملات هواداران محمود احمدی نژاد قرار گرفته اند. در پی توقیف مطبوعات این بار مقامات مسئول جمهوری اسلامی به ابزارهای دسترسی اسان به اطلاعات رسانی در باره سرکوب و اعتراض حمله کرده اند. تقریبا همه سایت اطلاع رسانی داخل کشور مورد حمله قرار گرفته و یا مسدود شده اند. "هک" و حمله به برخی سایت ها به شکل سازمان یافته انجام می گیرید. شبکه اینترنت که در دادگاه های نمایشی از سوی دادستانی بر نیمکت اتهام قرار گرفته است، تنها امکان سازمان یابی اعتراض است که باید به سکوت وادار شود."
نوروز سایت رسمی حزب مشارکت ، پارلمان نیور سایت اقلیت اطلاح طلب مجلس، سایت تغییر وابسته به کاندیدای معترض مهدی کروبی، و سایت های وب نگاران فمینیست تغییر برای برابری و مدرسه فمینیستی از جمله سایت های هستند که مورد حمله قرار گرفته و یا مسدود شده اند. دامنه مسدود سازی به شهرستان ها هم کشیده شده است سایت کرمان نما نیز از جمله قربانیان مسدود سازی گسترده روزهای اخیر است.
گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را از وضعیت بازداشت محمد پور عبدالله دانشجوی وبلاگ نویس اعلام می کند. وی برای نوشتن مطالبی در وبلاگ پیشرو در باره سرکوب جنبش دانشجویی، وضعیت بازداشت و بازجویی از دانشجویان دستگیر شده، در تاریخ ٢٤ بهمن ماه ١٣٨٧ بازداشت و به مدت ٢٣ روز در سلول های انفرادی بند ٢٠٩ زندان اوین تحت فشارو بازجویی قرار داشت. در تاریخ ٢٣ فروردین و در اولین جلسه دادگاه به دلیل عدم پذیرش اتهامات واهی، بازداشت موقت وی تمدید و به انفرادی بازگرداننده و سپس بدون حکم به زندان قزل حصار منتقل شده است. که همچنان در بلاتکلیفی بسر می برد.
محمد پور عبدالله نخستین بار در تاریخ ٢٤ دی ماه ١٣٧٦ و در پی تظاهرات ١٦ آذر دانشجویان در تهران بازداشت شد و بعد از ٤١ روز با قرار وثیقه ٨٠٠ میلیون تومانی آزاد شد. نوشتن مقالاتی در باره وضعیت زندان و سرکوب جنبش دانشجویی پس از آزادی یکی از دلایل اصلی دستگیری او به شمار می آید. علت لجاجت و سخت گیری های دستگاه قضایی علیه این دانشجوی وبلاگ نویس بر خانواده و وکلای او معلوم نیست.
گزارشگران بدون مرز
سه نوه دیگر آیت الله منتظری به همراه همسرانشان بازداشت شدند
بنا به یک گزارش دریافتی چهار روز پس از دستگیری سه نوه آیت الله العظمی منتظری دیروز ظهر حدود ساعت دوازده نیروهای امنیتی قم حامد، ناصر و هاجر منتظری سه نوه ی دیگر آیت الله العظمی منتظری به همراه مرضیه الهی نیا همسر حامد منتظری و سارا عزیزی همسر ناصر منتظری و همچنین لعیا ربانی دختر مرحوم آیت الله ربانی املشی، بتول مصطفوی منتظری عروس ایشان و محمد حسین ربانی و زهرا دوست محمدی نوه های ایشان، در راهپیمایی روز قدس دستگیر شدند.
دستگیری زمانی آغاز شد که یکی از مامورین زن هنگام بازداشت هاجر منتظری دست او را گاز گرفت. این افراد حدود ساعت یازده آزاد شدند و به گفته آقایان از زمان افطار تا زمان آزادی به انها آب داده نشده بود. لازم به تذکر است حجت الاسلام احمد منتظری داماد آیت الله ربانی املشی می باشد.
دستگیری زمانی آغاز شد که یکی از مامورین زن هنگام بازداشت هاجر منتظری دست او را گاز گرفت. این افراد حدود ساعت یازده آزاد شدند و به گفته آقایان از زمان افطار تا زمان آزادی به انها آب داده نشده بود. لازم به تذکر است حجت الاسلام احمد منتظری داماد آیت الله ربانی املشی می باشد.
حسین نعیمی پور و مهدی شیرزاد بازداشت شدند
حسین نعیمیپور و مهدی شیرزاد از اعضای جوان جبهه مشارکت ایران اسلامی و از فرزندان دو تن از اعضای ارشد این حزب شب گذشته در منزل یکی از دوستانشان و بعد از مراسم افطار بازداشت شدند.
به گزارش موج سبز آزادی، این دو عضو جوان جبهه مشارکت و از فعالان ستاد موسوی، توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شدند و پس از آن نیز منزل مهدی شیرزاد مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفت. گفتنی است طی دو روز گذشته، جمعی از فعالان جوان ستاد موسوی و اعضای جوان فعلی یا سابق جبهه مشارکت همچون علی پیرحسینلو، فاطمه ستوده، حسین نورانی نژاد و مهدی محمودیان نیز بازداشت شده بودند. هنوز از وضعیت هیچ یک از این عزیزان اطلاعی در دست نیست.
به گزارش موج سبز آزادی، این دو عضو جوان جبهه مشارکت و از فعالان ستاد موسوی، توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شدند و پس از آن نیز منزل مهدی شیرزاد مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفت. گفتنی است طی دو روز گذشته، جمعی از فعالان جوان ستاد موسوی و اعضای جوان فعلی یا سابق جبهه مشارکت همچون علی پیرحسینلو، فاطمه ستوده، حسین نورانی نژاد و مهدی محمودیان نیز بازداشت شده بودند. هنوز از وضعیت هیچ یک از این عزیزان اطلاعی در دست نیست.
ساختار حقوقی و گروههای سیاسی، پس از 22 خرداد
جدای از بحث تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، پس از اعلام نتایج دوره دهم، اتفاقاتی در ایران رخ داد، که صحنه سیاست ایران را برای همیشه دگرگون ساخت. اکنون به جرئت میتوان گفت، بازگشت به رویههای حکومتی دوران قبل از 22 خرداد بسیار دشوار یا غیر ممکن شدهاست. در این گزارش تلاش شده است که سرگذشت نهادهای سیاسی در سه ماهه پس از انتخابات بررسی شود. در واقع شاید بررسی روند طی شده در ماههای اخیر، بتواند چشمانداز معادلات سیاسی را تا حدی روشن کند و بستر تعاملات سیاسی ماههای آینده را تا حد امکان مشخص سازد.
از دوران ریاست جمهوری خاتمی، به خصوص پس از وقایع کوی دانشگاه، هر ناظری میدانست که در صورت بروز بحران در نظام سیاسی ایران، دو نهاد عمده شورای نگهبان و قوه قضائیه از اولین قربانیان ساختار حقوقی خواهند بود. در دوران اصلاحات، این دو نهاد، تحت هدایت ولی فقیه، نقش اصلی را در ایجاد بن بست سیاسی و حقوقی در مسیر اصلاحات بر عهده داشتند.
اما در همان دوره، نهادهایی مثل دولت (قوه مجریه)، مجلس (به خصوص مجلس ششم) و مجمع تشخیص مصلحت نظام نقشی بارز و اساسی در تحولات سیاسی بر عهده داشتند. این وضع در دولت نهم، دچار پاره ای تغییرات و جا به جایی ها شد، اما روندهای اساسی همچنان دست نخورده باقی ماند. به عبارتی نحوه اعمال قدرت، و رویه ها و روالهای حقوقی دچار تغییر اساسی نشد، هر چند دولت نهم شمار زیادی از سازمانها و دوایر اداری را بی اثر یا منحل نمود.
به عنوان مثال نهادهایی مثل بانک مرکزی با تغییرات پی در پی رئیس کل آن، به شدت تضعیف شد، یا شوراهای عالی دولتی و سازمان برنامه و بودجه، به دستور رئیس جمهور منحل شدند. اما در همین حال با اقدامات مداخله جویانه و محدود کننده دولت، فشار اجتماعی بر نهادهایی مثل شورای نگهبان، ولایت فقیه و قوه قضائیه، اندکی کاهش یافت و تند ترین انتقادات، بر دولت متمرکز شد.
پس از اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد، فصلی جدید در سیر تحول ساختار حقوقی جمهوری اسلامی رقم خورد. دولت که در طی چهار سال تصدی قوه مجریه، به کانون نفرت عمومی تبدیل شده بود، با اتهام تقلب به وزارت کشور، به کلی از درجه اعتبار ساقط شد. ولایت فقیه با توجه به سخنان رهبری در نماز جمعه 29 خرداد، مشروعیت اش را از دست داد و به حد یک جناح سیاسی تنزل یافت. علاوه براین، جریان رحیم مشایی و تمرد رئیس جمهور از فرمان رهبری، ضربه مهلک دیگری به نهاد رهبری وارد آورد.
شورای نگهبان هم با توجه به تایید انتخابات، از درجه اعتبار افتاد و به عنوان یک سازمان حزبی شناخته شد. علاوه بر این، قوه قضائیه و تلویزیون انحصاری دولت، در جریان برخورد با اعتراضات خیابانی پس از انتخابات، و به خصوص در جریان دادگاه های رسیدگی به پرونده «کودتای مخملی» در افکار عمومی به شدت منزوی شدند.
نیروی انتظامی، سپاه و بسیج هم متهم به سرکوب خونین و بیرحمانه شدند و پس از انتشار تصاویر اوباشگری نیروهای پلیس، چهره نیروی انتظامی نیز به شدت تخریب شد. اما مهمتر از همه این موارد، روندی بود که سه نهاد نظارتی و پر اهمیت دیگر طی کردند. این سه نهاد عبارت اند از مجمع تشخیص مصلحت، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان.
با گسترش بحران سیاسی، پس از انتخابات، عبدالله نوری (وزیر سابق کشور) پیشنهاد کرد که پرونده انتخابات به مجمع تشخیص مصلحت سپرده شود. اما سخنگوی دولت تصریح کرد که پرونده انتخابات، به هیچ وجه به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع نمیشود. هر چند با توجه به حملات رئیس دولت نهم به رئیس مجمع و سکوت رهبری، معلوم بود که این نهاد مهم، از گردونه فعل و انفعالات سیاسی خارج شده است.
همچنین در بحبوحه منازعات سیاسی پس از انتخابات، بسیاری از شخصیتها و گروه های سیاسی، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، خواستار بررسی صلاحیت رهبری در مجلس خبرگان شده بودند. اما با توجه به آرایش قوای سیاسی و ترکیب مجلس خبرگان، چنین خواسته ای هرگز جامه عمل نپوشید و مجلس خبرگان، علی رغم جایگاه خاصی که در قانون اساسی دارد، به یک نهاد نمایشی و فرمایشی تبدیل شد.
در نهایت از همه نهاد های سیاسی و حاکمیتی شناخته شده در قانون اساسی، تنها مجلس شورای اسلامی باقی ماند، که آن هم به یمن زیرکی سیاسی رئیس آن، علی لاریجانی بود. مجلس از همان ابتدا در وقایع پس از انتخابات، مداخله کرد و هیئتی برای رسیدگی به سرکوبها و شکنجه ها تعیین شد. همچنین انتقادات سنگینی علیه دولت و اقدامات آن در صحن علنی مجلس مطرح شد و با معرفی نامزدهای وزارت به مجلس، سیل انتقادات تند نمایندگان، به عملکرد دولت، شدت گرفت.
در جلسات رای اعتماد شاهد تند ترین برخوردهای مجلس با نامزدها بودیم، به طوری که همه بر این گمان بودند که شمار اندکی از نامزدهای معرفی شده، قادر به کسب رای اعتماد خواهند بود. با وجود این که مجلس، در ابتدا به سختی در برابر روند تخریب نهادی مقاومت میکرد، در نهایت، 18 نفر از 21 نامزد معرفی شده به مجلس، موفق به کسب رای اعتماد شدند.
در این شرایط، تنها کاری که مجلس برای حفظ جایگاه حقوقی و آبروی سیاسی خود میتوانست انجام دهد، این بود که از خود سلب مسئولیت کند و به اطلاع افکار عمومی برساند که مجبور به پذیرش نامزدهای پیشنهادی وزارت شده است. مهندس باهنر، یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس، این کار را با ظرافت خاصی انجام داد و ثابت کرد که مجلس هم، دیگر قادر به حفظ جایگاه نهادی خود نیست و به مجری اوامر ولی فقیه تبدیل شده است.
چنان که گفته شد، در این گزارش، به درستی یا نادرستی نتایج اعلام شده انتخابات نمیپردازیم. هدف این گزارش، تحلیل روند و مسیری است که نهادهای سیاسی و ساختار حقوقی جمهوری اسلامی در ماه های پس از انتخابات، طی کرده اند. و مشاهده کردیم که نهادهای عمده و اصلی ترین ساختارهای حاکمیتی، ظرف مدتی کوتاه، به شدت آسیب دیده یا به کلی حذف شدند. به نظر میرسد همه مسیرهای حقوقی و سیاسی در حاکمیت، به نحوی مسدود شده اند و تمامی ساختارهای پیش بینی شده در قانون اساسی، در مواجهه با بحران پس از انتخابات، در هم شکسته اند.
در بیانی تمثیلی و مفهومی، اگر ایدئولوژی سیاسی، نهادها و ساختارهای حقوقی هر نظام سیاسی را به لباسی تشبیه کنیم که قدرت (زور) عریان آن را میپوشاند، میتوان گفت که نظام سیاسی در ایران در حال لخت شدن (کشف عورت) است. این کشف عورت چنان عمیق و تکان دهنده است که حتی نهادهای غیر حکومتی هم به شدت آسیب هستند. به عنوان مثال، نهاد مرجعیت مذهبی یا خاندان بنیانگذار جمهوری اسلامی هم از محدودیت و اتهام افکنی در امان نماندند.
عظمت حضور میلیونی و بیسابقه مردم در تظاهرات و تجمعات مسالمت آمیز را به هیچ وجه نمیتوان دست کم گرفت. اما نمیتوان کل روند تخریبی فوق را ناشی از تظاهرات و اعتراضات مردمی دانست. گویا علاوه بر معترضان، دستی قدرتمند از درون خود نظام مشغول حذف یا تخریب برخی از نهادهای سیاسی حاکمیت است. با مشاهده این روند، اکنون، هر ناظری خود را با این پرسش اساسی مواجه میبیند که روند تحول نهادهای سیاسی و ساختارهای حقوقی، چگونه صورت گرفت و عواقب آن چیست؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا به تحلیل آخرین تحولات ساختار حقوقی جمهوری اسلامی میپردازیم. از اواخر دوره دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی، مجموعه نهادهای سیاسی، به سه طریق، دستخوش تغییر و تحول شدند: اول، فرایند انقیاد نهادی. در این فرایند از تمام ظرفیت حقوقی برخی از نهادهای انتصابی برای کنترل نهادهای انتخابی مثل مجلس و قوه مجریه، به صورتی فزاینده، استفاده شد.
به تدریج این نهادها به طور کامل به انقیاد فرماندهان نظامی درآمدند و در نهایت جایگاه نهادی و فلسفه وجودی آنها زیر سوال رفت. این روند به وضوح در شورای نگهبان، نهاد رهبری و قوه قضائیه روی داد. نقطه اوج این فرایند در هفته های پس از انتخابات قابل مشاهده است: اکنون علاوه بر متن برنامه های صدا و سیما، حتی متن خطبه های نماز جمعه هم توسط کارشناسان نظامی و در «قرارگاه ها» نوشته میشود.
دوم، فرایند جایگزینی. کنترل نهادهای انتخابی، بدون کمک برخی عناصر و گروه های سیاسی موئتلف، ممکن نبود. در ائتلافی تاکتیکی و موقتی با سیاسیون راستگرا، قوه مجریه و مجلس شورای اسلامی، به وسیله نظامیان یا عناصر خنثی و مطیع، قبضه شد. در ابتدای کار، سهمی برای راستگرایان در نظر گرفته شد، که با حذف کامل رقیب (اصلاح طلبان)، دیگر ضمانتی برای این شراکت و سهم خواهی وجود نخواهد داشت.
سوم، فرایند خنثی سازی. طبق قانون اساسی، برخی نهادها و ساختارهای حقوقی، مختص روحانیون است. این نهادها از طریق فرایند انقیاد و فرایند جایگزینی، به تدریج خنثی شدند. به عنوان مثال میتوان از مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان نام برد. با توجه به فرایندهای فوق، میتوان سیر تحول نهادی و حقوقی نظام سیاسی را به خوبی مشاهده کرد.
این تحول در چارچوب همکاری یک ائتلاف سیاسی، بین جناح های نظامی، روحانیت وابسته به ولی فقیه و جناح راست (اصولگرایان) صورت میگرفت. اما پس از انتخابات 22 خرداد، با وقوع تظاهرات و تجمعات بی سابقه، سیر تحول نهادی در جمهور اسلامی، به یک روند تخریبی و زوال نهادی تبدیل شد. از یک طرف نهادهای انتصابی مثل شورای نگهبان، قوه قضائیه و ولی فقیه، زیر حملات شدید و مخرب معترضان قرار گرفتند و از طرف دیگر، حاکمیت حاضر نبود، نهادهای خنثی شده (مثل مجمع تشخیص یا مجلس خبرگان) را در حل و رفع بحران، شریک کند.
در واقع فشار خرد کننده بحران، به طور کامل بر دوش ولی فقیه و نهادهای انتصابی تحت نظر وی، متمرکز شد. در این شرایط که مجلس سعی داشت با تدبیر رئیس و تعدادی از نمایندگان شاخص جناح راست، در مقابله با بحران، نقشی بر عهده گیرد، با ممانعت ولی فقیه مواجه شد. این ممانعت به احتمال قوی، حاصل توصیه ها و مشورت های کارشناسان نظامی ولی فقیه بوده است. چرا که نظامیان برای حفظ جایگاه رفیع خود در حاکمیت، به هر طریق ممکن، در برابر ارائه راه حلهای سیاسی، مانع تراشی میکنند.
در حقیقت، با ورود سازمانهای نظامی و امنیتی به عرصه سیاست، فرایندی آغاز میشود که اگر تداوم یابد، منجر به نابودی عرصه سیاسی و نهادی میشود و به انزوا یا حذف تمام نخبگان و فعالان سیاسی منجر میگردد؛ چرا که همه تضادها و اختلاف نظر ها، از طریق فرمان، حذف و حبس، حل میشوند و در جایی که تضاد یااختلافی نباشد، سیاست ورزی (چه از نوع چپ و چه از نوع راست) معنایی نخواهد داشت. بدین ترتیب به نظر میرسد، با تداوم حضور نظامیان در عرصه سیاست، و انهدام کامل نهادی، فرایند حذف عناصر سیاسی، با سرعت بیشتر ادامه یابد و پس از حذف کامل اصلاحطلبان، سایر نیروهای سیاسی هم به نوبت، مجبور به انتخابی دردناک بین حذف و اعتراف تلویزیونی، یا خانه نشینی خواهند بود.
از دوران ریاست جمهوری خاتمی، به خصوص پس از وقایع کوی دانشگاه، هر ناظری میدانست که در صورت بروز بحران در نظام سیاسی ایران، دو نهاد عمده شورای نگهبان و قوه قضائیه از اولین قربانیان ساختار حقوقی خواهند بود. در دوران اصلاحات، این دو نهاد، تحت هدایت ولی فقیه، نقش اصلی را در ایجاد بن بست سیاسی و حقوقی در مسیر اصلاحات بر عهده داشتند.
اما در همان دوره، نهادهایی مثل دولت (قوه مجریه)، مجلس (به خصوص مجلس ششم) و مجمع تشخیص مصلحت نظام نقشی بارز و اساسی در تحولات سیاسی بر عهده داشتند. این وضع در دولت نهم، دچار پاره ای تغییرات و جا به جایی ها شد، اما روندهای اساسی همچنان دست نخورده باقی ماند. به عبارتی نحوه اعمال قدرت، و رویه ها و روالهای حقوقی دچار تغییر اساسی نشد، هر چند دولت نهم شمار زیادی از سازمانها و دوایر اداری را بی اثر یا منحل نمود.
به عنوان مثال نهادهایی مثل بانک مرکزی با تغییرات پی در پی رئیس کل آن، به شدت تضعیف شد، یا شوراهای عالی دولتی و سازمان برنامه و بودجه، به دستور رئیس جمهور منحل شدند. اما در همین حال با اقدامات مداخله جویانه و محدود کننده دولت، فشار اجتماعی بر نهادهایی مثل شورای نگهبان، ولایت فقیه و قوه قضائیه، اندکی کاهش یافت و تند ترین انتقادات، بر دولت متمرکز شد.
پس از اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد، فصلی جدید در سیر تحول ساختار حقوقی جمهوری اسلامی رقم خورد. دولت که در طی چهار سال تصدی قوه مجریه، به کانون نفرت عمومی تبدیل شده بود، با اتهام تقلب به وزارت کشور، به کلی از درجه اعتبار ساقط شد. ولایت فقیه با توجه به سخنان رهبری در نماز جمعه 29 خرداد، مشروعیت اش را از دست داد و به حد یک جناح سیاسی تنزل یافت. علاوه براین، جریان رحیم مشایی و تمرد رئیس جمهور از فرمان رهبری، ضربه مهلک دیگری به نهاد رهبری وارد آورد.
شورای نگهبان هم با توجه به تایید انتخابات، از درجه اعتبار افتاد و به عنوان یک سازمان حزبی شناخته شد. علاوه بر این، قوه قضائیه و تلویزیون انحصاری دولت، در جریان برخورد با اعتراضات خیابانی پس از انتخابات، و به خصوص در جریان دادگاه های رسیدگی به پرونده «کودتای مخملی» در افکار عمومی به شدت منزوی شدند.
نیروی انتظامی، سپاه و بسیج هم متهم به سرکوب خونین و بیرحمانه شدند و پس از انتشار تصاویر اوباشگری نیروهای پلیس، چهره نیروی انتظامی نیز به شدت تخریب شد. اما مهمتر از همه این موارد، روندی بود که سه نهاد نظارتی و پر اهمیت دیگر طی کردند. این سه نهاد عبارت اند از مجمع تشخیص مصلحت، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان.
با گسترش بحران سیاسی، پس از انتخابات، عبدالله نوری (وزیر سابق کشور) پیشنهاد کرد که پرونده انتخابات به مجمع تشخیص مصلحت سپرده شود. اما سخنگوی دولت تصریح کرد که پرونده انتخابات، به هیچ وجه به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع نمیشود. هر چند با توجه به حملات رئیس دولت نهم به رئیس مجمع و سکوت رهبری، معلوم بود که این نهاد مهم، از گردونه فعل و انفعالات سیاسی خارج شده است.
همچنین در بحبوحه منازعات سیاسی پس از انتخابات، بسیاری از شخصیتها و گروه های سیاسی، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، خواستار بررسی صلاحیت رهبری در مجلس خبرگان شده بودند. اما با توجه به آرایش قوای سیاسی و ترکیب مجلس خبرگان، چنین خواسته ای هرگز جامه عمل نپوشید و مجلس خبرگان، علی رغم جایگاه خاصی که در قانون اساسی دارد، به یک نهاد نمایشی و فرمایشی تبدیل شد.
در نهایت از همه نهاد های سیاسی و حاکمیتی شناخته شده در قانون اساسی، تنها مجلس شورای اسلامی باقی ماند، که آن هم به یمن زیرکی سیاسی رئیس آن، علی لاریجانی بود. مجلس از همان ابتدا در وقایع پس از انتخابات، مداخله کرد و هیئتی برای رسیدگی به سرکوبها و شکنجه ها تعیین شد. همچنین انتقادات سنگینی علیه دولت و اقدامات آن در صحن علنی مجلس مطرح شد و با معرفی نامزدهای وزارت به مجلس، سیل انتقادات تند نمایندگان، به عملکرد دولت، شدت گرفت.
در جلسات رای اعتماد شاهد تند ترین برخوردهای مجلس با نامزدها بودیم، به طوری که همه بر این گمان بودند که شمار اندکی از نامزدهای معرفی شده، قادر به کسب رای اعتماد خواهند بود. با وجود این که مجلس، در ابتدا به سختی در برابر روند تخریب نهادی مقاومت میکرد، در نهایت، 18 نفر از 21 نامزد معرفی شده به مجلس، موفق به کسب رای اعتماد شدند.
در این شرایط، تنها کاری که مجلس برای حفظ جایگاه حقوقی و آبروی سیاسی خود میتوانست انجام دهد، این بود که از خود سلب مسئولیت کند و به اطلاع افکار عمومی برساند که مجبور به پذیرش نامزدهای پیشنهادی وزارت شده است. مهندس باهنر، یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس، این کار را با ظرافت خاصی انجام داد و ثابت کرد که مجلس هم، دیگر قادر به حفظ جایگاه نهادی خود نیست و به مجری اوامر ولی فقیه تبدیل شده است.
چنان که گفته شد، در این گزارش، به درستی یا نادرستی نتایج اعلام شده انتخابات نمیپردازیم. هدف این گزارش، تحلیل روند و مسیری است که نهادهای سیاسی و ساختار حقوقی جمهوری اسلامی در ماه های پس از انتخابات، طی کرده اند. و مشاهده کردیم که نهادهای عمده و اصلی ترین ساختارهای حاکمیتی، ظرف مدتی کوتاه، به شدت آسیب دیده یا به کلی حذف شدند. به نظر میرسد همه مسیرهای حقوقی و سیاسی در حاکمیت، به نحوی مسدود شده اند و تمامی ساختارهای پیش بینی شده در قانون اساسی، در مواجهه با بحران پس از انتخابات، در هم شکسته اند.
در بیانی تمثیلی و مفهومی، اگر ایدئولوژی سیاسی، نهادها و ساختارهای حقوقی هر نظام سیاسی را به لباسی تشبیه کنیم که قدرت (زور) عریان آن را میپوشاند، میتوان گفت که نظام سیاسی در ایران در حال لخت شدن (کشف عورت) است. این کشف عورت چنان عمیق و تکان دهنده است که حتی نهادهای غیر حکومتی هم به شدت آسیب هستند. به عنوان مثال، نهاد مرجعیت مذهبی یا خاندان بنیانگذار جمهوری اسلامی هم از محدودیت و اتهام افکنی در امان نماندند.
عظمت حضور میلیونی و بیسابقه مردم در تظاهرات و تجمعات مسالمت آمیز را به هیچ وجه نمیتوان دست کم گرفت. اما نمیتوان کل روند تخریبی فوق را ناشی از تظاهرات و اعتراضات مردمی دانست. گویا علاوه بر معترضان، دستی قدرتمند از درون خود نظام مشغول حذف یا تخریب برخی از نهادهای سیاسی حاکمیت است. با مشاهده این روند، اکنون، هر ناظری خود را با این پرسش اساسی مواجه میبیند که روند تحول نهادهای سیاسی و ساختارهای حقوقی، چگونه صورت گرفت و عواقب آن چیست؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا به تحلیل آخرین تحولات ساختار حقوقی جمهوری اسلامی میپردازیم. از اواخر دوره دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی، مجموعه نهادهای سیاسی، به سه طریق، دستخوش تغییر و تحول شدند: اول، فرایند انقیاد نهادی. در این فرایند از تمام ظرفیت حقوقی برخی از نهادهای انتصابی برای کنترل نهادهای انتخابی مثل مجلس و قوه مجریه، به صورتی فزاینده، استفاده شد.
به تدریج این نهادها به طور کامل به انقیاد فرماندهان نظامی درآمدند و در نهایت جایگاه نهادی و فلسفه وجودی آنها زیر سوال رفت. این روند به وضوح در شورای نگهبان، نهاد رهبری و قوه قضائیه روی داد. نقطه اوج این فرایند در هفته های پس از انتخابات قابل مشاهده است: اکنون علاوه بر متن برنامه های صدا و سیما، حتی متن خطبه های نماز جمعه هم توسط کارشناسان نظامی و در «قرارگاه ها» نوشته میشود.
دوم، فرایند جایگزینی. کنترل نهادهای انتخابی، بدون کمک برخی عناصر و گروه های سیاسی موئتلف، ممکن نبود. در ائتلافی تاکتیکی و موقتی با سیاسیون راستگرا، قوه مجریه و مجلس شورای اسلامی، به وسیله نظامیان یا عناصر خنثی و مطیع، قبضه شد. در ابتدای کار، سهمی برای راستگرایان در نظر گرفته شد، که با حذف کامل رقیب (اصلاح طلبان)، دیگر ضمانتی برای این شراکت و سهم خواهی وجود نخواهد داشت.
سوم، فرایند خنثی سازی. طبق قانون اساسی، برخی نهادها و ساختارهای حقوقی، مختص روحانیون است. این نهادها از طریق فرایند انقیاد و فرایند جایگزینی، به تدریج خنثی شدند. به عنوان مثال میتوان از مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان نام برد. با توجه به فرایندهای فوق، میتوان سیر تحول نهادی و حقوقی نظام سیاسی را به خوبی مشاهده کرد.
این تحول در چارچوب همکاری یک ائتلاف سیاسی، بین جناح های نظامی، روحانیت وابسته به ولی فقیه و جناح راست (اصولگرایان) صورت میگرفت. اما پس از انتخابات 22 خرداد، با وقوع تظاهرات و تجمعات بی سابقه، سیر تحول نهادی در جمهور اسلامی، به یک روند تخریبی و زوال نهادی تبدیل شد. از یک طرف نهادهای انتصابی مثل شورای نگهبان، قوه قضائیه و ولی فقیه، زیر حملات شدید و مخرب معترضان قرار گرفتند و از طرف دیگر، حاکمیت حاضر نبود، نهادهای خنثی شده (مثل مجمع تشخیص یا مجلس خبرگان) را در حل و رفع بحران، شریک کند.
در واقع فشار خرد کننده بحران، به طور کامل بر دوش ولی فقیه و نهادهای انتصابی تحت نظر وی، متمرکز شد. در این شرایط که مجلس سعی داشت با تدبیر رئیس و تعدادی از نمایندگان شاخص جناح راست، در مقابله با بحران، نقشی بر عهده گیرد، با ممانعت ولی فقیه مواجه شد. این ممانعت به احتمال قوی، حاصل توصیه ها و مشورت های کارشناسان نظامی ولی فقیه بوده است. چرا که نظامیان برای حفظ جایگاه رفیع خود در حاکمیت، به هر طریق ممکن، در برابر ارائه راه حلهای سیاسی، مانع تراشی میکنند.
در حقیقت، با ورود سازمانهای نظامی و امنیتی به عرصه سیاست، فرایندی آغاز میشود که اگر تداوم یابد، منجر به نابودی عرصه سیاسی و نهادی میشود و به انزوا یا حذف تمام نخبگان و فعالان سیاسی منجر میگردد؛ چرا که همه تضادها و اختلاف نظر ها، از طریق فرمان، حذف و حبس، حل میشوند و در جایی که تضاد یااختلافی نباشد، سیاست ورزی (چه از نوع چپ و چه از نوع راست) معنایی نخواهد داشت. بدین ترتیب به نظر میرسد، با تداوم حضور نظامیان در عرصه سیاست، و انهدام کامل نهادی، فرایند حذف عناصر سیاسی، با سرعت بیشتر ادامه یابد و پس از حذف کامل اصلاحطلبان، سایر نیروهای سیاسی هم به نوبت، مجبور به انتخابی دردناک بین حذف و اعتراف تلویزیونی، یا خانه نشینی خواهند بود.
تا روز قدس / فطریه سبز
سید علی اصغر غروی
"مرحوم علامه غروی، از کسانی است که با تیزبینی خاص و روشن بینی فقهی عجیبی که داشت این مساله را مورد مداقه قرار داده و استدلالهای این مقاله مبتنی بر اجتهادات اوست. وی معتقد است فطریه را می توان به خانواده زندانیان سیاسی و مظلومان و آسیب پذیران راه آزادی پرداخت."
بیداری اخیر مردم ایران در کنار هزینههای تلخ و جانکاهش، اعماق برخی باورهای دیرینه ما را درنوردید و باعث تجدید نظری جدی در دینداری ما شد و این تحول جانانه همچنان ادامه دارد. امروز قاطبه مردمان می دانند که بسیاری از احکام منتسب به اسلام، ساختگی است؛ می فهمند که چگونه مستبدان برای حفظ قدرت خود، احکام دین خدا را جعل و تحریف می کنند؛ می فهمند که ارتداد، سنگسار، محاربه ، فساد فی الارض و بسیاری احکام دیگر نه دستورات قرآن بلکه میراث قدرتهای سیاسی است برای حفظ خودشان. اینها همه برکات ارزشمند سبز شدن اندیشه های ماست در این روزگار سیاه.
مساله زکات و در شکل خاص آن زکات فطره نیز از زمره مسائلی است که در شکل رایج آن از سویی دست گدایی حاکمان در برابر مردم است و از سوی دیگر رفع تکلیفی ناقص و بی محتوا به منظور رفع فقر که زمینه در برداشت سطحی و سهل انگارانه ما از مقوله فقر دارد. در این مقال می کوشیم با واکاوی فقهی و نظری مختصری پیرامون موضوع زکات نشان دهیم زندانیان و مظلومان طریق آزادی، مستحق ترین افراد برای پرداخت زکات هستند.
مرحوم علامه غروی، از مراجع بنام معاصر در اصفهان، جزء معدود کسانی است که با تیزبینی خاص و روشن بینی فقهی عجیبی که داشت این مساله را مورد مداقه قرار داده و استدلالهای این مقاله مبتنی بر اجتهادات اوست. وی معتقد است فطریه را می توان به خانواده زندانیان سیاسی و مظلومان و آسیب پذیران راه آزادی پرداخت. خلاصه ای از استدلالات قرآنی و روایی او چنین است:
اصلی ترین آیه ای که مستند فقهاء در تقسیم و مصرف زکات قرار گرفته است، آیه ۶۰ سوره توبه است: إنّما الصّدقاتُ لِلفقراءِ وَ المساکینِ وَ العاملینَ علیها وَ المؤلّفةِ قلوبُهُم وَ فی الرِّقابِ وَ الغارمینَ و فی سبیلِ اللهِ و ابنِ السّبیلِ فریضةً مِنَ اللهِ وَ اللهُ علیمٌ حکیمٌ / ترجمه: زکات تنها برای فقراء و درماندگان و گردآورندگان آن است و نیز دلجویی شوندگان (از اهل کتاب) و آنانی که دربندند (زندانیان، اسیران، محکومان) و بدهکاران و در راه خدا و به راه ماندگان. فریضه یی است از جانب خدا؛ و خدا دانایی است فرزانه.
در این آیه موارد هشت گانه مصرف زکات آمده است، و فطریه هم چون عنوان زکات دارد، می تواند در هر مورد از این موارد هشت گانه مصرف شود و فقهاء شیعه و سنّی هم در این موضوع به این آیه استناد کرده اند. مصداق سخن ما نیز در این که می پرسیم: آیا زکات فطر به زندانیان سیاسی و خانواده آنها می رسد؟ در این آیه ذکر شده که به شرح آن می پردازیم.
للفقراء: کلمه فقراء درسوره بقرة آیه ۲۷۳ تعریف شده، آنجا که خداوند می فرماید: لِلفقراءِ الّذینَ اُحصِروا فی سبیلِ اللهِ لا یستطیعونَ ضرباً فی الارضِ یحسَبُهُم الجاهلُ أَغنیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعرِفُهُم بِسیماهُم لا یسئلونَ الناسَ إِلحافاً و ما تُنفِقوا من خیرٍ فإنَّ اللهَ بهِ علیمٌ.
ترجمه: (یکی از موارد انفاق شما) باید فقرائی باشند که در راه خدا محصورشده اند و توان جابه جایی در زمین را ندارند و چنان آبرومندند که فرد نا آگاه، آنها را بی نیاز می پندارد؛ اما از سیمایشان به وضع آنها پی می بری؛ چیزی به اصرار از مردم نمی خواهند؛ و هر نیکی که انفاق کنید، خدا از آن آگاه است.
تفسیر المنار (ج۳، ص۸۷، پاراگراف۲) در ذیل این آیه، در جواب کسانی که می گویند آیه مربوط به مهاجران زمان رسول خدا و اهل صفّه است، می گوید: قاعده اصولی این است که، اعتبار به عمومیت لفظ است نه تخصیص دادن به سبب نزول آیه. پس هر کسی که وصفش به این صفت از فقراء ممکن شد، در حکم کسانی قرارمی گیرد که این آیه جهت ثبوت و بیان استحقاق صدقه در مورد ایشان نازل شده است.
می بینیم که مفسران، این صفات را در تفاسیر خود خلاصه کرده اند، به طوری که بسط آن به موارد مشابه امکان پذیر است. با این تعبیر، «حصار»، دلالت به منع از کسب دارد، به گونه یی که ترک کسب به سبب اضطرار باشد. و محبوس کردن نفس در راه خدا، یعنی در اعمال مشروعی که مصالح به سبب آن بپا داشته شود مثل جهاد و علم. علامه طباطبائی نیز در تفسیر خود، ذیل آیه مذکور توضیحاتی به همین مضامین آورده است (المیزان، ج۲ ، ص۶۱۳، ذیل آیه).
اکنون سوال ما اینست که آیا زندانیان سیاسی محصور و ممنوع از کسب و کار نیستند؟ آیا به حسب عرف معمول در جهان و در کشور و نیز براساس قوانین موضوعه مملکت، اینها جهادگر در راه خدا و وطن و آزادی ملت نمی باشند؟ و آیا خانواده های ایشان و خانواده هایی که سرپرست خود را در این اتفاقات اخیر و حوادث مشابه پیش از این و یا آنچه بعداً به همین صورت اتفاق خواهد افتاد، از دست داده اند و یا آنهایی که دچار مشکلات جسمی و روحی شده اند، جزو کسانی نیستند که چنان در عفافند که شخص ناآگاه از وضع آنان، ایشان را بی نیاز می پندارد و حال آنکه از وجنات، سکنات و حرکاتشان به حقیقت وضعیت آنان پی می بری، و به دلیل عزت نفس و حفظ آبرو و تعفف چیزی از کسی نمی خواهند و اظهار ناداری نمی کنند؟
و فی الرّقاب: «رقاب» به معنای انسانهای دربند است. در مسند احمد بن حنبل (۲۹۹،۴) حدیثی از بُراء بن عازب نقل شده که گفت: «مردی نزد رسول خدا آمد و پرسید: راهنمایی کن مرا به عملی که نزدیک کند مرا به جنّت و دور سازد مرا از دوزخ. حضرت فرمود: أَعتِقِ النَسَمَةَ و فُکَّ الرَّقَبَةَ (یعنی آزاد کن انسان را و بگشای بندهای دربند را)». باید توجه داشت که حضرت اعتق المکاتبین (یعنی برده یی که با آقای خود قرارداد می نویسد که کار کند و پول آزادی خود را بپردازد) به کار نبرده، بلکه از لفظ «النَسَمَةً» به معنای انسان آزاد استفاده کرده است.
در سوره بلد (آیات۱۱تا۱۳) می خوانیم: فَلا اقتَحَمَ العَقَبَةَ، وَ ما ادراکَ ماالعَقَبَةُ، فَکُّ رَقَبَةٍ، دراین آیات یکی از کارهای با اهمّیتی که در حد عبور از گردنه سخت ذکر شده، آزاد کردن اسیر دربند است، و این کار در کنار طعام دادن در روز گرسنگی، أو اطعامٌ فی یومٍ ذی مَسغَبَةٍ، آمده که خود حاکی از اهمیت موضوع می باشد. و می توان هر زکاتی را از جمله فطریه را در هر دو مورد، هم انسان دربند و هم خانواده گرسنه و محتاج او مصرف کرد.
«غارم» به معنای بدهکار ملزم به پرداخت که به دلایلی نتواند دین خود را بپردازد. در المنار (ج۱۰، ص۴۹۸) در ذیل این قسمت از آیه نوشته شده «و ایشان کسانی هستند که دینی برگردن آنها است و عذری دارند در اداء آن».
آیا دینی بالاتر از دین سرپرست خانواده نسبت به نفقه خوارانش سراغ دارید؟ چه رسد به این که در آن خانواده فرزند صغیر و شیرخواره هم که محتاج تغذیه مخصوص است، باشد. اگر گفته شود این دلایل برای کسی است که مسلمان باشد و این زندانیان و خانواده های آنان مسلمان نیستند و خارجی و مرتد خوانده می شوند، می گوییم که در این آیه جواب اشکال شما با ذکر «و المؤلّفة قلوبهم» داده شده است، و ایشان کسانی هستند که با دادن زکاة می توانید قلوبشان را به دینتان نزدیک کنید، که این هم یکی از موارد هشت گانه می باشد.
در حدیث است از معاویة بن وهب که گفت: «از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم راجع به مردی که صاحب سیصد یا چهارصد درهم سرمایه و دارای زن و فرزند و پیشه ور می باشد، ولی نتواند تمام مخارج خود را از کسب تامین کند، آیا سرمایه خود را خرج کند و زکات نگیرد یا زکات گرفتنش جایز است؟ فرمود: نباید ازسرمایه خرج کند، باید از درآمد آن سرمایه یا از زائد برحاجت از آن، قوت خود و عیالش را تأمین نموده و کمبود آن را از زکاتی که می گیرد جبران نماید و سرمایه را به کار بیندازد و خرج معاش نکند(کافی و ص۲۴ طبع سنگی ازوافی).
با این آیات بینات و مستدلّات واضحة چه باید کرد؟ وقتی که حدّ استحقاق دراسلام اینگونه بیان می شود، آیا باید فقیر را درنداشتن مال دید؟! و آیا باید منتظر ماند تا خانواده یی که مدتی است بی سرپرست مانده یا خانواده یی که سرپرست آن مدتی است دارای مشکلات روحی و جسمی است و توان کسب را از دست داده، تمام سرمایه خود را خرج معاش کند، به ویژه اگر آن سرپرست خانواده برای من و تو دچار این مشکلات شده باشد؟ به راستی چه تفاوت عمیقی است میان اسلام سبز ما و اسلامی که ثمره سالها جعل و تحریف متولیان رسمی دین است...
منابع:
تفاسیر مذکور در متن
کتاب شرح رساله (حواشی سید محمدجواد موسوی غروی بر رساله توضیح المسائل مرحوم بروجردی)
کتاب خورشید معرفت جلد ۳، تألیفات علّامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی.
تدوین: سید علی اصغر غروی
برگرفته از: پایگاه اینترنتی ارباب حکمت
"مرحوم علامه غروی، از کسانی است که با تیزبینی خاص و روشن بینی فقهی عجیبی که داشت این مساله را مورد مداقه قرار داده و استدلالهای این مقاله مبتنی بر اجتهادات اوست. وی معتقد است فطریه را می توان به خانواده زندانیان سیاسی و مظلومان و آسیب پذیران راه آزادی پرداخت."
بیداری اخیر مردم ایران در کنار هزینههای تلخ و جانکاهش، اعماق برخی باورهای دیرینه ما را درنوردید و باعث تجدید نظری جدی در دینداری ما شد و این تحول جانانه همچنان ادامه دارد. امروز قاطبه مردمان می دانند که بسیاری از احکام منتسب به اسلام، ساختگی است؛ می فهمند که چگونه مستبدان برای حفظ قدرت خود، احکام دین خدا را جعل و تحریف می کنند؛ می فهمند که ارتداد، سنگسار، محاربه ، فساد فی الارض و بسیاری احکام دیگر نه دستورات قرآن بلکه میراث قدرتهای سیاسی است برای حفظ خودشان. اینها همه برکات ارزشمند سبز شدن اندیشه های ماست در این روزگار سیاه.
مساله زکات و در شکل خاص آن زکات فطره نیز از زمره مسائلی است که در شکل رایج آن از سویی دست گدایی حاکمان در برابر مردم است و از سوی دیگر رفع تکلیفی ناقص و بی محتوا به منظور رفع فقر که زمینه در برداشت سطحی و سهل انگارانه ما از مقوله فقر دارد. در این مقال می کوشیم با واکاوی فقهی و نظری مختصری پیرامون موضوع زکات نشان دهیم زندانیان و مظلومان طریق آزادی، مستحق ترین افراد برای پرداخت زکات هستند.
مرحوم علامه غروی، از مراجع بنام معاصر در اصفهان، جزء معدود کسانی است که با تیزبینی خاص و روشن بینی فقهی عجیبی که داشت این مساله را مورد مداقه قرار داده و استدلالهای این مقاله مبتنی بر اجتهادات اوست. وی معتقد است فطریه را می توان به خانواده زندانیان سیاسی و مظلومان و آسیب پذیران راه آزادی پرداخت. خلاصه ای از استدلالات قرآنی و روایی او چنین است:
اصلی ترین آیه ای که مستند فقهاء در تقسیم و مصرف زکات قرار گرفته است، آیه ۶۰ سوره توبه است: إنّما الصّدقاتُ لِلفقراءِ وَ المساکینِ وَ العاملینَ علیها وَ المؤلّفةِ قلوبُهُم وَ فی الرِّقابِ وَ الغارمینَ و فی سبیلِ اللهِ و ابنِ السّبیلِ فریضةً مِنَ اللهِ وَ اللهُ علیمٌ حکیمٌ / ترجمه: زکات تنها برای فقراء و درماندگان و گردآورندگان آن است و نیز دلجویی شوندگان (از اهل کتاب) و آنانی که دربندند (زندانیان، اسیران، محکومان) و بدهکاران و در راه خدا و به راه ماندگان. فریضه یی است از جانب خدا؛ و خدا دانایی است فرزانه.
در این آیه موارد هشت گانه مصرف زکات آمده است، و فطریه هم چون عنوان زکات دارد، می تواند در هر مورد از این موارد هشت گانه مصرف شود و فقهاء شیعه و سنّی هم در این موضوع به این آیه استناد کرده اند. مصداق سخن ما نیز در این که می پرسیم: آیا زکات فطر به زندانیان سیاسی و خانواده آنها می رسد؟ در این آیه ذکر شده که به شرح آن می پردازیم.
للفقراء: کلمه فقراء درسوره بقرة آیه ۲۷۳ تعریف شده، آنجا که خداوند می فرماید: لِلفقراءِ الّذینَ اُحصِروا فی سبیلِ اللهِ لا یستطیعونَ ضرباً فی الارضِ یحسَبُهُم الجاهلُ أَغنیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعرِفُهُم بِسیماهُم لا یسئلونَ الناسَ إِلحافاً و ما تُنفِقوا من خیرٍ فإنَّ اللهَ بهِ علیمٌ.
ترجمه: (یکی از موارد انفاق شما) باید فقرائی باشند که در راه خدا محصورشده اند و توان جابه جایی در زمین را ندارند و چنان آبرومندند که فرد نا آگاه، آنها را بی نیاز می پندارد؛ اما از سیمایشان به وضع آنها پی می بری؛ چیزی به اصرار از مردم نمی خواهند؛ و هر نیکی که انفاق کنید، خدا از آن آگاه است.
تفسیر المنار (ج۳، ص۸۷، پاراگراف۲) در ذیل این آیه، در جواب کسانی که می گویند آیه مربوط به مهاجران زمان رسول خدا و اهل صفّه است، می گوید: قاعده اصولی این است که، اعتبار به عمومیت لفظ است نه تخصیص دادن به سبب نزول آیه. پس هر کسی که وصفش به این صفت از فقراء ممکن شد، در حکم کسانی قرارمی گیرد که این آیه جهت ثبوت و بیان استحقاق صدقه در مورد ایشان نازل شده است.
می بینیم که مفسران، این صفات را در تفاسیر خود خلاصه کرده اند، به طوری که بسط آن به موارد مشابه امکان پذیر است. با این تعبیر، «حصار»، دلالت به منع از کسب دارد، به گونه یی که ترک کسب به سبب اضطرار باشد. و محبوس کردن نفس در راه خدا، یعنی در اعمال مشروعی که مصالح به سبب آن بپا داشته شود مثل جهاد و علم. علامه طباطبائی نیز در تفسیر خود، ذیل آیه مذکور توضیحاتی به همین مضامین آورده است (المیزان، ج۲ ، ص۶۱۳، ذیل آیه).
اکنون سوال ما اینست که آیا زندانیان سیاسی محصور و ممنوع از کسب و کار نیستند؟ آیا به حسب عرف معمول در جهان و در کشور و نیز براساس قوانین موضوعه مملکت، اینها جهادگر در راه خدا و وطن و آزادی ملت نمی باشند؟ و آیا خانواده های ایشان و خانواده هایی که سرپرست خود را در این اتفاقات اخیر و حوادث مشابه پیش از این و یا آنچه بعداً به همین صورت اتفاق خواهد افتاد، از دست داده اند و یا آنهایی که دچار مشکلات جسمی و روحی شده اند، جزو کسانی نیستند که چنان در عفافند که شخص ناآگاه از وضع آنان، ایشان را بی نیاز می پندارد و حال آنکه از وجنات، سکنات و حرکاتشان به حقیقت وضعیت آنان پی می بری، و به دلیل عزت نفس و حفظ آبرو و تعفف چیزی از کسی نمی خواهند و اظهار ناداری نمی کنند؟
و فی الرّقاب: «رقاب» به معنای انسانهای دربند است. در مسند احمد بن حنبل (۲۹۹،۴) حدیثی از بُراء بن عازب نقل شده که گفت: «مردی نزد رسول خدا آمد و پرسید: راهنمایی کن مرا به عملی که نزدیک کند مرا به جنّت و دور سازد مرا از دوزخ. حضرت فرمود: أَعتِقِ النَسَمَةَ و فُکَّ الرَّقَبَةَ (یعنی آزاد کن انسان را و بگشای بندهای دربند را)». باید توجه داشت که حضرت اعتق المکاتبین (یعنی برده یی که با آقای خود قرارداد می نویسد که کار کند و پول آزادی خود را بپردازد) به کار نبرده، بلکه از لفظ «النَسَمَةً» به معنای انسان آزاد استفاده کرده است.
در سوره بلد (آیات۱۱تا۱۳) می خوانیم: فَلا اقتَحَمَ العَقَبَةَ، وَ ما ادراکَ ماالعَقَبَةُ، فَکُّ رَقَبَةٍ، دراین آیات یکی از کارهای با اهمّیتی که در حد عبور از گردنه سخت ذکر شده، آزاد کردن اسیر دربند است، و این کار در کنار طعام دادن در روز گرسنگی، أو اطعامٌ فی یومٍ ذی مَسغَبَةٍ، آمده که خود حاکی از اهمیت موضوع می باشد. و می توان هر زکاتی را از جمله فطریه را در هر دو مورد، هم انسان دربند و هم خانواده گرسنه و محتاج او مصرف کرد.
«غارم» به معنای بدهکار ملزم به پرداخت که به دلایلی نتواند دین خود را بپردازد. در المنار (ج۱۰، ص۴۹۸) در ذیل این قسمت از آیه نوشته شده «و ایشان کسانی هستند که دینی برگردن آنها است و عذری دارند در اداء آن».
آیا دینی بالاتر از دین سرپرست خانواده نسبت به نفقه خوارانش سراغ دارید؟ چه رسد به این که در آن خانواده فرزند صغیر و شیرخواره هم که محتاج تغذیه مخصوص است، باشد. اگر گفته شود این دلایل برای کسی است که مسلمان باشد و این زندانیان و خانواده های آنان مسلمان نیستند و خارجی و مرتد خوانده می شوند، می گوییم که در این آیه جواب اشکال شما با ذکر «و المؤلّفة قلوبهم» داده شده است، و ایشان کسانی هستند که با دادن زکاة می توانید قلوبشان را به دینتان نزدیک کنید، که این هم یکی از موارد هشت گانه می باشد.
در حدیث است از معاویة بن وهب که گفت: «از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم راجع به مردی که صاحب سیصد یا چهارصد درهم سرمایه و دارای زن و فرزند و پیشه ور می باشد، ولی نتواند تمام مخارج خود را از کسب تامین کند، آیا سرمایه خود را خرج کند و زکات نگیرد یا زکات گرفتنش جایز است؟ فرمود: نباید ازسرمایه خرج کند، باید از درآمد آن سرمایه یا از زائد برحاجت از آن، قوت خود و عیالش را تأمین نموده و کمبود آن را از زکاتی که می گیرد جبران نماید و سرمایه را به کار بیندازد و خرج معاش نکند(کافی و ص۲۴ طبع سنگی ازوافی).
با این آیات بینات و مستدلّات واضحة چه باید کرد؟ وقتی که حدّ استحقاق دراسلام اینگونه بیان می شود، آیا باید فقیر را درنداشتن مال دید؟! و آیا باید منتظر ماند تا خانواده یی که مدتی است بی سرپرست مانده یا خانواده یی که سرپرست آن مدتی است دارای مشکلات روحی و جسمی است و توان کسب را از دست داده، تمام سرمایه خود را خرج معاش کند، به ویژه اگر آن سرپرست خانواده برای من و تو دچار این مشکلات شده باشد؟ به راستی چه تفاوت عمیقی است میان اسلام سبز ما و اسلامی که ثمره سالها جعل و تحریف متولیان رسمی دین است...
منابع:
تفاسیر مذکور در متن
کتاب شرح رساله (حواشی سید محمدجواد موسوی غروی بر رساله توضیح المسائل مرحوم بروجردی)
کتاب خورشید معرفت جلد ۳، تألیفات علّامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی.
تدوین: سید علی اصغر غروی
برگرفته از: پایگاه اینترنتی ارباب حکمت
پایگاه خبری "تغییر" فیلتر شد
پایگاه خبری "تغییر"، ارگان خبری جدید حزب اعتمادملی فیلتر شد.
به گزارش موج سبز آزادی، پایگاه خبری "تغییر" که پس از فیلترینگ و حمله به سایت سحام نیوز به عنوان پایگاه خبری حزب اعتمادملی فعالیت میکرد، چند روز پس از آغاز فعالیت با این عنوان از روز گذشته فیلتر شد.
فیلترینگ این سایت همزمان با حملات به سایتهای خبری حامی جنبش سبز و در آستانه روز قدس صورت میگیرد.
به گزارش موج سبز آزادی، پایگاه خبری "تغییر" که پس از فیلترینگ و حمله به سایت سحام نیوز به عنوان پایگاه خبری حزب اعتمادملی فعالیت میکرد، چند روز پس از آغاز فعالیت با این عنوان از روز گذشته فیلتر شد.
فیلترینگ این سایت همزمان با حملات به سایتهای خبری حامی جنبش سبز و در آستانه روز قدس صورت میگیرد.
تا روز قدس / امسال دیدم، امسال فهمیدم
از حضرت علی(ع) نقل است که تا مظلوم در برابر ظالم سر خم میكند، ظلم پايدار میماند.
این روزها روز فلسطین درصدا و سیمای ماست. تصویرهای فجیع و غیرانسانی است كه از هر كانال پخش می شود و دل هرآدمی با ذات انسانی را به درد می آورد. كیست كه از هر ضربه ای كه بر بدن نحیف فلسطین وارد می شود برخود نلرزد، كیست كه بدن مجروح كودك و جوان فلسطینی را ببیند و اندوه را در اعماق وجود خود حس نكند. فلسطین دستهایش خالی است ولی روح بزرگش هم چنان مقاومت می كند. فلسطین از نظر ما حماس و حزب اله و فتح و غیره نیست. فلسطین مردمی بی پناه اند كه فقط می خواهند در سرزمین مادریشان زندگی كنند.
مردم فلسطین دشمنی دارند به نام دولت اسراییل. اگر ضربه ای می خورند از دشمن غریبه است، اگر می میرند بدست یك دشمن غریبه است، اگر شكنجه می شوند، اگر زندانی می شوند، اگر تهدید می شوند، همه جا دشمن غریبه را در مقابل خود می بینند.
هر سال این صحنه ها بارها و بارها توسط كانال های تلویزیونی ما پخش می شوند تا هرچه بیشتر دلمان به درد آید و نفرتمان از دشمن فلسطین بیشتر شود. ولی امسال من با دقت بیشتری به تصویرها نگریستم و دلم از اندوه و كینه لبریزتر شد. اشكهایم ناخودآگاه سرازیر شدند، دستهایم را مشت كردم تا بر سر دشمن بكوبم. امسال من فلسطین تكه پاره شده و مردمان رنج دیده آن را نمی دیدم. امسال فلسطینی بی پناه را نمی دیدم. امسال دشمنی به نام اسراییل را حس نمی كردم، ولی اندوه و خشم درونم آنچنان بود كه اگر می توانستم من هم دشمنی را می دریدم. چه كسی را؟
امسال تصویرهای تلویزیون را به چشم می دیدم و در مغزم تصویر دانشجویان دست و چشم بسته ای كه از بام ساختمان كوی داشگاه در 18 تیر همین سال به پایین پرتاب می شدند مدام تكرار می شد. صدای درد آنها وقتی بر زمین برخورد می كردند درونم منفجر می شد. امسال من درندگان بی وجدانی را می دیدم، كه اسراییلی نبودند بلكه هم زبان و هم وطن بودند، كه عزیزان من، هم وطنان مرا، بدون اینكه گناهی مرتكب شده باشند به شیوه اقوام تاتار و چنگیز می زدند، می دریدند، می سوزاندند.
امسال من مردان نامردی را دیدم كه سراپا مسلح، اسلحه را بسوی زن و مرد و كودك و جوان و پیر گرفته و شلیك می كردند انگار كه معنی انسان در ذهن بیمارشان هرگز مفهومی نداشته است. امسال من نامردانی را دیدم كه با تكیه بر سلاح و جمعشان بر گوش پیرمردی چنان سیلی زدند كه به زمین خورد و خون از دهان و بینی اش جاری شد فقط بخاطر اینكه به خیل ددمنشانی كه بر سر جوان بیگناهی ریخته و او را می زدند اعتراض كرده بود.
امسال من در میان حركت آرام و بی صدای خیل عظیمی از مردم مردی را دیدم كه دختر جوانی را با چوب كلفت و بلندی می زد در حالیكه دخترك كنار جوی آب بر زمین افتاده بود و چندی بعد دیدم كه همین مرد وزیر دادگستری كشورم شده است. امسال من دهها جوان كه آینده ساز این سرزمین بودند را بی جان دیدم در حالی كه بدن ناكامشان آماج شكنجه های مشتی بیمار روانی كه دیوانه قدرت اند قرار گرفته بود.
امسال من ناله جگرسوخته مادران و پدرانی را شنیدم كه ثمره زندگیشان بیگناه بدست بی دینان و حیوان صفتانی دریده شده بود. امسال من نالیدم، نه به درد فلسطین كه به درد دل این مادران و پدران هم میهنم نالیدم كه نه جنگی بود و نه دفاعی و نه دشمن بیگانه ای ولی همه امید زندگیشان پامال نیاز هوسبازانه عده ای نه نامسلمان كه بی دین قرار گرفت.
امسال من به مردم فلسطین غبطه خوردم، چرا چون دشمنی غیر خودی را در برابر دارند و می دانند چرا می میرند ولی كامران ها و محسن ها و ندا ها و ترانه ها و سهراب ها و عاطفه ها و امیر ها و بهزادها و ... ندانستند، چرا هدف ددمنشانه ترین رفتار ها قرار گرفته و كشته شدند. امسال من هر پلیس امنیتی، هر بسیجی و هر لباس شخصی سلاح بدستی را سرباز تا دندان مسلح اسراییلی دیدم.
امسال من چهره اسحاق رابین و نتانیاهو را همه جا در صورت احمدی نژاد و رادان و احمدی مقدم و افضلی و جعفری و فیروزآبادی و ........ دیدم. امسال من هر جا خبری از اسراییل و فلسطین بود خواندم ولی ندیدم و نشنیدم رهبران اسراییل جایی فلسطینیان را علنی تهدید به مرگ كنند لااقل جنبه ظاهر را حفظ می كنند ولی دیدم و شنیدم و خواندم كه نامردانی كه ناصواب ملیت ایرانی را برخود دارند با تكیه بر مبارزات و شهادت های دیگران، بدون اینكه خود كوچكترین نقشی در آن مبارزات داشته باشند، از صغیر و كبیر مردم ایران را تهدید به سركوب می كنند و وقاحت و بی شرمی را به آنجا رسانده اند كه عربده كشانی بی مغز چون حاج منصور، كه اگر تریاك و عرقش دیر شود صدای پشه هم از گلویش در نمی آید چه رسد به عربده، انسان های پاك و دستكار و درست اندیش سرزمین مرا تهدید به مرگ می كنند.
من دلم برای فلسطینی می سوزد و خواهد سوخت چرا كه بی پناه و رنج دیده اند ولی اگر خاری در پای یك هم طن ایرانی ام برود و خنجری در پای یك فلسطینی، اول خار پای ایرانی را درمی آورم، بعد اگر توانستم به خنجر می پردازم. من، عجب خودخواهم، می خواهم ایرانم آزاد و آباد باشد. من هرچه گشتم در وطنم دشمن غریبه ای نیافتم ولی گروهی بیمار سادیسمی را دیدم كه از غفلت ما استفاده كرده و با پول ما خود را تا دندان مسلح كرده اند تا ما را بیازارند و خود سرخوش باشند. بیماری مزمن قدرت، سرطان دولتمردان زورگوی ما شده و رهایی از آن برایشان ممكن نیست تا مرگشان دیر یا زود فرا رسد.
سال 57، من انقلاب را به چشم خود دیدم. لحظه لحظه هایی را دیدم كه هر یك كتابی خاطره اند. سال 57 من یكی از آنها بودم كه گل سرخ میخك بدست سرباز و پلیس می داد و فریاد می زد "ارتش برادر ماست". ولی قسم می خورم، به خون پاك و بیگناه سهراب و محسن و كامران و امیر و ندا و ترانه و عاطفه و.....كه تا روز برپایی حكومت مردمی در ایران هرگز نخواهم گفت بسیجی یا پلیس از خود ماست. امسال من خود شاهد بودم كه پلیس امنیت و بسیجی برای اینكه از لباس شخصی های اوباش كم نیاورند چه جنایت ها كردند.
ستم ماندنی نبوده و نیست. شما دل و روسیاهان، گیرم كه بعد ها بتوانید نام آلوده و چهره كثیفتان را در لجنزارها پنهان از دید مردم كنید، از دید خدا چگونه پنهان می شوید؟ خیال می كنید اگر هم چنان منكر خدا باشید از روز دادرسی در امان خواهید ماند؟ به شما قول می دهم مردم روز دادرسی را در همین دنیا برایتان تدارك خواهند دید.
از آسمان سر زمین من
شهاب هایی بر زمین افتادند
ولی قطره قطره اشك های ما ستاره ایست
كه هر روز و شب به آسمان می روند
آسمان سرزمین من
پر ستاره خواهد ماند ای ابر های سیاه
از حضرت علی(ع) نقل است که تا مظلوم در برابر ظالم سر خم می كند، ظلم پایدار می ماند.
مردم ایران هرگز در برابر تعدادی زورگو و ستمگر سكوت نمی كنند حتی اگر ظالمان تا دندان مسلح باشند.
این روزها روز فلسطین درصدا و سیمای ماست. تصویرهای فجیع و غیرانسانی است كه از هر كانال پخش می شود و دل هرآدمی با ذات انسانی را به درد می آورد. كیست كه از هر ضربه ای كه بر بدن نحیف فلسطین وارد می شود برخود نلرزد، كیست كه بدن مجروح كودك و جوان فلسطینی را ببیند و اندوه را در اعماق وجود خود حس نكند. فلسطین دستهایش خالی است ولی روح بزرگش هم چنان مقاومت می كند. فلسطین از نظر ما حماس و حزب اله و فتح و غیره نیست. فلسطین مردمی بی پناه اند كه فقط می خواهند در سرزمین مادریشان زندگی كنند.
مردم فلسطین دشمنی دارند به نام دولت اسراییل. اگر ضربه ای می خورند از دشمن غریبه است، اگر می میرند بدست یك دشمن غریبه است، اگر شكنجه می شوند، اگر زندانی می شوند، اگر تهدید می شوند، همه جا دشمن غریبه را در مقابل خود می بینند.
هر سال این صحنه ها بارها و بارها توسط كانال های تلویزیونی ما پخش می شوند تا هرچه بیشتر دلمان به درد آید و نفرتمان از دشمن فلسطین بیشتر شود. ولی امسال من با دقت بیشتری به تصویرها نگریستم و دلم از اندوه و كینه لبریزتر شد. اشكهایم ناخودآگاه سرازیر شدند، دستهایم را مشت كردم تا بر سر دشمن بكوبم. امسال من فلسطین تكه پاره شده و مردمان رنج دیده آن را نمی دیدم. امسال فلسطینی بی پناه را نمی دیدم. امسال دشمنی به نام اسراییل را حس نمی كردم، ولی اندوه و خشم درونم آنچنان بود كه اگر می توانستم من هم دشمنی را می دریدم. چه كسی را؟
امسال تصویرهای تلویزیون را به چشم می دیدم و در مغزم تصویر دانشجویان دست و چشم بسته ای كه از بام ساختمان كوی داشگاه در 18 تیر همین سال به پایین پرتاب می شدند مدام تكرار می شد. صدای درد آنها وقتی بر زمین برخورد می كردند درونم منفجر می شد. امسال من درندگان بی وجدانی را می دیدم، كه اسراییلی نبودند بلكه هم زبان و هم وطن بودند، كه عزیزان من، هم وطنان مرا، بدون اینكه گناهی مرتكب شده باشند به شیوه اقوام تاتار و چنگیز می زدند، می دریدند، می سوزاندند.
امسال من مردان نامردی را دیدم كه سراپا مسلح، اسلحه را بسوی زن و مرد و كودك و جوان و پیر گرفته و شلیك می كردند انگار كه معنی انسان در ذهن بیمارشان هرگز مفهومی نداشته است. امسال من نامردانی را دیدم كه با تكیه بر سلاح و جمعشان بر گوش پیرمردی چنان سیلی زدند كه به زمین خورد و خون از دهان و بینی اش جاری شد فقط بخاطر اینكه به خیل ددمنشانی كه بر سر جوان بیگناهی ریخته و او را می زدند اعتراض كرده بود.
امسال من در میان حركت آرام و بی صدای خیل عظیمی از مردم مردی را دیدم كه دختر جوانی را با چوب كلفت و بلندی می زد در حالیكه دخترك كنار جوی آب بر زمین افتاده بود و چندی بعد دیدم كه همین مرد وزیر دادگستری كشورم شده است. امسال من دهها جوان كه آینده ساز این سرزمین بودند را بی جان دیدم در حالی كه بدن ناكامشان آماج شكنجه های مشتی بیمار روانی كه دیوانه قدرت اند قرار گرفته بود.
امسال من ناله جگرسوخته مادران و پدرانی را شنیدم كه ثمره زندگیشان بیگناه بدست بی دینان و حیوان صفتانی دریده شده بود. امسال من نالیدم، نه به درد فلسطین كه به درد دل این مادران و پدران هم میهنم نالیدم كه نه جنگی بود و نه دفاعی و نه دشمن بیگانه ای ولی همه امید زندگیشان پامال نیاز هوسبازانه عده ای نه نامسلمان كه بی دین قرار گرفت.
امسال من به مردم فلسطین غبطه خوردم، چرا چون دشمنی غیر خودی را در برابر دارند و می دانند چرا می میرند ولی كامران ها و محسن ها و ندا ها و ترانه ها و سهراب ها و عاطفه ها و امیر ها و بهزادها و ... ندانستند، چرا هدف ددمنشانه ترین رفتار ها قرار گرفته و كشته شدند. امسال من هر پلیس امنیتی، هر بسیجی و هر لباس شخصی سلاح بدستی را سرباز تا دندان مسلح اسراییلی دیدم.
امسال من چهره اسحاق رابین و نتانیاهو را همه جا در صورت احمدی نژاد و رادان و احمدی مقدم و افضلی و جعفری و فیروزآبادی و ........ دیدم. امسال من هر جا خبری از اسراییل و فلسطین بود خواندم ولی ندیدم و نشنیدم رهبران اسراییل جایی فلسطینیان را علنی تهدید به مرگ كنند لااقل جنبه ظاهر را حفظ می كنند ولی دیدم و شنیدم و خواندم كه نامردانی كه ناصواب ملیت ایرانی را برخود دارند با تكیه بر مبارزات و شهادت های دیگران، بدون اینكه خود كوچكترین نقشی در آن مبارزات داشته باشند، از صغیر و كبیر مردم ایران را تهدید به سركوب می كنند و وقاحت و بی شرمی را به آنجا رسانده اند كه عربده كشانی بی مغز چون حاج منصور، كه اگر تریاك و عرقش دیر شود صدای پشه هم از گلویش در نمی آید چه رسد به عربده، انسان های پاك و دستكار و درست اندیش سرزمین مرا تهدید به مرگ می كنند.
من دلم برای فلسطینی می سوزد و خواهد سوخت چرا كه بی پناه و رنج دیده اند ولی اگر خاری در پای یك هم طن ایرانی ام برود و خنجری در پای یك فلسطینی، اول خار پای ایرانی را درمی آورم، بعد اگر توانستم به خنجر می پردازم. من، عجب خودخواهم، می خواهم ایرانم آزاد و آباد باشد. من هرچه گشتم در وطنم دشمن غریبه ای نیافتم ولی گروهی بیمار سادیسمی را دیدم كه از غفلت ما استفاده كرده و با پول ما خود را تا دندان مسلح كرده اند تا ما را بیازارند و خود سرخوش باشند. بیماری مزمن قدرت، سرطان دولتمردان زورگوی ما شده و رهایی از آن برایشان ممكن نیست تا مرگشان دیر یا زود فرا رسد.
سال 57، من انقلاب را به چشم خود دیدم. لحظه لحظه هایی را دیدم كه هر یك كتابی خاطره اند. سال 57 من یكی از آنها بودم كه گل سرخ میخك بدست سرباز و پلیس می داد و فریاد می زد "ارتش برادر ماست". ولی قسم می خورم، به خون پاك و بیگناه سهراب و محسن و كامران و امیر و ندا و ترانه و عاطفه و.....كه تا روز برپایی حكومت مردمی در ایران هرگز نخواهم گفت بسیجی یا پلیس از خود ماست. امسال من خود شاهد بودم كه پلیس امنیت و بسیجی برای اینكه از لباس شخصی های اوباش كم نیاورند چه جنایت ها كردند.
ستم ماندنی نبوده و نیست. شما دل و روسیاهان، گیرم كه بعد ها بتوانید نام آلوده و چهره كثیفتان را در لجنزارها پنهان از دید مردم كنید، از دید خدا چگونه پنهان می شوید؟ خیال می كنید اگر هم چنان منكر خدا باشید از روز دادرسی در امان خواهید ماند؟ به شما قول می دهم مردم روز دادرسی را در همین دنیا برایتان تدارك خواهند دید.
از آسمان سر زمین من
شهاب هایی بر زمین افتادند
ولی قطره قطره اشك های ما ستاره ایست
كه هر روز و شب به آسمان می روند
آسمان سرزمین من
پر ستاره خواهد ماند ای ابر های سیاه
از حضرت علی(ع) نقل است که تا مظلوم در برابر ظالم سر خم می كند، ظلم پایدار می ماند.
مردم ایران هرگز در برابر تعدادی زورگو و ستمگر سكوت نمی كنند حتی اگر ظالمان تا دندان مسلح باشند.
بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، برای حضور در راهپيمايي روز قدس
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ایران، در اطلاعيهای به مناسبت روز قدس مردم شريف و روزهدار ايران را به حضور سبز در اين روز تاريخی كه از يادگارهای بنیانگذار انقلاب، امام خمينی است، دعوت كرد.
به گزارش موج سبز آزادی، به نقل از پایگاه اینترنتی سازمان مجاهدین انقلاب متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بار دیگر با فرا رسیدن جمعه آخر ماه مبارك رمضان، یاد و خاطره امام خمینی (س) توأم با حماسه دفاع امت اسلامی از مظلومین عالم زنده شده و ملت قدردان امام راحل، آماده میشوند تا میراث آن عزیر سفركرده را همراه با عمل به وظیفه انسانی و اجتماعی خود، با اقامه روز قدس گرامی بدارد.
روز قدس، روز دفاع از حقوق انسانی ملت مظلوم فلسطین، در مقابل زیادهخواهیها و مظالم دنیای توحش و بربریت است و مسلماً این طریقی است كه هیچگاه زوال و انسداد در آن راهی ندارد. تا ظلم جنایتكاران غاصب و تا مظلومیت ملت فلسطین ادامه دارد، روز قدس و آرمان متعالی آن نیز هست.
همچنین بنا بر كلام بنیانگذار روز قدس، این روز، «روزی نیست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستكبرین است.» بر این مبنا و با درك صحیح و كامل از معانی این واژگان در فرهنگ اسلامی، روز قدس، فرصت مغتنمی خواهد بود برای پیگیری اهداف متعالی استقلالطلبانه و آزادیخواهانه ملل اسلامی، چرا كه «روز قدس، روز اسلام است. روز قدس، روزی است كه اسلام را باید احیا كرد.»
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در سی امین سالگرد اعلام این روز توسط معمار كبیر انقلاب اسلامی ایران، به روح بلند خمینی بزرگ درود فرستاده، از ملتهای مسلمان عالم، خصوصاً ملت آگاه ایران میخواهد تا با حضور همه جانبه و آگاهانه خود در تظاهرات این روز، ضمن دفاع از ملت مظلوم فلسطین، برگ زرین دیگری را بر دفتر ظلم ستیزی، یاری مظلوم و اهتمام به اصلاح امور جامعه اسلامی بیفزایند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
26/6/88
به گزارش موج سبز آزادی، به نقل از پایگاه اینترنتی سازمان مجاهدین انقلاب متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بار دیگر با فرا رسیدن جمعه آخر ماه مبارك رمضان، یاد و خاطره امام خمینی (س) توأم با حماسه دفاع امت اسلامی از مظلومین عالم زنده شده و ملت قدردان امام راحل، آماده میشوند تا میراث آن عزیر سفركرده را همراه با عمل به وظیفه انسانی و اجتماعی خود، با اقامه روز قدس گرامی بدارد.
روز قدس، روز دفاع از حقوق انسانی ملت مظلوم فلسطین، در مقابل زیادهخواهیها و مظالم دنیای توحش و بربریت است و مسلماً این طریقی است كه هیچگاه زوال و انسداد در آن راهی ندارد. تا ظلم جنایتكاران غاصب و تا مظلومیت ملت فلسطین ادامه دارد، روز قدس و آرمان متعالی آن نیز هست.
همچنین بنا بر كلام بنیانگذار روز قدس، این روز، «روزی نیست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستكبرین است.» بر این مبنا و با درك صحیح و كامل از معانی این واژگان در فرهنگ اسلامی، روز قدس، فرصت مغتنمی خواهد بود برای پیگیری اهداف متعالی استقلالطلبانه و آزادیخواهانه ملل اسلامی، چرا كه «روز قدس، روز اسلام است. روز قدس، روزی است كه اسلام را باید احیا كرد.»
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در سی امین سالگرد اعلام این روز توسط معمار كبیر انقلاب اسلامی ایران، به روح بلند خمینی بزرگ درود فرستاده، از ملتهای مسلمان عالم، خصوصاً ملت آگاه ایران میخواهد تا با حضور همه جانبه و آگاهانه خود در تظاهرات این روز، ضمن دفاع از ملت مظلوم فلسطین، برگ زرین دیگری را بر دفتر ظلم ستیزی، یاری مظلوم و اهتمام به اصلاح امور جامعه اسلامی بیفزایند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
26/6/88
نگرانی نظامیان از روز قدس در تهران و تلاویو
فرهاد يزداني
معترضان به حکومت ایران و تخلفات انتخاباتی آن، در تدارك یک برگزاري راهپيمايي اعتراضي بزرگ در آخرين جمعه ماه رمضان هستند.
دو روز مانده به جمعه، فراخوان های بسیاری در سايت هاي اينترنتي به چشم ميخورند: از فراخوان چهره هايي چون آیت الله صانعی، ميرحسين موسوي ، مهدي كروبي، محمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني گرفته تا نوشته های هزاران وبلاگ نویس و ده ها هزار کاربر تویتر، فيس بوك و ديگر شبکه های اجتماعی.
دهها كليپ و نماهنگ ويژه راهپيمايي روز قدس در سايت هايي چون يوتيوب و دهها پوستر ويژه اين روز در فضاي اينترنتي كاربران اينترنت ديده مي شود. گروهي نيز بخشي از سخنان آيت الله خميني بنيانگذار نظام را از ميان كتب تاريخي استخراج كرده اند تا بگويند كه نگاه آيت الله خميني به روز قدس متفاوت از آن چيزي است كه اين روزها در تريبون هاي وابسته به محافل قدرت تبليغ ميشود. مثلا، آنجا كه رهبر فقيد ايران در سخنراني 28 مرداد 58 و در جمع مردم قم به فلسفه نام گذاري روز قدس ميپردازد و مي گويد: " روز قدس يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است."
به رغم فيلترينگ گسترده سايت هاي مخالفين در ايران، به نظر ميرسد كه تا همين جا اين سايت ها در انتشار اطلاعات در سطح جامعه بسيار موفق ظاهر شده اند. نمونه آن خبري بود كه همین اخیرا در اين سايت ها منتشر شد مبني بر اينكه هاشمي رفسنجاني به رهبری گفته است كه اگر كروبي دستگير شود رئيس مجلس خبرگان از سمتهايش كناره گيري خواهد كرد. هنوز دو روز از انتشار اين خبر نگذشته بود كه وب سايت رسمي رهبر ايران به آن واكنش نشان داد، امري كه تاكنون سابقه نداشته است.
ناظران، هشدارهایی كه رهبر جمهوري اسلامي در خطبه نماز جمعه پيشين به معترضين داد را نیز در همین راستا ارزیابی می کنند. او تاکید کرد که "روز قدس تنها خاص حمایت از فلسطینی هاست و هشدار داد که باید مراقبت کرد که کسانی از راهپیمایی روز قدس برای اهداف دیگر و ایجاد تفرقه استفاده نکنند". تا قبل از سخنان آیت الله خامنهاي، اين تنها مهدي كروبي بود كه در ففضای اینترنت بازتاب زیاد یافته بود و مردم را به حضور در روز قدس فراخوانده بود و گفته بود "قدرت مردم را در روز قدس خواهيد ديد و خواهيد فهميد كه مردم از چه فكر و انديشه اي حمايت خواهند كرد". تا آن زمان هنوز از حضور و يا عدم حضور ميرحسين موسوي و محمد خاتمي و مچنين دعوت گرههاي منتقد خبري نبود.
برخورد ميكنيم... سيلي مي زنيم...
در واکنشی به فراخوان اصلاح طلبان برای حضور در راهپیمایی روز قدس، حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه کیهان، در سرمقاله روز یکشنبه (۲۲ شهریور) این روزنامه، آن دسته از معترضان به انتخابات ریاست جمهوری را که احتمالاَ با نمادها و شعارهای سبز در راهیپمایی روز قدس شرکت میکنند، مزدور اسرائیل خواند و نوشت: " تمامی كسانی كه روز قدس با شعار و نشانههای تفرقهانگيز در صحنه حاضر میشوند، چه بدانند و چه ندانند و چه بخواهند و چه نخواهند، مزدور اسرائيل هستند و در اين ميان، آنها كه دانسته آمدهاند، در جنايات وحشيانه اسرائيل سهيم میباشند و آنان كه به فريب آمدهاند، اگرچه، جرم كمتری دارند ولی مقابله با آنها ضرورتی اجتنابناپذير است."
اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی هم طي سخناني كه خبرگزاري فارس آنرا منتشر كزده است اطمینان داد که در مراسم روز قدس امسال ""ناآرامی به وجود نخواهد آمد؛ زیرا به گفته وی "شبهه" تقلب در انتخابات برطرف شده است . احمدی مقدم تاکید کرد: "به طور قطع با توجه به اطلاعیه های صادر شده، در روز جهانی قدس حوادثی شبیه اواخر خردادماه در کشور تکرار نمی شود."
امروز هم برگزاري فارس همچون روزهاي گذشته به مصاحبه با اقتدار گرايان پرداخته از جمله عباسي مهر از فعالان دانشجویی حامی دولت که گفته است: " كساني كه بخواهند در راهپيمايي روز قدس به آرمان امام خميني(ره) در مبارزه با صهيونيزم خدشه وارد كنند، سيلي محكمي از ملت ميخورند". كريمي نماينده مردم مشهد نيز امروز به خبرنگار اين خبرگزاري گفته كه "برخي به دنبال روشن نگهداشتن آتش فتنه بوده و ميخواهند با شعارهاي خاص با آرمانهاي امام خميني(ره) از اجتماع مردم در اين روز به سود افكار شخصي خود استفاده كنند". وي در ادامه تاكيد كرده:" اگر برفرض اين اتفاق رخ دهد قطعا بار ديگر امت اسلام چهره شفافتري از فتنهگران را خواهد ديد كه حتي شعارهايشان هم همراه تفكر صهيونيسم خواهد بود."
اما گويا نه تهديدهاي آيت الله خامنه اي و فرماندهان نظامي و نه خط و نشان كشيدنهاي روزنامه كيهان نتوانسته است كه در انگيزه حضور گسترده مردم خللي وارد كند. حتی برخياعتقاد دارند كه سخنان رهبر جمهوري اسلامي خود به مشوقی برای حساسیت بیشتر مردم و حضور آنان در صحنه تبدیل شده است.
اينك همه چشمها به خيابانهاي قلب تهران در روز قدس دوخته شده است. شايد اكنون تنها در دو كشور نظاميان و فرماندهان از صداي پاي روز قدس دلنگران و هراسان باشند، يكي فرماندهان نظامي در تهران و يگري همتايانشان در تل آويو.
منبع: جرس
معترضان به حکومت ایران و تخلفات انتخاباتی آن، در تدارك یک برگزاري راهپيمايي اعتراضي بزرگ در آخرين جمعه ماه رمضان هستند.
دو روز مانده به جمعه، فراخوان های بسیاری در سايت هاي اينترنتي به چشم ميخورند: از فراخوان چهره هايي چون آیت الله صانعی، ميرحسين موسوي ، مهدي كروبي، محمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني گرفته تا نوشته های هزاران وبلاگ نویس و ده ها هزار کاربر تویتر، فيس بوك و ديگر شبکه های اجتماعی.
دهها كليپ و نماهنگ ويژه راهپيمايي روز قدس در سايت هايي چون يوتيوب و دهها پوستر ويژه اين روز در فضاي اينترنتي كاربران اينترنت ديده مي شود. گروهي نيز بخشي از سخنان آيت الله خميني بنيانگذار نظام را از ميان كتب تاريخي استخراج كرده اند تا بگويند كه نگاه آيت الله خميني به روز قدس متفاوت از آن چيزي است كه اين روزها در تريبون هاي وابسته به محافل قدرت تبليغ ميشود. مثلا، آنجا كه رهبر فقيد ايران در سخنراني 28 مرداد 58 و در جمع مردم قم به فلسفه نام گذاري روز قدس ميپردازد و مي گويد: " روز قدس يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است."
به رغم فيلترينگ گسترده سايت هاي مخالفين در ايران، به نظر ميرسد كه تا همين جا اين سايت ها در انتشار اطلاعات در سطح جامعه بسيار موفق ظاهر شده اند. نمونه آن خبري بود كه همین اخیرا در اين سايت ها منتشر شد مبني بر اينكه هاشمي رفسنجاني به رهبری گفته است كه اگر كروبي دستگير شود رئيس مجلس خبرگان از سمتهايش كناره گيري خواهد كرد. هنوز دو روز از انتشار اين خبر نگذشته بود كه وب سايت رسمي رهبر ايران به آن واكنش نشان داد، امري كه تاكنون سابقه نداشته است.
ناظران، هشدارهایی كه رهبر جمهوري اسلامي در خطبه نماز جمعه پيشين به معترضين داد را نیز در همین راستا ارزیابی می کنند. او تاکید کرد که "روز قدس تنها خاص حمایت از فلسطینی هاست و هشدار داد که باید مراقبت کرد که کسانی از راهپیمایی روز قدس برای اهداف دیگر و ایجاد تفرقه استفاده نکنند". تا قبل از سخنان آیت الله خامنهاي، اين تنها مهدي كروبي بود كه در ففضای اینترنت بازتاب زیاد یافته بود و مردم را به حضور در روز قدس فراخوانده بود و گفته بود "قدرت مردم را در روز قدس خواهيد ديد و خواهيد فهميد كه مردم از چه فكر و انديشه اي حمايت خواهند كرد". تا آن زمان هنوز از حضور و يا عدم حضور ميرحسين موسوي و محمد خاتمي و مچنين دعوت گرههاي منتقد خبري نبود.
برخورد ميكنيم... سيلي مي زنيم...
در واکنشی به فراخوان اصلاح طلبان برای حضور در راهپیمایی روز قدس، حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه کیهان، در سرمقاله روز یکشنبه (۲۲ شهریور) این روزنامه، آن دسته از معترضان به انتخابات ریاست جمهوری را که احتمالاَ با نمادها و شعارهای سبز در راهیپمایی روز قدس شرکت میکنند، مزدور اسرائیل خواند و نوشت: " تمامی كسانی كه روز قدس با شعار و نشانههای تفرقهانگيز در صحنه حاضر میشوند، چه بدانند و چه ندانند و چه بخواهند و چه نخواهند، مزدور اسرائيل هستند و در اين ميان، آنها كه دانسته آمدهاند، در جنايات وحشيانه اسرائيل سهيم میباشند و آنان كه به فريب آمدهاند، اگرچه، جرم كمتری دارند ولی مقابله با آنها ضرورتی اجتنابناپذير است."
اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی هم طي سخناني كه خبرگزاري فارس آنرا منتشر كزده است اطمینان داد که در مراسم روز قدس امسال ""ناآرامی به وجود نخواهد آمد؛ زیرا به گفته وی "شبهه" تقلب در انتخابات برطرف شده است . احمدی مقدم تاکید کرد: "به طور قطع با توجه به اطلاعیه های صادر شده، در روز جهانی قدس حوادثی شبیه اواخر خردادماه در کشور تکرار نمی شود."
امروز هم برگزاري فارس همچون روزهاي گذشته به مصاحبه با اقتدار گرايان پرداخته از جمله عباسي مهر از فعالان دانشجویی حامی دولت که گفته است: " كساني كه بخواهند در راهپيمايي روز قدس به آرمان امام خميني(ره) در مبارزه با صهيونيزم خدشه وارد كنند، سيلي محكمي از ملت ميخورند". كريمي نماينده مردم مشهد نيز امروز به خبرنگار اين خبرگزاري گفته كه "برخي به دنبال روشن نگهداشتن آتش فتنه بوده و ميخواهند با شعارهاي خاص با آرمانهاي امام خميني(ره) از اجتماع مردم در اين روز به سود افكار شخصي خود استفاده كنند". وي در ادامه تاكيد كرده:" اگر برفرض اين اتفاق رخ دهد قطعا بار ديگر امت اسلام چهره شفافتري از فتنهگران را خواهد ديد كه حتي شعارهايشان هم همراه تفكر صهيونيسم خواهد بود."
اما گويا نه تهديدهاي آيت الله خامنه اي و فرماندهان نظامي و نه خط و نشان كشيدنهاي روزنامه كيهان نتوانسته است كه در انگيزه حضور گسترده مردم خللي وارد كند. حتی برخياعتقاد دارند كه سخنان رهبر جمهوري اسلامي خود به مشوقی برای حساسیت بیشتر مردم و حضور آنان در صحنه تبدیل شده است.
اينك همه چشمها به خيابانهاي قلب تهران در روز قدس دوخته شده است. شايد اكنون تنها در دو كشور نظاميان و فرماندهان از صداي پاي روز قدس دلنگران و هراسان باشند، يكي فرماندهان نظامي در تهران و يگري همتايانشان در تل آويو.
منبع: جرس
رخشان بنی اعتماد:شرمنده ام که دوربینم اجازه نیافت آنچه بر مادران این سرزمین گذشت را ثبت کند
رخشان بنياعتماد کارگردان و فیلمساز،گفت«من فيلمساز شرمندهام كه دوربينم در اين شرايط اجازه پيدا نكرد تا تصويري از واقعيت اين دوران و آنچه كه بر مادران و همسران اين سرزمين گذشت را ثبت كند.»
اين كارگردان سينما،در جریان نمايش فيلم «زير پوست شهر» در سينما «اريكه ايرانيان» که عصر سه شنبه برگزار شد،در حضور شماری از مادران شهدای جنبش سبز با تاکید براینکه«امسال خانواده سينما برخلاف سنت هرسالهاش روز سينماي ملي را جشن نگرفت،گفت«در اين روزگار وانفسا ديگر جايي براي سينما كه قرار است، آينه تمام نماي جامعه باشد نميماند، چه برسد به اينكه جشني برايش گرفته شود.»
خبرگزاری ایسنا گزارش داد که رخشان بنی اعتماد پس از نمایش زیرپوست شهر با اشاره به شخصيت این فیلم گفت«به حرمت داغ دل طوبيها و همه مادران اين سرزمين و از آنجايي كه طوبي دلش ميخواست از آن عكس گرفته شود و نتوانستم اين كار را بكنم به احترام همه مادران يك دقيقه سكوت اعلام ميكنم.»
در جلسه نمايش «زير پوست شهر» كه با استقبال مواجه شده بود علاوه بر پُرشدن سالن عدهاي نيز به صورت ايستاده فيلم را ديدند، مادران تعدادی از شهدای جنبش سبز حضور داشتند.
اين كارگردان سينما،در جریان نمايش فيلم «زير پوست شهر» در سينما «اريكه ايرانيان» که عصر سه شنبه برگزار شد،در حضور شماری از مادران شهدای جنبش سبز با تاکید براینکه«امسال خانواده سينما برخلاف سنت هرسالهاش روز سينماي ملي را جشن نگرفت،گفت«در اين روزگار وانفسا ديگر جايي براي سينما كه قرار است، آينه تمام نماي جامعه باشد نميماند، چه برسد به اينكه جشني برايش گرفته شود.»
خبرگزاری ایسنا گزارش داد که رخشان بنی اعتماد پس از نمایش زیرپوست شهر با اشاره به شخصيت این فیلم گفت«به حرمت داغ دل طوبيها و همه مادران اين سرزمين و از آنجايي كه طوبي دلش ميخواست از آن عكس گرفته شود و نتوانستم اين كار را بكنم به احترام همه مادران يك دقيقه سكوت اعلام ميكنم.»
در جلسه نمايش «زير پوست شهر» كه با استقبال مواجه شده بود علاوه بر پُرشدن سالن عدهاي نيز به صورت ايستاده فيلم را ديدند، مادران تعدادی از شهدای جنبش سبز حضور داشتند.
9 فعال دانشجویی در بابل به 93 ماه زندان و 25 سال محرومیت از تحصیل محکوم شدند
با اعلام صدور حکم دادگاه فعالان دانشجويی دانشگاه بابل، دادگاه 9 تن از دانشجویان را در مجموع به 93 ماه حبس و 25 سال محرومیت از تحصیل محکوم کرد.
در حکمی که دادگاه بابل برای ايمان صديقي، محسن برزگر، نيما نحوي، سياوش سليمي نژاد، علي تقي پور، حسام باقري، حميدرضا جهان تيغ، سعيد حسن پور و محمد اسماعيل زاده صادر کرده این دانشجویان مجموعاً به 33 ماه حبس تعزيري، 60 ماه حبس تعليقي و 25 سال محروميت از تحصيل محکوم شده اند.
خبرنامه امیرکبیر گزارش داد که برطبق حکم صادر شده توسط شعبه دادگاه شهر بابل، ایمان صدیقی، محسن برزگر، نیما نحوی، به 10 ماه حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از تحصیل در دانشگاه نوشیروانی بابل، سیاوش سلیمی نژاد و علی تقی پور به 10 ماه حبس كه به مدت 5 سال به حالت معلق درآمده و 5 سال محرومیت از تحصیل در این دانشگاه، حسام باقری، حمیدرضا جهان تیغ و سعید حسین پور نیز هر یک به 10 ماه حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شدند.
محمد اسماعیل زاده دانشجوی دانشگاه پیام نور بابل و وبلاگ نویس نیز به اتهام وبلاگ نویسی و توهین به رهبری به 91 روز حبس تعزیری محكوم شد.همچنین وی به جرم اقدام علیه امنیت ملی و حضور در تجمعات پس از انتخابات به 10 ماه حبس كه به مدت 5 سال به حالت تعلق در آمده،محكوم شد.
در حکمی که دادگاه بابل برای ايمان صديقي، محسن برزگر، نيما نحوي، سياوش سليمي نژاد، علي تقي پور، حسام باقري، حميدرضا جهان تيغ، سعيد حسن پور و محمد اسماعيل زاده صادر کرده این دانشجویان مجموعاً به 33 ماه حبس تعزيري، 60 ماه حبس تعليقي و 25 سال محروميت از تحصيل محکوم شده اند.
خبرنامه امیرکبیر گزارش داد که برطبق حکم صادر شده توسط شعبه دادگاه شهر بابل، ایمان صدیقی، محسن برزگر، نیما نحوی، به 10 ماه حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از تحصیل در دانشگاه نوشیروانی بابل، سیاوش سلیمی نژاد و علی تقی پور به 10 ماه حبس كه به مدت 5 سال به حالت معلق درآمده و 5 سال محرومیت از تحصیل در این دانشگاه، حسام باقری، حمیدرضا جهان تیغ و سعید حسین پور نیز هر یک به 10 ماه حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شدند.
محمد اسماعیل زاده دانشجوی دانشگاه پیام نور بابل و وبلاگ نویس نیز به اتهام وبلاگ نویسی و توهین به رهبری به 91 روز حبس تعزیری محكوم شد.همچنین وی به جرم اقدام علیه امنیت ملی و حضور در تجمعات پس از انتخابات به 10 ماه حبس كه به مدت 5 سال به حالت تعلق در آمده،محكوم شد.
خبر فوری- فرزند میردامادی دقایقی پیش دستگیر شد
به گزارش موج سبز آزادی، مهدی میردامادی، فرزند محسن میردامادی دقایقی پیش بازداشت شد.
در پی بازداشت حسین نورانینژاد که ساعاتی پیش صورت گرفته بود، مهدی میردامادی فرزند رئیس جبهه مشارکت ایران اسلامی نیز بازداشت شد. خانواده وی گفتهاند که وی در منزل شخصی و با حکم دادستانی و بعد از تفتیش منزل بازداشت شده است. گفتنی است از دیروز موج وسیعی از دستگیریهای فرزندان و نوادههای روحانیون اصلاحطلب آغاز شده بود و همچنان ادامه دارد.
در پی بازداشت حسین نورانینژاد که ساعاتی پیش صورت گرفته بود، مهدی میردامادی فرزند رئیس جبهه مشارکت ایران اسلامی نیز بازداشت شد. خانواده وی گفتهاند که وی در منزل شخصی و با حکم دادستانی و بعد از تفتیش منزل بازداشت شده است. گفتنی است از دیروز موج وسیعی از دستگیریهای فرزندان و نوادههای روحانیون اصلاحطلب آغاز شده بود و همچنان ادامه دارد.
تو هم عنکبوت خوابهات تار سبز میبنده؟
مرجانه ایاز
تو هم مثل من شبها خواب میبینی برگشتی ایران؟ تو هم دوری؟
چند بار توی خواب رفتی پشت بوم اللهاکبر گفتی؟ به قول برادرم اللهاکبر افقی، خوابیده روی زمین، چند تیر چراغ برق رو "v" کشیدی؟ کدوم ایستگاه مترو هر دفعه رنگت تموم میشه؟ چند شنبه رو توی خواب رفتی پارک لاله؟ پشت دیوار اوین چی؟
خاکستری بلنده، با یک جعبه زولبیا، بدنت اینجا روی تخت عرق میکنه و روحت توی خیابونهای شهرت پوستر میچسبونه؟ دار و درخت و در و دیوار، حتی تو غار چند بار توی خواب گیرافتادی؟ چند بار در رفتی؟
چند تا پای چکمه پوش شمردی از لای درز؟ درز همون دریچه جادویی که درست لحظهی دستگیری، تو رو از یک دالونی پرت میکنه پایین... دلت هری میریزه و از خواب میپری. چند شب سیاه رو با دوستهایت سبزآذین کردین؟ چند تا شابلون درست کردین؟ چقدر بیشتر از همیشه دلتنگشونی؟ تو هم توی تاریکی کوچه پس کوچههای خوابهات رفقای جدید ناشناخته پیدا کردی؟
صورتهایی که هرگز ندیدی .. برای اونها هم دلتنگ شدی، انگار که یک کشور توی دلت جا میشه و به اندازهی هر سبز، یک قلب پیدا میکنی. تو هم مثل من بهشون افتخار میکنی؟ تو هم غرور برگشتهات باعث شده فکر کنی تکتک برگهای جهان برای ما سبز شدند؟
۲۳ شهریور ۱۳۸۸
تو هم مثل من شبها خواب میبینی برگشتی ایران؟ تو هم دوری؟
چند بار توی خواب رفتی پشت بوم اللهاکبر گفتی؟ به قول برادرم اللهاکبر افقی، خوابیده روی زمین، چند تیر چراغ برق رو "v" کشیدی؟ کدوم ایستگاه مترو هر دفعه رنگت تموم میشه؟ چند شنبه رو توی خواب رفتی پارک لاله؟ پشت دیوار اوین چی؟
خاکستری بلنده، با یک جعبه زولبیا، بدنت اینجا روی تخت عرق میکنه و روحت توی خیابونهای شهرت پوستر میچسبونه؟ دار و درخت و در و دیوار، حتی تو غار چند بار توی خواب گیرافتادی؟ چند بار در رفتی؟
چند تا پای چکمه پوش شمردی از لای درز؟ درز همون دریچه جادویی که درست لحظهی دستگیری، تو رو از یک دالونی پرت میکنه پایین... دلت هری میریزه و از خواب میپری. چند شب سیاه رو با دوستهایت سبزآذین کردین؟ چند تا شابلون درست کردین؟ چقدر بیشتر از همیشه دلتنگشونی؟ تو هم توی تاریکی کوچه پس کوچههای خوابهات رفقای جدید ناشناخته پیدا کردی؟
صورتهایی که هرگز ندیدی .. برای اونها هم دلتنگ شدی، انگار که یک کشور توی دلت جا میشه و به اندازهی هر سبز، یک قلب پیدا میکنی. تو هم مثل من بهشون افتخار میکنی؟ تو هم غرور برگشتهات باعث شده فکر کنی تکتک برگهای جهان برای ما سبز شدند؟
۲۳ شهریور ۱۳۸۸
چشم فتنه؟!
عبدالعلى بازرگان
نمیدانم بارچندم است که این اصطلاح: "کور کردن چشم فتنه" را در فرمایشات آقا میشنوم؟ نماز جمعه این هفته موقعیت دیگری بود برای توجیه شرعی آنچه در حوادث اخیر به عنوان "آخرین چاره داغ کردن است" (آخرالدواءالکی) که از طریق کورکردن چشم فتنه انجام شده و میشود.
در حملات ده سال قبل نیروهای تحتالامر آقا به خوابگاه دانشجویان، که یک چشم دانشجوی رتبه دوم کنکوربا شلیک تیرهای پلاستیکی مأموران تخلیه شد، فکر کردم "چشم فتنه" به کلی کور شده است! ظاهراً ضرورت داشته امسال نیز برای کور کردن چشم دیگر فتنه به کوی دانشگاه حمله شود!؟
راستی این فتنه چیست که کور کردنش اینقدربرای نظام دردسر آفرین و پرخرج شده است؟ آیا شعارالله اکبر دادن در بامها فتنه است که با تک تیراندازان و تخریب اتوموبیلها و اموال صاحب خانهها باید کور گردد؟ آیا راه پیمائی مسالمتآمیز قانونی و اعتراض به تقلب در انتخابات فتنه است که پیاده نظام وسوارنظام تا دندان مسلح برای سرکوب آن اعزام شود؟
آیا اعتراض به ضرب و شتم و شکنجه و قتل واعمال شرمآور دیگرکه بسیاری از مسؤلین به زشتی و پلیدی آن اعتراف کردهاند، خلاف شرع است که ناهیان چنین منکراتی به جای عاملان آن باید محبوس و محکوم گردند؟
آری حضرت علی چنین جملهای را در برخورد با خوارج که پس از قتل فجیع بعضی مسلمانان، علیه حکومت مردمی او لشکرکشی مسلحانه کرده و حتی پیک آشتی او را نیز به قتل رسانده بودند، پس ازکاربرد همه شیوههای مسالمت جویانه و مذاکرات مفصل و متعدد بیان فرموده است، اما خوارج متعصب و متجاوزو قاتل کجا و ملت مظلومی که فقط میگوید "رأی من چه شد؟" کجا!؟
آری علی(ع) از فتنه سخن گفته است، اما تحریف این سخن و کاربرد واژگونه آن، دقیقاً سخن دیگرایشان که فرمود "کلمه حق یرادبها الباطل" (این سخن حقی است اما قصد باطلی ازآن اراده میشود) را به یاد می آورد.
آقای خامنه ای با مطلق کردن ومحق شمردن و مساوی قرار دادن خود با اسلام وانقلاب و نظام، هرحرکت انتقادی و اعتراضی را فتنه و حرمت شکنی نظام میشمارد و تاب تحمل نمیآورد. این چه نظامی است که بیش از نود درصد پایهگذاران، کارگزاران، خدمت گذاران و حامیان فداکارش منزوی، مطرود، محکوم، محبوس و مقتول شده اند!؟ که به قول یکی از اندیشمندان: علی مانده است و حوزه امنیتیاش!؟
به تعبیر حضرت علی در وصف این سرکوب شدگان: "اینان گاه گریزانند و تنها، گاه مقهور و ترسان، گاه خاموش ودهان بسته، خدا را به اخلاص میخوانند و(از غم مردم) همواره گریان و دردمندند. به خاطرخوف و خفای از ستمگران، گمنام و مصیبت زده ماندهاند. گوئی (از تلخی روزگار) در دریای نمک غرقه شدهاند. دهانهایشان دوخته و دلهایشان (از مظالم ستمگرن) ریش ریش شده است. آنقدرموعظه (انتقاد و اعتراض) کردند تا ملول و مأیوس شدند و آنقدر مشمول فهر و غلبه واقع شدند تا به ذلت (زندان) و قتل کشیده و قلیل شدند" (خطبه ۳۲ نهج البلاغه)
اینها نه فتنه بودند و نه فتنه گر. فتنه آنگاه آغاز میشود که ( باز هم به تعبیر امام علی، در خطبه ۵۰)، به جای قانون، نظریات شخصی ملاک سیاستها قرار گیرد، به جای کتاب خدا و سنت رسول، احکامی بدعتگذاری شود و (به جای حاکمیت ملت) کسانی بر خلاف دین خدا بر مردم ولایت کنند: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع و یتولی علیها رجال رجالا علی غیر دین الله.»
انصاف را، آیا همین ولایت مطلقه که بدعتی خلاف کتاب خدا و سنت رسول است، و پیروی مطلق ازنظریات و هواهای یک شخص، به جای قانون وسرسپردگی بخشی از مردم به ولایت او، اصلی ترین عامل اختلاف و پیدایش فتنه نیست؟
آقای احمد خاتمی، از دیگر اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز در نماز جمعه چند هفته قبل در تحریفی آشکار! با استناد به نهج البلاغه، معترضین به تقلب انتخاباتی و مخالفین عملکرد حاکمیت را "فتنه گر" نامید، در حالی که در این کتاب صریحاً بزرگان ِ"زر و زور و تزویر" را که اهل تکبر و ترفع هستند پایه و اساس تعصبات و "ارکان فتنه" و شمشیرهای خشونت جاهلی شمرده و حذر کردن ازاطاعت آنها را هشدار داده است: "الا فالحذر الحذر من طاعه ساداتکم و کبرائکم الذین تکبروا عن حسبهم و ترفعوا فوق نسبهم ...، فانهم قواعد اساس العصبیه و دعائم ارکان الفتنه و سیوف اعتزاء الجاهلیه". (خطبه قاصعه ۲۳۴)
آقای خامنه ای "حرمت نظام" را بالاتر از حرمت جان و مال و ناموس و آبروی مردم میداند. این چه "نظام مقدسی" است که فقط حرمت وقداست رهبری را پاس میدارد؟ مگر رسول خدا به کرات نمیفرمود: "هرگز نمیتوان نظامی را که درآن حق ضعیف بدون لکنت زبان از قوی ستانده نشود مقدس نامید!؟
"لن تقدس امه لایوخز فیها للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع !؟". (نامه ۵۳ نهج البلاغه) چه قدرت و قداستی برای نظامی که با مردم مظلوم خود با زبان زور و زرادخانه عمل میکند باقی میماند!؟
استالین نیز خود را مساوی مارکسیسم و انقلاب بلشویکی میدانست و برای اثبات این ادعا، نزدیک به تمام انقلابیون و ایدئولوگهای اصلی حزب در شورای مرکزی و دفتر سیاسی را اعدام و میلیونها نفر را قربانی قصابی های انقلابی خود کرد!
فرعون هم دراعدام پیروان موسی و سرکوب خونین بنی اسرائیل، توجیهی حق به جانب و دلسوزانه برای ملت خود داشت: این دو تن می خواهند با سخنان ساحرانه شان شما را (از قدرت و کشور) بیرون کنند واین نظام بینظیر شما را از بین ببرند! " ... ان هذان لساحران یریدن ان یخرجاکم من ارضکم و یذهبا بطریقتکم المثلی". (طه ۲۰)
همچنین در سوره غافر آیه ۶۳: "بگذارید موسی را بکشم تا ربّ خود را (برای نجاتش) بخواند. من می ترسم او دین (نظام) شما را تغییر دهد و در کشور اغتشاش ایجاد نماید!" "وقال فرعون ذرونی اقتل موسی ولیدع ربه انی اخاف ان یبدل دینکم اوان یظهر فی الارض الفساد".
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه نماز جمعه، اصول انقلاب را: اسلام، قانون اساسی، رهنمودها و وصیت نامه امام شمرده اند! ایشان حتما از خاطر نبرده اند که حضرت علی پس از قتل خلیفه دوم حتی به قیمت از دست دادن حکومت، حاضر نشد شرط "پیروی از خط دو خلیفه قبلی" را در کناراصل منحصر به فرد "قانون اساسی" (که برای جامعه دینی آن روز کتاب خدا و سنت رسول بود) بپذیرد و زیر بار بدعت برود.
رهبر پیشین انقلاب نه معصوم و نه مدعی آن بود و رهنمودها و وصایایش هرچند برای بخشی از ملت مطاع است، اما معلوم نیست برای بقیه ملت اعتباری داشته باشد و با همه مفاد آن موافق باشند. آیا مطرح کردن معیاری شخصی در برابراصول کلی اسلام و قانون اساسی از عوامل تفرقه و فتنه محسوب نمیشود؟
راه برون رفت از"فتنه ای" که با سرپیچی حاکمیت از تمکین به حقوق مصرح مردم در قانون اساسی حاصل شده است، از نظر شرعى جز بازگشت به اسلام ِ مبتنی به کتاب و سنت (نه اسلام فقاهتی) و از نظر عرفى جز تمكين به حقوق مردم، مندرج در قانون اساسی، میسر نمیباشد.
۲۳ شهريور ۱۳۸۸
نمیدانم بارچندم است که این اصطلاح: "کور کردن چشم فتنه" را در فرمایشات آقا میشنوم؟ نماز جمعه این هفته موقعیت دیگری بود برای توجیه شرعی آنچه در حوادث اخیر به عنوان "آخرین چاره داغ کردن است" (آخرالدواءالکی) که از طریق کورکردن چشم فتنه انجام شده و میشود.
در حملات ده سال قبل نیروهای تحتالامر آقا به خوابگاه دانشجویان، که یک چشم دانشجوی رتبه دوم کنکوربا شلیک تیرهای پلاستیکی مأموران تخلیه شد، فکر کردم "چشم فتنه" به کلی کور شده است! ظاهراً ضرورت داشته امسال نیز برای کور کردن چشم دیگر فتنه به کوی دانشگاه حمله شود!؟
راستی این فتنه چیست که کور کردنش اینقدربرای نظام دردسر آفرین و پرخرج شده است؟ آیا شعارالله اکبر دادن در بامها فتنه است که با تک تیراندازان و تخریب اتوموبیلها و اموال صاحب خانهها باید کور گردد؟ آیا راه پیمائی مسالمتآمیز قانونی و اعتراض به تقلب در انتخابات فتنه است که پیاده نظام وسوارنظام تا دندان مسلح برای سرکوب آن اعزام شود؟
آیا اعتراض به ضرب و شتم و شکنجه و قتل واعمال شرمآور دیگرکه بسیاری از مسؤلین به زشتی و پلیدی آن اعتراف کردهاند، خلاف شرع است که ناهیان چنین منکراتی به جای عاملان آن باید محبوس و محکوم گردند؟
آری حضرت علی چنین جملهای را در برخورد با خوارج که پس از قتل فجیع بعضی مسلمانان، علیه حکومت مردمی او لشکرکشی مسلحانه کرده و حتی پیک آشتی او را نیز به قتل رسانده بودند، پس ازکاربرد همه شیوههای مسالمت جویانه و مذاکرات مفصل و متعدد بیان فرموده است، اما خوارج متعصب و متجاوزو قاتل کجا و ملت مظلومی که فقط میگوید "رأی من چه شد؟" کجا!؟
آری علی(ع) از فتنه سخن گفته است، اما تحریف این سخن و کاربرد واژگونه آن، دقیقاً سخن دیگرایشان که فرمود "کلمه حق یرادبها الباطل" (این سخن حقی است اما قصد باطلی ازآن اراده میشود) را به یاد می آورد.
آقای خامنه ای با مطلق کردن ومحق شمردن و مساوی قرار دادن خود با اسلام وانقلاب و نظام، هرحرکت انتقادی و اعتراضی را فتنه و حرمت شکنی نظام میشمارد و تاب تحمل نمیآورد. این چه نظامی است که بیش از نود درصد پایهگذاران، کارگزاران، خدمت گذاران و حامیان فداکارش منزوی، مطرود، محکوم، محبوس و مقتول شده اند!؟ که به قول یکی از اندیشمندان: علی مانده است و حوزه امنیتیاش!؟
به تعبیر حضرت علی در وصف این سرکوب شدگان: "اینان گاه گریزانند و تنها، گاه مقهور و ترسان، گاه خاموش ودهان بسته، خدا را به اخلاص میخوانند و(از غم مردم) همواره گریان و دردمندند. به خاطرخوف و خفای از ستمگران، گمنام و مصیبت زده ماندهاند. گوئی (از تلخی روزگار) در دریای نمک غرقه شدهاند. دهانهایشان دوخته و دلهایشان (از مظالم ستمگرن) ریش ریش شده است. آنقدرموعظه (انتقاد و اعتراض) کردند تا ملول و مأیوس شدند و آنقدر مشمول فهر و غلبه واقع شدند تا به ذلت (زندان) و قتل کشیده و قلیل شدند" (خطبه ۳۲ نهج البلاغه)
اینها نه فتنه بودند و نه فتنه گر. فتنه آنگاه آغاز میشود که ( باز هم به تعبیر امام علی، در خطبه ۵۰)، به جای قانون، نظریات شخصی ملاک سیاستها قرار گیرد، به جای کتاب خدا و سنت رسول، احکامی بدعتگذاری شود و (به جای حاکمیت ملت) کسانی بر خلاف دین خدا بر مردم ولایت کنند: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع و یتولی علیها رجال رجالا علی غیر دین الله.»
انصاف را، آیا همین ولایت مطلقه که بدعتی خلاف کتاب خدا و سنت رسول است، و پیروی مطلق ازنظریات و هواهای یک شخص، به جای قانون وسرسپردگی بخشی از مردم به ولایت او، اصلی ترین عامل اختلاف و پیدایش فتنه نیست؟
آقای احمد خاتمی، از دیگر اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز در نماز جمعه چند هفته قبل در تحریفی آشکار! با استناد به نهج البلاغه، معترضین به تقلب انتخاباتی و مخالفین عملکرد حاکمیت را "فتنه گر" نامید، در حالی که در این کتاب صریحاً بزرگان ِ"زر و زور و تزویر" را که اهل تکبر و ترفع هستند پایه و اساس تعصبات و "ارکان فتنه" و شمشیرهای خشونت جاهلی شمرده و حذر کردن ازاطاعت آنها را هشدار داده است: "الا فالحذر الحذر من طاعه ساداتکم و کبرائکم الذین تکبروا عن حسبهم و ترفعوا فوق نسبهم ...، فانهم قواعد اساس العصبیه و دعائم ارکان الفتنه و سیوف اعتزاء الجاهلیه". (خطبه قاصعه ۲۳۴)
آقای خامنه ای "حرمت نظام" را بالاتر از حرمت جان و مال و ناموس و آبروی مردم میداند. این چه "نظام مقدسی" است که فقط حرمت وقداست رهبری را پاس میدارد؟ مگر رسول خدا به کرات نمیفرمود: "هرگز نمیتوان نظامی را که درآن حق ضعیف بدون لکنت زبان از قوی ستانده نشود مقدس نامید!؟
"لن تقدس امه لایوخز فیها للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع !؟". (نامه ۵۳ نهج البلاغه) چه قدرت و قداستی برای نظامی که با مردم مظلوم خود با زبان زور و زرادخانه عمل میکند باقی میماند!؟
استالین نیز خود را مساوی مارکسیسم و انقلاب بلشویکی میدانست و برای اثبات این ادعا، نزدیک به تمام انقلابیون و ایدئولوگهای اصلی حزب در شورای مرکزی و دفتر سیاسی را اعدام و میلیونها نفر را قربانی قصابی های انقلابی خود کرد!
فرعون هم دراعدام پیروان موسی و سرکوب خونین بنی اسرائیل، توجیهی حق به جانب و دلسوزانه برای ملت خود داشت: این دو تن می خواهند با سخنان ساحرانه شان شما را (از قدرت و کشور) بیرون کنند واین نظام بینظیر شما را از بین ببرند! " ... ان هذان لساحران یریدن ان یخرجاکم من ارضکم و یذهبا بطریقتکم المثلی". (طه ۲۰)
همچنین در سوره غافر آیه ۶۳: "بگذارید موسی را بکشم تا ربّ خود را (برای نجاتش) بخواند. من می ترسم او دین (نظام) شما را تغییر دهد و در کشور اغتشاش ایجاد نماید!" "وقال فرعون ذرونی اقتل موسی ولیدع ربه انی اخاف ان یبدل دینکم اوان یظهر فی الارض الفساد".
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه نماز جمعه، اصول انقلاب را: اسلام، قانون اساسی، رهنمودها و وصیت نامه امام شمرده اند! ایشان حتما از خاطر نبرده اند که حضرت علی پس از قتل خلیفه دوم حتی به قیمت از دست دادن حکومت، حاضر نشد شرط "پیروی از خط دو خلیفه قبلی" را در کناراصل منحصر به فرد "قانون اساسی" (که برای جامعه دینی آن روز کتاب خدا و سنت رسول بود) بپذیرد و زیر بار بدعت برود.
رهبر پیشین انقلاب نه معصوم و نه مدعی آن بود و رهنمودها و وصایایش هرچند برای بخشی از ملت مطاع است، اما معلوم نیست برای بقیه ملت اعتباری داشته باشد و با همه مفاد آن موافق باشند. آیا مطرح کردن معیاری شخصی در برابراصول کلی اسلام و قانون اساسی از عوامل تفرقه و فتنه محسوب نمیشود؟
راه برون رفت از"فتنه ای" که با سرپیچی حاکمیت از تمکین به حقوق مصرح مردم در قانون اساسی حاصل شده است، از نظر شرعى جز بازگشت به اسلام ِ مبتنی به کتاب و سنت (نه اسلام فقاهتی) و از نظر عرفى جز تمكين به حقوق مردم، مندرج در قانون اساسی، میسر نمیباشد.
۲۳ شهريور ۱۳۸۸
تا روز قدس / ما همه امروز فلسطینی هستیم
امروز ما همه فلسطینی هستیم. فلسطین جایی است که ظلم میشود و دادگاهی برای شکایت بردن نیست. جایی است که آدمها تحقیر میشوند.
فلسطین ایستگاههای بازرسی است. فلسطین انسانهای بیگناهیاند که جز سنگ وسیلهای برای مبارزه ندارند. فلسطین انسان است و سنگی در دست در برابر ظلم. فلسطین سنگ فرشهایی است که خون بیگناهان روی آن میریزد.
فلسطین جایی است که مردم از اونیفورم نظامی متنفرند، از اسلحه متنفرند، ولی تا پای مرگ با دست خالی، با دندان، با پنجهی دست مبارزه میکنند. فلسطینیها مردمی هستند که برای تحویل جنازههای عزیزانشان که با گلولههای ظلم شهید شدهاند باید پول بپردازند. فلسطینی کسی است که قاتلهای خواهران و برادرانش از آوردن اسم عزیزانش پرهیز میکنند.
فلسطین ماییم. فلسطین ارث پدری کسی نیست که تعیین کند چه کسی میتواند پشت فلسطینیها بایستد و چه کسی نه. کسانی که از ظلمی که به مردم فلسطین میشود استفاده میکنند تا انحصار قدرت را توجیه کنند، بیراهه میروند و رفتهاند. فلسطین ماییم و باید فلسطین را نه تنها از دست غاصبانش، بلکه از دست آنان که برای انحصار قدرت از فلسطین استفادهی ابزاری می کنند آزاد کنیم.
فلسطین متعلق به انسانهایی است که علیه بیداد فریاد میکنند، نه آنها که در برابر ظلم ساکتاند و بطور انتخابی برگزیدهاند که از موضوع فلسطین برای سودجویی خود سواستفاده کنند. فلسطین ماییم و نمیگذاریم حکومتی شود، توجیه وسیله شود و ابزار سرکوب.
فلسطین پشت قبالهی تو نیست، فلسطین اشکهای مادر شهید سهراب اعرابی است و امیدی که در صدایش هنوز هست، هرچند که شرح غصهی او را کسی نمیتواند بگوید و بنویسد.
فلسطین ماییم و آنها که مظلوماند، ولی امیدوار
برگرفته از: وبلاگ هزاردستان چمن
فلسطین ایستگاههای بازرسی است. فلسطین انسانهای بیگناهیاند که جز سنگ وسیلهای برای مبارزه ندارند. فلسطین انسان است و سنگی در دست در برابر ظلم. فلسطین سنگ فرشهایی است که خون بیگناهان روی آن میریزد.
فلسطین جایی است که مردم از اونیفورم نظامی متنفرند، از اسلحه متنفرند، ولی تا پای مرگ با دست خالی، با دندان، با پنجهی دست مبارزه میکنند. فلسطینیها مردمی هستند که برای تحویل جنازههای عزیزانشان که با گلولههای ظلم شهید شدهاند باید پول بپردازند. فلسطینی کسی است که قاتلهای خواهران و برادرانش از آوردن اسم عزیزانش پرهیز میکنند.
فلسطین ماییم. فلسطین ارث پدری کسی نیست که تعیین کند چه کسی میتواند پشت فلسطینیها بایستد و چه کسی نه. کسانی که از ظلمی که به مردم فلسطین میشود استفاده میکنند تا انحصار قدرت را توجیه کنند، بیراهه میروند و رفتهاند. فلسطین ماییم و باید فلسطین را نه تنها از دست غاصبانش، بلکه از دست آنان که برای انحصار قدرت از فلسطین استفادهی ابزاری می کنند آزاد کنیم.
فلسطین متعلق به انسانهایی است که علیه بیداد فریاد میکنند، نه آنها که در برابر ظلم ساکتاند و بطور انتخابی برگزیدهاند که از موضوع فلسطین برای سودجویی خود سواستفاده کنند. فلسطین ماییم و نمیگذاریم حکومتی شود، توجیه وسیله شود و ابزار سرکوب.
فلسطین پشت قبالهی تو نیست، فلسطین اشکهای مادر شهید سهراب اعرابی است و امیدی که در صدایش هنوز هست، هرچند که شرح غصهی او را کسی نمیتواند بگوید و بنویسد.
فلسطین ماییم و آنها که مظلوماند، ولی امیدوار
برگرفته از: وبلاگ هزاردستان چمن
خبر فوری- حسین نورانی نژاد بازداشت شد
دقایقی پیش، حسین نورانینژاد، رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی بازداشت شد.
به گزارش موج سبز آزادی، نورانینژاد در منزل شخصی یکی از رفقایش بازداشت شده است و هنوز معلوم نیست که توسط چه ارگانی و به چه اتهامی این بازداشت صورت گرفته است.
گفتنی است که حسین نورانی نژاد نقش فعالی در برگزاری مراسم های مذهبی اصلاحطلبان به خصوص در لیالی قدر در دارالزهرای تهران ایفا میکرد.
به گزارش موج سبز آزادی، نورانینژاد در منزل شخصی یکی از رفقایش بازداشت شده است و هنوز معلوم نیست که توسط چه ارگانی و به چه اتهامی این بازداشت صورت گرفته است.
گفتنی است که حسین نورانی نژاد نقش فعالی در برگزاری مراسم های مذهبی اصلاحطلبان به خصوص در لیالی قدر در دارالزهرای تهران ایفا میکرد.
تا روز قدس / راه قدس از تهران میگذرد
در دوره جنگ شعار معروفي وجود داشت كه در آن گفته ميشد "راه قدس از كربلا ميگذرد"، به اين كه مفهوم كه ابتدا بايد حكومت صدام در عراق سرنگون شود، تا در ادامه بتوان قدس را آزاد نمود. اين شعار با توجه به فضاي احساسي جنگ ايران و عراق، شعاري قابل باور براي بخش بزرگي از جامعهي مذهبي ايران بود. اما اكنون در سال 1388 و در آستانه روز قدس در آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان، ميتوان شعار ديگري را مطرح كرد: "راه قدس از تهران ميگذرد".
متاسفانه جریان حاكم فعلی تنها برای استفادههای سیاسی و گروكشی های بینالمللی آرمان مردم فلسطین را مصادره كرده است، به گونه ای كه سیاستهای این جریان در تعارضی بزرگ با منافع ملی مردم ایران و منافع مردم فلسطین قرار گرفته است.
بعد از كشتار مردم بیگناه غزه در زمستان سال 2008 دولت اسرائیل در ضعیف ترین موقعیت خود در میان افكار عمومی مردم جهان قرار داشت، اما احمدی نژاد با اتخاذ سیاست های غلط و بیان سخنان ناشیانه در اجلاس جهانی نژاد پرستی در ژنو، اسرائیل را در موقعیتی قرار داد تا بتواند بخشی از آبروی ریخته و حمایت های از دست رفته را دوباره بدست آورد، چنین عملكردی را تنها میتوان خیانت به آرمان واقعی مردم فلسطین دانست.
حال این سوال مطرح می شود كه آیا سیاست های دولت احمدی نژاد برخاسته از خواسته ها و افكار مردم ایران است؟
با توجه به شرایط كشور در قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری، میتوان به این سوال پاسخ منفی داد. دولت احمدی نژاد و جریان حاكم، برخاسته از یك كودتای انتخاباتی- نظامی هستند كه بر خلاف خواستهی اكثر مردم ایران قدرت را در دست گرفتهاند. این جریان تنها زمانی میتواند به حكمرانی به شیوه كنونی ادامه دهد و نیروهای سركوبگر و اندك پایگاه مردمی باقیمانده در جامعه را برای خود نگه دارد كه كانون بحرانهای بین المللی هم چنان شعلهور باشد، و فلسطین یكی از این مناطق بحران زده است.
در نتیجه دولت احمدینژاد با استفاده از اهرمهای خود در فلسطین مانند گروه های جهاد اسلامی و حماس، سهمی در روشن نگه داشتن آتش بحران و كمك به تقویت مواضع نیروهای تندرو در هر دو طرف منازعه دارد، در سطح جهانی نیز سخنان احمدینژاد به رادیكالتر شدن فضای بینالمللی كمك میكند.
حال با توجه به شرایط موجود، یعنی مستقر بودن دولتی برخاسته از كودتا در ایران كه حیات خود را در ادامهی بحرانهای بینالمللی میداند و تعریف میكند، شعار "راه قدس از تهران میگذرد" مفهوم خود را نشان میدهد.
پس میتوان چنین نتیجه گرفت كه ابتدا تهران باید آزاد شود تا در سایهی تشكیل دولتی دمكرات و برخاسته از اراده مردم ایران بتوان در كنار دیگر كشور های آزاد جهان، ائتلافی بین المللی را جهت افزایش فشار بر اسرائیل و رسیدن مردم فلسطین به حقوق حقهی خود،كه آزادی قدس تنها یكی از آنها میباشد، سازماندهی نمود.
متاسفانه جریان حاكم فعلی تنها برای استفادههای سیاسی و گروكشی های بینالمللی آرمان مردم فلسطین را مصادره كرده است، به گونه ای كه سیاستهای این جریان در تعارضی بزرگ با منافع ملی مردم ایران و منافع مردم فلسطین قرار گرفته است.
بعد از كشتار مردم بیگناه غزه در زمستان سال 2008 دولت اسرائیل در ضعیف ترین موقعیت خود در میان افكار عمومی مردم جهان قرار داشت، اما احمدی نژاد با اتخاذ سیاست های غلط و بیان سخنان ناشیانه در اجلاس جهانی نژاد پرستی در ژنو، اسرائیل را در موقعیتی قرار داد تا بتواند بخشی از آبروی ریخته و حمایت های از دست رفته را دوباره بدست آورد، چنین عملكردی را تنها میتوان خیانت به آرمان واقعی مردم فلسطین دانست.
حال این سوال مطرح می شود كه آیا سیاست های دولت احمدی نژاد برخاسته از خواسته ها و افكار مردم ایران است؟
با توجه به شرایط كشور در قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری، میتوان به این سوال پاسخ منفی داد. دولت احمدی نژاد و جریان حاكم، برخاسته از یك كودتای انتخاباتی- نظامی هستند كه بر خلاف خواستهی اكثر مردم ایران قدرت را در دست گرفتهاند. این جریان تنها زمانی میتواند به حكمرانی به شیوه كنونی ادامه دهد و نیروهای سركوبگر و اندك پایگاه مردمی باقیمانده در جامعه را برای خود نگه دارد كه كانون بحرانهای بین المللی هم چنان شعلهور باشد، و فلسطین یكی از این مناطق بحران زده است.
در نتیجه دولت احمدینژاد با استفاده از اهرمهای خود در فلسطین مانند گروه های جهاد اسلامی و حماس، سهمی در روشن نگه داشتن آتش بحران و كمك به تقویت مواضع نیروهای تندرو در هر دو طرف منازعه دارد، در سطح جهانی نیز سخنان احمدینژاد به رادیكالتر شدن فضای بینالمللی كمك میكند.
حال با توجه به شرایط موجود، یعنی مستقر بودن دولتی برخاسته از كودتا در ایران كه حیات خود را در ادامهی بحرانهای بینالمللی میداند و تعریف میكند، شعار "راه قدس از تهران میگذرد" مفهوم خود را نشان میدهد.
پس میتوان چنین نتیجه گرفت كه ابتدا تهران باید آزاد شود تا در سایهی تشكیل دولتی دمكرات و برخاسته از اراده مردم ایران بتوان در كنار دیگر كشور های آزاد جهان، ائتلافی بین المللی را جهت افزایش فشار بر اسرائیل و رسیدن مردم فلسطین به حقوق حقهی خود،كه آزادی قدس تنها یكی از آنها میباشد، سازماندهی نمود.
عـلی(ع) و انتخابات؟!
عبدالعلی بازرگان
سه خلیفه نخست را هرچند مردم با "بیعت" آزادانه خود "انتخاب" کردند، اما متأسفانه شورای جامع و فراگیری که همه اهل حل و عقد (صاحب نظران) در آن حضور داشته باشند تشکیل نشد و این گزینش درحلقه بسیار محدودی (شبیه شورای نگهبان ما) انجام شد و مرحله نخست مردم سالاری (شورا) شتابزده ونیم بند صورت گرفت.
از عنوان فوق ممکن است تعجب کرده باشید؛ انتخابات و جامعه بَدَوی و بی سواد چهارده قرن قبل!؟.....
حق دارید تعجب کنید، انتخابات و مراجعه به آراء مردم، یعنی دموکراسی، محصول مدرنیته و دنیای جدید است، وگرنه قبل ازانقلابات اجتماعی در اروپا، همواره و همه جا شاهان و سلاطین حکومت میکردند و مردم نقشی در سیاست وحاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خویش نداشتند. همیشه در قالب تئوکراسی و آریستوکراسی و انواع عناوین و ادعاها، مستبدانی بر مردم حکومت می کردند.
حتی در یونان باستان نیز، که مهد دموکراسی نامیده شده، از ۴۰۰ هزار جمعیت شهر آتن فقط چهل نفر از اشراف و فیلسوفان حق رأی داشتند، یعنی از هر ده هزار نفرفقط یکنفر!! کارگران، دهقانان، زنان و بقیه طبقات متوسط همگی تابع همان اقلیت ممتاز بودند.
اگر این تحول در جوامع بشری مبارک و میمون بوده است و "مردم سالاری" و مراجعه به آراء اکثریت مردم برای تعیین سرنوشت جامعه از مهمترین دستاوردهای جدید بشریت است، جا دارد به بهانه شب شهادت آن آموزگارِ آزادی و عدالت، نگاهی از این منظر به نحوه به قدرت رسیدن آن امام و دیدگاه ایشان درمورد "مبنای مشروعیت نظام سیاسی" بیندازیم و به تناسب معضلات اجتماعی گستردهای که متعاقب انتخابات نامیمون ریاست جمهوری اخير در ایران پدید آمد، مقایسهای میان ادعاها و عملکردها بنمائیم.
مسلماً در نظامات قبیلهای چهارده قرن قبل و در میان مردم بیسواد عربستان صندوق و برگه رأی یا کارت الکترال و ابزار مشابه وجود نداشته است، اما تحقق بخشیدن به مردم سالاری در هر زمان و مکانی شیوه خاص خود را طلب میکند. مهم روح این رفتاراست که باید رعایت شود وگرنه وجود صندوق و برگه رأی، همانطور که به کرات تجربه کرده ایم، مردم سالاری را تضمین نمیکند.
در نظامات دموکراتیک امروز انتخابات عموماً در دو مرحله انجام میشود؛ نخست رهبریا نمایندگان مجلس از طریق "احزاب"، که کانون سیاست مداران و اندیشمندان به شمار میروند، برگزیده و به مردم معرفی میشوند، در مرحله بعد تودههای مردم در صورت تمایل به کاندیداهای مورد قبولشان رأی میدهند.
دقیقاً همین شیوه، قبل از این که مجدداً سرنوشت مردم با تسلط بنی امیه، به دیکتاتوری فردی بازگردد، در مورد خلفای چهارگانه بعد از پیامبر اسلام ۖۖ اتفاق افتاد، البته با تفاوتهائی در شکل اجرائی آن. دو مرحلهای بودن انتخابات را مسلمانان صدر اسلام در قالب "شورا و بیعت" انجام میدادند. شورای مسلمانان که نقش امروزی احزاب را ایفا می کرد، از"مهاجرین و انصار"، که از پایهگذاران جامعه اسلامی و جانبازان آن محسوب میشدند، تشکیل میشد. این گروه با "شورا"ی خود، فرد مناسبی را برگزیده و به مردم معرفی میکردند تا در صورت توافق با او "بیعت" کنند.
سه خلیفه نخست را هرچند مردم با "بیعت" آزادانه خود "انتخاب" کردند، اما متأسفانه شورای جامع و فراگیری که همه اهل حل و عقد (صاحب نظران) در آن حضور داشته باشند تشکیل نشد و این گزینش درحلقه بسیار محدودی (شبیه شورای نگهبان ما) انجام شد و مرحله نخست مردم سالاری (شورا) شتابزده ونیم بند صورت گرفت.
با قیام مردم علیه خلیفه سوم، به دلیل گماشتن خویشاوندان نالایقش بر مصادر امور، تودههای مردم سراغ علی(ع) آمدند و مُصراً از او درخواست ولایت کردند. بحث حاضر اشارهای است کوتاه به نحوه برگذاری "شورا"ی صاحب نظران، "بیعت" مردم با ایشان، عرضه برنامهها و مواضع سیاسی و بالاخره دیدگاه امام نسبت به "مبانی مشروعیت نظام ".
در مرحله "شورا" تشخیص امام بر این بود که ابتدا باید "مهاجرین و انصار" (به خصوص اصحاب بدر)، که نخبگان جامعه آن روزگار بودند، درمهلت و فرصتی کافی (سه روز) "مشورت" نمایند. لذا از بیعت با تودههای انقلاب کرده مردم که سیلوار به سوی او آمده بودند امتناع کرد تا هم از شیوههای پوپولیستی و سوارشدن بر موج احساسات تحریک شده حذر کرده باشد و هم مردم را به رایزنی و اندیشه درراه حلهای ممکن مدد رسانده باشد.
پس از آن که رأی همگان (حتی رقبایش طلحه و زُبیر) بر خلافت او تعلق گرفت، آنگاه تودههای مردم را برای بیعت پذیرفت. صحنههائی که از روزانتخابات (بیعت عمومی) در نهج البلاغه گزارش شده است، نمایشی است از حضورباشکوه تمامی ملت؛ از زن و مرد و پیر و جوان، حتی کودکان و نوجوانان نابالغ و معلولان و بیماران. در جشنی ملی، پس از ۲۵ سال برکناری و محرومیت ملت.
گزارش این صحنهها را (که در خطب: ۳، ۵۳، ۹۱، ۱۳۶، ۱۳۷، ۱۷۱، ۱۹۵، ۱۹۶، ۲۲۹ و... نهج البلاغه و کتابهای شرح ابن ابیالحدید، بحارالانوار، تاریخ طبری و...آمده است) امام نه برای تبلیغ و خودستائی، بلکه در دوران بیوفائی یاران و فراموشکاری مردم بازگو کرده است تا یادآوری کند او بدنبال قدرت نبوده و آنها حکومت را بر او تحمیل کردند!
تنها به ترجمه یکی از این گزارشات اکتفا می کنیم: "دستم را (برای بیعت) گشودید، آن را پس زدم. کشیدید، من نگه داشتم. آنسان که اشتران تشنه به آبگیرها هجوم میآورند، بر من هجوم آوردید، چندان که بند کفش برید، ردا از دوش افتاد، ناتوان زیر دست و پا ماند. خوشحالی مردم در بیعت با من به حدی رسید که کودکان، شادمانه و پیران، لنگان و لرزان، و بیماران، با درد و رنج فراوان و دوشیزگان، بی نقاب به سوی من شتافتند" (خطبه۲۲۱ و در بعضی نسخ ۲۲۹)
انتخاباتی که برگزار شد (به تعبیری که درنامه اول فصل ۵ نهج البلاغه آمده است) در نهایت آزادی، با اختیار کامل و بدون هیچ اکراه و اجباری بوده است (بایعنی الناس غیر مستکرهین و لا مجبرین بل طائعین مخیرین). و به تعبیر دیگری (نامه ۵۴) مردم نه به خاطر ترس از سلطه حکومتی بیعت کردند و نه کالائی عرضه شده بود (قابل توجه ریاست جمهوری تحمیلی جمهوری اسلامی !).
اما جالبتر"اعلام مواضع" یا بیان برنامه سیاسی و تصریح به حقوق دوطرفهای (میان ملت و رهبری) بوده است که شخص ایشان، یا نمایندگانشان در شهرهای دیگر، هنگام اخذ بیعت ازمردم اظهارمیداشتند. ذیلاً به شمهای از آنها اشاره میگردد. صبح روز جمعهای که مردم برای بیعت با حضرت حاضر شده بودند در بیان مواضع خود فرمود: "ای انبوه مردم هوشمند، هیچ کس در حکومت بر شما حق اختصاصی ندارد مگر آن کس را که شما خودتان امیر کنید". (بحارالانوار، ج۸،ص۳۶۷ چاپ تبریز)
"کلیدهای اموال شما (بیت المال) با من است اما بدانید که بر من جایز نیست بدون اجازه و نظر شما درهمی از آن خرج کنم. آیا به این کیفیت راضی هستید؟!" این تعهد را مقایسه کنید با "مبسوط الید"! بودن متولیان حکومت ما که میلیاردها سرمایه مملکت و درآمد سرشار نفت را به تشخیص خود و بدون اطلاع مردم ، حتی اطلاع نمایندگانشان درمجلس، به کشورهای دلخواهشان میدهند و بخش اعظم بودجه مملکت را خارج از حسابرسی دولتی خرج می کنند!
عمار یاسربا چنین عبارتی برای حضرت علی از مردم بیعت میگرفت: "ما براساس کتاب خدا و سنت رسول (قانون اساسی جامعه دینی آن روزگار) با شما بیعت میکنیم. اگر برآن وفا نکردیم، حق اطاعتی بر شما نداریم و بیعتی برگردن شما نیست. فقط قرآن امام ما و امام شماست". ( بحارالانوار ج ۸)
در "مصر" قیس بن عباده این چنین برای حضرت علی از مردم بیعت می گرفت: "برخیزید و برکتاب خدا و سنت پیامبرش بیعت کنید، پس اگر ما در میان شما به کتاب خدا و سنت رسول عمل نکردیم، بیعتی برگردن شما نداریم". (تاریخ طبری،ج۳، ص۵۵۱)
حتی پس از ضربت خوردن، هنگامی که مردم با اندوه فراوان برای کسب تکلیف از او سئوال می کردند: "در صورتی که شما را از دست بدهیم، آیا با حسن(ع) بیعت نمائیم؟" فرمود: "این کار را نه بشما امر و نه نهی می کنم، خودتان بهتر می دانید!". (مروج الذهب)
پس از شهادت امام، عبدالله بن عباس بیرون آمد و گفت:
"امیرالمؤمنین وفات یافت و فرزندی (امام مجتبی) از او باقی مانده، اگر میخواهید برای شما بیرون بیاید(زمامدار شود) و اگر نمی خواهید هیچ کس بر گردن شما حقی ندارد". سلام خدا و فرشتگان و بندگانش بر او باد که بنیاد مردم سالاری را در اسلام بنا کرد و الگوئی ازعدالت و آزادگی باقی گذاشت.
۲۰ شهريور ۱۳۸۸
۲۱ رمضان ۱۴۳۰
سه خلیفه نخست را هرچند مردم با "بیعت" آزادانه خود "انتخاب" کردند، اما متأسفانه شورای جامع و فراگیری که همه اهل حل و عقد (صاحب نظران) در آن حضور داشته باشند تشکیل نشد و این گزینش درحلقه بسیار محدودی (شبیه شورای نگهبان ما) انجام شد و مرحله نخست مردم سالاری (شورا) شتابزده ونیم بند صورت گرفت.
از عنوان فوق ممکن است تعجب کرده باشید؛ انتخابات و جامعه بَدَوی و بی سواد چهارده قرن قبل!؟.....
حق دارید تعجب کنید، انتخابات و مراجعه به آراء مردم، یعنی دموکراسی، محصول مدرنیته و دنیای جدید است، وگرنه قبل ازانقلابات اجتماعی در اروپا، همواره و همه جا شاهان و سلاطین حکومت میکردند و مردم نقشی در سیاست وحاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خویش نداشتند. همیشه در قالب تئوکراسی و آریستوکراسی و انواع عناوین و ادعاها، مستبدانی بر مردم حکومت می کردند.
حتی در یونان باستان نیز، که مهد دموکراسی نامیده شده، از ۴۰۰ هزار جمعیت شهر آتن فقط چهل نفر از اشراف و فیلسوفان حق رأی داشتند، یعنی از هر ده هزار نفرفقط یکنفر!! کارگران، دهقانان، زنان و بقیه طبقات متوسط همگی تابع همان اقلیت ممتاز بودند.
اگر این تحول در جوامع بشری مبارک و میمون بوده است و "مردم سالاری" و مراجعه به آراء اکثریت مردم برای تعیین سرنوشت جامعه از مهمترین دستاوردهای جدید بشریت است، جا دارد به بهانه شب شهادت آن آموزگارِ آزادی و عدالت، نگاهی از این منظر به نحوه به قدرت رسیدن آن امام و دیدگاه ایشان درمورد "مبنای مشروعیت نظام سیاسی" بیندازیم و به تناسب معضلات اجتماعی گستردهای که متعاقب انتخابات نامیمون ریاست جمهوری اخير در ایران پدید آمد، مقایسهای میان ادعاها و عملکردها بنمائیم.
مسلماً در نظامات قبیلهای چهارده قرن قبل و در میان مردم بیسواد عربستان صندوق و برگه رأی یا کارت الکترال و ابزار مشابه وجود نداشته است، اما تحقق بخشیدن به مردم سالاری در هر زمان و مکانی شیوه خاص خود را طلب میکند. مهم روح این رفتاراست که باید رعایت شود وگرنه وجود صندوق و برگه رأی، همانطور که به کرات تجربه کرده ایم، مردم سالاری را تضمین نمیکند.
در نظامات دموکراتیک امروز انتخابات عموماً در دو مرحله انجام میشود؛ نخست رهبریا نمایندگان مجلس از طریق "احزاب"، که کانون سیاست مداران و اندیشمندان به شمار میروند، برگزیده و به مردم معرفی میشوند، در مرحله بعد تودههای مردم در صورت تمایل به کاندیداهای مورد قبولشان رأی میدهند.
دقیقاً همین شیوه، قبل از این که مجدداً سرنوشت مردم با تسلط بنی امیه، به دیکتاتوری فردی بازگردد، در مورد خلفای چهارگانه بعد از پیامبر اسلام ۖۖ اتفاق افتاد، البته با تفاوتهائی در شکل اجرائی آن. دو مرحلهای بودن انتخابات را مسلمانان صدر اسلام در قالب "شورا و بیعت" انجام میدادند. شورای مسلمانان که نقش امروزی احزاب را ایفا می کرد، از"مهاجرین و انصار"، که از پایهگذاران جامعه اسلامی و جانبازان آن محسوب میشدند، تشکیل میشد. این گروه با "شورا"ی خود، فرد مناسبی را برگزیده و به مردم معرفی میکردند تا در صورت توافق با او "بیعت" کنند.
سه خلیفه نخست را هرچند مردم با "بیعت" آزادانه خود "انتخاب" کردند، اما متأسفانه شورای جامع و فراگیری که همه اهل حل و عقد (صاحب نظران) در آن حضور داشته باشند تشکیل نشد و این گزینش درحلقه بسیار محدودی (شبیه شورای نگهبان ما) انجام شد و مرحله نخست مردم سالاری (شورا) شتابزده ونیم بند صورت گرفت.
با قیام مردم علیه خلیفه سوم، به دلیل گماشتن خویشاوندان نالایقش بر مصادر امور، تودههای مردم سراغ علی(ع) آمدند و مُصراً از او درخواست ولایت کردند. بحث حاضر اشارهای است کوتاه به نحوه برگذاری "شورا"ی صاحب نظران، "بیعت" مردم با ایشان، عرضه برنامهها و مواضع سیاسی و بالاخره دیدگاه امام نسبت به "مبانی مشروعیت نظام ".
در مرحله "شورا" تشخیص امام بر این بود که ابتدا باید "مهاجرین و انصار" (به خصوص اصحاب بدر)، که نخبگان جامعه آن روزگار بودند، درمهلت و فرصتی کافی (سه روز) "مشورت" نمایند. لذا از بیعت با تودههای انقلاب کرده مردم که سیلوار به سوی او آمده بودند امتناع کرد تا هم از شیوههای پوپولیستی و سوارشدن بر موج احساسات تحریک شده حذر کرده باشد و هم مردم را به رایزنی و اندیشه درراه حلهای ممکن مدد رسانده باشد.
پس از آن که رأی همگان (حتی رقبایش طلحه و زُبیر) بر خلافت او تعلق گرفت، آنگاه تودههای مردم را برای بیعت پذیرفت. صحنههائی که از روزانتخابات (بیعت عمومی) در نهج البلاغه گزارش شده است، نمایشی است از حضورباشکوه تمامی ملت؛ از زن و مرد و پیر و جوان، حتی کودکان و نوجوانان نابالغ و معلولان و بیماران. در جشنی ملی، پس از ۲۵ سال برکناری و محرومیت ملت.
گزارش این صحنهها را (که در خطب: ۳، ۵۳، ۹۱، ۱۳۶، ۱۳۷، ۱۷۱، ۱۹۵، ۱۹۶، ۲۲۹ و... نهج البلاغه و کتابهای شرح ابن ابیالحدید، بحارالانوار، تاریخ طبری و...آمده است) امام نه برای تبلیغ و خودستائی، بلکه در دوران بیوفائی یاران و فراموشکاری مردم بازگو کرده است تا یادآوری کند او بدنبال قدرت نبوده و آنها حکومت را بر او تحمیل کردند!
تنها به ترجمه یکی از این گزارشات اکتفا می کنیم: "دستم را (برای بیعت) گشودید، آن را پس زدم. کشیدید، من نگه داشتم. آنسان که اشتران تشنه به آبگیرها هجوم میآورند، بر من هجوم آوردید، چندان که بند کفش برید، ردا از دوش افتاد، ناتوان زیر دست و پا ماند. خوشحالی مردم در بیعت با من به حدی رسید که کودکان، شادمانه و پیران، لنگان و لرزان، و بیماران، با درد و رنج فراوان و دوشیزگان، بی نقاب به سوی من شتافتند" (خطبه۲۲۱ و در بعضی نسخ ۲۲۹)
انتخاباتی که برگزار شد (به تعبیری که درنامه اول فصل ۵ نهج البلاغه آمده است) در نهایت آزادی، با اختیار کامل و بدون هیچ اکراه و اجباری بوده است (بایعنی الناس غیر مستکرهین و لا مجبرین بل طائعین مخیرین). و به تعبیر دیگری (نامه ۵۴) مردم نه به خاطر ترس از سلطه حکومتی بیعت کردند و نه کالائی عرضه شده بود (قابل توجه ریاست جمهوری تحمیلی جمهوری اسلامی !).
اما جالبتر"اعلام مواضع" یا بیان برنامه سیاسی و تصریح به حقوق دوطرفهای (میان ملت و رهبری) بوده است که شخص ایشان، یا نمایندگانشان در شهرهای دیگر، هنگام اخذ بیعت ازمردم اظهارمیداشتند. ذیلاً به شمهای از آنها اشاره میگردد. صبح روز جمعهای که مردم برای بیعت با حضرت حاضر شده بودند در بیان مواضع خود فرمود: "ای انبوه مردم هوشمند، هیچ کس در حکومت بر شما حق اختصاصی ندارد مگر آن کس را که شما خودتان امیر کنید". (بحارالانوار، ج۸،ص۳۶۷ چاپ تبریز)
"کلیدهای اموال شما (بیت المال) با من است اما بدانید که بر من جایز نیست بدون اجازه و نظر شما درهمی از آن خرج کنم. آیا به این کیفیت راضی هستید؟!" این تعهد را مقایسه کنید با "مبسوط الید"! بودن متولیان حکومت ما که میلیاردها سرمایه مملکت و درآمد سرشار نفت را به تشخیص خود و بدون اطلاع مردم ، حتی اطلاع نمایندگانشان درمجلس، به کشورهای دلخواهشان میدهند و بخش اعظم بودجه مملکت را خارج از حسابرسی دولتی خرج می کنند!
عمار یاسربا چنین عبارتی برای حضرت علی از مردم بیعت میگرفت: "ما براساس کتاب خدا و سنت رسول (قانون اساسی جامعه دینی آن روزگار) با شما بیعت میکنیم. اگر برآن وفا نکردیم، حق اطاعتی بر شما نداریم و بیعتی برگردن شما نیست. فقط قرآن امام ما و امام شماست". ( بحارالانوار ج ۸)
در "مصر" قیس بن عباده این چنین برای حضرت علی از مردم بیعت می گرفت: "برخیزید و برکتاب خدا و سنت پیامبرش بیعت کنید، پس اگر ما در میان شما به کتاب خدا و سنت رسول عمل نکردیم، بیعتی برگردن شما نداریم". (تاریخ طبری،ج۳، ص۵۵۱)
حتی پس از ضربت خوردن، هنگامی که مردم با اندوه فراوان برای کسب تکلیف از او سئوال می کردند: "در صورتی که شما را از دست بدهیم، آیا با حسن(ع) بیعت نمائیم؟" فرمود: "این کار را نه بشما امر و نه نهی می کنم، خودتان بهتر می دانید!". (مروج الذهب)
پس از شهادت امام، عبدالله بن عباس بیرون آمد و گفت:
"امیرالمؤمنین وفات یافت و فرزندی (امام مجتبی) از او باقی مانده، اگر میخواهید برای شما بیرون بیاید(زمامدار شود) و اگر نمی خواهید هیچ کس بر گردن شما حقی ندارد". سلام خدا و فرشتگان و بندگانش بر او باد که بنیاد مردم سالاری را در اسلام بنا کرد و الگوئی ازعدالت و آزادگی باقی گذاشت.
۲۰ شهريور ۱۳۸۸
۲۱ رمضان ۱۴۳۰
وداع بيشكوه
مهدی معتمدی مهر*
حجهالاسلام والمسلمین صادق لاریجانی در وضعیتی بر كرسی قاضی القضاتی و ریاست قوهی قضاییهی جمهوری اسلامی ایران تكیه زد كه كمتر كسی حاضر بود مسوولیت وضعیت ناگوار جاری در این دستگاه را بر عهده گیرد. البته ایشان بر خلاف سلف خویش آیت الله شاهرودی در بادی امر، از ابراز هرگونه اظهار نظر هیجانی نظیر ویرانه بودن نهاد قضایی كشور و یا لزوم تغییرات و اصلاحات گسترده در این عرصه خودداری كرد، اما مهرهچینیهای سریع ایشان در سطوح مدیریت قضایی و عزل و نصبهای گستردهی بعدی میتوانست به مثابهی نارضایتی رییس جدید از وضعیت جاری در دستگاه قضایی تلقی شود.
انگیزهی هر انسانی از پذیرش سمتی تا بدین حد بلندپایه میتواند مبنای جاهطلبی فردی و یا مسوولیتپذیری داشته باشد كه در صورت نخست، بحثی باقی نمیماند. اما چنانچه مسوولیتپذیری، مردم دوستی و عمل به تكلیف دینی و ملی، مبنای قبول چنین مسوولیتی بوده باشد، باید توجه داشت و تذكر داد كه تنها با شعار و رعایت ظواهر، نمیتوان به حفظ شان و تعالی جایگاه قوهی قضاییه و تامین حقوق همهجانبهی آحاد ملت و ایجاد امنیت قضایی عادلانه در راستای وظایف صریح دولت اسلامی وفق اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران امیدوار بود.
رییس پیشین قوهی قضاییه با اعلام مواضعی مانند حبسزدایی و توسل به مجازاتهای جایگزین زندان و بهكارگیری شیوههای علمی و شخصیتهای آكادمیك برجسته و بهنام نظیر آقایان دكتر میر محمد صادقی و یا دكتر جمشیدی و تاسیس نهادهای مطالعاتی و پژوهشی تخصصی و همچنین احیای نظام دادرسی دو مرحلهای در محاكم كیفری و ایجاد دوبارهی دادسراهای جنایی و نهایتاً استانداردسازی در دستگاه قضایی، بیتردید منشاء خدماتی گسترده بودند، اما متاسفانه عدم توجه و یا چه بسا عدم امكان توسعهی همهجانبهی محاكم و بیعنایتی به مسالهی خطیر استقلال قوهی قضاییه، امكان برخورداری حتی حداقلی از این خدمات را غیرممكن و عقیم ساخت.
استقلال قضایی از جمله مفاهیمی است كه اگرچه در علم حقوق و به ویژه در سدهی اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است اما در فرهنگ دینی و ملی ایرانی نیز بارها نسبت به آن تاكید شده است. استقلال قضایی هرگز به معنای رهایی قاضی و او را مختار مطلق دانستن نیست. حتی در تاریخ استبدادزدهی ما نیز همواره مقام قضاوت از جایگاه ولایت تمیز داده شده است و به رغم والیان و حاكمان مستبد كه در برخی موارد از پشتوانههای تئوریك نیز برخوردار بودهاند، قضات، همواره در عمل و نظر از استبداد در حكم نهی شدهاند.
استقلال قضایی به معنای الزام قاضی به پاسخگویی مسوولانه میباشد و این پاسخگویی حاصل نمیشود، جز با رعایت قانون و اصول حاكم بر قوانین اعم از شكلی و یا ماهوی. قوانینی كه افزون بر حقوق شاكی و زیاندیده به رعایت حقوق متهم توجه دارند و اصولی عقلی مانند اصل برائت، اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، ممنوعیت شكنجه، اصل تفسیر مضیق، غیر موثر بودن اقرارهای ناشی از اجبار، اصل بیطرفی قاضی، اصل علنی بودن محاكم و قاعدهی البینه علی المدعی.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم در مقدمه و هم در فصل یازدهم و همچنین در اصول متعدد دیگری مانند اصول 3، 110، 140 و 142 در پاسخ به ضرورت حفظ استقلال قوهی قضاییه، وظایف و كاركردهای خطیری مانند احیای حقوق عامه، ایجاد امنیت قضایی، رسیدگی به جرایم رییس جمهور و وزرا، رسیدگی به دارایی رهبر و سایر مسوولان و حتی حكم به تخلف رییس جمهور و بسیاری موارد دیگر را بر عهدهی این دستگاه قرار داده است.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، استقلال قوهی قضاییه و اصل تفكیك قوا، هرگز به طور مطلق بیان نشده است و حوزهی گستردهی وظایف این قوه مانند نظارت بر حسن اجرای قوانین و كشف جرم و تعقیب و مجازات مجرمان از جمله دلایلی بودهاند كه در اصل 157 قانون اساسی پیرامون بهكارگیری مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر در راس قوهی قضاییه بر شمرده شدهاند.
اهمیت استقلال قوهی قضاییه در دنیای امروز به حدی ضروری تلقی میشود كه در بسیاری از نظامهای حقوقی معاصر در سراسر جهان، عموم مسوولان قضایی و بهویژه دادستانهای كیفری، از طریق انتخابات ملی و استانی انتخاب میشوند و ریاست دستگاه قضایی نیز از طریق رایزنی هیات عمومی دیوان عالی كشور و بالاترین مقامات قضایی و بدون مداخلهی سایر اجزای حاكمیت صورت میپذیرد. در قوانین ایران اگرچه رییس قوهی قضاییه توسط مقام رهبری تعیین و منصوب میشود، اما تلاش شده است كه با لازم تلقی كردن شرایطی نظیر عدالت و اجتهاد، این نگرانی نیز مرتفع گردد. نیازی به یادآوری ندارد كه وفق تعالیم و آموزههای فقهی / اسلامی، تقلید مجتهد حتی از مجتهد نیز جایز نیست و به عبارت دیگر، وصف اجتهاد، خود حكایت از استقلال رییس قوهی قضاییه دارد.
رییس جدید قوهی قضاییه باید بدین حقیقت توجه داشته باشند كه عدم پایبندی مسوولان این قوه به قانون و سایر اصول قانونی حاكم بر روند دادرسی عادلانه و به عبارت دیگر، ایجاد شایبهی فقدان استقلال قوهی قضاییه میتواند موجب زوال و سقوط اعتماد ملی به حاكمیت و نظام جمهوری اسلامی ایران شود. دستگاه قضایی جایی است كه مردم تنها به علت و انگیزهی دادخواهی بدان رجوع میكنند و اگر فساد و بیعدالتی در این نهاد مستقر شود، یاسی عمومی پیامد آن خواهد بود.
حال با این مقدمهی نسبتا طولانی یادآوری میكند كه در هر صورت مسولیت آنچه در قوهی قضاییهی ایران رخ داده و میدهد با رییس آن خواهد بود و همانگونه كه مخالفتهای موردی رییس پیشین این دستگاه با برخی اقدامات دادستان تهران و حتی ابراز ناتوانی نسبت به عدم امكان تغییر نامبرده هرگز نتوانست به ترمیم وجهه و رفع مسوولیت اخلاقی، قانونی و شرعی آقای شاهرودی كمكی كند، پس از این نیز به همین نحو خواهد بود.
شایعاتی كه این روزها از قول آقای لاریجانی مبنی بر مخالفت با دادگاههای فرمایشی و غیر اخلاقی فعالان سیاسی معترض به اعلام نتیجهی دهمین دورهی انتخابت ریاست جمهوری ایران جریان دارد، هرگز نمیتواند موجب تطهیر چهره و موقعیت لاریجانی مجتهد نزد خدا و ملت ایران شود. رییس قوهی قضاییه هیچ توجیه شرعی و قانونی ندارد كه از چه رو تجمع قانونی مردم وفق اصل 27 قانون اساسی باید جرم تلقی شود و از اقدامات خشونتآمیز دولتمردان رفع مسوولیت شود.
آقای لاریجانی باید بدین نكته توجه كنند كه مشكل اساسی، فرد آقای مرتضوی نیست كه اگرچه عدم صلاحیت علمی و اخلاقی نامبرده نیز دركاهش اعتبار قوهی قضاییهی ایران بیتاثیر نبوده است، مشكل اصلی در نقض اصل تفكیك قوا و وجود نهادی به نام دادسرای امنیتی در درون قوهی قضاییه قرار دارد. نهادی به ظاهر قضایی كه به شهادت بسیاری از قربانیان آن، سرنوشت و محتوای احكامش را بازجویان و كارشناسان امنیتی از داخل اوین رقم میزنند.
مشكل اصلی قوهی قضاییه در وجود واقعیتی گسترده و فراگیر به نام تنزل عدالت و اخلاق در دستگاه قضایی كشور قرار دارد. ممكن است كه هیات سهنفرهی رییس قوهی قضاییه گزارش آقای كروبی مبنی بر وقوع چندین فقره تجاوز جنسی در بازداشتگاه كهریزك را انكار كنند و در یك اقدام كاملا غیر موجه درخواست مجازات ایشان را طرح كنند، اما هیچ كسی نمیتواند انكار كند كه نه تنها در كهریزك و در خصوص معترضان به نتیجهی انتخابات اخیر كه در بسیاری دیگر از بازداشتگاههای نیروی انتظامی و ادارات آگاهی در سراسر كشور این واقعیت محرز است كه حقوق انسانی و اولیهی متهمان به سهولت در معرض تهدید قرار دارد.
زمانی كه به طور روزانه جنایاتی به مراتب گستردهتر و فجیعتر از آنچه آقای كروبی مدعی شدهاند، در خصوص متهمان عادی كه تنها به سبب شكایت مدعی خصوصی در چنین وضعیتی به سر میبرند، از سوی مسوولان زندانها و بازداشتگاههای موقت روا دانسته میشود و رییس محترم امور بازرسی ناجا بیهیچ پردهپوشی در برنامهی تلویزیونی بر مناسب بودن كیفیت بازداشتگاه كهریزك در خصوص افراد موسوم به اراذل و اوباش صحه میگذارد، بیآن كه خود را مكلف بداند در چارچوب اصول قانونی بودن جرایم و مجازاتها، مستندی برای صحت این رفتار غیراستاندارد بیان كند، چه تردیدی بر میزان و كیفیت خشونت و تضییع حقوق افرادی میتوان داشت كه بنا به خواست و شكایت صاحبان قدرت، در اعتراضات خیابانی بازداشت شدهاند و انگ مخالفت با نظام را متحمل میشدهاند. ( چون كه صد آید، نود هم پیش ماست )
زمانی كه در غیاب مطبوعات مستقل و آزاد، زندانها و بازداشتگاههای موقت كشور از نظارت موثر و واقعی به دور اند، زمانی كه در اتاقی 30 متری كه حداكثر گنجایش نگهداری از 10 نفر متهم را دارد، 70 نفر شبانه روز حبس میشوند، زمانی كه كوبیدن با آرنج بر دندانهای متهمان و محبوسان این بازداشتگاهها از جمله تفریحات سرگرمكنندهی ماموران ادارات آگاهی است، زمانی كه دستان 10 متهم را در درون بازداشتگاه از پشت به هم میبندند و به حكم مامور انتظامی نفرات میانی فقط باید بنشینند و برخیزند و دستبندهای فولادی، پوست نه كه استخوانهای متهمان را میتركاند در حالی كه مامور ادارهی آگاهی با شعف و لذتی بیمارگونه به متهمان دست بسته میگوید 3 بار بنشین و پاشو و بیش از سیصد بار آنان را بدون هیچ دلیلی بدین كار وا میدارد و میگوید كه در ادارهی آگاهی ما عدد 3 نداریم، زمانی كه آویزان كردن متهمان و با لگد و پوتین چرمی به پهلوهای ایشان كوفتن از جمله وقایع جاری بازداشتگاههای موقت كشور است.
نسبت به چه چیز میتوان شك داشت؟ مسوولان بازداشتگاههای مجرمان عمومی حوب میدانند که در این زندانها دو امر غیر قابل کنترل است: ورود مواد مخدر به داخل محیط و تجاور به زندانیان به ویژه نوجوان. آیا كسی نباید بیاندیشد كه نتیجهی قابل پیشبینی نگهداری نوجوانان در كنار مجرمان بزرگسال بیش از یك ماه در این بازداشتگاهها چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟ متاسفانه همه میدانیم كه فوج فجایعی دیگر از این دست كه حتی نوشتن و بازگفتن آن دشوار مینماید، كم نیستند. بنابراین تردید در آنچه كه شیخ مهدی كروبی مدعی آن شده است، به همان میزان غیر اخلاقی و توجیهناپذیر خواهد كه اجبار گالیله به انكار گردش زمین به دور خورشید سبب شد تا كلیسای كاتولیك صدها سال پس از این واقعه هنوز هم از شرم نتواند سر بلند كند.
رییس محترم قوهی قضاییه باید توجه كنند كه علم و واقعیات علمی را هیچ كس نمیتواند انكار كند. علوم كیفری و جرمشناسی امروزه در قامت یك علم در جهان مطرح است. قوانینی دارد. بر اساس این علوم، روابط میان ناهنجاریهای اخلاقی و آسیبهای جسمی، روانی و جنسی در داخل بازداشتگاهها و زندانهای بسته با عواملی نظیر سرانهی متراژ اسكان، رعایت بهداشت عمومی و توجه به حقوق شهروندی و مفاد اعلامیهی جهانی حقوق بشر كشف و اعلام شده است. روانشناسی و جامعهشناسی كیفری این واقعیت را به عنوان یك سندروم شناخته شدهی غیر قابل انكار ارزیابی میكنند.
رییس محترم قوهی قضاییهی ایران، نیك میدانند كه گزارش هیات سه نفره هرگز نمیتواند افكار عمومی را قانع و وجدان جامعه را متقاعد سازد و مهمترین علت، عدم رعایت اصل بیطرفی مقام رسیدگی كننده است. زمانی كه مادهی 46 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری، وجود رابطهی خادم و مخدومی و همچنین اظهار نظر ماهوی در همان مساله را از جمله موانع دادرسی بر میشمارد، آقای رییسی به عنوان كسی كه سالهاست در قوهی قضاییه مناصب بالایی داشته و در ویرانگی و عدم كارآمدی این نهاد به تعبیر آقای شاهرودی نقش داشته است و آقای اژهای كه خود در زمان ارتكاب این جنایات، مسوولیت وزارت اطلاعات دولت نهم را بر عهده داشتهاند و در برنامهی تلویزیونی دو ساعته آشكارا در این خصوص ابراز نظر كرده است، چگونه میتوانند از صلاحیت و اعتبار لازم برای رسیدگی به چنین امر خطیری برخوردار باشند و مردم را به سلامت نظر خویش مطمئن سازند؟
آقای اژهای كه زمانی نه چندان دور در هیات مسوول وزارت اطلاعات، نقش ضابط قضایی در این پرونده را بر عهده داشته است، اینك بر اساس كدام منطق و توجیهی باید به مقام دادرسی ارتقا یابد؟ اگر رییس تازهكار قوهی قضاییه، به جد عزم كشف حقیقت را داشت، بهتر نبود كه به جای انتصاب این گروه سه نفره، هیاتی را مشتمل بر قضات پاكدامن و خوشنام، وكلای مبرز ( با انتخاب و معرفی كانون وكلای دادگستری ) به عنوان نمایندگان جامعهی مدنی و نمایندگان منتخب مدعی ( آقای كروبی ) مامور رسیدگی به چنین موردی میكرد؟
موقت و استثنایی بودن بازداشت به عنوان سنگینترین قرار تامین دلیل، امر مجهولی نیست كه نیاز به توضیح فراوان داشته باشد. مهمترین دلیل در این خصوص، فضا و فشار طبیعی ناشی از بازداشتهاست. مواد 32 الی 35 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری، ضوابط این قرار را به وضوح تشریح میكند. بر اساس این مواد، تنها در مواردی كه آزاد بودن متهم موجب از بین رفتن آثار و دلایل جرم شده و یا باعث تبانی با متهمان دیگر شده و یا بیم فرار متهم باشد، صدور این قرار مجاز شمرده شده است. همچنین این ضابطه مورد تاكید قرار گرفته است كه قرار بازداشت، یك ماهه و قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان است.
حال این سوال مطرح میشود كه اولا استمرار بازداشت سه ماههی بسیاری از این فعالان و نمایش دادن ایشان در جلسهی رسمی دادگاه پس از اتمام تحقیقات مقدماتی با كدامیك از موازین مندرج در قانون آیین دادرسی كیفری مطابقت دارد؟ و دوم آن كه آیا امكان اعتراض و تجدیدنظر نسبت به این قرارها برای متهمان اتجام پذیرفته است؟ اگر چنین است پس چرا خبری دال بر آن منتشر نشده است؟ آیا ممكن است كه هیچ یك از متهمان نسبت به قرار بازداشت خود اعتراضی نداشته باشند؟ متاسفانه گواهی عموم افرادی كه در سالیان اخیر و به ویژه در دوران دادستانی آقای مرتضوی طعم بازداشتهای موقت چند ماهه را چشیدهاند، خلاف این فرضیه را اثبات میكند و حكایت از آن دارد كه این مقررات یعنی ابلاغ قرار بازداشت و امكان تجدیدنظرخواهی برای متهمان هرگز فراهم نشده است.
جناب آقای لاریجانی رییس محترم قوهی قضاییه ایران اگر برای ادعاهای مطرح شده دنبال مستندی هستند، میتوانند به سهولت با اخذ آمار بازداشتگاههای موقت كشور و اعزام گروهی بیطرف برای بررسی نحوهی برخورد با متهمان به كشف حقیقت نایل شوند. امروزه عدم نظارت بر ضابطین قضایی و ماموران انتظامی و حضور و دخالت لباس شخصیها به عنوان نیروهای بسیجی در مراجع انتظامی و قضایی به وقوع چنان فجایعی در كشور انجامیده است كه یك آزمایش سراسری از وضیت روحی و روانی ماموران نیروهای انتظامی مستقر در بازداشتگاههای ادارات آگاهی و مقایسهی آن با وضعیت روحی و روانی زندانیان و متهمان همین بازداشتگاهها میتواند پرده از بسیاری از نابهسامانیها بردارد. متاسفانه امروزه در دادسراهای جنایی سراسر كشور، احضار و بازجویی مردم به عنوان مظنون و بیان این عبارت كه بیگناهی خود را اثبات كن، به پدیدهی غیرقانونی و البته رایجی بدل شده است كه منجر به فراگیر شدن احساس ناامنی شهروندان ایرانی شده است.
نویسندهی این سطور ضمن به عهده گرفتن صحت مندرجات این نوشتار در بیان وضعیت غیرقابل قبول بازداشتگاههای موقت و روند دادرسی در دادسراهای جنایی كشور كه حاصل مشاهدات عینی وی میباشد، اعلام میدارد كه چنانچه رییس محترم قوهی قضاییه نسبت به اصلاح دستگاه قضایی مصمم باشند، راهی به جز استقلال این نهاد و الزام قضات به پاسخگویی مسوولانه و رعایت قوانین كیفری، مفاد اعلامیهی جهانی حقوق بشر و اصول حاكم بر قوانین و همچنین عرف رایج كشور نخواهد داشت.
زمانی كه قانون اساسی تا بدین حد برای قوهی قضاییه شان و جایگاه قایل شده است كه میتواند حكم به تخلف رییس جمهور داده و ایجاد مقدمات عزل وی را فراهم كند، آقای لاریجانی به عنوان یك مجتهد جامع الشرایط چه پاسخی در پیشگاه خداوند و به عنوان رییس قوهی قضاییه چه توجیهی در برابر تاریخ و ملت ایران خواهد داشت اگر كه نسبت به مظالم رییس دولت و تظلم آحاد ملت سكوت پیشه سازد؟
امید است كه آقای لاریجانی با توجه به كیاست و هوشمندی فردی و خانوادگی كه از آن برخوردار است، زمانی از منصب قاضی القضاتی فراغت یابد كه مانند سلف خویش در حفظ ظواهر فرو نمانده و تنها به تزیین مقاماتی مانند سخنگویان قوه بسنده نكند و به ویژه در تعیین مقامات دادستانی جدیت و توجه بیشتری نشان دهد و به حاكمیت افراد و تداخل دستگاههای امنیتی در قوهی قضاییه پایان بخشد. باشد كه بدین شرط، جبرانی بر وداع بیشكوه آیت الله شاهرودی از دستگاه قضایی كشور حاصل آید.
*وكیل دادگستری و كارشناس حقوق كیفری و جرمشناسی
حجهالاسلام والمسلمین صادق لاریجانی در وضعیتی بر كرسی قاضی القضاتی و ریاست قوهی قضاییهی جمهوری اسلامی ایران تكیه زد كه كمتر كسی حاضر بود مسوولیت وضعیت ناگوار جاری در این دستگاه را بر عهده گیرد. البته ایشان بر خلاف سلف خویش آیت الله شاهرودی در بادی امر، از ابراز هرگونه اظهار نظر هیجانی نظیر ویرانه بودن نهاد قضایی كشور و یا لزوم تغییرات و اصلاحات گسترده در این عرصه خودداری كرد، اما مهرهچینیهای سریع ایشان در سطوح مدیریت قضایی و عزل و نصبهای گستردهی بعدی میتوانست به مثابهی نارضایتی رییس جدید از وضعیت جاری در دستگاه قضایی تلقی شود.
انگیزهی هر انسانی از پذیرش سمتی تا بدین حد بلندپایه میتواند مبنای جاهطلبی فردی و یا مسوولیتپذیری داشته باشد كه در صورت نخست، بحثی باقی نمیماند. اما چنانچه مسوولیتپذیری، مردم دوستی و عمل به تكلیف دینی و ملی، مبنای قبول چنین مسوولیتی بوده باشد، باید توجه داشت و تذكر داد كه تنها با شعار و رعایت ظواهر، نمیتوان به حفظ شان و تعالی جایگاه قوهی قضاییه و تامین حقوق همهجانبهی آحاد ملت و ایجاد امنیت قضایی عادلانه در راستای وظایف صریح دولت اسلامی وفق اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران امیدوار بود.
رییس پیشین قوهی قضاییه با اعلام مواضعی مانند حبسزدایی و توسل به مجازاتهای جایگزین زندان و بهكارگیری شیوههای علمی و شخصیتهای آكادمیك برجسته و بهنام نظیر آقایان دكتر میر محمد صادقی و یا دكتر جمشیدی و تاسیس نهادهای مطالعاتی و پژوهشی تخصصی و همچنین احیای نظام دادرسی دو مرحلهای در محاكم كیفری و ایجاد دوبارهی دادسراهای جنایی و نهایتاً استانداردسازی در دستگاه قضایی، بیتردید منشاء خدماتی گسترده بودند، اما متاسفانه عدم توجه و یا چه بسا عدم امكان توسعهی همهجانبهی محاكم و بیعنایتی به مسالهی خطیر استقلال قوهی قضاییه، امكان برخورداری حتی حداقلی از این خدمات را غیرممكن و عقیم ساخت.
استقلال قضایی از جمله مفاهیمی است كه اگرچه در علم حقوق و به ویژه در سدهی اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است اما در فرهنگ دینی و ملی ایرانی نیز بارها نسبت به آن تاكید شده است. استقلال قضایی هرگز به معنای رهایی قاضی و او را مختار مطلق دانستن نیست. حتی در تاریخ استبدادزدهی ما نیز همواره مقام قضاوت از جایگاه ولایت تمیز داده شده است و به رغم والیان و حاكمان مستبد كه در برخی موارد از پشتوانههای تئوریك نیز برخوردار بودهاند، قضات، همواره در عمل و نظر از استبداد در حكم نهی شدهاند.
استقلال قضایی به معنای الزام قاضی به پاسخگویی مسوولانه میباشد و این پاسخگویی حاصل نمیشود، جز با رعایت قانون و اصول حاكم بر قوانین اعم از شكلی و یا ماهوی. قوانینی كه افزون بر حقوق شاكی و زیاندیده به رعایت حقوق متهم توجه دارند و اصولی عقلی مانند اصل برائت، اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، ممنوعیت شكنجه، اصل تفسیر مضیق، غیر موثر بودن اقرارهای ناشی از اجبار، اصل بیطرفی قاضی، اصل علنی بودن محاكم و قاعدهی البینه علی المدعی.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم در مقدمه و هم در فصل یازدهم و همچنین در اصول متعدد دیگری مانند اصول 3، 110، 140 و 142 در پاسخ به ضرورت حفظ استقلال قوهی قضاییه، وظایف و كاركردهای خطیری مانند احیای حقوق عامه، ایجاد امنیت قضایی، رسیدگی به جرایم رییس جمهور و وزرا، رسیدگی به دارایی رهبر و سایر مسوولان و حتی حكم به تخلف رییس جمهور و بسیاری موارد دیگر را بر عهدهی این دستگاه قرار داده است.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، استقلال قوهی قضاییه و اصل تفكیك قوا، هرگز به طور مطلق بیان نشده است و حوزهی گستردهی وظایف این قوه مانند نظارت بر حسن اجرای قوانین و كشف جرم و تعقیب و مجازات مجرمان از جمله دلایلی بودهاند كه در اصل 157 قانون اساسی پیرامون بهكارگیری مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر در راس قوهی قضاییه بر شمرده شدهاند.
اهمیت استقلال قوهی قضاییه در دنیای امروز به حدی ضروری تلقی میشود كه در بسیاری از نظامهای حقوقی معاصر در سراسر جهان، عموم مسوولان قضایی و بهویژه دادستانهای كیفری، از طریق انتخابات ملی و استانی انتخاب میشوند و ریاست دستگاه قضایی نیز از طریق رایزنی هیات عمومی دیوان عالی كشور و بالاترین مقامات قضایی و بدون مداخلهی سایر اجزای حاكمیت صورت میپذیرد. در قوانین ایران اگرچه رییس قوهی قضاییه توسط مقام رهبری تعیین و منصوب میشود، اما تلاش شده است كه با لازم تلقی كردن شرایطی نظیر عدالت و اجتهاد، این نگرانی نیز مرتفع گردد. نیازی به یادآوری ندارد كه وفق تعالیم و آموزههای فقهی / اسلامی، تقلید مجتهد حتی از مجتهد نیز جایز نیست و به عبارت دیگر، وصف اجتهاد، خود حكایت از استقلال رییس قوهی قضاییه دارد.
رییس جدید قوهی قضاییه باید بدین حقیقت توجه داشته باشند كه عدم پایبندی مسوولان این قوه به قانون و سایر اصول قانونی حاكم بر روند دادرسی عادلانه و به عبارت دیگر، ایجاد شایبهی فقدان استقلال قوهی قضاییه میتواند موجب زوال و سقوط اعتماد ملی به حاكمیت و نظام جمهوری اسلامی ایران شود. دستگاه قضایی جایی است كه مردم تنها به علت و انگیزهی دادخواهی بدان رجوع میكنند و اگر فساد و بیعدالتی در این نهاد مستقر شود، یاسی عمومی پیامد آن خواهد بود.
حال با این مقدمهی نسبتا طولانی یادآوری میكند كه در هر صورت مسولیت آنچه در قوهی قضاییهی ایران رخ داده و میدهد با رییس آن خواهد بود و همانگونه كه مخالفتهای موردی رییس پیشین این دستگاه با برخی اقدامات دادستان تهران و حتی ابراز ناتوانی نسبت به عدم امكان تغییر نامبرده هرگز نتوانست به ترمیم وجهه و رفع مسوولیت اخلاقی، قانونی و شرعی آقای شاهرودی كمكی كند، پس از این نیز به همین نحو خواهد بود.
شایعاتی كه این روزها از قول آقای لاریجانی مبنی بر مخالفت با دادگاههای فرمایشی و غیر اخلاقی فعالان سیاسی معترض به اعلام نتیجهی دهمین دورهی انتخابت ریاست جمهوری ایران جریان دارد، هرگز نمیتواند موجب تطهیر چهره و موقعیت لاریجانی مجتهد نزد خدا و ملت ایران شود. رییس قوهی قضاییه هیچ توجیه شرعی و قانونی ندارد كه از چه رو تجمع قانونی مردم وفق اصل 27 قانون اساسی باید جرم تلقی شود و از اقدامات خشونتآمیز دولتمردان رفع مسوولیت شود.
آقای لاریجانی باید بدین نكته توجه كنند كه مشكل اساسی، فرد آقای مرتضوی نیست كه اگرچه عدم صلاحیت علمی و اخلاقی نامبرده نیز دركاهش اعتبار قوهی قضاییهی ایران بیتاثیر نبوده است، مشكل اصلی در نقض اصل تفكیك قوا و وجود نهادی به نام دادسرای امنیتی در درون قوهی قضاییه قرار دارد. نهادی به ظاهر قضایی كه به شهادت بسیاری از قربانیان آن، سرنوشت و محتوای احكامش را بازجویان و كارشناسان امنیتی از داخل اوین رقم میزنند.
مشكل اصلی قوهی قضاییه در وجود واقعیتی گسترده و فراگیر به نام تنزل عدالت و اخلاق در دستگاه قضایی كشور قرار دارد. ممكن است كه هیات سهنفرهی رییس قوهی قضاییه گزارش آقای كروبی مبنی بر وقوع چندین فقره تجاوز جنسی در بازداشتگاه كهریزك را انكار كنند و در یك اقدام كاملا غیر موجه درخواست مجازات ایشان را طرح كنند، اما هیچ كسی نمیتواند انكار كند كه نه تنها در كهریزك و در خصوص معترضان به نتیجهی انتخابات اخیر كه در بسیاری دیگر از بازداشتگاههای نیروی انتظامی و ادارات آگاهی در سراسر كشور این واقعیت محرز است كه حقوق انسانی و اولیهی متهمان به سهولت در معرض تهدید قرار دارد.
زمانی كه به طور روزانه جنایاتی به مراتب گستردهتر و فجیعتر از آنچه آقای كروبی مدعی شدهاند، در خصوص متهمان عادی كه تنها به سبب شكایت مدعی خصوصی در چنین وضعیتی به سر میبرند، از سوی مسوولان زندانها و بازداشتگاههای موقت روا دانسته میشود و رییس محترم امور بازرسی ناجا بیهیچ پردهپوشی در برنامهی تلویزیونی بر مناسب بودن كیفیت بازداشتگاه كهریزك در خصوص افراد موسوم به اراذل و اوباش صحه میگذارد، بیآن كه خود را مكلف بداند در چارچوب اصول قانونی بودن جرایم و مجازاتها، مستندی برای صحت این رفتار غیراستاندارد بیان كند، چه تردیدی بر میزان و كیفیت خشونت و تضییع حقوق افرادی میتوان داشت كه بنا به خواست و شكایت صاحبان قدرت، در اعتراضات خیابانی بازداشت شدهاند و انگ مخالفت با نظام را متحمل میشدهاند. ( چون كه صد آید، نود هم پیش ماست )
زمانی كه در غیاب مطبوعات مستقل و آزاد، زندانها و بازداشتگاههای موقت كشور از نظارت موثر و واقعی به دور اند، زمانی كه در اتاقی 30 متری كه حداكثر گنجایش نگهداری از 10 نفر متهم را دارد، 70 نفر شبانه روز حبس میشوند، زمانی كه كوبیدن با آرنج بر دندانهای متهمان و محبوسان این بازداشتگاهها از جمله تفریحات سرگرمكنندهی ماموران ادارات آگاهی است، زمانی كه دستان 10 متهم را در درون بازداشتگاه از پشت به هم میبندند و به حكم مامور انتظامی نفرات میانی فقط باید بنشینند و برخیزند و دستبندهای فولادی، پوست نه كه استخوانهای متهمان را میتركاند در حالی كه مامور ادارهی آگاهی با شعف و لذتی بیمارگونه به متهمان دست بسته میگوید 3 بار بنشین و پاشو و بیش از سیصد بار آنان را بدون هیچ دلیلی بدین كار وا میدارد و میگوید كه در ادارهی آگاهی ما عدد 3 نداریم، زمانی كه آویزان كردن متهمان و با لگد و پوتین چرمی به پهلوهای ایشان كوفتن از جمله وقایع جاری بازداشتگاههای موقت كشور است.
نسبت به چه چیز میتوان شك داشت؟ مسوولان بازداشتگاههای مجرمان عمومی حوب میدانند که در این زندانها دو امر غیر قابل کنترل است: ورود مواد مخدر به داخل محیط و تجاور به زندانیان به ویژه نوجوان. آیا كسی نباید بیاندیشد كه نتیجهی قابل پیشبینی نگهداری نوجوانان در كنار مجرمان بزرگسال بیش از یك ماه در این بازداشتگاهها چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟ متاسفانه همه میدانیم كه فوج فجایعی دیگر از این دست كه حتی نوشتن و بازگفتن آن دشوار مینماید، كم نیستند. بنابراین تردید در آنچه كه شیخ مهدی كروبی مدعی آن شده است، به همان میزان غیر اخلاقی و توجیهناپذیر خواهد كه اجبار گالیله به انكار گردش زمین به دور خورشید سبب شد تا كلیسای كاتولیك صدها سال پس از این واقعه هنوز هم از شرم نتواند سر بلند كند.
رییس محترم قوهی قضاییه باید توجه كنند كه علم و واقعیات علمی را هیچ كس نمیتواند انكار كند. علوم كیفری و جرمشناسی امروزه در قامت یك علم در جهان مطرح است. قوانینی دارد. بر اساس این علوم، روابط میان ناهنجاریهای اخلاقی و آسیبهای جسمی، روانی و جنسی در داخل بازداشتگاهها و زندانهای بسته با عواملی نظیر سرانهی متراژ اسكان، رعایت بهداشت عمومی و توجه به حقوق شهروندی و مفاد اعلامیهی جهانی حقوق بشر كشف و اعلام شده است. روانشناسی و جامعهشناسی كیفری این واقعیت را به عنوان یك سندروم شناخته شدهی غیر قابل انكار ارزیابی میكنند.
رییس محترم قوهی قضاییهی ایران، نیك میدانند كه گزارش هیات سه نفره هرگز نمیتواند افكار عمومی را قانع و وجدان جامعه را متقاعد سازد و مهمترین علت، عدم رعایت اصل بیطرفی مقام رسیدگی كننده است. زمانی كه مادهی 46 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری، وجود رابطهی خادم و مخدومی و همچنین اظهار نظر ماهوی در همان مساله را از جمله موانع دادرسی بر میشمارد، آقای رییسی به عنوان كسی كه سالهاست در قوهی قضاییه مناصب بالایی داشته و در ویرانگی و عدم كارآمدی این نهاد به تعبیر آقای شاهرودی نقش داشته است و آقای اژهای كه خود در زمان ارتكاب این جنایات، مسوولیت وزارت اطلاعات دولت نهم را بر عهده داشتهاند و در برنامهی تلویزیونی دو ساعته آشكارا در این خصوص ابراز نظر كرده است، چگونه میتوانند از صلاحیت و اعتبار لازم برای رسیدگی به چنین امر خطیری برخوردار باشند و مردم را به سلامت نظر خویش مطمئن سازند؟
آقای اژهای كه زمانی نه چندان دور در هیات مسوول وزارت اطلاعات، نقش ضابط قضایی در این پرونده را بر عهده داشته است، اینك بر اساس كدام منطق و توجیهی باید به مقام دادرسی ارتقا یابد؟ اگر رییس تازهكار قوهی قضاییه، به جد عزم كشف حقیقت را داشت، بهتر نبود كه به جای انتصاب این گروه سه نفره، هیاتی را مشتمل بر قضات پاكدامن و خوشنام، وكلای مبرز ( با انتخاب و معرفی كانون وكلای دادگستری ) به عنوان نمایندگان جامعهی مدنی و نمایندگان منتخب مدعی ( آقای كروبی ) مامور رسیدگی به چنین موردی میكرد؟
موقت و استثنایی بودن بازداشت به عنوان سنگینترین قرار تامین دلیل، امر مجهولی نیست كه نیاز به توضیح فراوان داشته باشد. مهمترین دلیل در این خصوص، فضا و فشار طبیعی ناشی از بازداشتهاست. مواد 32 الی 35 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری، ضوابط این قرار را به وضوح تشریح میكند. بر اساس این مواد، تنها در مواردی كه آزاد بودن متهم موجب از بین رفتن آثار و دلایل جرم شده و یا باعث تبانی با متهمان دیگر شده و یا بیم فرار متهم باشد، صدور این قرار مجاز شمرده شده است. همچنین این ضابطه مورد تاكید قرار گرفته است كه قرار بازداشت، یك ماهه و قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان است.
حال این سوال مطرح میشود كه اولا استمرار بازداشت سه ماههی بسیاری از این فعالان و نمایش دادن ایشان در جلسهی رسمی دادگاه پس از اتمام تحقیقات مقدماتی با كدامیك از موازین مندرج در قانون آیین دادرسی كیفری مطابقت دارد؟ و دوم آن كه آیا امكان اعتراض و تجدیدنظر نسبت به این قرارها برای متهمان اتجام پذیرفته است؟ اگر چنین است پس چرا خبری دال بر آن منتشر نشده است؟ آیا ممكن است كه هیچ یك از متهمان نسبت به قرار بازداشت خود اعتراضی نداشته باشند؟ متاسفانه گواهی عموم افرادی كه در سالیان اخیر و به ویژه در دوران دادستانی آقای مرتضوی طعم بازداشتهای موقت چند ماهه را چشیدهاند، خلاف این فرضیه را اثبات میكند و حكایت از آن دارد كه این مقررات یعنی ابلاغ قرار بازداشت و امكان تجدیدنظرخواهی برای متهمان هرگز فراهم نشده است.
جناب آقای لاریجانی رییس محترم قوهی قضاییه ایران اگر برای ادعاهای مطرح شده دنبال مستندی هستند، میتوانند به سهولت با اخذ آمار بازداشتگاههای موقت كشور و اعزام گروهی بیطرف برای بررسی نحوهی برخورد با متهمان به كشف حقیقت نایل شوند. امروزه عدم نظارت بر ضابطین قضایی و ماموران انتظامی و حضور و دخالت لباس شخصیها به عنوان نیروهای بسیجی در مراجع انتظامی و قضایی به وقوع چنان فجایعی در كشور انجامیده است كه یك آزمایش سراسری از وضیت روحی و روانی ماموران نیروهای انتظامی مستقر در بازداشتگاههای ادارات آگاهی و مقایسهی آن با وضعیت روحی و روانی زندانیان و متهمان همین بازداشتگاهها میتواند پرده از بسیاری از نابهسامانیها بردارد. متاسفانه امروزه در دادسراهای جنایی سراسر كشور، احضار و بازجویی مردم به عنوان مظنون و بیان این عبارت كه بیگناهی خود را اثبات كن، به پدیدهی غیرقانونی و البته رایجی بدل شده است كه منجر به فراگیر شدن احساس ناامنی شهروندان ایرانی شده است.
نویسندهی این سطور ضمن به عهده گرفتن صحت مندرجات این نوشتار در بیان وضعیت غیرقابل قبول بازداشتگاههای موقت و روند دادرسی در دادسراهای جنایی كشور كه حاصل مشاهدات عینی وی میباشد، اعلام میدارد كه چنانچه رییس محترم قوهی قضاییه نسبت به اصلاح دستگاه قضایی مصمم باشند، راهی به جز استقلال این نهاد و الزام قضات به پاسخگویی مسوولانه و رعایت قوانین كیفری، مفاد اعلامیهی جهانی حقوق بشر و اصول حاكم بر قوانین و همچنین عرف رایج كشور نخواهد داشت.
زمانی كه قانون اساسی تا بدین حد برای قوهی قضاییه شان و جایگاه قایل شده است كه میتواند حكم به تخلف رییس جمهور داده و ایجاد مقدمات عزل وی را فراهم كند، آقای لاریجانی به عنوان یك مجتهد جامع الشرایط چه پاسخی در پیشگاه خداوند و به عنوان رییس قوهی قضاییه چه توجیهی در برابر تاریخ و ملت ایران خواهد داشت اگر كه نسبت به مظالم رییس دولت و تظلم آحاد ملت سكوت پیشه سازد؟
امید است كه آقای لاریجانی با توجه به كیاست و هوشمندی فردی و خانوادگی كه از آن برخوردار است، زمانی از منصب قاضی القضاتی فراغت یابد كه مانند سلف خویش در حفظ ظواهر فرو نمانده و تنها به تزیین مقاماتی مانند سخنگویان قوه بسنده نكند و به ویژه در تعیین مقامات دادستانی جدیت و توجه بیشتری نشان دهد و به حاكمیت افراد و تداخل دستگاههای امنیتی در قوهی قضاییه پایان بخشد. باشد كه بدین شرط، جبرانی بر وداع بیشكوه آیت الله شاهرودی از دستگاه قضایی كشور حاصل آید.
*وكیل دادگستری و كارشناس حقوق كیفری و جرمشناسی
نامه سرگشاده جمعی از اساتيد دانشگاه و پزشكان به رئيس قوهقضاييه
همگان شاهد بوديم كه در ماههای اخير برخی با استفاده از شيوههای غيرقانونی تلاش خود را در حذف بخش عمدهای از نيروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی قرار داده و بر اين روش اصرار و مداومت دارند.
خبرگزاری ایلنا با انتشار بخشهایی از این نامه آورده است:
اكنون كه در جایگاه رفیع ریاست قوه قضائیه قرار گرفتهاید، بالتبع مسئولیت خیر و شر كلیه اقدامات و اتفاقات ناشی از عملكرد سازمان تحت پوشش بر عهده جنابعالی قرار میگیرد. با عنایت به فرمایش حضرتعالی در هنگام معارفه كه: « هیچكس نباید جرئت كند و به خود حق دهد كه خلاف قانون حكم كند و حقوق شهروندان را ضایع كند و من در این راستا نسبت به احدی گذشت نخواهم كرد و خاطیان را به دستگاه عدالت خواهم سپرد؛ این امید در دلها زنده گردید كه روش سوء تضییع و نادیده گرفتن حقوق قانونی شهروندان به تدریج از جامعه رخت خواهد بست.
متاسفانه همگان شاهد بودیم كه در ماههای اخیر برخی با استفاده از شیوههای غیرقانونی تلاش خود را در حذف بخش عمدهای از نیروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی قرار داده و بر این روش اصرار و مداومت دارد لذا ما جمعی از اساتید دانشگاهها و پزشكان این مرز و بوم از آن مقام مسئول انتظار داریم با توجه به شرایط سیاسی كشور، قوه قضائیه تحت نظارت مستقیم حضرتعالی با ایجاد روند فوقالعاده برای رسیدگی به حقوق فردی شهروندانی كه دچار مصائب سیاسی، حقوقی شدهاند، پیگیری ویژهای را اعمال كرده و به كلیه مسائل و مشكلات ناشی از آن رسیدگی نماید كه به عنوان نمونه مواردی در زیر ذكر میگردد:
1ـ رسیدگی به مسائلی از قبلی بازداشت افراد توسط مراجعی غیراز قوه قضائیه.
2ـ رسیدگی سریع به وضعیت بازداشتشدگان و ایجاد امكان حق استفاده از وكیل.
3ـ برخورد سریع و قاطع با دایركنندگان بازداشتگاههای غیرقانونی كهریزك و عاملان برخوردهای غیرانسانی با بازداشتشدگان در هر مقام و ردهای كه باشند.
4ـ جلوگیری از ادامه تضییع حقوق افراد در رسیدگی قضائی.
5ـ ممانعت از پخش محاكمات و اعترافات متهمان از رسانه ملی.
6ـ توقف روند بازداشتهای غیرقانونی بدون داشتن دلیل موجهی علیه متهم.
7ـ رسیدگی به برخوردهای غیرقانونی با مطبوعات و رفع منع انتشار آنها.
8ـ رفع مصنویتهای پولادین برای عاملان ایجاد جو التهاب در جامعه كه از امكانات عمومی نیز برخوردارند.
9ـ رسیدگی و جلوگیری از دخالت غیرمجاز نظامیان در امور سیاسی.
در بخش پایانی این نامه آمده است: بدیهی است اقدام موثر در این زمینهها میتواند نگرانیهای ایجاد شده از برخوردهای غیرقانونی و غیراصولی با فعالین سیاسی و مطبوعاتی و دیگر شهروندان را از بین ببرد.
خبرگزاری ایلنا با انتشار بخشهایی از این نامه آورده است:
اكنون كه در جایگاه رفیع ریاست قوه قضائیه قرار گرفتهاید، بالتبع مسئولیت خیر و شر كلیه اقدامات و اتفاقات ناشی از عملكرد سازمان تحت پوشش بر عهده جنابعالی قرار میگیرد. با عنایت به فرمایش حضرتعالی در هنگام معارفه كه: « هیچكس نباید جرئت كند و به خود حق دهد كه خلاف قانون حكم كند و حقوق شهروندان را ضایع كند و من در این راستا نسبت به احدی گذشت نخواهم كرد و خاطیان را به دستگاه عدالت خواهم سپرد؛ این امید در دلها زنده گردید كه روش سوء تضییع و نادیده گرفتن حقوق قانونی شهروندان به تدریج از جامعه رخت خواهد بست.
متاسفانه همگان شاهد بودیم كه در ماههای اخیر برخی با استفاده از شیوههای غیرقانونی تلاش خود را در حذف بخش عمدهای از نیروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی قرار داده و بر این روش اصرار و مداومت دارد لذا ما جمعی از اساتید دانشگاهها و پزشكان این مرز و بوم از آن مقام مسئول انتظار داریم با توجه به شرایط سیاسی كشور، قوه قضائیه تحت نظارت مستقیم حضرتعالی با ایجاد روند فوقالعاده برای رسیدگی به حقوق فردی شهروندانی كه دچار مصائب سیاسی، حقوقی شدهاند، پیگیری ویژهای را اعمال كرده و به كلیه مسائل و مشكلات ناشی از آن رسیدگی نماید كه به عنوان نمونه مواردی در زیر ذكر میگردد:
1ـ رسیدگی به مسائلی از قبلی بازداشت افراد توسط مراجعی غیراز قوه قضائیه.
2ـ رسیدگی سریع به وضعیت بازداشتشدگان و ایجاد امكان حق استفاده از وكیل.
3ـ برخورد سریع و قاطع با دایركنندگان بازداشتگاههای غیرقانونی كهریزك و عاملان برخوردهای غیرانسانی با بازداشتشدگان در هر مقام و ردهای كه باشند.
4ـ جلوگیری از ادامه تضییع حقوق افراد در رسیدگی قضائی.
5ـ ممانعت از پخش محاكمات و اعترافات متهمان از رسانه ملی.
6ـ توقف روند بازداشتهای غیرقانونی بدون داشتن دلیل موجهی علیه متهم.
7ـ رسیدگی به برخوردهای غیرقانونی با مطبوعات و رفع منع انتشار آنها.
8ـ رفع مصنویتهای پولادین برای عاملان ایجاد جو التهاب در جامعه كه از امكانات عمومی نیز برخوردارند.
9ـ رسیدگی و جلوگیری از دخالت غیرمجاز نظامیان در امور سیاسی.
در بخش پایانی این نامه آمده است: بدیهی است اقدام موثر در این زمینهها میتواند نگرانیهای ایجاد شده از برخوردهای غیرقانونی و غیراصولی با فعالین سیاسی و مطبوعاتی و دیگر شهروندان را از بین ببرد.
اشتراک در:
پستها (Atom)
