برای مورخینی که دراین سی سال پس ازانقلاب، به طور متوسط هر سه سال شاهد یک رویداد تاثیرگذار بودهاند، مانند رویدادهای بهم فشرده اول انقلاب، جنگ، قبول قطعنامه، رحلت امام و...، رخداد چندین حادثه تاریخی درمقطع کنونی، فصل انتخابات دهم ریاست جمهوری رابه فصلی قطور تبدیل خواهد کرد.
چندین صفحه به ماجراهای پیش ازانتخابات اختصاص مییابد، به مردمی که هنوز اغتشاشگر(!) نشدهاند، به واژهی مخمل که هنوز وارد ادبیات ما نشده و آرامش پیش از طوفان. به جمعه کودتا نزدیک میشویم، راستی چند نفر از مورخین ممکن است واژهای غیر از این برای آن جمعه پرحادثه انتخاب کنند؟ صبح روزبعد اما، نفس جمهوریت به شماره میافتد. گلوی دموکراسی فشرده میشود و آزادی درخیابانهای شهرمان ذبح شرعی میشود.
اگرشما نویسنده تاریخ باشید چه مینویسید؟ آیا به آنچه میبینید اعتماد میکنید، یا آنچه عناصر این کودتای بیشرمانه از سیمای تحریفگر و کیهان دروغپرداز القا میکنند را باور دارید؟ در پاورقی صفحهای که به مرگ "ندا آقاسلطان" میپردازید، عامل مرگ او را چه کسی معرفی میکنید؟
ناگزیرید که بنویسید "اوین" به ستاد اصلاحات تبدیل شده است. اگر جمله یا تعبیری درمورد رفتارها و برخوردها با زندانیان سیاسی لازم داشتید، به کتب ترجمه شده از دوره استالین مراجعه کنید. دربارهی نمازجمعهای که برای صدور مجوز کشتار اقامه شد چه مینویسید؟ از آخرخطبهها یاد خواهید کرد؟ در آن صفحه از چه واژهای استفاده میکنید؟
شنبهی سیاه در راه است. همانها که ظهر جمعه آرایش عبادت گرفته بودند، درتدارک جنگی تمام عیار با مردمی سبز هستند که با وجود یک دهه تخریب، تهدید، تحقیر و محرومیت از آزادی بیان، ازصحنه کنار نرفتند. غروب شنبهی تهران را هم بنگارید. میشنوید؟ به هم میگویند: "قبول باشد!". در پاورقی بنویس که برخی از آنها به قصد قربت اعمال شنبه را بجا آوردند.
هر چند به عنوان یک مورخ، مکلفید همه حقیقت را بنویسید، اما شما را به خدا قسم میدهم حقیقت تجاوز به زندانیان را ننویس. ولی ننویس که نبوده، اصلا هیچ از این جنایت نگو، یک صفحهی سفید جایش بگذار، بگذار فکر کنند در چاپخانه اشتباهی رخ دادهاست. اگر بنویسی، من به فرزندانم چه بگویم؟
به فصل اعترافات که رسیدی، حتما یادآوری کن که خواننده در حال مطالعه یک متن تاریخی است، نه یک مطلب فکاهی یا گزیدهای ازکتابهای آنتوان چخوف.
راستی چند صفحه دیگر از این فصل مانده؟ صفحات باقیمانده به چه رنگ است؟ امیدوارم به رنگ سرخ خون، یا تیرگی اسارت نباشد. به رنگ سبز آزادی باشد ای کاش!
درحاشیه دشمن شناسی رئیس جمهور منتصب:سیلی ملت بر گونه دشمن رسوا
امروز رئیس جمهور منتصب(۱) طی سخنانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران به بررسی عالمانه و حکیمانه مسایل پس از انتخابات پرداخت و با تاکید چند باره بر دست داشتن عوامل بیگانه در جریانات اخیر از مجلس خواست که به کابینه وی رای قاطع دهند تا بتوانند در مقابل استکبار ایستادگی کنند!!
او در این سخنرانی که بی شک شاه بیت سخنان وی در تاریخ زندگیش خواهد بود آنچنان آسمان و ریسمان را به هم بافت که حالا حالا رسانه های منتسب باید به تفسیر و تعبیر معانی مستتر در این نطق بپردازند. اما از آنجایی که عالی جنابان علاقه وافری به دشمن سازی و دشمن شناسی دارند, نگاهی گذرا به سخنان امروز وی از زاویه دشمن شناسی می اندازیم.
وی برخورد صورت گرفته با مردم را " ناجوانمردانه ترین " برخورد ممکن دانست و خواستار برخورد قاطع با عوامل آن شد. وی ضمن مبرا دانستن بسیج و نیروی انتظامی و اطلاعات و سپاه و .... به زشتی مساله کوی دانشگاه و مسایل بازداشتگاهها و آسیبهای خیابانی اشاره کرد و تاکید نمود که" نیروی نفوذی برانداز دشمن " اقدام به چنین اعمال ناجوانمردانه ای کردند.
بالاخره معلوم شد این دشمنی که سالهاست در پستوهای نظام, بازداشتگاهها, دادگاهها, دانشگاهها, خیابانها و ... جا خوش کرده کیست و این دشمنی که این همه مدت همه بدنبالش می گشتند کجا مستقر است که آبروی نظام ولایی را نزد ملتها برده . این نفوذی ها چه کسانی هستند که لباس نظامی بر تن دارند, سلاح گرم در رکاب, شبانه به خوابگاه هجوم می برند و به حریم خصوصی صدها مبارز و انقلابی تعرض می کنند, در خیابان تیر می اندازند و چاقو می کشند. در بازداشتگاهها دندان می شکنند و تجاوز می کنند, برای زن و مرد , صغیر و کبیر پرونده اخلاقی و حیثینی درست می کنند, در حسینه ها و مسجدها شاخ و شانه می کشند و حریف می طلبند , در نماز جمعه ها حکم محارب می دهند و در هر مناسبتی کفن به تن می کنند و در مراسم نتفیذ و تحلیف صف جلو می نشینند و صحنه گردان هر معرکه ای هستند.
دیگر کجا باید سراغ این دشمن را گرفت از "وزیر خارجه دولت دوست " یا از مشاور امریکایی شما که گمان بردید بخاط شباهت نامش _مولانا_ حتما "ولایتی " است. دشمن همانجایی نیست که "آقا جواد" با "نیک براون" دیدار می کند و وعده وعید می دهد و یا پدر عروس "آقا" بلافاصله بعد از انتخابات احتمالا برای احوالپرسی عازم آنجا می شود. راستی دشمن را در طرف آبهای خزر ندیده اید که چگونه نفت را به یغما می برد و با وعده سر خرمن "نیروگاه اتمی" سالهاست بلند پروازی هستیریک شما را بازی می دهد. دشمن شباهتی به چشم بادامی ها ندارند که نفت را به ثمن بخس می خرند. راستی دشمن همانجایی نیست که سخنگوی محترم شما و بسیاری از دوستان و همفکرانتان با بیت المال در دانشگاههایش درس خواندند و اقتصادو فقه و جزا آموختند.
آیا این دشمن خیلی برای مردم ما آشنا نیست؟ آیا این ملت هنوز سوزش سیلی های دشمن را بر غرور و غیرت و گونه خود حس نمی کند؟ آیا این ملت دشمن را آنجا نمی بیند که وقتی سراغ عزیزش را از مراکز قضایی ( بخوانید غزایی) می گرفت با تحقیر و توهین روبه رو می شد؟ آیا همانی نیست که حتی جنازه فرزندش را هم از او دریغ کردند و شبانه به خاک سپردند؟ همانی نیست که در حسرت یک تماس تلفنی از عزیرش است؟ همانی نیست که با رگبار گلوله گلهای آنان را پرپر کرد و به سینه خاک سپردند و بر سر مزارشان هم پایکوبی کردند و جشن پیروزی گرفتند؟
این دشمن خیلی آشناست. هر روز هم صدایش می آید و سیمایش. سایه سنگینش سالهاست بر همه جا مستولی است. این دشمن همانی است که در صدد خدشه دار کردن ایران وتمدن عظیم آن است. این دشمن همان است که آبرویی برای ملت فهیم ایران در مجامع بین المللی باقی نگذاشته. این دشمن همان است که ایران را به بزرگترین "زندان روزنامه نگاران" تبدیل کرده. این دشمن همانی است که ایران را جزء پر ریسک ترین کشورهای دنیا برای گردشگری قرار داده. این دشمن همان است که موجب فرار سرمایه های علمی و مالی ایرانیان از سرزمین مادریشان شده. این دشمن همان است که ملت فهیم ایران را " خس و خاشاک" می خواند. این دشمن همان است که مردم را نامحرم می داند و با اطلاعات قظر ه ای جریان آزاد اطلاعات را از مسیر اصلی منحرف کرده. دشمن همانی است که دارندگان پاسپورت ایرانی را جزء بی اعتبارترین مردم دنیا قرار داده. این دشمن است همانی است که نه حریم خصوصی می شناسد نه عمومی. نه حق الناس می داند نه حق الله. نه اخلاق دارد نه انسانیت.
آری ای برادر نتیجه انتخابات از این نظر که دشمن را رسوا کرد برای مردم ما دستاورد مهمی بود. هر چند آراء آنان دزدیده شد و غرور آنان زیر پای دشمنان له شد ولی این بار دزد و دشمن نتوانست خود را پس پرده بیگانه پنهان کند و پرده ها همه فرو افتاد و مردم بوضوح دشمنان خود را شناختند. آقای احمدی نژاد این یکی را درست آمدی "ملت به دشمنان آنچنان سیلی زد که بعد از دو ماه و اندی هنوز گیچ می خورد".
(۱) سید (بعد از این) محمود (منفورفعلی) احمدی نژاد (کلیمی نژاد سابق )
او در این سخنرانی که بی شک شاه بیت سخنان وی در تاریخ زندگیش خواهد بود آنچنان آسمان و ریسمان را به هم بافت که حالا حالا رسانه های منتسب باید به تفسیر و تعبیر معانی مستتر در این نطق بپردازند. اما از آنجایی که عالی جنابان علاقه وافری به دشمن سازی و دشمن شناسی دارند, نگاهی گذرا به سخنان امروز وی از زاویه دشمن شناسی می اندازیم.
وی برخورد صورت گرفته با مردم را " ناجوانمردانه ترین " برخورد ممکن دانست و خواستار برخورد قاطع با عوامل آن شد. وی ضمن مبرا دانستن بسیج و نیروی انتظامی و اطلاعات و سپاه و .... به زشتی مساله کوی دانشگاه و مسایل بازداشتگاهها و آسیبهای خیابانی اشاره کرد و تاکید نمود که" نیروی نفوذی برانداز دشمن " اقدام به چنین اعمال ناجوانمردانه ای کردند.
بالاخره معلوم شد این دشمنی که سالهاست در پستوهای نظام, بازداشتگاهها, دادگاهها, دانشگاهها, خیابانها و ... جا خوش کرده کیست و این دشمنی که این همه مدت همه بدنبالش می گشتند کجا مستقر است که آبروی نظام ولایی را نزد ملتها برده . این نفوذی ها چه کسانی هستند که لباس نظامی بر تن دارند, سلاح گرم در رکاب, شبانه به خوابگاه هجوم می برند و به حریم خصوصی صدها مبارز و انقلابی تعرض می کنند, در خیابان تیر می اندازند و چاقو می کشند. در بازداشتگاهها دندان می شکنند و تجاوز می کنند, برای زن و مرد , صغیر و کبیر پرونده اخلاقی و حیثینی درست می کنند, در حسینه ها و مسجدها شاخ و شانه می کشند و حریف می طلبند , در نماز جمعه ها حکم محارب می دهند و در هر مناسبتی کفن به تن می کنند و در مراسم نتفیذ و تحلیف صف جلو می نشینند و صحنه گردان هر معرکه ای هستند.
دیگر کجا باید سراغ این دشمن را گرفت از "وزیر خارجه دولت دوست " یا از مشاور امریکایی شما که گمان بردید بخاط شباهت نامش _مولانا_ حتما "ولایتی " است. دشمن همانجایی نیست که "آقا جواد" با "نیک براون" دیدار می کند و وعده وعید می دهد و یا پدر عروس "آقا" بلافاصله بعد از انتخابات احتمالا برای احوالپرسی عازم آنجا می شود. راستی دشمن را در طرف آبهای خزر ندیده اید که چگونه نفت را به یغما می برد و با وعده سر خرمن "نیروگاه اتمی" سالهاست بلند پروازی هستیریک شما را بازی می دهد. دشمن شباهتی به چشم بادامی ها ندارند که نفت را به ثمن بخس می خرند. راستی دشمن همانجایی نیست که سخنگوی محترم شما و بسیاری از دوستان و همفکرانتان با بیت المال در دانشگاههایش درس خواندند و اقتصادو فقه و جزا آموختند.
آیا این دشمن خیلی برای مردم ما آشنا نیست؟ آیا این ملت هنوز سوزش سیلی های دشمن را بر غرور و غیرت و گونه خود حس نمی کند؟ آیا این ملت دشمن را آنجا نمی بیند که وقتی سراغ عزیزش را از مراکز قضایی ( بخوانید غزایی) می گرفت با تحقیر و توهین روبه رو می شد؟ آیا همانی نیست که حتی جنازه فرزندش را هم از او دریغ کردند و شبانه به خاک سپردند؟ همانی نیست که در حسرت یک تماس تلفنی از عزیرش است؟ همانی نیست که با رگبار گلوله گلهای آنان را پرپر کرد و به سینه خاک سپردند و بر سر مزارشان هم پایکوبی کردند و جشن پیروزی گرفتند؟
این دشمن خیلی آشناست. هر روز هم صدایش می آید و سیمایش. سایه سنگینش سالهاست بر همه جا مستولی است. این دشمن همانی است که در صدد خدشه دار کردن ایران وتمدن عظیم آن است. این دشمن همان است که آبرویی برای ملت فهیم ایران در مجامع بین المللی باقی نگذاشته. این دشمن همان است که ایران را به بزرگترین "زندان روزنامه نگاران" تبدیل کرده. این دشمن همانی است که ایران را جزء پر ریسک ترین کشورهای دنیا برای گردشگری قرار داده. این دشمن همان است که موجب فرار سرمایه های علمی و مالی ایرانیان از سرزمین مادریشان شده. این دشمن همان است که ملت فهیم ایران را " خس و خاشاک" می خواند. این دشمن همان است که مردم را نامحرم می داند و با اطلاعات قظر ه ای جریان آزاد اطلاعات را از مسیر اصلی منحرف کرده. دشمن همانی است که دارندگان پاسپورت ایرانی را جزء بی اعتبارترین مردم دنیا قرار داده. این دشمن است همانی است که نه حریم خصوصی می شناسد نه عمومی. نه حق الناس می داند نه حق الله. نه اخلاق دارد نه انسانیت.
آری ای برادر نتیجه انتخابات از این نظر که دشمن را رسوا کرد برای مردم ما دستاورد مهمی بود. هر چند آراء آنان دزدیده شد و غرور آنان زیر پای دشمنان له شد ولی این بار دزد و دشمن نتوانست خود را پس پرده بیگانه پنهان کند و پرده ها همه فرو افتاد و مردم بوضوح دشمنان خود را شناختند. آقای احمدی نژاد این یکی را درست آمدی "ملت به دشمنان آنچنان سیلی زد که بعد از دو ماه و اندی هنوز گیچ می خورد".
(۱) سید (بعد از این) محمود (منفورفعلی) احمدی نژاد (کلیمی نژاد سابق )
واکنش احمد شیرزاد، به کیفر خواست دادگاههای نمایشی:من خائنم یا ....؟!
تدوین کنندگان بیانه ای که این روزها تحت نام "کیفرخواست عمومی" با امضای دادستان تهران در جلسه ای موسوم به "دادگاه رسیدگی به متهمان کودتای مخملی" برگزار می شود در فرازی تحت عنوان "اوج خیانت به ملت ایران در موضوع انرژی هسته ای" نامی هم از این بنده ی خدا آورده اند. (خبرگزاری ها – 3/6/88 ) متن این فراز چنین است:
”اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هسته اي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي مستاصل از برخورد با ايران هسته اي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده ميديدند شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامه هاي رسمي كشور به چاپ رسيده تلاش مي كند تا مدرك معتبري مستند به اظهارات رسمي يك نماينده مجلس ايران در جلسه مجلس در اختيار دشمنان ملت ايران قرار دهد و راه را براي تصويب قطعنامه هاي بيشتر آمريكايي عليه ايران هموار سازد"
سپس نویسنده بیانیه موسوم به کیفر خواست عمومی قسمتی از نطق افتخارآمیز مرا نقل کرده و با ادبیاتی که تنها از نویسندگان آن متن بر می آید، آن را "اظهارات شرم آور نامبرده" خوانده است. آن قسمت از نطق بنده که آقایان آن را اوج خیانت می دانند و من آن را عین افتخار می دانم، چنین است:
"مي توان اين تبليغات را به رسانه هاي صيهونيستي نسبت داد. مي توان مثل هميشه آنها را توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي ايران زد. مي توان كماكان خود را محور خوبي هاي جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما يك نكته بسيار ساده در اين ميان وجود دارد آنها سرنخ ها، دم خروس ها و مدارك و مستنداتی از ما دارند كه آنها را در ادعاهايشان محق جلوه مي دهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زير برف كردند - پروژه هاي بلند پروازانه بي هدف طراحي كردند. نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه را براي دستيابي به فنآوري هسته اي برگزيدند و فكر نكردند كه آنچه مي كنند، روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهاني قرار مي گيرد. آن روز كه سايت عظيم پنجاه هزار متري طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه آب فناوري استراتژيك در نيايد نان تبليغات استكباري در خواهد آمد. آري در آن روز بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود؛ جمهوري اسلامي نوزده سال دروغ گفت ".
و اما چند نکته:
1- ذهن علیل نویسندگان ادعانامه ی فوق آن چنان دچار آشفتگی است که تاریخ ها را هم خلط کرده اند. تاریخ نطق بنده آذر 82 است، یعنی زمانی که هنوز پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل نرفته بود و هیچ قطعنامه ای هم بر ضد ایران صادر نشده بود. آن زمان تازه در ماه های آغازین بحرانی قرار داشتیم که الان 6 سال است درگیر آنیم. بنابراین یاد کردن از "شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی مستأصل از برخورد با ایران هسته ای، اقدامات خود برای متقاعد کردن سایر کشورها به همراهی در صدور قطعنامه علیه ایران را شکست خورده می دیدند"، کاملاً بلاموضوع است و امری است که به رویداد های سال85 یعنی حدوداً سه سال بعد از نطق بنده بر می گردد. بر این مبنا این اتهام که به منظور فوق "شیرزاد طی نطقی تلاش می کند تا مدرک معتبری مستند به اظهارات رسمی یک نماینده مجلس ایران در جلسه مذکور در اختیار دشمنان ملت ایران قرار دهد و راه را برای تصویب قطعنامه های بیشتر علیه ایران هموار سازد." از پایه بی معنا خواهد بود.
2- بنده حدود 6 سال است کم و بیش مسائل هسته ای ایران را دنبال می کنم. در تمام این مدت هنوز موردی را نیافته ام که بازرسان آژانس یا سخنگویان کشورهای مخالف ایران در این پرونده به نطق بنده استناد کرده باشند. اگر موردی هست، مدعیان ذکر کنند. البته اگر هم چنین می شد گناهی بر بنده مترتب نبود، اما همین ادعا که نطق فلانی بهانه به دست دشمنان جمهوری اسلامی داد، و آن ها با استناد به آن کشور ما را محکوم کرده باشند حتی یک مورد مستند هم ندارد. البته کسانی در ایران از همان موقع برآشفتند و تا امروز کاری جز تهمت زنی و تهدید نداشتند، و دریغ از شرکت آن ها در یک بحث تخصصی و حکیمانه که بارها برای آن اعلام آمادگی کردم. این قبیل تحلیل های عجیب وغریب و نظریه های لایتچسبک نیز از کشفیات تکراری همان محافل جنجال آفرین است.
3- بنا بر نص اصل هشتاد و ششم قانون اساسی "نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آن ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد." بر این مبنا به واسطه حقی که قانون به من داده و تکلیفی که از من خواسته، این جانب بر اساس تشخیص تخصصی و حرفه ای خویش نسبت به برخی اقدامات نسنجیده در موضوع هسته ای و مشکلاتی که در این راستا در پیش روی ملت ایران قرار داشت هشدار دادم. تجربه 6 سالی که از آن زمان گذشته است نشان می دهد که آن هشدارها بجا بودند. اما صرف نظر از محتوای نظراتی که در مجلس عنوان کردم گمان می کنم برخوردهایی که با این موضوع صورت گرفت و از جمله نسبت دادن خیانت به من در متنی که امضای یک مقام شناخته شده ی قضایی پای آن است، ناقض اصول قانون اساسی و اصل استقلال قواست و اقدامی خلاف قانون و قابل تعقیب است، اگر عدالتی در کار باشد.
4- این جانب به عنوان یک کارشناس و خبره ی فیزیک در آن زمان احساس تکلیف شرعی، قانونی و اخلاقی کردم که نکاتی هشدار گونه را برای آگاهی ملت ایران که وکیل آن ها بودم بیان کنم و تا به امروز حتی از یک کلمه ی آن سخنان عدول نکرده ام. تصور من این بود و هست که نماینده ای که بداند و نگوید، نماینده ای که برای بیان حقیقت و دفاع از حقوق مردم خود را ناگزیر از اجازه ی دیگران بداند، نماینده ای که از ترس رد صلاحیت شورای نگهبان برای دوره ی بعد سکوت و مسامحه پیشه کند، نماینده ای که تنها و تنها خوشایند حاکمان و قدرتمندان نطق کند، نماینده ای که تنها هنرش مجیز گویی این و آن باشد تا اسبابی برای فریب عوام الناس و جلب چند رأی فراهم کند و بالاخره نماینده ای که نداند کجا نشسته است و وظیفه اش برای حفظ حقوق اساسی مردم چیست، اوست که خائن است. من کار ناچیز خود را که به واسطه هیاهو و جنجال آفرینی برخی قدرت طلبان ابعادی بزرگ یافت چیزی جز خدمت به ملت ایران، هر چند خدمتی کوچک، نمی پندارم.
5- آن چه گفتم ادعایی است که امروز در کمال آزادی و با عقل سلیم، بخشی از شاکله فکری و هویت سیاسی مرا تشکیل می دهد. نمی دانم اگر فردای روزگار نظیر دیگر دوستانم در زمره ی متهمان قرار گیرم و در کسوت یک زندانی تحقیر شده با دمپایی و آن لباس خاص پشت تریبون بروم، آیامن هم تمام باورهای گذشته ی خود را خیانت آمیز می نامم یا نه؟
من یک معلم ساده ی این کشورم، آموزش چریکی ندیده ام و نمی دانم شرایط سخت زندانهای ویژه را چگونه می توان تحمل کرد. من یک قهرمان نیستم که تا آخرین قطره ی خون و تحت شدیدترین فشارها از حرف خود برنگردم. شاید من هم مثل گالیله در شرایط خاصی بگویم زمین نمی چرخد. اما خوش بختانه حقایق این جهان مثل چرخیدن زمین، به اراده ی شکنجه گران قرون وسطی تغییر نمی کند. واقعیت های این سرزمین هم با خواست و فشار تدوین کنندگان "بیانیه کیفرخواست" و برگزار کنندگان دادگاه متهمان به این شیوه ی نامتعارف جا به جا نمی شود.
آفتاب هم زیر ابر پنهان نمی ماند و آنگاه خائنین واقعی هستند که شرمناکند
”اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هسته اي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي مستاصل از برخورد با ايران هسته اي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده ميديدند شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامه هاي رسمي كشور به چاپ رسيده تلاش مي كند تا مدرك معتبري مستند به اظهارات رسمي يك نماينده مجلس ايران در جلسه مجلس در اختيار دشمنان ملت ايران قرار دهد و راه را براي تصويب قطعنامه هاي بيشتر آمريكايي عليه ايران هموار سازد"
سپس نویسنده بیانیه موسوم به کیفر خواست عمومی قسمتی از نطق افتخارآمیز مرا نقل کرده و با ادبیاتی که تنها از نویسندگان آن متن بر می آید، آن را "اظهارات شرم آور نامبرده" خوانده است. آن قسمت از نطق بنده که آقایان آن را اوج خیانت می دانند و من آن را عین افتخار می دانم، چنین است:
"مي توان اين تبليغات را به رسانه هاي صيهونيستي نسبت داد. مي توان مثل هميشه آنها را توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي ايران زد. مي توان كماكان خود را محور خوبي هاي جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما يك نكته بسيار ساده در اين ميان وجود دارد آنها سرنخ ها، دم خروس ها و مدارك و مستنداتی از ما دارند كه آنها را در ادعاهايشان محق جلوه مي دهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زير برف كردند - پروژه هاي بلند پروازانه بي هدف طراحي كردند. نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه را براي دستيابي به فنآوري هسته اي برگزيدند و فكر نكردند كه آنچه مي كنند، روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهاني قرار مي گيرد. آن روز كه سايت عظيم پنجاه هزار متري طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه آب فناوري استراتژيك در نيايد نان تبليغات استكباري در خواهد آمد. آري در آن روز بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود؛ جمهوري اسلامي نوزده سال دروغ گفت ".
و اما چند نکته:
1- ذهن علیل نویسندگان ادعانامه ی فوق آن چنان دچار آشفتگی است که تاریخ ها را هم خلط کرده اند. تاریخ نطق بنده آذر 82 است، یعنی زمانی که هنوز پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل نرفته بود و هیچ قطعنامه ای هم بر ضد ایران صادر نشده بود. آن زمان تازه در ماه های آغازین بحرانی قرار داشتیم که الان 6 سال است درگیر آنیم. بنابراین یاد کردن از "شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی مستأصل از برخورد با ایران هسته ای، اقدامات خود برای متقاعد کردن سایر کشورها به همراهی در صدور قطعنامه علیه ایران را شکست خورده می دیدند"، کاملاً بلاموضوع است و امری است که به رویداد های سال85 یعنی حدوداً سه سال بعد از نطق بنده بر می گردد. بر این مبنا این اتهام که به منظور فوق "شیرزاد طی نطقی تلاش می کند تا مدرک معتبری مستند به اظهارات رسمی یک نماینده مجلس ایران در جلسه مذکور در اختیار دشمنان ملت ایران قرار دهد و راه را برای تصویب قطعنامه های بیشتر علیه ایران هموار سازد." از پایه بی معنا خواهد بود.
2- بنده حدود 6 سال است کم و بیش مسائل هسته ای ایران را دنبال می کنم. در تمام این مدت هنوز موردی را نیافته ام که بازرسان آژانس یا سخنگویان کشورهای مخالف ایران در این پرونده به نطق بنده استناد کرده باشند. اگر موردی هست، مدعیان ذکر کنند. البته اگر هم چنین می شد گناهی بر بنده مترتب نبود، اما همین ادعا که نطق فلانی بهانه به دست دشمنان جمهوری اسلامی داد، و آن ها با استناد به آن کشور ما را محکوم کرده باشند حتی یک مورد مستند هم ندارد. البته کسانی در ایران از همان موقع برآشفتند و تا امروز کاری جز تهمت زنی و تهدید نداشتند، و دریغ از شرکت آن ها در یک بحث تخصصی و حکیمانه که بارها برای آن اعلام آمادگی کردم. این قبیل تحلیل های عجیب وغریب و نظریه های لایتچسبک نیز از کشفیات تکراری همان محافل جنجال آفرین است.
3- بنا بر نص اصل هشتاد و ششم قانون اساسی "نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آن ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد." بر این مبنا به واسطه حقی که قانون به من داده و تکلیفی که از من خواسته، این جانب بر اساس تشخیص تخصصی و حرفه ای خویش نسبت به برخی اقدامات نسنجیده در موضوع هسته ای و مشکلاتی که در این راستا در پیش روی ملت ایران قرار داشت هشدار دادم. تجربه 6 سالی که از آن زمان گذشته است نشان می دهد که آن هشدارها بجا بودند. اما صرف نظر از محتوای نظراتی که در مجلس عنوان کردم گمان می کنم برخوردهایی که با این موضوع صورت گرفت و از جمله نسبت دادن خیانت به من در متنی که امضای یک مقام شناخته شده ی قضایی پای آن است، ناقض اصول قانون اساسی و اصل استقلال قواست و اقدامی خلاف قانون و قابل تعقیب است، اگر عدالتی در کار باشد.
4- این جانب به عنوان یک کارشناس و خبره ی فیزیک در آن زمان احساس تکلیف شرعی، قانونی و اخلاقی کردم که نکاتی هشدار گونه را برای آگاهی ملت ایران که وکیل آن ها بودم بیان کنم و تا به امروز حتی از یک کلمه ی آن سخنان عدول نکرده ام. تصور من این بود و هست که نماینده ای که بداند و نگوید، نماینده ای که برای بیان حقیقت و دفاع از حقوق مردم خود را ناگزیر از اجازه ی دیگران بداند، نماینده ای که از ترس رد صلاحیت شورای نگهبان برای دوره ی بعد سکوت و مسامحه پیشه کند، نماینده ای که تنها و تنها خوشایند حاکمان و قدرتمندان نطق کند، نماینده ای که تنها هنرش مجیز گویی این و آن باشد تا اسبابی برای فریب عوام الناس و جلب چند رأی فراهم کند و بالاخره نماینده ای که نداند کجا نشسته است و وظیفه اش برای حفظ حقوق اساسی مردم چیست، اوست که خائن است. من کار ناچیز خود را که به واسطه هیاهو و جنجال آفرینی برخی قدرت طلبان ابعادی بزرگ یافت چیزی جز خدمت به ملت ایران، هر چند خدمتی کوچک، نمی پندارم.
5- آن چه گفتم ادعایی است که امروز در کمال آزادی و با عقل سلیم، بخشی از شاکله فکری و هویت سیاسی مرا تشکیل می دهد. نمی دانم اگر فردای روزگار نظیر دیگر دوستانم در زمره ی متهمان قرار گیرم و در کسوت یک زندانی تحقیر شده با دمپایی و آن لباس خاص پشت تریبون بروم، آیامن هم تمام باورهای گذشته ی خود را خیانت آمیز می نامم یا نه؟
من یک معلم ساده ی این کشورم، آموزش چریکی ندیده ام و نمی دانم شرایط سخت زندانهای ویژه را چگونه می توان تحمل کرد. من یک قهرمان نیستم که تا آخرین قطره ی خون و تحت شدیدترین فشارها از حرف خود برنگردم. شاید من هم مثل گالیله در شرایط خاصی بگویم زمین نمی چرخد. اما خوش بختانه حقایق این جهان مثل چرخیدن زمین، به اراده ی شکنجه گران قرون وسطی تغییر نمی کند. واقعیت های این سرزمین هم با خواست و فشار تدوین کنندگان "بیانیه کیفرخواست" و برگزار کنندگان دادگاه متهمان به این شیوه ی نامتعارف جا به جا نمی شود.
آفتاب هم زیر ابر پنهان نمی ماند و آنگاه خائنین واقعی هستند که شرمناکند
افشای دروغ پردازی خبرگزاری فارس علیه محمد قوچانی و مهدی کروبی
ادامه راه سبز: کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ادعای خبرگزاری فارس و رسانه های تیم احمدی نژاد در مورد محمد قوچانی و مهدی کروبی را تکذیب کرد و آن را منطبق بر واقعیت ندانست.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر به نقل از کاظم جلالی ادعا کرده بود که محمد قوچانی در دیدار با وی به نمایندگی از کمیته ویژه مجلس در بازداشتگاه، خواستار بازداشت مهدی کروبی شده است.اما کاظم جلالی عصر جمعه 6 شهریور چنین ادعایی را تکذیب کرد و به خبرگزاری مهر گفت«اینجانب اساسا در ارتباط با محتوای مباحث مطرح شده در ملاقات با زندانیان با هیچ رسانه ای صحبت نکرده ام.»
مخبر کمیسیون امنیت ملی و عضو کمیته ویژه مجلس«آنچه به نقل از اینجانب در برخی رسانه ها، مبنی بر درخواست قوچانی برای بازداشت حجت الاسلام کروبی عنوان شده ، مطابق با واقعیت نیست.» وی در عین حال با اشاره به ملاقات خود با محمد قوچانی افزود« شاید این مطلبی که به عنوان مصاحبه با بنده منتشر شده ، برخواسته از تصور برخی دوستان از سخنان بنده در جلسات کمیسیون امنیت ملی یا جلسات دیگر باشد که البته بازگویی و بویژه انتقال آن به عنوان مصاحبه درست نیست. طبیعی است که در جلسات کمیسیون و یا جلسات کمیته با حضور برخی نمایندگان محترم مجلس مباحثی مطرح می شود و توقع این است که محتوای این مباحث محافظت شود و یا لااقل به نحو صحیح منعکس گردد.»
عضو کمیته ویژه مجلس در خصوص اظهارات قوچانی در ملاقات اعضای کمیته ویژه با وی گفت که«آقای قوچانی بیان داشت که ما به هر حال متهم ردیف دوم ماجراها هستیم و من نمی دانم وقتی متهمان ردیف اول آزادند ، چرا ما را بازداشت نموده اند.»
جلالی افزود« قوچانی گفت من یک روزنامه نگارم و حداکثر خطایی که مرتکب شده ام شاید نگاشتن یکی از بیانیه های آقای کروبی در پاسخ به شورای نگهبان بود که محتوای آن را ایشان تلفنی به من گفتند و من هم بیانیه را تنظیم کردم.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر به نقل از کاظم جلالی ادعا کرده بود که محمد قوچانی در دیدار با وی به نمایندگی از کمیته ویژه مجلس در بازداشتگاه، خواستار بازداشت مهدی کروبی شده است.اما کاظم جلالی عصر جمعه 6 شهریور چنین ادعایی را تکذیب کرد و به خبرگزاری مهر گفت«اینجانب اساسا در ارتباط با محتوای مباحث مطرح شده در ملاقات با زندانیان با هیچ رسانه ای صحبت نکرده ام.»
مخبر کمیسیون امنیت ملی و عضو کمیته ویژه مجلس«آنچه به نقل از اینجانب در برخی رسانه ها، مبنی بر درخواست قوچانی برای بازداشت حجت الاسلام کروبی عنوان شده ، مطابق با واقعیت نیست.» وی در عین حال با اشاره به ملاقات خود با محمد قوچانی افزود« شاید این مطلبی که به عنوان مصاحبه با بنده منتشر شده ، برخواسته از تصور برخی دوستان از سخنان بنده در جلسات کمیسیون امنیت ملی یا جلسات دیگر باشد که البته بازگویی و بویژه انتقال آن به عنوان مصاحبه درست نیست. طبیعی است که در جلسات کمیسیون و یا جلسات کمیته با حضور برخی نمایندگان محترم مجلس مباحثی مطرح می شود و توقع این است که محتوای این مباحث محافظت شود و یا لااقل به نحو صحیح منعکس گردد.»
عضو کمیته ویژه مجلس در خصوص اظهارات قوچانی در ملاقات اعضای کمیته ویژه با وی گفت که«آقای قوچانی بیان داشت که ما به هر حال متهم ردیف دوم ماجراها هستیم و من نمی دانم وقتی متهمان ردیف اول آزادند ، چرا ما را بازداشت نموده اند.»
جلالی افزود« قوچانی گفت من یک روزنامه نگارم و حداکثر خطایی که مرتکب شده ام شاید نگاشتن یکی از بیانیه های آقای کروبی در پاسخ به شورای نگهبان بود که محتوای آن را ایشان تلفنی به من گفتند و من هم بیانیه را تنظیم کردم.»
تناقض ادعاهای احمدینژاد در نمازجمعه بــــــا اظهارات دو روز پیش آیتاللـه خـامنـهای!
راه سبز: محمود احمدی نژاد، در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران،در ادعایی جدید حمله به کوی دانشگاه و شکنجه و قتل ها در بازداشتگاه کهریزک را سناریوی دشمنان خواند و گفت«حمله به کوی دانشگاه و اقدامات خلاف در بازداشتگاه ها، اجزای سناریوی دشمن بود که توسط وابسته های برانداز انجام شد».
وی همچنین گفت «شواهد و دلايلي داريم كه نشان ميدهد ساحت نيروهاي انقلابي، نظامي، امنيتي، اطلاعاتي از اين اقدام شرمآور مبرا است. بسيجيها، فداكارانه به خيابانها آمده و براي جلوگيري از تعرض به حقوق افراد و شكستن شيشههاي مغازهها كتك خوردند و دم بر نياوردند. نفوذيهاي جريان برانداز در سناريوي دشمن فساد واقدام كردند».
ادعای احمدی نژاد تنها دو روز پس از آن عنوان شد که رهبر جمهوری اسلامی وقوع «تخلفات و جنایت هایی در حوادث پس از انتخابات» را تائید کرد.
آیت الله خامنه ای در سخنان چهارشنبه گذشته خود ضمن تشکر از آنچه وی خدمات پلیس امنیت، نیروی انتظامی و بسیج» توصیف کرد، به طور ضمن تائید کرد که این جنایت ها را تعدادی از افراد وابسته به همین نهادها انجام داده اند و گفت «این خدمات بزرگ نباید موجب رسیدگی نکردن به برخی جرائم شود و اگر کسی با وابستگی به هر کدام از این سازمان ها، تخلف و جرمی مرتکب شده، باید کاملاً رسیدگی شود».
در حالی که آیت الله خامنه ای دو روز پیش گفت که «من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است»، محمود احمدی نژاد در اظهاراتی متناقض با سخنان رهبر جمهوری اسلامی، ادعا کرد انگلیس طراح اعتراض به تقلب انتخاباتی در ایران بوده، و بر روال معمول اظهاراتش این ادعا را به اظهارات یک «منبع ناشناس» متصل کرد ، و گفت «یكي از وزراي خارجه كشور دوست، پيام فرستاد كه اخيرا با وزير خارجه استعمار پير صحبت كرده و گفته چرا در انتخابات ايران اين همه توطئه ميكنيد و او پاسخ داده كه اين بار درست و برنامهريزي شده حركت ميكنيم و ميخواهيم كار نظام جمهوري اسلامي را تمام كنيم».
محمود احمدی نژاد که رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور را نیز بر عهده دارد و با برکناری چند هفته پیش محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات، خود شخصا سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده گرفته، در اظهارات روز جمعه اش با تاکید براینکه «بايد با کسانی که ساماندهی و تحريک کردند و خط دشمن را پياده کردند، برخورد جدی شود» از برخوردهای دیگری نیز خبر داد و گفت «با كساني كه در لباس دوست، دست به اقدام غيرانساني زدند، بدون گذشت و قاطعانه رفتار شود».
احمدی نژاد همچنین ناراحتیاش از خودداری کشورهای اروپایی در مورد ارسال تبریک را پنهان نکرد و آنها را تهدید کرد که «پس از استقرار دولت دهم، با قدرت چند برابري در صحنهها و جوامع بينالمللي» حضور خواهد یافت.
ستاد و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه که تحت نظر آیت الله خامنه ای فعالیت می کند جمعه این هفته در یک اقدام بی سابقه به احمدی نژاد و برخی وزرای پیشهادی وی برای تصدی در دولت بر آمده از کودتا، اجازه داد تا در نماز جمعه های تهران و شهرهای بزرگ دیگر به عنوان خطیب پیش از خطبه ها سخنرانی و برای خود تبلیغ کنند.
وی همچنین گفت «شواهد و دلايلي داريم كه نشان ميدهد ساحت نيروهاي انقلابي، نظامي، امنيتي، اطلاعاتي از اين اقدام شرمآور مبرا است. بسيجيها، فداكارانه به خيابانها آمده و براي جلوگيري از تعرض به حقوق افراد و شكستن شيشههاي مغازهها كتك خوردند و دم بر نياوردند. نفوذيهاي جريان برانداز در سناريوي دشمن فساد واقدام كردند».
ادعای احمدی نژاد تنها دو روز پس از آن عنوان شد که رهبر جمهوری اسلامی وقوع «تخلفات و جنایت هایی در حوادث پس از انتخابات» را تائید کرد.
آیت الله خامنه ای در سخنان چهارشنبه گذشته خود ضمن تشکر از آنچه وی خدمات پلیس امنیت، نیروی انتظامی و بسیج» توصیف کرد، به طور ضمن تائید کرد که این جنایت ها را تعدادی از افراد وابسته به همین نهادها انجام داده اند و گفت «این خدمات بزرگ نباید موجب رسیدگی نکردن به برخی جرائم شود و اگر کسی با وابستگی به هر کدام از این سازمان ها، تخلف و جرمی مرتکب شده، باید کاملاً رسیدگی شود».
در حالی که آیت الله خامنه ای دو روز پیش گفت که «من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است»، محمود احمدی نژاد در اظهاراتی متناقض با سخنان رهبر جمهوری اسلامی، ادعا کرد انگلیس طراح اعتراض به تقلب انتخاباتی در ایران بوده، و بر روال معمول اظهاراتش این ادعا را به اظهارات یک «منبع ناشناس» متصل کرد ، و گفت «یكي از وزراي خارجه كشور دوست، پيام فرستاد كه اخيرا با وزير خارجه استعمار پير صحبت كرده و گفته چرا در انتخابات ايران اين همه توطئه ميكنيد و او پاسخ داده كه اين بار درست و برنامهريزي شده حركت ميكنيم و ميخواهيم كار نظام جمهوري اسلامي را تمام كنيم».
محمود احمدی نژاد که رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور را نیز بر عهده دارد و با برکناری چند هفته پیش محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات، خود شخصا سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده گرفته، در اظهارات روز جمعه اش با تاکید براینکه «بايد با کسانی که ساماندهی و تحريک کردند و خط دشمن را پياده کردند، برخورد جدی شود» از برخوردهای دیگری نیز خبر داد و گفت «با كساني كه در لباس دوست، دست به اقدام غيرانساني زدند، بدون گذشت و قاطعانه رفتار شود».
احمدی نژاد همچنین ناراحتیاش از خودداری کشورهای اروپایی در مورد ارسال تبریک را پنهان نکرد و آنها را تهدید کرد که «پس از استقرار دولت دهم، با قدرت چند برابري در صحنهها و جوامع بينالمللي» حضور خواهد یافت.
ستاد و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه که تحت نظر آیت الله خامنه ای فعالیت می کند جمعه این هفته در یک اقدام بی سابقه به احمدی نژاد و برخی وزرای پیشهادی وی برای تصدی در دولت بر آمده از کودتا، اجازه داد تا در نماز جمعه های تهران و شهرهای بزرگ دیگر به عنوان خطیب پیش از خطبه ها سخنرانی و برای خود تبلیغ کنند.
مسایل «کوچک و حقیر» از نظر آقای خامنه ای
حضرت آقای سید علی خامنه ای، شکنجه، تجاوز، قتل و کشت و کشتار را مسایلی «کوچک و حقیر» می شمارد که در برابر «هتک آبروی نظام» اهمیت چندانی ندارند. از نظر او این موضوع که «معدود کسانی جان باخته اند» مساله مهمی نیست. به زبان ساده: حالا یک عده ای هم کشته شده اند که شده اند، مهم این است که آبروی نظام نرود. « هتك آبروی نظام» قلب حضرت آقای سید علی خامنه ای را جریحه دار کرده است.
به عقیده او آبروی نظام را کسانی که این قتل ها، شکنجه ها و تجاوز ها را کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را محمود احمدی نژاد دروغگو از بین نبرده است. بلکه آبروی نظام را همین ها از بین برده اند که اتفاقا کشته شده اند. همین ها که اتفاقا اعتراض به تقلب و خودکامگی داشته اند. امثال مهدی کروبی که شکنجه و قتل و تجاوز را فاش کرده آبروی نظام را برده اند. امثال آدم هایی که با درد و شرم فاش ساخته اند که به آنان تجاوز شده آبروی نظام را برده اند. نمی دانم در دستگاه ریاضیات ولی فقیه واژه «معدود» شامل چند نفر می شود. ولی فقیهی که به آیه صریح قرآنی هم محل نمیگذارد. آیه ۳۲ام سوره مائده که تاکید می کند هر کس انسانی را بکشد انگار که همه انسان ها را با هم کشته است.
از نظر خامنه ای این موضوع حقیر و کوچکی است. چیزی که در نظر آقای خامنه ای اهمیت ندارد «انسان» است. کرامت انسانی پیشکش! مهم برای او «حفظ نظام» است. «نظام» هم یعنی خود او با مقربان و دست و پا بوسان اطرافش. اوست که تعیین می کند چه چیزی هم آبروی نظام را می برد. این که حرف روی حرف ایشان نباشد، آبروی نظام است. قوانین موجود در رژیم ولایت فقیه از این مراقبت می کنند که مبادا نظام خدشه ببیند. مبادا بیضه نظام آسیب ببیند. آن چیزی که اهمیت ندارد فرد است. انسان است. سهراب و ندا و محمود و مصطفی در این دستگاه جایی ندارند. حقوقی ندارند. له می شوند. تازه آن ها که غیر خودی هستند، خودی ها هم اگر آبروی نظام را تهدید کنند له می شوند.
مگر با عباس پالیزدار چه کار کردند؟ مگر با زن سعید امامی چه کار کردند؟ مگر همین چندی پیش روزنامه کیهان با فرزند مطهری چه کار کرد؟ ادبیات آقای خامنه ای شبیه کیست؟ شما را یاد همان «خس و خاشاکی» که محمود احمدی نژاد بر زبان آورد نمیاندازد؟ «خس و خاشاک» هم «کوچک و حقیر» هستند. بی خود نیست که دیدگاه های احمدی نژاد به آقای خامنه ای نزدیک است. برای چنین کسی تعریف کردن داستان کشیدن خلخال از پای زن یهودی و واکنش امام علی (ع) فایده ای ندارد. خداوند بر قلب و گوش و چشم او قفلی بزرگ زده است. یاد آیه آخر سوره بقره می افتم: «و اذ قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالو انما نحن مصلحون». وقتی که به آن ها می گویی در زمین فساد نکنید، خون نریزید، تجاوز نکنید، شکنجه ندهید، بر می گیردند و با پر رویی جواب می دهند: ما! ما که آدم های خوبی هستیم. این کارها را هم برای خوبی و خیر خودتان می کنیم!
به عقیده او آبروی نظام را کسانی که این قتل ها، شکنجه ها و تجاوز ها را کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را محمود احمدی نژاد دروغگو از بین نبرده است. بلکه آبروی نظام را همین ها از بین برده اند که اتفاقا کشته شده اند. همین ها که اتفاقا اعتراض به تقلب و خودکامگی داشته اند. امثال مهدی کروبی که شکنجه و قتل و تجاوز را فاش کرده آبروی نظام را برده اند. امثال آدم هایی که با درد و شرم فاش ساخته اند که به آنان تجاوز شده آبروی نظام را برده اند. نمی دانم در دستگاه ریاضیات ولی فقیه واژه «معدود» شامل چند نفر می شود. ولی فقیهی که به آیه صریح قرآنی هم محل نمیگذارد. آیه ۳۲ام سوره مائده که تاکید می کند هر کس انسانی را بکشد انگار که همه انسان ها را با هم کشته است.
از نظر خامنه ای این موضوع حقیر و کوچکی است. چیزی که در نظر آقای خامنه ای اهمیت ندارد «انسان» است. کرامت انسانی پیشکش! مهم برای او «حفظ نظام» است. «نظام» هم یعنی خود او با مقربان و دست و پا بوسان اطرافش. اوست که تعیین می کند چه چیزی هم آبروی نظام را می برد. این که حرف روی حرف ایشان نباشد، آبروی نظام است. قوانین موجود در رژیم ولایت فقیه از این مراقبت می کنند که مبادا نظام خدشه ببیند. مبادا بیضه نظام آسیب ببیند. آن چیزی که اهمیت ندارد فرد است. انسان است. سهراب و ندا و محمود و مصطفی در این دستگاه جایی ندارند. حقوقی ندارند. له می شوند. تازه آن ها که غیر خودی هستند، خودی ها هم اگر آبروی نظام را تهدید کنند له می شوند.
مگر با عباس پالیزدار چه کار کردند؟ مگر با زن سعید امامی چه کار کردند؟ مگر همین چندی پیش روزنامه کیهان با فرزند مطهری چه کار کرد؟ ادبیات آقای خامنه ای شبیه کیست؟ شما را یاد همان «خس و خاشاکی» که محمود احمدی نژاد بر زبان آورد نمیاندازد؟ «خس و خاشاک» هم «کوچک و حقیر» هستند. بی خود نیست که دیدگاه های احمدی نژاد به آقای خامنه ای نزدیک است. برای چنین کسی تعریف کردن داستان کشیدن خلخال از پای زن یهودی و واکنش امام علی (ع) فایده ای ندارد. خداوند بر قلب و گوش و چشم او قفلی بزرگ زده است. یاد آیه آخر سوره بقره می افتم: «و اذ قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالو انما نحن مصلحون». وقتی که به آن ها می گویی در زمین فساد نکنید، خون نریزید، تجاوز نکنید، شکنجه ندهید، بر می گیردند و با پر رویی جواب می دهند: ما! ما که آدم های خوبی هستیم. این کارها را هم برای خوبی و خیر خودتان می کنیم!
گزارش تحقیقی «موج سبز آزادی» درباره مدرک دانشگاهی وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا
کامران دانشجو درباره مدرک دکترای خود دروغ میگوید
در روزهای گذشته، ایمیلهای زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسیهای اولیه «موج سبز آزادی» نشان میدهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائممقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلیاش دروغهای متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.
به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهامهای جدی در خصوص مدرک دانشگاهیاش روبهروست. این در حالی است که او از سالها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.
وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:
Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
این مجموعه تناقضها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه میکنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنالها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه میشویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاههای انگلیسی وی هیچ مقالهای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغالتحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجراییاش نشان میدهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.
تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
تحقیقات را گسترش میدهیم. به فرضیهای بر میخوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانهی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاههای لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی میکنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه میرسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم
ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا میکند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤالبرانگیز نیست؟
اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دستکم در سایتهای دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسیهای «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایاننامه آقای دانشجو پیدا نمیشود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایاننامهاش کجاست.
و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی میدانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم میتوان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایاننامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم میتوان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیتهای اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟



در روزهای گذشته، ایمیلهای زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسیهای اولیه «موج سبز آزادی» نشان میدهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائممقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلیاش دروغهای متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.
به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهامهای جدی در خصوص مدرک دانشگاهیاش روبهروست. این در حالی است که او از سالها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.
وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:
Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
این مجموعه تناقضها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه میکنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنالها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه میشویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاههای انگلیسی وی هیچ مقالهای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغالتحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجراییاش نشان میدهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.
تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
تحقیقات را گسترش میدهیم. به فرضیهای بر میخوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانهی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاههای لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی میکنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه میرسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم
ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا میکند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤالبرانگیز نیست؟
اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دستکم در سایتهای دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسیهای «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایاننامه آقای دانشجو پیدا نمیشود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایاننامهاش کجاست.
و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی میدانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم میتوان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایاننامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم میتوان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیتهای اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟
سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای جبهه اصلاحات:در صحنه میمانیم و «تغییر» را پیگیری میکنیم
سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای جبهه اصلاحات ضمن تاکید بر حضور قویتر اصلاحطلبان در صحنه و ادامه تلاش بیشتر با وجود هزینهها برای «تغییر» کمهزینه در کشور، تاکید کرد که انتظار مردم، تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کنندهای چون به رگبار بستن مردم و دستگیریهای غیرقانونی است.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رییس جمهور سابق کشورمان دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ضمن تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.
وی گفت:«:لازم میدانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاحطلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قویتر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»
وی با بیان اینکه«انقلاب اسلامیایران یکی از مهمترین فرازهای تاریخی ایران زمین است»، اظهار داشت:« این انقلاب مایه افتخار ما ایرانیان است، حرکتی مردمی برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پایبندی به موازین دینی با هدایت رهبری بزرگ.»
خاتمی افزود:« آنچه موجب میشود اصلاحطلبان قویتر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بیاعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیماناند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاباند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی میدانند.»
وی یاد آور شد:«جمهوری اسلامی در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادیخواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار در کنار ارزشهای اسلامی به سرعت نگاهها را به خود معطوف ساخت.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید میکند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« امروز باید مصممتر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاحطلبی یعنی "تغییر" پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
وی در ادامه اظهار داشت:« مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:« تمامی آنچه امروز نظارهگر آن هستیم، انگیزهای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواستههای به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهتگیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموختهایم.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«امروز هم سخن ما این است که "شائبه بیاثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهمترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود."»
وی ادامه داد:« اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت میکند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار داشت:« بیاعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیانهای هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی زیانبار وپرهزینه برای نظام بود.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:«از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایههای اجتماعی کشور بوده است.»
خاتمی ادامه داد:« آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار دادهاند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بیاعتنا به رأی مردم و حتی بیاعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده میشود؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی دستگاهها و تریبونهای در دست حکومت بر علیه چهرههای محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصار طلبانه است.»
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاههای کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریانهای مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»
خاتمی یادآور شد:«حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه، به اتفاق روند بازداشتها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانوادهها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال بردهاند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چارهاندیشی باشد.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهرههای خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روشها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حملهای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفتهاند.»
وی ادامه داد:« تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عدهای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان میشوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی متهم به خیانت در امانتاند. مگر همینها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.»
خاتمی سپس به برخوردهای دستگاه قضائیه با فعالان سیاسی و مردم بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها شدم و اینکه جلو با اهانتها، دستگیریها و نگهداریهای غیرقانونی متهمان و برگزاری دادگاههای ناسازگار با موازین را بگیرند، شدم و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیتشان که به اعتقاد من میتوانستند بسیار پرشکوهتر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.»
رئیس بنیاد باران افزود:«حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس محترم جدید قوه قضائیه است، جلوگیری از سمپاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»
به گفته رئیسجمهور سابق کشورمان، نمیتوان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.
خاتمی تصریح کرد:«از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کنندهای است که همگان شاهد آن بودهاند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابانها، دستگیریهای خلاف قانون، بازداشتگاههای غیر استاندارد، جنایات مسلمیکه مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومیشده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!»
وی با بیان اینکه «متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد»، افزود:« رسالت اصلاحطلبان و تمامی خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینهای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینهای دریغ نخواهیم کرد تا انشاءالله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.»
سید محمد خاتمی تصریح کرد:«به صراحت تأکید میکنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بیاساس بزرگترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارضاند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها سپس گفت:« همواره سخن ما در مجامع بینالمللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزشهای انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ایران بود در مقابل سایر جریانهایی متحجر، افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشتهاند؟»
وی تاکید کرد:« ما باید علیرغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاحطلبان و عقلای منصف از صحنه وارد میشود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینهها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«انشاءالله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»
در این دیدار اعضاءشورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم حفظ ارزشها و موازین انقلاب و راه امام (ره) تاکید کردند و تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و مصلحت کشور را لازم دانستند.
آنها همچنین لزوم ارتباط با مراجع عظام، علما و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس و قوه قضاییه را مورد تاکید قرار دادند و از محاکمات فرمایشی که بر خلاف موازین است اظهار نگرانی کردند.
اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تاکید کردند که پیگیری جنایتهایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته از جمله فجایعی که در بازداشتگاههایی چون کهریزک رخ داده،امری ضروری است و تسامح نسبت به آن به نظام و کشور لطمههای جبران ناپذیری وارد میآورد.
آنها همچنین اعلام خطر کردند که برخورد با نیروهای متعهد و البته معترض و حذف آنها بخصوص در دانشگاهها میتواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانه قرار دهد و پیگیری مطالبات به حق مردم نباید مورد غفلت قرار گیرد.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رییس جمهور سابق کشورمان دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ضمن تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.
وی گفت:«:لازم میدانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاحطلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قویتر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»
وی با بیان اینکه«انقلاب اسلامیایران یکی از مهمترین فرازهای تاریخی ایران زمین است»، اظهار داشت:« این انقلاب مایه افتخار ما ایرانیان است، حرکتی مردمی برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پایبندی به موازین دینی با هدایت رهبری بزرگ.»
خاتمی افزود:« آنچه موجب میشود اصلاحطلبان قویتر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بیاعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیماناند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاباند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی میدانند.»
وی یاد آور شد:«جمهوری اسلامی در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادیخواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار در کنار ارزشهای اسلامی به سرعت نگاهها را به خود معطوف ساخت.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید میکند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« امروز باید مصممتر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاحطلبی یعنی "تغییر" پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
وی در ادامه اظهار داشت:« مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:« تمامی آنچه امروز نظارهگر آن هستیم، انگیزهای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواستههای به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهتگیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموختهایم.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«امروز هم سخن ما این است که "شائبه بیاثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهمترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود."»
وی ادامه داد:« اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت میکند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار داشت:« بیاعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیانهای هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی زیانبار وپرهزینه برای نظام بود.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:«از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایههای اجتماعی کشور بوده است.»
خاتمی ادامه داد:« آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار دادهاند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بیاعتنا به رأی مردم و حتی بیاعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده میشود؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی دستگاهها و تریبونهای در دست حکومت بر علیه چهرههای محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصار طلبانه است.»
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاههای کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریانهای مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»
خاتمی یادآور شد:«حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه، به اتفاق روند بازداشتها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانوادهها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال بردهاند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چارهاندیشی باشد.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهرههای خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روشها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حملهای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفتهاند.»
وی ادامه داد:« تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عدهای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان میشوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی متهم به خیانت در امانتاند. مگر همینها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.»
خاتمی سپس به برخوردهای دستگاه قضائیه با فعالان سیاسی و مردم بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها شدم و اینکه جلو با اهانتها، دستگیریها و نگهداریهای غیرقانونی متهمان و برگزاری دادگاههای ناسازگار با موازین را بگیرند، شدم و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیتشان که به اعتقاد من میتوانستند بسیار پرشکوهتر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.»
رئیس بنیاد باران افزود:«حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس محترم جدید قوه قضائیه است، جلوگیری از سمپاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»
به گفته رئیسجمهور سابق کشورمان، نمیتوان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.
خاتمی تصریح کرد:«از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کنندهای است که همگان شاهد آن بودهاند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابانها، دستگیریهای خلاف قانون، بازداشتگاههای غیر استاندارد، جنایات مسلمیکه مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومیشده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!»
وی با بیان اینکه «متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد»، افزود:« رسالت اصلاحطلبان و تمامی خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینهای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینهای دریغ نخواهیم کرد تا انشاءالله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.»
سید محمد خاتمی تصریح کرد:«به صراحت تأکید میکنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بیاساس بزرگترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارضاند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها سپس گفت:« همواره سخن ما در مجامع بینالمللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزشهای انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ایران بود در مقابل سایر جریانهایی متحجر، افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشتهاند؟»
وی تاکید کرد:« ما باید علیرغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاحطلبان و عقلای منصف از صحنه وارد میشود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینهها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«انشاءالله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»
در این دیدار اعضاءشورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم حفظ ارزشها و موازین انقلاب و راه امام (ره) تاکید کردند و تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و مصلحت کشور را لازم دانستند.
آنها همچنین لزوم ارتباط با مراجع عظام، علما و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس و قوه قضاییه را مورد تاکید قرار دادند و از محاکمات فرمایشی که بر خلاف موازین است اظهار نگرانی کردند.
اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تاکید کردند که پیگیری جنایتهایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته از جمله فجایعی که در بازداشتگاههایی چون کهریزک رخ داده،امری ضروری است و تسامح نسبت به آن به نظام و کشور لطمههای جبران ناپذیری وارد میآورد.
آنها همچنین اعلام خطر کردند که برخورد با نیروهای متعهد و البته معترض و حذف آنها بخصوص در دانشگاهها میتواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانه قرار دهد و پیگیری مطالبات به حق مردم نباید مورد غفلت قرار گیرد.
ابتکاری دیگر در راستای پیگیری خلاقانهی اهداف جنبش
سایتی برای شهدای سبز
«شهدای سبز» نام سایتی است که توسط برخی فعالان و علاقهمندان برای زنده نگه داشتن نام و یاد شهدای نهضت سبز راهاندازی است.
به گزارش موج سبز آزادی، این سایت که در آدرس greenmartyrs.com قرار دارد، اسامی 72 شهید را با معرفی مختصر آنها گردآوری و منتشر کرده است. این سایت در دو بخش فارسی و انگلیسی طراحی شده، اما بخش انگلیسی آن هنوز کامل نشده است.
متاسفانه هنوز هیچ مرجع قابل اعتمادی، اطلاعات دقیقی درباره شهدای جنبش سبز منتشر نکرده است و هرچند نام 69 شهید به طور رسمی به مجلس ارائه شده، برخی منابع خارج از کشور به بیش از 100 نام اشاره کردهاند. دولت کودتا نیز آنقدر که برای جان مجروحان غزه و یا کشتهی مصری در آلمان ارزش قائل است، برای جان هموطنان خود و جوانان کشور ارزش قائل نیست؛ تا جایی که حتی نیازی به مشخص کردن تعداد کشتههای این مدت هم نمیبیند.
«موج سبز آزادی» از دیگر کسانی که طرحهای
«شهدای سبز» نام سایتی است که توسط برخی فعالان و علاقهمندان برای زنده نگه داشتن نام و یاد شهدای نهضت سبز راهاندازی است.
به گزارش موج سبز آزادی، این سایت که در آدرس greenmartyrs.com قرار دارد، اسامی 72 شهید را با معرفی مختصر آنها گردآوری و منتشر کرده است. این سایت در دو بخش فارسی و انگلیسی طراحی شده، اما بخش انگلیسی آن هنوز کامل نشده است.
متاسفانه هنوز هیچ مرجع قابل اعتمادی، اطلاعات دقیقی درباره شهدای جنبش سبز منتشر نکرده است و هرچند نام 69 شهید به طور رسمی به مجلس ارائه شده، برخی منابع خارج از کشور به بیش از 100 نام اشاره کردهاند. دولت کودتا نیز آنقدر که برای جان مجروحان غزه و یا کشتهی مصری در آلمان ارزش قائل است، برای جان هموطنان خود و جوانان کشور ارزش قائل نیست؛ تا جایی که حتی نیازی به مشخص کردن تعداد کشتههای این مدت هم نمیبیند.
«موج سبز آزادی» از دیگر کسانی که طرحهای
نشست کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه، در منزل شیوا نظرآهاری
شیوا نظرآهاری، در دفاع از انسانها خط قرمز نمیشناخت
جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی از احزاب و گروههای مختلف، به دعوت کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با حضور در منزل شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر بازداشت شده و دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر با خانواده وی دیدار کردند.
در ابتدای این دیدار مادر شیوا نظرآهاری ضمن تشکر از حاضران به تشریح آخرین وضعیت دخترش پرداخت و گفت: «شیوا از روز بعد از انتخابات که در محل کارش بازداشت شده است در زندان اوین محبوس است و مدت زمان زیادی را در انفرادی گذرانده است».
وی با یادآوری اینکه به گذشت 80 روز از بازداشت شیوا نظرآهاری گفت: «در آخرین ملاقاتی که با شیوا به شکل کابینی در اوین داشتم دخترم تاکید کرد که هنوز روند بازجوییها ادامه دارد و مشخص نیست بعد از گذشت 80 روز در خصوص چه مسایلی همچنان از فرزندم سوال و جواب میکنند»؟
خانم نظرآهاری با اشاره به سخنان بازجو در خصوص فعالیتهای شیوا نظرآهاری گفت: «وقتی این سوال را مطرح کردم که چرا با فرزند من برخورد کردهاید پاسخ دادند که دختر شما میخواهد از هر آدم دو پا و یک سر فارغ از عقیده و مرامش دفاع کند و اصلا خط قرمزی را رعایت نمیکند».
در ادامه این دیدار حسن اسدی زیدآبادی دبیر کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه و عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم با اشاره به فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «خانم نظرآهاری با توجه به سن کم، گستره فعالیتهای حقوق بشری خود را در مواردی تعریف کرده بود که شاید بسیاری دیگر از فعالان حقوق بشری به سراغ آن نمیرفتند».
اسدی زیدآبادی با بیان اینکه "معدود کسانی را در میان فعالان حقوق بشر دیدهام که مانند شیوا نظرآهاری این چنین زندگی شخصی خود را وقف پیگیری مسایل حقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر بکنند" ادامه داد: «نکته برجسته در فعالیتهای خانم نظرآهاری تمرکز در حوزههای تخصصی حقوق بشر در کنار هماهنگی با کل جنبش حقوق بشر در ایران بود به طوریکه گرچه طی یکی دو سال گذشته بیشتر فعالیتهای خود را در زمینه کودکان کار و زنان بیسرپرست ادامه میداد اما همزمان به طور جدی وقتی مسایلی مانند نحوه برخورد با متهمان و یا موج اعدام گسترده افراد زیر 18 سال مطرح میشد در این گونه مسایل نیز فعال میشد».
اسدی زیدآبادی همچنین به بیانیه نهادهای مدنی و حقوق بشری بیش از 25 کشور آسیایی در محکومیت بازداشت شیوا نظرآهاری در نشست سالانه تشکلهای آسیایی حقوق بشر در کشور اردن که چندی پیش برگزار شد اشاره کرد.
سیامک طاهری از فعالان چپ نیز در این دیدار، روحیه خانواده زندانیان سیاسی بعد از انتخابات را ستود و گفت: «ما در دیدارهایی که به همراه کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با خانواده زندانیان سیاسی داشتهایم اگرچه قصد روحیه بخشی به آنها را مد نظر داشته ایم اما حقیقت آن است که در واقع ما از آنان روحیه گرفتهایم».
طاهری در ادامه گفت: «همواره در زمانی که حساسیت ملت ایران در برابر اتفاقات مملکت از بین رفته است، کشور ما در برابر دشمن خارجی آسیب پذیر شده و نتوانستهایم از کشور خود دفاع کنیم همانند حمله اعراب و یا قوم مغول که اینچنین بوده است».
طاهری گفت: «وقتی اعتماد عمومی از جامعه رخت بر میبندد، وقتی رسانههای عمومی بی اعتبار میشوند و زمانی که حکومت فقط به سرکوب میاندیشد و هیچ تلاشی برای بازیابی اعتماد از دست رفته مردم انجام نمیدهد استقلال ملی به خطر خواهد افتاد چرا که حساسیت جامعه از میان خواهد رفت».
طاهری با بی خاصیت دانستن دادگاهها و کیفرخواستهای فرمایشی گفت: «بازداشت عدهای از فعالان سیاسی و مجبور کردن انها به سخنانی بر خلاف اعتقادات خود قبل از زندان بی پایه و اساس است». طاهری همچنین موج بحران عظیم اقتصادی پیش رو در کشور را خطرناک تر از بحران سیاسی دانست و تصریح کرد: «با توجه به وضعیت اقتصاد داخلی و ویرانی پایههای اقتصادی کشور آینده خوبی برای کشور ما متاسفانه پیش بینی نمیشود».
در ادامه این دیدار سید عسگری از فعالان سیاسی از اعضای حزب ملت ایران نیز با تشریح فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «هوشمندی خانم نظرآهاری در خصوص درک مفاهیم حقوق بشری ستودنی است».
سید عسگری گفت: «در مورد بازداشتگاه کهریزک که این روزها جنایات اتفاق افتاده در آن در کانون اخبار جهانی قرار گرفته است، از دو سال پیش و در زمان اجرای طرح برخورد با اراذل و اوباش خانم نظرآهاری بارها و بارها اطلاع رسانی کرده و با صدور بیانیههای متعدد و مصاحبه به اطلاع رسانی در خصوص وضعیت فاجعه بار این محل پرداخته بود اما متاسفانه توجه لازم به این اقدامات نشد».
سید عسگری همچنین با اشاره به فعالیتهای نظرآهاری در انجمن دفاع از حقوق کودکان کار گفت: «ایشان برای تدریس و تعلیم کودکان کار هر روز به مرکز این ان جی او که در جنوب غرب تهران در پاسگاه نعمت آباد واقع بود میرفت و بدون هیچ چشمداشتی به کودکان کار تدریس میکرد. حضور این جمع نه تنها برای روحیه بخشی به خانواده نظرآهاری بلکه برای ادای احترام به فعالیتهای شیوا نظرآهاری طی این سالهاست».
در ادامه این دیدار علیرضا جباری عضو کانون نویسندگان ایران نیز، آشنایی خود با شیوا نظرآهاری را مربوط به دیدار فعالان مدنی با وی بعد از آزادی از زندان دانست و گفت: «سالها قبل هنگامی که از زندان به مرخصی آمده بودم خانم نظرآهاری به همراه جمعی از دوستان به دیدارم آمدند و از آن تاریخ به بعد همواره در جریان دیدار با خانواده زندانیان سیاسی خانم نظرآهاری را علیرغم سن کم، پیشقدم دیدم».
جباری گفت: «شیوا نظرآهاری جزو فعالانی بود که بار سنگینی را در خصوص فعالیتهای اجتماعی بر دوش میکشید و امیدواریم که هر چه زودتر شاهد آزادی ایشان باشیم». جباری همچنین بر لزوم اتحاد عمومی نیروهای دموکراسی خواه برای ایستادگی در برابر سرکوبهای سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.
در این دیدار میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز با تاکید بر فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «نکتهای که شاید بدان اشاره نشد آن بود که خانم نظرآهاری علاوه بر فعالیت به عنوان یک مددکار اجتماعی و یک فعال حقوق بشری در خصوص حوزه دانشجویی نیز همواره فعالیتهای جدی داشتند به گونهای که به دلیل همین فعالیتها از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم گشت».
میلاد اسدی گفت: «از سالهای قبل موجی راه افتاد تا فعالان دانشجویی را به دلیل پیگیری مطالباتشان از حقوق ذاتی مانند حق تحصیل محروم سازند اما افرادی مانند خانم نظرآهاری با ایستادگی بر خواستههاشان این حرکت حاکمیت را بی اثر کردند و بدین شکل حکومت اکنون حق آزادی و حضور آنان در اجتماع را سلب کرده و آنها را به زندان انداخته است».
اسدی با اشاره به اظهارات احمدینژاد گفت: «احمدینژاد در جریان مناظرههای تلویزیونی به صراحت وجود دانشجویان سه ستاره را انکار کرد در حالی که این دانشجویان در حال حاضر در بازداشت به سر میبرند و امسال نیز در اعلان نتایج کنکور کارشناسی ارشد برخی فعالان دانشجویی از تحصیل محروم شدهاند که جزئیات این محرومیتها به زودی از سوی دفتر تحکیم وحدت منتشر خواهد شد».
در این دیدار همچنین سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد نیز با اشاره به فعالیتهای صنفی شیوا نظرآهاری در این دانشگاه گفت: «مهمترین خصوصیت شیوا نظرآهاری دفاع از انسانها تنها به صرف انسان بودن آنها است او فارغ از هر نوع مرزبندی در حیطههای مختلفی از جمله حقوق اقلیتهای دینی و قومی تلاش میکرد و پیگیریهای او در خصوص موارد نقض حقوق دانشجویان در دانشگاه آزاد شاید موجب گردید تا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد نیز محروم گردد».
گفتنی است شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل در تاریخ 23 خردادماه در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خانم نظرآهاری27 ساله فارغالتحصیل مهندسی عمران از دانشگاه آزاد تهران جنوب است که در سال گذشته به دلیل سه ستاره شدن امکان ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد را نیافت. نظرآهاری همچنین دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر، نهاد حقوق بشری که به پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی میپردازد، میباشد. او همچنین از فعالان حقوق کودکان کار و عضو جمعیت کودکان کار و خیابان است.
جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی از احزاب و گروههای مختلف، به دعوت کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با حضور در منزل شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر بازداشت شده و دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر با خانواده وی دیدار کردند.
در ابتدای این دیدار مادر شیوا نظرآهاری ضمن تشکر از حاضران به تشریح آخرین وضعیت دخترش پرداخت و گفت: «شیوا از روز بعد از انتخابات که در محل کارش بازداشت شده است در زندان اوین محبوس است و مدت زمان زیادی را در انفرادی گذرانده است».
وی با یادآوری اینکه به گذشت 80 روز از بازداشت شیوا نظرآهاری گفت: «در آخرین ملاقاتی که با شیوا به شکل کابینی در اوین داشتم دخترم تاکید کرد که هنوز روند بازجوییها ادامه دارد و مشخص نیست بعد از گذشت 80 روز در خصوص چه مسایلی همچنان از فرزندم سوال و جواب میکنند»؟
خانم نظرآهاری با اشاره به سخنان بازجو در خصوص فعالیتهای شیوا نظرآهاری گفت: «وقتی این سوال را مطرح کردم که چرا با فرزند من برخورد کردهاید پاسخ دادند که دختر شما میخواهد از هر آدم دو پا و یک سر فارغ از عقیده و مرامش دفاع کند و اصلا خط قرمزی را رعایت نمیکند».
در ادامه این دیدار حسن اسدی زیدآبادی دبیر کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه و عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم با اشاره به فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «خانم نظرآهاری با توجه به سن کم، گستره فعالیتهای حقوق بشری خود را در مواردی تعریف کرده بود که شاید بسیاری دیگر از فعالان حقوق بشری به سراغ آن نمیرفتند».
اسدی زیدآبادی با بیان اینکه "معدود کسانی را در میان فعالان حقوق بشر دیدهام که مانند شیوا نظرآهاری این چنین زندگی شخصی خود را وقف پیگیری مسایل حقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر بکنند" ادامه داد: «نکته برجسته در فعالیتهای خانم نظرآهاری تمرکز در حوزههای تخصصی حقوق بشر در کنار هماهنگی با کل جنبش حقوق بشر در ایران بود به طوریکه گرچه طی یکی دو سال گذشته بیشتر فعالیتهای خود را در زمینه کودکان کار و زنان بیسرپرست ادامه میداد اما همزمان به طور جدی وقتی مسایلی مانند نحوه برخورد با متهمان و یا موج اعدام گسترده افراد زیر 18 سال مطرح میشد در این گونه مسایل نیز فعال میشد».
اسدی زیدآبادی همچنین به بیانیه نهادهای مدنی و حقوق بشری بیش از 25 کشور آسیایی در محکومیت بازداشت شیوا نظرآهاری در نشست سالانه تشکلهای آسیایی حقوق بشر در کشور اردن که چندی پیش برگزار شد اشاره کرد.
سیامک طاهری از فعالان چپ نیز در این دیدار، روحیه خانواده زندانیان سیاسی بعد از انتخابات را ستود و گفت: «ما در دیدارهایی که به همراه کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه با خانواده زندانیان سیاسی داشتهایم اگرچه قصد روحیه بخشی به آنها را مد نظر داشته ایم اما حقیقت آن است که در واقع ما از آنان روحیه گرفتهایم».
طاهری در ادامه گفت: «همواره در زمانی که حساسیت ملت ایران در برابر اتفاقات مملکت از بین رفته است، کشور ما در برابر دشمن خارجی آسیب پذیر شده و نتوانستهایم از کشور خود دفاع کنیم همانند حمله اعراب و یا قوم مغول که اینچنین بوده است».
طاهری گفت: «وقتی اعتماد عمومی از جامعه رخت بر میبندد، وقتی رسانههای عمومی بی اعتبار میشوند و زمانی که حکومت فقط به سرکوب میاندیشد و هیچ تلاشی برای بازیابی اعتماد از دست رفته مردم انجام نمیدهد استقلال ملی به خطر خواهد افتاد چرا که حساسیت جامعه از میان خواهد رفت».
طاهری با بی خاصیت دانستن دادگاهها و کیفرخواستهای فرمایشی گفت: «بازداشت عدهای از فعالان سیاسی و مجبور کردن انها به سخنانی بر خلاف اعتقادات خود قبل از زندان بی پایه و اساس است». طاهری همچنین موج بحران عظیم اقتصادی پیش رو در کشور را خطرناک تر از بحران سیاسی دانست و تصریح کرد: «با توجه به وضعیت اقتصاد داخلی و ویرانی پایههای اقتصادی کشور آینده خوبی برای کشور ما متاسفانه پیش بینی نمیشود».
در ادامه این دیدار سید عسگری از فعالان سیاسی از اعضای حزب ملت ایران نیز با تشریح فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «هوشمندی خانم نظرآهاری در خصوص درک مفاهیم حقوق بشری ستودنی است».
سید عسگری گفت: «در مورد بازداشتگاه کهریزک که این روزها جنایات اتفاق افتاده در آن در کانون اخبار جهانی قرار گرفته است، از دو سال پیش و در زمان اجرای طرح برخورد با اراذل و اوباش خانم نظرآهاری بارها و بارها اطلاع رسانی کرده و با صدور بیانیههای متعدد و مصاحبه به اطلاع رسانی در خصوص وضعیت فاجعه بار این محل پرداخته بود اما متاسفانه توجه لازم به این اقدامات نشد».
سید عسگری همچنین با اشاره به فعالیتهای نظرآهاری در انجمن دفاع از حقوق کودکان کار گفت: «ایشان برای تدریس و تعلیم کودکان کار هر روز به مرکز این ان جی او که در جنوب غرب تهران در پاسگاه نعمت آباد واقع بود میرفت و بدون هیچ چشمداشتی به کودکان کار تدریس میکرد. حضور این جمع نه تنها برای روحیه بخشی به خانواده نظرآهاری بلکه برای ادای احترام به فعالیتهای شیوا نظرآهاری طی این سالهاست».
در ادامه این دیدار علیرضا جباری عضو کانون نویسندگان ایران نیز، آشنایی خود با شیوا نظرآهاری را مربوط به دیدار فعالان مدنی با وی بعد از آزادی از زندان دانست و گفت: «سالها قبل هنگامی که از زندان به مرخصی آمده بودم خانم نظرآهاری به همراه جمعی از دوستان به دیدارم آمدند و از آن تاریخ به بعد همواره در جریان دیدار با خانواده زندانیان سیاسی خانم نظرآهاری را علیرغم سن کم، پیشقدم دیدم».
جباری گفت: «شیوا نظرآهاری جزو فعالانی بود که بار سنگینی را در خصوص فعالیتهای اجتماعی بر دوش میکشید و امیدواریم که هر چه زودتر شاهد آزادی ایشان باشیم». جباری همچنین بر لزوم اتحاد عمومی نیروهای دموکراسی خواه برای ایستادگی در برابر سرکوبهای سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.
در این دیدار میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز با تاکید بر فعالیتهای حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «نکتهای که شاید بدان اشاره نشد آن بود که خانم نظرآهاری علاوه بر فعالیت به عنوان یک مددکار اجتماعی و یک فعال حقوق بشری در خصوص حوزه دانشجویی نیز همواره فعالیتهای جدی داشتند به گونهای که به دلیل همین فعالیتها از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم گشت».
میلاد اسدی گفت: «از سالهای قبل موجی راه افتاد تا فعالان دانشجویی را به دلیل پیگیری مطالباتشان از حقوق ذاتی مانند حق تحصیل محروم سازند اما افرادی مانند خانم نظرآهاری با ایستادگی بر خواستههاشان این حرکت حاکمیت را بی اثر کردند و بدین شکل حکومت اکنون حق آزادی و حضور آنان در اجتماع را سلب کرده و آنها را به زندان انداخته است».
اسدی با اشاره به اظهارات احمدینژاد گفت: «احمدینژاد در جریان مناظرههای تلویزیونی به صراحت وجود دانشجویان سه ستاره را انکار کرد در حالی که این دانشجویان در حال حاضر در بازداشت به سر میبرند و امسال نیز در اعلان نتایج کنکور کارشناسی ارشد برخی فعالان دانشجویی از تحصیل محروم شدهاند که جزئیات این محرومیتها به زودی از سوی دفتر تحکیم وحدت منتشر خواهد شد».
در این دیدار همچنین سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد نیز با اشاره به فعالیتهای صنفی شیوا نظرآهاری در این دانشگاه گفت: «مهمترین خصوصیت شیوا نظرآهاری دفاع از انسانها تنها به صرف انسان بودن آنها است او فارغ از هر نوع مرزبندی در حیطههای مختلفی از جمله حقوق اقلیتهای دینی و قومی تلاش میکرد و پیگیریهای او در خصوص موارد نقض حقوق دانشجویان در دانشگاه آزاد شاید موجب گردید تا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد نیز محروم گردد».
گفتنی است شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل در تاریخ 23 خردادماه در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خانم نظرآهاری27 ساله فارغالتحصیل مهندسی عمران از دانشگاه آزاد تهران جنوب است که در سال گذشته به دلیل سه ستاره شدن امکان ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد را نیافت. نظرآهاری همچنین دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر، نهاد حقوق بشری که به پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی میپردازد، میباشد. او همچنین از فعالان حقوق کودکان کار و عضو جمعیت کودکان کار و خیابان است.
خبر ویژه - تبدیل سازمان سنجش به مرکز جذب جاسوس در دانشگاهها
در حالی که خبر میرسد در کنکور فوق لیسانس امسال نیز گروهی از دانشجویان حائز رتبههای بالا، ستارهدار و محروم از ادامه تحصیل شدهاند، «موج سبز آزادی» خبردار شده که نیروهای امنیتی در پوشش سازمان سنجش و با استقرار در ساختمان مرکزی این سازمان در خیابان کریمخان زند، اقدام به جذب منبع و مخبر (جاسوس) از میان پذیرفتهشدگان کنکور میکنند.
به گزارش موج سبز آزادی، برخی موارد تلاشها برای استخدام منبع در خصوص کسانی انجام میشود که در کنکور اخیر فوق لیسانس پذیرفته شدهاند، اما ثبت نام آنها به همکاری با تشکیلات اطلاعاتی منوط شده و از سابقهی عضویت در ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و تهدید در این باره نیز به عنوان یک حربهی فشار برای جلب همکاری استفاده شده است.
این در حالی است که همزمان خبر میرسد با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد مشخص شده که تعدادی از دانشجویان با وجود کسب رتبههای بسیار بالا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم شدهاند.
سایت ادوار نیوز که از ستارهدار شدن تعداد جدیدی از دانشجویان خبر داده، همزمان به انکار وجود دانشجویان ستارهدار توسط احمدی نژاد در جریان رقابتهای انتخاباتی پیشین اشاره کرده و نیز خبر داده که شیوا نظرآهاری، از زندانیان سیاسی اخیر، تحت فشار است تا این واقعیت را که او یک دانشجوی محروم از تحصیل بوده است، انکار کند.
میلاد اسدی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز به تازگی خبر داده که این تشکل مهم دانشجویی به زودی موارد محرومیت از تحصیل کنکور اخیر را که به گفتهی این عضو تحکیم «امسال به شکل جدیدی انجام گرفته است» منتشر خواهد کرد.
به گزارش موج سبز آزادی، برخی موارد تلاشها برای استخدام منبع در خصوص کسانی انجام میشود که در کنکور اخیر فوق لیسانس پذیرفته شدهاند، اما ثبت نام آنها به همکاری با تشکیلات اطلاعاتی منوط شده و از سابقهی عضویت در ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و تهدید در این باره نیز به عنوان یک حربهی فشار برای جلب همکاری استفاده شده است.
این در حالی است که همزمان خبر میرسد با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد مشخص شده که تعدادی از دانشجویان با وجود کسب رتبههای بسیار بالا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم شدهاند.
سایت ادوار نیوز که از ستارهدار شدن تعداد جدیدی از دانشجویان خبر داده، همزمان به انکار وجود دانشجویان ستارهدار توسط احمدی نژاد در جریان رقابتهای انتخاباتی پیشین اشاره کرده و نیز خبر داده که شیوا نظرآهاری، از زندانیان سیاسی اخیر، تحت فشار است تا این واقعیت را که او یک دانشجوی محروم از تحصیل بوده است، انکار کند.
میلاد اسدی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز به تازگی خبر داده که این تشکل مهم دانشجویی به زودی موارد محرومیت از تحصیل کنکور اخیر را که به گفتهی این عضو تحکیم «امسال به شکل جدیدی انجام گرفته است» منتشر خواهد کرد.
برادر هاشمی رفسنجانی از ناگفتههای برخورد ماموران با عروس آیتالله رفسنجانی میگوید
بعد از 30سال که از تاسيس نظام جمهوري اسلامي مي گذرد خانواده هاشمي رفسنجاني همچنان در کانون توجهات سياسي و رسانهيي هستند. بعد از اعتراضات به انتخابات دو بار خبر دستگيري خانواده آيت الله هاشمي رفسنجاني منتشر شد. محمد هاشمي برادر رئيس مجلس خبرگان در گزارش کوتاهي ناگفتههايي از برخورد ماموران با عروس آيت الله هاشمي رفسنجاني را بازگو ميکند. متن کامل این گفتگو که در روزنامه اعتماد منتشر شده به شرح زیر است:
-ماجراي دستگيري برخي از اعضاي خانواده آقاي هاشمي چه بود؟
در نوبت اول که خانم فائزه و چند تن از بستگان دستگير شدند، اعلام کردند نيروي انتظامي دختر آقاي هاشمي را گرفته براي اينکه مردم به ايشان آسيب نرسانند، در حقيقت توجيه آنها براي اين اقدام اين بود. ولي در مورد دوم که عروس ايشان همسر آقاي مهدي هاشمي دستگير شد، نمي دانم ايشان را شناسايي کرده بودند يا ايشان را به عنوان يک فرد عادي دستگير کرده بودند چون نسبت به ايشان بدرفتاري کرده و ايشان را ضرب و شتم کرده بودند. اما از اطلاع يا عدم اطلاع آنها از اينکه ايشان عروس آقاي هاشمي است، آگاه نيستم. رفتاري که با ايشان شده بود حتي به عنوان يک فرد عادي دور از ارزش هاي اسلامي و انساني بوده است.
-از نگاه شما منشاء اين خصومت و دشمني چيست؟
اين طور به نظر مي رسد که شخص آقاي هاشمي مطرح نيست، شخصيت هاشمي است که مطرح است. آناني که مي خواهند قرائتي متفاوت از قرائت فکر امام را در جامعه پياده کنند به خوبي مي دانند افرادي چون هاشمي مانع بزرگي برايشان محسوب مي شود و نمي توانند به راحتي از اين مانع عبور کنند. پايگاه حضرت امام(ره) هنوز آنقدر ضعيف نشده است که آنها هر کاري مي خواهند انجام دهند. ياران امام در صحنه حضور دارند. اعتراضاتي که نسبت به اين جملات مطرح شد نشان مي دهد طرفداران امام در صحنه هستند. شفافيت مرزها نمي گذارد آقايان شرايط کشور را به 30 سال پيش برگردانند. اسلام و امام تمام افتخارش اين بود که حضورشان پاياني بود بر اين نوع تفکرات. بنابراين دوران سختي پيش رو داريم و ان شاءالله خدا کمک کند از اين مرحله سخت عبور کنيم.
-چگونه مي توانيد يا مي خواهيد از اين مرحله عبور کنيد؟
تمام تلاش امام در دوراني که در تبعيد به سر مي بردند اين بود که به عده يي در حوزه ها ثابت کنند اسلام حکومت دارد. مگر مي شود دين حکومت نداشته باشد. ايشان حکومت ديني را حکومت مردمي کردند. در صحبت هاي مختلف هميشه حرف هاي منتقدان را مبني بر اينکه اسلام برنامه ندارد، نقض کردند و با اين کار خود مي خواستند اسلام واقعي را به همگان نشان دهند. ايشان کارهايي را که خود مردم مي توانستند انجام دهند به مردم سپردند. اما امروز مي بينيم حتي به اين مساله نيز خدشه وارد مي کنند. با رفتارهايي که با مردم مي شود چهره نظام را خدشه دار مي کنند. حتي دستاورد حکومتي زمان امام زير سوال مي رود.
مي خواهم بگويم راه برون رفت از اين وضعيت اين است که رفتار و سيره امام را به عنوان الگوي حکومتي در عصر حاضر قرار دهيم و تلاش کنيم اين سيره الگوي جمهوري اسلامي قرار بگيرد. اگر هم قرار است وحدتي برقرار شود بايد حول امام، راه امام و انديشه امام وحدت به وجود آيد و با تمام دشمنان اين نگاه برخورد شود.
-شما اشاره کرديد اين نگاه دشمني با نگاه امام دارد. آيا وحدت با دشمن امکان پذير است؟
با دشمن نمي شود وحدت برقرار کرد اما مي شود به تفاهم رسيد. البته همه کساني که با سيره و انديشه امام مخالفت مي کنند قصد دشمني ندارند بلکه مخالفت آنها ناشي از برداشت هاي غلط و کج سليقگي است. البته در اين ميان هستند افرادي که عناد دارند و هدف شان انحراف از خط امام است.
-چگونه مي توان به اين وحدت دست يافت؟
در حال حاضر چون شفاف سازي صورت گرفته به راحتي مي شود فهميد با چه کساني امکان وحدت وجود دارد.
-آيا مي شود گفت نيروهاي خط امام در يک جبهه قرار گرفته اند؟
اين طور به نظر مي رسد. اظهارنظر درباره اينکه همه لزوماً در يک جبهه هستند يا نه، دشوار است. ولي بسياري از ياران قديمي دغدغه هاي فکري مشترکي پيدا کرده اند اما ممکن است از نظر سياسي در يک جبهه نباشند.
-در انتخابات گذشته خانواده آقاي هاشمي يک طرف ماجرا بودند يا به عنوان نامزد انتخابات يا به عنوان مجري انتخابات. اين انتخابات از آن دست انتخاباتي بود که خانواده آقاي هاشمي هيچ نقشي نداشتند. اما باز هم نوک پيکان انتقادات و اعتراضات متوجه ايشان بود. شما تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد، چرا؟
در مثل مناقشه نيست. ما در تاريخ از اين گونه موارد زياد داريم. يکي از موارد مشهور آن صحراي کربلا است. زماني که امام حسين(ع) فرمودند به چه جرمي قصد کشتن مرا داريد، عده يي گفتند «بذنب ابي»، يعني از روي کينه يي که به حضرت علي(ع) داريم چنين قصدي داريم. در امام حسين موضوعي نديدند که مستوجب قتل باشد. حالا هم مي بينم همين منطق در مورد آقاي هاشمي وجود دارد. نقشي که آقاي هاشمي از پيدايش نهضت امام(ره) تاکنون ايفا کرده اند براي عده يي کينه شده است و نمي توانند از آن بگذرند. ايشان را ترور کردند، موفق نشدند. ترور شخصيتي کردند اما باز هم نتوانستند ايشان را از قلب مردم بيرون کنند چون بالاخره ياران امام به آقاي هاشمي به عنوان يک قهرمان مبارز مي نگرند. الان هم آقاي هاشمي مي تواند از انحرافات و پايمال شدن انديشه هاي امام جلوگيري کند. الان افرادي پيدا شده اند که مهم ترين وظيفه شان تهمت زدن به آقاي هاشمي است.
-فکر مي کنيد اين افراد متوجه جايگاه آقاي هاشمي در بين مردم هستند و اين تهمت ها را مي زنند؟
اتفاقاً بحث من اين است. اگر مردم از آقاي هاشمي استقبال نمي کردند و فکر نمي کردند آقاي هاشمي جايگاهي ندارد که مهم نبود. آنها وقتي فهميدند نتوانسته اند مردم را از آقاي هاشمي و آقاي هاشمي را از مردم بگيرند دقيقاً صحبت هاي امام را يادآوري مي کند که فرمودند؛ «ملت بزرگ اسلام مصمم است به نهضت اسلامي خود ادامه دهد و اجازه دخالت خيانتکاران را در کشور خود ندهد». چيزي که ما امروز در آينه مي بينيم، امام 30 سال پيش در خشت خام مي ديدند. پيام امام براي آقاي هاشمي در 30 سال پيش مثل اين است که امروز صادر شده است.
-پيش بيني مي کرديد از نماز جمعه آقاي هاشمي تا اين اندازه استقبال شود؟
اينچنين جمعيتي براي من غيرقابل پيش بيني نبود. هفته يي که اعلام شد نماز را آقاي هاشمي اقامه مي کنند هيجاني در بين مردم به چشم خورد. بنابراين غيرقابل پيش بيني نبود. نکته مهم اين ماجرا اين است که وقتي بدخواهان آقاي هاشمي (به تعبير امام) فهميدند هيچ کدام از تهمت ها و ناسزاهايشان نه تنها تاثيري در ذهن مردم نداشته بلکه باعث تثبيت جايگاه ايشان نيز شده اين عاملي براي تشديد کينه شد.
-به همين دليل نماز جمعه دوم برگزار نشد؟
دلايل لغو شدن نماز جمعه ايشان را نمي دانم. پيرامون نماز جمعه، دفعه قبل مردم را کتک زدند و ايشان بسيار ناراحت و کسل شدند و گفتند چرا بايد در نماز مردم را کتک بزنند؟ بعد به خاطر اينکه اين حوادث تکرار نشود از حضور در نماز جمعه خودداري کردند.
-هر بار که ايشان بخواهند نماز جمعه را اقامه کنند حتماً با چنين استقبالي روبه رو خواهند بود. آيا اين به اين معناست که بايد تريبون نماز جمعه را ترک کنند؟
اولاً من تصور نمي کنم ايشان نماز جمعه را ترک کنند. ثانياً ما اميدواريم مخالفان آقاي هاشمي واقعاً مصلحت نظام را در نظر بگيرند. اگر نماز جمعه نمازي دشمن شکن است و بايد باشکوه برگزار شود، اين نشانه اقتدار نظام است و به شخص آقاي هاشمي مربوط نمي شود. ايشان يکي از ارکان نظام هستند. بنابراين اگر بخواهند اقتدار نظام حفظ شود بايد ارکان نظام مثل آقاي هاشمي حفظ شوند و اين بعد از 30 سال افتخار بزرگي براي ملت و مسوولان نظام است که ما مي بينيم به رغم همه اتهاماتي که دشمنان خارجي و دوستان نادان داخلي به ما زدند و رفتار ناشايستي داشتند باز هم وقتي جايي سخن از ياران نظام و اصالت نظام به ميان مي آيد مردم در صحنه حاضر مي شوند.
-آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام آمادگي اين را دارد با اين شرايطي که کشور در آن قرار گرفته به سمت تلطيف فضا برود؟
اين مساله جزء مسووليت هاي مجمع است. يعني در قانون اساسي ظرفيتي که براي حل موضوع يا معضلات پيش بيني شده، مجمع است. مجمع است که اين مهم را بر عهده دارد. اما اينجا شيوه يي داريم به اين معني که رهبري معضلات را ارجاع دهند. اگر رهبري ارجاع بدهند قاعدتاً چون اين از وظايف مجمع است و ظرفيت قانوني لازم را دارد، مجمع سر باز نمي زند.
-در مجمع براي خروج از اين وضعيت چنين بحثي شده است؟
در آخرين جلسه مجلس هنوز مسائل تا اين حد بحراني نشده بود. بنابراين بحث بر اينکه مجمع مسائل را حل کند، مطرح نبود. اما عده يي خارج از مجمع به بعضي از اعضاي مجمع پيشنهاداتي مي دادند. الان حدود يک ماه است که مجمع تعطيلات تابستاني داشت حالا اگر رهبري ارجاع دهند چون وظيفه مجمع است که رسيدگي کند حتماً اقدام مي کند.
-ماجراي دستگيري برخي از اعضاي خانواده آقاي هاشمي چه بود؟
در نوبت اول که خانم فائزه و چند تن از بستگان دستگير شدند، اعلام کردند نيروي انتظامي دختر آقاي هاشمي را گرفته براي اينکه مردم به ايشان آسيب نرسانند، در حقيقت توجيه آنها براي اين اقدام اين بود. ولي در مورد دوم که عروس ايشان همسر آقاي مهدي هاشمي دستگير شد، نمي دانم ايشان را شناسايي کرده بودند يا ايشان را به عنوان يک فرد عادي دستگير کرده بودند چون نسبت به ايشان بدرفتاري کرده و ايشان را ضرب و شتم کرده بودند. اما از اطلاع يا عدم اطلاع آنها از اينکه ايشان عروس آقاي هاشمي است، آگاه نيستم. رفتاري که با ايشان شده بود حتي به عنوان يک فرد عادي دور از ارزش هاي اسلامي و انساني بوده است.
-از نگاه شما منشاء اين خصومت و دشمني چيست؟
اين طور به نظر مي رسد که شخص آقاي هاشمي مطرح نيست، شخصيت هاشمي است که مطرح است. آناني که مي خواهند قرائتي متفاوت از قرائت فکر امام را در جامعه پياده کنند به خوبي مي دانند افرادي چون هاشمي مانع بزرگي برايشان محسوب مي شود و نمي توانند به راحتي از اين مانع عبور کنند. پايگاه حضرت امام(ره) هنوز آنقدر ضعيف نشده است که آنها هر کاري مي خواهند انجام دهند. ياران امام در صحنه حضور دارند. اعتراضاتي که نسبت به اين جملات مطرح شد نشان مي دهد طرفداران امام در صحنه هستند. شفافيت مرزها نمي گذارد آقايان شرايط کشور را به 30 سال پيش برگردانند. اسلام و امام تمام افتخارش اين بود که حضورشان پاياني بود بر اين نوع تفکرات. بنابراين دوران سختي پيش رو داريم و ان شاءالله خدا کمک کند از اين مرحله سخت عبور کنيم.
-چگونه مي توانيد يا مي خواهيد از اين مرحله عبور کنيد؟
تمام تلاش امام در دوراني که در تبعيد به سر مي بردند اين بود که به عده يي در حوزه ها ثابت کنند اسلام حکومت دارد. مگر مي شود دين حکومت نداشته باشد. ايشان حکومت ديني را حکومت مردمي کردند. در صحبت هاي مختلف هميشه حرف هاي منتقدان را مبني بر اينکه اسلام برنامه ندارد، نقض کردند و با اين کار خود مي خواستند اسلام واقعي را به همگان نشان دهند. ايشان کارهايي را که خود مردم مي توانستند انجام دهند به مردم سپردند. اما امروز مي بينيم حتي به اين مساله نيز خدشه وارد مي کنند. با رفتارهايي که با مردم مي شود چهره نظام را خدشه دار مي کنند. حتي دستاورد حکومتي زمان امام زير سوال مي رود.
مي خواهم بگويم راه برون رفت از اين وضعيت اين است که رفتار و سيره امام را به عنوان الگوي حکومتي در عصر حاضر قرار دهيم و تلاش کنيم اين سيره الگوي جمهوري اسلامي قرار بگيرد. اگر هم قرار است وحدتي برقرار شود بايد حول امام، راه امام و انديشه امام وحدت به وجود آيد و با تمام دشمنان اين نگاه برخورد شود.
-شما اشاره کرديد اين نگاه دشمني با نگاه امام دارد. آيا وحدت با دشمن امکان پذير است؟
با دشمن نمي شود وحدت برقرار کرد اما مي شود به تفاهم رسيد. البته همه کساني که با سيره و انديشه امام مخالفت مي کنند قصد دشمني ندارند بلکه مخالفت آنها ناشي از برداشت هاي غلط و کج سليقگي است. البته در اين ميان هستند افرادي که عناد دارند و هدف شان انحراف از خط امام است.
-چگونه مي توان به اين وحدت دست يافت؟
در حال حاضر چون شفاف سازي صورت گرفته به راحتي مي شود فهميد با چه کساني امکان وحدت وجود دارد.
-آيا مي شود گفت نيروهاي خط امام در يک جبهه قرار گرفته اند؟
اين طور به نظر مي رسد. اظهارنظر درباره اينکه همه لزوماً در يک جبهه هستند يا نه، دشوار است. ولي بسياري از ياران قديمي دغدغه هاي فکري مشترکي پيدا کرده اند اما ممکن است از نظر سياسي در يک جبهه نباشند.
-در انتخابات گذشته خانواده آقاي هاشمي يک طرف ماجرا بودند يا به عنوان نامزد انتخابات يا به عنوان مجري انتخابات. اين انتخابات از آن دست انتخاباتي بود که خانواده آقاي هاشمي هيچ نقشي نداشتند. اما باز هم نوک پيکان انتقادات و اعتراضات متوجه ايشان بود. شما تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد، چرا؟
در مثل مناقشه نيست. ما در تاريخ از اين گونه موارد زياد داريم. يکي از موارد مشهور آن صحراي کربلا است. زماني که امام حسين(ع) فرمودند به چه جرمي قصد کشتن مرا داريد، عده يي گفتند «بذنب ابي»، يعني از روي کينه يي که به حضرت علي(ع) داريم چنين قصدي داريم. در امام حسين موضوعي نديدند که مستوجب قتل باشد. حالا هم مي بينم همين منطق در مورد آقاي هاشمي وجود دارد. نقشي که آقاي هاشمي از پيدايش نهضت امام(ره) تاکنون ايفا کرده اند براي عده يي کينه شده است و نمي توانند از آن بگذرند. ايشان را ترور کردند، موفق نشدند. ترور شخصيتي کردند اما باز هم نتوانستند ايشان را از قلب مردم بيرون کنند چون بالاخره ياران امام به آقاي هاشمي به عنوان يک قهرمان مبارز مي نگرند. الان هم آقاي هاشمي مي تواند از انحرافات و پايمال شدن انديشه هاي امام جلوگيري کند. الان افرادي پيدا شده اند که مهم ترين وظيفه شان تهمت زدن به آقاي هاشمي است.
-فکر مي کنيد اين افراد متوجه جايگاه آقاي هاشمي در بين مردم هستند و اين تهمت ها را مي زنند؟
اتفاقاً بحث من اين است. اگر مردم از آقاي هاشمي استقبال نمي کردند و فکر نمي کردند آقاي هاشمي جايگاهي ندارد که مهم نبود. آنها وقتي فهميدند نتوانسته اند مردم را از آقاي هاشمي و آقاي هاشمي را از مردم بگيرند دقيقاً صحبت هاي امام را يادآوري مي کند که فرمودند؛ «ملت بزرگ اسلام مصمم است به نهضت اسلامي خود ادامه دهد و اجازه دخالت خيانتکاران را در کشور خود ندهد». چيزي که ما امروز در آينه مي بينيم، امام 30 سال پيش در خشت خام مي ديدند. پيام امام براي آقاي هاشمي در 30 سال پيش مثل اين است که امروز صادر شده است.
-پيش بيني مي کرديد از نماز جمعه آقاي هاشمي تا اين اندازه استقبال شود؟
اينچنين جمعيتي براي من غيرقابل پيش بيني نبود. هفته يي که اعلام شد نماز را آقاي هاشمي اقامه مي کنند هيجاني در بين مردم به چشم خورد. بنابراين غيرقابل پيش بيني نبود. نکته مهم اين ماجرا اين است که وقتي بدخواهان آقاي هاشمي (به تعبير امام) فهميدند هيچ کدام از تهمت ها و ناسزاهايشان نه تنها تاثيري در ذهن مردم نداشته بلکه باعث تثبيت جايگاه ايشان نيز شده اين عاملي براي تشديد کينه شد.
-به همين دليل نماز جمعه دوم برگزار نشد؟
دلايل لغو شدن نماز جمعه ايشان را نمي دانم. پيرامون نماز جمعه، دفعه قبل مردم را کتک زدند و ايشان بسيار ناراحت و کسل شدند و گفتند چرا بايد در نماز مردم را کتک بزنند؟ بعد به خاطر اينکه اين حوادث تکرار نشود از حضور در نماز جمعه خودداري کردند.
-هر بار که ايشان بخواهند نماز جمعه را اقامه کنند حتماً با چنين استقبالي روبه رو خواهند بود. آيا اين به اين معناست که بايد تريبون نماز جمعه را ترک کنند؟
اولاً من تصور نمي کنم ايشان نماز جمعه را ترک کنند. ثانياً ما اميدواريم مخالفان آقاي هاشمي واقعاً مصلحت نظام را در نظر بگيرند. اگر نماز جمعه نمازي دشمن شکن است و بايد باشکوه برگزار شود، اين نشانه اقتدار نظام است و به شخص آقاي هاشمي مربوط نمي شود. ايشان يکي از ارکان نظام هستند. بنابراين اگر بخواهند اقتدار نظام حفظ شود بايد ارکان نظام مثل آقاي هاشمي حفظ شوند و اين بعد از 30 سال افتخار بزرگي براي ملت و مسوولان نظام است که ما مي بينيم به رغم همه اتهاماتي که دشمنان خارجي و دوستان نادان داخلي به ما زدند و رفتار ناشايستي داشتند باز هم وقتي جايي سخن از ياران نظام و اصالت نظام به ميان مي آيد مردم در صحنه حاضر مي شوند.
-آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام آمادگي اين را دارد با اين شرايطي که کشور در آن قرار گرفته به سمت تلطيف فضا برود؟
اين مساله جزء مسووليت هاي مجمع است. يعني در قانون اساسي ظرفيتي که براي حل موضوع يا معضلات پيش بيني شده، مجمع است. مجمع است که اين مهم را بر عهده دارد. اما اينجا شيوه يي داريم به اين معني که رهبري معضلات را ارجاع دهند. اگر رهبري ارجاع بدهند قاعدتاً چون اين از وظايف مجمع است و ظرفيت قانوني لازم را دارد، مجمع سر باز نمي زند.
-در مجمع براي خروج از اين وضعيت چنين بحثي شده است؟
در آخرين جلسه مجلس هنوز مسائل تا اين حد بحراني نشده بود. بنابراين بحث بر اينکه مجمع مسائل را حل کند، مطرح نبود. اما عده يي خارج از مجمع به بعضي از اعضاي مجمع پيشنهاداتي مي دادند. الان حدود يک ماه است که مجمع تعطيلات تابستاني داشت حالا اگر رهبري ارجاع دهند چون وظيفه مجمع است که رسيدگي کند حتماً اقدام مي کند.
درست گفت اين بار احمدینژاد
"كارهايی كه در كوی دانشگاه و برخی بازداشتگاهها انجام شد، از اجزای سناريوی دشمن بود"
/ درست گفته. يك روز، شايد به زودی، ملت چنان درسی به دشمن وقيح خواهد داد، تا بفهمد هر سناريويی را نمیشود بازی كرد و تاوان نداد. بفهمد نمیشود در بازداشتگاهی كه پای هيچ ناظری به آن نرسيده هر سناريوی جنايتباری را پياده كند و بیتاوان بماند. بفهمد نمیشود به خوابگاه دانشجويان حمله كرد، آدم كشت و فكر كرد هيچ كس هم نمیفهمد چه خبر است. دشمن نادان نمیفهمد تاوان وقاحت، از قتل و چيدن سناريوی جنايت سنگينتر خواهد بود. بدبخت اين دشمن.
بدبخت اين دشمن، بیچاره اين دشمن كه چه آينده سياهی در پيش دارد. مفلوك اين دشمن، كه هيچ كس حاضر نيست به جايش باشد.
درست گفته اين بار احمدینژاد.
/ درست گفته. يك روز، شايد به زودی، ملت چنان درسی به دشمن وقيح خواهد داد، تا بفهمد هر سناريويی را نمیشود بازی كرد و تاوان نداد. بفهمد نمیشود در بازداشتگاهی كه پای هيچ ناظری به آن نرسيده هر سناريوی جنايتباری را پياده كند و بیتاوان بماند. بفهمد نمیشود به خوابگاه دانشجويان حمله كرد، آدم كشت و فكر كرد هيچ كس هم نمیفهمد چه خبر است. دشمن نادان نمیفهمد تاوان وقاحت، از قتل و چيدن سناريوی جنايت سنگينتر خواهد بود. بدبخت اين دشمن.
بدبخت اين دشمن، بیچاره اين دشمن كه چه آينده سياهی در پيش دارد. مفلوك اين دشمن، كه هيچ كس حاضر نيست به جايش باشد.
درست گفته اين بار احمدینژاد.
زینب حجاریان: چهره پدرم در دادگاه به ماسکی شبیه بود!
آنچه میخوانید مصاحبه دویچهوله با دختر سعید حجاریان است که بعد از دادگاه نمایشی چهارم انجام شد. در این مصاحبه، زینب حجاریان نسبت به وضعیت جسمانی پدرش و آنچه در دادگاه مشاهده کرده بود ابراز نگرانی کرده است:
احساس شما با دیدن تصاویر پدرتان چیست؟
زینب حجاریان: چهرهی پدرم خیلی پف کرده و چشماش سرخ شده بود. عدم تقارن سمت چپ و راست صورت پدرم هم از همیشه بیشتر بود. میدانید که عضلات سمت چپ صورت ایشان در اثر ضایعهی نخاعی، ضعیفتر از سمت راست است. پدرم معمولا خیلی وول میخورد، ولی در دادگاه کاملا ساکن بود. اصلا سرش را نگرداند، با کسی سلام علیک کند. در حالیکه چشم خیلی تیزی دارد و با آن، همه چیز را واکاوی میکند. حتی رعشههایی را که خودبخود پس از ترور دارد، نداشت. مثلا ایشان بخاطر معلولیت، گردنش خواب میرود و زیاد گردنش را تکان میدهد، اما در جلسهی دادگاه اصلا حرکتی نداشت. بدنش خیلی خمیده بود.
پزشک ایشان چه میگوید؟
پزشک ایشان، آقای دکتر اسدی با قاطعیت میگوید به پدرم داروهای آرامبخش قوی یا حتی "دراگ" دادهاند. پزشک پدرم میگوید پفکردگی صورت هم ممکن است به دلیل نارسایی کلیه و کبد باشد. میگوید خمیدگی قامت و ضعف او احتمالا به دلیل این است که فیزیوتراپی در مدت بازداشت انجام نشده و ضایعهی نخاعی پیشرفت کرده است.
منظور از "دراگ" چیست؟
منظور مخدر یا آرامبخش بسیار قوی است. پزشک پدرم میگفت این حالت بهتزدگی و بیحرکتی طبیعی نیست. پدر من در بدترین حالتها شوخی میکرد، لبخند میزد. اما من او را تا بحال به شکل دادگاه دیروز ندیده بودم. به هیچکس نگاه نمیکرد و هیچ عکسالعملی نداشت. قیافهاش مانند یک ماسک بود.
مادرتان که قبلا ملاقات داشتهاند ، چه مقایسهای بین چهرهی ایشان با صورت روز دادگاه دارند؟
مادرم قبلا به من گفته که پدرم از جلسهی دوم ملاقات به شدت غمگین است و پیوسته اشک میریزد. میگوید او دیگر خودش نیست...
آخرین ملاقات مادرتان با آقای حجاریان کی بوده؟
سه هفته قبل. آخرین تماس تلفنی نیز در مورد تغییر وکیل بود که آقای صلاحی را به جای آقای ریاحی وکیل پدرم کردند. آقای صلاحی وکیل تعیینی مرتضوی است نه ما. آقای ریاحی وکیل واقعی پدرم بود که بخاطر محدودیت زیاد برای ادامهی کارش، مجبور شد از پروندهی پدرم کنار بکشد. با این همه او گفته که حاضر است وکالت ایشان را در دادگاه تجدیدنظر بر عهده بگیرد.
احساس شما با دیدن تصاویر پدرتان چیست؟
زینب حجاریان: چهرهی پدرم خیلی پف کرده و چشماش سرخ شده بود. عدم تقارن سمت چپ و راست صورت پدرم هم از همیشه بیشتر بود. میدانید که عضلات سمت چپ صورت ایشان در اثر ضایعهی نخاعی، ضعیفتر از سمت راست است. پدرم معمولا خیلی وول میخورد، ولی در دادگاه کاملا ساکن بود. اصلا سرش را نگرداند، با کسی سلام علیک کند. در حالیکه چشم خیلی تیزی دارد و با آن، همه چیز را واکاوی میکند. حتی رعشههایی را که خودبخود پس از ترور دارد، نداشت. مثلا ایشان بخاطر معلولیت، گردنش خواب میرود و زیاد گردنش را تکان میدهد، اما در جلسهی دادگاه اصلا حرکتی نداشت. بدنش خیلی خمیده بود.
پزشک ایشان چه میگوید؟
پزشک ایشان، آقای دکتر اسدی با قاطعیت میگوید به پدرم داروهای آرامبخش قوی یا حتی "دراگ" دادهاند. پزشک پدرم میگوید پفکردگی صورت هم ممکن است به دلیل نارسایی کلیه و کبد باشد. میگوید خمیدگی قامت و ضعف او احتمالا به دلیل این است که فیزیوتراپی در مدت بازداشت انجام نشده و ضایعهی نخاعی پیشرفت کرده است.
منظور از "دراگ" چیست؟
منظور مخدر یا آرامبخش بسیار قوی است. پزشک پدرم میگفت این حالت بهتزدگی و بیحرکتی طبیعی نیست. پدر من در بدترین حالتها شوخی میکرد، لبخند میزد. اما من او را تا بحال به شکل دادگاه دیروز ندیده بودم. به هیچکس نگاه نمیکرد و هیچ عکسالعملی نداشت. قیافهاش مانند یک ماسک بود.
مادرتان که قبلا ملاقات داشتهاند ، چه مقایسهای بین چهرهی ایشان با صورت روز دادگاه دارند؟
مادرم قبلا به من گفته که پدرم از جلسهی دوم ملاقات به شدت غمگین است و پیوسته اشک میریزد. میگوید او دیگر خودش نیست...
آخرین ملاقات مادرتان با آقای حجاریان کی بوده؟
سه هفته قبل. آخرین تماس تلفنی نیز در مورد تغییر وکیل بود که آقای صلاحی را به جای آقای ریاحی وکیل پدرم کردند. آقای صلاحی وکیل تعیینی مرتضوی است نه ما. آقای ریاحی وکیل واقعی پدرم بود که بخاطر محدودیت زیاد برای ادامهی کارش، مجبور شد از پروندهی پدرم کنار بکشد. با این همه او گفته که حاضر است وکالت ایشان را در دادگاه تجدیدنظر بر عهده بگیرد.
خبر ویژه - پاسخ منفی هاشمی به درخواست سران راست
بر اساس خبرهای رسیده، چند تن از سران جناح راست به دیدار آیتالله هاشمی رفسنجانی رفتهاند و از او خواستهاند برای حل بحران به صحنه بیاید، اما او به آنها پاسخ منفی داده است.
به گزارش موج سبز آزادی، در روزهای گذشته چند تن از چهرههای شاخص و کهنهکار جناح محافظهکار با هاشمی رفسنجانی ملاقات کردهاند و از او خواستهاند در بحران سیاسی اخیر فعالتر باشد و برای حل مشکلات و ایجاد نوعی توافق بین طرفین دعوا تلاش کند.
بر اساس این گزارش، سران جناح راست نسبت به تبعات سیاسی این شرایط ابراز نگرانی کرده و به رئیس مجلس خبرگان گفتهاند: این حوادث دارد برای نظام گران تمام میشود.
این گزارش در عین حال حاکی است که هاشمی در پاسخ آنها گفته است: من حرفهای خود را در نمازجمعه گفتهام و تنها راه حل همان مواردی است که توضیح دادهام و حرف و پیشنهاد جدیدی ندارم.
به گزارش موج سبز آزادی، در روزهای گذشته چند تن از چهرههای شاخص و کهنهکار جناح محافظهکار با هاشمی رفسنجانی ملاقات کردهاند و از او خواستهاند در بحران سیاسی اخیر فعالتر باشد و برای حل مشکلات و ایجاد نوعی توافق بین طرفین دعوا تلاش کند.
بر اساس این گزارش، سران جناح راست نسبت به تبعات سیاسی این شرایط ابراز نگرانی کرده و به رئیس مجلس خبرگان گفتهاند: این حوادث دارد برای نظام گران تمام میشود.
این گزارش در عین حال حاکی است که هاشمی در پاسخ آنها گفته است: من حرفهای خود را در نمازجمعه گفتهام و تنها راه حل همان مواردی است که توضیح دادهام و حرف و پیشنهاد جدیدی ندارم.
چقدر قیمت این خون بهای انسانیست؟
تمـــام عمـــــــر تحمــــل كنيــــم،ايــن كافيست؟ بـــراي خـــويش بگوييــــم زندگـــي بازيست؟
صــــــلاح مملكت خــــــويش خســـروان دانند؟ صـــلاح،مملكت و ايـــن نظـــام ســـالاريست؟
بــراي خـــــون ســـياهم چـــــقدر مي گــــيري؟ چــــقدر قـــيمت هر خـــون بـــهاي انسانيست؟
در ايـــــــن تـورم چــــــــندين هزار بــــدبختي بدان كه نـــرخ فـــشنگي گــــرانتر از جانيست
بـــــراي قصـــــه شــــبهاي كودكـــان بـــنويس كه آخر خــوش ايـن "شاهنامه"هم خوش نيست
قســـم به ســرخي عـــدلي چـــنين به قــربانگاه كه خون صـاحب خانه است بر زمين جاريست
در اين ديــار كه از حـرف راســت مي تــرسند نترس هرچـــه كــــــه باشــــد بهــاي آزاديست
شكنـــــجه هاي رعـــــايا و ظــــــلم اربــــابـان مــيان رعـــيت و اربـــاب جـــاي ما خــاليست
بــراي آنكـــه بگوييـــــــم خـــــون،بـــــها دارد نـــگو به خويـــــش تا ابــــد هميــــــن باقيست
تمام مي شود اين ظـــلم و جــور در هر حـــال رســـــيدن به عــــدالت هميشـــــه اجــباريست
صــــــلاح مملكت خــــــويش خســـروان دانند؟ صـــلاح،مملكت و ايـــن نظـــام ســـالاريست؟
بــراي خـــــون ســـياهم چـــــقدر مي گــــيري؟ چــــقدر قـــيمت هر خـــون بـــهاي انسانيست؟
در ايـــــــن تـورم چــــــــندين هزار بــــدبختي بدان كه نـــرخ فـــشنگي گــــرانتر از جانيست
بـــــراي قصـــــه شــــبهاي كودكـــان بـــنويس كه آخر خــوش ايـن "شاهنامه"هم خوش نيست
قســـم به ســرخي عـــدلي چـــنين به قــربانگاه كه خون صـاحب خانه است بر زمين جاريست
در اين ديــار كه از حـرف راســت مي تــرسند نترس هرچـــه كــــــه باشــــد بهــاي آزاديست
شكنـــــجه هاي رعـــــايا و ظــــــلم اربــــابـان مــيان رعـــيت و اربـــاب جـــاي ما خــاليست
بــراي آنكـــه بگوييـــــــم خـــــون،بـــــها دارد نـــگو به خويـــــش تا ابــــد هميــــــن باقيست
تمام مي شود اين ظـــلم و جــور در هر حـــال رســـــيدن به عــــدالت هميشـــــه اجــباريست
نامه استانداران دولت اصلاحات به صادق لاریجانی: شجاعانه تصمیم بگیرید و بازداشتشدگان را آزاد کنید
جمعى از استانداران و معاونان وزارت کشور در دولت اصلاحات با ارسال نامه به رئيس جديد قوه قضائيه از وى خواستند که با يک تصميم شجاعانه و خداپسندانه سريعا دستور آزادى کليه بازداشتشدگان وقايع اخير را صادر کند. متن کامل این نامه را بخوانید:
«باسم الله الملک الحق المبین»
جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام واحترام؛
ابتدا برای جنابعالی در مسئولیت جدید و خطیر ریاست دستگاه قضائی آرزوی موفقیت نموده، امیدواریم بتوانید گامهای مؤثری در راستای بازسازی خرابیهای آن دستگاه و اصلاح عمیق و اساسی آن بردارید.
بدیهی است چنانچه اراده اصلاح در امر قضا مد نظر باشد،گام اول واقدام فوری، همانا احقاق حقوق آسیب دیدگان وبازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات 22 خرداد ماه و رسیدگی به جرائم وتخلفات گسترده آسیب زنندگان ومجازات آنان میباشد. این امر هم مستلزم اراده قوی واستقلال در عمل وقرار گرفتن ضابطین قضائی درجایگاه قانونی خود است.
آنچه ما استانداران ومعاونان وزارت کشور در دولتهای هفتم وهشتم را ـ که دوران حساس عمر خود را درخدمت به کشور و انقلاب گذرانده ایم ـ به نگارش این نامه واداشت، در مرحله اول نگرانی از آینده انقلاب و کشور به دلیل جریان یافتن برخی سیاستهای غلط ومخاطره آمیز ناشی از ظن وگمان وعملکردهای خشن وبی رحمانه، ودر مرحله دوم، نگرانی از سرنوشت بازداشت شدگان بی دفاع حوادث اخیر، به ویژه جمعی از همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور است. اینک با گذشت بیش از دو ماه همچنان ده ها نفر از شخصیتهای ارزشمند سیاسی، علمی، فرهنگی وجوانان وشهروندان، بی خبر از همه جا دربازداشتگاه ها وسلولها، سردرگم ومحبوسند.این درحالیست که بسیاری از بازداشت شدگانی که آزاد شده اند ازتحمل رفتارهای غیر انسانی، غیر قانونی ونامشروع و آسیب دیدگی خود و هم بندانشان خبر داده اند.
متأسفانه دادگاههای تشکیل شده تعدادی از بازداشت شدگان نیز به گونهای بود که نه تنها کمترین کمکی به آرامش و روشن شدن قضایا نکرد، بلکه بر ابهامها ونگرانی ها افزود وسؤالهای بی جواب جدیدی را درافکارعمومی مطرح ساخت.
ما امضا کنندگان این نامه ضمن دفاع از حقوق قانونی و حرمت وحریم کلیه بازداشت شدگان، در مورد عده ای از همکاران سابق خود در وزارت کشور که اکنون دربازداشت به سر میبرند وغالباً ممنوع الملاقات هستند، یعنی برادران عزیز وبزرگوارمان: دکتر سید مصطفی تاجزاده ـ دکتر محسن میردامادی ـ دکترعبدا...رمضان زاده ـ مهندس محمد عطریانفرـ مهندس هدایت ا...آقائی ـ مهندس میرزا ابوطالبی ـ جهانبخش خانجانی ـ مجید نیری، با توجه به شناختی که از آنان داریم گواهی میدهیم آنان انسانهایی شریف، با اخلاص وخدومی هستند که همواره در راه آرمانهای انقلاب و خدمت به مردم کوشیده اند ودر انتخابات ریاست جمهری دهم نیز صادقانه تلاش نمودند تا با دعوت از مردم به حضور و مشارکت گسترده آنان بیفزایند وبر اقتدار و عزت ایران وجمهوری اسلامی بیفزایند؛ اما اینک به جای تقدیر وتشکر از تلاشهای ارزنده آنان، بدون هیچ گناه وجرمی در بازداشتگاه ها وسلولها به سر میبرند. اینگونه معامله با شخصیتهای خدمتگذار وجوانان پر شور کشور باهیچ یک از معیارهای عدل و انصاف و حقوق قانونی و حتی با تدابیر حداقلی حکومتداری نیز همخوانی ندارد.
ریاست محترم قوه قضائیه! ما با اعلام نگرانی شدید از وضعیت همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور،به ویژه آقای تاج زاده که متأسفانه هیچگونه خبر موثق و قابل اعتمادی از وضعیت ایشان در دست نیست، از جنابعالی میخواهیم با یک تصمیم شجاعانه و خداپسندانه در ابتدای مسئولیت خویش، سریعاًدستور آزادی کلیه بازداشت شدگان وقایع اخیر،از جمله همکاران ارزشمندمان را که از شخصیتها و مدیران خدوم وبرجسته کشوراند صادر فرمائید و اجازه ندهید برخوردهای ظالمانه و غیر قانونی برخی از ضابطین قضائی تحت مسئولیت جنابعالی ادامه یابد و چهره دستگاه قضائی را بیش از این ملکوک سازد.
"والسلام علی من اتبع الهدی"
علی اصغر احمدی- حسین امینی-جمشید انصاری- غلامرضا اانصاری- محمد ابراهیم انصاری لاری- اشرف بروجردی- محمد رضا بهزادیان- محمد علی پنجه فولادگران- اسماعیل تبادار- علی جابریان- سید صفدر حسینی- سید محمود حسینی- احمد خرم- اسماعیل دراز گیسو- اسدا...رازانی- علی اکبر رحمانی- جعفر رحمان زاده- حسن رسولی- ابراهیم رضائی بابادی- عبدالمحمد زاهدی- محمود زمانی قمی- محمد علی سبحان الهی- قربانعلی سعادت- غلامعلی سفید- مسعود سلطانیفر- کریم شورانگیز- غلامرضا صحرائیان- علی صوفی- داود کشاورزیان- محمدعلی کریمی- حمید کلانتری- سید مرتضی مبلغ- یحیی محمد زاده- فریبرز محمودیان- فتح ا...معین- محمد حسین مقیمی- سید جعفر موسوی- محمد هاشم مهیمنی- محسن مهرعلیزاده- سید محمود میرلوحی- محسن نریمان- سید علی نکوئی- جواد نگارنده- حسن یونس سینکی
«باسم الله الملک الحق المبین»
جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام واحترام؛
ابتدا برای جنابعالی در مسئولیت جدید و خطیر ریاست دستگاه قضائی آرزوی موفقیت نموده، امیدواریم بتوانید گامهای مؤثری در راستای بازسازی خرابیهای آن دستگاه و اصلاح عمیق و اساسی آن بردارید.
بدیهی است چنانچه اراده اصلاح در امر قضا مد نظر باشد،گام اول واقدام فوری، همانا احقاق حقوق آسیب دیدگان وبازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات 22 خرداد ماه و رسیدگی به جرائم وتخلفات گسترده آسیب زنندگان ومجازات آنان میباشد. این امر هم مستلزم اراده قوی واستقلال در عمل وقرار گرفتن ضابطین قضائی درجایگاه قانونی خود است.
آنچه ما استانداران ومعاونان وزارت کشور در دولتهای هفتم وهشتم را ـ که دوران حساس عمر خود را درخدمت به کشور و انقلاب گذرانده ایم ـ به نگارش این نامه واداشت، در مرحله اول نگرانی از آینده انقلاب و کشور به دلیل جریان یافتن برخی سیاستهای غلط ومخاطره آمیز ناشی از ظن وگمان وعملکردهای خشن وبی رحمانه، ودر مرحله دوم، نگرانی از سرنوشت بازداشت شدگان بی دفاع حوادث اخیر، به ویژه جمعی از همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور است. اینک با گذشت بیش از دو ماه همچنان ده ها نفر از شخصیتهای ارزشمند سیاسی، علمی، فرهنگی وجوانان وشهروندان، بی خبر از همه جا دربازداشتگاه ها وسلولها، سردرگم ومحبوسند.این درحالیست که بسیاری از بازداشت شدگانی که آزاد شده اند ازتحمل رفتارهای غیر انسانی، غیر قانونی ونامشروع و آسیب دیدگی خود و هم بندانشان خبر داده اند.
متأسفانه دادگاههای تشکیل شده تعدادی از بازداشت شدگان نیز به گونهای بود که نه تنها کمترین کمکی به آرامش و روشن شدن قضایا نکرد، بلکه بر ابهامها ونگرانی ها افزود وسؤالهای بی جواب جدیدی را درافکارعمومی مطرح ساخت.
ما امضا کنندگان این نامه ضمن دفاع از حقوق قانونی و حرمت وحریم کلیه بازداشت شدگان، در مورد عده ای از همکاران سابق خود در وزارت کشور که اکنون دربازداشت به سر میبرند وغالباً ممنوع الملاقات هستند، یعنی برادران عزیز وبزرگوارمان: دکتر سید مصطفی تاجزاده ـ دکتر محسن میردامادی ـ دکترعبدا...رمضان زاده ـ مهندس محمد عطریانفرـ مهندس هدایت ا...آقائی ـ مهندس میرزا ابوطالبی ـ جهانبخش خانجانی ـ مجید نیری، با توجه به شناختی که از آنان داریم گواهی میدهیم آنان انسانهایی شریف، با اخلاص وخدومی هستند که همواره در راه آرمانهای انقلاب و خدمت به مردم کوشیده اند ودر انتخابات ریاست جمهری دهم نیز صادقانه تلاش نمودند تا با دعوت از مردم به حضور و مشارکت گسترده آنان بیفزایند وبر اقتدار و عزت ایران وجمهوری اسلامی بیفزایند؛ اما اینک به جای تقدیر وتشکر از تلاشهای ارزنده آنان، بدون هیچ گناه وجرمی در بازداشتگاه ها وسلولها به سر میبرند. اینگونه معامله با شخصیتهای خدمتگذار وجوانان پر شور کشور باهیچ یک از معیارهای عدل و انصاف و حقوق قانونی و حتی با تدابیر حداقلی حکومتداری نیز همخوانی ندارد.
ریاست محترم قوه قضائیه! ما با اعلام نگرانی شدید از وضعیت همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور،به ویژه آقای تاج زاده که متأسفانه هیچگونه خبر موثق و قابل اعتمادی از وضعیت ایشان در دست نیست، از جنابعالی میخواهیم با یک تصمیم شجاعانه و خداپسندانه در ابتدای مسئولیت خویش، سریعاًدستور آزادی کلیه بازداشت شدگان وقایع اخیر،از جمله همکاران ارزشمندمان را که از شخصیتها و مدیران خدوم وبرجسته کشوراند صادر فرمائید و اجازه ندهید برخوردهای ظالمانه و غیر قانونی برخی از ضابطین قضائی تحت مسئولیت جنابعالی ادامه یابد و چهره دستگاه قضائی را بیش از این ملکوک سازد.
"والسلام علی من اتبع الهدی"
علی اصغر احمدی- حسین امینی-جمشید انصاری- غلامرضا اانصاری- محمد ابراهیم انصاری لاری- اشرف بروجردی- محمد رضا بهزادیان- محمد علی پنجه فولادگران- اسماعیل تبادار- علی جابریان- سید صفدر حسینی- سید محمود حسینی- احمد خرم- اسماعیل دراز گیسو- اسدا...رازانی- علی اکبر رحمانی- جعفر رحمان زاده- حسن رسولی- ابراهیم رضائی بابادی- عبدالمحمد زاهدی- محمود زمانی قمی- محمد علی سبحان الهی- قربانعلی سعادت- غلامعلی سفید- مسعود سلطانیفر- کریم شورانگیز- غلامرضا صحرائیان- علی صوفی- داود کشاورزیان- محمدعلی کریمی- حمید کلانتری- سید مرتضی مبلغ- یحیی محمد زاده- فریبرز محمودیان- فتح ا...معین- محمد حسین مقیمی- سید جعفر موسوی- محمد هاشم مهیمنی- محسن مهرعلیزاده- سید محمود میرلوحی- محسن نریمان- سید علی نکوئی- جواد نگارنده- حسن یونس سینکی
نامهی عادله صمیمی، برای پدر دربندش، کیوان صمیمی
سلام، پدرترین پدرم
"مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی."
بسم رب شهر رمضان، بسم رب الصیام
غروب یکمین روز ماه مبارک رمضان هم از راه رسید، و تو پدر عزیزم، هنوز از راه نرسیدی!
سلام پدرترین پدرم!
عجب رمضانی را به میهمانی خدا رفتهای. خوشا به احوالت که چنین خلوتگهی نصیبت است. ثانیهها خبر از لحظهی اذان و سپری شدن نخستین روزه داریت از ماه روزه میدهند. اللّهُمَ صلّ عَلی محمّد و آلِ محمّد. قبولت باشد پدر عزیزم. اینکه میگویم خلوتگه، به این خاطر است که میشناسمت. میدانم که چه عشق وصف ناپذیری داری، برای خلوت با آنکه او را "معشوق" مینامی. میدانم که این روزها چه خلوتهای شیرینی داری و میدانم شکسته قلبی در سینه داری، که راه خلوتت را هموارتر ساخته. قلبی که تنها چیزی که میشکندش، وقوع ظلمهایی است که میبینی. همین دیدن رنجوریهاست که ساکتت نمیگذارد. نمیتوانی، نمیتوانی ببینی و ساکت بنشینی.
همین بیتفاوت نبودنت، همین عمیق بودن و حساس بودنت نسبت به رنجهای روا رفته بر مردمان، همین حقبینی و دلسوزیات و همین خیرخواهی وسیعت برای همه است که انگار در دعوای این ایام، تو را تبدیل به نزدیکترینها و دمِ دستترینها کرده برای ساکت کردن، خیالی نیست! تو که خود میدانی، و ما نیز که این بیرون شاهد اتفاقات پیش آمده هستیم هم میدانیم، که تا همین لحظهاش، پیروزی و افتخار از آنِ که بوده و رسوایی از آنِ که. پس بر این هزینهکردنها هم باکی نیست، چرا که نتیجهی پیروزی حق، وعدهای است همیشه محقق! میشناسمت، و میدانم آرامی و قوی، چه باک! پاکی و مظلومیتت برای محبوب قادرت عیان است و اوست که عزیز میکند و عزتهای پوچ را باطل!
اذان که تمام میشود، دست به دعا بر میدارم: بسمِ الله الرّحمنِ الّرحیم، اللّهمَ أدخِل عَلی أهلِ القبورِ السّرُور ... خدایا، بیگناه رفتگانی را که چندی است به سویت شتافتهاند، در جوار رحمت و بخششت پناه بده و شادیات را نثارشان کن. اللّهمَ أغنِ کلِّ فقیر ... خدایا، بر فقرمان رحم کن. بر فقر اندیشهمان، بر فقر قضاوتهامان، بر فقر شرفمان، بر فقر حقبینیمان، بر فقر عاطفهمان! دستهامان تهی است و عطا کارِ توست، غنابخشی کار توست. طلب از ما و بخشش از تو و بخشش از تو بر اویی که غافلانه طلب نمیکند، بر او نیز ببخش! اللّهم أشبِع کُلَّ جآئع، اللّهمَ اکسُ کلَّ عُریان ... گرسنگی، آنگاه که قوّت تن را برای تقرب به تو بزداید، بلاست.
بر حال نزار و بیجان کسانی به درگاهت دعا میکنم که تصور حالشان، حالم را بد و ذهنم را بدگمان و نگران میکند. خدایا پایان خستگی نگاههای بیرمق آنها را از تو میخواهم. اللّهمَ اقضِ دَینَ کلِّ مَدین، اللّهمَ فرِّج عن کُلّ ِمَکرُوب ... الهی، فرج و گشایشِ امر ما، تو را سزاست. ای دادرس و فریادرس، به دادِ فریادهامان برس که با این همه بلندی به گوشهای بسته نمیرسد انگار! دستهامان کوتاه است از ستاندن حقهامان و گرهها زیاد است بر سر راهمان! اللّهم رُدَّ کُلَّ غَریب، اللّهمَ فُکَّ کُلَّ أسیر ... خدایم، زمزمهی این فراز از دعا، آهی از نهادم برفشاند که قلبم به درد افتاد. غریبنوازِ دردآشنا، تو که بصیرترینی، حق را ناحق خواندن درد بزرگی است و به اسارتش بردن بزرگ تر! چه تلخ است دربند دیدن دستان مهربان و دلسوزی که همیشه داعیهدار گسستن بندهای ظلم، فشار، بیعدالتی، ترس و دروغ بوده و حال خود در همان بندهای ناعادلانه، اسیر است. اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهمَ ... دعا میکنم، دعا: اللّهم أصلِح ...
دعایم را تمام میکنم، و بر سر سفرهی افطار، در اندیشهی آنچه بر سفرهات چیدهاند، روزهام را همراهت باز میکنم.
مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی. هم از ما، هم از دوستان و آشنایان دل نگرانت. آنهایی که این روزها لطفها روانه داشتند و پردهها گشودند از دلسوزیهای پدرانهی همیشگیات، برای دردکشیدگان.
برایت، و برای دردمندیهای بزرگت دعا میکنم. چشم انتظارت برای سفرههای افطار پیش رو ...
دخترت، عادله
"مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی."
بسم رب شهر رمضان، بسم رب الصیام
غروب یکمین روز ماه مبارک رمضان هم از راه رسید، و تو پدر عزیزم، هنوز از راه نرسیدی!
سلام پدرترین پدرم!
عجب رمضانی را به میهمانی خدا رفتهای. خوشا به احوالت که چنین خلوتگهی نصیبت است. ثانیهها خبر از لحظهی اذان و سپری شدن نخستین روزه داریت از ماه روزه میدهند. اللّهُمَ صلّ عَلی محمّد و آلِ محمّد. قبولت باشد پدر عزیزم. اینکه میگویم خلوتگه، به این خاطر است که میشناسمت. میدانم که چه عشق وصف ناپذیری داری، برای خلوت با آنکه او را "معشوق" مینامی. میدانم که این روزها چه خلوتهای شیرینی داری و میدانم شکسته قلبی در سینه داری، که راه خلوتت را هموارتر ساخته. قلبی که تنها چیزی که میشکندش، وقوع ظلمهایی است که میبینی. همین دیدن رنجوریهاست که ساکتت نمیگذارد. نمیتوانی، نمیتوانی ببینی و ساکت بنشینی.
همین بیتفاوت نبودنت، همین عمیق بودن و حساس بودنت نسبت به رنجهای روا رفته بر مردمان، همین حقبینی و دلسوزیات و همین خیرخواهی وسیعت برای همه است که انگار در دعوای این ایام، تو را تبدیل به نزدیکترینها و دمِ دستترینها کرده برای ساکت کردن، خیالی نیست! تو که خود میدانی، و ما نیز که این بیرون شاهد اتفاقات پیش آمده هستیم هم میدانیم، که تا همین لحظهاش، پیروزی و افتخار از آنِ که بوده و رسوایی از آنِ که. پس بر این هزینهکردنها هم باکی نیست، چرا که نتیجهی پیروزی حق، وعدهای است همیشه محقق! میشناسمت، و میدانم آرامی و قوی، چه باک! پاکی و مظلومیتت برای محبوب قادرت عیان است و اوست که عزیز میکند و عزتهای پوچ را باطل!
اذان که تمام میشود، دست به دعا بر میدارم: بسمِ الله الرّحمنِ الّرحیم، اللّهمَ أدخِل عَلی أهلِ القبورِ السّرُور ... خدایا، بیگناه رفتگانی را که چندی است به سویت شتافتهاند، در جوار رحمت و بخششت پناه بده و شادیات را نثارشان کن. اللّهمَ أغنِ کلِّ فقیر ... خدایا، بر فقرمان رحم کن. بر فقر اندیشهمان، بر فقر قضاوتهامان، بر فقر شرفمان، بر فقر حقبینیمان، بر فقر عاطفهمان! دستهامان تهی است و عطا کارِ توست، غنابخشی کار توست. طلب از ما و بخشش از تو و بخشش از تو بر اویی که غافلانه طلب نمیکند، بر او نیز ببخش! اللّهم أشبِع کُلَّ جآئع، اللّهمَ اکسُ کلَّ عُریان ... گرسنگی، آنگاه که قوّت تن را برای تقرب به تو بزداید، بلاست.
بر حال نزار و بیجان کسانی به درگاهت دعا میکنم که تصور حالشان، حالم را بد و ذهنم را بدگمان و نگران میکند. خدایا پایان خستگی نگاههای بیرمق آنها را از تو میخواهم. اللّهمَ اقضِ دَینَ کلِّ مَدین، اللّهمَ فرِّج عن کُلّ ِمَکرُوب ... الهی، فرج و گشایشِ امر ما، تو را سزاست. ای دادرس و فریادرس، به دادِ فریادهامان برس که با این همه بلندی به گوشهای بسته نمیرسد انگار! دستهامان کوتاه است از ستاندن حقهامان و گرهها زیاد است بر سر راهمان! اللّهم رُدَّ کُلَّ غَریب، اللّهمَ فُکَّ کُلَّ أسیر ... خدایم، زمزمهی این فراز از دعا، آهی از نهادم برفشاند که قلبم به درد افتاد. غریبنوازِ دردآشنا، تو که بصیرترینی، حق را ناحق خواندن درد بزرگی است و به اسارتش بردن بزرگ تر! چه تلخ است دربند دیدن دستان مهربان و دلسوزی که همیشه داعیهدار گسستن بندهای ظلم، فشار، بیعدالتی، ترس و دروغ بوده و حال خود در همان بندهای ناعادلانه، اسیر است. اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهم أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُموُرِ المُسلِمین ... اللّهمَ ... دعا میکنم، دعا: اللّهم أصلِح ...
دعایم را تمام میکنم، و بر سر سفرهی افطار، در اندیشهی آنچه بر سفرهات چیدهاند، روزهام را همراهت باز میکنم.
مهربان پدرم، این روزها دلتنگیهایم برایت کم نیست. اما گذاشتهام که بیایی و حدیث دل، صاف و ساده بشنوی. هم از ما، هم از دوستان و آشنایان دل نگرانت. آنهایی که این روزها لطفها روانه داشتند و پردهها گشودند از دلسوزیهای پدرانهی همیشگیات، برای دردکشیدگان.
برایت، و برای دردمندیهای بزرگت دعا میکنم. چشم انتظارت برای سفرههای افطار پیش رو ...
دخترت، عادله
اقدام بیسابقه در قوه قضاییه: نامه سرگشاده بازپرس پرونده چند مقتول حوادث اخیر به آیتالله لاریجانی
بازپرس ویژه قتل تهران با ارسال نامهای به آیتالله صادق لاریجانی و با اشاره به حوادث اخیر پس از انتخابات، پیشنهادهایی را به روسای قوه قضاییه و مقننه ارائه کرد.
به گزارش ایسنا، قاضی محمدحسین شاملو که رسیدگی به چند پرونده مربوط به کشتهشدگان حوادث اخیر را نیز به عهده دارد، در این نامه با عرض تبریک به مناسبت انتصاب آیتالله لاریجانی، برای رییس جدید قوه قضاییه در جهت اجرای اصول قانون اساسی، قوانین عادی، تحکیم حاکمیت قانون و تحقق آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی آرزوی توفیق کرده است.
وی همچنین به حوادث پس از انتخابات و از جمله موضوع بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک، بازداشتهای غیرموجه و برخوردهای غیرشرعی با برخی افراد بازداشتشده و کشته شدن برخی افراد اشاره و این مسائل را ناشی از تغافل، بیدرایتی و مسامحهی برخی مسوولان دانسته است.
این قاضی سپس پیشنهادهای خود را در چند ماده به لاریجانی ارائه کرده است:
مادهی 1: الزام معاینهی متهم توسط یک پزشک معتمد (ترجیحا پزشک قانونی) در فاصلهی حداکثر یک ساعت پس از بازداشت به تقاضای متهم یا وکیل یا اعضای خانواده وی. صورتجلسه معاینه باید ضمیمه پرونده شده و یک نسخه نزد پزشک باشد. در صورت تقاضای وکیل متهم یا بستگان وی تصویری از آن به متقاضی تسلیم شود.
تبصره: حق مذکور در این ماده باید کتبی و قبل از شروع بازجویی به متهم تفهیم شود. تخلف از این ماده موجب بطلان تحقیقات مقدماتی است.
مادهی 2: انعکاس وضعیت ظاهری متهم از حیث سلامت یا وجود آثار ضرب و جرح، بیحالی، بدحالی، خستگی شدید توسط بازجویان و قاضی تحقیق در زمان تحقیق از متهم یا حضور وی نزد قاضی الزامی است.
مادهی 3: بازداشتگاهها از پذیرش افرادی که آثار ضرب و جرح یا بدحالی و ضعف شدید در آنها دیده میشود ممنوع هستند. در این صورت ضمن انعکاس در دفاتر مربوط مراتب را به مقامات بالاتر گزارش مینمایند. در این صورت مقام بالاتر ضمن انعکاس فوری موضوع به قاضی رسیدگیکننده، اقدامات درمانی لازم انجام و در صورت تایید قاضی بر مبنای نظریهی پزشک معتمد بازداشتگاهها با درج شرح وضعیت متهم در سوابق مربوط، وی را با قرار کتبی مقام قضایی پذیرش خواهد کرد.
مادهی 4: بازداشت، دستگیری و نگهداری و تحقیق از متهمان توسط غیرضابطان خاص دادگستری ممنوع است. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است و تحقیقات انجام شده واجد هیچ اثری نخواهد بود.
مادهی 5: نگهداری متهمان در غیر بازداشتگاههای تحت نظارت سازمان زندانها ممنوع میباشد. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 6: در غیر جرایم تروریستی تحقیق و بازجویی از متهمان در شبها ممنوع است. در جرایم تروریستی چنانچه تحقیق از متهم برای کشف سلاح و مواد منفجره و جلوگیری از اقدامات خرابکارانه و بمبگذاری و عملیات مسلحانه و نیز دستگیری سایر عوامل شبکه تروریستی لازم باشد، تحقیق بلامانع است.
مادهی 7: اسامی متهمان، نوع اتهامات، محل دستگیری و نگهداری ایشان باید ظرف سه ساعت از زمان دستگیری از طریق دورنگار به اطلاع دادستان برسد.همچنین اگر بازداشت در ساعات اداری باشد، متهم به همراه پرونده به دادسرا اعزام والا در نزدیکترین ساعت فعالیت کشیک مقامات قضایی، نزد قاضی ذیصلاح حاضر شود. تخلف از این تکلیف در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 8: ظرف مدت حداکثر 24 ساعت در جرایم غیرتروریستی مراتب بازداشت متهم و محل نگهداری وی باید به اطلاع خانواده او برسد. این امر درجرایم تروریستی ظرف یک هفته انجام خواهد شد.
مادهی 9: در اولین ساعات دستگیری و بازداشت برای اطمینان خانوادهی متهم از سلامتی وی با معرفی متهم یا خانوادهی او، وکیل منتخب میتواند به مدت حداکثر نیم ساعت با وی ملاقات حضوری داشته باشد.
مادهی 10: در غیر جرایم تروریستی متهم میتواند در پایان سومین روز بازداشت خود به مدت نیم ساعت با وکیل خود ملاقات و مشاوره داشته باشد. این امر در جرایم تروریستی در پایان دهمین روز بازداشت میباشد.
تبصره: موارد مذکور در این ماده مانع همراهی وکیل در مراجع قضایی نمیباشد.
مادهی 11: در غیر موارد قرار بازداشت موقت، چنانچه قرار تامین صادره منتهی به بازداشت متهم شده باشد، مقام قضایی مکلف است به طریق مقتضی مراتب را به وکیل یا اعضای خانوادهی وی ابلاغ کند تا چنانچه وثیقه یا کفیل دارد معرفی کند.
مادهی 12: در موارد صدور قرار بازداشت موقت و اعتراض متهم به آن، پرونده فورا در دادگاه صالح مطرح و دادگاه مکلف است خارج از نوبت و حداکثر ظرف یک هفته در مورد آن اتخاذ تصمیم نماید. تصمیم دادگاه در تایید قرار بازداشت موقت باید موجه، مستدل و مستند به مقررات مربوط باشد.
مادهی 13: مداخله و ورود مامورین نظامی و انتظامی به خوابگاههای دانشجویی و مراکز آموزش عالی و مدارس ممنوع میباشد مگر در موارد وقوع جرم مشهود یا جرایم تروریستی به تقاضای کتبی رییس دانشگاه و یا رییس مرکز آموزشی و اجازهی کتبی دادستان. در هر صورت ورود و مداخلهی مامورین برای برخورد با تجمعات صنفی یا اعتراض دانشجویان و دانشآموزان در مکانهای فوق ممنوع است.
مادهی 14: در مواقع کنترل تجمعات و راهپیماییها، مضروب کردن افراد شرکتکننده از ناحیهی کمر و بالاتر و نیز نقاط حساس بدن ممنوع است.
مادهی 15: منظور از جرایم تروریستی در این مواد غیر از مواردی که در قوانین دیگر ذکر شده است، ارتکاب بمبگذاری، حملهی مسلحانه به مراکز نظامی، عمومی و صنعتی و منازل مردم، ترور اشخاص، قتل و راهزنی و نیز جاسوسی میباشد.
منبع: خبر آنلاین
به گزارش ایسنا، قاضی محمدحسین شاملو که رسیدگی به چند پرونده مربوط به کشتهشدگان حوادث اخیر را نیز به عهده دارد، در این نامه با عرض تبریک به مناسبت انتصاب آیتالله لاریجانی، برای رییس جدید قوه قضاییه در جهت اجرای اصول قانون اساسی، قوانین عادی، تحکیم حاکمیت قانون و تحقق آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی آرزوی توفیق کرده است.
وی همچنین به حوادث پس از انتخابات و از جمله موضوع بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک، بازداشتهای غیرموجه و برخوردهای غیرشرعی با برخی افراد بازداشتشده و کشته شدن برخی افراد اشاره و این مسائل را ناشی از تغافل، بیدرایتی و مسامحهی برخی مسوولان دانسته است.
این قاضی سپس پیشنهادهای خود را در چند ماده به لاریجانی ارائه کرده است:
مادهی 1: الزام معاینهی متهم توسط یک پزشک معتمد (ترجیحا پزشک قانونی) در فاصلهی حداکثر یک ساعت پس از بازداشت به تقاضای متهم یا وکیل یا اعضای خانواده وی. صورتجلسه معاینه باید ضمیمه پرونده شده و یک نسخه نزد پزشک باشد. در صورت تقاضای وکیل متهم یا بستگان وی تصویری از آن به متقاضی تسلیم شود.
تبصره: حق مذکور در این ماده باید کتبی و قبل از شروع بازجویی به متهم تفهیم شود. تخلف از این ماده موجب بطلان تحقیقات مقدماتی است.
مادهی 2: انعکاس وضعیت ظاهری متهم از حیث سلامت یا وجود آثار ضرب و جرح، بیحالی، بدحالی، خستگی شدید توسط بازجویان و قاضی تحقیق در زمان تحقیق از متهم یا حضور وی نزد قاضی الزامی است.
مادهی 3: بازداشتگاهها از پذیرش افرادی که آثار ضرب و جرح یا بدحالی و ضعف شدید در آنها دیده میشود ممنوع هستند. در این صورت ضمن انعکاس در دفاتر مربوط مراتب را به مقامات بالاتر گزارش مینمایند. در این صورت مقام بالاتر ضمن انعکاس فوری موضوع به قاضی رسیدگیکننده، اقدامات درمانی لازم انجام و در صورت تایید قاضی بر مبنای نظریهی پزشک معتمد بازداشتگاهها با درج شرح وضعیت متهم در سوابق مربوط، وی را با قرار کتبی مقام قضایی پذیرش خواهد کرد.
مادهی 4: بازداشت، دستگیری و نگهداری و تحقیق از متهمان توسط غیرضابطان خاص دادگستری ممنوع است. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است و تحقیقات انجام شده واجد هیچ اثری نخواهد بود.
مادهی 5: نگهداری متهمان در غیر بازداشتگاههای تحت نظارت سازمان زندانها ممنوع میباشد. تخلف از این ماده در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 6: در غیر جرایم تروریستی تحقیق و بازجویی از متهمان در شبها ممنوع است. در جرایم تروریستی چنانچه تحقیق از متهم برای کشف سلاح و مواد منفجره و جلوگیری از اقدامات خرابکارانه و بمبگذاری و عملیات مسلحانه و نیز دستگیری سایر عوامل شبکه تروریستی لازم باشد، تحقیق بلامانع است.
مادهی 7: اسامی متهمان، نوع اتهامات، محل دستگیری و نگهداری ایشان باید ظرف سه ساعت از زمان دستگیری از طریق دورنگار به اطلاع دادستان برسد.همچنین اگر بازداشت در ساعات اداری باشد، متهم به همراه پرونده به دادسرا اعزام والا در نزدیکترین ساعت فعالیت کشیک مقامات قضایی، نزد قاضی ذیصلاح حاضر شود. تخلف از این تکلیف در حکم بازداشت غیرقانونی است.
مادهی 8: ظرف مدت حداکثر 24 ساعت در جرایم غیرتروریستی مراتب بازداشت متهم و محل نگهداری وی باید به اطلاع خانواده او برسد. این امر درجرایم تروریستی ظرف یک هفته انجام خواهد شد.
مادهی 9: در اولین ساعات دستگیری و بازداشت برای اطمینان خانوادهی متهم از سلامتی وی با معرفی متهم یا خانوادهی او، وکیل منتخب میتواند به مدت حداکثر نیم ساعت با وی ملاقات حضوری داشته باشد.
مادهی 10: در غیر جرایم تروریستی متهم میتواند در پایان سومین روز بازداشت خود به مدت نیم ساعت با وکیل خود ملاقات و مشاوره داشته باشد. این امر در جرایم تروریستی در پایان دهمین روز بازداشت میباشد.
تبصره: موارد مذکور در این ماده مانع همراهی وکیل در مراجع قضایی نمیباشد.
مادهی 11: در غیر موارد قرار بازداشت موقت، چنانچه قرار تامین صادره منتهی به بازداشت متهم شده باشد، مقام قضایی مکلف است به طریق مقتضی مراتب را به وکیل یا اعضای خانوادهی وی ابلاغ کند تا چنانچه وثیقه یا کفیل دارد معرفی کند.
مادهی 12: در موارد صدور قرار بازداشت موقت و اعتراض متهم به آن، پرونده فورا در دادگاه صالح مطرح و دادگاه مکلف است خارج از نوبت و حداکثر ظرف یک هفته در مورد آن اتخاذ تصمیم نماید. تصمیم دادگاه در تایید قرار بازداشت موقت باید موجه، مستدل و مستند به مقررات مربوط باشد.
مادهی 13: مداخله و ورود مامورین نظامی و انتظامی به خوابگاههای دانشجویی و مراکز آموزش عالی و مدارس ممنوع میباشد مگر در موارد وقوع جرم مشهود یا جرایم تروریستی به تقاضای کتبی رییس دانشگاه و یا رییس مرکز آموزشی و اجازهی کتبی دادستان. در هر صورت ورود و مداخلهی مامورین برای برخورد با تجمعات صنفی یا اعتراض دانشجویان و دانشآموزان در مکانهای فوق ممنوع است.
مادهی 14: در مواقع کنترل تجمعات و راهپیماییها، مضروب کردن افراد شرکتکننده از ناحیهی کمر و بالاتر و نیز نقاط حساس بدن ممنوع است.
مادهی 15: منظور از جرایم تروریستی در این مواد غیر از مواردی که در قوانین دیگر ذکر شده است، ارتکاب بمبگذاری، حملهی مسلحانه به مراکز نظامی، عمومی و صنعتی و منازل مردم، ترور اشخاص، قتل و راهزنی و نیز جاسوسی میباشد.
منبع: خبر آنلاین
آیتالله منتظری: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی

مرجع بزرگ تقلید شیعیان، حضرت آیتالله منتظری در پاسه به نامه ۲۹۳ تن از نخبگان ضمن انتقاد شدید از وضع موجود کشور نوشت: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی. متن کامل این نامه که در سایت شخصی ایشان منتشر شده را در زیر میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
( انما یوفى الصابرون اجرهم بغیر حساب )
حضور محترم برادران و خواهران عزیز، روشنفکران و نخبگان محترم
پس از سلام و تحیت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ ۱/۶/۸۸ آن عزیزان ، ضمن قدردانى و ارج نهادن به ایثارگرى و شهامت و پایدارى شما و ملت بزرگوار و عزیز ایران ، معروض میدارم که اینجانب بارها تذکرات و پیشنهادهایى را براى بیرون رفتن از این بحران ویرانگر ارائه نموده ام ، ولى ظاهرا حضرات براى رسیدن به مقاصد دنیوى خویش چنان چشم و گوش و دل بر حقایق بسته اند که نه مِبینند و نه مِشنوند، ولى از آنجا که هنوز مبارزات با رژیم گذشته در اذهان بسیارى از افراد زنده است و در میان سردمداران حکومتى بعضا کسانى هستند که خود طعم شکنجه و زندان و… را چشیده اند اینجانب هنوز نا امید نیستم و امیدوارم تا کاملا دیر نشده مسئولین امر به خود آیند و بیش از این وجهه نظام جمهورى اسلامى را در بین توده هاى زجر کشیده و سیلى خورده ایران و در سطح جهانى خدشه دار نکنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.
دین اسلام ، دین کامل الهى است و در آن آزادى عقیده و بیان چنان روشن و واضح است که قرآن کریم در مورد اصل پذیرش دین مى فرماید: ( لا اکراه فى الدین ) یعنى زور و اجبارى در پذیرش دین نیست ; و باید پذیرفتن اصول دین با استدلال و برهان باشد. و سیره و روش رسول خدا(ص ) و ائمه معصومین (ع ) نیز این گونه بوده که مردم در کمال آزادى و بدون لکنت زبان و بدون هیچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و اظهارنظر نمایند. بزرگترین ستم و ظلم به اسلام عزیز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حکومت دینى و اسلامى است .
امیدوارم مسئولین امر از این راه انحرافى که در پیش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استیفا نمایند، خسارات را جبران نموده و بى گناهان را بیش از این در زندان نگه ندارند، و با پایان دادن به سناریوهاى نمایشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بیش از این قضاء اسلامى را مسخره نکنند; و یا لااقل شجاعت این را داشته باشند که اعلام کنند این حکومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هیچ کس هم حق اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.
امیدوارم خداوند کریم در این ماه مبارک رمضان همه ما را از کجروى ها باز داشته و مشمول هدایت هاى مستمر خویش قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .
۴ شهریور ماه ۱۳۸۸
قم المقدسة – حسینعلى منتظرى
منبع: سایت دفتر آیت الله العظمی منتظری
بازداشت تکان دهنده یک دانشجو و شکنجه وی در بازداشتگاه
یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد پس از گذشت بیش از یک ماه نحوه ربوده شدن و ضرب و شتم وحشیانه خود را بازگو کرد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر ا. گ. دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در تاریخ ۲۳ تیرماه در منطقه پونک تهران توسط نیروهای نظامی ربوده شده و پس از ضرب و شتم وی و فحاشی های رکیک نسبت به وی با دست و پای بسته به مکان نامشخصی انتقال داده شده است.
ماموران نظامی و لباس شخصی بازداشت کننده بدون ارائه هیچ گونه حکم بازداشت علاوه بر ضرب و شتم وحشیانه وی را به بازداشت گاه نامشخصی انتقال دادند که وی از مکان آن اطلاعی ندارد.
این دانشجو پس از یک هفته از بازداشتگاه نامعلوم به زندان اوین انتقال داده می شود و در تمام دوران حبس خود در سلول انفرادی بسر برده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر با وجود جراحت های عمیق و نیز شکستگی از ناحیه صورت و نیز انگشتان دست، ماموران زندان اجازه درمان وی توسط پزشک زندان را ندادند.
وی در تمامی طول دوران بازجوئی با چشم بند مورد بازجوئی قرار می گرفته است. هم چنین بازجویانی که با نقابهائی سیاه رنگ بر صورت داشته اند بارها وی را به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم های شدید، و آزار و اذیت روحی و جسمی شدید قرار داده اند.
مامورین در طول دوران بازداشت انواع اتهامات گوناگون از جمله محاربه با خدا، ارتباط و مراودات با محافل بیگانه، اقدام علیه امنیت ملی، سرکردگی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی به وی نسبت داده اند.
این دانشجو به تازگی بدلیل وضعیت وخیم جسمی با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از اوین آزاد شده تا به درمان بپردازد.
ماموران نظامی و لباس شخصی بازداشت کننده بدون ارائه هیچ گونه حکم بازداشت علاوه بر ضرب و شتم وحشیانه وی را به بازداشت گاه نامشخصی انتقال دادند که وی از مکان آن اطلاعی ندارد.
این دانشجو پس از یک هفته از بازداشتگاه نامعلوم به زندان اوین انتقال داده می شود و در تمام دوران حبس خود در سلول انفرادی بسر برده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر با وجود جراحت های عمیق و نیز شکستگی از ناحیه صورت و نیز انگشتان دست، ماموران زندان اجازه درمان وی توسط پزشک زندان را ندادند.
وی در تمامی طول دوران بازجوئی با چشم بند مورد بازجوئی قرار می گرفته است. هم چنین بازجویانی که با نقابهائی سیاه رنگ بر صورت داشته اند بارها وی را به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم های شدید، و آزار و اذیت روحی و جسمی شدید قرار داده اند.
مامورین در طول دوران بازداشت انواع اتهامات گوناگون از جمله محاربه با خدا، ارتباط و مراودات با محافل بیگانه، اقدام علیه امنیت ملی، سرکردگی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی به وی نسبت داده اند.
این دانشجو به تازگی بدلیل وضعیت وخیم جسمی با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از اوین آزاد شده تا به درمان بپردازد.
پاسخ به اعتراض آرام مردم ؛ يك قبرستان شهيد
سي سال پس از آن روزها ميليونها ايراني به خيابان ها آمدند تا اين سئوال را از حاكمانشان بپرسند كه " آن وعده هاي شما" و "راي ما" چه شد؟ آنها آنگونه كه آيت الله خميني گفت، نگفتند كه "اين حكومت را نمي خواهيم" تنها يك پرسش بر لبهايشان بود ويك خواست در ذهنشان كه همانا پاسداري از يكي از بنيادين ترين اصول اين حكومت يعني جمهوريت نظام بود، اما سهم و حقشان شد يك قبرستان!
فرهاد يزداني:
شبکه جنبش راه سبز(جرس) :"آيا اگر ملتي بگويند اين حكومت را نمي خواهيم، حق آن ملت يك قبرستان شهيد است؟" اين بخشي از سخنراني معروف آيت الله خميني در بهشت زهراي تهران است، روزي كه در ميان استقبال ميليونها ايراني كه سر در سوداي آزادي و آن عدالت و برابري موعود اسلام و روحانيت نهاده بودند، از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رفت تا در آنجا به آنهايي كه جانشان را براي رسيدن به چنين روزي ازدست داده بودند و اينك جسمشان ميهمان خاك يخ زده گورستان بزرگ پايتخت بود بگويد كه خون شما به بار نشسته و به يمن آن وطن از چنگ استبداد و جلادان آزاد شده و در بر روي پاشنه ديگر خود چرخيده است.
او گفت: " من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد."
رهبر انقلاب در همان جا به زندگان هم نويد فردايي روشن داد، ولی خيلي زود به جاي "فردا كه بهار آيد آزاد و رها هستيم" شعار "در بهار آزادي جاي شهدا خالي" جايگزين آن شد . آن ملت مگر چه ميخواستند جز "استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي"؟
سي سال پس از آن روزها ميليونها ايراني به خيابان ها آمدند تا اين سئوال را از حاكمانشان بپرسند كه " آن وعده هاي شما" و "راي ما" چه شد؟ آنها آنگونه كه آيت الله خميني گفت، نگفتند كه "اين حكومت را نمي خواهيم" تنها يك پرسش بر لبهايشان بود ويك خواست در ذهنشان كه همانا پاسداري از يكي از بنيادين ترين اصول اين حكومت يعني جمهوريت نظام بود، اما سهم و حقشان شد يك قبرستان!
اين روزها خبر دردناك دفن دهها تن از شهيدان بي نام و نشان جنبش سبز، نه تنها جامعه را در بهت و اندوهي وصف ناشدني فرو برده است كه اندك اميد خانوادههايي كه فرزندان و عزيزانشان در طي حوادث پس از انتخابات "مفقودالاثر" شده اند را تيره و قامت منتظر آنها را شكسته است.
آنگونه كه مقام هاي رسمي گفته اند تا كنون بيش از چهار هزار نفر تنها در تهران بازداشت شده اند. يعني اين 44 نفر ميتواند هر كدام از اين چهار هزار نفر باشد، به جز آنهايي كه نام و نشاني دارند، به درد اعترافات (بخوانيد شوي) تلويزيوني ميخورند ، و يا شانس ياريگر خانوادههايشان بوده تا بلكه پس از دهها روز بي خبري بتوانند براي دقايقي چهره رنجور و دربند عزيز خود را ببيند.
يك روز پس از آنكه وب سايت نوروز وابسته به حزب مشاركت علاوه بر خبر، شماره جوازهاي صادره براي تدفين اين پيكرهاي يخ زده بر روي وب سايت خود قرار داد، مدير عامل بهشت زهراي تهران در گفتگو با خبرگزاري مهر به تكديب اين خبر پرداخت و گفت: : "این مطالب شایعاتی بیش نیست و نباید به آن استناد کرد. هیچ جنازه ای را در روزهای اخیر بدون نام و مشخصات دفن نکردیم و هیچ اجباری برای جواز دفن نیز نداشته ایم.
فرداي آن روز و همزمان با برگزاري چهارمين دادگاه اصلاحطلبان سايت نوروز اقدام به انتشار فيلمي كرد كه در آن تصويري از اين مزارهاي بي نام و نشان ديده ميشد، واكنش اوليه مسئولان بهشت زهرا بازهم تكذيب بود اما اينبار آنها مورد تازه و عجيبي را نيز مطرح كردند كه ظن دفن شهدا را بيشتر كرد و آن اينكه بهشت زهرا در پاره اي اوقات جنازه كساني كه در سوانح رانندگي كشته شده اند و يا معتاديني كه مي ميرند و نام و نشاني ندارد را اينگونه دفن ميكنند! اما مسئولان گورستان بزرگ شهر نخواستند بگويند آن 44 قبري كه در طي دو روز و در قطعه 302 به خاك سپرده شدند جزو كدام دسته بودند يا در كدام سانحه رانندگي! كشته شده بودند؟
نگراني نمايندگان؛ آسفالت و تخليه قبرها
عصر روز گدشته ساعتي پس ازآنكه پايگاه اطلاع رساني نمايندگان اقليت مجلس "پارلمان نيوز" خبر از قصد بازديد تعدادي از نمايندگان مجلس از قطعه 302 بهشت زهرا و در پي انتشار اين فيلم داد،يكي از نمايندگان در گفتگو با خبرنگار اين سايت خبري ضمن اعلام اين خبر نگراني خود را از "آسفالت كردن و يا تخليه قبرها" بيان كرد و گفت:" دغدغه ما از انتشار این اخبار این است که در صورت صحت دفن دستهجمعی و بدون نام و نشان، با انتشار این خبر مستندات پاکسازی شود."
پيش از آنكه اين نماينده كه نمي خواست نامش فاش شود چنين مطلبي را بيان كند، فاضل موسوي نماينده شجاع خدابنده در نطق پيش از دستور خود گفت:" اگر شایعاتی که در مورد دفن عدهای از کشتهشدگان حوادث اخیر، مطرح شده مورد رسیدگی جدی قرار نگیرد،برای مردم و دشمنان تبدیل به یقین خواهد شد."
اما خبر ديگري نيز به سرعت منتشر شد كه تا كنون و به رغم زمان مكفي نه از سوي مسئولين تاييد و نه تكذيب شده است و آن بركناري "محمود رضاييان" مدير عامل بهشت زهرا است. گرچه اين خبر به نوبه خود بسيار قابل تامل است، و از آن مهمتر تكذيب نكردن اين خبر تا اين زمان خبر از وجود "ريگ" هايي در كفش ! ميدهد اما به فرض تكذيب آن هم نبايد به آساني از كنار اصل اين موضوع و دفن اين تعداد از پيكرهاي پاك شهدا گذشت و بايد پرسيد آيا اگر ملتي بر اساس آموزه هاي ديني و "وظيفه" شرعي قصد امر به معروف حاكمانش را داشت سهم او بايد يك قبرستان شهيد باشد؟ آيا پاسخ يك سئوال ساده ملتي كه مال و جان خود را براي برپايي و تدوام اين نظام سخاوتمندانه تقديم كردند، اين حجم جنازه است؟
فرهاد يزداني:
شبکه جنبش راه سبز(جرس) :"آيا اگر ملتي بگويند اين حكومت را نمي خواهيم، حق آن ملت يك قبرستان شهيد است؟" اين بخشي از سخنراني معروف آيت الله خميني در بهشت زهراي تهران است، روزي كه در ميان استقبال ميليونها ايراني كه سر در سوداي آزادي و آن عدالت و برابري موعود اسلام و روحانيت نهاده بودند، از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رفت تا در آنجا به آنهايي كه جانشان را براي رسيدن به چنين روزي ازدست داده بودند و اينك جسمشان ميهمان خاك يخ زده گورستان بزرگ پايتخت بود بگويد كه خون شما به بار نشسته و به يمن آن وطن از چنگ استبداد و جلادان آزاد شده و در بر روي پاشنه ديگر خود چرخيده است.
او گفت: " من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد."
رهبر انقلاب در همان جا به زندگان هم نويد فردايي روشن داد، ولی خيلي زود به جاي "فردا كه بهار آيد آزاد و رها هستيم" شعار "در بهار آزادي جاي شهدا خالي" جايگزين آن شد . آن ملت مگر چه ميخواستند جز "استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي"؟
سي سال پس از آن روزها ميليونها ايراني به خيابان ها آمدند تا اين سئوال را از حاكمانشان بپرسند كه " آن وعده هاي شما" و "راي ما" چه شد؟ آنها آنگونه كه آيت الله خميني گفت، نگفتند كه "اين حكومت را نمي خواهيم" تنها يك پرسش بر لبهايشان بود ويك خواست در ذهنشان كه همانا پاسداري از يكي از بنيادين ترين اصول اين حكومت يعني جمهوريت نظام بود، اما سهم و حقشان شد يك قبرستان!
اين روزها خبر دردناك دفن دهها تن از شهيدان بي نام و نشان جنبش سبز، نه تنها جامعه را در بهت و اندوهي وصف ناشدني فرو برده است كه اندك اميد خانوادههايي كه فرزندان و عزيزانشان در طي حوادث پس از انتخابات "مفقودالاثر" شده اند را تيره و قامت منتظر آنها را شكسته است.
آنگونه كه مقام هاي رسمي گفته اند تا كنون بيش از چهار هزار نفر تنها در تهران بازداشت شده اند. يعني اين 44 نفر ميتواند هر كدام از اين چهار هزار نفر باشد، به جز آنهايي كه نام و نشاني دارند، به درد اعترافات (بخوانيد شوي) تلويزيوني ميخورند ، و يا شانس ياريگر خانوادههايشان بوده تا بلكه پس از دهها روز بي خبري بتوانند براي دقايقي چهره رنجور و دربند عزيز خود را ببيند.
يك روز پس از آنكه وب سايت نوروز وابسته به حزب مشاركت علاوه بر خبر، شماره جوازهاي صادره براي تدفين اين پيكرهاي يخ زده بر روي وب سايت خود قرار داد، مدير عامل بهشت زهراي تهران در گفتگو با خبرگزاري مهر به تكديب اين خبر پرداخت و گفت: : "این مطالب شایعاتی بیش نیست و نباید به آن استناد کرد. هیچ جنازه ای را در روزهای اخیر بدون نام و مشخصات دفن نکردیم و هیچ اجباری برای جواز دفن نیز نداشته ایم.
فرداي آن روز و همزمان با برگزاري چهارمين دادگاه اصلاحطلبان سايت نوروز اقدام به انتشار فيلمي كرد كه در آن تصويري از اين مزارهاي بي نام و نشان ديده ميشد، واكنش اوليه مسئولان بهشت زهرا بازهم تكذيب بود اما اينبار آنها مورد تازه و عجيبي را نيز مطرح كردند كه ظن دفن شهدا را بيشتر كرد و آن اينكه بهشت زهرا در پاره اي اوقات جنازه كساني كه در سوانح رانندگي كشته شده اند و يا معتاديني كه مي ميرند و نام و نشاني ندارد را اينگونه دفن ميكنند! اما مسئولان گورستان بزرگ شهر نخواستند بگويند آن 44 قبري كه در طي دو روز و در قطعه 302 به خاك سپرده شدند جزو كدام دسته بودند يا در كدام سانحه رانندگي! كشته شده بودند؟
نگراني نمايندگان؛ آسفالت و تخليه قبرها
عصر روز گدشته ساعتي پس ازآنكه پايگاه اطلاع رساني نمايندگان اقليت مجلس "پارلمان نيوز" خبر از قصد بازديد تعدادي از نمايندگان مجلس از قطعه 302 بهشت زهرا و در پي انتشار اين فيلم داد،يكي از نمايندگان در گفتگو با خبرنگار اين سايت خبري ضمن اعلام اين خبر نگراني خود را از "آسفالت كردن و يا تخليه قبرها" بيان كرد و گفت:" دغدغه ما از انتشار این اخبار این است که در صورت صحت دفن دستهجمعی و بدون نام و نشان، با انتشار این خبر مستندات پاکسازی شود."
پيش از آنكه اين نماينده كه نمي خواست نامش فاش شود چنين مطلبي را بيان كند، فاضل موسوي نماينده شجاع خدابنده در نطق پيش از دستور خود گفت:" اگر شایعاتی که در مورد دفن عدهای از کشتهشدگان حوادث اخیر، مطرح شده مورد رسیدگی جدی قرار نگیرد،برای مردم و دشمنان تبدیل به یقین خواهد شد."
اما خبر ديگري نيز به سرعت منتشر شد كه تا كنون و به رغم زمان مكفي نه از سوي مسئولين تاييد و نه تكذيب شده است و آن بركناري "محمود رضاييان" مدير عامل بهشت زهرا است. گرچه اين خبر به نوبه خود بسيار قابل تامل است، و از آن مهمتر تكذيب نكردن اين خبر تا اين زمان خبر از وجود "ريگ" هايي در كفش ! ميدهد اما به فرض تكذيب آن هم نبايد به آساني از كنار اصل اين موضوع و دفن اين تعداد از پيكرهاي پاك شهدا گذشت و بايد پرسيد آيا اگر ملتي بر اساس آموزه هاي ديني و "وظيفه" شرعي قصد امر به معروف حاكمانش را داشت سهم او بايد يك قبرستان شهيد باشد؟ آيا پاسخ يك سئوال ساده ملتي كه مال و جان خود را براي برپايي و تدوام اين نظام سخاوتمندانه تقديم كردند، اين حجم جنازه است؟
سبزها بیتردید در راهپیمایی آخرین جمعه ماه رمضان حضور مییابند

امامجمعهی روز قدس، هاشمی رفسنجانی است
روزنامه کیهان دیروز در واکنش به شایعات ناظر به حضور صدیقی به جای آیتالله هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه، از حضور هاشمی در نمازجمعه روز قدس خبر داد. همزمان سبزها نیز در حال مهیا شدن برای حضور در راهپیمایی این روز هستند و برخی فعالان شبکههای مجازی نیز امروز نوشتهاند که پاسخ بیدادگاه امروز را در روز قدس خواهند داد.
به گزارش موج سبز آزادی، در حالی که با استقبال گسترده رسانههای اینترنتی و افکار عمومی، حضور سبزها در راهپیمایی روز قدس از همکانون مشخص شده و همه منتظر اعلام نظر رهبران جنبش در خصوص چگونگی این حضور هستند، روزنامه کیهان نیز اعتراف کرد که اقامه نمازجمعه روز قدس با آیتالله هاشمی رفسنجانی است و کسی قرار نیست جایگزین او شود.
«موج سبز آزادی» پیش از این هم در پاسخ به ابراز نگرانی برخی فعالان فضای مجازی، گزارش داده بود که طبق روال چندین و چند ساله، آخرین نمازجمعه ماه مبارک رمضان که به عنوان روز قدس نامگذاری شده است، به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار میشود و هر تلاشی از سوی کودتاگران برای تغییر این رویه جاری، هزینههای سنگینی در پی خواهد داشت.
حال به نظر میرسد محافل نزدیک به سران کودتا با مشاهده واکنش افکار عمومی به شایعه انتصاب صدیقی به جای هاشمی به عنوان امامجمعه موقت تهران، قصد تکذیب این جایگزینی را دارند؛ تا جایی که روزنامه کیهان همزمان ناگزیر شده به قطعیت حضور هاشمی در نمازجمعه روز قدس نیز اعتراف کند. این روزنامه نوشته است: «بنابر کسب اطلاع خبرنگار کیهان رئیس مجمع تشخیص مصلحت، روز قدس برای اقامه نمازجمعه تهران به دانشگاه تهران خواهد آمد.»
روز قدس، نامی است که امام خمینی برای آخرین جمعه ماه رمضان انتخاب کرد تا مسلمانان همه ساله در این روز برای اعتراض به جنایات دولت اسرائیل، تظاهرات و راهپیمایی کنند. اما امسال با توجه به جنایتهای دولت کودتایی احمدینژاد و متحدانش در نهادهای نظامی و انتظامی، معترضان تصمیم گرفتهاند از فرصت راهپیمایی روز قدس برای اعتراض به رفتار اسرائیلی دولت ایران استفاده کنند.
به نظر میرسد که از هماکنون قصد معترضان به کودتای انتخاباتی برای سبز کردن راهپیمایی روز قدس و تبدیل این راهپیمایی به یک اعتراض ملی علیه هرگونه خشونت و رفتار اسرائیلی قطعی شده و همانطور که «موج سبز آزادی» نیز در هجدهمین موجآفرینی خود بر آن تاکید دارد، تنها باید منتظر روزهای آخر بود و جزئیات را در آن روزها با توجه به موضعگیری رهبران جنبش سبز اعلام کرد.
نامه 34 بازيگر مطرح سینما و تئاتر به قلمزنان و نمایشنامهنویسان: بنگاريد روايت صادقانه اين روزگار را
ما مىخواهيم راستى را روايت کنيم[...]
پرده کنار مىرود / روشنايي... ما مىخواهيم چشمان بسته بر آنها را باز کنيم، گفتههاى آنان را بر زبانمان جارى کنيم و جان ببخشيمشان بر صحنه، جاودانهشان کنيم. هرچند گام آنان بر خاک سرزمين بود و گام ما بر خاک کهن صحنه ـ خانه کوچکمان؛ همه آنچه که داريم.
ما صدا مىزنيم شما را قلمزنان و نمايشنويسان، که بنگاريد روايت صادقانه اين روزگار را، و بدانيد ما بازيگران به واژهواژهتان وفادار خواهيم بود و پاسدارى خواهيم کرد از نقشهايى که از امروز براى امروز و آيندگان مىنويسيد. خون نقشهاى ما اينک در جوهر قلم شماست که بايد بر صفحه سپيد کاغذ ـ تاريخ ـ نقش ببندد.
و اکنون ما درخواست مىکنيم از ديگر همکارانمان و کارگردانان و صحنهگردانان، که به احترام عشقمان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پيش چشمانمان است، همچون هميشه، صداقت و راستى را به صحنه بياورند تا هنرپيشگىمان، صداقتپيشگى را يادآور شود. ما مىخواهيم راوى صداقت باشيم؛ راوى راستى و درستي.
حميد ابراهيمي، خسرو احمدي، پانتهآ بهرام، مهدى پاکدل، جواد پورزند، امير جعفري، بهناز جعفري، بابک حميديان، رويا دعوتي، سحر دولتشاهي، پيام دهکردي، ريما رامينفر، مريم رحيمي، ليلى رشيدي، حبيب رضايي، بهاره رهنما، على سرابي، مهدى سلطاني، سهراب سليمي، سهيلا صالحي، مهرداد ضيايي، ترانه عليدوستي، عباس غفاري، بهزاد فراهاني، مريم کاظمي، باران کوثري، آيدا کيخايي، علا محسني، داريوش موفق، رحيم نوروزي، افشينهاشمي، هدايتهاشمي، کاظم هژيرآزاد، هوشمند هنرکار
منبع: ghaedeyebazi.blogfa.com
پرده کنار مىرود / روشنايي... ما مىخواهيم چشمان بسته بر آنها را باز کنيم، گفتههاى آنان را بر زبانمان جارى کنيم و جان ببخشيمشان بر صحنه، جاودانهشان کنيم. هرچند گام آنان بر خاک سرزمين بود و گام ما بر خاک کهن صحنه ـ خانه کوچکمان؛ همه آنچه که داريم.
ما صدا مىزنيم شما را قلمزنان و نمايشنويسان، که بنگاريد روايت صادقانه اين روزگار را، و بدانيد ما بازيگران به واژهواژهتان وفادار خواهيم بود و پاسدارى خواهيم کرد از نقشهايى که از امروز براى امروز و آيندگان مىنويسيد. خون نقشهاى ما اينک در جوهر قلم شماست که بايد بر صفحه سپيد کاغذ ـ تاريخ ـ نقش ببندد.
و اکنون ما درخواست مىکنيم از ديگر همکارانمان و کارگردانان و صحنهگردانان، که به احترام عشقمان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پيش چشمانمان است، همچون هميشه، صداقت و راستى را به صحنه بياورند تا هنرپيشگىمان، صداقتپيشگى را يادآور شود. ما مىخواهيم راوى صداقت باشيم؛ راوى راستى و درستي.
حميد ابراهيمي، خسرو احمدي، پانتهآ بهرام، مهدى پاکدل، جواد پورزند، امير جعفري، بهناز جعفري، بابک حميديان، رويا دعوتي، سحر دولتشاهي، پيام دهکردي، ريما رامينفر، مريم رحيمي، ليلى رشيدي، حبيب رضايي، بهاره رهنما، على سرابي، مهدى سلطاني، سهراب سليمي، سهيلا صالحي، مهرداد ضيايي، ترانه عليدوستي، عباس غفاري، بهزاد فراهاني، مريم کاظمي، باران کوثري، آيدا کيخايي، علا محسني، داريوش موفق، رحيم نوروزي، افشينهاشمي، هدايتهاشمي، کاظم هژيرآزاد، هوشمند هنرکار
منبع: ghaedeyebazi.blogfa.com
جان داد ندا تا که جهان سبز بماند/ شعر وارده
جان داد «ندا» تا که جهان سبز بماند
اندیشه بیدارگران سبز بماند
جان داد که تزویر و ریا رنگ ببازد
رسوایی این ددصفتان سبز بماند
رسوایی همدستی گرگان ستمکار
با دست پر از مهر شبان سبز بماند
فریاد پر از خشم رهایی و عدالت
در گوش فلک گوش زمان سبز بماند
جان داد که آزادی ما زرد نگردد
فریاد حقیقت طلبان سبز بماند
ننگینی همراهی این دزد تبهکار
با قاضی و با دادستان سبز بماند
سرخی زبان تو تو را از نفس انداخت
بعد از تو ولی هر چه زبان سبز بماند
نامردی تیری که تو را نقش زمین کرد
در خاطره سرخ جهان سبز بماند
کشتی تو درختی ولی جنگل سرسبز
ای مرد تبردار بدان سبز بماند
میترسی از این شاخه که با ظلم شکستی
میترسی اگر جنبشمان سبز بماند
هر برگ شود تیری و بر قلب تو آید
خون تو شود آب و جهان سبز بماند
اندیشه بیدارگران سبز بماند
جان داد که تزویر و ریا رنگ ببازد
رسوایی این ددصفتان سبز بماند
رسوایی همدستی گرگان ستمکار
با دست پر از مهر شبان سبز بماند
فریاد پر از خشم رهایی و عدالت
در گوش فلک گوش زمان سبز بماند
جان داد که آزادی ما زرد نگردد
فریاد حقیقت طلبان سبز بماند
ننگینی همراهی این دزد تبهکار
با قاضی و با دادستان سبز بماند
سرخی زبان تو تو را از نفس انداخت
بعد از تو ولی هر چه زبان سبز بماند
نامردی تیری که تو را نقش زمین کرد
در خاطره سرخ جهان سبز بماند
کشتی تو درختی ولی جنگل سرسبز
ای مرد تبردار بدان سبز بماند
میترسی از این شاخه که با ظلم شکستی
میترسی اگر جنبشمان سبز بماند
هر برگ شود تیری و بر قلب تو آید
خون تو شود آب و جهان سبز بماند
نامه فاطمه شمس به همسرش محمدرضا جلاییپور بعد از بیدادگاه چهارم: ایمان آوردم که تو نفس مطمئنهای!
پس از برگزاری چهارمین قسمت از نمایش مضحک بیدادگاههای کودتا گرایان، فاطمه شمس، همسر محمد رضا جلائی پور که در این نمایش برده شده بود طی نامه ای به وی او را "نفس مطمئنه" خواند و گفت:"آنقدر آرام و مطمئن بودی که انگار کوچکترین غمی از آن همه پردهدری بر دلت ننشسته بود. همه چیز در نظرت لهو و لعبی بیمقدار و پست بود." متن کامل این نامه که در اختیار سایت نوروز قرار گرفته، بدین شرح :است
همسر مقاوم و مبارزم، محمدرضا جان
بعد از نماز صبح، سپیده داشت میزد و من مست خواب، اما چیزی مرا کشید به سمت تو. در گوشم صدایت آمد. یادم افتاد سهشنبه است و روز بیدادگاه. میدانستم سعید حجاریان را میخواهند بیاورند. نمیدانستم تو را هم ...
صدا درست شنیده بودم. خودت بودی. خود خودت. اول اسمت آمد روی صفحه سایتها. این موجودات بیلیاقت، بعد از ۶۷ روز هنوز اسمت را هم درست یاد نگرفتهاند چه برسد به اینکه بتوانند اتهامت را معلوم کنند! اول اسم پدرت را به جای خودت زدند، بعد هم فامیلیات را از فرط عجله در اعلام گندی که داشتند میزدند، نصفه نیمه اعلام کردند. اما برای من همان نامت کافی بود که بفهمم چشمان سبز و هوشیارت را با چشمبند کدر و سیاهشان بستهاند و سپس میان آن بیدادگاه رهایت کردهاند. به خود لرزیدم. نه از ترس حضورت، که از شوق دیدنت و از خشمی که در وجودم زبانه میکشید. باز شده بودم همان گنجشک باران خورده عصرهای دوشنبه.
به پدرت زنگ زدم. گفتم محمدرضا را آوردهاند. سخت بود به او بگویم پاره تنت را بالاخره کشاندند به این نمایش مضحک. به خصوص که دیروز به ملاقاتت آمده بود و تو روحت از دادگاه امروز خبر هم نداشت. بعد از آن هم به مادرم گفتم. گفتم رضا را آوردند دادگاه مادر! سکوت آنقدر کشدار شد که خودش قطع کرد. فهمیده بود حال و روزم چون است. هر چه باشد مادر است. خوب دخترش را میشناسد. همه این ۶٧ روز با بغضهایم گریست و در برابر خشمم سکوت کرد.
خواب دیگر رفته بود پی کارش. نشستم به انتظار عکست که برسد و بعد از ۶۷ روز ببینمت. دیدمت. خیره خیره نگاهت کردم و تو هم نگاهم کردی. قرارمان هم همین بود. مگر نبود؟ قرار بود هر وقت دلمان تنگ هم است، فقط به هم نگاه کنیم. بی هیچ حرفی و بگذاریم سکوت همه حرفها را بزند. نگاههای آرام و مطمئن و لبخند امیدوارانهات از پشت دوربینها با من حرف زد. همه این ۶۷ روز را با من گفتی. از پس همین نگاهها و آن لبخند که نشانه فتح تو بود. دلم برای آن خبرنگار بیچاره نانخور فارس نیوز که عکست را گرفت تا تو را اغتشاشگر معرفی کند میسوزد، خودش هم نفهمید چه خدمتی بعد از ۶۷ روز دوری به من و تو کرد...
محمدرضاجان!
امروز ایمان آوردم که تو نفس مطمئنهای! نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم! آنقدر آرام و مطمئن بودی که انگار کوچکترین غمی از آن همه پردهدری بر دلت ننشسته بود. همه چیز در نظرت لهو و لعبی بیمقدار و پست بود. عوض اینکه سرت را به زیر بیندازی و خودخوری کنی، هر گوشه را با همان نگاه چموش و سبزت گشتی و دوربینهای خبرنگاران را یافتی و درست توی دریچه خیره خیره نگاه کردی و با لبخندت با ما حرف زدی. درست وقتی چک چک فلاش دوربینها را دیدی، از همان اتاقی که امروز، محل حضور نیکترین مردان این سرزمین بود، به من و ما خندیدی و گفتی حال من هنوز خوب است و شجاعانه ایستادهام. نه فقط نگاه تو که نگاه همه آن خوبان و مومن و روزهداردربند با ما حرف زد. نگاه آرام تو، نگاه نگران رمضانزاده، نگاه دردآور اما هوشیار نبوی، نگاه جسورانه تاجزاده، نگاه پر از سوال و حسرت قوچانی و شهاب، نگاه همیشه خندان امینزاده و بهتی عمیق در نگاه سعید شریعتی عزیز که داشت لحظه لحظه آن بیدادگاه را قصیدهای میکرد در ذهن بلندش و بیش از هر چیز نگاه بیکران سعید حجاریان نازنین همه نگاهها با ما حرف زد، حرف زد و حرف زد.
محبوب من!
دیدمت، بعد از ۶۷ روز و شب که تصورم از تو یک تجسم ذهنی بود و رویایم دیدن زودهنگامت بعد از آزادی، اما تو را امروز آوردند و مضحکترین جملهای که ممکن بود را در متن مبتذلی به قلم الکن مرتضوی، به تو نسبت دادند تا دلشان خوش باشد در این مدت طولانی که با اتاق داغ و فحش ناموسی و ضرب و شتم موفق به گرفتن اعتراف نشدهاند، لااقل در مقابل دوربینهایشان حاضرت کردهاند تا بیش از این تباه و ضایع نشوند.
محبوب مومن و همراهم
میدانم همین حالا هم که آنجا نشستهای، داری ذکر خدا را در دلت دوره میکنی و دعا میکنی که خدا هدایتشان کند. کاش خدا ببیند با گروهی مسلمان مومن و مظلوم روزهدار چه میکنند. گویی داستان مسجد کوفه از نو تکرار میشود و آن ضربت مسموم این بار درست در محوطه این بیدادگاه بر فرق عدالت فرود آمده است. حضور فاتحانه امروز تو بعد از ۶۷ روز استقامت به همگان اثبات کرد که با حبس جسم، روح بزرگی چون تو را نمیتوان به بند کشید. همین طور هم شد. از بند رستهای تو. چه آن سو باشی، چه اینسو.
عماد بهاور عزیز که آزاد شده بود، برایم نوشت، شک ندارم محمدرضا را به دادگاه بیاورند به همه میخندد. آن روز معنای حرفش را نفهمیدم. امروز تا تصویرت را دیدم تازه فهمیدم خندیدن در صحن دادگاه یعنی چه. نیشخند نگاه آرام و مطمئنت و لبان پر خندهات پتک آخری بود که بر سر این بیدادگستران فرود آمد.
نور روی ماهت را تا بیایی چون فانوسی به دست میگیرم تا از هجوم این شبزدگان هراسی به دلم نیفتد. خندهات از هزار فرسخی لبانم را فتح کرد و امید را در دلم بارور ساخت. چشمهایت هنوز هم سبزند... برای دیدنت، صبور و سبز میمانم.
همسرت: فاطمه
همسر مقاوم و مبارزم، محمدرضا جان
بعد از نماز صبح، سپیده داشت میزد و من مست خواب، اما چیزی مرا کشید به سمت تو. در گوشم صدایت آمد. یادم افتاد سهشنبه است و روز بیدادگاه. میدانستم سعید حجاریان را میخواهند بیاورند. نمیدانستم تو را هم ...
صدا درست شنیده بودم. خودت بودی. خود خودت. اول اسمت آمد روی صفحه سایتها. این موجودات بیلیاقت، بعد از ۶۷ روز هنوز اسمت را هم درست یاد نگرفتهاند چه برسد به اینکه بتوانند اتهامت را معلوم کنند! اول اسم پدرت را به جای خودت زدند، بعد هم فامیلیات را از فرط عجله در اعلام گندی که داشتند میزدند، نصفه نیمه اعلام کردند. اما برای من همان نامت کافی بود که بفهمم چشمان سبز و هوشیارت را با چشمبند کدر و سیاهشان بستهاند و سپس میان آن بیدادگاه رهایت کردهاند. به خود لرزیدم. نه از ترس حضورت، که از شوق دیدنت و از خشمی که در وجودم زبانه میکشید. باز شده بودم همان گنجشک باران خورده عصرهای دوشنبه.
به پدرت زنگ زدم. گفتم محمدرضا را آوردهاند. سخت بود به او بگویم پاره تنت را بالاخره کشاندند به این نمایش مضحک. به خصوص که دیروز به ملاقاتت آمده بود و تو روحت از دادگاه امروز خبر هم نداشت. بعد از آن هم به مادرم گفتم. گفتم رضا را آوردند دادگاه مادر! سکوت آنقدر کشدار شد که خودش قطع کرد. فهمیده بود حال و روزم چون است. هر چه باشد مادر است. خوب دخترش را میشناسد. همه این ۶٧ روز با بغضهایم گریست و در برابر خشمم سکوت کرد.
خواب دیگر رفته بود پی کارش. نشستم به انتظار عکست که برسد و بعد از ۶۷ روز ببینمت. دیدمت. خیره خیره نگاهت کردم و تو هم نگاهم کردی. قرارمان هم همین بود. مگر نبود؟ قرار بود هر وقت دلمان تنگ هم است، فقط به هم نگاه کنیم. بی هیچ حرفی و بگذاریم سکوت همه حرفها را بزند. نگاههای آرام و مطمئن و لبخند امیدوارانهات از پشت دوربینها با من حرف زد. همه این ۶۷ روز را با من گفتی. از پس همین نگاهها و آن لبخند که نشانه فتح تو بود. دلم برای آن خبرنگار بیچاره نانخور فارس نیوز که عکست را گرفت تا تو را اغتشاشگر معرفی کند میسوزد، خودش هم نفهمید چه خدمتی بعد از ۶۷ روز دوری به من و تو کرد...
محمدرضاجان!
امروز ایمان آوردم که تو نفس مطمئنهای! نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم! آنقدر آرام و مطمئن بودی که انگار کوچکترین غمی از آن همه پردهدری بر دلت ننشسته بود. همه چیز در نظرت لهو و لعبی بیمقدار و پست بود. عوض اینکه سرت را به زیر بیندازی و خودخوری کنی، هر گوشه را با همان نگاه چموش و سبزت گشتی و دوربینهای خبرنگاران را یافتی و درست توی دریچه خیره خیره نگاه کردی و با لبخندت با ما حرف زدی. درست وقتی چک چک فلاش دوربینها را دیدی، از همان اتاقی که امروز، محل حضور نیکترین مردان این سرزمین بود، به من و ما خندیدی و گفتی حال من هنوز خوب است و شجاعانه ایستادهام. نه فقط نگاه تو که نگاه همه آن خوبان و مومن و روزهداردربند با ما حرف زد. نگاه آرام تو، نگاه نگران رمضانزاده، نگاه دردآور اما هوشیار نبوی، نگاه جسورانه تاجزاده، نگاه پر از سوال و حسرت قوچانی و شهاب، نگاه همیشه خندان امینزاده و بهتی عمیق در نگاه سعید شریعتی عزیز که داشت لحظه لحظه آن بیدادگاه را قصیدهای میکرد در ذهن بلندش و بیش از هر چیز نگاه بیکران سعید حجاریان نازنین همه نگاهها با ما حرف زد، حرف زد و حرف زد.
محبوب من!
دیدمت، بعد از ۶۷ روز و شب که تصورم از تو یک تجسم ذهنی بود و رویایم دیدن زودهنگامت بعد از آزادی، اما تو را امروز آوردند و مضحکترین جملهای که ممکن بود را در متن مبتذلی به قلم الکن مرتضوی، به تو نسبت دادند تا دلشان خوش باشد در این مدت طولانی که با اتاق داغ و فحش ناموسی و ضرب و شتم موفق به گرفتن اعتراف نشدهاند، لااقل در مقابل دوربینهایشان حاضرت کردهاند تا بیش از این تباه و ضایع نشوند.
محبوب مومن و همراهم
میدانم همین حالا هم که آنجا نشستهای، داری ذکر خدا را در دلت دوره میکنی و دعا میکنی که خدا هدایتشان کند. کاش خدا ببیند با گروهی مسلمان مومن و مظلوم روزهدار چه میکنند. گویی داستان مسجد کوفه از نو تکرار میشود و آن ضربت مسموم این بار درست در محوطه این بیدادگاه بر فرق عدالت فرود آمده است. حضور فاتحانه امروز تو بعد از ۶۷ روز استقامت به همگان اثبات کرد که با حبس جسم، روح بزرگی چون تو را نمیتوان به بند کشید. همین طور هم شد. از بند رستهای تو. چه آن سو باشی، چه اینسو.
عماد بهاور عزیز که آزاد شده بود، برایم نوشت، شک ندارم محمدرضا را به دادگاه بیاورند به همه میخندد. آن روز معنای حرفش را نفهمیدم. امروز تا تصویرت را دیدم تازه فهمیدم خندیدن در صحن دادگاه یعنی چه. نیشخند نگاه آرام و مطمئنت و لبان پر خندهات پتک آخری بود که بر سر این بیدادگستران فرود آمد.
نور روی ماهت را تا بیایی چون فانوسی به دست میگیرم تا از هجوم این شبزدگان هراسی به دلم نیفتد. خندهات از هزار فرسخی لبانم را فتح کرد و امید را در دلم بارور ساخت. چشمهایت هنوز هم سبزند... برای دیدنت، صبور و سبز میمانم.
همسرت: فاطمه
مدیرعامل بهشت زهرا برکنار شد
شبکه جنبش راه سبز(جرس) : در پی افشای خبر دفن مخفیانه ۴۴ نفر از کشته شدگان اعتراضات اخیر و پخش تصاویر محل دفن آنها به همراه شماره جوازهای دفن صادر شده از سوی بهشت زهرا ساعتی پیش مدیرعامل بهشت زهرا برکنار شد.
بنابر گزارش پایگاه خبری فراکسیون اقلیت مجلس ،محمود رضاییان از مدیرعاملی سازمان بهشت زهرا برکنار شد.
محمود رضائیان ۵۷ ساله بیش از دو دهه در سازمان بهشت زهرا در پست های معاون مالی و اداری – معاون هماهنگی برنامه ریزی و بازرگانی و قائم مقام و از سال ۱۳۷۵ تا برکناریش به مدت ۱۳ سال مدیر عامل سازمان بهشت زهرا و شهردار حرم امام خمینی بود.
گفتنی است در روزهای اخیر اخباری منتشر شد مبنی بر این که در روزهای ۲۱ و ۲۴ تیرماه سال جاری پیکر ۴۴ نفر از کشته شدگان اعتراضات پس از انتخابات در تدابیر شدید امنیتی و بدون شناسایی و اطلاع خانواده های آنها در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرای تهران دفن شده است.
هرچند این خبر که اول بار توسط پایگاه اطلاع رسانی حزب مشارکت منتشر شده بود توسط مدیرعامل بهشت زهرا تکذیب شد اما این بار وبسایت نوروز حتی شماره قطعه هایی که این کشته شدگان در آن دفن شده اند و پس از آن تصاویری را از این محل منتشر کرد که بازتاب گسترده ای در رسانه ها یافت.
پس از رسانه ای شدن این موضوع نمایندگان مجلس و اعضای کمیته ویژه مجلس اعلام کردند که برای رسیدگی به این موضوع روز سه شنبه و همچنین روزهای آتی به محلی که گفته می شود پیکر کشته شدگان اخیر مخفیانه در آنجا دفن شده است خواهد رفت و تحقیقات لازم را به عمل می آورند.
بنابر گزارش پایگاه خبری فراکسیون اقلیت مجلس ،محمود رضاییان از مدیرعاملی سازمان بهشت زهرا برکنار شد.
محمود رضائیان ۵۷ ساله بیش از دو دهه در سازمان بهشت زهرا در پست های معاون مالی و اداری – معاون هماهنگی برنامه ریزی و بازرگانی و قائم مقام و از سال ۱۳۷۵ تا برکناریش به مدت ۱۳ سال مدیر عامل سازمان بهشت زهرا و شهردار حرم امام خمینی بود.
گفتنی است در روزهای اخیر اخباری منتشر شد مبنی بر این که در روزهای ۲۱ و ۲۴ تیرماه سال جاری پیکر ۴۴ نفر از کشته شدگان اعتراضات پس از انتخابات در تدابیر شدید امنیتی و بدون شناسایی و اطلاع خانواده های آنها در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرای تهران دفن شده است.
هرچند این خبر که اول بار توسط پایگاه اطلاع رسانی حزب مشارکت منتشر شده بود توسط مدیرعامل بهشت زهرا تکذیب شد اما این بار وبسایت نوروز حتی شماره قطعه هایی که این کشته شدگان در آن دفن شده اند و پس از آن تصاویری را از این محل منتشر کرد که بازتاب گسترده ای در رسانه ها یافت.
پس از رسانه ای شدن این موضوع نمایندگان مجلس و اعضای کمیته ویژه مجلس اعلام کردند که برای رسیدگی به این موضوع روز سه شنبه و همچنین روزهای آتی به محلی که گفته می شود پیکر کشته شدگان اخیر مخفیانه در آنجا دفن شده است خواهد رفت و تحقیقات لازم را به عمل می آورند.
بیانیه جبهه مشارکت در ارتباط با چهارمین جلسه دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات
بسم الله الرحمن الرحیم
چهارمین جلسه دادگاه بازداشت شدگان پس از انتخابات که صحنه ای دیگر از نمایش رسوای قلب واقعیت های انتخابات و تلاشی برای به فرجام رساندن سناریوی یکدست سازی قدرتِ غیرپاسخ گو و حاشیه ی امن سازی برای دولت غیر مشروع برآمده از آن بود،امروز برگزار شد.
آن چه در این مسیر و در این دادگاه بیش از هر چیزی مشهوداست، فقدان ترتیبات حقوقی و قضایی و حاکمیت اراده سیاسی و تبلیغاتی بر روند دادگاه است . قابل پیش بینی بود که وقتی زندانیان پس از مدتها بیخبری از رخدادهای پس از انتخابات و فشارهای روانی بسیار برای پذیرش تحلیل های القائی و بعبارتی شکنجه سپید، یک راست از زندان به دادگاه آورده شوند از آنها نباید انتظار ارائه تحلیل های واقع بینانه داشت. نمونه این نوع دادگاهها در گذشته نیز سابقه داشته است و زندانیان پس از آزادی از آنچه در چنین دادگاههایی بر زبان رانده بوده اند متحیر و شرمسار عذرخواه دوستان و مردم شده اند.
البته به گمان ما ایرادی بر این عزیزان نیست چرا که آنان در شرایط آزاد، زندگی و عمر خویش را درپای تحلیل های واقع بینانه خود سپری کرده اند و آنچه امروز بر زبانشان جاری می شود به اراده و خواست آنها نیست، هر چند بر آن تأکیدهم بکنند. اگر چنین نبود چه داعیه ای هست که این عزیزان با چنین دیدگاههایی همچنان در سلول انفرادی و بی خبر از اخبار و حوادث بیرون از زندان نگاهداری شوند. ما همه مردم را که همچون ما از شنیدن این سخنان نا مأنوس در بهت فرو رفته اند به صبر و خویشتن داری فرا می خوانیم.
آنچه امروز شاهد آن هستیم فرو بستن چشم و گوش حاکمان بر انذارهای دلسوزان و عقده گشایی از تمامی دوران اصلاحات و بزرگان آن است که امروز بیش از هر زمانی درستی و ضرورت به فرجام رسیدن اهداف آن که جنبشی عمیق و اصیل بود آشکار شده است.
کیفرخواست قرائت شده نه علیه متهمان حاضر در دادگاه که علیه احزاب و گروه هائی بود که سالهاست موی دماغ قدرتند. راست و دروغ های کنار هم چیده شده، همگی پاسخ های درخور دارند و اگر حاکمان اقتدارگرا صداقت دارند، اجازه دهند نه در پی دو ماه انفرادی و اعمال انواع فشارها و تضییقات و با وکیل تحمیلی بلکه در فضائی برابر و رسانه ای در برابر اتهامات عقیدتی و سیاسی که جای طرح آنها نه در کیفرخواست بلکه در فضای رسانه ای است، پاسخ خود را دریافت کنند.
چه کسی است که سال ها سعید حجاریان و کلام و دیدگاه های او را بشناسد و نفهمد که اینهایی که در دادگاه از سوی وی خوانده شد، نظرات او نیست؟ سعید عزیز بزرگ منشانه خواسته تا بسیاری از اهرم های فشار بر حزب و خانه اش جبهه مشارکت را به دوش بگیرد، حال آنکه تک تک اعضای این حزب سرافرازانه در کنار هم و در کنار او از عملکرد پرافتخار ۱۱ ساله خود دفاع می کنند.
اگر نبود این عملکرد پرافتخار، کودتاچیان لازم نمی دیدند این حزب را در سیبل اصلی اتهامات ناروای خود قرار دهند و چه نیاز ی بود به اینکه در دادگاه مربوط به درگیری های پس از انتخابات، اسناد و تحلیل های داخلی حزب و مواضع برخی اعضا را درباره مسائل بدون ارتباط به دادگاه، چون مسئله هسته ای و غیره را به محاکمه بکشند.
جای طرح این بحث ها مگر در دادگاه است و آن هم دادگاهی مربوط به انتخابات و اعتراضات پس از آن؟ برای ما اینها نشان از درستی راهی است که در آن گام نهاده ایم و به فضل خدا در آن استوارتر از پیش خواهیم قدم بر خواهیم داشت.
در خاتمه ضمن محفوظ دانستن حق قانونی جبهه مشارکت ایران اسلامی برای پاسخگوئی به اتهامات وارده در کیفرخواست ارائه شده، یک بار دیگر به جریان حاکم هشدار می دهیم که به مسیر قانون، عدالت و اخلاق بازگردند و از عقلای موثر بر رفتار جریان حاکم می خواهیم تا عواقب این رفتار را به کسانی که مست قدرت خویشند گوشزد کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
چهارمین جلسه دادگاه بازداشت شدگان پس از انتخابات که صحنه ای دیگر از نمایش رسوای قلب واقعیت های انتخابات و تلاشی برای به فرجام رساندن سناریوی یکدست سازی قدرتِ غیرپاسخ گو و حاشیه ی امن سازی برای دولت غیر مشروع برآمده از آن بود،امروز برگزار شد.
آن چه در این مسیر و در این دادگاه بیش از هر چیزی مشهوداست، فقدان ترتیبات حقوقی و قضایی و حاکمیت اراده سیاسی و تبلیغاتی بر روند دادگاه است . قابل پیش بینی بود که وقتی زندانیان پس از مدتها بیخبری از رخدادهای پس از انتخابات و فشارهای روانی بسیار برای پذیرش تحلیل های القائی و بعبارتی شکنجه سپید، یک راست از زندان به دادگاه آورده شوند از آنها نباید انتظار ارائه تحلیل های واقع بینانه داشت. نمونه این نوع دادگاهها در گذشته نیز سابقه داشته است و زندانیان پس از آزادی از آنچه در چنین دادگاههایی بر زبان رانده بوده اند متحیر و شرمسار عذرخواه دوستان و مردم شده اند.
البته به گمان ما ایرادی بر این عزیزان نیست چرا که آنان در شرایط آزاد، زندگی و عمر خویش را درپای تحلیل های واقع بینانه خود سپری کرده اند و آنچه امروز بر زبانشان جاری می شود به اراده و خواست آنها نیست، هر چند بر آن تأکیدهم بکنند. اگر چنین نبود چه داعیه ای هست که این عزیزان با چنین دیدگاههایی همچنان در سلول انفرادی و بی خبر از اخبار و حوادث بیرون از زندان نگاهداری شوند. ما همه مردم را که همچون ما از شنیدن این سخنان نا مأنوس در بهت فرو رفته اند به صبر و خویشتن داری فرا می خوانیم.
آنچه امروز شاهد آن هستیم فرو بستن چشم و گوش حاکمان بر انذارهای دلسوزان و عقده گشایی از تمامی دوران اصلاحات و بزرگان آن است که امروز بیش از هر زمانی درستی و ضرورت به فرجام رسیدن اهداف آن که جنبشی عمیق و اصیل بود آشکار شده است.
کیفرخواست قرائت شده نه علیه متهمان حاضر در دادگاه که علیه احزاب و گروه هائی بود که سالهاست موی دماغ قدرتند. راست و دروغ های کنار هم چیده شده، همگی پاسخ های درخور دارند و اگر حاکمان اقتدارگرا صداقت دارند، اجازه دهند نه در پی دو ماه انفرادی و اعمال انواع فشارها و تضییقات و با وکیل تحمیلی بلکه در فضائی برابر و رسانه ای در برابر اتهامات عقیدتی و سیاسی که جای طرح آنها نه در کیفرخواست بلکه در فضای رسانه ای است، پاسخ خود را دریافت کنند.
چه کسی است که سال ها سعید حجاریان و کلام و دیدگاه های او را بشناسد و نفهمد که اینهایی که در دادگاه از سوی وی خوانده شد، نظرات او نیست؟ سعید عزیز بزرگ منشانه خواسته تا بسیاری از اهرم های فشار بر حزب و خانه اش جبهه مشارکت را به دوش بگیرد، حال آنکه تک تک اعضای این حزب سرافرازانه در کنار هم و در کنار او از عملکرد پرافتخار ۱۱ ساله خود دفاع می کنند.
اگر نبود این عملکرد پرافتخار، کودتاچیان لازم نمی دیدند این حزب را در سیبل اصلی اتهامات ناروای خود قرار دهند و چه نیاز ی بود به اینکه در دادگاه مربوط به درگیری های پس از انتخابات، اسناد و تحلیل های داخلی حزب و مواضع برخی اعضا را درباره مسائل بدون ارتباط به دادگاه، چون مسئله هسته ای و غیره را به محاکمه بکشند.
جای طرح این بحث ها مگر در دادگاه است و آن هم دادگاهی مربوط به انتخابات و اعتراضات پس از آن؟ برای ما اینها نشان از درستی راهی است که در آن گام نهاده ایم و به فضل خدا در آن استوارتر از پیش خواهیم قدم بر خواهیم داشت.
در خاتمه ضمن محفوظ دانستن حق قانونی جبهه مشارکت ایران اسلامی برای پاسخگوئی به اتهامات وارده در کیفرخواست ارائه شده، یک بار دیگر به جریان حاکم هشدار می دهیم که به مسیر قانون، عدالت و اخلاق بازگردند و از عقلای موثر بر رفتار جریان حاکم می خواهیم تا عواقب این رفتار را به کسانی که مست قدرت خویشند گوشزد کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
پاسخ مهدی هاشمی به ادعاهای دو تن از متهمان حوادث پس از انتخابات
اینجانب مهدی هاشمی هرگز اعتقادی به هزینه تبلیغات انتخاباتی از محل بودجه بیتالمال نداشتهام و اظهارات آقای کرمی کذب محض است.
آفتاب: بهدنبال اظهارات دوتن از متهمان حوادث پس از انتخابات در دادگاه روز سهشنبه و طرح برخی اتهامات نسبت به مهدی هاشمی رفسنجانی در این دادگاه، وی طی نامهای خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما، در اینباره توضیحاتی ارائه داد.
بهگزارش گروه سیاسی آفتاب، متن این نامه بدین شرح است:
بسمالله القاسمالجبارین
ریاست محترم صداوسیما
با سلام
پیرو اظهاراتی که آقای حمزه کرمی یکی از متهمین جریانات اخیر که بیش از هفتاد روز در سلول انفرادی بوده و بدون وکیل روز سه شنبه ۳/۶/۸۸ در دادگاه حاضر شد و بر خلاف تبصره یک ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر میدارد: «خبرنگاران رسانهها میتوانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی، گزارش مکتوب تهیه کرده و بدون ذکر نام با مشخصاتی که معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاکی یا مشتکی عنه باشد، منتشر نمایند. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حکم افتراست». ضمن درخواست وقت پاسخگویی طبق مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مطالب زیر جهت اعلام در اولین برنامه صداوسیما ارسال میگردد:
اینجانب مهدی هاشمی هرگز اعتقادی به هزینه تبلیغات انتخاباتی از محل بودجه بیتالمال نداشتهام و اظهارات آقای کرمی کذب محض است.
سازمان بهینهسازی مصرف سوخت سازمانی دولتی است و هزینه اعتبارات در این سازمان طی مراحل پیشبینی شده در قانون محاسبات از جمله تشخیص، تسجیل، تخصیص تأمین اعتبار و انجام هزینه انجام میگیرد که همه این اقدامات توسط ذی حساب و مدیر مالی منصوب از طرف وزارت اقتصاد و دارایی انجام و اسناد آن توسط سازمانهای نظارتی بررسی و تفریغ بودجه انجام میگیرد و طرح ادعاهای واهی و سندسازی خلاف واقع بوده و قبل از اثبات در مراجع قضایی جرم و قابل تعقیب است و در طول چهار سال گذشته که اینجانب از سازمان منفصل شدهام، اسناد هزینههای انجام شده توسط سازمانهای نظارتی بارها و بارها مورد رسیدگی قرار گرفته است.
کل هزینه تبلیغات در بودجه سازمان بهینهسازی در سال ۸۴ مشخص است و بخش عمده این اعتبارات نیز برای انجام تبلیغات به صداوسیما واگذار شده و انجام دو میلیارد تومان از این بودجه با سندسازی با وجود دستگاههای نظارتی مختلف محال و ممتنع است.
حال که پرونده انتخابات سال ۸۴ باز شده، برای تنویر افکار عمومی خوب است دو میلیارد تومان ادعایی در این دادگاه فرمایشی همراه با سیصد و چهل میلیارد تومانی که از شهرداری مفقود شده و بارها توسط شهردار وقت و شورای شهر و سازمان بازرسی کل کشور مورد سؤال قرار گرفته یکجا بررسی شود ” تا رسوا شود هرکه در او غش باشد”
در ارتباط با سایت جمهوریت اینجانب هیچ ارتباط ارگانیکی با سایت مزبور نداشتهام و هیچ مسئولیتی در این سایت نداشتم و نکته قابل توجه اینکه این اقدام فرمایشی درست پس از آن انجام گرفته که خبر ارسال شکایت خانواده آیتالله هاشمی از آقای احمدینژاد برای قوه قضائیه اعلام شده است.
مهدی هاشمی
آفتاب: بهدنبال اظهارات دوتن از متهمان حوادث پس از انتخابات در دادگاه روز سهشنبه و طرح برخی اتهامات نسبت به مهدی هاشمی رفسنجانی در این دادگاه، وی طی نامهای خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما، در اینباره توضیحاتی ارائه داد.
بهگزارش گروه سیاسی آفتاب، متن این نامه بدین شرح است:
بسمالله القاسمالجبارین
ریاست محترم صداوسیما
با سلام
پیرو اظهاراتی که آقای حمزه کرمی یکی از متهمین جریانات اخیر که بیش از هفتاد روز در سلول انفرادی بوده و بدون وکیل روز سه شنبه ۳/۶/۸۸ در دادگاه حاضر شد و بر خلاف تبصره یک ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر میدارد: «خبرنگاران رسانهها میتوانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی، گزارش مکتوب تهیه کرده و بدون ذکر نام با مشخصاتی که معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاکی یا مشتکی عنه باشد، منتشر نمایند. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حکم افتراست». ضمن درخواست وقت پاسخگویی طبق مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مطالب زیر جهت اعلام در اولین برنامه صداوسیما ارسال میگردد:
اینجانب مهدی هاشمی هرگز اعتقادی به هزینه تبلیغات انتخاباتی از محل بودجه بیتالمال نداشتهام و اظهارات آقای کرمی کذب محض است.
سازمان بهینهسازی مصرف سوخت سازمانی دولتی است و هزینه اعتبارات در این سازمان طی مراحل پیشبینی شده در قانون محاسبات از جمله تشخیص، تسجیل، تخصیص تأمین اعتبار و انجام هزینه انجام میگیرد که همه این اقدامات توسط ذی حساب و مدیر مالی منصوب از طرف وزارت اقتصاد و دارایی انجام و اسناد آن توسط سازمانهای نظارتی بررسی و تفریغ بودجه انجام میگیرد و طرح ادعاهای واهی و سندسازی خلاف واقع بوده و قبل از اثبات در مراجع قضایی جرم و قابل تعقیب است و در طول چهار سال گذشته که اینجانب از سازمان منفصل شدهام، اسناد هزینههای انجام شده توسط سازمانهای نظارتی بارها و بارها مورد رسیدگی قرار گرفته است.
کل هزینه تبلیغات در بودجه سازمان بهینهسازی در سال ۸۴ مشخص است و بخش عمده این اعتبارات نیز برای انجام تبلیغات به صداوسیما واگذار شده و انجام دو میلیارد تومان از این بودجه با سندسازی با وجود دستگاههای نظارتی مختلف محال و ممتنع است.
حال که پرونده انتخابات سال ۸۴ باز شده، برای تنویر افکار عمومی خوب است دو میلیارد تومان ادعایی در این دادگاه فرمایشی همراه با سیصد و چهل میلیارد تومانی که از شهرداری مفقود شده و بارها توسط شهردار وقت و شورای شهر و سازمان بازرسی کل کشور مورد سؤال قرار گرفته یکجا بررسی شود ” تا رسوا شود هرکه در او غش باشد”
در ارتباط با سایت جمهوریت اینجانب هیچ ارتباط ارگانیکی با سایت مزبور نداشتهام و هیچ مسئولیتی در این سایت نداشتم و نکته قابل توجه اینکه این اقدام فرمایشی درست پس از آن انجام گرفته که خبر ارسال شکایت خانواده آیتالله هاشمی از آقای احمدینژاد برای قوه قضائیه اعلام شده است.
مهدی هاشمی
اشتراک در:
پستها (Atom)
