پدال میزنیم و سبز میمانیم
دو دوچرخهسوار که پنج سال پیش به خاطر سفر به دور دنیا از فدراسیون دوچرخهسواری ایران حکم قهرمان قهرمانان را گرفتند، اکنون برای رساندن پیام مظلومیت مردم ایران و توجه جهانیان به خونهای بیگناه ریخته شدهی جوانان این سرزمین رکاب میزنند.
به گزارش موج سبز آزادی، امیرحسین احمدی و حسین علیزاده که با هواپیما وارد نیویورک شدهاند، قصد دارند در یک تور نمادین سه ماهه، برای دفاع از جنبش سبز ملت ایران و رساندن پیام مظلومیت ایرانیان به گوش جهان، در خاک آمریکا و چند کشور اروپایی رکاب بزنند.
بر اساس این گزارش، این دو ورزشکار که پس از چندین با رکابزنی دور ایران و کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی، موفق شدند به عنوان نخستین دوچرخه سواران ایرانی، امتیاز سفر به دور دنیا را از فدراسیون دوچرخه سواری ایران کسب کنند، در فاصله شهریور ۷۹ تا آذر ۸۳ دور دنیا را در پنج قاره رکاب زدند، ۶۴۰۰۰ کیلومتر را با دوچرخه طی کردند و در سال ۷۶ حکم قهرمان قهرمانان را از فدراسیون دوچرخهسواری کشور اخد کردند.
آنها درباره هدف خود از رکاب زدن میگویند: «ما در طول سفر دور دنیا حامل پیام صلح ملت ایران برای مردم دنیا بودیم تا به جهانیان نشان دهیم که ملت ایران طرفدار صلح و دوستی بین همه ملتهاست و از جنگ و خونریزی بیزار است. گمان نمیکردیم زمانی فرا برسد تا برای رساندن پیام مظلومیت مردم ایران و توجه جهانیان به خونهای بیگناه ریخته شده جوانان این سرزمین نظیر روح الامینی، کیانوش آسا، ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی و... پای در رکاب نهیم و با چشمانی اشکبار شاهد تکرار تاریخ در کشته شدن فرزندان این سرزمین به دست پدران باشیم و سهراب های زمان را از دست بدهیم، با این تفاوت تلخ که این بار فرزندان وطن نه به دست پدران بلکه به دست پدرخوانده ها به خاک و خون کشیده شدهاند و اعتراض مسالمتآمیزشان با گلوله و باتوم پاسخ داده شده است.
این دو قهرمان دوچرخهسواری با راهاندازی یک سایت اینترنتی در آدرس pedal4green.com قرار است آخرین اخبار تور سبز خود در آمریکا و اروپا را از این طریق اعلام کنند.
مهدی کروبی در واکنش به اظهارت فرمانده کل سپاه:آقايان به مسائل سياسي و دستهبندي نپردازند
شبکه جنبش راه سبز (جرس) : مهدی کروبی دبيركل حزب اعتماد ملي با انتقاد از اظهارات فرمانده کل سپاه پاسداران در واكنش به سخنان اخير محمدعلی جعفری تاكيد كرد«آقايان به مسائل سياسي و دستهبندي نپردازند، چرا كه خود اين موضوع براي سپاه مضر است، اگر كسي به اين بحثها وارد شود بحثهاي ديگر نيز پيش ميآيد. »
مهدی كروبي درباره اتهاماتی که فرمانده سپاه پاسداران متوجه چهره های اصلاح طلب کرده است گفت« ما كه در اين قضايا نيستيم. شنيدهام و خواندهام كه فرمانده سپاه اظهار نظر كرده است، اما من نظرم اين است كه آقايان اين همه به مسائل سياسي و دستهبندي نپردازند، چرا كه خود اين موضوع براي سپاه مضر است اگر كسي به اين بحثها وارد شود بحثهاي ديگر نيز پيش ميآيد.»
به گزارش ايلنا، مهدي كروبي در حاشيه مراسم بزرگداشت عبدالعزيز حكيم در جمع خبرنگاران همچنین درباره جلسه اخير خود با هيات سه نفره قضايي اظهار داشت: توضيح در باره اين جلسه بر عهده معاون اول قوه قضائيه است؛ اما جلسه بسيار خوبي بود كه در آن توضيحات لازم ارائه شد و نقطهنظرهاي خود را بيان كردم و قرار شد مسائل مطرح شده در اين جلسه را آنها مطالعه و بررسي كنند تا به نتيجه برسيم.
اين نامزد انتخابات رياستجمهوري دوره دهم از آيتالله لاريجاني، رئيس قوه قضائيه بهدليل تشكيل اين جلسه تشكر كرد و گفت: شنيدهام به خلفي، رئيس حوزه رياست قوه قضائيه گفتهاند كه اين ماجرا را پيگيري كنيد تا آنچه هست روشن شود.
وي در پاسخ به اين پرسش كه در گذشته خواهان امنيت براي شاهدان مستندات خود شدهايد آيا موضوع در جلسه مطرح شد،گفت: اين موضوع نيز در اين جلسه مطرح و صحبت شد نتايج جلسه فعلي بسيار خوب بود و اميدواريم نتايج آن همچنان ادامه داشته باشد.
وي تاكيد كرد: قرار شده است ارتباط ما با اين جلسه ادامه داشته باشد و اگر لازم شد مجددا در جلسه حاضر شده و مستندات لازم را ارائه دهيم. حتي قرار شده نامه ديگري را به محسنياژهاي بفرستم.
وی درباره این پرسش که آیا خبر ناپدید شدن یکی از شاهدان حوادث اخیر صحت دارد، اظهار داشت: یکی از اشخاص که مورد سوال قرار گرفته است دو نوع برخورد با وی شد. یکی برخورد دادستان کل کشور وقت با وی بود که برخورد مناسبی بود و قول داده شده بود که موضوع را پیگیری کند و برخورد دیگر به حالتی بود که شخص از آن برداشت تهدید کرده بود و از خانواده وی نیز تحقیق صورت گرفته بود و به جای اینکه مساله درست شود، عکس شد و گویا چند روزی هم از اين شخص خبری نبود.
دبيركل حزب اعتماد ملي در پاسخ به اين پرسش كه پرونده روزنامه اعتماد ملی به قاضي ديگري واگذار شده است، گفت: پرونده این روزنامه به شخص دیگری که همین مساله را پیگیری میکند، واگذار شده است برنامه دارند که دوستان این موضوع را پیگیری کنند و بنا دارند با رییس قوه قضاییه نیز صحبت کنند.
كروبي در پاسخ به اين سوال كه زمان انتشار روزنامه اعتماد ملي چه زماني خواهد بود گفت: اگر برخي اجازه دهند، ما روزنامه را منتشر ميكنيم. اگر فردا مجوز را صادر كنند، بيشك روزنامه اعتماد ملي شنبه منتشر خواهد شد.
مهدی كروبي درباره اتهاماتی که فرمانده سپاه پاسداران متوجه چهره های اصلاح طلب کرده است گفت« ما كه در اين قضايا نيستيم. شنيدهام و خواندهام كه فرمانده سپاه اظهار نظر كرده است، اما من نظرم اين است كه آقايان اين همه به مسائل سياسي و دستهبندي نپردازند، چرا كه خود اين موضوع براي سپاه مضر است اگر كسي به اين بحثها وارد شود بحثهاي ديگر نيز پيش ميآيد.»
به گزارش ايلنا، مهدي كروبي در حاشيه مراسم بزرگداشت عبدالعزيز حكيم در جمع خبرنگاران همچنین درباره جلسه اخير خود با هيات سه نفره قضايي اظهار داشت: توضيح در باره اين جلسه بر عهده معاون اول قوه قضائيه است؛ اما جلسه بسيار خوبي بود كه در آن توضيحات لازم ارائه شد و نقطهنظرهاي خود را بيان كردم و قرار شد مسائل مطرح شده در اين جلسه را آنها مطالعه و بررسي كنند تا به نتيجه برسيم.
اين نامزد انتخابات رياستجمهوري دوره دهم از آيتالله لاريجاني، رئيس قوه قضائيه بهدليل تشكيل اين جلسه تشكر كرد و گفت: شنيدهام به خلفي، رئيس حوزه رياست قوه قضائيه گفتهاند كه اين ماجرا را پيگيري كنيد تا آنچه هست روشن شود.
وي در پاسخ به اين پرسش كه در گذشته خواهان امنيت براي شاهدان مستندات خود شدهايد آيا موضوع در جلسه مطرح شد،گفت: اين موضوع نيز در اين جلسه مطرح و صحبت شد نتايج جلسه فعلي بسيار خوب بود و اميدواريم نتايج آن همچنان ادامه داشته باشد.
وي تاكيد كرد: قرار شده است ارتباط ما با اين جلسه ادامه داشته باشد و اگر لازم شد مجددا در جلسه حاضر شده و مستندات لازم را ارائه دهيم. حتي قرار شده نامه ديگري را به محسنياژهاي بفرستم.
وی درباره این پرسش که آیا خبر ناپدید شدن یکی از شاهدان حوادث اخیر صحت دارد، اظهار داشت: یکی از اشخاص که مورد سوال قرار گرفته است دو نوع برخورد با وی شد. یکی برخورد دادستان کل کشور وقت با وی بود که برخورد مناسبی بود و قول داده شده بود که موضوع را پیگیری کند و برخورد دیگر به حالتی بود که شخص از آن برداشت تهدید کرده بود و از خانواده وی نیز تحقیق صورت گرفته بود و به جای اینکه مساله درست شود، عکس شد و گویا چند روزی هم از اين شخص خبری نبود.
دبيركل حزب اعتماد ملي در پاسخ به اين پرسش كه پرونده روزنامه اعتماد ملی به قاضي ديگري واگذار شده است، گفت: پرونده این روزنامه به شخص دیگری که همین مساله را پیگیری میکند، واگذار شده است برنامه دارند که دوستان این موضوع را پیگیری کنند و بنا دارند با رییس قوه قضاییه نیز صحبت کنند.
كروبي در پاسخ به اين سوال كه زمان انتشار روزنامه اعتماد ملي چه زماني خواهد بود گفت: اگر برخي اجازه دهند، ما روزنامه را منتشر ميكنيم. اگر فردا مجوز را صادر كنند، بيشك روزنامه اعتماد ملي شنبه منتشر خواهد شد.
بازداشت عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان
شبکه جنبش راه سبز (جرس) : با گذشت دو روز از بازداشت رسول بداقی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران ،همچنان هیچ اطلاعی از وی در دست نیست و همین مساله موجب نگرانی شدید خانواده او و جمع زیادی از همکارانش شده است.
بنا بر این گزارش در همین ارتباط روز گذشته و امروز تعدادی از معلمان اسلامشهر و همکاران بداقی برای اعتراض به بازداشت این عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان در مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر تجمع کرده اند.
معلمان معترض، مسولان اداره آموزش و پرورش اسلامشهر را در بازداشت رسول بداقی مقصر و مرتبط می دانند و اعلام کرده اند که وی با تلفنی از این اداره از منزل خارج و بازداشت شده است، اما مسولان آموزش و پرورش اسلامشهر از بازداشت او ابراز بی اطلاعی می کنند و اعلام کرده اند که هیچ هماهنگی بین آنها و ماموران لباس شخصی که بداقی را بازداشت کرده اند وجود نداشته است.
گفتنی است رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان ایران که روز سه شنبه با یک تماس تلفنی از اداره آموزش و پرورش اسلامشهر از خانه اش خارج شده بود توسط چند مامور لباس شخصی در خیابان بازداشت شد و در ادامه ماموران لباس شخصی که 8 نفر بودند او را به منزلش برده و ضمن تفتیش و بازرسی منزل تعدادی سی دی و همچنین کیس کامپیوتر او را نیز با خود به همراه بردند.
ماموران لباس شخصی هیچ توضیحی درباره علت بازداشت این عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان نداده اند و تنها همسر رسول بداقی را تهدید کرده اند که نباید خبری درباره بازداشت وی منتشر شود .
بنا بر این گزارش در همین ارتباط روز گذشته و امروز تعدادی از معلمان اسلامشهر و همکاران بداقی برای اعتراض به بازداشت این عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان در مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر تجمع کرده اند.
معلمان معترض، مسولان اداره آموزش و پرورش اسلامشهر را در بازداشت رسول بداقی مقصر و مرتبط می دانند و اعلام کرده اند که وی با تلفنی از این اداره از منزل خارج و بازداشت شده است، اما مسولان آموزش و پرورش اسلامشهر از بازداشت او ابراز بی اطلاعی می کنند و اعلام کرده اند که هیچ هماهنگی بین آنها و ماموران لباس شخصی که بداقی را بازداشت کرده اند وجود نداشته است.
گفتنی است رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان ایران که روز سه شنبه با یک تماس تلفنی از اداره آموزش و پرورش اسلامشهر از خانه اش خارج شده بود توسط چند مامور لباس شخصی در خیابان بازداشت شد و در ادامه ماموران لباس شخصی که 8 نفر بودند او را به منزلش برده و ضمن تفتیش و بازرسی منزل تعدادی سی دی و همچنین کیس کامپیوتر او را نیز با خود به همراه بردند.
ماموران لباس شخصی هیچ توضیحی درباره علت بازداشت این عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان نداده اند و تنها همسر رسول بداقی را تهدید کرده اند که نباید خبری درباره بازداشت وی منتشر شود .
آیت لله مکارم شیرازی : کسانی که در حوادث کوی دانشگاه و کهریزک نقش داشتند دادگاهی شوند
شبکه جنبش راه سبز ( جرس) : آيتالله مكارم شيرازي در جمع نمازگزاران حرم حضرت معصومه (س) خواهان رسیدگی به پرونده تخلفات بازداشتگاه کهریزک و برگزاری دادگاه ماموران متخلف شد.
این مرجع تقلید گفت« اكنون كه مقام رهبري تاكيد دارند كه به جرايم رسيدگي شود خوب است هرچه زودتر آنچه در زندان كهريزك و خوابگاه دانشجويان گذشته در دادگاه بيايد تا مردم ببينند و اعتماد پيدا كنند.»
این استاد درس خارج از فقه حوزه همچنین با انتقاد از برخی نشریات که اظهارات چند روز اخیر او را وارونه جلوه داده بودند تاکید کرد « بعضي از روزنامهها اين حرفهاي بنده را وارونه نوشتهاند و آن گفتهها را به آشوبگران نسبت دادهاند اما آشوبگران كه نيازي به سفارش ندارند بلكه منظور من كساني بودند كه در حوادث كهريزك و كوي دانشگاه نقش داشتهاند. »
پیش از این روزنامه کیهان و همچنین سایر روزنامه های حامی دولت اظهارات این مرجع تقلید درباره محاکمه متخلفان در کهریزک را وارونه جلوه داده و وانمود کرده بودند که منظور آیت الله مکارم شیرازی معترضان به نتیجه انتخابات است.
این مرجع تقلید گفت« اكنون كه مقام رهبري تاكيد دارند كه به جرايم رسيدگي شود خوب است هرچه زودتر آنچه در زندان كهريزك و خوابگاه دانشجويان گذشته در دادگاه بيايد تا مردم ببينند و اعتماد پيدا كنند.»
این استاد درس خارج از فقه حوزه همچنین با انتقاد از برخی نشریات که اظهارات چند روز اخیر او را وارونه جلوه داده بودند تاکید کرد « بعضي از روزنامهها اين حرفهاي بنده را وارونه نوشتهاند و آن گفتهها را به آشوبگران نسبت دادهاند اما آشوبگران كه نيازي به سفارش ندارند بلكه منظور من كساني بودند كه در حوادث كهريزك و كوي دانشگاه نقش داشتهاند. »
پیش از این روزنامه کیهان و همچنین سایر روزنامه های حامی دولت اظهارات این مرجع تقلید درباره محاکمه متخلفان در کهریزک را وارونه جلوه داده و وانمود کرده بودند که منظور آیت الله مکارم شیرازی معترضان به نتیجه انتخابات است.
نخستین واکنشهای اصلاح طلبان به سخنان گستاخانه فرمانده نظامی کودتا
فرمانده کل سپاه پاسداران در حمله بی سابقه ای به حجت الاسلام و الاسلام سید محمد خاتمی رئیس جمهور دوره اصلاحات،و آیت الله موسوی خوئینی ها آن ها را متهم کرد که قصد سرنگونی و به زیر کشیدن آیت الله خامنه ای از رهبر جمهوری اسلامی را داشتند.
محمد علی(عزیز) جعفری در اظهاراتی خشمگینانه و بی سابقه که در آن اتهاماتی را متوجه محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها،مصطفی تاج زاده،بهزاد نبوی،ابوالفضل فاتح،مهدی هاشمی رفسنجانی و به طور کلی اصلاح طلبان کرد، همچنین مدعی شد که « وقتي صحبت از براندازي مي شود، منظور براندازي شکل قانوني نظام اسلامي نيست بلکه هدف دشمن تهديد محتواي نظام اسلامي است.»
وی که در جمعی به عنوان «پیشکسوتان جهاد و شهادت» سخنرانی می کرد از حوادث پس از انتخابات دور دهم رياست جمهوري به عنوان «بزرگترين حادثه تاريخ انقلاب اسلامي» نام برد و ادعا کرد« تنها حادثه اي که مي توانست انقلاب اسلامي و محتواي آن را تهديد کند، همين حادثه اخير بود.»
دو خبرگزاری ایرنا و فارس وابسته به کودتاگران انتخاباتی که اظهارات جعفری را منتشر کردند به نقل از وی افزودند« نمي خواهم لفظ براندازي را بياورم چرا که اين شبهه پيش مي آيد که آنها مي خواستند نظام جمهوري اسلامي را از بين ببرند در صورتي که حتي آمريکايي ها هم جسارت چنين ادعايي را ندارند.»
وی اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و کودتای انتخاباتی را«اغتشاش» نامید و گفت که«هدف از اغتشاشات پس از انتخابات تغيير در رفتار جمهوري اسلامي و تغيير در جهت گيريهاي اصلي نظام و عدول از اصول و مباني" دانست و افزود: آنها مي گفتند شما زندگي عادي خود را بکنيد و کاري نداشته باشيد که مثلا در فلسطين چه مي گذرد.»
فرمانده کل سپاه ادعا کرد که آیت الله موسوي خوئيني ها «در بهمن 87 گفته است ما بايد بياييم و توان خود را بگذاريم و به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بکشيم، او بايد بفهمد اين مملکت اين طور نيست که ايشان هر طور که خواستند اين نظام را به هر سمتي بکشند، خاتمي و يارانش هم بالاخره کلي تجربه دارند.»
محمد علی جعفری همچنین گفت«محمد علي ابطحي در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وي در مورد دیگری مدعی شد که«محمد خاتمي در بهمن 87 گفته است که اگر در اين انتخابات احمدي نژاد سقوط کند، عملا رهبري حذف مي شود و اگر اصلاحات به هر شکل و قيمتي دوباره بر حوزه سياست و اجرايي کشور باز گردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت و سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي شود و با شکست اصول گرايان بايد قدرت رهبري را مهار کنيم.»
فرمانده کل سپاه همچنین ادعا کرد که« در جايي ديگر نبوي گفته است که بايد سعي کنيم احمدي نژاد را کانديداي رهبري معرفي کنيم که اگر شکست بخورد، رهبري شکست خورده و يکبار اين کار را در خرداد 76 انجام داديم اشاره به ناطق نوري و اين ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند و اکنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم و براي محدود کردن و پاسخگو کردن بايد از بالاترين قدرت شروع کرد و به بقيه رسيد.»
فرماده سپاه پاسداران توضیح نداد که سخنانی که به خاتمی، موسوی خوئینی ها، و بهزاد نبوی منتسب کرده نیز حاصل اخذ اعترافات اجباری از بازداشت شدگان اخیر است وی همچنین به زمان و مکان و نحوه دسترسی سپاه به این اظهارات اشاره ای نکرد.
جعفری همچنین برای اثبات ادعاهایش از اعترافات محمد علی ابطحی وعطريانفر که هر دو نزدیک به 75 روز است چون دیگر چهرهای اصلاح طلب در بازداشت به سر می برند، گفت که«در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وی همچنین ادعا کرد که«محمد عطریانفر اعتراف مي کند که آقاي تاجزاده در انتخابات مي گفت ما مي توانيم با تجربياتي که در اين سالها کسب کرده ايم به راحتي رهبري را مهار کنيم.»
در حالی که صدها تن از رهبران احزاب و فعالان سیاسی اجتماهی از نیمه شب 22 خرداد تاکنون به اتهام دخالت در انقلاب مخملی بازداشت شده و اغلب تحت شکنجه جسمی و روانی در بازداشتگاه های بی نام نشان محبوس اند، فرمانده کل سپاه این بار ادعا کرد که انقلاب مخملی بدون اسم عنوان در زهن مصطفی تاج زاده تئریزه شده بود و گفت« شايد به معناي مصطلح تنها کسي که انقلاب مخملي در ذهنش تئوريزه شده و بدون اين که اسم آن را بياورد و مطرح کند، تاجزاده بود.»
عزیز جعفری همچنین گفت که« ابطحي در اعترافاتش هدف از اصلاحات را حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاکميت انقلابي و ديني به حاکميت عرفي و سکولار بيان کرده بود.»
جعفری افزود«به اعتراف آقاي ابطحي دين ستيزي به معناي بي توجهي و غير ارزشي معرفي کردن دينداري و دينداران اولين استراتژي اصلاحات است و دوم رواج بي بند و باري که مهمترين شکل آن بي تفاوت کردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يکديگر بوده است و همچنين حذف نمادهاي ديني و انقلابي که سعي مي شد در جلسات عکس امام و رهبري حذف شود.»
وی بازهم به نقل از ابطحي گفت که«خصوصيات اصلاح طلبان را غرب باوري و آلوده شدن به فسادهاي مالي» است و ادعا کرد که«اين نگاه و آلودگي و انحراف در راه امام راحل و شهدا امروز خيلي جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان دشمن و مخالفين راه امام راحل بر روي همين مفهوم متمرکز شده است.»
فرمانده کل سپاه از قول آیت الله خامنه ای گفت«ماجراي اخير را به عنوان فتنه عميق» است و اضافه کرد«اين فتنه يک سري پيچيدگي هايي دارد و اگر ما خواهان بقاي نظام جمهوري اسلامي هستيم مي بايد خيلي بيش از اين دقت کنيم و در شناخت دشمن از دوست کوشش کنيم.»
وی گفت که«طرفداران دو گروه هستند يکي مردم و ديگري نخبگان و ما شاهد بوديم که طرفداران مردمي بيشتر شده اما متاسفانه ظاهرا نخبگان و خواص انقلاب ريزش پيدا مي کنند.»
عزیز جعفری از کساني که «ريزش خواص» را به« به خاطر بدرفتاري » و «اتهام زنی» مربوط می دانند،گفت«مگر مي شود نظام جمهوري اسلامي را به خاطر عملکرد من و شما و ديگران سنجيد، نظام جمهوري اسلامي هدف والا و مقدسي دارد.»
وی پیروان خط امام خمینی را نیز مورد حمله قرار داد و گفت« برخي ادعاي پيروي از راه امام را دارند اما مفهوم ولايت فقيه را نفهميده اند، در صورتي که سخن ولي فقيه فصل الخطاب بخصوص در مسايل سياسي است.و اگر براحتي روي مواضع ولي فقيه حرف مي زنيم نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از محتواي نظام را داشته باشيم.»
پیش از عزیز جعفری فرمانده سپاه، برخی دیگر از همکارانش در دفتر سیاسی سپاه پاسداران از جمله یداله جوانی نیز از « انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» در هفته های اخیر استفاده کرده بودند.چنانکه در کیفرخواست ادعایی دادستان تهران نیز به نقل از برخی از بازداشت شدگان اتهاماتی به برخی دیگر از بازداشت شدگان و موسوی،کروبی، خاتمی و بسیاری دیگر وارد شد.
در روش جدید «انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» که به دنبال شکست «انتشار اعترافات اجباری تلویزیونی»، و «انتشار اعترافات اجباری در دادگاه های نمایشی» مورد استفاده فرمانده کل سپاه و همقطارانش قرار گرفته، خود فرمانده سپاه و همکارانش شخصا به استناد «اعترافات اجباری» برخی از بازداشت شدگانی که در بازداشتگاه های مخفی سپاه تحت فشار و شکنجه قرار دارند، اتهاماتی را به افراد دیگری وارد می کنند.
فرمانده کل سپاه پاسداران در چند روز اخیر و به دنبال قوت گرفتن احتمال محاکمه عاملان جنایت و کشتار مردم در راهپیمایی های مسالمت آمیز و شکنجه های غیر انسانی در بازداشتگاه ها به سخنرانی و برگزاری نشست های خبری مکرر رو آورده که یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن را اقدامی برای «فرار به جلو» از ترس محاکمه احتمالی دانسته است
بیانیه مجمع روحانیون مبارز
مجمع روحانیون مبارز با انتشار بیانیه ای خواستار پیگرد قضائی محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران به اتهام«دروغ پردازی» و «تهمت ناورا» به حجت الاسلام سید محمد خاتمی و آیت الله خوئینی ها شد.
مجمع روحانیون مبارز در این بیانیه اظهارات اخیر فرمانده سپاه پاسداران را«دروغی بزرگ و تهمتی ناروا» عنوان و اعلام کرد«فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجت الاسلام محمد خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی،علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.»
مجمع روحانیون مبارز اظهارات روز گذشته محمدعلی(عزیز) جعفری را توجیه سیاست های نادرست و سوء استفاده از عظمت گذشته سپاه، و جفا به سپاه توصیف کرد، و از قوه قضائیه خواست با توجه به وعده رییس قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام،فرمانده سپاه را به اتهام دروغ پردازی و تهمت،تشویش افکار و تحریک برخی افراد و زمینه سازری برای اقدامات خطرناک مورد پیگرد قرار دهد.
متن واکنش مجمع روحانیون مبارز به سخنان فرمانده سپاه چنین است:
این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند چه باید کرد؟
فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد، به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.
آیا انتظار از مدعی العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و قانون متوقف گردد.
روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم شهریور هشتاد و هشت
واکنش دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس
دبيركل فراكسيون خط امام مجلس در واكنش به اظهارات اخير فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و حمله عزیز جعفری به محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها، و اصلاح طلبان ، گفت«اظهاراتي كه مبناي آن اعتراف گيري در شرايط غيرقانوني باشد پشيزي ارزش ندارد.»
محمد رضا تابش همچنین« خواستار محاكمه كساني شد كه مجوز ورود سپاه به انتخابات و اعترافگيريهاي اخير را صادر كردند.»
بنابر گزرش خبرگزاری ایلنا، نماینده اردگان و دبیر کل فراکسیون خط امام مجلس از سپاه پاسداران به عنوان نهادي مقدس، فراجناحي و اجماعي ياد كرد و افزود«شان اين نهاد با اينگونه رفتارها كه طرفداري از يك جناح خاص است، تطابقي ندارد افراد نبايد شان سپاه را فرو كاسته و آن را در منظر مردم، جناحي جلوه دهند.»
وي با ابراز اميدواري نسبت به اينكه آنچه از سوي سردار جعفري شنيده است، به درستي نقل نشده باشد افزود«آنچه كه من شنيدم اظهارات ايشان بر مبناي اعترافات افراد در شرايط غيرقانوني بود كه چنين مبنايي هيچ ارزشي ندارد.»
تابش با تاكيد بر اينكه مداخله سپاه در امور سياسي و جاري، كار درستي نيست خطاب به مسوولان آن توصيه كرد بگذاريد زبان ما بسته باشد.در حال حاضر ما براي حفظ نظام و انقلاب و براي آنكه حرفي نزنيم كه منجر به سوءاستفاده دشمن شود، مطالبي را بازگو نكردهايم. كاري نكنيد كه برخي حقايق را بازگو كنيم چون به نفع نظام نيست.تابش در ادامه خواستار محاكمه كساني شد كه مجوز ورود سپاه به انتخابات و اعترافگيريهاي اخير را صادر كردند.
وي با اشاره به اعترافاتي كه اخيرا از سوي بازداشتشدگان مسائل پس از انتخابات اخذ شده ادامه داد: سوابق اين افراد روشن است و نشان ميدهد كه چقدر دلبسته انقلاب هستند اميدوارم رفتارهايي از اين دست تضعيف شود تا جامعه به سمت آرامش پيش رود نه اينكه دائم شاهد شرايط متزلزلي باشيم.
دبيركل فراكسيون خط امام در واكنش به اينكه در سخنان فرمانده سپاه، اصلاحطلبان افرادي دينستيز معرفي شدهاند گفت: من حاضرم همه حيثيت خودم را وسط بگذارم و اثبات كنم كه اصلاحطلبان بيشتر از اصولگرايان سابقه زندانهاي شاه، حضور در جبهههاي نبرد و شهادت و ايثارگري را دارند.
وي در ادامه افزود: اين چه رفتاري است كه برخي به استناد اعترافهاي غيرقانوني، اصلاحطلبان را مخالف انقلاب، اسلام و نظام معرفي كنند. افرادي كه در جايگاههايي كه مسوولان قرار دارند بايد تعقل و تدبر به خرج دهند تا التهاب بيشتري در جامعه ايجاد نشود.
نماينده اردكان با اشاره به رهنمودهاي اخير مقام معظم رهبري براي پيگيري مسائل پس از انتخابات گفت: در همين راستا در نظر دارم تا طي نامهاي به آيتالله صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه خواستار اجراي رهنمودهاي رهبري از سوي ايشان شوم در اين نامه از ايشان ميخواهم تا براي تطهير جبهه نظام، افرادي كه در پيشگاه ملت محكوم هستند و با دخالت نابهجا و خودسريهايشان منجر به صدمه به نظام شدهاند، در دادگاهي علني محاكمه شوند.
دبيركل فراكسيون خط امام در پاسخ به سوالي كه به تصميمگيري نهايي اين فراكسيون در مورد چگونگي ارائه راي اعتماد به وزراي پيشنهادي دولت اشاره داشت گفت: همانطور كه قبلا پيشبيني كردهام، به نظر ميرسد كه آراي نهايي نمايندگان به وزرا كمي خفيفتر از پيشبيني آقاي باهنر باشد و حداكثر دو وزير زن و يكي دو نفر از وزراي مرد معرفي شده رد شوند.
تابش در پاسخ به خبرنگار ايلنا كه به شايعه انتشار دستور رهبري در صحن علني مجلس به منظور ارائه راي به كليه وزراي معرفي شده اشاره داشت گفت: تا جايي كه من ميدانم رهبري هيچ پيام رسمياي به مجلس نداشتهاند البته ممكن است كه برخي نمايندگان ملاقاتهايي با ايشان داشته باشند و حرفهاي رهبري را به زعم خودشان اينگونه مطرح كرده باشند.
وي تاكيد كرد كه هرگونه دستور رسمي از سوي رهبري بايد از كانال رئيس مجلس به نمايندگان ابلاغ شود
محمد علی(عزیز) جعفری در اظهاراتی خشمگینانه و بی سابقه که در آن اتهاماتی را متوجه محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها،مصطفی تاج زاده،بهزاد نبوی،ابوالفضل فاتح،مهدی هاشمی رفسنجانی و به طور کلی اصلاح طلبان کرد، همچنین مدعی شد که « وقتي صحبت از براندازي مي شود، منظور براندازي شکل قانوني نظام اسلامي نيست بلکه هدف دشمن تهديد محتواي نظام اسلامي است.»
وی که در جمعی به عنوان «پیشکسوتان جهاد و شهادت» سخنرانی می کرد از حوادث پس از انتخابات دور دهم رياست جمهوري به عنوان «بزرگترين حادثه تاريخ انقلاب اسلامي» نام برد و ادعا کرد« تنها حادثه اي که مي توانست انقلاب اسلامي و محتواي آن را تهديد کند، همين حادثه اخير بود.»
دو خبرگزاری ایرنا و فارس وابسته به کودتاگران انتخاباتی که اظهارات جعفری را منتشر کردند به نقل از وی افزودند« نمي خواهم لفظ براندازي را بياورم چرا که اين شبهه پيش مي آيد که آنها مي خواستند نظام جمهوري اسلامي را از بين ببرند در صورتي که حتي آمريکايي ها هم جسارت چنين ادعايي را ندارند.»
وی اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و کودتای انتخاباتی را«اغتشاش» نامید و گفت که«هدف از اغتشاشات پس از انتخابات تغيير در رفتار جمهوري اسلامي و تغيير در جهت گيريهاي اصلي نظام و عدول از اصول و مباني" دانست و افزود: آنها مي گفتند شما زندگي عادي خود را بکنيد و کاري نداشته باشيد که مثلا در فلسطين چه مي گذرد.»
فرمانده کل سپاه ادعا کرد که آیت الله موسوي خوئيني ها «در بهمن 87 گفته است ما بايد بياييم و توان خود را بگذاريم و به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بکشيم، او بايد بفهمد اين مملکت اين طور نيست که ايشان هر طور که خواستند اين نظام را به هر سمتي بکشند، خاتمي و يارانش هم بالاخره کلي تجربه دارند.»
محمد علی جعفری همچنین گفت«محمد علي ابطحي در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وي در مورد دیگری مدعی شد که«محمد خاتمي در بهمن 87 گفته است که اگر در اين انتخابات احمدي نژاد سقوط کند، عملا رهبري حذف مي شود و اگر اصلاحات به هر شکل و قيمتي دوباره بر حوزه سياست و اجرايي کشور باز گردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت و سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي شود و با شکست اصول گرايان بايد قدرت رهبري را مهار کنيم.»
فرمانده کل سپاه همچنین ادعا کرد که« در جايي ديگر نبوي گفته است که بايد سعي کنيم احمدي نژاد را کانديداي رهبري معرفي کنيم که اگر شکست بخورد، رهبري شکست خورده و يکبار اين کار را در خرداد 76 انجام داديم اشاره به ناطق نوري و اين ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند و اکنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم و براي محدود کردن و پاسخگو کردن بايد از بالاترين قدرت شروع کرد و به بقيه رسيد.»
فرماده سپاه پاسداران توضیح نداد که سخنانی که به خاتمی، موسوی خوئینی ها، و بهزاد نبوی منتسب کرده نیز حاصل اخذ اعترافات اجباری از بازداشت شدگان اخیر است وی همچنین به زمان و مکان و نحوه دسترسی سپاه به این اظهارات اشاره ای نکرد.
جعفری همچنین برای اثبات ادعاهایش از اعترافات محمد علی ابطحی وعطريانفر که هر دو نزدیک به 75 روز است چون دیگر چهرهای اصلاح طلب در بازداشت به سر می برند، گفت که«در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وی همچنین ادعا کرد که«محمد عطریانفر اعتراف مي کند که آقاي تاجزاده در انتخابات مي گفت ما مي توانيم با تجربياتي که در اين سالها کسب کرده ايم به راحتي رهبري را مهار کنيم.»
در حالی که صدها تن از رهبران احزاب و فعالان سیاسی اجتماهی از نیمه شب 22 خرداد تاکنون به اتهام دخالت در انقلاب مخملی بازداشت شده و اغلب تحت شکنجه جسمی و روانی در بازداشتگاه های بی نام نشان محبوس اند، فرمانده کل سپاه این بار ادعا کرد که انقلاب مخملی بدون اسم عنوان در زهن مصطفی تاج زاده تئریزه شده بود و گفت« شايد به معناي مصطلح تنها کسي که انقلاب مخملي در ذهنش تئوريزه شده و بدون اين که اسم آن را بياورد و مطرح کند، تاجزاده بود.»
عزیز جعفری همچنین گفت که« ابطحي در اعترافاتش هدف از اصلاحات را حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاکميت انقلابي و ديني به حاکميت عرفي و سکولار بيان کرده بود.»
جعفری افزود«به اعتراف آقاي ابطحي دين ستيزي به معناي بي توجهي و غير ارزشي معرفي کردن دينداري و دينداران اولين استراتژي اصلاحات است و دوم رواج بي بند و باري که مهمترين شکل آن بي تفاوت کردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يکديگر بوده است و همچنين حذف نمادهاي ديني و انقلابي که سعي مي شد در جلسات عکس امام و رهبري حذف شود.»
وی بازهم به نقل از ابطحي گفت که«خصوصيات اصلاح طلبان را غرب باوري و آلوده شدن به فسادهاي مالي» است و ادعا کرد که«اين نگاه و آلودگي و انحراف در راه امام راحل و شهدا امروز خيلي جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان دشمن و مخالفين راه امام راحل بر روي همين مفهوم متمرکز شده است.»
فرمانده کل سپاه از قول آیت الله خامنه ای گفت«ماجراي اخير را به عنوان فتنه عميق» است و اضافه کرد«اين فتنه يک سري پيچيدگي هايي دارد و اگر ما خواهان بقاي نظام جمهوري اسلامي هستيم مي بايد خيلي بيش از اين دقت کنيم و در شناخت دشمن از دوست کوشش کنيم.»
وی گفت که«طرفداران دو گروه هستند يکي مردم و ديگري نخبگان و ما شاهد بوديم که طرفداران مردمي بيشتر شده اما متاسفانه ظاهرا نخبگان و خواص انقلاب ريزش پيدا مي کنند.»
عزیز جعفری از کساني که «ريزش خواص» را به« به خاطر بدرفتاري » و «اتهام زنی» مربوط می دانند،گفت«مگر مي شود نظام جمهوري اسلامي را به خاطر عملکرد من و شما و ديگران سنجيد، نظام جمهوري اسلامي هدف والا و مقدسي دارد.»
وی پیروان خط امام خمینی را نیز مورد حمله قرار داد و گفت« برخي ادعاي پيروي از راه امام را دارند اما مفهوم ولايت فقيه را نفهميده اند، در صورتي که سخن ولي فقيه فصل الخطاب بخصوص در مسايل سياسي است.و اگر براحتي روي مواضع ولي فقيه حرف مي زنيم نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از محتواي نظام را داشته باشيم.»
پیش از عزیز جعفری فرمانده سپاه، برخی دیگر از همکارانش در دفتر سیاسی سپاه پاسداران از جمله یداله جوانی نیز از « انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» در هفته های اخیر استفاده کرده بودند.چنانکه در کیفرخواست ادعایی دادستان تهران نیز به نقل از برخی از بازداشت شدگان اتهاماتی به برخی دیگر از بازداشت شدگان و موسوی،کروبی، خاتمی و بسیاری دیگر وارد شد.
در روش جدید «انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» که به دنبال شکست «انتشار اعترافات اجباری تلویزیونی»، و «انتشار اعترافات اجباری در دادگاه های نمایشی» مورد استفاده فرمانده کل سپاه و همقطارانش قرار گرفته، خود فرمانده سپاه و همکارانش شخصا به استناد «اعترافات اجباری» برخی از بازداشت شدگانی که در بازداشتگاه های مخفی سپاه تحت فشار و شکنجه قرار دارند، اتهاماتی را به افراد دیگری وارد می کنند.
فرمانده کل سپاه پاسداران در چند روز اخیر و به دنبال قوت گرفتن احتمال محاکمه عاملان جنایت و کشتار مردم در راهپیمایی های مسالمت آمیز و شکنجه های غیر انسانی در بازداشتگاه ها به سخنرانی و برگزاری نشست های خبری مکرر رو آورده که یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن را اقدامی برای «فرار به جلو» از ترس محاکمه احتمالی دانسته است
بیانیه مجمع روحانیون مبارز
مجمع روحانیون مبارز با انتشار بیانیه ای خواستار پیگرد قضائی محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران به اتهام«دروغ پردازی» و «تهمت ناورا» به حجت الاسلام سید محمد خاتمی و آیت الله خوئینی ها شد.
مجمع روحانیون مبارز در این بیانیه اظهارات اخیر فرمانده سپاه پاسداران را«دروغی بزرگ و تهمتی ناروا» عنوان و اعلام کرد«فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجت الاسلام محمد خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی،علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.»
مجمع روحانیون مبارز اظهارات روز گذشته محمدعلی(عزیز) جعفری را توجیه سیاست های نادرست و سوء استفاده از عظمت گذشته سپاه، و جفا به سپاه توصیف کرد، و از قوه قضائیه خواست با توجه به وعده رییس قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام،فرمانده سپاه را به اتهام دروغ پردازی و تهمت،تشویش افکار و تحریک برخی افراد و زمینه سازری برای اقدامات خطرناک مورد پیگرد قرار دهد.
متن واکنش مجمع روحانیون مبارز به سخنان فرمانده سپاه چنین است:
این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند چه باید کرد؟
فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد، به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.
آیا انتظار از مدعی العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و قانون متوقف گردد.
روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم شهریور هشتاد و هشت
واکنش دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس
دبيركل فراكسيون خط امام مجلس در واكنش به اظهارات اخير فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و حمله عزیز جعفری به محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها، و اصلاح طلبان ، گفت«اظهاراتي كه مبناي آن اعتراف گيري در شرايط غيرقانوني باشد پشيزي ارزش ندارد.»
محمد رضا تابش همچنین« خواستار محاكمه كساني شد كه مجوز ورود سپاه به انتخابات و اعترافگيريهاي اخير را صادر كردند.»
بنابر گزرش خبرگزاری ایلنا، نماینده اردگان و دبیر کل فراکسیون خط امام مجلس از سپاه پاسداران به عنوان نهادي مقدس، فراجناحي و اجماعي ياد كرد و افزود«شان اين نهاد با اينگونه رفتارها كه طرفداري از يك جناح خاص است، تطابقي ندارد افراد نبايد شان سپاه را فرو كاسته و آن را در منظر مردم، جناحي جلوه دهند.»
وي با ابراز اميدواري نسبت به اينكه آنچه از سوي سردار جعفري شنيده است، به درستي نقل نشده باشد افزود«آنچه كه من شنيدم اظهارات ايشان بر مبناي اعترافات افراد در شرايط غيرقانوني بود كه چنين مبنايي هيچ ارزشي ندارد.»
تابش با تاكيد بر اينكه مداخله سپاه در امور سياسي و جاري، كار درستي نيست خطاب به مسوولان آن توصيه كرد بگذاريد زبان ما بسته باشد.در حال حاضر ما براي حفظ نظام و انقلاب و براي آنكه حرفي نزنيم كه منجر به سوءاستفاده دشمن شود، مطالبي را بازگو نكردهايم. كاري نكنيد كه برخي حقايق را بازگو كنيم چون به نفع نظام نيست.تابش در ادامه خواستار محاكمه كساني شد كه مجوز ورود سپاه به انتخابات و اعترافگيريهاي اخير را صادر كردند.
وي با اشاره به اعترافاتي كه اخيرا از سوي بازداشتشدگان مسائل پس از انتخابات اخذ شده ادامه داد: سوابق اين افراد روشن است و نشان ميدهد كه چقدر دلبسته انقلاب هستند اميدوارم رفتارهايي از اين دست تضعيف شود تا جامعه به سمت آرامش پيش رود نه اينكه دائم شاهد شرايط متزلزلي باشيم.
دبيركل فراكسيون خط امام در واكنش به اينكه در سخنان فرمانده سپاه، اصلاحطلبان افرادي دينستيز معرفي شدهاند گفت: من حاضرم همه حيثيت خودم را وسط بگذارم و اثبات كنم كه اصلاحطلبان بيشتر از اصولگرايان سابقه زندانهاي شاه، حضور در جبهههاي نبرد و شهادت و ايثارگري را دارند.
وي در ادامه افزود: اين چه رفتاري است كه برخي به استناد اعترافهاي غيرقانوني، اصلاحطلبان را مخالف انقلاب، اسلام و نظام معرفي كنند. افرادي كه در جايگاههايي كه مسوولان قرار دارند بايد تعقل و تدبر به خرج دهند تا التهاب بيشتري در جامعه ايجاد نشود.
نماينده اردكان با اشاره به رهنمودهاي اخير مقام معظم رهبري براي پيگيري مسائل پس از انتخابات گفت: در همين راستا در نظر دارم تا طي نامهاي به آيتالله صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه خواستار اجراي رهنمودهاي رهبري از سوي ايشان شوم در اين نامه از ايشان ميخواهم تا براي تطهير جبهه نظام، افرادي كه در پيشگاه ملت محكوم هستند و با دخالت نابهجا و خودسريهايشان منجر به صدمه به نظام شدهاند، در دادگاهي علني محاكمه شوند.
دبيركل فراكسيون خط امام در پاسخ به سوالي كه به تصميمگيري نهايي اين فراكسيون در مورد چگونگي ارائه راي اعتماد به وزراي پيشنهادي دولت اشاره داشت گفت: همانطور كه قبلا پيشبيني كردهام، به نظر ميرسد كه آراي نهايي نمايندگان به وزرا كمي خفيفتر از پيشبيني آقاي باهنر باشد و حداكثر دو وزير زن و يكي دو نفر از وزراي مرد معرفي شده رد شوند.
تابش در پاسخ به خبرنگار ايلنا كه به شايعه انتشار دستور رهبري در صحن علني مجلس به منظور ارائه راي به كليه وزراي معرفي شده اشاره داشت گفت: تا جايي كه من ميدانم رهبري هيچ پيام رسمياي به مجلس نداشتهاند البته ممكن است كه برخي نمايندگان ملاقاتهايي با ايشان داشته باشند و حرفهاي رهبري را به زعم خودشان اينگونه مطرح كرده باشند.
وي تاكيد كرد كه هرگونه دستور رسمي از سوي رهبري بايد از كانال رئيس مجلس به نمايندگان ابلاغ شود
فراخوان «موج سبز آزادی» برای گردآوری فهرست محافل معنوی سبز
در مراسم احیای امسال، سبز بمانیم
درخواستهای متعددی وجود داشته است مبنی بر اینکه در شهرهای مختلف محافل مذهبی سبزاندیشان را، به خصوص برای شبهای احیا، معرفی کنیم. واقعیت این است که ما چنین فهرستی نداریم، اما یک راه هست و آن هم اینکه هر یک از ما یک رسانه شویم برای اطلاع رسانی دربارهی یک محفل معنوی سبز که میشناسیم. فراخوانی که میخوانید، به این منظور تهیه شده و امیدواریم با مشارکت همه سبزها، این کار به ثمر برسد. البته اینها، غیر از مراسم شب بیست و یکم حرم امام است که با حضور آقای خاتمی و استقبال سبزپوشان، رنگ و بوی دیگری خواهد یافت.
در ماه مبارک رمضان، طبق سنت همیشگی و دیرینه، محافل متعدد دعا و سخنرانی در باب مسائل معنوی و فضایل این ماه مبارک برقرار خواهد شد. اسلام سبز شاید یکی از مهمترین موضوعاتی باشد که جا دارد در این ماه به آن پرداخته شود و تفاوتهای آن با اسلام سیاه آشکارا بیان شود. درباره این محافل، هرگونه اطلاعرسانی که لازم باشد، انجام خواهیم داد. تنها کافی است بانیان این برنامهها، خبرش را برای ما بفرستند.
امسال شبهای احیا نیز شبهای ویژهای هستند. شبهای پرفضیلت احیا و شهادت امام علی علیهالسلام شاید در چنین روزهایی بیشترین اهمیت را داشته باشد. امسال باید با حضور سبز خود در محافل عزاداری و دعا، صدای عدالتخواهی و حقطلبی علی (ع) را بعد از 1400 سال احیا کنیم. این کار جز با حضور دینداران سبز امکانپذیر نخواهد بود.
برای شبهای احیای امسال، غیر از برنامههای دو سه محفل اصلی اصلاح طلبان که تاکنون اعلام شده و در همین مطلب به آنها اشاره خواهد شد، برای اعلام برنامههای دیگر نیاز به کمک همهی دوستان و علاقهمندان داریم. واقعیت این است بسیاری از ما به هرحال در این شبها در مراسم احیا شرکت خواهیم کرد، اما شاید جاهایی را که به قدرت وابسته و به سیاست آلوده نباشد، نشناسیم. برای این شناسایی، که حضور و همبستگی سبزها در محافل معنوی این ایام را در پی خواهد داشت، تنها راهی که ممکن است، مشارکت همه در معرفی محافل مفید و غیر وابسته به دولت کودتاست.
قصد داریم در چند روز آینده، با کمک دوستان، فهرستی از محافل و مجالس و مساجد و هیئات و حسینیهها و همه برنامههایی را که علاقهمندان جنبش سبز و همه مخالفان کودتا در شهرهای مختلف میتوانند به عنوان یک فضای معنوی غیر وابسته به قدرت، در آنها شرکت کنند، معرفی کنیم. بدیهی است که ما و شاید هیچ کس دیگری چنین امکان و اشرافی ندارد. قصد هم نداریم یک چند محفل و مجلس مشخص را اعلام کنیم که زمینهی برخورد حذفی عوامل دولت کودتا با آنها فراهم شود.
از همگان دعوت میکنیم مساجد، حسینیهها و هیئاتی را که در شهرهای مختلف مناسب حضور شیفتگان «معنویت غیر وابسته به قدرت» میبینند، به ما معرفی کنند تا به فهرستی که در میانه ماه مبارک منتشر خواهیم کرد، اضافه کنیم. این فهرست در صورتی قابل انتشار خواهد بود که در شهرهای مختلف لااقل چندین محفل و در تهران لااقل صد محفل کوچک و بزرگ در آن قرار گرفته باشند. گردآوری چنین فهرستی، نیاز به کمک تک تک شما دارد. هدف از این کار هم چیزی نیست جز معرفی فضاهای آرام و ایمانی برای برآورده شدن نیازهای معنوی هزاران جان شیفتهای که از مداحیها و سخنرانیهای پوچ و توجیهگر قدرت سیاسی خسته شدهاند و احیانا جایی را برای دمی آسودن و دل به یار سپردن نمیشناسند.
پس لازم نیست سخنران یا فضای حاکم بر یک محفل معنوی، لزوما و آشکارا همراستا با نواندیشی دینی یا مواضع سیاسی جنبش سبز باشد. کافی است بانیان این محافل، معنویت را آلوده به مناسبات قدرت نکنند، مجلس دینی را وابسته به حکومت ندانند و مداح یا سخنران آنها با تکرار دروغها و بداندیشیهایی که متأسفانه از سوی نهادهای رسمی تبلیغ میشود و یا دعا به جان این و آن، کام حضار را تلخ نکند. با چنین معیاری، این فهرست بسیار بلندبالاتر از فهرست محافل سیاسی- جناحی وابسته به دولت کودتا خواهد بود؛ البته به شرط آنکه همهی ما و شما برای گردآوری آن در این فرصت اندک، همت کنیم. کافی است عنوان مراسم، زمان و مکان دقیق آن و نام سخنران آن را بنویسید و برایمان بفرستید.
به طور ویژه از فعالان سبز شهرستانها دعوت میکنیم مشخصات محافل معنوی سبز یا غیر وابسته را در این شهرها اعلام کنند تا علاقهمندان از شرکت در آنها محروم نشوند. غیر از این فهرست که امیدواریم با مشارکت همهی سبزها در تهیهی آن، فهرست پرباری شود و مفید باشد، چند برنامه عمومی هم تاکنون در تهران قطعی شده است.
در حرم امام خمینی، در سه شب احیا به ترتیب حجج اسلام ناطق نوری، سید محمد خاتمی و فاضل خراسانی به سخنرانی خواهند پرداخت. با این حساب روز شنبه 22 مهر ماه از ساعت 21:30 زمان سخنرانی آقای خاتمی خواهد بود که بیشک با حضور گستردهی سبزها، مجالی دوباره برای ابراز همبستگی عموم هواداران
جنبش سبز و منتقدان دولت کودتا خواهد شد. امیدواریم شایعاتی که دربارهی احتمال ممانعت کودتاگران از انجام این سخنرانی منتشر شده نیز صحت نداشته باشد.
در دارالزهرای تهران نیز از امشب به مدت ده شب مراسم دعا و سخنرانی برقرار خواهد بود که در شبهای احیا از 22:30 و در دیگر شبها از ساعت 21:30 آغاز خواهد شد. آدرس دارالزهرا در در خیابان ولنجك، میدان شهید بهشتی، خیابان هشترودی، خیابان بیضاوی غربی، خیابان كیوان، پلاك 3 قرار دارد و برنامههای این شبها نیز بدین ترتیب است:
1-پنج شنبه، شب 14 رمضان (12شهریور) حجت الاسلام و المسلمین سید محمد رضوی یزدی
2-جمعه، شب 15 رمضان (13 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مصطفی فومنی
3-شنبه، شب 16 رمضان (14 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مصطفی فومنی
4-یك شنبه، شب 17 رمضان (15 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین سید محمد رضوی یزدی
5-دوشنبه، شب 18 رمضان (16 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق كاملان
6-سه شنبه، شب 19 رمضان (17 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین خلجی
7-چهارشنبه، شب 20 رمضان (18 شهریور) دكتر ناصر مهدوی
8-پنج شنبه، شب 21 رمضان (19 شهریور) متعاقبا اعلام می شود
9-جمعه، شب 22 رمضان (20 شهریور) دكتر ناصر مهدوی
10-شنبه، شب 23 رمضان (21 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مجید انصاری
همانطور که در برنامه دارالزهرا نیز میبینید، اگر به امید خدا مشکلی برای سخنرانی آقای خاتمی در حرم امام پیش نیاید، در آن شب تنها برنامه سبزهای تهران و نقاط اطراف، همین مراسم خواهد بود. امیدواریم سبزها از این حق حداقلی بهرهمندی از فضای معنوی یک شب در حرم امام محروم نشوند.
برای حسینیه ارشاد، کانون توحید و دیگر مراکز مذهبی غیر وابسته به حکومت تاکنون برنامهای اعلام نشده است، اما به محض اعلام، دربارهی آنها خبررسانی خواهد شد. اما به نظر میرسد امسال دیگر نباید منتظر برنامههای این یکی دو جای مشخص بود و اگر قرار است هر ایرانی یک رسانه باشد، هر یک از ما نیز با اعلام محفلی که خود میشناسیم و در آن شرکت میکنیم، میتوانیم بانی بهرهمند شدن تعدادی دیگر از آن فضای معنوی باشیم.
شکی نیست که ما میتوانیم با استفاده از فرصت باقی مانده از ماه مبارک و با شرکت در سخنرانیها، عزاداریها و مراسم احیای سبز، ماه رمضان امسال را به عنوان ماه مقاومت روزهداران سبز در خاطرهها ماندنی کنیم، که انشاءالله چنین خواهیم کرد و صدای این جنبش را بلندتر از دو ماه قبل به گوش کودتاگرانی که از دین خدا فقط پوستهی آن را، و همان را هم به متحجرانهترین شیوه فرا گرفتهاند و هسته را رها کردهاند، خواهیم رساند.
درخواستهای متعددی وجود داشته است مبنی بر اینکه در شهرهای مختلف محافل مذهبی سبزاندیشان را، به خصوص برای شبهای احیا، معرفی کنیم. واقعیت این است که ما چنین فهرستی نداریم، اما یک راه هست و آن هم اینکه هر یک از ما یک رسانه شویم برای اطلاع رسانی دربارهی یک محفل معنوی سبز که میشناسیم. فراخوانی که میخوانید، به این منظور تهیه شده و امیدواریم با مشارکت همه سبزها، این کار به ثمر برسد. البته اینها، غیر از مراسم شب بیست و یکم حرم امام است که با حضور آقای خاتمی و استقبال سبزپوشان، رنگ و بوی دیگری خواهد یافت.
در ماه مبارک رمضان، طبق سنت همیشگی و دیرینه، محافل متعدد دعا و سخنرانی در باب مسائل معنوی و فضایل این ماه مبارک برقرار خواهد شد. اسلام سبز شاید یکی از مهمترین موضوعاتی باشد که جا دارد در این ماه به آن پرداخته شود و تفاوتهای آن با اسلام سیاه آشکارا بیان شود. درباره این محافل، هرگونه اطلاعرسانی که لازم باشد، انجام خواهیم داد. تنها کافی است بانیان این برنامهها، خبرش را برای ما بفرستند.
امسال شبهای احیا نیز شبهای ویژهای هستند. شبهای پرفضیلت احیا و شهادت امام علی علیهالسلام شاید در چنین روزهایی بیشترین اهمیت را داشته باشد. امسال باید با حضور سبز خود در محافل عزاداری و دعا، صدای عدالتخواهی و حقطلبی علی (ع) را بعد از 1400 سال احیا کنیم. این کار جز با حضور دینداران سبز امکانپذیر نخواهد بود.
برای شبهای احیای امسال، غیر از برنامههای دو سه محفل اصلی اصلاح طلبان که تاکنون اعلام شده و در همین مطلب به آنها اشاره خواهد شد، برای اعلام برنامههای دیگر نیاز به کمک همهی دوستان و علاقهمندان داریم. واقعیت این است بسیاری از ما به هرحال در این شبها در مراسم احیا شرکت خواهیم کرد، اما شاید جاهایی را که به قدرت وابسته و به سیاست آلوده نباشد، نشناسیم. برای این شناسایی، که حضور و همبستگی سبزها در محافل معنوی این ایام را در پی خواهد داشت، تنها راهی که ممکن است، مشارکت همه در معرفی محافل مفید و غیر وابسته به دولت کودتاست.
قصد داریم در چند روز آینده، با کمک دوستان، فهرستی از محافل و مجالس و مساجد و هیئات و حسینیهها و همه برنامههایی را که علاقهمندان جنبش سبز و همه مخالفان کودتا در شهرهای مختلف میتوانند به عنوان یک فضای معنوی غیر وابسته به قدرت، در آنها شرکت کنند، معرفی کنیم. بدیهی است که ما و شاید هیچ کس دیگری چنین امکان و اشرافی ندارد. قصد هم نداریم یک چند محفل و مجلس مشخص را اعلام کنیم که زمینهی برخورد حذفی عوامل دولت کودتا با آنها فراهم شود.
از همگان دعوت میکنیم مساجد، حسینیهها و هیئاتی را که در شهرهای مختلف مناسب حضور شیفتگان «معنویت غیر وابسته به قدرت» میبینند، به ما معرفی کنند تا به فهرستی که در میانه ماه مبارک منتشر خواهیم کرد، اضافه کنیم. این فهرست در صورتی قابل انتشار خواهد بود که در شهرهای مختلف لااقل چندین محفل و در تهران لااقل صد محفل کوچک و بزرگ در آن قرار گرفته باشند. گردآوری چنین فهرستی، نیاز به کمک تک تک شما دارد. هدف از این کار هم چیزی نیست جز معرفی فضاهای آرام و ایمانی برای برآورده شدن نیازهای معنوی هزاران جان شیفتهای که از مداحیها و سخنرانیهای پوچ و توجیهگر قدرت سیاسی خسته شدهاند و احیانا جایی را برای دمی آسودن و دل به یار سپردن نمیشناسند.
پس لازم نیست سخنران یا فضای حاکم بر یک محفل معنوی، لزوما و آشکارا همراستا با نواندیشی دینی یا مواضع سیاسی جنبش سبز باشد. کافی است بانیان این محافل، معنویت را آلوده به مناسبات قدرت نکنند، مجلس دینی را وابسته به حکومت ندانند و مداح یا سخنران آنها با تکرار دروغها و بداندیشیهایی که متأسفانه از سوی نهادهای رسمی تبلیغ میشود و یا دعا به جان این و آن، کام حضار را تلخ نکند. با چنین معیاری، این فهرست بسیار بلندبالاتر از فهرست محافل سیاسی- جناحی وابسته به دولت کودتا خواهد بود؛ البته به شرط آنکه همهی ما و شما برای گردآوری آن در این فرصت اندک، همت کنیم. کافی است عنوان مراسم، زمان و مکان دقیق آن و نام سخنران آن را بنویسید و برایمان بفرستید.
به طور ویژه از فعالان سبز شهرستانها دعوت میکنیم مشخصات محافل معنوی سبز یا غیر وابسته را در این شهرها اعلام کنند تا علاقهمندان از شرکت در آنها محروم نشوند. غیر از این فهرست که امیدواریم با مشارکت همهی سبزها در تهیهی آن، فهرست پرباری شود و مفید باشد، چند برنامه عمومی هم تاکنون در تهران قطعی شده است.
در حرم امام خمینی، در سه شب احیا به ترتیب حجج اسلام ناطق نوری، سید محمد خاتمی و فاضل خراسانی به سخنرانی خواهند پرداخت. با این حساب روز شنبه 22 مهر ماه از ساعت 21:30 زمان سخنرانی آقای خاتمی خواهد بود که بیشک با حضور گستردهی سبزها، مجالی دوباره برای ابراز همبستگی عموم هواداران
جنبش سبز و منتقدان دولت کودتا خواهد شد. امیدواریم شایعاتی که دربارهی احتمال ممانعت کودتاگران از انجام این سخنرانی منتشر شده نیز صحت نداشته باشد.
در دارالزهرای تهران نیز از امشب به مدت ده شب مراسم دعا و سخنرانی برقرار خواهد بود که در شبهای احیا از 22:30 و در دیگر شبها از ساعت 21:30 آغاز خواهد شد. آدرس دارالزهرا در در خیابان ولنجك، میدان شهید بهشتی، خیابان هشترودی، خیابان بیضاوی غربی، خیابان كیوان، پلاك 3 قرار دارد و برنامههای این شبها نیز بدین ترتیب است:
1-پنج شنبه، شب 14 رمضان (12شهریور) حجت الاسلام و المسلمین سید محمد رضوی یزدی
2-جمعه، شب 15 رمضان (13 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مصطفی فومنی
3-شنبه، شب 16 رمضان (14 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مصطفی فومنی
4-یك شنبه، شب 17 رمضان (15 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین سید محمد رضوی یزدی
5-دوشنبه، شب 18 رمضان (16 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق كاملان
6-سه شنبه، شب 19 رمضان (17 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین خلجی
7-چهارشنبه، شب 20 رمضان (18 شهریور) دكتر ناصر مهدوی
8-پنج شنبه، شب 21 رمضان (19 شهریور) متعاقبا اعلام می شود
9-جمعه، شب 22 رمضان (20 شهریور) دكتر ناصر مهدوی
10-شنبه، شب 23 رمضان (21 شهریور) حجت الاسلام و المسلمین مجید انصاری
همانطور که در برنامه دارالزهرا نیز میبینید، اگر به امید خدا مشکلی برای سخنرانی آقای خاتمی در حرم امام پیش نیاید، در آن شب تنها برنامه سبزهای تهران و نقاط اطراف، همین مراسم خواهد بود. امیدواریم سبزها از این حق حداقلی بهرهمندی از فضای معنوی یک شب در حرم امام محروم نشوند.
برای حسینیه ارشاد، کانون توحید و دیگر مراکز مذهبی غیر وابسته به حکومت تاکنون برنامهای اعلام نشده است، اما به محض اعلام، دربارهی آنها خبررسانی خواهد شد. اما به نظر میرسد امسال دیگر نباید منتظر برنامههای این یکی دو جای مشخص بود و اگر قرار است هر ایرانی یک رسانه باشد، هر یک از ما نیز با اعلام محفلی که خود میشناسیم و در آن شرکت میکنیم، میتوانیم بانی بهرهمند شدن تعدادی دیگر از آن فضای معنوی باشیم.
شکی نیست که ما میتوانیم با استفاده از فرصت باقی مانده از ماه مبارک و با شرکت در سخنرانیها، عزاداریها و مراسم احیای سبز، ماه رمضان امسال را به عنوان ماه مقاومت روزهداران سبز در خاطرهها ماندنی کنیم، که انشاءالله چنین خواهیم کرد و صدای این جنبش را بلندتر از دو ماه قبل به گوش کودتاگرانی که از دین خدا فقط پوستهی آن را، و همان را هم به متحجرانهترین شیوه فرا گرفتهاند و هسته را رها کردهاند، خواهیم رساند.
جلسه توجیهی یک نهاد امنیتی برای دانشجویان شهرستانی
یک نهاد امنیتی با برگزاری جلساتی برای دانشجویان شهرستانی، تلاش میکند تا آنها را نسبت به پشت پرده انتخابات و ادعای کودتای مخملی، توجیه کند.
به گزارش موج سبز آزادی، انجمنهای اسلامی مستقل دانشجویان که تشکلی موازی با انجمنهای اسلامی دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت است، محمل برگزاری این جلسات قرار گرفته و موضوع جلسات نیز «بررسی شبهات انتخابات» است، اما دانشجویانی برای شرکت در آنها گزینش میشوند و عموا دانشجویانی هستند که از شهرهای کوچک به دانشگاههای تهران آمدهاند.
این گزارش حاکی است که در جلسات مذکور، مسئولان امنیتی فیلمی جانبدارانه را درباره اتفاقات اخیر برای دانشجویان پخش کردهاند و سپس با طرح ادعاهایی نظیر برنامهریزی برای کودتای مخملی در انگلیس از یک سال قبل، اینکه مردم به صورت گلدکوئیستی وارد خیابانها میشدهاند، پول گرفتن دخترها در ستاد کروبی به ازای انجام امور غیر معمول و اینکه موسوی نفوذیهایی در وزارت اطلاعات داشته و ... تلاش کردهاند تا فضای ذهنی دانشجویان شهرستانی را به نفع خود تغییر دهند.
به گزارش موج سبز آزادی، انجمنهای اسلامی مستقل دانشجویان که تشکلی موازی با انجمنهای اسلامی دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت است، محمل برگزاری این جلسات قرار گرفته و موضوع جلسات نیز «بررسی شبهات انتخابات» است، اما دانشجویانی برای شرکت در آنها گزینش میشوند و عموا دانشجویانی هستند که از شهرهای کوچک به دانشگاههای تهران آمدهاند.
این گزارش حاکی است که در جلسات مذکور، مسئولان امنیتی فیلمی جانبدارانه را درباره اتفاقات اخیر برای دانشجویان پخش کردهاند و سپس با طرح ادعاهایی نظیر برنامهریزی برای کودتای مخملی در انگلیس از یک سال قبل، اینکه مردم به صورت گلدکوئیستی وارد خیابانها میشدهاند، پول گرفتن دخترها در ستاد کروبی به ازای انجام امور غیر معمول و اینکه موسوی نفوذیهایی در وزارت اطلاعات داشته و ... تلاش کردهاند تا فضای ذهنی دانشجویان شهرستانی را به نفع خود تغییر دهند.
نامه رئیس اقلیت مجلس به صادق لاریجانی: دادگاه جنایات کهریزک را علنی برگزار کنید
دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس در نامهای خطاب به رئیس قوه قضائیه که رونوشتی از آن برای رئیس صدا و سیما جهت توقف پخش دادگاههای غیرقانونی و غیرشرعی نیز ارسال شده، با تاکید بر تخلف صدا و سیما بر طبق تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری، در پخش این دادگاهها، تاکید کرد:«شخصیت جنایتكاران بازداشتگاههایی نظیر كهریزک بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و امید است ترتیبی اتخاذ شود تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجهای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانهای شدن دادگاهها،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود.»
به گزارش «پارلماننیوز»، متن کامل این نامه بدین شرح است:
حضرت آیتاله لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
سلام علیكم
با عرض تبریك انتصاب حضرتعالی در مسئولیت قضائی نظام اسلامی و آرزوی توفیق در اجرای این تكالیف خطیر، درخصوص حوادث و وقایع اخیر نكاتی را به استحضار میرساند. امید است طلیعه حضور شما در این مسئولیت بزرگ احقاق حق باشد.
همانگونه كه استحضار دارید یكی از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسأله فاجعه بار هتك حرمت و رفتارهای زشت بعضی از مأموران با بازداشت شدگان است كه نقض آشكار اصول متعدد در قانون اساسی و حقوق انسانی است كه اگر با اطلاع و موافقت مقامات مافوق بوده جسارت و قانون ستیزی آن مضاعف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساری است كه در بازداشتگاههای رسمی كشور چنین اتفاقاتی رخ دهد.
اخیراً جناب آقای احمدی نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاهها و كوی دانشگاه را افراد نفوذی و برانداز اعلام نمودهاند كه بر ابهامات قضیه افزوده است. اكنون كه دادگاه متهمان سیاسی (با وضعی ابهامآمیز) در غیاب وكلای انتخابی آنان بصورت علنی و جهت دار برگزار میشود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملی با نقض آشكار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حكم اقدام به پخش سراسری جلسات محاكمه نموده و حتی عناوین جعلی جرائمی را تبلیغ نموده و به متهمان نسبت میدهد كه در نظام قانونگذاری ایران وجود ندارد (همانند متهمان كودتای مخملی)؛ توجه حضرتعالی را به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری معطوف مینماید كه مقرر میدارد: «منظور از علنی بودن محاكمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانهها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و متشكی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حكم افتراء است»
بنابراین اقدامات صداوسیما نقض و تخلف آشكار مفاد این قانون بوده و قابل تعقیب كیفری است كه از حضرتعالی تقاضای رسیدگی دارد.
علی ایحال از آنجا كه عدالت در قضا اقتضای مساوات در رسیدگی به جرائم را دارد و شخصیت جنایتكاران بازداشتگاه هایی نظیر كهریزك بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و از آنجا كه حضرتعالی مرجع شهروندان در رسیدگی به تظلمات از حقوق آنان هستید امید است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجهای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانهای شدن دادگاهها،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود. پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی در حفظ حقوق شهروندان تقدیر و تشكر می نماید.
باتشكر و احترام
محمدرضا تابش
دبیركل فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی
به گزارش «پارلماننیوز»، متن کامل این نامه بدین شرح است:
حضرت آیتاله لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
سلام علیكم
با عرض تبریك انتصاب حضرتعالی در مسئولیت قضائی نظام اسلامی و آرزوی توفیق در اجرای این تكالیف خطیر، درخصوص حوادث و وقایع اخیر نكاتی را به استحضار میرساند. امید است طلیعه حضور شما در این مسئولیت بزرگ احقاق حق باشد.
همانگونه كه استحضار دارید یكی از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسأله فاجعه بار هتك حرمت و رفتارهای زشت بعضی از مأموران با بازداشت شدگان است كه نقض آشكار اصول متعدد در قانون اساسی و حقوق انسانی است كه اگر با اطلاع و موافقت مقامات مافوق بوده جسارت و قانون ستیزی آن مضاعف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساری است كه در بازداشتگاههای رسمی كشور چنین اتفاقاتی رخ دهد.
اخیراً جناب آقای احمدی نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاهها و كوی دانشگاه را افراد نفوذی و برانداز اعلام نمودهاند كه بر ابهامات قضیه افزوده است. اكنون كه دادگاه متهمان سیاسی (با وضعی ابهامآمیز) در غیاب وكلای انتخابی آنان بصورت علنی و جهت دار برگزار میشود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملی با نقض آشكار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حكم اقدام به پخش سراسری جلسات محاكمه نموده و حتی عناوین جعلی جرائمی را تبلیغ نموده و به متهمان نسبت میدهد كه در نظام قانونگذاری ایران وجود ندارد (همانند متهمان كودتای مخملی)؛ توجه حضرتعالی را به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری معطوف مینماید كه مقرر میدارد: «منظور از علنی بودن محاكمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانهها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و متشكی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حكم افتراء است»
بنابراین اقدامات صداوسیما نقض و تخلف آشكار مفاد این قانون بوده و قابل تعقیب كیفری است كه از حضرتعالی تقاضای رسیدگی دارد.
علی ایحال از آنجا كه عدالت در قضا اقتضای مساوات در رسیدگی به جرائم را دارد و شخصیت جنایتكاران بازداشتگاه هایی نظیر كهریزك بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و از آنجا كه حضرتعالی مرجع شهروندان در رسیدگی به تظلمات از حقوق آنان هستید امید است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجهای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانهای شدن دادگاهها،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود. پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی در حفظ حقوق شهروندان تقدیر و تشكر می نماید.
باتشكر و احترام
محمدرضا تابش
دبیركل فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی
بهشتی: آمار کشتهگان به ۷۲ نفر رسیده است
عليرضا حسينى بهشتى، عضو كميته پيگيرى امور زندانيان و کشته شدگان حوادث پس از انتخابات، اعلام كرد كه شمار كشته شدگان اعتراض هاى خيابانى به ۷۲ نفر رسيده است.
آقاى بهشتى در گفت و گو با سايت كلمه، ارگان مير حسين موسوى، با اعلام اينكه «سه جانباخته ديگر به ليست ۶۹ نفره اين كميته» اضافه شده است، افزود: «هنوز خانواده شهدايى هستند كه به دليل جو حاكم بر جامعه به اين كميته مراجعه نكرده اند.»
وی جزئیاتی در باره هویت این کشته شدگان اعلام نکرده است.
ارائه اين آمار از سوى كميته مشترك مير حسين موسوى و مهدى كروبى، نامزدهاى معترض انتخابات، در حالى صورت مى گيرد كه مقام هاى جمهورى اسلامى مى گويند كه تنها ۲۹ نفر در اين حوادث كشته شده اند.
در اين زمينه حتى فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مدعى شد كه ۲۰ نفر از كشته شدگان بسيجى هستند. اما به رغم درخواست برخى نمايندگان اقليت مجلس از وى براى انتشار اسامى كشته شدگان بسيجى، محمد على جعفرى هنوز واكنشى به اين درخواست نشان نداده است.
اين در حالى است كه پيشتر، حسين طائب، فرمانده نيروى مقاومت بسيج كه زير نظر فرمانده سپاه فعاليت مى كند تعداد كشته شدگان بسيجى را هفت نفر اعلام كرده بود.
عليرضا حسينى بهشتى در باره آمار فرمانده سپاه پاسداران گفته است: «اگر آمار ارائه شده از سوى فرمانده سپاه در مورد شهداى بسيج دقيق باشد اين مسئله نشان مى دهد كه آمار شهدا بسيار بيشتر از تعدادى است كه در ليست كميته پيگيرى امور زندانيان و جانباختگان حوادث پس از انتخابات وجود دارد.»
به گفته وى، هيچ يك از «شهدايى» كه نامشان در ليست اين كميته وجود دارد از اعضاى بسيج نيستند.
مشاور ارشد مير حسين موسوى از فرمانده سپاه خواسته است تا ليست ۲۹ نفره خود را جهت تطبيق با ليست ۷۲ نفره كميته ارائه دهد تا «اين كميته نيز در رسيدگى به وضعيت آنان تلاش هاى خود را انجام دهد.»
نا آرامى هاى سياسى ايران پس از آن آغاز شد كه محمود احمدى نژاد روز ۲۳ خردادماه به عنوان فرد پيروز در رقابت هاى رياست جمهورى دهم معرفى شد.
مخالفان با بيان اينكه در اين انتخابات تقلب هاى گسترده اى صورت گرفته است با برپايى تظاهرات خيابانى خواستار برگزارى مجدد انتخابات شدند.
اين اعتراض ها با سركوب شديد نيروهاى امنيتى و بسيجى روبرو شد كه در جريان آن بيش از چهار هزار نفر بازداشت و دهها نفر نيز كشته شدند.
برخى از نمايندگان اقليت مجلس شوراى اسلامى در اظهار نظرهاى خود به آمار رسمى جان باختگان حوادث پس از انتخابات انتقاد كرده و دليل آن را تبرئه بسيج و سپله از اتهام هاى مربوط به سركوب معترضان و آزار و اذيت زندانيان دانسته اند.
امين شعبانى، نماينده مردم سنندج، در اين زمينه به سايت «پارلمان نيوز» گفته است: « به نظر مىرسد فرمانده سپاه پس از طرح اتهاماتى كه عليه بسيج و سپاه در حوادث پس از انتخابات شده به دنبال تبرئه اين نهادها و عملكرد آنها هستند.»
نصرالله ترابى، نماينده مردم شهركرد، نيز با اشاره به آمار فرمانده سپاه گفته است: « با توجه به اين آمارى كه مى گويند پس چرا ما هيچ مراسمى نديديم كه براى آنها بگيرند؟»
آقاى بهشتى در گفت و گو با سايت كلمه، ارگان مير حسين موسوى، با اعلام اينكه «سه جانباخته ديگر به ليست ۶۹ نفره اين كميته» اضافه شده است، افزود: «هنوز خانواده شهدايى هستند كه به دليل جو حاكم بر جامعه به اين كميته مراجعه نكرده اند.»
وی جزئیاتی در باره هویت این کشته شدگان اعلام نکرده است.
ارائه اين آمار از سوى كميته مشترك مير حسين موسوى و مهدى كروبى، نامزدهاى معترض انتخابات، در حالى صورت مى گيرد كه مقام هاى جمهورى اسلامى مى گويند كه تنها ۲۹ نفر در اين حوادث كشته شده اند.
در اين زمينه حتى فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مدعى شد كه ۲۰ نفر از كشته شدگان بسيجى هستند. اما به رغم درخواست برخى نمايندگان اقليت مجلس از وى براى انتشار اسامى كشته شدگان بسيجى، محمد على جعفرى هنوز واكنشى به اين درخواست نشان نداده است.
اين در حالى است كه پيشتر، حسين طائب، فرمانده نيروى مقاومت بسيج كه زير نظر فرمانده سپاه فعاليت مى كند تعداد كشته شدگان بسيجى را هفت نفر اعلام كرده بود.
عليرضا حسينى بهشتى در باره آمار فرمانده سپاه پاسداران گفته است: «اگر آمار ارائه شده از سوى فرمانده سپاه در مورد شهداى بسيج دقيق باشد اين مسئله نشان مى دهد كه آمار شهدا بسيار بيشتر از تعدادى است كه در ليست كميته پيگيرى امور زندانيان و جانباختگان حوادث پس از انتخابات وجود دارد.»
به گفته وى، هيچ يك از «شهدايى» كه نامشان در ليست اين كميته وجود دارد از اعضاى بسيج نيستند.
مشاور ارشد مير حسين موسوى از فرمانده سپاه خواسته است تا ليست ۲۹ نفره خود را جهت تطبيق با ليست ۷۲ نفره كميته ارائه دهد تا «اين كميته نيز در رسيدگى به وضعيت آنان تلاش هاى خود را انجام دهد.»
نا آرامى هاى سياسى ايران پس از آن آغاز شد كه محمود احمدى نژاد روز ۲۳ خردادماه به عنوان فرد پيروز در رقابت هاى رياست جمهورى دهم معرفى شد.
مخالفان با بيان اينكه در اين انتخابات تقلب هاى گسترده اى صورت گرفته است با برپايى تظاهرات خيابانى خواستار برگزارى مجدد انتخابات شدند.
اين اعتراض ها با سركوب شديد نيروهاى امنيتى و بسيجى روبرو شد كه در جريان آن بيش از چهار هزار نفر بازداشت و دهها نفر نيز كشته شدند.
برخى از نمايندگان اقليت مجلس شوراى اسلامى در اظهار نظرهاى خود به آمار رسمى جان باختگان حوادث پس از انتخابات انتقاد كرده و دليل آن را تبرئه بسيج و سپله از اتهام هاى مربوط به سركوب معترضان و آزار و اذيت زندانيان دانسته اند.
امين شعبانى، نماينده مردم سنندج، در اين زمينه به سايت «پارلمان نيوز» گفته است: « به نظر مىرسد فرمانده سپاه پس از طرح اتهاماتى كه عليه بسيج و سپاه در حوادث پس از انتخابات شده به دنبال تبرئه اين نهادها و عملكرد آنها هستند.»
نصرالله ترابى، نماينده مردم شهركرد، نيز با اشاره به آمار فرمانده سپاه گفته است: « با توجه به اين آمارى كه مى گويند پس چرا ما هيچ مراسمى نديديم كه براى آنها بگيرند؟»
همایش نخبگان دانشجویی در زندان اوین
سمیه توحیدلو
یک نکته جالبی که در این کلی بازجویی که من رفتم وجود داشت این بود که تقریبا با عوض شدن هر بازجو یکبار رتبه کنکورم را از همان اول تا به آخر میپرسیدند. ظاهرا بیرون خیلی گفته بودند مثلا نخبهها یا رتبههای خوب کنکور را گرفتهاید، این بندگان خدا هم میخواستند این ماجرا را چک کنند. در واقع در هر اتوبیوگرافی هم که نوشتم، از معدل گرفته تا رتبه لیسانس و ارشد و دکترا برایشان مینوشتم.
اولین بازجویی که داشتم خیلی بحث می کرد. کاملا بحث اجتماعی می کردم. نظریه می گفتم. حس و حالم برای استفاده از جامعه شناسی و درسهایی که خوانده ام در زمان بازجویی بیشتر بود. برای خودم همه چیز را تحلیل می کردم. درباره روش های سنجش و تحقیق نظر می دادم. خلاصه بازجویی هایی بود دیدنی. یک روز آقای بازجو یا همان کارشناس یک نکته ای گفت. شاید معنایش برای ایشان یک چیز دیگر بود، اما معنایی متفاوت برای من داشت. گفت همیشه از بچگی که از جلوی دانشگاه تهران رد می شدیم آرزویمان تحصیل در این دانشگاه بود. هیچوقت فکر نمی کردم بازی روزگار اینطور شود که من اینطرف میز باشم و آنطرف میز کسی باشد که سالهاست در آن دانشگاه بوده و جزو دانشجویان با رتبه خوب ِ آن دانشگاه محسوب می شده است.
ظاهرا این روزها زندان بی شباهت به دانشگاه نیست، هم اتاقی های من اغلب کارشناس ارشد بودند. امثال محمد رضا جلایی پور هم با رتبه یک کنکور و مدال طلای المپیاد در آن بند گرفتار است. یکی از دوستانی که این روزها به دیدنمان آمده بود می گفت روزی از این روزها از نزدیک اوین رد می شده اند. یک بیلبرد نزدیک آنجا زده شده بود با عنوان ِ همایش نخبگان دانشجویی.
منبع: وبلاگ بر ساحل سلامت
یک نکته جالبی که در این کلی بازجویی که من رفتم وجود داشت این بود که تقریبا با عوض شدن هر بازجو یکبار رتبه کنکورم را از همان اول تا به آخر میپرسیدند. ظاهرا بیرون خیلی گفته بودند مثلا نخبهها یا رتبههای خوب کنکور را گرفتهاید، این بندگان خدا هم میخواستند این ماجرا را چک کنند. در واقع در هر اتوبیوگرافی هم که نوشتم، از معدل گرفته تا رتبه لیسانس و ارشد و دکترا برایشان مینوشتم.
اولین بازجویی که داشتم خیلی بحث می کرد. کاملا بحث اجتماعی می کردم. نظریه می گفتم. حس و حالم برای استفاده از جامعه شناسی و درسهایی که خوانده ام در زمان بازجویی بیشتر بود. برای خودم همه چیز را تحلیل می کردم. درباره روش های سنجش و تحقیق نظر می دادم. خلاصه بازجویی هایی بود دیدنی. یک روز آقای بازجو یا همان کارشناس یک نکته ای گفت. شاید معنایش برای ایشان یک چیز دیگر بود، اما معنایی متفاوت برای من داشت. گفت همیشه از بچگی که از جلوی دانشگاه تهران رد می شدیم آرزویمان تحصیل در این دانشگاه بود. هیچوقت فکر نمی کردم بازی روزگار اینطور شود که من اینطرف میز باشم و آنطرف میز کسی باشد که سالهاست در آن دانشگاه بوده و جزو دانشجویان با رتبه خوب ِ آن دانشگاه محسوب می شده است.
ظاهرا این روزها زندان بی شباهت به دانشگاه نیست، هم اتاقی های من اغلب کارشناس ارشد بودند. امثال محمد رضا جلایی پور هم با رتبه یک کنکور و مدال طلای المپیاد در آن بند گرفتار است. یکی از دوستانی که این روزها به دیدنمان آمده بود می گفت روزی از این روزها از نزدیک اوین رد می شده اند. یک بیلبرد نزدیک آنجا زده شده بود با عنوان ِ همایش نخبگان دانشجویی.
منبع: وبلاگ بر ساحل سلامت
تمدید قرار بازداشت عیسی سحرخیز به مدت دو ماه
عیسی سحرخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی روز گذشته با خانواده خود تماس گرفت. این روزنامه نگار در تماسی که فقط دو دقیقه به طول انجامیده خبر از تمدید قرار بازداشت خود داده است.
مهدی سحرخیز، فرزند این روزنامه نگار روز گذشته به "روز" گفت: پدریم که زنگ زد گفت او را به دادگاه برده اند و از دادگاه زنگ میزد و فقط خبر تمدید قرار بازداشتش رو داد و هیچ حرف دیگری نزد.
مهدی سحرخیز افزود: قرار بازداشت پدرم را برای دو ماه دیگر تمدید کرده اند و ما به شدت نگران پدرم هستیم چون موقع بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و دنده پدرم را شکسته اند اما تاکنون اجازه درمان نداده اند و اکنون نیز قرار بازداشت او را تمدید کرده اند.
مهدی سحرخیز تاکید کرد که مسولیت هر گونه اتفاقی برای پدرش با مسولان دستگاه قضایی است.
مهدی سحرخیز، فرزند این روزنامه نگار روز گذشته به "روز" گفت: پدریم که زنگ زد گفت او را به دادگاه برده اند و از دادگاه زنگ میزد و فقط خبر تمدید قرار بازداشتش رو داد و هیچ حرف دیگری نزد.
مهدی سحرخیز افزود: قرار بازداشت پدرم را برای دو ماه دیگر تمدید کرده اند و ما به شدت نگران پدرم هستیم چون موقع بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و دنده پدرم را شکسته اند اما تاکنون اجازه درمان نداده اند و اکنون نیز قرار بازداشت او را تمدید کرده اند.
مهدی سحرخیز تاکید کرد که مسولیت هر گونه اتفاقی برای پدرش با مسولان دستگاه قضایی است.
رئیس دورهای جبهه اصلاحات آزاد شد
عباس میرزا ابوطالبی، رییس دورهای جبهه اصلاحات، ساعتی پیش از زندان اوین آزاد شد.
میرزا ابوطالبی چند روز بعد از کودتای انتخاباتی دستگیر و تا همین امروز در زندان اوین محبوس بود. وی ساعتی پیش از زندان اوین آزاد شد و به آغوش خانوادهاش بازگشت.
میرزا ابوطالبی چند روز بعد از کودتای انتخاباتی دستگیر و تا همین امروز در زندان اوین محبوس بود. وی ساعتی پیش از زندان اوین آزاد شد و به آغوش خانوادهاش بازگشت.
نامه جمعی از هواداران احمد زیدآبادی به رئیس قوه قضائیه
جمعی از دوستداران و هواداران احمد زیدآبادی، در نامهای به رئیس جدید قوه قضائیه خواستار آزادی این روزنامه نگار دربند و رسیدگی به نقض متن صریح قانون در ارتباط با فشارهای جسمی و روحی غیرقانونی بر وی شدند، متن این نامه که در وبلاگی که برای آزادی احمد زیدآبادی راهاندازی شده آمده، به قرار زیر است:
جناب آقای آیت الله صادق لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و تحیات و آرزوی قبولی طاعات در این ماه مبارک و ضمن تبریک به مناسبت مسئولیت جدید و خطیرتان در ابتدا نکاتی چند از نهج البلاغه علی(ع) را که بی شک ماه اوست برای تذکر به همه مان یادآور می شویم.
“از میان مردم، برترین فرد نزد خود را برای قضاوت انتخاب کن؛ کسانی که مراجعه فراوان، آنها را به ستوه نیاورد و برخورد مخالفان با یکدیگر، او را خشمناک نسازد؛ در اشتباهاتش پافشاری نکند و بازگشت به حق پس از آگاهی، برای او دشوار نباشد؛ طمع را از دل ریشهکن کند و در شناخت مطالب به تحقیقی اندک رضایت ندهد؛ در شبههها ازهمه بااحتیاطتر عمل کند و در یافتن دلیل، اصرار او از همه بیشتر باشد؛ از مراجعه پیاپی شاکیان خسته نشود؛ در کشف امور از همه شکیباتر و پس از آشکار شدن حقیقت، در فصل خصومت از همه برندهتر باشد؛ کسی که ستایش فراوان، او را فریب ندهد و چربزبانی، او را منحرف نسازد و چنین کسانی بسیار اندکند
“ با عدالت مردمان اصلاح مي شوند”
“از عدالت خود، لباس عافيت بر تنتان كردم”
پيشواي دادگر، از باران پيوسته [كه همه چيز را بارور مي كند] بهتر است، و جانور درنده و آدمخوار، از فرمانرواي ستمكار بهتر است، و فرمانرواي بيدادگر از ادامه هرج و مرج نيكوتر است”
ضمن تبریک دوباره جهت مستولیت خطیرتان در باب عدالت خانه جمهوری اسلامی ایران همانگونه که مستحظرید در تاریخ 23 خرداد ماه 88 در ساعات پایانی شب دکتر احمد زید آبادی را پس از بازگشت از محل کار در جلوی درب منزل ایشان به بدترین شکل ممکنه ربودند و تاکنون چیزی بیشتر از 2 ماه و نیم زندانی می باشند.
همانگونه که شما نیز قطعا چون ما باید اطلاع داشته باشید بنا به اظهارات همسر نامبرده در اولین ملاقات خانواده با ایشان مطلع شدیم که 17 روز کامل ایشان بدون هیچگونه تفهیم اتهامی در سلولی انفرادی که به تعبیر ایشان شبیه به قبر بود نگهداری شده اند.پس از طی این مدت ودر پی اعتراض 17 روز دیگر در همان وضعیت نگاه داری شده اند و باز هم بدون هیچگونه تفهیم اتهام و بازجویی .و اکنون نیز به گفته خود ایشان پس از طی36 روز ابتدایی در مرحله بازجویی قرار دارند.
به استناد کدامین بند قانونی و به استناد کدامین شیوه ورفتار انسانی و بخصوص اسلامی با فردی که در جایگاه متهم قرار دارد بدینگونه رفتار می شود. توجه شما را به تاکیداتتان به اجرای دقیق آیین دادرسی کیفری در روند دادرسی در محاکم قضایی و متهمین حوادث اخیر به هیئت 3 نفره ارجاع می دهیم.
جناب آقای لاریجانی همانگونه که مستحظرید به استناد اصل 35 قانون اساسی و ماده 186 قانون آیین دادرسی کیفری حق آزادی انتخاب وکیل و به استناد بندهای دیگر قانونی هیچ دادگاهی حق ندارد از خضور وکیل مدافع ممانعت بعمل آورد چگونه است که متهم در آخرین جلسه ملاقات با خانواده اش از محکوم بودن به انتخاب وکیل تسخیری یاد می کند و تاکنون وکیل قانونی وی نه تنها موفق یه اخذ امضا از متهم نشده است بلکه هیچ ملاقاتی با وکیلش نیز نداشته است .
چگونه است که متهم از مجبور شدن به اظهار همکاری با بازجویان و اظهار ندامت و پشیمانی از گذشته اش در جلسه دادگاه یاد می کند.
براستی تا چه میزان حقوق متهم در محاکم تحت امر شما اجرا می شود؟ براستی آن عدالت علوی و اسلامی اجازه برخورد با مخالف خود و حتی مجرم را اینگونه تعریف می کند ؟
این شبها واین روزها همانطور که شما بعنوان یک رو حانی اندیشمند از آن مطلعید به علی (ع) آن بزرگمرد عرصه عدالت و تقوی متعلق است که وقتی شنید به نام حکومت اسلامی از پای زن یهودی خلخال بیرون کردند گفت اگر انسان از غصه بمیرد جای تعجب نیست.
آقای لاریجانی امیدواریم که به دروس آموخته شده در محضر اساتید بزرگ خود در حوزه وبر اساس آموزه های اسلامی و همچنین به آنچه باید بر حسب وظیفه انسانی خود بدور از هر گونه تعلق فکری و جناحی زمینه اجرای حقوق کامل انسانی یک متهم و همچنین رافت اسلامی را فراهم نمایید و زمینه آزادی بی قید و شرط ایشان و دیگر عزیزان بی گناه در بند را در این ماه خدا فراهم آورید.
والسلام علیکم
جمعی از دوستداران دکتر احمد زید آبادی
جناب آقای آیت الله صادق لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و تحیات و آرزوی قبولی طاعات در این ماه مبارک و ضمن تبریک به مناسبت مسئولیت جدید و خطیرتان در ابتدا نکاتی چند از نهج البلاغه علی(ع) را که بی شک ماه اوست برای تذکر به همه مان یادآور می شویم.
“از میان مردم، برترین فرد نزد خود را برای قضاوت انتخاب کن؛ کسانی که مراجعه فراوان، آنها را به ستوه نیاورد و برخورد مخالفان با یکدیگر، او را خشمناک نسازد؛ در اشتباهاتش پافشاری نکند و بازگشت به حق پس از آگاهی، برای او دشوار نباشد؛ طمع را از دل ریشهکن کند و در شناخت مطالب به تحقیقی اندک رضایت ندهد؛ در شبههها ازهمه بااحتیاطتر عمل کند و در یافتن دلیل، اصرار او از همه بیشتر باشد؛ از مراجعه پیاپی شاکیان خسته نشود؛ در کشف امور از همه شکیباتر و پس از آشکار شدن حقیقت، در فصل خصومت از همه برندهتر باشد؛ کسی که ستایش فراوان، او را فریب ندهد و چربزبانی، او را منحرف نسازد و چنین کسانی بسیار اندکند
“ با عدالت مردمان اصلاح مي شوند”
“از عدالت خود، لباس عافيت بر تنتان كردم”
پيشواي دادگر، از باران پيوسته [كه همه چيز را بارور مي كند] بهتر است، و جانور درنده و آدمخوار، از فرمانرواي ستمكار بهتر است، و فرمانرواي بيدادگر از ادامه هرج و مرج نيكوتر است”
ضمن تبریک دوباره جهت مستولیت خطیرتان در باب عدالت خانه جمهوری اسلامی ایران همانگونه که مستحظرید در تاریخ 23 خرداد ماه 88 در ساعات پایانی شب دکتر احمد زید آبادی را پس از بازگشت از محل کار در جلوی درب منزل ایشان به بدترین شکل ممکنه ربودند و تاکنون چیزی بیشتر از 2 ماه و نیم زندانی می باشند.
همانگونه که شما نیز قطعا چون ما باید اطلاع داشته باشید بنا به اظهارات همسر نامبرده در اولین ملاقات خانواده با ایشان مطلع شدیم که 17 روز کامل ایشان بدون هیچگونه تفهیم اتهامی در سلولی انفرادی که به تعبیر ایشان شبیه به قبر بود نگهداری شده اند.پس از طی این مدت ودر پی اعتراض 17 روز دیگر در همان وضعیت نگاه داری شده اند و باز هم بدون هیچگونه تفهیم اتهام و بازجویی .و اکنون نیز به گفته خود ایشان پس از طی36 روز ابتدایی در مرحله بازجویی قرار دارند.
به استناد کدامین بند قانونی و به استناد کدامین شیوه ورفتار انسانی و بخصوص اسلامی با فردی که در جایگاه متهم قرار دارد بدینگونه رفتار می شود. توجه شما را به تاکیداتتان به اجرای دقیق آیین دادرسی کیفری در روند دادرسی در محاکم قضایی و متهمین حوادث اخیر به هیئت 3 نفره ارجاع می دهیم.
جناب آقای لاریجانی همانگونه که مستحظرید به استناد اصل 35 قانون اساسی و ماده 186 قانون آیین دادرسی کیفری حق آزادی انتخاب وکیل و به استناد بندهای دیگر قانونی هیچ دادگاهی حق ندارد از خضور وکیل مدافع ممانعت بعمل آورد چگونه است که متهم در آخرین جلسه ملاقات با خانواده اش از محکوم بودن به انتخاب وکیل تسخیری یاد می کند و تاکنون وکیل قانونی وی نه تنها موفق یه اخذ امضا از متهم نشده است بلکه هیچ ملاقاتی با وکیلش نیز نداشته است .
چگونه است که متهم از مجبور شدن به اظهار همکاری با بازجویان و اظهار ندامت و پشیمانی از گذشته اش در جلسه دادگاه یاد می کند.
براستی تا چه میزان حقوق متهم در محاکم تحت امر شما اجرا می شود؟ براستی آن عدالت علوی و اسلامی اجازه برخورد با مخالف خود و حتی مجرم را اینگونه تعریف می کند ؟
این شبها واین روزها همانطور که شما بعنوان یک رو حانی اندیشمند از آن مطلعید به علی (ع) آن بزرگمرد عرصه عدالت و تقوی متعلق است که وقتی شنید به نام حکومت اسلامی از پای زن یهودی خلخال بیرون کردند گفت اگر انسان از غصه بمیرد جای تعجب نیست.
آقای لاریجانی امیدواریم که به دروس آموخته شده در محضر اساتید بزرگ خود در حوزه وبر اساس آموزه های اسلامی و همچنین به آنچه باید بر حسب وظیفه انسانی خود بدور از هر گونه تعلق فکری و جناحی زمینه اجرای حقوق کامل انسانی یک متهم و همچنین رافت اسلامی را فراهم نمایید و زمینه آزادی بی قید و شرط ایشان و دیگر عزیزان بی گناه در بند را در این ماه خدا فراهم آورید.
والسلام علیکم
جمعی از دوستداران دکتر احمد زید آبادی
مهدی حسینزاده تحت فشار است
بیش از 70 روز از بازداشت مهدی حسین زاده، روزنامه نگار و تحلیل گر اقتصادی میگذرد. این روزنامه نگار که پیش از این سردبیر روزنامه توسعه بوده و در روزنامه های اعتماد و همبستگی در سرویس اقتصادی کار میکرده است
به گزارش روزآنلاین، در انتخابات ریاست جمهوری نهم، در اتاق فکر هاشمی رفسنجانی فعالیت میکرده و اکنون با اتهام جاسوسی مواجه است. یک منبع آگاه به " روز" گفت: مهدی حسین زاده تاکنون دو بار با خانواده خود ملاقات داشته اما هنوز بازجویی های او تمام نشده و دربند 209 زندان اوین در سلول انفرادی است.
به گفته این منبع اگاه، مهدی حسین زاده به شدت تحت فشار است تا اتهام جاسوسی را بپذیرد و بازجویان به او فشار می اورند تا علیه خانواده هاشمی رفسنجانی از او اعتراف بگیرند اما تاکنون هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفته و عنوان کرده که هیچ مدرکی علیه او ندارند و اتهام انتسابی به این روزنامه نگار، اتهامی واهی است.
به گزارش روزآنلاین، در انتخابات ریاست جمهوری نهم، در اتاق فکر هاشمی رفسنجانی فعالیت میکرده و اکنون با اتهام جاسوسی مواجه است. یک منبع آگاه به " روز" گفت: مهدی حسین زاده تاکنون دو بار با خانواده خود ملاقات داشته اما هنوز بازجویی های او تمام نشده و دربند 209 زندان اوین در سلول انفرادی است.
به گفته این منبع اگاه، مهدی حسین زاده به شدت تحت فشار است تا اتهام جاسوسی را بپذیرد و بازجویان به او فشار می اورند تا علیه خانواده هاشمی رفسنجانی از او اعتراف بگیرند اما تاکنون هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفته و عنوان کرده که هیچ مدرکی علیه او ندارند و اتهام انتسابی به این روزنامه نگار، اتهامی واهی است.
بیخبری از روشنک سیاسی
خانواده روشنک سیاسی، عضو حزب کارگزاران سازندگی نیز از وضعیت عزیز دربندشان بی خبر هستند. آقای گودرزی، همسر روشنک سیاسی به "روز" گفت: تاکنون اجازه ملاقات با همسرم را نداده اند و آخرین بار 12 روز پیش بود که تماس گرفت و احوالپرسی کرد و تنها چیزی که گفت این بود که نسبت به نحوه برخورد بازجوها اعتراض کرده است.
به گزارش روزآنلاین، خانواده روشنک سیاسی، عضو حزب کارگزاران سازندگی نیز از وضعیت عزیز دربندشان بی خبر هستند. آقای گودرزی، همسر روشنک سیاسی به "روز" گفت: تاکنون اجازه ملاقات با همسرم را نداده اند و آخرین بار 12 روز پیش بود که تماس گرفت و احوالپرسی کرد و تنها چیزی که گفت این بود که نسبت به نحوه برخورد بازجوها اعتراض کرده است.
آقای گودرزی، بازداشت همسرش را ناشی از سوتفاهم خوانده و گفت: همسر من در جهت تقویت اندیشه آزاد و انسانی تلاش میکرد و پی گیر مسائل انسانی در مجموعه نظام بود و نمیدانم چرا این سوتفاهمات ایجاد شده است.
وی با بیان اینکه خانوده روشنک سیاسی از نظر روحی به شدت تحت فشار هستند گفت پسر من فکر میکند مادرش به مکه رفته است از طرفی از وضعیت همسرم کاملا بی خبر هستیم و همین مساله باعث شده که تحت فشار روحی شدیدی باشیم.
آقای گودرزی افزود: فعالیت های همسر من کاملا قانونی و مورد تایید نظام بود و ما در مورد بازداشت ایشان دچار حیرت و سردرگمی هستیم.
همسر روشنک سیاسی ابراز امیدواری کرد هر چه زودتر این بحران ها به پایان برسد و همسرش آزاد شود.
به گزارش روزآنلاین، خانواده روشنک سیاسی، عضو حزب کارگزاران سازندگی نیز از وضعیت عزیز دربندشان بی خبر هستند. آقای گودرزی، همسر روشنک سیاسی به "روز" گفت: تاکنون اجازه ملاقات با همسرم را نداده اند و آخرین بار 12 روز پیش بود که تماس گرفت و احوالپرسی کرد و تنها چیزی که گفت این بود که نسبت به نحوه برخورد بازجوها اعتراض کرده است.
آقای گودرزی، بازداشت همسرش را ناشی از سوتفاهم خوانده و گفت: همسر من در جهت تقویت اندیشه آزاد و انسانی تلاش میکرد و پی گیر مسائل انسانی در مجموعه نظام بود و نمیدانم چرا این سوتفاهمات ایجاد شده است.
وی با بیان اینکه خانوده روشنک سیاسی از نظر روحی به شدت تحت فشار هستند گفت پسر من فکر میکند مادرش به مکه رفته است از طرفی از وضعیت همسرم کاملا بی خبر هستیم و همین مساله باعث شده که تحت فشار روحی شدیدی باشیم.
آقای گودرزی افزود: فعالیت های همسر من کاملا قانونی و مورد تایید نظام بود و ما در مورد بازداشت ایشان دچار حیرت و سردرگمی هستیم.
همسر روشنک سیاسی ابراز امیدواری کرد هر چه زودتر این بحران ها به پایان برسد و همسرش آزاد شود.
بازداشت پنج عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد
روز گذشته 5 تن از اعضای فراکسیون مدرن انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد که همگی عضو ستاد شهروند آزاد و از حامیان دانشجویی مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری در شهر مشهد نیز بودهاند، بازداشت شدند.
به گزارش موج سبز آزادی، بازداشتشدگان به نامهای محسن صنعتیپور دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، شایان صارمی دبیر سیاسی این تشکل، امین ریاحی و مهدی خسروی از فعالان نشریات دانشجویی و افتخار برزگریان از اعضای عادی انجمن اسلامی این دانشگاه، در اقدامی هماهنگ در شهرهای مشهد ، تهران و سبزوار بازداشت شدهاند.
این گزارش حاکی است تا کنون هیچ خبری دربارهی علت بازداشت و همچنین محل نگهداری این دانشجویان منتشر نشده است.
شایان ذکر است که سال گذشته مهدی خسروی و امین ریاحی، دو فعال نشریات دانشجویی دانشگاه فردوسی، به علت انتقاد از دولت احمدینژاد، هر کدام با یک ترم محرومیت از تحصیل مواجه و در تابستان همان سال به مدت دو هفته در بازداشتگاه اطلاعات شهر مشهد بازداشت شده بودند.
به گزارش موج سبز آزادی، بازداشتشدگان به نامهای محسن صنعتیپور دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، شایان صارمی دبیر سیاسی این تشکل، امین ریاحی و مهدی خسروی از فعالان نشریات دانشجویی و افتخار برزگریان از اعضای عادی انجمن اسلامی این دانشگاه، در اقدامی هماهنگ در شهرهای مشهد ، تهران و سبزوار بازداشت شدهاند.
این گزارش حاکی است تا کنون هیچ خبری دربارهی علت بازداشت و همچنین محل نگهداری این دانشجویان منتشر نشده است.
شایان ذکر است که سال گذشته مهدی خسروی و امین ریاحی، دو فعال نشریات دانشجویی دانشگاه فردوسی، به علت انتقاد از دولت احمدینژاد، هر کدام با یک ترم محرومیت از تحصیل مواجه و در تابستان همان سال به مدت دو هفته در بازداشتگاه اطلاعات شهر مشهد بازداشت شده بودند.
هویت یکی دیگر از شهدای سبز فاش شد: محمود رئیسی نجفی
محمود رئیسینجفی، یکی دیگر از شهدایی است که در حوادث پس از انتخابات 22 خرداد در میدان آزادی تهران مورد ضرب و شتم واقع شد و به شهادت رسید. شایان ذکر است که نام این شهید تا کنون در زمره شهدا اعلام نشده است.
به گزارش سحام نیوز، همسر مرحوم نجفی در خصوص چگونگی فوت همسرش گفت: «شغل ایشان کارگری بود. آقای نجفی، ام دی اف کار بود. معمولا هر روز ساعت 6 صبح برای کار میرفت و اوایل شب به خانه بر میگشت. روز 25خرداد تا ساعت 5/10 شب ایشان به خانه نیامدند و ما نگران بودیم. حدود ساعت 5/10 زنگ در به صدا درآمد. با توجه به این که آقای نجفی، کلید داشت فکر کردم که غریبه است، از آیفون پرسیدم کیست؟ صدای همسرم را شنیدم و متوجه شدم که آقای نجفی است. گفت با توجه به مشکلی که برای او پیش آمده، نمیتواند در را باز کند! نگران شدم و به سرعت پایین رفتم و در را باز کردم. دیدم که اوضاع ایشان بسیار بد و نابسامان و بدنشان زخمی و خونآلود است و نمیتواند سرپا بایستد. به او کمک کردم که به داخل بیاید. بدن او زخمی، ورمکرده، خونین و به شدت آسیب دیده بود. بعد از پرس و جو از وی، آقای نجفی گفت: بعد از پایان کار، من از طرف میدان آزادی به خانه میآمدم که دیدم مردم در حال فرار هستند و عدهای هم آنان را تعقیب میکنند.
متوجه شدم که عدهای مسلح و باتوم به دست مردم را میزنند و فراریان را تعقیب میکنند. من از ماجرا بیخبر بودم و اصلا نمیدانستم که چرا این نیروها مردم را تعقیب میکنند و میزنند. من راه خود را میرفتم که این نیروها مرا گرفتند و با باتوم و مشت و لگد به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. هر قدر هم به آنان گفتم که من از سر کار دارم بر میگردم و اصلا نمیدانم که چه خبر است، اعتنا نکردند و مفصل مرا کتک زدند. به قدری با باتوم و مشت و لگد مرا زدند که بیحال شدم و از هوش رفتم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که در داخل یک اتومبیل در حال حرکت هستم. تلاش کردم که با دستهایم موقعیت اطرافم را بفهمم. متوجه شدم که چند نفر دیگر نیز در وضعیت من هستند و گویی آنان مرده و یا بیهوش هستند و مرا روی آنها انداختهاند. با دستم به کف ودیواره ی اتاق ماشین کوبیدم و سر و صدا کردم. نیروهایی که ماشین را هدایت میکردند، وقتی متوجه شدند که من زنده هستم و سر و صدا میکنم ماشین را نگه داشتند و در را باز کردند. من با التماس به آنان گفتم که من زن و بچه دارم و از سرکار میآمدم و اصلا نمیدانم که چرا این بلا به سر من آمده است. ظاهرا یکی از آنان دلش سوخت و آمد و مرا کشید و بیرون انداخت. من مطلقا نای ایستادن و حرکت کردن را نداشتم. با سر و صدا و حرکت دست از کسانی که از آنجا عبور میکردند، کمک خواستم. بعد از مدتی دو سه نفر جمع شدند. از آنها پرسیدم که اینجا کجاست، گفتند: اینجا حکیمیه است. من برای آنان موقعیت خود را توضیح دادم و از آنان کمک خواستم و گفتم که یک ماشین بگیرند تا مرا به منزل برساند. مردم برای من ماشین گرفتند و این ماشین مرا به خانه رساند.»
خدیجه حیدری افزود: «مرحوم آقای نجفی حدود 13روز زنده بود، بدنش زخمی و پاهای او به شدت باد کرده و دستش هم فلج شده بود. شکمش هم به شدت ورم کرده بود. ما به شدت میترسیدیم که او را به بیمارستان ببریم و بستری کنیم. میترسیدیم که با توجه به وضعیت موجود برای خانواده ما مشکل ایجاد کنند. تا این که روز به روز حال همسرم بدتر شد. روز ششم تیرماه پدر شوهرم آمد و تصمیم گرفتیم که با کمک او همسرم را به بیمارستان طرفه ببریم. در بیمارستان طرفه، پزشک مربوطه گفت: با توجه به این که الآن امکان بستری کردن وی وجود ندارد، او را ببرید و فردا صبح بیاورید تا او را بستری کنیم. همسرم شب خوابید و صبح که میخواستیم او را به بیمارستان ببریم، هرچه او را صدا کردیم دیدیم جواب نمیدهد.»
آقاجان رئیسنجفی، پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت: «البته بدن او تا آن لحظه گرم بود. به اورژانس زنگ زدیم، آمدند و گفتند متأسفانه فوت کرده است. گفتند به 110 زنگ بزنید. یک سرباز آمد و تا ساعت 1 بعد از ظهر طول کشید. جنازه را به پزشکی قانونی کهریزک بردند. ما هم شدیدا میترسیدیم که این موضوع موجب دردسری برای خانواده بشود. فردا به آنجا رفتیم و جنازه را ندادند و گفتند: باید از نیروی انتظامی نامه بیاورید. به نیروی انتظامی رفتیم و یک مأمور دادند و همراه وی پرونده را در میدان انقلاب به شعبه 7 بردیم. با توجه به این که ما برای تشییع جنازه و مجلس ترحیم اطلاعیه داده بودیم و میهمانها به بهشتزهرا آمده بودند، از آنها خواهش کردم که کار ما را زود راه بیاندازند. گفتند: همان که تیر خورده را میگویید. ظاهرا ما از تیر خوردن او مطلع نبودیم. بعد از این که از من تعهد گرفتند که ما حق شکایت از کسی را نداریم، نامهای دربسته را به ما دادند و ما به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم. نامه را دادیم. گفتند: کجای ایشان تیر خورده؟ گفتیم نمیدانیم؟ گفتند در نامه اینطوری نوشته است. هر کاری کردیم باز هم جنازه را ندادند و ما به بهشت زهرا رفتیم و میهمانها را به رستوران بردیم و از آنجا قبل از این که جنازه را دفن کنیم به مجلس ترحیم رفتیم.
پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت: فردا دوباره رفتیم و گفتند: تشخیص هویت نشده، دوباره جنازه را به پارکشهر بردند و بعد از تشخیص هویت گفتند: تشخیص اسلحهشناسی نشده و باید انجام شود، باز هم جنازه را ندادند.»
پدر مرحوم نجفی افزود: «فردا با یک مأمور به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم و ساعت 1 بعد از ظهر جنازه را به ما تحویل دادند و ما آن را به بهشتزهرا بردیم و دفن کردیم و چون میترسیدیم که برای اعضای خانواده مشکلی ایجاد شود، در اطلاعیه مجلس ترحیم از چگونگی فوت پسرم چیزی نگفتیم. الآن هم این ترس را داریم.»
پدر مرحوم نجفی در پایان خطاب به مهدی کروبی گفت: «بعد از این که متوجه شدیم جنابعالی پیگیر مسائل مربوط به کشتهشدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات هستید، دلگرم شدیم و به خدمتتان آمدیم تا اجازه ندهید خون فرزند ما پایمال شود.»
در ادامه، آیتالله مهدی کروبی ضمن عرض تسلیت به خانواده مرحوم محمود رئیسینجفی و آرزوی غفران الهی برای آن مرحوم گفت: «متأسفانه در حوادث دردناک پس از انتخابات، تعدادی از هموطنان و فرزندان عزیز ما بهناحق مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی از آنان همانند مرحوم محمود رئیسینجفی در اثر این تعدیات جان خود را از دست دادند و خانواده خود و ملت ایران را داغدار کردند.»
کروبی در ادامه با اشاره به اهمیت جان انسان گفت: «در قرآن کریم قتل بهناحق یک انسان، معادل قتل همه انسانهای روی زمین قلمداد شده است؛ زیرا وقتی یک انسان مظلومانه و بهناحق کشته ميشود، در حقیقت زمینه قتل بهناحق سایر انسانها نیز فراهم میآید.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی با اشاره به ضرورت اهتمام مسؤولان به جبران خسارتهای وارده گفت: «علی(ع) وقتی میشنود که جواهرات یک زن یهودی که در سایه حکومت او زندگی میکند، به غارت رفته است به مسجد میآید و در حالی که ناله او بلند است، فریاد بر میآورد که اگر یک مسلمان با شنیدن چنین ظلمی از شدت ناراحتی بمیرد، شایسته است و جای هیچگونه ملامتی برای او نیست.»
کروبی افزود: «یقینا جان انسانها و جوانان رشید و مسلمانی که در این حوادث، بیگناه کشته شدند، بسیار ارزشمندتر از جواهرات یک زن یهودی است و مسؤولان کشور مکلفند که بدون هیچ مجامله و پردهپوشی، پاسخگوی این جنایات باشند و متجاوزان به جان، مال و عرض مردم را به سزای اعمالشان برسانند تا التیامی بر دردهای خانوادههای داغدیده و ملت بزرگوار ایران باشد.»
کروبی در پایان ضمن توصیه خانواده مرحوم محمود رئیسینجفی به صبر جمیل، گفت: «من نیز نهایت تلاش خود را میکنم که از همه خانوادههای داغدار از جمله خانواده مرحوم رئیسینجفی، حمایت کنم و در راستای احقاق حق آنان بکوشم.»
لازم به ذکر است علاوه بر پدر،ُ پدر زن و همسر مرحوم محمود رپیسی نجفی آقای رحمت الله بیگدلی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز در این جلسه حضور داشتند.
به گزارش سحام نیوز، همسر مرحوم نجفی در خصوص چگونگی فوت همسرش گفت: «شغل ایشان کارگری بود. آقای نجفی، ام دی اف کار بود. معمولا هر روز ساعت 6 صبح برای کار میرفت و اوایل شب به خانه بر میگشت. روز 25خرداد تا ساعت 5/10 شب ایشان به خانه نیامدند و ما نگران بودیم. حدود ساعت 5/10 زنگ در به صدا درآمد. با توجه به این که آقای نجفی، کلید داشت فکر کردم که غریبه است، از آیفون پرسیدم کیست؟ صدای همسرم را شنیدم و متوجه شدم که آقای نجفی است. گفت با توجه به مشکلی که برای او پیش آمده، نمیتواند در را باز کند! نگران شدم و به سرعت پایین رفتم و در را باز کردم. دیدم که اوضاع ایشان بسیار بد و نابسامان و بدنشان زخمی و خونآلود است و نمیتواند سرپا بایستد. به او کمک کردم که به داخل بیاید. بدن او زخمی، ورمکرده، خونین و به شدت آسیب دیده بود. بعد از پرس و جو از وی، آقای نجفی گفت: بعد از پایان کار، من از طرف میدان آزادی به خانه میآمدم که دیدم مردم در حال فرار هستند و عدهای هم آنان را تعقیب میکنند.
متوجه شدم که عدهای مسلح و باتوم به دست مردم را میزنند و فراریان را تعقیب میکنند. من از ماجرا بیخبر بودم و اصلا نمیدانستم که چرا این نیروها مردم را تعقیب میکنند و میزنند. من راه خود را میرفتم که این نیروها مرا گرفتند و با باتوم و مشت و لگد به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. هر قدر هم به آنان گفتم که من از سر کار دارم بر میگردم و اصلا نمیدانم که چه خبر است، اعتنا نکردند و مفصل مرا کتک زدند. به قدری با باتوم و مشت و لگد مرا زدند که بیحال شدم و از هوش رفتم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که در داخل یک اتومبیل در حال حرکت هستم. تلاش کردم که با دستهایم موقعیت اطرافم را بفهمم. متوجه شدم که چند نفر دیگر نیز در وضعیت من هستند و گویی آنان مرده و یا بیهوش هستند و مرا روی آنها انداختهاند. با دستم به کف ودیواره ی اتاق ماشین کوبیدم و سر و صدا کردم. نیروهایی که ماشین را هدایت میکردند، وقتی متوجه شدند که من زنده هستم و سر و صدا میکنم ماشین را نگه داشتند و در را باز کردند. من با التماس به آنان گفتم که من زن و بچه دارم و از سرکار میآمدم و اصلا نمیدانم که چرا این بلا به سر من آمده است. ظاهرا یکی از آنان دلش سوخت و آمد و مرا کشید و بیرون انداخت. من مطلقا نای ایستادن و حرکت کردن را نداشتم. با سر و صدا و حرکت دست از کسانی که از آنجا عبور میکردند، کمک خواستم. بعد از مدتی دو سه نفر جمع شدند. از آنها پرسیدم که اینجا کجاست، گفتند: اینجا حکیمیه است. من برای آنان موقعیت خود را توضیح دادم و از آنان کمک خواستم و گفتم که یک ماشین بگیرند تا مرا به منزل برساند. مردم برای من ماشین گرفتند و این ماشین مرا به خانه رساند.»
خدیجه حیدری افزود: «مرحوم آقای نجفی حدود 13روز زنده بود، بدنش زخمی و پاهای او به شدت باد کرده و دستش هم فلج شده بود. شکمش هم به شدت ورم کرده بود. ما به شدت میترسیدیم که او را به بیمارستان ببریم و بستری کنیم. میترسیدیم که با توجه به وضعیت موجود برای خانواده ما مشکل ایجاد کنند. تا این که روز به روز حال همسرم بدتر شد. روز ششم تیرماه پدر شوهرم آمد و تصمیم گرفتیم که با کمک او همسرم را به بیمارستان طرفه ببریم. در بیمارستان طرفه، پزشک مربوطه گفت: با توجه به این که الآن امکان بستری کردن وی وجود ندارد، او را ببرید و فردا صبح بیاورید تا او را بستری کنیم. همسرم شب خوابید و صبح که میخواستیم او را به بیمارستان ببریم، هرچه او را صدا کردیم دیدیم جواب نمیدهد.»
آقاجان رئیسنجفی، پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت: «البته بدن او تا آن لحظه گرم بود. به اورژانس زنگ زدیم، آمدند و گفتند متأسفانه فوت کرده است. گفتند به 110 زنگ بزنید. یک سرباز آمد و تا ساعت 1 بعد از ظهر طول کشید. جنازه را به پزشکی قانونی کهریزک بردند. ما هم شدیدا میترسیدیم که این موضوع موجب دردسری برای خانواده بشود. فردا به آنجا رفتیم و جنازه را ندادند و گفتند: باید از نیروی انتظامی نامه بیاورید. به نیروی انتظامی رفتیم و یک مأمور دادند و همراه وی پرونده را در میدان انقلاب به شعبه 7 بردیم. با توجه به این که ما برای تشییع جنازه و مجلس ترحیم اطلاعیه داده بودیم و میهمانها به بهشتزهرا آمده بودند، از آنها خواهش کردم که کار ما را زود راه بیاندازند. گفتند: همان که تیر خورده را میگویید. ظاهرا ما از تیر خوردن او مطلع نبودیم. بعد از این که از من تعهد گرفتند که ما حق شکایت از کسی را نداریم، نامهای دربسته را به ما دادند و ما به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم. نامه را دادیم. گفتند: کجای ایشان تیر خورده؟ گفتیم نمیدانیم؟ گفتند در نامه اینطوری نوشته است. هر کاری کردیم باز هم جنازه را ندادند و ما به بهشت زهرا رفتیم و میهمانها را به رستوران بردیم و از آنجا قبل از این که جنازه را دفن کنیم به مجلس ترحیم رفتیم.
پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت: فردا دوباره رفتیم و گفتند: تشخیص هویت نشده، دوباره جنازه را به پارکشهر بردند و بعد از تشخیص هویت گفتند: تشخیص اسلحهشناسی نشده و باید انجام شود، باز هم جنازه را ندادند.»
پدر مرحوم نجفی افزود: «فردا با یک مأمور به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم و ساعت 1 بعد از ظهر جنازه را به ما تحویل دادند و ما آن را به بهشتزهرا بردیم و دفن کردیم و چون میترسیدیم که برای اعضای خانواده مشکلی ایجاد شود، در اطلاعیه مجلس ترحیم از چگونگی فوت پسرم چیزی نگفتیم. الآن هم این ترس را داریم.»
پدر مرحوم نجفی در پایان خطاب به مهدی کروبی گفت: «بعد از این که متوجه شدیم جنابعالی پیگیر مسائل مربوط به کشتهشدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات هستید، دلگرم شدیم و به خدمتتان آمدیم تا اجازه ندهید خون فرزند ما پایمال شود.»
در ادامه، آیتالله مهدی کروبی ضمن عرض تسلیت به خانواده مرحوم محمود رئیسینجفی و آرزوی غفران الهی برای آن مرحوم گفت: «متأسفانه در حوادث دردناک پس از انتخابات، تعدادی از هموطنان و فرزندان عزیز ما بهناحق مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی از آنان همانند مرحوم محمود رئیسینجفی در اثر این تعدیات جان خود را از دست دادند و خانواده خود و ملت ایران را داغدار کردند.»
کروبی در ادامه با اشاره به اهمیت جان انسان گفت: «در قرآن کریم قتل بهناحق یک انسان، معادل قتل همه انسانهای روی زمین قلمداد شده است؛ زیرا وقتی یک انسان مظلومانه و بهناحق کشته ميشود، در حقیقت زمینه قتل بهناحق سایر انسانها نیز فراهم میآید.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی با اشاره به ضرورت اهتمام مسؤولان به جبران خسارتهای وارده گفت: «علی(ع) وقتی میشنود که جواهرات یک زن یهودی که در سایه حکومت او زندگی میکند، به غارت رفته است به مسجد میآید و در حالی که ناله او بلند است، فریاد بر میآورد که اگر یک مسلمان با شنیدن چنین ظلمی از شدت ناراحتی بمیرد، شایسته است و جای هیچگونه ملامتی برای او نیست.»
کروبی افزود: «یقینا جان انسانها و جوانان رشید و مسلمانی که در این حوادث، بیگناه کشته شدند، بسیار ارزشمندتر از جواهرات یک زن یهودی است و مسؤولان کشور مکلفند که بدون هیچ مجامله و پردهپوشی، پاسخگوی این جنایات باشند و متجاوزان به جان، مال و عرض مردم را به سزای اعمالشان برسانند تا التیامی بر دردهای خانوادههای داغدیده و ملت بزرگوار ایران باشد.»
کروبی در پایان ضمن توصیه خانواده مرحوم محمود رئیسینجفی به صبر جمیل، گفت: «من نیز نهایت تلاش خود را میکنم که از همه خانوادههای داغدار از جمله خانواده مرحوم رئیسینجفی، حمایت کنم و در راستای احقاق حق آنان بکوشم.»
لازم به ذکر است علاوه بر پدر،ُ پدر زن و همسر مرحوم محمود رپیسی نجفی آقای رحمت الله بیگدلی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز در این جلسه حضور داشتند.
بشیریه: منتظری با رهبری جنبش سبز می تواند نقش مهمی در بسیج مردم ایفا کند
شماره اخير مجله اينترنتى "لوگوس" مصاحبه مفصلى با حسين بشيريه، استاد سابق دانشگاه تهران و از متفكران مهم علوم سياسى در ايران، درباره تحليل نا آرامى ها و جنبش اعتراضى ماه هاى اخير در ايران انجام داده است.
آقاى بشيريه در دوران تدريس ۲۵ ساله خود در دانشگاه تهران بيش از ۱۵ كتاب و دهها مقاله نوشته است و شاگردان زيادى را تربيت كرده است. وى يكسال پس از اينكه محمود احمدى نژاد اعلام كرد چرا بايد استادان ليبرال در دانشگاه هاى ايران تدريس كنند، در تابستان سال ۱۳۸۶ توسط كميته انضباطى دانشگاه تهران اخراج شد.
حسين بشيريه كه هم اكنون در دپارتمان علوم سياسى دانشگاه سيراكيوز آمريكا مشغول تدريس است در پاسخ به سئوالات مصاحبه گر، تحليل هاى خود را از مختصات جنبش سبز، دلايل و زمينه هاى بروز آن، ميزان ثبات و آينده حكومت اسلامى و مختصات رهبرى جنبش اعتراضى و آينده آن ارائه مى دهد.
فشرده اى از رئوس و مضامين اصلى اين مصاحبه را در زير مى خوانيد.
از نظر شما، مختصات حوادث و جنبش اعتراضى ايران چيست؟
حسين بشيريه : رويدادهاى پس از انتخابات زمينه ساز يك موقعيت انقلابى بالقوه در رويارويى با حكومتى شد كه درگير بحران هاى متعددى است. اين حوادث پيش از همه بحران در يكپارچگى و انسجام درونى رژيم را به نمايش گذاشت. رژيم هاى خودكامه با ويژگى تئوكراتيك انتخابى در ذات خود بحران هاى متعددى را پرورش مى دهند، مثل بحران در انسجام درونى، بحران در مشروعيت ايدئولوژيك، ناكارآمدى در هدايت امور و رقابت در ميان رهبران.
اما اگر تمامى اين بحران ها در آن واحد بروز كنند شرايط ممكن است به يك موقعيت انقلابى بدل شود و از دل آن عناصر مبارزه سياسى با حكومت رشد خواهند كرد، مثل اعتراض و نارضايتى عمومى، ايدئولوژى و يا رهبرى جديد و حتى سازماندهى.
جمهورى اسلامى مدتها است كه با معضل يا بحران مشروعيت دست و پنجه نرم مى كند. رشد تفسير جمهورى خواهانه از اسلام سياسى، ذات متناقض قانون اساسى ايران، افزايش تمايز بين عملكرد و آرمان هاى ظاهرى رژيم و فاصله گرفتن بيشتر افكار عمومى از ايدئولوژى مسلط از عوامل تعميق بحران مشروعيت بوده اند.
در عين حال حكومت جمهورى اسلامى هيچگاه دولت كارآمدى نبوده ولى بحران كارآمدى آن از سال ۲۰۰۵ عميق شده و عوارض آن تاثيرات بسيار مخربى بر حيات اجتماعى، اقتصادى و سياسى ايران بر جاى گذاشته است.
در مقابل وخامت بحران ناكارآمدى، جمعيت وسيعى از ايرانيان خواستار بهبود وضعيت هستند و جنبش وسيعى كه به پا خواست تا حد زيادى محصول اين تضاد بين خواسته هاى سياسى روبه رشد مردم و نتايج برون آمده از صندوق هاى راى بود.
اما بايد تاكيد كرد كه مهمترين معنا در حوادث پس از انتخابات را بايد در بحران انسجام درونى حكومت اسلامى جستجو كرد. در ساختار حكومت اسلامى هميشه جناح بندى هاى مختلفى وجود داشته است اما حوادث پس از انتخابات نشان داد كه تضاد و اختلاف در ميان اين جناح ها به حدى رسيده كه با ريش سفيدى و ميانجى گرى حل شدنى نيستند.
در مورد رژيم هاى خودكامه ايدئولوژيك معمولا بحران انسجام باعث شكاف در دستگاه نظامى و سركوب و يا ترديد حكومتگران در مقابله با معترضان نمى شود. اما مشروعيت آن را بيش از پيش زير سئوال برده و شرايط را براى سازماندهى نارضايتى عمومى، شكل گيرى ايدئولوژى و رهبرى مخالفان و ساير عناصر لازم براى وقوع يك موقعيت انقلابى فراهم مى كند.
چرا اين جنبش در سى سالى كه از عمر حكومت اسلامى مى گذرد بى سابقه بود؟
با توجه به اينكه جنبش هاى وسيع تحت حكومت رژيم هاى استبدادى بسيار نادراند وقوع آن را نمى توان با عوامل به اصطلاح معمولى تر مثل بحران اقتصادى، ناكارآمدى حكومت و يا بروز نارضايتى عمومى توضيح داد.
تاريخ جنبش هاى فراگير نشان مى دهد كه در اين جنبش ها نه عوامل نارضايتى بلكه يافتن دريچه اى براى كاناليزه كردن نارضايتى ها و بسترى مناسب براى تعرض قطعى عنصر تعيين كننده است.
در مورد ايران تركيبى از سه عامل كه معمولا در تئورى هاى سياسى به عنوان دليل بروز اين جنبش ها قلمداد مى شوند با هم نمود پيدا كرد.
عامل اول، فاصله يا تضادى تحمل ناپذير بين خواسته ها و توقعات مردم قبل از انتخابات با سركوب خشن حكومت در روزهاى بعد از آن است. با اعلان نتايج انتخابات، فضاى پر نشاط و اميد مردم به نارضايتى و خشم بدل شد كه روى يك مسئله تمركز داشت و آن «تقلب» بود. همين مسئله مردم را به جهت گيرى فعال وا داشت و به خيابان ها آورد.
اما در پى چندين هفته سركوب خشن نيروهاى امنيتى اكنون فضاى هراس جاى احساس خشم عمومى را گرفته است.
در مورد عامل دوم يعنى – شكل گيرى و انسجام عناصر جامعه مدنى – بايد گفت كه تحولات بطئى از سال هاى موسوم به دوران بازسازى و بعد در دوران موسوم به اصلاحات، ايران را از جامعه اى درهم و بدون ساختار و هويت به جامعه اى با حدى از ساختارها و سنت هاى مدنى بدل كرده است.
در ده سال گذشته ما شاهد جنبش هاى اعتراضى موردى و محدودترى بوديم كه با اتكا به همين ساختارها و سنت هاى ابتدايى جامعه مدنى تبلور يافتند. اما در حوادث پس از انتخابات شكاف بين مردم حكومت چنان عميق شد كه جمعيت ميليونى را به ميدان آورد و متاسفانه ساختارها و سنت هاى مدنى شكل گرفته در اين سال ها توان و ظرفيت تداوم دادن به اين حركت را نداشت. هر چند عامل سركوب خشن و بي رحمانه را نبايد از نظر دور داشت.
و بالاخره عامل سوم – يعنى تعميق شكاف در بين حاكمان و بيدارى افكار عمومى – نقش موثرى در به حركت درآوردن مردم داشت. تاييد صلاحيت نامزدهاى اصلاح طلب و حركت آنها به اصطلاح در چهارچوب نظام، فضاى نسبتا امنى براى حركت ميليونى مردم فراهم كرده بود.
همزمان بروز علائم آشكار از اختلاف بين جناح تندرو و بنيادگرا با سنت گرايان (به عنوان مثال اختلاف شديد بين احمدى نژاد و هاشمى رفسنجانى) اين توقع را ايجاد كرده بود كه سنت گرايان از جنبش سبز حمايت خواهند كرد. و بالاخره بروز اختلاف حتى بين حاميان و شخصيت هاى جناح تندرو در روزهاى اول تزلزل در مواضع حكومت را تشديد كرد. هر چند كه در نهايت همه معترضان درون حكومت در مقابل آنچه كه تهديدى براى كل نظام مى دانستند به تبعيت از رهبرى نظام دفاع از بقا حكومت به شكل فعلى را برگزيدند.
در يك كلام هر چند بسيارى از مردم و گروه هاى سياسى مخالف حكومت اسلامى سالهاست كه خواب يك چنين روزى را مى ديدند ولى حقيقت اين است كه مثل هر موقعيت انقلابى ديگرى در تاريخ شرايطى كه ما در ايران ديديم محصول همزمانى چندين عامل سياسى مهم و نادر بود.
آيا جنبش اعتراضى اخير سرآغازى است بر پايان كار حكومت اسلامى ؟
براى سنجش موضوع سقوط حكومت بايد نتايج بحران اخير و چالش هاى حاصل از آن براى جمهورى اسلامى را بررسى كرد و ديد كه رويدادهاى اخير از نقطه نظر عناصر تشكيل دهنده يك موقعيت انقلابى حكومت را در چه موقعيتى قرار داده است.
از نظر مشروعيت ايدئولوژيك، جمهورى اسلامى اكنون با يك بحران شديد دست و پنجه نرم مى كند. حوادث اخير از نقطه نظر مشروعيت نظام چند نتيجه داشت.
اول اينكه ذات واقعى ساختار اين حكومت را برملا كرد. براى اولين بار كاملا مشخص شد كه شخص رهبر تعيين كننده و تصميم گير اصلى است.
اما برملا شدن اين واقعيت به شكل خشن و عريان در دراز مدت به ضرر رهبرى و موقعيت آن خواهد بود چرا كه جايگاه وى را از يك نوع منصب مشروطه به يك مستبد و خودكامه تنزل خواهد داد.
نتيجه ديگر اين است كه اقليت حاكم بيش از گذشته به انتخابات و راى مردم بدبين و از آن هراسناك خواهد شد. اما اگر آنها از ميزان مشاركت مردم و عناصر انتخابى حكومت بكاهند خود به خود مشروعيت رژيم بيشتر زير سئوال خواهد رفت.
نتيجه ديگر اين حوادث در موازات با عامل فوق، بى اعتمادى مردم و گسترش بى اعتقادى آنها به مشاركت سياسى است كه خود عامل ديگرى است در كاستن از مشروعيت حكومت. به اين ترتيب عنصر انتخابى اين رژيم تئوكراتيك به مرور از هر دو زاويه تحليل خواهد رفت و رژيم بيش از گذشته بايد بر عناصر غيردمكراتيك و اشرافيت روحانى تكيه كند.
چهارمين نتيجه اى كه از حوادث اخير در ايران برجا خواهد ماند گسترش دايره به اصلاح «ضد انقلاب» است. از هم اكنون برخى از تندروها دامنه صفت «منافق» را گسترش داده و از منافقين جديد سخن مى گويند.
به عبارتى ديگر، جمعيت و گروه هاى وسيع ترى به مخالفان گروه حاكم پيوسته اند. به اعتقاد من مهمترين نيتجه نا آرامى و جنبش سياسى اخير كاهش چشمگير احساس هراس از حكومت است. شهامت براى بيان نارضايتى هاى قديمى شايد بزرگترين دستاورد جنبش اخير باشد.
اين يك قاعده عمومى است كه چه در مورد تك تك افراد و چه در مورد يك جامعه خشم هميشه هراس را نابود مى كند.
اما از نقطه نظر اقدامات حكومت براى انطباق خود با اوضاع جديد بايد اشاره كرد كه رژيم هاى خودكامه براى جبران ضعف مشروعيت ايدئولوژيك يا به تشديد سركوب روى مى آورند و يا به گسترش و افزايش خدمات و كمك هاى عمومى.
در مورد ايران شاهديم كه حكومت به سركوب شديدتر روى آورده و پايه هاى نظام و امنيتى آن فعال تر شده اند. حكومت اسلامى در حال تحول به سمت يك سيستم حكومت نظامى است. با توجه به مشكلات اقتصادى ايران بعيد است جمهورى اسلامى بتواند فقدان مشروعيت خود را با گسترش خدمات و كمك هاى اجتماعى جبران كند.
از چهار عنصر اصلى ثبات رژيم – يعنى مشروعيت، كارآمدى، وحدت رهبرى و توان سركوب – به نظر مى رسد كه، حداقل در شرايط فعلى، فقط عنصر چهارم يعنى توان سركوب قادر است عمل كند.
حوادث اخير ثابت كرد كه جناح بندى و اختلافات در ميان حكومتگران يا به اصطلاح خودى ها به حدى شديد شده كه به شكل قبل و با مصالحه قابل حل نيست. اختلاف بين اصلاح طلبان و بنيادگران از يك سو، اختلاف بين مراجع و جوامع دينى گوناگون از سوى ديگر و حتى اختلاف بين نخبگان و فرماندهان نظامى هر روز نمونه ديگرى بروز مى دهد.
در عين حال بايد وضعيت نيروهاى اپوزيسيون، نقاط ضعف و نقاط قوت آنها را نيز در نظر گرفت. در بررسى اين عرصه بايد چهار عامل تعيين كننده در بروز جنبش فراگير و يا وقوع موقعيت انقلابى را محك قرار داد كه عبارتند از: حد نارضايتى عمومى، شبكه سازماندهى، ايدئولوژى و رهبرى جنبش.
تا اين مرحله ما شاهد بوده ايم كه ماشين سركوب رژيم بخش زيادى از شبكه سازماندهى مخالفان را فلج كرده و تعداد زيادى از رهبران و چهره هاى موثر را از ميدان خارج كرده است.
اما اين به آن معنى نيست كه اوضاع براى هميشه به اين شكل باقى خواهد ماند. تاكنون موسوى، كروبى و خاتمى اين حركت را با احتياط رهبرى كرده اند اما برخى مراجع شيعه و به خصوص آيت الله منتظرى با انتقادهاى تندترى عملا حكومت فعلى را فاقد مشروعيت دانسته و شورش عليه آن را موجه اعلام كرده است.
معمولا در تداوم حركت هاى اعتراضى، افراد و ديدگاه هاى قاطع و راديكال ترى جاى رهبران محتاط و ميانه رو را خواهند گرفت. در آن صورت ايدئولوژى و شعارهاى اين جنبش نيز به جاى اعتراض به نتايج انتخابات به اعتراض و زير سئوال بردن كليت ساختار حكومت بدل خواهد شد.
بنابراين دو عامل براى تشخيص عواقب و پيامدهاى اين بحران اهميت دارند: يك - قدرت سركوب و مهار رژيم و آمادگى و توان آن در بكارگيرى اين اهرام ها و دوم – رهبرى جنبش اعتراضى و توان و آمادگى آن براى بازبينى و تغيير ايدئولوژى و نيرومند تر ساختن قابليت هاى سازمان گرانه آن است.
آيا اين جنبش يك رهبرى مشخص و سازمان يافته دارد و يا اين جنبشى است كه رهبرى را به دنبال خود مى كشد؟
معمولا رهبران جنبش هاى انقلابى و يا اعتراضى را به سه گروه تقسيم مى كنند: اول؛ ايدئولوگ ها يا نظريه پردازان، دوم؛ بسيج كننده و تهييج گران، سوم؛ مديران.
گاهى اوقات يك رهبر ممكن است هر سه خصوصيت و قابليت را داشته باشد ولى معمولا يكى از اين سه خصوصيت را به شكل بارزى داراست.
در مورد جنبش امروز ايران نقش رهبرى در دست يك فرد نيست و بنابر اين سه عنصر لازم براى رهبرى تكوين نيافته اند. ايدئولوژى واحد و مشخصى در كار نيست، بيشتر يك حركت دمكراتيك است.
اما موضوعاتى كه الهام بخش شخصيت هاى مهم اين جنبش است كاملا روشن اند و برخى از آنها را مى توان در نطفه هاى قانون اساسى اول جمهورى اسلامى رديابى كرد.
ايدئولوژى يا مرام جنبش هاى اعتراضى در نوع خود مى توانند تعرضى و يا تدافعى باشند. جنبش هاى انقلابى معمولا مرام تعرضى دارند و در پى ساختار سيا سى- اقتصادى و اجتماعى كاملا متفاوتى هستند. ايدئولوژى يا مرام هاى تدافعى معمولا بيانگر نارضايتى مردم از نحوه عملكر نظام موجود و رهبران آنها و بيانگر شورش اند و نه انقلاب . مثل شورش هاى رعيت ها، شورش عليه ماليات و يا شورش عليه تبعيض قومى و مذهبى.
جنبش سبز ايران را مى توان «شورشى عليه تقلب در انتخابات» ناميد.
به يك اعتبار جنبش امروز در ايران به خاطر دفاع از قانون اساسى موجود و به خاطر اعتراض به خودكامگى يك اقليت حاكم كه بر ابزارهاى نظامى تكيه دارد تا حد زيادى شبيه به شورش سال ۱۳۴۲ به رهبرى آيت الله خمينى است.
اما نبايد فراموش كرد كه يك جنبش تدافعى و يا شورش مى تواند به يك حركت انقلابى بدل شود. به اعتقاد من جنبش سبز مى تواند ايده هاى انقلاب مشروطه و شعارهاى اصيل و اوليه انقلاب ۱۳۵۷ را احيا كند. و اين در حد خود مثبت و كافى است چون در تمام يك قرن گذشته مهمترين تضاد و شكاف سياسى در ايران همواره بين خودكامگى ( چه نوع سلطنتى و چه نوع روحانى آن ) با دمكراسى و حاكميت مردم بوده است.
اما جنبش فعلى براى تبديل شدن به يك حركت و جنبش تعرضى بايد ايدئولوژى يا مرام خود را از گرايش هاى تئوكراتيك نهفته در قانون اساسى فعلى جدا كرده و اين آن موضوعى است كه رهبران فعلى معترضان از آن اكراه دارند.
از نقطه نظر عامل دوم در كاركرد، رهبرى – يعنى بسيج مردم و تهييج آنها – با توجه به شرايط سركوب كنونى در ايران رهبرى فعلى امكانات چندانى ندارد. ساختارها و نهادهاى مدنى محدود و نحيفى كه وجود داشت در ماه هاى اخير به شدت سركوب و محدود شده اند.
هميشه با تشديد سركوب امكان بسيج كاهش يافته و هزينه فعاليت سياسى بيشتر مى شود. گاهى اوقات مثل مورد آيت الله خمينى در سال ۱۳۵۷ رهبران در تبعيد هستند و مى توانند بدون نگرانى از بازداشت يا خطر مرگ هر گونه فراخوانى بدهند ولى در مورد رهبران جنبش فعلى به نظر مى رسد كه با توجه به شدت سركوب آنها حاضر نيستند تا اين حد خطر كنند.
و در مورد عامل سوم در كاركرد رهبرى- يعنى مديريت – به نظر مى رسد كه اين ساختار خيلى خوب به هم گره نخورده است و دليل آن باز هم فضاى سركوب شديد است.
معمولا در تمام حركات انقلابى رهبرى جنبش در دو حالت نقش تعيين كننده اى پيدا مى كند: يك – زمانى كه ابزارهاى سركوب و نظامى حكومت قادر به انجام وظيفه خود نيستند و دوم: زمانى كه حكوت در حالت ترديد و يا تشتت قرار دارد ( مثل مورد انقلاب ۱۳۵۷ ايران).
معمولا آن چيزى كه ميخ نهايى را بر تابوت رژيم هاى خودكامه مى كوبد بحران در اعمال قدرت و از دست دادن كنترل اوضاع است. بنابراين يك رهبرى نيرومند و معتقد به ايدئولوژى و مرامى منسجم مى تواند با به كارگرفتن روش هاى گوناگونى از كارزار سياسى، مردم را بسيج كرده و با اتكا به اين نيرو قدرت سركوب و اعمال اراده حكومت را تضعيف كند.
در نهايت با توجه به شرايط فعلى من فكر مى كنم كه مطرح شدن و ارتقاء يك روحانى دگر انديش مثل آيت الله منتظرى به عنوان رهبر اين جنبش مى تواند از نظر بسيج سياسى مردم و تغيير توازن بين نيروها و بازيگران سياسى نقش بسيار مهمى ايفا كند.
منبع: رادیو فردا
آقاى بشيريه در دوران تدريس ۲۵ ساله خود در دانشگاه تهران بيش از ۱۵ كتاب و دهها مقاله نوشته است و شاگردان زيادى را تربيت كرده است. وى يكسال پس از اينكه محمود احمدى نژاد اعلام كرد چرا بايد استادان ليبرال در دانشگاه هاى ايران تدريس كنند، در تابستان سال ۱۳۸۶ توسط كميته انضباطى دانشگاه تهران اخراج شد.
حسين بشيريه كه هم اكنون در دپارتمان علوم سياسى دانشگاه سيراكيوز آمريكا مشغول تدريس است در پاسخ به سئوالات مصاحبه گر، تحليل هاى خود را از مختصات جنبش سبز، دلايل و زمينه هاى بروز آن، ميزان ثبات و آينده حكومت اسلامى و مختصات رهبرى جنبش اعتراضى و آينده آن ارائه مى دهد.
فشرده اى از رئوس و مضامين اصلى اين مصاحبه را در زير مى خوانيد.
از نظر شما، مختصات حوادث و جنبش اعتراضى ايران چيست؟
حسين بشيريه : رويدادهاى پس از انتخابات زمينه ساز يك موقعيت انقلابى بالقوه در رويارويى با حكومتى شد كه درگير بحران هاى متعددى است. اين حوادث پيش از همه بحران در يكپارچگى و انسجام درونى رژيم را به نمايش گذاشت. رژيم هاى خودكامه با ويژگى تئوكراتيك انتخابى در ذات خود بحران هاى متعددى را پرورش مى دهند، مثل بحران در انسجام درونى، بحران در مشروعيت ايدئولوژيك، ناكارآمدى در هدايت امور و رقابت در ميان رهبران.
اما اگر تمامى اين بحران ها در آن واحد بروز كنند شرايط ممكن است به يك موقعيت انقلابى بدل شود و از دل آن عناصر مبارزه سياسى با حكومت رشد خواهند كرد، مثل اعتراض و نارضايتى عمومى، ايدئولوژى و يا رهبرى جديد و حتى سازماندهى.
جمهورى اسلامى مدتها است كه با معضل يا بحران مشروعيت دست و پنجه نرم مى كند. رشد تفسير جمهورى خواهانه از اسلام سياسى، ذات متناقض قانون اساسى ايران، افزايش تمايز بين عملكرد و آرمان هاى ظاهرى رژيم و فاصله گرفتن بيشتر افكار عمومى از ايدئولوژى مسلط از عوامل تعميق بحران مشروعيت بوده اند.
در عين حال حكومت جمهورى اسلامى هيچگاه دولت كارآمدى نبوده ولى بحران كارآمدى آن از سال ۲۰۰۵ عميق شده و عوارض آن تاثيرات بسيار مخربى بر حيات اجتماعى، اقتصادى و سياسى ايران بر جاى گذاشته است.
در مقابل وخامت بحران ناكارآمدى، جمعيت وسيعى از ايرانيان خواستار بهبود وضعيت هستند و جنبش وسيعى كه به پا خواست تا حد زيادى محصول اين تضاد بين خواسته هاى سياسى روبه رشد مردم و نتايج برون آمده از صندوق هاى راى بود.
اما بايد تاكيد كرد كه مهمترين معنا در حوادث پس از انتخابات را بايد در بحران انسجام درونى حكومت اسلامى جستجو كرد. در ساختار حكومت اسلامى هميشه جناح بندى هاى مختلفى وجود داشته است اما حوادث پس از انتخابات نشان داد كه تضاد و اختلاف در ميان اين جناح ها به حدى رسيده كه با ريش سفيدى و ميانجى گرى حل شدنى نيستند.
در مورد رژيم هاى خودكامه ايدئولوژيك معمولا بحران انسجام باعث شكاف در دستگاه نظامى و سركوب و يا ترديد حكومتگران در مقابله با معترضان نمى شود. اما مشروعيت آن را بيش از پيش زير سئوال برده و شرايط را براى سازماندهى نارضايتى عمومى، شكل گيرى ايدئولوژى و رهبرى مخالفان و ساير عناصر لازم براى وقوع يك موقعيت انقلابى فراهم مى كند.
چرا اين جنبش در سى سالى كه از عمر حكومت اسلامى مى گذرد بى سابقه بود؟
با توجه به اينكه جنبش هاى وسيع تحت حكومت رژيم هاى استبدادى بسيار نادراند وقوع آن را نمى توان با عوامل به اصطلاح معمولى تر مثل بحران اقتصادى، ناكارآمدى حكومت و يا بروز نارضايتى عمومى توضيح داد.
تاريخ جنبش هاى فراگير نشان مى دهد كه در اين جنبش ها نه عوامل نارضايتى بلكه يافتن دريچه اى براى كاناليزه كردن نارضايتى ها و بسترى مناسب براى تعرض قطعى عنصر تعيين كننده است.
در مورد ايران تركيبى از سه عامل كه معمولا در تئورى هاى سياسى به عنوان دليل بروز اين جنبش ها قلمداد مى شوند با هم نمود پيدا كرد.
عامل اول، فاصله يا تضادى تحمل ناپذير بين خواسته ها و توقعات مردم قبل از انتخابات با سركوب خشن حكومت در روزهاى بعد از آن است. با اعلان نتايج انتخابات، فضاى پر نشاط و اميد مردم به نارضايتى و خشم بدل شد كه روى يك مسئله تمركز داشت و آن «تقلب» بود. همين مسئله مردم را به جهت گيرى فعال وا داشت و به خيابان ها آورد.
اما در پى چندين هفته سركوب خشن نيروهاى امنيتى اكنون فضاى هراس جاى احساس خشم عمومى را گرفته است.
در مورد عامل دوم يعنى – شكل گيرى و انسجام عناصر جامعه مدنى – بايد گفت كه تحولات بطئى از سال هاى موسوم به دوران بازسازى و بعد در دوران موسوم به اصلاحات، ايران را از جامعه اى درهم و بدون ساختار و هويت به جامعه اى با حدى از ساختارها و سنت هاى مدنى بدل كرده است.
در ده سال گذشته ما شاهد جنبش هاى اعتراضى موردى و محدودترى بوديم كه با اتكا به همين ساختارها و سنت هاى ابتدايى جامعه مدنى تبلور يافتند. اما در حوادث پس از انتخابات شكاف بين مردم حكومت چنان عميق شد كه جمعيت ميليونى را به ميدان آورد و متاسفانه ساختارها و سنت هاى مدنى شكل گرفته در اين سال ها توان و ظرفيت تداوم دادن به اين حركت را نداشت. هر چند عامل سركوب خشن و بي رحمانه را نبايد از نظر دور داشت.
و بالاخره عامل سوم – يعنى تعميق شكاف در بين حاكمان و بيدارى افكار عمومى – نقش موثرى در به حركت درآوردن مردم داشت. تاييد صلاحيت نامزدهاى اصلاح طلب و حركت آنها به اصطلاح در چهارچوب نظام، فضاى نسبتا امنى براى حركت ميليونى مردم فراهم كرده بود.
همزمان بروز علائم آشكار از اختلاف بين جناح تندرو و بنيادگرا با سنت گرايان (به عنوان مثال اختلاف شديد بين احمدى نژاد و هاشمى رفسنجانى) اين توقع را ايجاد كرده بود كه سنت گرايان از جنبش سبز حمايت خواهند كرد. و بالاخره بروز اختلاف حتى بين حاميان و شخصيت هاى جناح تندرو در روزهاى اول تزلزل در مواضع حكومت را تشديد كرد. هر چند كه در نهايت همه معترضان درون حكومت در مقابل آنچه كه تهديدى براى كل نظام مى دانستند به تبعيت از رهبرى نظام دفاع از بقا حكومت به شكل فعلى را برگزيدند.
در يك كلام هر چند بسيارى از مردم و گروه هاى سياسى مخالف حكومت اسلامى سالهاست كه خواب يك چنين روزى را مى ديدند ولى حقيقت اين است كه مثل هر موقعيت انقلابى ديگرى در تاريخ شرايطى كه ما در ايران ديديم محصول همزمانى چندين عامل سياسى مهم و نادر بود.
آيا جنبش اعتراضى اخير سرآغازى است بر پايان كار حكومت اسلامى ؟
براى سنجش موضوع سقوط حكومت بايد نتايج بحران اخير و چالش هاى حاصل از آن براى جمهورى اسلامى را بررسى كرد و ديد كه رويدادهاى اخير از نقطه نظر عناصر تشكيل دهنده يك موقعيت انقلابى حكومت را در چه موقعيتى قرار داده است.
از نظر مشروعيت ايدئولوژيك، جمهورى اسلامى اكنون با يك بحران شديد دست و پنجه نرم مى كند. حوادث اخير از نقطه نظر مشروعيت نظام چند نتيجه داشت.
اول اينكه ذات واقعى ساختار اين حكومت را برملا كرد. براى اولين بار كاملا مشخص شد كه شخص رهبر تعيين كننده و تصميم گير اصلى است.
اما برملا شدن اين واقعيت به شكل خشن و عريان در دراز مدت به ضرر رهبرى و موقعيت آن خواهد بود چرا كه جايگاه وى را از يك نوع منصب مشروطه به يك مستبد و خودكامه تنزل خواهد داد.
نتيجه ديگر اين است كه اقليت حاكم بيش از گذشته به انتخابات و راى مردم بدبين و از آن هراسناك خواهد شد. اما اگر آنها از ميزان مشاركت مردم و عناصر انتخابى حكومت بكاهند خود به خود مشروعيت رژيم بيشتر زير سئوال خواهد رفت.
نتيجه ديگر اين حوادث در موازات با عامل فوق، بى اعتمادى مردم و گسترش بى اعتقادى آنها به مشاركت سياسى است كه خود عامل ديگرى است در كاستن از مشروعيت حكومت. به اين ترتيب عنصر انتخابى اين رژيم تئوكراتيك به مرور از هر دو زاويه تحليل خواهد رفت و رژيم بيش از گذشته بايد بر عناصر غيردمكراتيك و اشرافيت روحانى تكيه كند.
چهارمين نتيجه اى كه از حوادث اخير در ايران برجا خواهد ماند گسترش دايره به اصلاح «ضد انقلاب» است. از هم اكنون برخى از تندروها دامنه صفت «منافق» را گسترش داده و از منافقين جديد سخن مى گويند.
به عبارتى ديگر، جمعيت و گروه هاى وسيع ترى به مخالفان گروه حاكم پيوسته اند. به اعتقاد من مهمترين نيتجه نا آرامى و جنبش سياسى اخير كاهش چشمگير احساس هراس از حكومت است. شهامت براى بيان نارضايتى هاى قديمى شايد بزرگترين دستاورد جنبش اخير باشد.
اين يك قاعده عمومى است كه چه در مورد تك تك افراد و چه در مورد يك جامعه خشم هميشه هراس را نابود مى كند.
اما از نقطه نظر اقدامات حكومت براى انطباق خود با اوضاع جديد بايد اشاره كرد كه رژيم هاى خودكامه براى جبران ضعف مشروعيت ايدئولوژيك يا به تشديد سركوب روى مى آورند و يا به گسترش و افزايش خدمات و كمك هاى عمومى.
در مورد ايران شاهديم كه حكومت به سركوب شديدتر روى آورده و پايه هاى نظام و امنيتى آن فعال تر شده اند. حكومت اسلامى در حال تحول به سمت يك سيستم حكومت نظامى است. با توجه به مشكلات اقتصادى ايران بعيد است جمهورى اسلامى بتواند فقدان مشروعيت خود را با گسترش خدمات و كمك هاى اجتماعى جبران كند.
از چهار عنصر اصلى ثبات رژيم – يعنى مشروعيت، كارآمدى، وحدت رهبرى و توان سركوب – به نظر مى رسد كه، حداقل در شرايط فعلى، فقط عنصر چهارم يعنى توان سركوب قادر است عمل كند.
حوادث اخير ثابت كرد كه جناح بندى و اختلافات در ميان حكومتگران يا به اصطلاح خودى ها به حدى شديد شده كه به شكل قبل و با مصالحه قابل حل نيست. اختلاف بين اصلاح طلبان و بنيادگران از يك سو، اختلاف بين مراجع و جوامع دينى گوناگون از سوى ديگر و حتى اختلاف بين نخبگان و فرماندهان نظامى هر روز نمونه ديگرى بروز مى دهد.
در عين حال بايد وضعيت نيروهاى اپوزيسيون، نقاط ضعف و نقاط قوت آنها را نيز در نظر گرفت. در بررسى اين عرصه بايد چهار عامل تعيين كننده در بروز جنبش فراگير و يا وقوع موقعيت انقلابى را محك قرار داد كه عبارتند از: حد نارضايتى عمومى، شبكه سازماندهى، ايدئولوژى و رهبرى جنبش.
تا اين مرحله ما شاهد بوده ايم كه ماشين سركوب رژيم بخش زيادى از شبكه سازماندهى مخالفان را فلج كرده و تعداد زيادى از رهبران و چهره هاى موثر را از ميدان خارج كرده است.
اما اين به آن معنى نيست كه اوضاع براى هميشه به اين شكل باقى خواهد ماند. تاكنون موسوى، كروبى و خاتمى اين حركت را با احتياط رهبرى كرده اند اما برخى مراجع شيعه و به خصوص آيت الله منتظرى با انتقادهاى تندترى عملا حكومت فعلى را فاقد مشروعيت دانسته و شورش عليه آن را موجه اعلام كرده است.
معمولا در تداوم حركت هاى اعتراضى، افراد و ديدگاه هاى قاطع و راديكال ترى جاى رهبران محتاط و ميانه رو را خواهند گرفت. در آن صورت ايدئولوژى و شعارهاى اين جنبش نيز به جاى اعتراض به نتايج انتخابات به اعتراض و زير سئوال بردن كليت ساختار حكومت بدل خواهد شد.
بنابراين دو عامل براى تشخيص عواقب و پيامدهاى اين بحران اهميت دارند: يك - قدرت سركوب و مهار رژيم و آمادگى و توان آن در بكارگيرى اين اهرام ها و دوم – رهبرى جنبش اعتراضى و توان و آمادگى آن براى بازبينى و تغيير ايدئولوژى و نيرومند تر ساختن قابليت هاى سازمان گرانه آن است.
آيا اين جنبش يك رهبرى مشخص و سازمان يافته دارد و يا اين جنبشى است كه رهبرى را به دنبال خود مى كشد؟
معمولا رهبران جنبش هاى انقلابى و يا اعتراضى را به سه گروه تقسيم مى كنند: اول؛ ايدئولوگ ها يا نظريه پردازان، دوم؛ بسيج كننده و تهييج گران، سوم؛ مديران.
گاهى اوقات يك رهبر ممكن است هر سه خصوصيت و قابليت را داشته باشد ولى معمولا يكى از اين سه خصوصيت را به شكل بارزى داراست.
در مورد جنبش امروز ايران نقش رهبرى در دست يك فرد نيست و بنابر اين سه عنصر لازم براى رهبرى تكوين نيافته اند. ايدئولوژى واحد و مشخصى در كار نيست، بيشتر يك حركت دمكراتيك است.
اما موضوعاتى كه الهام بخش شخصيت هاى مهم اين جنبش است كاملا روشن اند و برخى از آنها را مى توان در نطفه هاى قانون اساسى اول جمهورى اسلامى رديابى كرد.
ايدئولوژى يا مرام جنبش هاى اعتراضى در نوع خود مى توانند تعرضى و يا تدافعى باشند. جنبش هاى انقلابى معمولا مرام تعرضى دارند و در پى ساختار سيا سى- اقتصادى و اجتماعى كاملا متفاوتى هستند. ايدئولوژى يا مرام هاى تدافعى معمولا بيانگر نارضايتى مردم از نحوه عملكر نظام موجود و رهبران آنها و بيانگر شورش اند و نه انقلاب . مثل شورش هاى رعيت ها، شورش عليه ماليات و يا شورش عليه تبعيض قومى و مذهبى.
جنبش سبز ايران را مى توان «شورشى عليه تقلب در انتخابات» ناميد.
به يك اعتبار جنبش امروز در ايران به خاطر دفاع از قانون اساسى موجود و به خاطر اعتراض به خودكامگى يك اقليت حاكم كه بر ابزارهاى نظامى تكيه دارد تا حد زيادى شبيه به شورش سال ۱۳۴۲ به رهبرى آيت الله خمينى است.
اما نبايد فراموش كرد كه يك جنبش تدافعى و يا شورش مى تواند به يك حركت انقلابى بدل شود. به اعتقاد من جنبش سبز مى تواند ايده هاى انقلاب مشروطه و شعارهاى اصيل و اوليه انقلاب ۱۳۵۷ را احيا كند. و اين در حد خود مثبت و كافى است چون در تمام يك قرن گذشته مهمترين تضاد و شكاف سياسى در ايران همواره بين خودكامگى ( چه نوع سلطنتى و چه نوع روحانى آن ) با دمكراسى و حاكميت مردم بوده است.
اما جنبش فعلى براى تبديل شدن به يك حركت و جنبش تعرضى بايد ايدئولوژى يا مرام خود را از گرايش هاى تئوكراتيك نهفته در قانون اساسى فعلى جدا كرده و اين آن موضوعى است كه رهبران فعلى معترضان از آن اكراه دارند.
از نقطه نظر عامل دوم در كاركرد، رهبرى – يعنى بسيج مردم و تهييج آنها – با توجه به شرايط سركوب كنونى در ايران رهبرى فعلى امكانات چندانى ندارد. ساختارها و نهادهاى مدنى محدود و نحيفى كه وجود داشت در ماه هاى اخير به شدت سركوب و محدود شده اند.
هميشه با تشديد سركوب امكان بسيج كاهش يافته و هزينه فعاليت سياسى بيشتر مى شود. گاهى اوقات مثل مورد آيت الله خمينى در سال ۱۳۵۷ رهبران در تبعيد هستند و مى توانند بدون نگرانى از بازداشت يا خطر مرگ هر گونه فراخوانى بدهند ولى در مورد رهبران جنبش فعلى به نظر مى رسد كه با توجه به شدت سركوب آنها حاضر نيستند تا اين حد خطر كنند.
و در مورد عامل سوم در كاركرد رهبرى- يعنى مديريت – به نظر مى رسد كه اين ساختار خيلى خوب به هم گره نخورده است و دليل آن باز هم فضاى سركوب شديد است.
معمولا در تمام حركات انقلابى رهبرى جنبش در دو حالت نقش تعيين كننده اى پيدا مى كند: يك – زمانى كه ابزارهاى سركوب و نظامى حكومت قادر به انجام وظيفه خود نيستند و دوم: زمانى كه حكوت در حالت ترديد و يا تشتت قرار دارد ( مثل مورد انقلاب ۱۳۵۷ ايران).
معمولا آن چيزى كه ميخ نهايى را بر تابوت رژيم هاى خودكامه مى كوبد بحران در اعمال قدرت و از دست دادن كنترل اوضاع است. بنابراين يك رهبرى نيرومند و معتقد به ايدئولوژى و مرامى منسجم مى تواند با به كارگرفتن روش هاى گوناگونى از كارزار سياسى، مردم را بسيج كرده و با اتكا به اين نيرو قدرت سركوب و اعمال اراده حكومت را تضعيف كند.
در نهايت با توجه به شرايط فعلى من فكر مى كنم كه مطرح شدن و ارتقاء يك روحانى دگر انديش مثل آيت الله منتظرى به عنوان رهبر اين جنبش مى تواند از نظر بسيج سياسى مردم و تغيير توازن بين نيروها و بازيگران سياسى نقش بسيار مهمى ايفا كند.
منبع: رادیو فردا
حمله نیروهای انتظامی به سفرههای افطار کنار اوین
نیروهای انتظامی و امنیتی به تجمع کنندگانی که برای برگزاری مراسم افطار به دعوت سازمان دانش آموختگان ایران در مقابل درب اصلی زندان اوین حاضر شده بودند، حمله کردند.
به گزارش روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم)، دهها تن از ماموران امنیتی که از چند ساعت پیش از اذان مغرب در محوطه روبروی زندان اوین حاضر شده بودند، همزمان با پخش صدای اذان مغرب و وقت افطار هنگامی که اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت و تعدادی از خانوادههای زندانیان سیاسی سفرههای خود را پهن کردند با هجوم به آنها و اعمال خشونت سفرههای افطار پهن شده در مقابل زندان اوین را برچیدند.
این اقدام نیروهای انتظامی و امنیتی که همزمان با پخش اذان مغرب و هنگام افطار توام با اهانت به حاضران صورت گرفت، با اعتراض شرکت کنندگان در این مراسم مواجه شد که نیروهای انتظامی با توسل به خشونت برخی روزهدارانی را که در کنار سفرههای افطار نشسته بودند به روی زمین کشاندند و آنها را از محل دور کردند.
در این میان توهین یکی از افسران نیروی انتظامی به همسر عبدالله مومنی (همسر شهید) با ابراز انزجار حاضران مواجه شد.
گزارشها حاکی است که تا ساعتی پس از افطار نیروهای انتظامی از هرگونه توقف صدها نفر از شهروندان که قصد داشتند به این مراسم بپیوندند در مقابل درب اصلی زندان اوین جلوگیری بعمل آوردند.
درپی متفرق کردن جمعیت، تعدادی از حاضران با حضور در کنار اتوبان یادگار امام و در فاصله چند صدمتری زندان اوین سفرههای افطار خود را پهن کرده و در کنار خانواده زندانیان سیاسی روزه خود را افطار کردند.
حضور تعدادی از خانوادههای شهروندان عادی که با تهیه غذا به صورت خودجوش به این مراسم پیوسته بودند از نکات جالب توجه بود.
به گزارش روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم)، دهها تن از ماموران امنیتی که از چند ساعت پیش از اذان مغرب در محوطه روبروی زندان اوین حاضر شده بودند، همزمان با پخش صدای اذان مغرب و وقت افطار هنگامی که اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت و تعدادی از خانوادههای زندانیان سیاسی سفرههای خود را پهن کردند با هجوم به آنها و اعمال خشونت سفرههای افطار پهن شده در مقابل زندان اوین را برچیدند.
این اقدام نیروهای انتظامی و امنیتی که همزمان با پخش اذان مغرب و هنگام افطار توام با اهانت به حاضران صورت گرفت، با اعتراض شرکت کنندگان در این مراسم مواجه شد که نیروهای انتظامی با توسل به خشونت برخی روزهدارانی را که در کنار سفرههای افطار نشسته بودند به روی زمین کشاندند و آنها را از محل دور کردند.
در این میان توهین یکی از افسران نیروی انتظامی به همسر عبدالله مومنی (همسر شهید) با ابراز انزجار حاضران مواجه شد.
گزارشها حاکی است که تا ساعتی پس از افطار نیروهای انتظامی از هرگونه توقف صدها نفر از شهروندان که قصد داشتند به این مراسم بپیوندند در مقابل درب اصلی زندان اوین جلوگیری بعمل آوردند.
درپی متفرق کردن جمعیت، تعدادی از حاضران با حضور در کنار اتوبان یادگار امام و در فاصله چند صدمتری زندان اوین سفرههای افطار خود را پهن کرده و در کنار خانواده زندانیان سیاسی روزه خود را افطار کردند.
حضور تعدادی از خانوادههای شهروندان عادی که با تهیه غذا به صورت خودجوش به این مراسم پیوسته بودند از نکات جالب توجه بود.
واکنش شدیداللحن مجمع روحانیون مبارز به سخنان فرمانده سپاه
مجمع روحانیون به انتشار اطلاعیهای اظهارات بی اساس دستگاههای تبلیغی سپاه و فرماندهان آن را به شدت محکوم کرد. متن این اطلاعیه که در سایت مجمع روحانیون مبارز منتشر شده به شرح زیر است:
این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند چه باید کرد؟
فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد، به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.
آیا انتظار از مدعی العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و قانون متوقف گردد.
روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم شهریور هشتاد و هشت
این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند چه باید کرد؟
فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد، به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.
آیا انتظار از مدعی العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و قانون متوقف گردد.
روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم شهریور هشتاد و هشت
حمله فرمانده سپاه به خاتمی و موسوی خوئینی ها با انتشار «اعترافات اجباری» بازداشت شدگان
شبکه جنبش راه سبز(جرس):فرمانده کل سپاه پاسداران در حمله بی سابقه ای به حجت الاسلام سید محمد خاتمی رئیس جمهور دوره اصلاحات،و آیت الله موسوی خوئینی ها آن ها را متهم کرد که قصد سرنگونی و به زیر کشیدن آیت الله خامنه ای از رهبر جمهوری اسلامی را داشتند.
محمد علی(عزیز) جعفری در اظهاراتی خشمگینانه و بی سابقه که در آن اتهاماتی را متوجه محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها،مصطفی تاج زاده،بهزاد نبوی،ابوالفضل فاتح،مهدی هاشمی رفسنجانی و به طور کلی اصلاح طلبان کرد، همچنین مدعی شد که « وقتي صحبت از براندازي مي شود، منظور براندازي شکل قانوني نظام اسلامي نيست بلکه هدف دشمن تهديد محتواي نظام اسلامي است.»
وی که در جمعی به عنوان «پیشکسوتان جهاد و شهادت» سخنرانی می کرد از حوادث پس از انتخابات دور دهم رياست جمهوري به عنوان «بزرگترين حادثه تاريخ انقلاب اسلامي» نام برد و ادعا کرد« تنها حادثه اي که مي توانست انقلاب اسلامي و محتواي آن را تهديد کند، همين حادثه اخير بود.»
دو خبرگزاری ایرنا و فارس وابسته به کودتاگران انتخاباتی که اظهارات جعفری را منتشر کردند به نقل از وی افزودند« نمي خواهم لفظ براندازي را بياورم چرا که اين شبهه پيش مي آيد که آنها مي خواستند نظام جمهوري اسلامي را از بين ببرند در صورتي که حتي آمريکايي ها هم جسارت چنين ادعايي را ندارند.»
وی اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و کودتای انتخاباتی را«اغتشاش» نامید و گفت که«هدف از اغتشاشات پس از انتخابات تغيير در رفتار جمهوري اسلامي و تغيير در جهت گيريهاي اصلي نظام و عدول از اصول و مباني" دانست و افزود: آنها مي گفتند شما زندگي عادي خود را بکنيد و کاري نداشته باشيد که مثلا در فلسطين چه مي گذرد.»
فرمانده کل سپاه ادعا کرد که آیت الله موسوي خوئيني ها «در بهمن 87 گفته است ما بايد بياييم و توان خود را بگذاريم و به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بکشيم، او بايد بفهمد اين مملکت اين طور نيست که ايشان هر طور که خواستند اين نظام را به هر سمتي بکشند، خاتمي و يارانش هم بالاخره کلي تجربه دارند.»
محمد علی جعفری همچنین گفت«محمد علي ابطحي در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وي در مورد دیگری مدعی شد که«محمد خاتمي در بهمن 87 گفته است که اگر در اين انتخابات احمدي نژاد سقوط کند، عملا رهبري حذف مي شود و اگر اصلاحات به هر شکل و قيمتي دوباره بر حوزه سياست و اجرايي کشور باز گردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت و سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي شود و با شکست اصول گرايان بايد قدرت رهبري را مهار کنيم.»
فرمانده کل سپاه همچنین ادعا کرد که« در جايي ديگر نبوي گفته است که بايد سعي کنيم احمدي نژاد را کانديداي رهبري معرفي کنيم که اگر شکست بخورد، رهبري شکست خورده و يکبار اين کار را در خرداد 76 انجام داديم اشاره به ناطق نوري و اين ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند و اکنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم و براي محدود کردن و پاسخگو کردن بايد از بالاترين قدرت شروع کرد و به بقيه رسيد.»
فرماده سپاه پاسداران توضیح نداد که سخنانی که به خاتمی، موسوی خوئینی ها، و بهزاد نبوی منتسب کرده نیز حاصل اخذ اعترافات اجباری از بازداشت شدگان اخیر است وی همچنین به زمان و مکان و نحوه دسترسی سپاه به این اظهارات اشاره ای نکرد.
جعفری همچنین برای اثبات ادعاهایش از اعترافات محمد علی ابطحی وعطريانفر که هر دو نزدیک به 75 روز است چون دیگر چهرهای اصلاح طلب در بازداشت به سر می برند، گفت که«در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وی همچنین ادعا کرد که«محمد عطریانفر اعتراف مي کند که آقاي تاجزاده در انتخابات مي گفت ما مي توانيم با تجربياتي که در اين سالها کسب کرده ايم به راحتي رهبري را مهار کنيم.»
در حالی که صدها تن از رهبران احزاب و فعالان سیاسی اجتماهی از نیمه شب 22 خرداد تاکنون به اتهام دخالت در انقلاب مخملی بازداشت شده و اغلب تحت شکنجه جسمی و روانی در بازداشتگاه های بی نام نشان محبوس اند، فرمانده کل سپاه این بار ادعا کرد که انقلاب مخملی بدون اسم عنوان در زهن مصطفی تاج زاده تئریزه شده بود و گفت« شايد به معناي مصطلح تنها کسي که انقلاب مخملي در ذهنش تئوريزه شده و بدون اين که اسم آن را بياورد و مطرح کند، تاجزاده بود.»
عزیز جعفری همچنین گفت که« ابطحي در اعترافاتش هدف از اصلاحات را حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاکميت انقلابي و ديني به حاکميت عرفي و سکولار بيان کرده بود.»
جعفری افزود«به اعتراف آقاي ابطحي دين ستيزي به معناي بي توجهي و غير ارزشي معرفي کردن دينداري و دينداران اولين استراتژي اصلاحات است و دوم رواج بي بند و باري که مهمترين شکل آن بي تفاوت کردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يکديگر بوده است و همچنين حذف نمادهاي ديني و انقلابي که سعي مي شد در جلسات عکس امام و رهبري حذف شود.»
وی بازهم به نقل از ابطحي گفت که«خصوصيات اصلاح طلبان را غرب باوري و آلوده شدن به فسادهاي مالي» است و ادعا کرد که«اين نگاه و آلودگي و انحراف در راه امام راحل و شهدا امروز خيلي جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان دشمن و مخالفين راه امام راحل بر روي همين مفهوم متمرکز شده است.»
فرمانده کل سپاه از قول آیت الله خامنه ای گفت«ماجراي اخير را به عنوان فتنه عميق» است و اضافه کرد«اين فتنه يک سري پيچيدگي هايي دارد و اگر ما خواهان بقاي نظام جمهوري اسلامي هستيم مي بايد خيلي بيش از اين دقت کنيم و در شناخت دشمن از دوست کوشش کنيم.»
وی گفت که«طرفداران دو گروه هستند يکي مردم و ديگري نخبگان و ما شاهد بوديم که طرفداران مردمي بيشتر شده اما متاسفانه ظاهرا نخبگان و خواص انقلاب ريزش پيدا مي کنند.»
عزیز جعفری از کساني که «ريزش خواص» را به« به خاطر بدرفتاري » و «اتهام زنی» مربوط می دانند،گفت«مگر مي شود نظام جمهوري اسلامي را به خاطر عملکرد من و شما و ديگران سنجيد، نظام جمهوري اسلامي هدف والا و مقدسي دارد.»
وی پیروان خط امام خمینی را نیز مورد حمله قرار داد و گفت« برخي ادعاي پيروي از راه امام را دارند اما مفهوم ولايت فقيه را نفهميده اند، در صورتي که سخن ولي فقيه فصل الخطاب بخصوص در مسايل سياسي است.و اگر براحتي روي مواضع ولي فقيه حرف مي زنيم نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از محتواي نظام را داشته باشيم.»
پیش از عزیز جعفری فرمانده سپاه، برخی دیگر از همکارانش در دفتر سیاسی سپاه پاسداران از جمله یداله جوانی نیز از « انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» در هفته های اخیر استفاده کرده بودند.چنانکه در کیفرخواست ادعایی دادستان تهران نیز به نقل از برخی از بازداشت شدگان اتهاماتی به برخی دیگر از بازداشت شدگان و موسوی،کروبی، خاتمی و بسیاری دیگر وارد شد.
در روش جدید «انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» که به دنبال شکست «انتشار اعترافات اجباری تلویزیونی»، و «انتشار اعترافات اجباری در دادگاه های نمایشی» مورد استفاده فرمانده کل سپاه و همقطارانش قرار گرفته، خود فرمانده سپاه و همکارانش شخصا به استناد «اعترافات اجباری» برخی از بازداشت شدگانی که در بازداشتگاه های مخفی سپاه تحت فشار و شکنجه قرار دارند، اتهاماتی را به افراد دیگری وارد می کنند.
فرمانده کل سپاه پاسداران در چند روز اخیر و به دنبال قوت گرفتن احتمال محاکمه عاملان جنایت و کشتار مردم در راهپیمایی های مسالمت آمیز و شکنجه های غیر انسانی در بازداشتگاه ها به سخنرانی و برگزاری نشست های خبری مکرر رو آورده که یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن را اقدامی برای «فرار به جلو» از ترس محاکمه احتمالی دانسته است.
محمد علی(عزیز) جعفری در اظهاراتی خشمگینانه و بی سابقه که در آن اتهاماتی را متوجه محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها،مصطفی تاج زاده،بهزاد نبوی،ابوالفضل فاتح،مهدی هاشمی رفسنجانی و به طور کلی اصلاح طلبان کرد، همچنین مدعی شد که « وقتي صحبت از براندازي مي شود، منظور براندازي شکل قانوني نظام اسلامي نيست بلکه هدف دشمن تهديد محتواي نظام اسلامي است.»
وی که در جمعی به عنوان «پیشکسوتان جهاد و شهادت» سخنرانی می کرد از حوادث پس از انتخابات دور دهم رياست جمهوري به عنوان «بزرگترين حادثه تاريخ انقلاب اسلامي» نام برد و ادعا کرد« تنها حادثه اي که مي توانست انقلاب اسلامي و محتواي آن را تهديد کند، همين حادثه اخير بود.»
دو خبرگزاری ایرنا و فارس وابسته به کودتاگران انتخاباتی که اظهارات جعفری را منتشر کردند به نقل از وی افزودند« نمي خواهم لفظ براندازي را بياورم چرا که اين شبهه پيش مي آيد که آنها مي خواستند نظام جمهوري اسلامي را از بين ببرند در صورتي که حتي آمريکايي ها هم جسارت چنين ادعايي را ندارند.»
وی اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و کودتای انتخاباتی را«اغتشاش» نامید و گفت که«هدف از اغتشاشات پس از انتخابات تغيير در رفتار جمهوري اسلامي و تغيير در جهت گيريهاي اصلي نظام و عدول از اصول و مباني" دانست و افزود: آنها مي گفتند شما زندگي عادي خود را بکنيد و کاري نداشته باشيد که مثلا در فلسطين چه مي گذرد.»
فرمانده کل سپاه ادعا کرد که آیت الله موسوي خوئيني ها «در بهمن 87 گفته است ما بايد بياييم و توان خود را بگذاريم و به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بکشيم، او بايد بفهمد اين مملکت اين طور نيست که ايشان هر طور که خواستند اين نظام را به هر سمتي بکشند، خاتمي و يارانش هم بالاخره کلي تجربه دارند.»
محمد علی جعفری همچنین گفت«محمد علي ابطحي در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وي در مورد دیگری مدعی شد که«محمد خاتمي در بهمن 87 گفته است که اگر در اين انتخابات احمدي نژاد سقوط کند، عملا رهبري حذف مي شود و اگر اصلاحات به هر شکل و قيمتي دوباره بر حوزه سياست و اجرايي کشور باز گردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت و سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي شود و با شکست اصول گرايان بايد قدرت رهبري را مهار کنيم.»
فرمانده کل سپاه همچنین ادعا کرد که« در جايي ديگر نبوي گفته است که بايد سعي کنيم احمدي نژاد را کانديداي رهبري معرفي کنيم که اگر شکست بخورد، رهبري شکست خورده و يکبار اين کار را در خرداد 76 انجام داديم اشاره به ناطق نوري و اين ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند و اکنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم و براي محدود کردن و پاسخگو کردن بايد از بالاترين قدرت شروع کرد و به بقيه رسيد.»
فرماده سپاه پاسداران توضیح نداد که سخنانی که به خاتمی، موسوی خوئینی ها، و بهزاد نبوی منتسب کرده نیز حاصل اخذ اعترافات اجباری از بازداشت شدگان اخیر است وی همچنین به زمان و مکان و نحوه دسترسی سپاه به این اظهارات اشاره ای نکرد.
جعفری همچنین برای اثبات ادعاهایش از اعترافات محمد علی ابطحی وعطريانفر که هر دو نزدیک به 75 روز است چون دیگر چهرهای اصلاح طلب در بازداشت به سر می برند، گفت که«در اعترافاتش گفته است که خاتمي، فاتح و مهدي هاشمي مي گفتند برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخاب هاي ديگر فرق دارد، در اين وسط جريان اصول گرا و رهبر ديگر نمي توانند سرشان را بلند کنند و اين به معناي يکسره کردن کار است.»
وی همچنین ادعا کرد که«محمد عطریانفر اعتراف مي کند که آقاي تاجزاده در انتخابات مي گفت ما مي توانيم با تجربياتي که در اين سالها کسب کرده ايم به راحتي رهبري را مهار کنيم.»
در حالی که صدها تن از رهبران احزاب و فعالان سیاسی اجتماهی از نیمه شب 22 خرداد تاکنون به اتهام دخالت در انقلاب مخملی بازداشت شده و اغلب تحت شکنجه جسمی و روانی در بازداشتگاه های بی نام نشان محبوس اند، فرمانده کل سپاه این بار ادعا کرد که انقلاب مخملی بدون اسم عنوان در زهن مصطفی تاج زاده تئریزه شده بود و گفت« شايد به معناي مصطلح تنها کسي که انقلاب مخملي در ذهنش تئوريزه شده و بدون اين که اسم آن را بياورد و مطرح کند، تاجزاده بود.»
عزیز جعفری همچنین گفت که« ابطحي در اعترافاتش هدف از اصلاحات را حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاکميت انقلابي و ديني به حاکميت عرفي و سکولار بيان کرده بود.»
جعفری افزود«به اعتراف آقاي ابطحي دين ستيزي به معناي بي توجهي و غير ارزشي معرفي کردن دينداري و دينداران اولين استراتژي اصلاحات است و دوم رواج بي بند و باري که مهمترين شکل آن بي تفاوت کردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يکديگر بوده است و همچنين حذف نمادهاي ديني و انقلابي که سعي مي شد در جلسات عکس امام و رهبري حذف شود.»
وی بازهم به نقل از ابطحي گفت که«خصوصيات اصلاح طلبان را غرب باوري و آلوده شدن به فسادهاي مالي» است و ادعا کرد که«اين نگاه و آلودگي و انحراف در راه امام راحل و شهدا امروز خيلي جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان دشمن و مخالفين راه امام راحل بر روي همين مفهوم متمرکز شده است.»
فرمانده کل سپاه از قول آیت الله خامنه ای گفت«ماجراي اخير را به عنوان فتنه عميق» است و اضافه کرد«اين فتنه يک سري پيچيدگي هايي دارد و اگر ما خواهان بقاي نظام جمهوري اسلامي هستيم مي بايد خيلي بيش از اين دقت کنيم و در شناخت دشمن از دوست کوشش کنيم.»
وی گفت که«طرفداران دو گروه هستند يکي مردم و ديگري نخبگان و ما شاهد بوديم که طرفداران مردمي بيشتر شده اما متاسفانه ظاهرا نخبگان و خواص انقلاب ريزش پيدا مي کنند.»
عزیز جعفری از کساني که «ريزش خواص» را به« به خاطر بدرفتاري » و «اتهام زنی» مربوط می دانند،گفت«مگر مي شود نظام جمهوري اسلامي را به خاطر عملکرد من و شما و ديگران سنجيد، نظام جمهوري اسلامي هدف والا و مقدسي دارد.»
وی پیروان خط امام خمینی را نیز مورد حمله قرار داد و گفت« برخي ادعاي پيروي از راه امام را دارند اما مفهوم ولايت فقيه را نفهميده اند، در صورتي که سخن ولي فقيه فصل الخطاب بخصوص در مسايل سياسي است.و اگر براحتي روي مواضع ولي فقيه حرف مي زنيم نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از محتواي نظام را داشته باشيم.»
پیش از عزیز جعفری فرمانده سپاه، برخی دیگر از همکارانش در دفتر سیاسی سپاه پاسداران از جمله یداله جوانی نیز از « انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» در هفته های اخیر استفاده کرده بودند.چنانکه در کیفرخواست ادعایی دادستان تهران نیز به نقل از برخی از بازداشت شدگان اتهاماتی به برخی دیگر از بازداشت شدگان و موسوی،کروبی، خاتمی و بسیاری دیگر وارد شد.
در روش جدید «انتشار اعترافات اجباری از زبان سوم شخص» که به دنبال شکست «انتشار اعترافات اجباری تلویزیونی»، و «انتشار اعترافات اجباری در دادگاه های نمایشی» مورد استفاده فرمانده کل سپاه و همقطارانش قرار گرفته، خود فرمانده سپاه و همکارانش شخصا به استناد «اعترافات اجباری» برخی از بازداشت شدگانی که در بازداشتگاه های مخفی سپاه تحت فشار و شکنجه قرار دارند، اتهاماتی را به افراد دیگری وارد می کنند.
فرمانده کل سپاه پاسداران در چند روز اخیر و به دنبال قوت گرفتن احتمال محاکمه عاملان جنایت و کشتار مردم در راهپیمایی های مسالمت آمیز و شکنجه های غیر انسانی در بازداشتگاه ها به سخنرانی و برگزاری نشست های خبری مکرر رو آورده که یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن را اقدامی برای «فرار به جلو» از ترس محاکمه احتمالی دانسته است.
مسئوليت حمله به كوي دانشگاه برعهده كيست
صادق زيباكلام:
بيش از دو ماه از حمله باور نكردني به كوي دانشگاه تهران ميگذرد. در اين مدت بسياري از مسئولان در خصوص اين موضوع صحبت و اظهارنظر كردهاند. بدون آنكه حتي به يكي از اصليترين سئوالات آن خواسته باشند پاسخ دهند. آخرين اظهارنظرها از جانب فرمانده محترم سپاه و فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ بود بدون آنكه به هيچ يك از ابهامات اين جريان پاسخ درست و مشخصي داده باشند.
شب 25 مردادماه صدها «نيرو» يا «مامور» در حدود ساعت يك بامداد در اصلي كوي دانشگاه را شكسته و به دانشجويان كه بسياري از آنان در خواب بودهاند حملهور ميشوند و با باتوم به شدت بر سر و صورت و پشت و كمر دانشجويان ميكوبند به نحوي كه بيش از يكصد نفر از دانشجويان در بيمارستانهاي شريعتي و امام(ره) بستري ميشوند و دهها تن ديگر را با خود ميبرند. بسياري از آنها هم مصدوم ميشوند. صدها ميز و صندلي، درب اتاق و پنجره خرد ميشوند. كتاب و وسايل شخصي دانشجويان به هر سو پرت ميشود و صحنههايي ايجاد ميشود كه هيچكس باور نميكرد كسي حاضر شود با دانشجويان مملكت چنين معاملهاي كند. همان شب دكتر فرهاد رهبر سراسيمه خود را به كوي ميرساند و به گفته خودش وقوع چنين صحنههايي را باور نميكرده است. صبح آن روز دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس به كوي ميآيد و مشاراليه هم مبهوت و شوكه ميشوند از آنچه كه در كوي ميبينند. ايشان آنقدر بهتزده ميشوند كه همانجا دستور ميدهند كميتهاي سريعا بررسي كند كه چه كساني اين جنايات را انجام دادهاند و به دستور چه كسي «ماموران» وارد كوي ميشوند. البته قبل از ايشان رئيس دانشگاه توامان نيز خواستار رسيدگي ميشود. ظرف يكي دو روز بعدي هم وزراي كشور و علوم در مقام رسيدگي بر ميآيند. با گذشت بيش از دو ماه و بهرغم تاكيد مسئولان نظام براي مشخص شدن اينكه چرا و توسط چه كساني اين حادثه باور نكردني اتفاق افتاده بود هنوز مسئولان بهدنبال روشن شدن موضوع هستند. فرمانده محترم سپاه روز شنبه (هفت شهريور) ماجراي حمله به كوي را اينگونه شرح ميدهند.
«... در حادثه كوي كه تخريبهاي گستردهاي توسط برخي از عوامل آشوبگر انجام شد، در بررسيهايي كه ما انجام داديم هيچكدام دانشجو نبودند، اين باعث شد كه بخشي از نيروهاي مردمي احساس تكليف كردند و به همراه برخي از نيروها كه سازماندهي روشني نداشتند و معلوم نيست با چه هدفي وارد شده بودند اقدامات تند و غيرقابل قبول و مجرمانهاي انجام دادهاند. در اين زمينه گروه ويژهاي تشكيل شده و موضوع در حال بررسي است.»
بنده اين جملات را چندين بار خواندم تا متوجه شوم بالاخره و مشخصا آيا حمله به كوي از جانب عوامل خودسر و مردمي كه احساس تكليف كرده بودند صورت ميگيرد يا از سوي نيروهاي مشخص انتظامي؟ توضيحات بعدي سردار جعفري صرفا بر گيج شدن بنده افزود.
«... در لحظهاي كه نيروهاي انتظامي به كوي دانشگاه وارد شدند بسيجيان سازماندهي شده كنار آنان حضور داشتند اما به هيچ وجه نيروهاي لباس شخصي و خودسر از بسيجيان نبودند. آشوبگران كوي دانشگاه لباس شخصيها بودند كه به بسيج ارتباطي نداشتند و با وارد شدن به صحنه اقدامات مجرمانهاي انجام دادند كه اميدوارم عوامل آن مشخص و با آنان برخورد قانوني شود.»
تنها نكته مشخصي كه از گفتههاي فرمانده محترم سپاه برداشت ميشود اين است كه حملهكنندگان به كوي «لباس شخصيهاي خودسر ناشناسي» بودند كه در ضمن بعد از گذشت دو ماه هنوز مشخص نشدهاند اما هر وقت كه مشخص شوند سردار جعفري اميدوار هستند كه با آنان برخورد قانوني صورت گيرد. حسب گفتههاي فرمانده سپاه، بعد از گذشت دو ماه هنوز خيلي مشخص نيست كه بالاخره چه كساني به كوي دانشگاه حمله كردند و آن فجايع را شكل دادند.
ايشان ميفرمايند كه نيروي انتظامي وارد كوي شده، خب وقتي وارد شد چه كرد؟ آيا صرفا ايستاده بود و نظارهگر اعمال «لباس شخصيهاي محدود ناشناس» بود؟ در آن صورت پس چه لزومي داشت كه وارد كوي شود؟ عين همين پرسش را ميتوان در مورد به قول فرمايش ايشان «بسيجيان سازماندهي شده» هم عنوان كرد. آيا بسيجيان سازماندهي شده همچون نيروي انتظامي صرفا نظارهگر بودند؟ در همان روز كه سردار جعفري كنفرانس خبري برگزار كردند، سردار رجبزاده در خصوص نقش نيروي انتظامي در حمله به كوي فرمودند كه: «نيروي انتظامي در جريان كوي دانشگاه نقش منفي نداشته.» اگر حسب روايت سردار سرلشكر جعفري نيروي انتظامي وارد كوي دانشگاه شده بود اما فجايع را «لباس شخصيهاي خود سر» انجام ميدادند، در آن صورت كمترين حضور نيروي انتظامي آن بوده كه زماني كه صدها نيروي لباس شخصي آنگونه دانشجويان را لت و پار ميكردند، آن نيروي محترم صرفا «نظارهگر بوده و دخالتي نميكرده» كه باز هم نقش آن منفي بوده. اگر هم شريك در آن عمليات بوده كه به طريق اولي نقشش منفي بوده. واقعيت آن است كه ريشه همه اين ابهامات، دوگانگيها، شبهات و بالاخره «كي بود، كي بود، من نبودم»ها باز ميگردد به اين واقعيت تلخ كه متاسفانه نيروهاي نظامي و انتظامي ما در برابر مجلس پاسخگو نيستند. در همه جوامع توسعه يافته پليس و نيروهاي نظامي، شبهنظامي، امنيتي، اطلاعاتي و ... در برابر مجلس و قانون پاسخگو هستند، همانگونه كه مسئولان بهداشت، راهوترابري، آموزشوپرورش، صنايع و... هستند. همان ماليات دهندگاني كه بودجه آموزشوپرورش، بهداشت و درمان، راهوترابري و صنايع كشور را تامين ميكنند، همانها نيز بودجه و حقوق نيروهاي نظامي و انتظامياش را تامين ميكنند. همانگونه كه مسئولان بهداشت و درمان و... در خصوص عملكردشان به نمايندگان ملت بايد پاسخگو باشند به همان دليل هم مسئولان نظامي و انتظامي در قبال عملكردهايشان بايد دقيقا به نمايندگان ملت پاسخگو باشند. مادام كه اين اصل ساده و اوليه مردمسالاري در نظام حقوقي ما رعايت نشود دو ماه كه سهل است پس از گذشت 200 ماه هم بالاخره مشخص نخواهد شد كه چه كساني و به دستور كدام مقام آن شب اين فجايع را در كوي آفريدند؟
منبع: تهران امروز
بيش از دو ماه از حمله باور نكردني به كوي دانشگاه تهران ميگذرد. در اين مدت بسياري از مسئولان در خصوص اين موضوع صحبت و اظهارنظر كردهاند. بدون آنكه حتي به يكي از اصليترين سئوالات آن خواسته باشند پاسخ دهند. آخرين اظهارنظرها از جانب فرمانده محترم سپاه و فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ بود بدون آنكه به هيچ يك از ابهامات اين جريان پاسخ درست و مشخصي داده باشند.
شب 25 مردادماه صدها «نيرو» يا «مامور» در حدود ساعت يك بامداد در اصلي كوي دانشگاه را شكسته و به دانشجويان كه بسياري از آنان در خواب بودهاند حملهور ميشوند و با باتوم به شدت بر سر و صورت و پشت و كمر دانشجويان ميكوبند به نحوي كه بيش از يكصد نفر از دانشجويان در بيمارستانهاي شريعتي و امام(ره) بستري ميشوند و دهها تن ديگر را با خود ميبرند. بسياري از آنها هم مصدوم ميشوند. صدها ميز و صندلي، درب اتاق و پنجره خرد ميشوند. كتاب و وسايل شخصي دانشجويان به هر سو پرت ميشود و صحنههايي ايجاد ميشود كه هيچكس باور نميكرد كسي حاضر شود با دانشجويان مملكت چنين معاملهاي كند. همان شب دكتر فرهاد رهبر سراسيمه خود را به كوي ميرساند و به گفته خودش وقوع چنين صحنههايي را باور نميكرده است. صبح آن روز دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس به كوي ميآيد و مشاراليه هم مبهوت و شوكه ميشوند از آنچه كه در كوي ميبينند. ايشان آنقدر بهتزده ميشوند كه همانجا دستور ميدهند كميتهاي سريعا بررسي كند كه چه كساني اين جنايات را انجام دادهاند و به دستور چه كسي «ماموران» وارد كوي ميشوند. البته قبل از ايشان رئيس دانشگاه توامان نيز خواستار رسيدگي ميشود. ظرف يكي دو روز بعدي هم وزراي كشور و علوم در مقام رسيدگي بر ميآيند. با گذشت بيش از دو ماه و بهرغم تاكيد مسئولان نظام براي مشخص شدن اينكه چرا و توسط چه كساني اين حادثه باور نكردني اتفاق افتاده بود هنوز مسئولان بهدنبال روشن شدن موضوع هستند. فرمانده محترم سپاه روز شنبه (هفت شهريور) ماجراي حمله به كوي را اينگونه شرح ميدهند.
«... در حادثه كوي كه تخريبهاي گستردهاي توسط برخي از عوامل آشوبگر انجام شد، در بررسيهايي كه ما انجام داديم هيچكدام دانشجو نبودند، اين باعث شد كه بخشي از نيروهاي مردمي احساس تكليف كردند و به همراه برخي از نيروها كه سازماندهي روشني نداشتند و معلوم نيست با چه هدفي وارد شده بودند اقدامات تند و غيرقابل قبول و مجرمانهاي انجام دادهاند. در اين زمينه گروه ويژهاي تشكيل شده و موضوع در حال بررسي است.»
بنده اين جملات را چندين بار خواندم تا متوجه شوم بالاخره و مشخصا آيا حمله به كوي از جانب عوامل خودسر و مردمي كه احساس تكليف كرده بودند صورت ميگيرد يا از سوي نيروهاي مشخص انتظامي؟ توضيحات بعدي سردار جعفري صرفا بر گيج شدن بنده افزود.
«... در لحظهاي كه نيروهاي انتظامي به كوي دانشگاه وارد شدند بسيجيان سازماندهي شده كنار آنان حضور داشتند اما به هيچ وجه نيروهاي لباس شخصي و خودسر از بسيجيان نبودند. آشوبگران كوي دانشگاه لباس شخصيها بودند كه به بسيج ارتباطي نداشتند و با وارد شدن به صحنه اقدامات مجرمانهاي انجام دادند كه اميدوارم عوامل آن مشخص و با آنان برخورد قانوني شود.»
تنها نكته مشخصي كه از گفتههاي فرمانده محترم سپاه برداشت ميشود اين است كه حملهكنندگان به كوي «لباس شخصيهاي خودسر ناشناسي» بودند كه در ضمن بعد از گذشت دو ماه هنوز مشخص نشدهاند اما هر وقت كه مشخص شوند سردار جعفري اميدوار هستند كه با آنان برخورد قانوني صورت گيرد. حسب گفتههاي فرمانده سپاه، بعد از گذشت دو ماه هنوز خيلي مشخص نيست كه بالاخره چه كساني به كوي دانشگاه حمله كردند و آن فجايع را شكل دادند.
ايشان ميفرمايند كه نيروي انتظامي وارد كوي شده، خب وقتي وارد شد چه كرد؟ آيا صرفا ايستاده بود و نظارهگر اعمال «لباس شخصيهاي محدود ناشناس» بود؟ در آن صورت پس چه لزومي داشت كه وارد كوي شود؟ عين همين پرسش را ميتوان در مورد به قول فرمايش ايشان «بسيجيان سازماندهي شده» هم عنوان كرد. آيا بسيجيان سازماندهي شده همچون نيروي انتظامي صرفا نظارهگر بودند؟ در همان روز كه سردار جعفري كنفرانس خبري برگزار كردند، سردار رجبزاده در خصوص نقش نيروي انتظامي در حمله به كوي فرمودند كه: «نيروي انتظامي در جريان كوي دانشگاه نقش منفي نداشته.» اگر حسب روايت سردار سرلشكر جعفري نيروي انتظامي وارد كوي دانشگاه شده بود اما فجايع را «لباس شخصيهاي خود سر» انجام ميدادند، در آن صورت كمترين حضور نيروي انتظامي آن بوده كه زماني كه صدها نيروي لباس شخصي آنگونه دانشجويان را لت و پار ميكردند، آن نيروي محترم صرفا «نظارهگر بوده و دخالتي نميكرده» كه باز هم نقش آن منفي بوده. اگر هم شريك در آن عمليات بوده كه به طريق اولي نقشش منفي بوده. واقعيت آن است كه ريشه همه اين ابهامات، دوگانگيها، شبهات و بالاخره «كي بود، كي بود، من نبودم»ها باز ميگردد به اين واقعيت تلخ كه متاسفانه نيروهاي نظامي و انتظامي ما در برابر مجلس پاسخگو نيستند. در همه جوامع توسعه يافته پليس و نيروهاي نظامي، شبهنظامي، امنيتي، اطلاعاتي و ... در برابر مجلس و قانون پاسخگو هستند، همانگونه كه مسئولان بهداشت، راهوترابري، آموزشوپرورش، صنايع و... هستند. همان ماليات دهندگاني كه بودجه آموزشوپرورش، بهداشت و درمان، راهوترابري و صنايع كشور را تامين ميكنند، همانها نيز بودجه و حقوق نيروهاي نظامي و انتظامياش را تامين ميكنند. همانگونه كه مسئولان بهداشت و درمان و... در خصوص عملكردشان به نمايندگان ملت بايد پاسخگو باشند به همان دليل هم مسئولان نظامي و انتظامي در قبال عملكردهايشان بايد دقيقا به نمايندگان ملت پاسخگو باشند. مادام كه اين اصل ساده و اوليه مردمسالاري در نظام حقوقي ما رعايت نشود دو ماه كه سهل است پس از گذشت 200 ماه هم بالاخره مشخص نخواهد شد كه چه كساني و به دستور كدام مقام آن شب اين فجايع را در كوي آفريدند؟
منبع: تهران امروز
خبرهایی از اسرای جنبش سبز
شبکه جنبش راه سبز(جرس): همسر محسن امين زاده نسبت به وضعيت همسرش و ادامه بي خبري از او ابراز نگراني کرد.
بهناز اصغرزاده در گفت وگو با اعتماد با بيان اينکه امين زاده 75 روز است که در انفرادي به سر مي برد، گفت« در اين مدت امين زاده تنها دو بار با منزل تماس گرفته و سه هفته است که از او خبر نداريم».
همسر امين زاده در ادامه به ملاقات دو هفته قبل خود با مرتضوي اشاره کرد و با بيان اينکه وي قول داده بود امکان ملاقات وکيل امين زاده را با او فراهم کند، گفت« به رغم اين وعده هنوز امکان ملاقات مذکور فراهم نشده است و مسوولان اعلام کرده اند محسن امين زاده هنوز در شرايط تحقيق و بازجويي قرار دارد».
بهناز اصغرزاده همچنين با اشاره به اخباری که در مورد بستري شدن امين زاده در بيمارستان وجود دارد، اظهار داشت«هنوز حتي يک بار هم با همسرم ملاقات حضوري نداشته ام و از آنجا که امکان ملاقات وکيل را با امين زاده فراهم نمي کنند نگراني ما نسبت به وضعيت سلامتي همسرم روز به روز شديدتر مي شود».
قرار وثيقه 500 ميليوني برای شیوا نظرآهاری
در حالی که شیوا نظرآهاری، همچنان در زندان و تحت بازجویی به سر می برد، بازپرس سبحانی در پاسخ به پی گیری های مادر وی، شهرزاد کریمان، خبر از صدور وثیقه پانصد میلیونی برای این فعال حقوق بشر داده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، کریمان طی روزهای گذشته برای پی گیری وضعیت پرونده دخترش به دادگاه انقلاب مراجعه و به قرار مزبور اعتراض نموده است. وی همچنین اعلام کرده است که توانایی تامین چنین وثیقه سنگینی را ندارد اما بازپرس سبحانی ضمن ممانعت از ادامه بحث گفته است« پس بگذارید در زندان بماند».
در همین رابطه نیز، افروز مغزی، وکیل شیوا نظرآهاری به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و بازپرس سبحانی پاسخ داده که تا زمان پایان یافتن بازجویی و تکمیل گزارش نهایی نمی تواند در مورد وثیقه تجدید نظر نماید.
همچنین شیوا نظرآهاری در ملاقات کابینی با خانواده خود در روز دوشنبه، از ادامه بازجویی ها و اتهام جدیدی مبنی بر فعالیت حقوق بشری در داخل زندان سخن گفته است. او 80 روز است که در بند 209 زندان اوین به سر می برد و تنها پیشرفت جدید در پرونده وی، افزوده شدن وکالت نامه به پرونده، بدون دریافت شماره ثبت است که در آخرین مراجعه وکلا صورت گرفته است.
حسین تاجیک آزاد شد
حسین تاجیک از اعضای ستاد مهندس موسوی از زندان آزاد شد.
به گزارش موج سبز آزادی، حسین تاجیک که در ستاد میرحسین موسوی ریاست کمیتهی سفرهای استانی را برعهده داشت، روز يکشنبه از زندان آزاد شد.
این در حالی است که چندین عضو ستاد اصلاح طلبان حامی میرحسین موسوی همچنان در بازداشت هستند.
بهناز اصغرزاده در گفت وگو با اعتماد با بيان اينکه امين زاده 75 روز است که در انفرادي به سر مي برد، گفت« در اين مدت امين زاده تنها دو بار با منزل تماس گرفته و سه هفته است که از او خبر نداريم».
همسر امين زاده در ادامه به ملاقات دو هفته قبل خود با مرتضوي اشاره کرد و با بيان اينکه وي قول داده بود امکان ملاقات وکيل امين زاده را با او فراهم کند، گفت« به رغم اين وعده هنوز امکان ملاقات مذکور فراهم نشده است و مسوولان اعلام کرده اند محسن امين زاده هنوز در شرايط تحقيق و بازجويي قرار دارد».
بهناز اصغرزاده همچنين با اشاره به اخباری که در مورد بستري شدن امين زاده در بيمارستان وجود دارد، اظهار داشت«هنوز حتي يک بار هم با همسرم ملاقات حضوري نداشته ام و از آنجا که امکان ملاقات وکيل را با امين زاده فراهم نمي کنند نگراني ما نسبت به وضعيت سلامتي همسرم روز به روز شديدتر مي شود».
قرار وثيقه 500 ميليوني برای شیوا نظرآهاری
در حالی که شیوا نظرآهاری، همچنان در زندان و تحت بازجویی به سر می برد، بازپرس سبحانی در پاسخ به پی گیری های مادر وی، شهرزاد کریمان، خبر از صدور وثیقه پانصد میلیونی برای این فعال حقوق بشر داده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، کریمان طی روزهای گذشته برای پی گیری وضعیت پرونده دخترش به دادگاه انقلاب مراجعه و به قرار مزبور اعتراض نموده است. وی همچنین اعلام کرده است که توانایی تامین چنین وثیقه سنگینی را ندارد اما بازپرس سبحانی ضمن ممانعت از ادامه بحث گفته است« پس بگذارید در زندان بماند».
در همین رابطه نیز، افروز مغزی، وکیل شیوا نظرآهاری به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و بازپرس سبحانی پاسخ داده که تا زمان پایان یافتن بازجویی و تکمیل گزارش نهایی نمی تواند در مورد وثیقه تجدید نظر نماید.
همچنین شیوا نظرآهاری در ملاقات کابینی با خانواده خود در روز دوشنبه، از ادامه بازجویی ها و اتهام جدیدی مبنی بر فعالیت حقوق بشری در داخل زندان سخن گفته است. او 80 روز است که در بند 209 زندان اوین به سر می برد و تنها پیشرفت جدید در پرونده وی، افزوده شدن وکالت نامه به پرونده، بدون دریافت شماره ثبت است که در آخرین مراجعه وکلا صورت گرفته است.
حسین تاجیک آزاد شد
حسین تاجیک از اعضای ستاد مهندس موسوی از زندان آزاد شد.
به گزارش موج سبز آزادی، حسین تاجیک که در ستاد میرحسین موسوی ریاست کمیتهی سفرهای استانی را برعهده داشت، روز يکشنبه از زندان آزاد شد.
این در حالی است که چندین عضو ستاد اصلاح طلبان حامی میرحسین موسوی همچنان در بازداشت هستند.
شعری برای سهراب
ا.ز.ل:
برای سهراب اعرابی که زنده مانده است
سخن از ناتوانی من است
و این واژه های بی معنی
که پشت نام تو سرریز می شوند
سخن از نام تو نیست
از نمردن
و جاودان ماندن
همه شرم من این است
تو هنوز نوزده ساله ای
من اما پیر می شوم
سخن از مرگ تو نیست
از گوری شبیه گورها
تنها
سخن من همه از سکوت توست
مرگ تو کوچک نیست
مرگ برای تو کوچک است
زندگی هم
تو باید دنیا بودی
که دنیایی
بر دست های توست
سخن از تو
سخن از
سهراب
است...
برای سهراب اعرابی که زنده مانده است
سخن از ناتوانی من است
و این واژه های بی معنی
که پشت نام تو سرریز می شوند
سخن از نام تو نیست
از نمردن
و جاودان ماندن
همه شرم من این است
تو هنوز نوزده ساله ای
من اما پیر می شوم
سخن از مرگ تو نیست
از گوری شبیه گورها
تنها
سخن من همه از سکوت توست
مرگ تو کوچک نیست
مرگ برای تو کوچک است
زندگی هم
تو باید دنیا بودی
که دنیایی
بر دست های توست
سخن از تو
سخن از
سهراب
است...
تاملاتی پیرامون اوین!
محمد غزنویان:
مشاهدات یک سیاح عارف مسلک فرنگی:
راه رستگاری از اوین می گذرد!اوین خانقاه رستگاران است.خانقاهی است همچون مدخلی مستقیم به جهان معنا.چنانکه بینی بواسطه یک چله نشینی بی درد و بی ریاضت ،دسته دسته شیخ واصل و صوفی کامل ،طریقی تازه از این ناسوت وابستگی و اغتشاش و زیست با خس و خاشاک ،به آن لاهوت وارستگی و اتحاد و نشست با راست آئینان پاک می گشایند.
خانقاهی که هر سالک گمراه شده ای را جذب و به او فرصتی مغتنم برای تاملات تنهایی و تجدید نظر عطا می کند و این کرم را چنان به سخاوت عرضه می دارد که تازه شیخان واصل به بحر معنا ،داوطلبانه و در حضور میلیونها عین از حدقه بیرون جهیده ،بر عمر به باد داده خود خارج از این خانقاه ،فریاد وااسفا سر می دهند.
همه تنگنای چاردیواری را به مدح سرایش می کنند که گویا مهیایشان ساخته برای رهایی از چارمیخ تن!
در این خانقاه ،لباسها و پای افزارها در جهت دهن کجی به میراث دنیاگرایان متحد الشکل است و لیک هر داوطلبی خود را به شمایلی دلخواه آراسته است.یکی سر تراشیده و آن یک زلفی چون کمند دارد.یکی ریش بافته و آن دیگری حتی ،سبیل هم ندارد.
آنچه در این خانقاه دارای اعتبار است،مخرج مشترک همه سالکان در گمراهی است.که همگی آنها سالکینی مستعد ولی در آستانه انحراف اند!حتی جهت انحراف نیز از حیز انتفاع ساقط است.یکی به چپ و آن یک به راست ،یکی بیش از اندازه به بالا و دیگری زیاده از حد متمایل به پائین است. عظمت خیره کننده این خانقاه در این است که اگر کل عالم تصوف و کلام اسلامی را یک "منقذ من اضلال" به جا مانده از امام محمد غزالیست ،اما اینجا در هر دوره از فعالیت خود کتابخانه ای از انواع و اقسام اعترافنامه ها و اقسام متکثری از شیوه های گمراهی به یادگار می گذارد.
اوین ،واضع طریقی تازه در معرفت است.اوین سیر آفاق کرده ها را گرد می آورد تا کنار هم سیر انفس کنند.اوین معتبرترین خانقاه ارض مسکون است. انتقاد یک اسقف افراطی در واتیکان: اما زرق و برق این دنیای دون قدرتمند تر آنست که حتی این واصلان را یارای مقاومت باقی گذارد.امان و صد امان که هر که را با هر درجه از خلوص و هر قدر تجربه از قبض و بسط ،پس از خروج از این خانقاه رویت کرده اند ،گویا گمراه تر از پیش گشته بوده!!! تفسیر یکی از شارحین صدرالمتالهین بر اساس اسفار اربعه: سفر اول:در دنیا گشتند و گمراه شدند. سفر دوم:در اوین ماندند و واصل شدند. سفر سوم:میان خلایق بازگشتند و گمراه تر شدند.
سفر چهارم:فرقی نمی کرد.چه در بین خلق و چه در اوین ماندند و کشته شدند. تلگراف یک فیلسوف مشایی: تسلسل علل باطل است!
مشاهدات یک شهروند تهرانی:
کلیه نامبردگان برای برخی تاملات عینی تر به اوین منتقل شدند.
مشاهدات یک سیاح عارف مسلک فرنگی:
راه رستگاری از اوین می گذرد!اوین خانقاه رستگاران است.خانقاهی است همچون مدخلی مستقیم به جهان معنا.چنانکه بینی بواسطه یک چله نشینی بی درد و بی ریاضت ،دسته دسته شیخ واصل و صوفی کامل ،طریقی تازه از این ناسوت وابستگی و اغتشاش و زیست با خس و خاشاک ،به آن لاهوت وارستگی و اتحاد و نشست با راست آئینان پاک می گشایند.
خانقاهی که هر سالک گمراه شده ای را جذب و به او فرصتی مغتنم برای تاملات تنهایی و تجدید نظر عطا می کند و این کرم را چنان به سخاوت عرضه می دارد که تازه شیخان واصل به بحر معنا ،داوطلبانه و در حضور میلیونها عین از حدقه بیرون جهیده ،بر عمر به باد داده خود خارج از این خانقاه ،فریاد وااسفا سر می دهند.
همه تنگنای چاردیواری را به مدح سرایش می کنند که گویا مهیایشان ساخته برای رهایی از چارمیخ تن!
در این خانقاه ،لباسها و پای افزارها در جهت دهن کجی به میراث دنیاگرایان متحد الشکل است و لیک هر داوطلبی خود را به شمایلی دلخواه آراسته است.یکی سر تراشیده و آن یک زلفی چون کمند دارد.یکی ریش بافته و آن دیگری حتی ،سبیل هم ندارد.
آنچه در این خانقاه دارای اعتبار است،مخرج مشترک همه سالکان در گمراهی است.که همگی آنها سالکینی مستعد ولی در آستانه انحراف اند!حتی جهت انحراف نیز از حیز انتفاع ساقط است.یکی به چپ و آن یک به راست ،یکی بیش از اندازه به بالا و دیگری زیاده از حد متمایل به پائین است. عظمت خیره کننده این خانقاه در این است که اگر کل عالم تصوف و کلام اسلامی را یک "منقذ من اضلال" به جا مانده از امام محمد غزالیست ،اما اینجا در هر دوره از فعالیت خود کتابخانه ای از انواع و اقسام اعترافنامه ها و اقسام متکثری از شیوه های گمراهی به یادگار می گذارد.
اوین ،واضع طریقی تازه در معرفت است.اوین سیر آفاق کرده ها را گرد می آورد تا کنار هم سیر انفس کنند.اوین معتبرترین خانقاه ارض مسکون است. انتقاد یک اسقف افراطی در واتیکان: اما زرق و برق این دنیای دون قدرتمند تر آنست که حتی این واصلان را یارای مقاومت باقی گذارد.امان و صد امان که هر که را با هر درجه از خلوص و هر قدر تجربه از قبض و بسط ،پس از خروج از این خانقاه رویت کرده اند ،گویا گمراه تر از پیش گشته بوده!!! تفسیر یکی از شارحین صدرالمتالهین بر اساس اسفار اربعه: سفر اول:در دنیا گشتند و گمراه شدند. سفر دوم:در اوین ماندند و واصل شدند. سفر سوم:میان خلایق بازگشتند و گمراه تر شدند.
سفر چهارم:فرقی نمی کرد.چه در بین خلق و چه در اوین ماندند و کشته شدند. تلگراف یک فیلسوف مشایی: تسلسل علل باطل است!
مشاهدات یک شهروند تهرانی:
کلیه نامبردگان برای برخی تاملات عینی تر به اوین منتقل شدند.
شکل گیری ((مرم)) در فضای سیاسی جدید
سید حسام الدین دولتخواه:
به خاطره اواز محمد رضا جلايي پور در زندان اوين 1-((صداي اواز همسرم محمدرضا در زندان شنيده شده است)).((لباس شخصي مسلحي كه مردم را تهديد به كشتن كرده بود توسط مردم سبز پوش هو شد))
2-چند وقت پيش به روستاي محل تولدم رفته بودم . همراهم كه اقوام من به حساب مي امد خاطره اي جالب براي من تعريف كرد. وي گفت:((پدرم يك مترسك را در زمين برنج كاري تعبيه كرده بود تا از اين طريق گنجشكها را از اطراف مزرعه دور كند.ولي بر خلاف انتظار يك روز مشاهده كرد گنجشكها سر ودست مترسك را فتح كرده اند و دارند اواز مي خوانند.پدرم با ديدن اين صحنه با عصبانيتي كه مزين شده بود به خنده اي تلخ به من گفت سريعا اون مترسك را از داخل زمين بردار تا بيشتر از اين مايه ابرو ريزي نشود.مترسكي كه قدرت ترساندن نداشته باشد همان بهتر كه نباشد)).
3-شايد بتوان بر اساس اين خاطره-كه از طريق اميزش زمان حال و گذشته سياسي شده است – و ان دو خبر گفت:((زنداني با اواز خود زندان را تسخير كرد)).
4-باري خبر رسيده است كه پرنده هاي سبز شكستن قدرت نمادين واسطوره اي مترسك را اواز كرده اند. همان قدرتي كه هر لحظه از تخيل مردم زير دست خود نيرو ميگيرد و فربه تر ميشود.((تخيل )) مردمي كه رابطه مستقيمي داشت با ((بالقوگي)) و راز الود ماندن زور حاكم.هر چه اين تخيل بيشتر باشد به اسرار اميز شدن حاكم مي افزايد.تا جايي كه منجر به ((ترس))ي شود كه صاحب تخيل را به انفعال كامل مي كشاند.همين ترس بود كه ((خيابان)) را از هر گونه كنش سياسي پاك كرده وان را به مكان ((حمالي))تهيدستان بي كس و ((كارشناسان)) محافظه كار و ((ماله كش)) تبديل كرده بود.مكان ((سر به زيري)) و مكان ((بي زباني)).زيرا در جايي كه ((ديگري بزرگ)) و اقا بالا سري هست كه به جاي تو حرف بزند و ميل بورزد چه نيازي به ((زبان)) تو هست. 5
-تا قبل از حوادث اخير ما فقط با شبهي از ((سياست)) رو برو بوديم.((سياست )) تبديل شده بود به ان شبهي كه قرار بود به شكلي شرطي شده و عادتگون در ((مناسبت))هاي خاصي چون ((16 اذر)) وان هم در يك بعد از ظهر پاييزي در پشت سردر دانشگاه تهران متعين شود.ادا واطوار هاي ((شبه سياسي)) اينچنيني كه معمولا با بهت ((مردم خيابان)) روبرو ميشد عمري ببشتر از طول عمر ((خورشيد)) همان روز 16 اذر نداشت.گويي غروب خورشيد ان روز خوني است كه اسمان براي اين مدعيان ((شبه سياسي )) گريه ميكند.((خورشدي )) كه تا ((مناسبت ))ي ديگر قرار نيست طلوع كند.بد گماني ((مردم دانشگاه)) و ((مردم خيابان)) در چنين فضاي(( تقسيم )) شده و حصار كشيده اي بود كه عرض اندام مي كرد.((فضايي)) عاري از هرگونه كنش سياسي. در همين فضاي ((تقسيم شده)) و ديوار كشي شده بود كه ((مردم خيابان)) و ((مردم دانشگاه)) خود را ((گنگ خواب ديده)) وديگري را ((عالم تمام كر)) مي پنداشتند.
6-اما دو سه ما هي است كه ((خيابان)) غيرساسي و ((دانشگاه)) شبه سياسي در هم اميخته اند.گويي يكه حادثه ي بزرگ انها را هم زمان در برگرفته است.به لطف همين حادثه مهيب است كه تن مستقل وبيگانه ي هردو ترك برداشته وانها از راه همين ترك به هم ((جوش)) خورده اند.ديگر پليس نمي تواند مانند قديم به راحتي بين ((مردم خيابان)) و ((مردم دانشگاه)) حايل شود و فاصله بيندازد.پليسي كه حتي جاي خود را نيز گم كرده است.((دانشگاه)) و ((خيابان)) يك كاسه شده اند.حا ل سوال مهم پرسش از فلسفه اين دگرگوني اخر الزمانيست. شايدبتوان جواب سوال را از دل خبر دوم بيرون كشيد.خبري كه اشاره ميكند به يك گستاخي وشايد بهتر باشد بگوييم يك بي باكي عظيم.بله درست است ديگر كسي ((نمي ترسد)).ديگر براي او ((حاكميت)) و قانونش- كه همان زور ان است- نه ((لوياتان)) زاده تخيل, بلكه ((مترسكي)) است كه مي توان بر سر و دست او نشست و اواز سر داد. اوازي كه از طرف ((مردم خيابان)) رو به ((مردم دانشگاه)) و بالعكس اينگونه خوانده مي شود:(( نترسيد, نترسيد, ما همه با هم هستيم)).اين((شبه مردم )) است كه در همه جا حضور دارد.حضوري كه ديگر نه با زبان قدرت بلكه با ((زبان بي زباني)) خويش- كه خاص وافريده خويش است-قدرت و زور برسازنده ان را نشانه گرفته است.
7-وقتي پاي سياست در كار باشد معجزه ميشود.همه چيز ديگر گون ميشود.زمين و اسمان چنان به هم گره مي خورند كه هيچ چيز قابل تشخيص نيست.ديگر نه از دست ((حاكمان))كاري بر مي ايد ونه از دست ((كارشناسان))و ((متخصصان ماله كش)) انها.انهايي كه پول ميگيرند تا هر شكافي را درز بگيرند وهر بد ريختي را ماله بكشند.اما كار از كار گذشته.شكاف عميق است و زخم كاري.ديگر كار از منجمان دولتي و رمال هاي بيسواد و افسونگر گذشته است.((بدن)) حاكميت توان ايستادن بر پاي خود را ندارد.درست است كه ابزار هاي لازم را در طول اين سي سال فراهم اورده ولي نمي تواند كجا را نشانه بگيرد.نمي داند كه را بزند.انچه هست يك ((شبه)) ناديدني از ((مردم)) است.اري مردم به ((مردم)) تبديل شده اند.
8-تا قبل از حوادث اخير اصطلاح ((مردم))بيشتر اشاره داشت به مفهوم ((زيستي)) تا ((سياسي)).((مردم))همان اصطلاح پر دامنه وبي ريختي بود كه بنا به مناسبتهاي خاص بركميتي خاص حمل ميشد.مردمي به اسم همه ((مردم)) ولي به كام عده اي از مردم.و يا ان كساني كه مجريان شيك پوش و همه چيز دان و همه چيز گوي حضور خود در صدا وسيما را وايستادن در ((جايگاه خدمت رساني به مردم)) را از صدقه سري انها ميدانند. ((مردم غيور وهميشه در صحنه ))اي كه مي بايست ((يوم الله 22بهمن))و ((روز قدس)) به نام انها به ثبت برسد.اناني كه در شناخت ((توطءه خارجي))و((مزد بگيران ومزدوران داخلي))انها چنان زرنگ وحساسند كه هيچ قسم حركت اينچنيني از مدار ((منافق ياب)) انان به دور نخواهد ماند.اري تا قبل ازاين مردم همان ملت بزرگ ومتمدني بودند كه قرار بود هر كدام از انها نقشي در ((كابينه 70 ميليوني))داشته باشند.ولي الان مشخص شده كه اين ((مردم انقلابي)) علاوه بر اينكه مي توانند عضو كابينه 70 ميليوني باشند همزمان نيز مي توانند به عنوان ((خس و خاشاك)) و ((عامل اغتشاشات اخير)) شناخته شوند.هم مي تواند به عنوان سپري در مقابل شمشير دشمن باشد و هم مي تواند به عنوان سرنيزه داخلي دشمن ((عامل )) او شوند.كساني كه به جرم ((سكوت))شان – سكوتي كه با زبان بي زباني اينگونه بيان ميشد كه:راي من كجاست؟ - ماه عسلشان را بايد در بهشت((كهريزك)) و(0شاپور)) و((پاسارگاد)) بگذرانند.
9-از سه ماه پيش مردمي كه ((مردم)) شده اند خيابان را به چنگ اورده اند تا ((فلك)) حاكميت و قانون همبسته وبرسازنده ان را زير پا بگذا رند و((سقف بشكافند)) و ((طرحي نو)) وسبز از اراده جمعي را در فضاي سياسي ايران به نمايش بگذارند.همين مردم هستند كه به شعار ((الله اكبر))-كه در دست نمازگذاران دست چين شده و حاكميت زور وتزويربه يك مارك بي خود وبي محتوا تبديل شده بود و خدا را نه ((بزرگتر از...)) بلكه ((كوچكتر از)) حاكميت وقانون قرار داده بود-بار سياسي بخشيد تا ان را ((بزرگتر از ))هر قدرتي نشان دهد.همين ((مردم))اند كه در اين سه ماهه اخير وبا سياسي كردن وسياسي ماندن خود وبا گفتن ((الله اكبر)),((خيابان))هاي روز را به((پشت بام))هاي شب خود اوردند تا شب و روز را به كام زور گويان تلخ كنند.
10-اري (اواز سبز)) يكي از همين ((مردم))شده گان جديد حاكميت تا دندان مسلح را وادار كرده تا نيروي بالقوه و اسطوره اي خود را عملي كند.تا از اين طريق شمارش معكوس زوال ان را اعلام نمايد.همين ((اواز سبز )) است كه سرطاني بودن تن سي ساله جمهوري اسلامي را اعلام كرده.سرطاني كه اگر تقلاي بي خود تن بيمار و دايه هاي نادان ان ادامه داشته باشد واجازه يك ((اواز درماني)) را به ((مردم)) ندهد در زماني اندك از هم خواهد پاشيد.((اواز خوان سبز)) ما ((بداهه)) مي خواند و همين عصبانيت همراه با گيجي ((مترسك)) را به دنبال داشته است. او در زندان اواز ميخواند ودر دادگاه بر بي شرمي برگزار كنندگان ان ((لبخند)) مي زند.بايد به ان بيماري كه روبرويت ايستاده گفت:((هي دوست من,اگه اوازش نشد حدااقل لبخندش را به خاطر بسپار .شفا بخش است)).
به خاطره اواز محمد رضا جلايي پور در زندان اوين 1-((صداي اواز همسرم محمدرضا در زندان شنيده شده است)).((لباس شخصي مسلحي كه مردم را تهديد به كشتن كرده بود توسط مردم سبز پوش هو شد))
2-چند وقت پيش به روستاي محل تولدم رفته بودم . همراهم كه اقوام من به حساب مي امد خاطره اي جالب براي من تعريف كرد. وي گفت:((پدرم يك مترسك را در زمين برنج كاري تعبيه كرده بود تا از اين طريق گنجشكها را از اطراف مزرعه دور كند.ولي بر خلاف انتظار يك روز مشاهده كرد گنجشكها سر ودست مترسك را فتح كرده اند و دارند اواز مي خوانند.پدرم با ديدن اين صحنه با عصبانيتي كه مزين شده بود به خنده اي تلخ به من گفت سريعا اون مترسك را از داخل زمين بردار تا بيشتر از اين مايه ابرو ريزي نشود.مترسكي كه قدرت ترساندن نداشته باشد همان بهتر كه نباشد)).
3-شايد بتوان بر اساس اين خاطره-كه از طريق اميزش زمان حال و گذشته سياسي شده است – و ان دو خبر گفت:((زنداني با اواز خود زندان را تسخير كرد)).
4-باري خبر رسيده است كه پرنده هاي سبز شكستن قدرت نمادين واسطوره اي مترسك را اواز كرده اند. همان قدرتي كه هر لحظه از تخيل مردم زير دست خود نيرو ميگيرد و فربه تر ميشود.((تخيل )) مردمي كه رابطه مستقيمي داشت با ((بالقوگي)) و راز الود ماندن زور حاكم.هر چه اين تخيل بيشتر باشد به اسرار اميز شدن حاكم مي افزايد.تا جايي كه منجر به ((ترس))ي شود كه صاحب تخيل را به انفعال كامل مي كشاند.همين ترس بود كه ((خيابان)) را از هر گونه كنش سياسي پاك كرده وان را به مكان ((حمالي))تهيدستان بي كس و ((كارشناسان)) محافظه كار و ((ماله كش)) تبديل كرده بود.مكان ((سر به زيري)) و مكان ((بي زباني)).زيرا در جايي كه ((ديگري بزرگ)) و اقا بالا سري هست كه به جاي تو حرف بزند و ميل بورزد چه نيازي به ((زبان)) تو هست. 5
-تا قبل از حوادث اخير ما فقط با شبهي از ((سياست)) رو برو بوديم.((سياست )) تبديل شده بود به ان شبهي كه قرار بود به شكلي شرطي شده و عادتگون در ((مناسبت))هاي خاصي چون ((16 اذر)) وان هم در يك بعد از ظهر پاييزي در پشت سردر دانشگاه تهران متعين شود.ادا واطوار هاي ((شبه سياسي)) اينچنيني كه معمولا با بهت ((مردم خيابان)) روبرو ميشد عمري ببشتر از طول عمر ((خورشيد)) همان روز 16 اذر نداشت.گويي غروب خورشيد ان روز خوني است كه اسمان براي اين مدعيان ((شبه سياسي )) گريه ميكند.((خورشدي )) كه تا ((مناسبت ))ي ديگر قرار نيست طلوع كند.بد گماني ((مردم دانشگاه)) و ((مردم خيابان)) در چنين فضاي(( تقسيم )) شده و حصار كشيده اي بود كه عرض اندام مي كرد.((فضايي)) عاري از هرگونه كنش سياسي. در همين فضاي ((تقسيم شده)) و ديوار كشي شده بود كه ((مردم خيابان)) و ((مردم دانشگاه)) خود را ((گنگ خواب ديده)) وديگري را ((عالم تمام كر)) مي پنداشتند.
6-اما دو سه ما هي است كه ((خيابان)) غيرساسي و ((دانشگاه)) شبه سياسي در هم اميخته اند.گويي يكه حادثه ي بزرگ انها را هم زمان در برگرفته است.به لطف همين حادثه مهيب است كه تن مستقل وبيگانه ي هردو ترك برداشته وانها از راه همين ترك به هم ((جوش)) خورده اند.ديگر پليس نمي تواند مانند قديم به راحتي بين ((مردم خيابان)) و ((مردم دانشگاه)) حايل شود و فاصله بيندازد.پليسي كه حتي جاي خود را نيز گم كرده است.((دانشگاه)) و ((خيابان)) يك كاسه شده اند.حا ل سوال مهم پرسش از فلسفه اين دگرگوني اخر الزمانيست. شايدبتوان جواب سوال را از دل خبر دوم بيرون كشيد.خبري كه اشاره ميكند به يك گستاخي وشايد بهتر باشد بگوييم يك بي باكي عظيم.بله درست است ديگر كسي ((نمي ترسد)).ديگر براي او ((حاكميت)) و قانونش- كه همان زور ان است- نه ((لوياتان)) زاده تخيل, بلكه ((مترسكي)) است كه مي توان بر سر و دست او نشست و اواز سر داد. اوازي كه از طرف ((مردم خيابان)) رو به ((مردم دانشگاه)) و بالعكس اينگونه خوانده مي شود:(( نترسيد, نترسيد, ما همه با هم هستيم)).اين((شبه مردم )) است كه در همه جا حضور دارد.حضوري كه ديگر نه با زبان قدرت بلكه با ((زبان بي زباني)) خويش- كه خاص وافريده خويش است-قدرت و زور برسازنده ان را نشانه گرفته است.
7-وقتي پاي سياست در كار باشد معجزه ميشود.همه چيز ديگر گون ميشود.زمين و اسمان چنان به هم گره مي خورند كه هيچ چيز قابل تشخيص نيست.ديگر نه از دست ((حاكمان))كاري بر مي ايد ونه از دست ((كارشناسان))و ((متخصصان ماله كش)) انها.انهايي كه پول ميگيرند تا هر شكافي را درز بگيرند وهر بد ريختي را ماله بكشند.اما كار از كار گذشته.شكاف عميق است و زخم كاري.ديگر كار از منجمان دولتي و رمال هاي بيسواد و افسونگر گذشته است.((بدن)) حاكميت توان ايستادن بر پاي خود را ندارد.درست است كه ابزار هاي لازم را در طول اين سي سال فراهم اورده ولي نمي تواند كجا را نشانه بگيرد.نمي داند كه را بزند.انچه هست يك ((شبه)) ناديدني از ((مردم)) است.اري مردم به ((مردم)) تبديل شده اند.
8-تا قبل از حوادث اخير اصطلاح ((مردم))بيشتر اشاره داشت به مفهوم ((زيستي)) تا ((سياسي)).((مردم))همان اصطلاح پر دامنه وبي ريختي بود كه بنا به مناسبتهاي خاص بركميتي خاص حمل ميشد.مردمي به اسم همه ((مردم)) ولي به كام عده اي از مردم.و يا ان كساني كه مجريان شيك پوش و همه چيز دان و همه چيز گوي حضور خود در صدا وسيما را وايستادن در ((جايگاه خدمت رساني به مردم)) را از صدقه سري انها ميدانند. ((مردم غيور وهميشه در صحنه ))اي كه مي بايست ((يوم الله 22بهمن))و ((روز قدس)) به نام انها به ثبت برسد.اناني كه در شناخت ((توطءه خارجي))و((مزد بگيران ومزدوران داخلي))انها چنان زرنگ وحساسند كه هيچ قسم حركت اينچنيني از مدار ((منافق ياب)) انان به دور نخواهد ماند.اري تا قبل ازاين مردم همان ملت بزرگ ومتمدني بودند كه قرار بود هر كدام از انها نقشي در ((كابينه 70 ميليوني))داشته باشند.ولي الان مشخص شده كه اين ((مردم انقلابي)) علاوه بر اينكه مي توانند عضو كابينه 70 ميليوني باشند همزمان نيز مي توانند به عنوان ((خس و خاشاك)) و ((عامل اغتشاشات اخير)) شناخته شوند.هم مي تواند به عنوان سپري در مقابل شمشير دشمن باشد و هم مي تواند به عنوان سرنيزه داخلي دشمن ((عامل )) او شوند.كساني كه به جرم ((سكوت))شان – سكوتي كه با زبان بي زباني اينگونه بيان ميشد كه:راي من كجاست؟ - ماه عسلشان را بايد در بهشت((كهريزك)) و(0شاپور)) و((پاسارگاد)) بگذرانند.
9-از سه ماه پيش مردمي كه ((مردم)) شده اند خيابان را به چنگ اورده اند تا ((فلك)) حاكميت و قانون همبسته وبرسازنده ان را زير پا بگذا رند و((سقف بشكافند)) و ((طرحي نو)) وسبز از اراده جمعي را در فضاي سياسي ايران به نمايش بگذارند.همين مردم هستند كه به شعار ((الله اكبر))-كه در دست نمازگذاران دست چين شده و حاكميت زور وتزويربه يك مارك بي خود وبي محتوا تبديل شده بود و خدا را نه ((بزرگتر از...)) بلكه ((كوچكتر از)) حاكميت وقانون قرار داده بود-بار سياسي بخشيد تا ان را ((بزرگتر از ))هر قدرتي نشان دهد.همين ((مردم))اند كه در اين سه ماهه اخير وبا سياسي كردن وسياسي ماندن خود وبا گفتن ((الله اكبر)),((خيابان))هاي روز را به((پشت بام))هاي شب خود اوردند تا شب و روز را به كام زور گويان تلخ كنند.
10-اري (اواز سبز)) يكي از همين ((مردم))شده گان جديد حاكميت تا دندان مسلح را وادار كرده تا نيروي بالقوه و اسطوره اي خود را عملي كند.تا از اين طريق شمارش معكوس زوال ان را اعلام نمايد.همين ((اواز سبز )) است كه سرطاني بودن تن سي ساله جمهوري اسلامي را اعلام كرده.سرطاني كه اگر تقلاي بي خود تن بيمار و دايه هاي نادان ان ادامه داشته باشد واجازه يك ((اواز درماني)) را به ((مردم)) ندهد در زماني اندك از هم خواهد پاشيد.((اواز خوان سبز)) ما ((بداهه)) مي خواند و همين عصبانيت همراه با گيجي ((مترسك)) را به دنبال داشته است. او در زندان اواز ميخواند ودر دادگاه بر بي شرمي برگزار كنندگان ان ((لبخند)) مي زند.بايد به ان بيماري كه روبرويت ايستاده گفت:((هي دوست من,اگه اوازش نشد حدااقل لبخندش را به خاطر بسپار .شفا بخش است)).
جنبش سبز جنبش پاکیزه
جویا کوشیار:
چندی پیش پس از برگزاری دادگاه نمایشی سرآمدان جنبش سبز و اعترافات حیرت انگیز ایشان شاهد این بودیم که مجری و یا به عبارتی مخبر معروف خبر 20:30 در زندان اوین گفتگویی با ابطحی و عطریانفر در فضای مصفا و دل انگیز و در کنار آب رکن آباد ! مصاحبه ای انجام داد که ثابت کند اولا این مبارزان در شرایط سخت و طاقت فرسایی قرار ندارند بلکه در یک هتل به سر می برند و از شکنجه و اعمال فشار خبری نیست ثانیا این مبارزان در صلح و صفا و در پروسه "یک تحول عظیم" ! که رخ داده سخنانی بر آمده از دل و اندیشه خویش به زبان جاری ساخته اند نه گفتار و نوشته های دوست جدیدشان آقای کارشناس یا همان بازجو !
در این نوشتار روی سخنم با ابطحی و عطریانفرو دیگر دوستان اسیر در بند نیست و قصد تشریح اعترافات و تبیین شرایط زیست آنها را ندارم بلکه در صددم تا به عکس العملهای پس از این برنامه و دیگر صحنه های مشابه بپردازم. راستش همان شب که این نمایش را نگاه می کردم به تحول عظیم ! ابطحی و عطریانفر نمی اندیشیدم بلکه در فکر حضیض و ذلت انسانی بودم که خود را قربانی کارگردانان بزرگ این نمایش کرده است. یک عنصر پیاده که از خود هیچ رای و اندیشه ای ندارد و تنها مجری و فرمان بر دستوراتی است که به او ابلاغ شده است .
آن شب من از دست این مجری خیلی عصبانی بودم و گاهی زیر زبانی ناسزایی نثارش می کردم. فردای آن روز وقتی به اینترنت مراجعه کردم و نیز در خبرها دیدم که وبلاگ مربوط به وی مشحون از پیامها و عبارتهایی است که علیه او نوشته شده است . در مرحله اول با دیدن این جملات کمی دلم خنک شد. اما در درنگی کوتاه و تأملی بر آن همه الفاظ رکیک و فحش و ناسزا بسیار ناراحت شدم. بعضی حتی پای خانواده او را نیز به میان کشیده و با جملات غیر اخلاقی و الفاظ رکیک صفحه ای عجیب را در مقابل دیدگان هر خواننده ای گشوده بودند.
به نظرم آمد این نه یک نقد و یا یک مخالفت بلکه انتقام جویی کینه توزانه است . از خود پرسیدم آیا این نوع برخورد و نحوه رفتار شایسته جنبش سبز است ؟ جنبشی که ریشه در میان طبقه فرهیخته و آگاه جامعه دارد. شاید برای بسیاری از یاران سبز این برخوردها در وهله اول عادی باشد .چرا که براستی دلهای ما از این همه جنایت و مصیبت کودتاگران خون و روح هایمان جریحه دار است یک تلنگر و یک جرقه کوچک لازم است تا شعله وجودمان را تبدیل به آتشفشان خشم کند که تر و خشک را با هم بسوزاند.
در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری نیز بر خلاف انتظار همگان سر مربی تیم فوتبال ایران و چند هنرپیشه معروف در آن شرکت جستند. فردای آن روز نیز همان اتفاق که برای مجری خبر 20:30 افتاده بود برای این اشخاص نیز روی داد و صفحات اینترنت پر شد از جملات غیر اخلاقی, تهدید و الفاظ رکیک علیه ایشان . حتی در خبرها خواندم تعدادی به صورت حضوری و یا با مراجعه به منزل مسکونی سر مربی تیم ملی حملات تند و توهین آمیزی کرده اند.
شبیه این حرکت در سطحی بالاتر نیز روی داد؛ تا وقتی که آیت الله هاشمی رفسنجانی نامه نوشت به رهبری (دو روز قبل از انتخابات) و یا آن نماز جمعه معروف (26 تیرماه) را اقامه کرد و آن سخنان شجاعانه را به زبان آورد همه در ستایش او سخنها گفتند و شعار های حمایت آمیز سر دادند و پیام های تبریک فرستادند. اما تا اینکه وی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسه ای سخنی گفتند که به مذاق ما خوش نیامد در مقابلش صف آرایی شد و برخی او را به زیر شلاق توهین و ناسزا ی خویش گرفتند.
قصد نیست در این نوشتار اقدامات غلط برخی افراد کج اندیش توجیه و خاطیان تبرئه گردند. بلکه موضوع بررسی نحوه رفتار و برخورد است؛ به هر روی کار آنها قابل نقد است و طبیعی است که جنبش سبز با آن مخالفت نماید اما سؤال اساسی این است که چقدر این رفتارها و برخوردها از سوی ما برازنده و درشأن جنبش سبز است.
هدف نهایی این جنبش آزادی و رهایی انسانها از زیر ظلم و ستم و تحقق عدالت و دموکراسی است. زندگی در نظامی مردم سالار و حکومت مردم بر مردم . برای رسیدن به این اهداف نباید ما قدم در جای پای غلط کسانی بگذاریم که به کارشان, فکرشان و رفتارشان نقد داریم . بله ! نقد داریم و مخالف آنها هستیم و با استبداد رأی یک گروه و یک جناح بر تمامی جامعه مبارزه خواهیم کرد .
اما بیایم همین مبارزه را در مسیر اخلاقی آن پیش ببریم . به جای توهین و نثار الفاظ رکیک و غیر اخلاقی کار آنها و روش آنها را نقد کنیم . یادتان است تئوریسین بزرگ اصلاحات آقای خاتمی چه شعاری می داد ؟ " زنده باد مخالف من" ما باید ساحت این جنبش را پاک نگه داریم . کارهای غلطی که حکومت مداران امروز انجام می دهند انجام ندهیم . اگر قرار است ما نیز کارهای اشتباه آنها را صورت دهیم . پس چه نیازی به تغییر است . واقعا این سخت ترین کار جنبش است اما این جنبش نشان داده است که از ظرفیت های بالایی برخوردار است.
پس بیایید این نقطه ضعف جنبش را تبدیل به نقطه قوت کنیم. فرق بگذاریم بین مخالف و دشمن . با تحمل مخالف و نقد منطقی آرای آنها دشمن را از رسیدن به هدفش مأیوس کنیم.به راستی دیکتاتور می خواهد ما را عصبانی کند ما را بی اخلاق نشان دهد و ما باید با رفع این نقطه ضعف, مکرشان را به خودشان برگرداند.
اصلا نظام سیاسی که ما به دنبالش هستیم و می خواهیم دموکراسی در آن استقرار یابد یکی از اصولش احترام به آرا و نظرات دیگران است . باید تمرین کنیم که نظر مخالف خود را تحمل کنیم و با نقد منصفانه خود راه را برای گسترش جنبش باز نماییم.
اگر منصف باشیم و پای صحبت آن مجری, سرمربی تیم ملی و هنر پیشه هایی که سخنشان رفت بنشینیم شاید دریابیم آنها نیز در کنه خود دل در گرو مردم دارند اما در شرایط و موقعیت هایی قرار گرفته اند که چاره ای از آن برخورد که نشان دادند نداشته اند و شاید هم چنین نباشد و از روی عقیده و باور دست به چنین اقداماتی زده اند . همان طور که ما حق داریم مخالف آنها اعتقاداتی داشته باشیم آنها نیز می توانند مخالف ما اندیشه و باوری داشته باشند آنچه که مسلم است اعمال این افراد برای جنبش سبز قابل قبول نیست باید فرصت دفاع به آنها داد؛ کما اینکه ما آنچه را که در دادگاه های نمایشی از رهبران و عناصر جنبش شاهد هستیم و به صرف اعترافات نمی توانیم آنان را خائن قلمداد کنیم . بلکه شرایط آنها و وضعیت رقت بار آنها در زندان برایمان قابل درک است و نه تنها آنها را سرزنش نمی کنیم بلکه گفتار و عمل شان را توجیه می کنیم.
دوستی دارم از برنامه ریزان و کارگزاران صدا و سیما, یک بار به او اشکال کردم که این چه عملکردی است که صداو سیما دارد .چرا انقدر کارکنان آن خائن هستند؟!و.... پاسخ گفت : شما خبر از درون این سازمان پر مسئله ندارید این سازمان را اکنون کارکنانش که بسیاری از ایشان دل در گرو جنبش سبز دارند هدایت نمی کنند بلکه سکان هدایت آن در دستان افراد نظامی است که در آنجا مستقر هستند. چه انتظاری دارید.؟!؟!
لذا از تمامی همراهان و یاران جنبش سبز که قاطبه عظیم آن از طبقه فرهیخته آگاه و فرهنگی جامعه هستند انتظار است که در پاکیزه نگاه داشتن دامان این جنبش بکوشند و فرصت تخطئه به دشمن ندهند.
ما می توانیم مخالفین خود را همراه خویش سازیم به شرط آنکه در مبارزه و د رمخالفت منطقی و پاکیزه برخورد کنیم .
واقعا حیف است این همه خونی که به پای این نهال رو به رشد ریخته شد با برخوردهای نا مناسب و مخالفت های دور ار شان جنبش ملوث وخشک گردد.
چندی پیش پس از برگزاری دادگاه نمایشی سرآمدان جنبش سبز و اعترافات حیرت انگیز ایشان شاهد این بودیم که مجری و یا به عبارتی مخبر معروف خبر 20:30 در زندان اوین گفتگویی با ابطحی و عطریانفر در فضای مصفا و دل انگیز و در کنار آب رکن آباد ! مصاحبه ای انجام داد که ثابت کند اولا این مبارزان در شرایط سخت و طاقت فرسایی قرار ندارند بلکه در یک هتل به سر می برند و از شکنجه و اعمال فشار خبری نیست ثانیا این مبارزان در صلح و صفا و در پروسه "یک تحول عظیم" ! که رخ داده سخنانی بر آمده از دل و اندیشه خویش به زبان جاری ساخته اند نه گفتار و نوشته های دوست جدیدشان آقای کارشناس یا همان بازجو !
در این نوشتار روی سخنم با ابطحی و عطریانفرو دیگر دوستان اسیر در بند نیست و قصد تشریح اعترافات و تبیین شرایط زیست آنها را ندارم بلکه در صددم تا به عکس العملهای پس از این برنامه و دیگر صحنه های مشابه بپردازم. راستش همان شب که این نمایش را نگاه می کردم به تحول عظیم ! ابطحی و عطریانفر نمی اندیشیدم بلکه در فکر حضیض و ذلت انسانی بودم که خود را قربانی کارگردانان بزرگ این نمایش کرده است. یک عنصر پیاده که از خود هیچ رای و اندیشه ای ندارد و تنها مجری و فرمان بر دستوراتی است که به او ابلاغ شده است .
آن شب من از دست این مجری خیلی عصبانی بودم و گاهی زیر زبانی ناسزایی نثارش می کردم. فردای آن روز وقتی به اینترنت مراجعه کردم و نیز در خبرها دیدم که وبلاگ مربوط به وی مشحون از پیامها و عبارتهایی است که علیه او نوشته شده است . در مرحله اول با دیدن این جملات کمی دلم خنک شد. اما در درنگی کوتاه و تأملی بر آن همه الفاظ رکیک و فحش و ناسزا بسیار ناراحت شدم. بعضی حتی پای خانواده او را نیز به میان کشیده و با جملات غیر اخلاقی و الفاظ رکیک صفحه ای عجیب را در مقابل دیدگان هر خواننده ای گشوده بودند.
به نظرم آمد این نه یک نقد و یا یک مخالفت بلکه انتقام جویی کینه توزانه است . از خود پرسیدم آیا این نوع برخورد و نحوه رفتار شایسته جنبش سبز است ؟ جنبشی که ریشه در میان طبقه فرهیخته و آگاه جامعه دارد. شاید برای بسیاری از یاران سبز این برخوردها در وهله اول عادی باشد .چرا که براستی دلهای ما از این همه جنایت و مصیبت کودتاگران خون و روح هایمان جریحه دار است یک تلنگر و یک جرقه کوچک لازم است تا شعله وجودمان را تبدیل به آتشفشان خشم کند که تر و خشک را با هم بسوزاند.
در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری نیز بر خلاف انتظار همگان سر مربی تیم فوتبال ایران و چند هنرپیشه معروف در آن شرکت جستند. فردای آن روز نیز همان اتفاق که برای مجری خبر 20:30 افتاده بود برای این اشخاص نیز روی داد و صفحات اینترنت پر شد از جملات غیر اخلاقی, تهدید و الفاظ رکیک علیه ایشان . حتی در خبرها خواندم تعدادی به صورت حضوری و یا با مراجعه به منزل مسکونی سر مربی تیم ملی حملات تند و توهین آمیزی کرده اند.
شبیه این حرکت در سطحی بالاتر نیز روی داد؛ تا وقتی که آیت الله هاشمی رفسنجانی نامه نوشت به رهبری (دو روز قبل از انتخابات) و یا آن نماز جمعه معروف (26 تیرماه) را اقامه کرد و آن سخنان شجاعانه را به زبان آورد همه در ستایش او سخنها گفتند و شعار های حمایت آمیز سر دادند و پیام های تبریک فرستادند. اما تا اینکه وی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسه ای سخنی گفتند که به مذاق ما خوش نیامد در مقابلش صف آرایی شد و برخی او را به زیر شلاق توهین و ناسزا ی خویش گرفتند.
قصد نیست در این نوشتار اقدامات غلط برخی افراد کج اندیش توجیه و خاطیان تبرئه گردند. بلکه موضوع بررسی نحوه رفتار و برخورد است؛ به هر روی کار آنها قابل نقد است و طبیعی است که جنبش سبز با آن مخالفت نماید اما سؤال اساسی این است که چقدر این رفتارها و برخوردها از سوی ما برازنده و درشأن جنبش سبز است.
هدف نهایی این جنبش آزادی و رهایی انسانها از زیر ظلم و ستم و تحقق عدالت و دموکراسی است. زندگی در نظامی مردم سالار و حکومت مردم بر مردم . برای رسیدن به این اهداف نباید ما قدم در جای پای غلط کسانی بگذاریم که به کارشان, فکرشان و رفتارشان نقد داریم . بله ! نقد داریم و مخالف آنها هستیم و با استبداد رأی یک گروه و یک جناح بر تمامی جامعه مبارزه خواهیم کرد .
اما بیایم همین مبارزه را در مسیر اخلاقی آن پیش ببریم . به جای توهین و نثار الفاظ رکیک و غیر اخلاقی کار آنها و روش آنها را نقد کنیم . یادتان است تئوریسین بزرگ اصلاحات آقای خاتمی چه شعاری می داد ؟ " زنده باد مخالف من" ما باید ساحت این جنبش را پاک نگه داریم . کارهای غلطی که حکومت مداران امروز انجام می دهند انجام ندهیم . اگر قرار است ما نیز کارهای اشتباه آنها را صورت دهیم . پس چه نیازی به تغییر است . واقعا این سخت ترین کار جنبش است اما این جنبش نشان داده است که از ظرفیت های بالایی برخوردار است.
پس بیایید این نقطه ضعف جنبش را تبدیل به نقطه قوت کنیم. فرق بگذاریم بین مخالف و دشمن . با تحمل مخالف و نقد منطقی آرای آنها دشمن را از رسیدن به هدفش مأیوس کنیم.به راستی دیکتاتور می خواهد ما را عصبانی کند ما را بی اخلاق نشان دهد و ما باید با رفع این نقطه ضعف, مکرشان را به خودشان برگرداند.
اصلا نظام سیاسی که ما به دنبالش هستیم و می خواهیم دموکراسی در آن استقرار یابد یکی از اصولش احترام به آرا و نظرات دیگران است . باید تمرین کنیم که نظر مخالف خود را تحمل کنیم و با نقد منصفانه خود راه را برای گسترش جنبش باز نماییم.
اگر منصف باشیم و پای صحبت آن مجری, سرمربی تیم ملی و هنر پیشه هایی که سخنشان رفت بنشینیم شاید دریابیم آنها نیز در کنه خود دل در گرو مردم دارند اما در شرایط و موقعیت هایی قرار گرفته اند که چاره ای از آن برخورد که نشان دادند نداشته اند و شاید هم چنین نباشد و از روی عقیده و باور دست به چنین اقداماتی زده اند . همان طور که ما حق داریم مخالف آنها اعتقاداتی داشته باشیم آنها نیز می توانند مخالف ما اندیشه و باوری داشته باشند آنچه که مسلم است اعمال این افراد برای جنبش سبز قابل قبول نیست باید فرصت دفاع به آنها داد؛ کما اینکه ما آنچه را که در دادگاه های نمایشی از رهبران و عناصر جنبش شاهد هستیم و به صرف اعترافات نمی توانیم آنان را خائن قلمداد کنیم . بلکه شرایط آنها و وضعیت رقت بار آنها در زندان برایمان قابل درک است و نه تنها آنها را سرزنش نمی کنیم بلکه گفتار و عمل شان را توجیه می کنیم.
دوستی دارم از برنامه ریزان و کارگزاران صدا و سیما, یک بار به او اشکال کردم که این چه عملکردی است که صداو سیما دارد .چرا انقدر کارکنان آن خائن هستند؟!و.... پاسخ گفت : شما خبر از درون این سازمان پر مسئله ندارید این سازمان را اکنون کارکنانش که بسیاری از ایشان دل در گرو جنبش سبز دارند هدایت نمی کنند بلکه سکان هدایت آن در دستان افراد نظامی است که در آنجا مستقر هستند. چه انتظاری دارید.؟!؟!
لذا از تمامی همراهان و یاران جنبش سبز که قاطبه عظیم آن از طبقه فرهیخته آگاه و فرهنگی جامعه هستند انتظار است که در پاکیزه نگاه داشتن دامان این جنبش بکوشند و فرصت تخطئه به دشمن ندهند.
ما می توانیم مخالفین خود را همراه خویش سازیم به شرط آنکه در مبارزه و د رمخالفت منطقی و پاکیزه برخورد کنیم .
واقعا حیف است این همه خونی که به پای این نهال رو به رشد ریخته شد با برخوردهای نا مناسب و مخالفت های دور ار شان جنبش ملوث وخشک گردد.
اصول طنز قانون اساسي
اصل پنجاه و ششم قانون اساسي: حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است و هيچكس نميتواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.
اصل نهم قانون اساسي: در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشهاي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را هر چند يا وضع قوانين و مقررات سلب كند.
اصل بيست سوم قانون اساسي: تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
اصل بيست و چهارم قانون اساسي: نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين ميكند.
اصل بيست و پنجم قانون اساسي: بازرسي و نرساندن نامهها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها،استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.
اصل سي و دوم قانون اساسي: هيچكس را نميتوان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين ميكند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه در اسراع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود.
اصل سي و هشتم قانون اساسي: هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار براي كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت،اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از اين اصل قانون مجازات ميشود.
اصل سي و ششم قانون اساسي: حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل سي و پنجم قانون اساسي: در همه دادگاهها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند و اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد.
اصل يكصد و شصتو هشتم: رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علنياست و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت ميگيرد. نحوه انتخاب شرايط، اختيارات هيات منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون براساس موازين اسلامي معين ميكند.
اصل بيست و هفتم قانون اساسي: تشكيل اجتماعات وراهپيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است..
اصل نهم قانون اساسي: در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشهاي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را هر چند يا وضع قوانين و مقررات سلب كند.
اصل بيست سوم قانون اساسي: تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
اصل بيست و چهارم قانون اساسي: نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين ميكند.
اصل بيست و پنجم قانون اساسي: بازرسي و نرساندن نامهها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها،استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.
اصل سي و دوم قانون اساسي: هيچكس را نميتوان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين ميكند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه در اسراع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود.
اصل سي و هشتم قانون اساسي: هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار براي كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت،اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از اين اصل قانون مجازات ميشود.
اصل سي و ششم قانون اساسي: حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل سي و پنجم قانون اساسي: در همه دادگاهها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند و اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد.
اصل يكصد و شصتو هشتم: رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علنياست و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت ميگيرد. نحوه انتخاب شرايط، اختيارات هيات منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون براساس موازين اسلامي معين ميكند.
اصل بيست و هفتم قانون اساسي: تشكيل اجتماعات وراهپيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است..
انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی از «میثاق نامه» دولت بر آمده از کودتا
شبکه جنبش راه سبز(جرس):روزنامه جمهوری اسلامی در ستون «جهت اطلاع» شماره چهارشنبه خود به آنچه تحت عنوان«ميثاق نامه رئيس جمهور با وزراي پيشنهادي» از سوی تیم احمدی نژاد منتشر شده اعتراض کرد و نوشت«در اين ميثاق نامه با اينكه نكات مثبت نيز وجود دارد بند پنجم از محتوائي برخوردار است كه با معيارهاي اسلامي مربوط به مسئولان دولتي منطبق نيست.»
این روزنامه نوشت«متن بند پنجم اينست:در جهت ارتقاي كيفيت و افزايش بهره وري و موفقيت دولت تلاش نمايم موفقيت خود را در موفقيت و پيروزي دولت و رئيس جمهور برگزيده ملت بدانیم.از تصميمات دولت و رئيس جمهور برگزيده ملت تبعيت نمايم و در اجراي آنها بكوشم.»
روزنامه جمهوری اسلامی تاکید کرده«همانطور كه ملاحظه مي شود در اين بند تكرار دوباره عبارت"رئيس جمهور برگزيده ملت"و تبعيت از تصميمات رئيس جمهور به معناي بزرگتر از اندازه واقعي نشان دادن جايگاه رئيس جمهور و بي اراده بودن وزرا در برابر تصميمات وي مي باشد.» این روزنامه همچنین از قول آیت الله خمینی نوشته«وزرا فرمانبردار اسلام باشند نه رئيس جمهور.»
این روزنامه نوشت«متن بند پنجم اينست:در جهت ارتقاي كيفيت و افزايش بهره وري و موفقيت دولت تلاش نمايم موفقيت خود را در موفقيت و پيروزي دولت و رئيس جمهور برگزيده ملت بدانیم.از تصميمات دولت و رئيس جمهور برگزيده ملت تبعيت نمايم و در اجراي آنها بكوشم.»
روزنامه جمهوری اسلامی تاکید کرده«همانطور كه ملاحظه مي شود در اين بند تكرار دوباره عبارت"رئيس جمهور برگزيده ملت"و تبعيت از تصميمات رئيس جمهور به معناي بزرگتر از اندازه واقعي نشان دادن جايگاه رئيس جمهور و بي اراده بودن وزرا در برابر تصميمات وي مي باشد.» این روزنامه همچنین از قول آیت الله خمینی نوشته«وزرا فرمانبردار اسلام باشند نه رئيس جمهور.»
پیام امید نهضت آزادی به ملت ایران:قدرت حق در برابر حق قدرت
شبکه جنبش راه سبز(جرس):نهضت آزادی ایران با انتشار بیانیه ای با اعتراض به برگزاری دادگاه های نمایشی و اعتراف گیری احباری هدف آن را حذف نیروهای منتقد و اصلاح طلب عنوان کرد.
نهضت آزادی در این بیانیه ضمن تاکید بر«ضرورت تقویت راهبرد اصلاح طلبی و پرهیز از خشونت» به مسئولان هشدار داد که «کشور ایران به هیچ روي قابل مقایسه با کشورهایی چون روسیه و چین نیست، تا بتوان از رفتارهاي سرکوبگرانه آنها الگوبرداری کرد.»
در این بیانیه نهضت آزادی همچنین به حاکمان توصیه کرد« به جای سركوب و حذف نیروهای سیاسی ملتزم به قانون اساسي و تنگ کردن پيوسته فضاي سياسي، با قانونمداري و گسترش آزادیهای سیاسی و مدنی، بقا ، انسجام و ثبات نظام را تضمین كنند.»
متن کامل بیانیه نهضت آزادی ایران چنین است:
پیام امید به ملت ایران : قدرت حق در برابر حق قدرت
ملت شریف ایران ،
در هفتههای گذشته، متاسفانه شاهد برگزاری دادگاههایی بودهایم که در ظاهر برای محاکمه عوامل نا آرامیهای اخیر برپا شدهاست و در آنها شماری از اعضای برجسته احزاب اصلاح طلب از جمله حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و حزب کارگزاران سازندگی ايران حضور يافنه به اعتراف علیه خویش مجبور شدهاند. بي ترديد، این دادگاهها نمایشی بوده و با اهداف سیاسی، به قصد حذف نیروهای منتقد و اصلاح طلب تشکیل شدهاند.
نهضت آزادی ایران، ضمن محکوم كردن رفتار حاکمان در برخورد غیرقانونی با احزاب اصلاح طلب، اینگونه اعترافات را، که در زندان و تحت فشارهای روانی و فیزیکی گرفته شدهاست، فاقد وجاهت قانونی و هر گونه ارزش حقوقی، اخلاقی و انسانی می داند.
اعضای نهضت آزادی ایران، با بیش از پنجاه سال تجربه فعالیت سیاسی، بارها شاهد صحنههای تکراری از دادگاههای نمایشی و نظامی بودهاند. این اقدامات خلاف قانون و اخلاق مکررا در تاریخ معاصر کشورما و ديگر کشورها رخ دادهاست. عبرت انگيز است که در همه موارد، در بلند مدت، پيامدهاي مخرب و منفی اینگونه رفتارها به خود حکومتها بازگشته و آنها را از اقدامات سرکوبگرانهشان پشیمان ساخته است. نهضت آزادی ایران اطمینان دارد که برپایی چنین دادگاههایی نمايانگر ساده انگاری حاكمان در درک و فهم مطالبات تاریخی ملت ایران و ناتوانی در سنجش عمق جنبش مردمی است. اینگونه رفتارها، به گواهی تاریخ، از پیش شکست خورده به شمار ميرود. هنگامی که تجربههای تاریخی و آموزههای علوم اجتماعی و سیاسی نتایج رفتارها و اقدامات اينچنيني را آشکار ساخته است، تنها ميتوان چنين تحليل كرد كه یا حاکمان به اين تجارب تاريخي توجه نكردهاند یا جریان های مشکوک نفوذي به عمد در صدد ضربه زدن به نظام سیاسی حاکم بر ایرانند.
نهضت آزادی ایران در تمام سالهای فعالیتش، چه در دوران نظام استبدادسلطنتی و چه در دوره سی ساله پس از پيروزي انقلاب، همواره خواهان و مدافع استقرار حکومتی با محتوای دموکراتیک بوده است، حکومتی که پاسخگوی مطالبات مردم باشد و به آزادیها و حقوق اساسی مصرح در قوانین داخلی و عهدنامههای بینالمللی احترام گذارد. متاسفانه، حاکمان تازه به مسند قدرت نشسته در ایران هرگونه آزادیخواهی و مشارکت مردم در تعيين سرنوشتشان را، که در چارچوب قانون صورت ميگیرد، تفسیر به براندازی نرم کرده ، هرگونه انتقاد و اعتراض مردمی به رفتار غیرقانونی حاکمان را به انقلاب مخملی تعبیر میکنند.
حاکم شدن دیدگاههاي امنیتی و نظامی بر دستگاه مدیریتی کشور منجر به کوته بیني و عدم واقعبینی حاكمان در عرصه سیاسی شده، باعث میشود كه آنان نتوانند پيامدهاي بلند مدت و مخرب اقدامات کوتاه مدت و مقطعی شان را پيش بيني کنند. در چنین شرایطی، مدیریت كلان اجرايي کشور به سازوکارهای کنترل و سرکوب شهروندان تقلیل میيابد، بدون آنکه منافع ملی و مصالح بلند مدت نظام سیاسی مورد توجه قرار گیرد. در نتیجه، حاکمانی که از موفقیت ظاهري خویش در سرکوب مردم بی دفاع و مظلوم مغرور و سرخوش هستند ناگهان خودشان را بر لبه پرتگاهی مشاهده میکنند که از شکاف میان ملت و دولت ايجاد شدهاست و آنگاه برای جبران گذشته و جلوگیری از سقوط بسیار دیر خواهد بود.
ضرورت تقویت راهبرد اصلاح طلبی وپرهیز از خشونت
نهضت آزادی ایران معتقد است که اصلاح طلبی همچنان تنها راه ممکن و مطلوب در برابر ملت ایران برای رسیدن به خواستهای تاریخی آن است. تمامیت خواهان در پي قانون ستیزی و حذف آزادیهای تصریح شده در قانون اساسیاند. در این شرایط، عمل كردن در چارچوب قانون اساسی بهترین اقدام خواهد بود. بنا بر تجربههای تاریخی، قدرت طلبانی که تنها متکی به سلاح و سازو كارهاي امنيتي ـ نظامي هستند خشونت طلبی و تداوم فضای بحراني را ضامن بقایشان میدانند. تقابل با گروههاي قدرت طلب با همان سبک و شیوه دقیقا خواست آنان است چرا که هر دولت نظامی از نظر توان اعمال قدرت و خشونت از دیگر نیروهای اجتماعی برتر است و در تقابل خشونتآمیز قطعا برنده میدان خواهد بود. از اين رو، آرام سازی فضای سیاسی و تلاش در راستاي رفع وضعیت فوقالعاده آنان را خلع سلاح کرده، بهانه سرکوب و حذف نیروهای سیاسی را از ایشان ميگيرد و شرایط عینی جامعه را برای تحولات تدریجی و پایدار در راستای دستیابی به مطالبات مردم فراهم میسازد.
پیشبرد روابط و معادلات در سطوح سیاسی و قانونی، اگر چه ممکن است كه هیجان و شور اجتماعی حركتهاي پيشين را نداشته باشد، فضا را برای اقدامات اصلاح طلبانه بیشتر آماده خواهد کرد. دامن زدن به تنش و برخورد و ايجاد يا تداوم فضای درگیری و خشونت در واقع به سود جريان انحصارطلب خواهد بود. در شرایط عادی سیاسی، نیروهای اصلاح طلب ميتوانند با صراحت و قدرت بیشتری بر آزادی احزاب و اجتماعات، آزادی بیان و آزادی قلم تاکید كنند. این گونه آزاديها از اصول مصرح در قانون اساسیاند و کسی حق ندارد كه نیروهای اصلاح طلب را به بهانه اظهار نظر و انتقاد یا ارائه برنامه و راهبرد یا تشکیل اجتماعات و تشکلهای مدنی مورد بازخواست و اعتراض و فشار قرار دهد.
اعضا و هواداران احزاب اصلاح طلب و ياران جنبش سبز ايران بايد، همراه با منطقی ساختن فضای سیاسی و گرفتن فرصت درگیری و حذف از قدرت طلبان، به زنده نگه داشتن جنبش در فضای آرام
و بخشيدن امید به مردم همت گمارند. متاسفانه، از دید برخی مردم عادی، جنبش تنها در تظاهرات و اجتماعات خیابانی معنا مييابد و اگر اینگونه رفتارهاي هيجاني و احساساتي کاهش يابد، در ذهن آنان به معنای فروکش کردن و پایان يافتن جنبش خواهد بود، در حالی که حركتي که در قالب جنبش سبز مردمی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نمود يافت، بسیار عمیق و ریشهدار است و به سادگی از مطالباتش دست بر نخواهد داشت و فروکش نخواهد کرد. این جنبش میتواند به شيوههاي گوناگون و با اقدامات بسیار متنوع دیگر همچنان فعال، زنده و پویا باقی بماند.
هشدار به مسئولان
برای چندمین بار باید تاکید كنيم که کشور ایران به هیچ روي قابل مقایسه با کشورهایی چون روسیه و چین نیست، تا بتوان از رفتارهاي سرکوبگرانه آنها الگوبرداری کرد. چه بسا تقلید از برخی اقدامات آنها منجر به از دست رفتن ثبات سیاسی و انسجام حاکمیت در ایران شود و عکس نتایج كوتاه مدت به دست آمده در آن کشورها را نصیب حاکمان ايران کند، همانگونه که به باور ما الگوبرداری و تقلید از انقلاب های مخملي و رنگی برخی از کشورها نيز برای ایران اشتباه و نادرست است، بر این باور هستیم که روشهای سرکوبگرانه و مدیریت غیردموکراتیک در سایر کشورها نیز به کار این سرزمین نمیآید و نتایج عکس به بار خواهد آورد.
بي ترديد، هرگونه کنترل برای حفظ انسجام و بقای یک نظام سیاسی باید بر اساس مکانیسمهای درون زا و مشروع در نظامهای متکثر باشد. هرگونه دستكاري در کنترلهای طبیعی یک جامعه دموکراتیک نیازمند انبوهی از اقدامات سرکوبگرانه و زنجيرهاي است که پيامدهاي آنها به هیچ وجه قابل پیشبینی نیست. در چنان شرایطی، حکومت در دور باطل افزایش خشونت و از دست دادن مداوم مشروعیت گرفتار میآید و درست در زماني که مغرورانه میاندیشد كه همه چیز در اختیار و کنترل آن است، ناگهان حركتها دوباره آغاز ميشود و حكومت ناباورانه شاهد رخ دادن تحولات گسترده ميگردد. این سرنوشت همه نظامهاي خودکامه در طول تاریخ بوده است. تاريخ همواره شاهد تصویر چهره های بهت زده و مستاصل حاكمان اين نظامها در پایان و فرجام کارشان بودهاست. آنان همواره در زیر لب در حال سرزنش خویش و در این فکر بودهاند که درکجا و چه زمان اشتباه کردهاند.
نهضت آزادی ایران، همچون گذشته، مشفقانه به حاکمان توصیه میکند که، به جای سركوب و حذف نیروهای سیاسی ملتزم به قانون اساسي و تنگ کردن پيوسته فضاي سياسي، با قانونمداري وگسترش آزادیهای سیاسی و مدنی، بقا ، انسجام و ثبات نظام را تضمین كنند. نیازی نیست که حاکمان در ميان نیروهای صادق اصلاح طلب، روشنفکران، دانشجویان و روزنامه نگاران منتقد به دنبال عناصر برانداز و عوامل انقلاب مخملی بگردند؛ در واقع، پيامدهاي اقدامات سرکوبگرانه است كه موجب سقوط و فروپاشی ميشود و این بدان معنا است که چنين حاکماني خود عامل براندازی خویشاند. نظامهای سرکوبگر همواره «خود ـ برانداز» و «خود ـ ویرانگر» بودهاند.
در پایان یادآور می شود که: تاريخ تحولات بشري بيانگر رويا رويي دو جهان بيني «قدرت حق » و «حق قدرت» است. در جهان بيني اول، حق؛ في نفسه، واجد قدرت است و بر هر قدرت ناحقي چيره ميشود. در برابر اين جهان بيني، جريانهايي وجود دارد كه از موضع قدرت به خود حق ميدهند كه هر وسيله و روشي را براي حفظ قدرتشان به كار گيرند. اما، به گواهي تاريخ، همواره قدرت حق پيروز ميشود.
نهضت آزادی ایران
نهضت آزادی در این بیانیه ضمن تاکید بر«ضرورت تقویت راهبرد اصلاح طلبی و پرهیز از خشونت» به مسئولان هشدار داد که «کشور ایران به هیچ روي قابل مقایسه با کشورهایی چون روسیه و چین نیست، تا بتوان از رفتارهاي سرکوبگرانه آنها الگوبرداری کرد.»
در این بیانیه نهضت آزادی همچنین به حاکمان توصیه کرد« به جای سركوب و حذف نیروهای سیاسی ملتزم به قانون اساسي و تنگ کردن پيوسته فضاي سياسي، با قانونمداري و گسترش آزادیهای سیاسی و مدنی، بقا ، انسجام و ثبات نظام را تضمین كنند.»
متن کامل بیانیه نهضت آزادی ایران چنین است:
پیام امید به ملت ایران : قدرت حق در برابر حق قدرت
ملت شریف ایران ،
در هفتههای گذشته، متاسفانه شاهد برگزاری دادگاههایی بودهایم که در ظاهر برای محاکمه عوامل نا آرامیهای اخیر برپا شدهاست و در آنها شماری از اعضای برجسته احزاب اصلاح طلب از جمله حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و حزب کارگزاران سازندگی ايران حضور يافنه به اعتراف علیه خویش مجبور شدهاند. بي ترديد، این دادگاهها نمایشی بوده و با اهداف سیاسی، به قصد حذف نیروهای منتقد و اصلاح طلب تشکیل شدهاند.
نهضت آزادی ایران، ضمن محکوم كردن رفتار حاکمان در برخورد غیرقانونی با احزاب اصلاح طلب، اینگونه اعترافات را، که در زندان و تحت فشارهای روانی و فیزیکی گرفته شدهاست، فاقد وجاهت قانونی و هر گونه ارزش حقوقی، اخلاقی و انسانی می داند.
اعضای نهضت آزادی ایران، با بیش از پنجاه سال تجربه فعالیت سیاسی، بارها شاهد صحنههای تکراری از دادگاههای نمایشی و نظامی بودهاند. این اقدامات خلاف قانون و اخلاق مکررا در تاریخ معاصر کشورما و ديگر کشورها رخ دادهاست. عبرت انگيز است که در همه موارد، در بلند مدت، پيامدهاي مخرب و منفی اینگونه رفتارها به خود حکومتها بازگشته و آنها را از اقدامات سرکوبگرانهشان پشیمان ساخته است. نهضت آزادی ایران اطمینان دارد که برپایی چنین دادگاههایی نمايانگر ساده انگاری حاكمان در درک و فهم مطالبات تاریخی ملت ایران و ناتوانی در سنجش عمق جنبش مردمی است. اینگونه رفتارها، به گواهی تاریخ، از پیش شکست خورده به شمار ميرود. هنگامی که تجربههای تاریخی و آموزههای علوم اجتماعی و سیاسی نتایج رفتارها و اقدامات اينچنيني را آشکار ساخته است، تنها ميتوان چنين تحليل كرد كه یا حاکمان به اين تجارب تاريخي توجه نكردهاند یا جریان های مشکوک نفوذي به عمد در صدد ضربه زدن به نظام سیاسی حاکم بر ایرانند.
نهضت آزادی ایران در تمام سالهای فعالیتش، چه در دوران نظام استبدادسلطنتی و چه در دوره سی ساله پس از پيروزي انقلاب، همواره خواهان و مدافع استقرار حکومتی با محتوای دموکراتیک بوده است، حکومتی که پاسخگوی مطالبات مردم باشد و به آزادیها و حقوق اساسی مصرح در قوانین داخلی و عهدنامههای بینالمللی احترام گذارد. متاسفانه، حاکمان تازه به مسند قدرت نشسته در ایران هرگونه آزادیخواهی و مشارکت مردم در تعيين سرنوشتشان را، که در چارچوب قانون صورت ميگیرد، تفسیر به براندازی نرم کرده ، هرگونه انتقاد و اعتراض مردمی به رفتار غیرقانونی حاکمان را به انقلاب مخملی تعبیر میکنند.
حاکم شدن دیدگاههاي امنیتی و نظامی بر دستگاه مدیریتی کشور منجر به کوته بیني و عدم واقعبینی حاكمان در عرصه سیاسی شده، باعث میشود كه آنان نتوانند پيامدهاي بلند مدت و مخرب اقدامات کوتاه مدت و مقطعی شان را پيش بيني کنند. در چنین شرایطی، مدیریت كلان اجرايي کشور به سازوکارهای کنترل و سرکوب شهروندان تقلیل میيابد، بدون آنکه منافع ملی و مصالح بلند مدت نظام سیاسی مورد توجه قرار گیرد. در نتیجه، حاکمانی که از موفقیت ظاهري خویش در سرکوب مردم بی دفاع و مظلوم مغرور و سرخوش هستند ناگهان خودشان را بر لبه پرتگاهی مشاهده میکنند که از شکاف میان ملت و دولت ايجاد شدهاست و آنگاه برای جبران گذشته و جلوگیری از سقوط بسیار دیر خواهد بود.
ضرورت تقویت راهبرد اصلاح طلبی وپرهیز از خشونت
نهضت آزادی ایران معتقد است که اصلاح طلبی همچنان تنها راه ممکن و مطلوب در برابر ملت ایران برای رسیدن به خواستهای تاریخی آن است. تمامیت خواهان در پي قانون ستیزی و حذف آزادیهای تصریح شده در قانون اساسیاند. در این شرایط، عمل كردن در چارچوب قانون اساسی بهترین اقدام خواهد بود. بنا بر تجربههای تاریخی، قدرت طلبانی که تنها متکی به سلاح و سازو كارهاي امنيتي ـ نظامي هستند خشونت طلبی و تداوم فضای بحراني را ضامن بقایشان میدانند. تقابل با گروههاي قدرت طلب با همان سبک و شیوه دقیقا خواست آنان است چرا که هر دولت نظامی از نظر توان اعمال قدرت و خشونت از دیگر نیروهای اجتماعی برتر است و در تقابل خشونتآمیز قطعا برنده میدان خواهد بود. از اين رو، آرام سازی فضای سیاسی و تلاش در راستاي رفع وضعیت فوقالعاده آنان را خلع سلاح کرده، بهانه سرکوب و حذف نیروهای سیاسی را از ایشان ميگيرد و شرایط عینی جامعه را برای تحولات تدریجی و پایدار در راستای دستیابی به مطالبات مردم فراهم میسازد.
پیشبرد روابط و معادلات در سطوح سیاسی و قانونی، اگر چه ممکن است كه هیجان و شور اجتماعی حركتهاي پيشين را نداشته باشد، فضا را برای اقدامات اصلاح طلبانه بیشتر آماده خواهد کرد. دامن زدن به تنش و برخورد و ايجاد يا تداوم فضای درگیری و خشونت در واقع به سود جريان انحصارطلب خواهد بود. در شرایط عادی سیاسی، نیروهای اصلاح طلب ميتوانند با صراحت و قدرت بیشتری بر آزادی احزاب و اجتماعات، آزادی بیان و آزادی قلم تاکید كنند. این گونه آزاديها از اصول مصرح در قانون اساسیاند و کسی حق ندارد كه نیروهای اصلاح طلب را به بهانه اظهار نظر و انتقاد یا ارائه برنامه و راهبرد یا تشکیل اجتماعات و تشکلهای مدنی مورد بازخواست و اعتراض و فشار قرار دهد.
اعضا و هواداران احزاب اصلاح طلب و ياران جنبش سبز ايران بايد، همراه با منطقی ساختن فضای سیاسی و گرفتن فرصت درگیری و حذف از قدرت طلبان، به زنده نگه داشتن جنبش در فضای آرام
و بخشيدن امید به مردم همت گمارند. متاسفانه، از دید برخی مردم عادی، جنبش تنها در تظاهرات و اجتماعات خیابانی معنا مييابد و اگر اینگونه رفتارهاي هيجاني و احساساتي کاهش يابد، در ذهن آنان به معنای فروکش کردن و پایان يافتن جنبش خواهد بود، در حالی که حركتي که در قالب جنبش سبز مردمی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نمود يافت، بسیار عمیق و ریشهدار است و به سادگی از مطالباتش دست بر نخواهد داشت و فروکش نخواهد کرد. این جنبش میتواند به شيوههاي گوناگون و با اقدامات بسیار متنوع دیگر همچنان فعال، زنده و پویا باقی بماند.
هشدار به مسئولان
برای چندمین بار باید تاکید كنيم که کشور ایران به هیچ روي قابل مقایسه با کشورهایی چون روسیه و چین نیست، تا بتوان از رفتارهاي سرکوبگرانه آنها الگوبرداری کرد. چه بسا تقلید از برخی اقدامات آنها منجر به از دست رفتن ثبات سیاسی و انسجام حاکمیت در ایران شود و عکس نتایج كوتاه مدت به دست آمده در آن کشورها را نصیب حاکمان ايران کند، همانگونه که به باور ما الگوبرداری و تقلید از انقلاب های مخملي و رنگی برخی از کشورها نيز برای ایران اشتباه و نادرست است، بر این باور هستیم که روشهای سرکوبگرانه و مدیریت غیردموکراتیک در سایر کشورها نیز به کار این سرزمین نمیآید و نتایج عکس به بار خواهد آورد.
بي ترديد، هرگونه کنترل برای حفظ انسجام و بقای یک نظام سیاسی باید بر اساس مکانیسمهای درون زا و مشروع در نظامهای متکثر باشد. هرگونه دستكاري در کنترلهای طبیعی یک جامعه دموکراتیک نیازمند انبوهی از اقدامات سرکوبگرانه و زنجيرهاي است که پيامدهاي آنها به هیچ وجه قابل پیشبینی نیست. در چنان شرایطی، حکومت در دور باطل افزایش خشونت و از دست دادن مداوم مشروعیت گرفتار میآید و درست در زماني که مغرورانه میاندیشد كه همه چیز در اختیار و کنترل آن است، ناگهان حركتها دوباره آغاز ميشود و حكومت ناباورانه شاهد رخ دادن تحولات گسترده ميگردد. این سرنوشت همه نظامهاي خودکامه در طول تاریخ بوده است. تاريخ همواره شاهد تصویر چهره های بهت زده و مستاصل حاكمان اين نظامها در پایان و فرجام کارشان بودهاست. آنان همواره در زیر لب در حال سرزنش خویش و در این فکر بودهاند که درکجا و چه زمان اشتباه کردهاند.
نهضت آزادی ایران، همچون گذشته، مشفقانه به حاکمان توصیه میکند که، به جای سركوب و حذف نیروهای سیاسی ملتزم به قانون اساسي و تنگ کردن پيوسته فضاي سياسي، با قانونمداري وگسترش آزادیهای سیاسی و مدنی، بقا ، انسجام و ثبات نظام را تضمین كنند. نیازی نیست که حاکمان در ميان نیروهای صادق اصلاح طلب، روشنفکران، دانشجویان و روزنامه نگاران منتقد به دنبال عناصر برانداز و عوامل انقلاب مخملی بگردند؛ در واقع، پيامدهاي اقدامات سرکوبگرانه است كه موجب سقوط و فروپاشی ميشود و این بدان معنا است که چنين حاکماني خود عامل براندازی خویشاند. نظامهای سرکوبگر همواره «خود ـ برانداز» و «خود ـ ویرانگر» بودهاند.
در پایان یادآور می شود که: تاريخ تحولات بشري بيانگر رويا رويي دو جهان بيني «قدرت حق » و «حق قدرت» است. در جهان بيني اول، حق؛ في نفسه، واجد قدرت است و بر هر قدرت ناحقي چيره ميشود. در برابر اين جهان بيني، جريانهايي وجود دارد كه از موضع قدرت به خود حق ميدهند كه هر وسيله و روشي را براي حفظ قدرتشان به كار گيرند. اما، به گواهي تاريخ، همواره قدرت حق پيروز ميشود.
نهضت آزادی ایران
اشتراک در:
پستها (Atom)
